|
امواج فراصوتی هرموج شنوایی یا فراصوتی یک آشفتگی مکانیکی در یک محیط گاز، مایع و یا جامد است که به سوی بیرون از چشمه صوتی و با سرعتی یکنواخت و معین حرکت می کند. در حرکت یا گسیل موج مکانیکی ماده منتقل نمی شود. ویژگیهای امواج فراصوت طول موج: هر چه ماده متراکم تر باشد سرعت بیشتر است یعنی هر چه مولکولها کوچکتر باشد جابجا کردن آنها ساده تر است. بازتابش قانونهای اسنل
ضریب بازتابش و گذر: هنگامی که امواج صوتی به دیواره سخت برخورد می کنند ( برخورد امواج صوتی به کوه ) بازتاب می یابند. در این جا بازتاب یا اکو یا پژواک هنگامی بوجود می آید که اندازه های دیواره سخت ( رویه بازتاب کننده ) نسبت به طول موج امواج تابشی بسیار بزرگتر باشد .
جذب هنگام گذر موج فراصوتی در محیط انرژی آن جذب محیط می شود. دراین پدیده انرژی گرفته شده از موج تابشی آغازین ،پس از زمان ویژه ای به نام زمان دیرکرد به موج تابشی نخستین می پیوندد. جذب شدید انرژی موج فراصوتی تابشی ،هنگامی انجام می گیرد که در پدیده رهایی از فشار، موجی که به موج تابشی آغازین می پیوندد در برابر آن باشد ( اختلاف فاز ) در اینجا اندازه انرژی جذب شده به اندازه انرژی تابشی آغازین که تغییر شکل داده بستگی خواهد داشت. در بسامدهای پایین فراصوتی ،زمان دیرکرد که انرژی تغییر شکل یافته به موج تابشی آغازین می پیوندد کوچک و نادیده گرفتنی است ،پس جذب شدید نیست ولی اندازه جذب با افزایش بسامد افزایش می یابد و هنگامی به بیشترین اندازه خود میرسد که انرژی تغییر شکل یافته برای پیوستن به موج تابشی آغازین درست در برابر آن جا گیرد ( اختلاف فاز کامل ). اگر بسامد از این اندازه بالاتر رود زمان برای تغییر شکل انرژی کوچک شده و در اینجا اندازه جذب ،باز کاهش می یابد.
پدیده داپلر در تشخیص پزشکی با به کارگیری فراصوت ارزش فراوانی دارد که پس از این درباره آن گفتگو خواهد شد. تولید و آشکار سازی امواج فراصوتی: الف- اثر پیزوالکتریسیته
ب- اثر مگنتواستریکسیون |
در رادیولوژی ، پرتو می تواند ساختمان های نهان بدن را آشکار سازد. در آشکارسازی ساختمانهای درونی گاهی از موادی به نام حاجب استفاده می شود. زیانهایی که درتابش پرتو رونتگن و کاربرد مواد حاجب وجود دارد ، دانشمندان را به فکر انداخت تا تابشها و روشهای دیگری برای پی بردن به آناتومی ساختمانهای نهان بکارگیرند.
یکی از روشها کاربرد تشخیصی امواج فراصوت است. در کاربرد امواج الکترومغناطیسی رونتگن از نفوذپذیری آن و همچنین اختلاف جذب پرتو در برخوردش با اتمهای سر راه سود برده می شود درحالی که ویژگی بازتاب امواج مکانیکی فراصوت در برخورد با مرز مشترک بافتها به کار گرفته می شود.
فراصوت یا اولتراسوند تشخیصی یکی از رشته های دانش پزشکی است که گاهی می تواند داده های بیشتری را در مقایسه با رادیولوژی فراهم سازد. از سوی دیگر برای جنین هم خطر کمتری دارد. برای پی بردن به ساز و کار یا مکانیزم کار امواج فراصوتی ،آشنایی با فیزیک آن نیاز است از این رو در این جا ویژگیهای فراصوت بررسی می شود.
واژه فراصوت یا اولتراسوند به امواج مکانیکی گفته می شود که بسامد یا فرکانس آنها بالاتر از حد شنوایی انسان باشد ،گوش انسان می تواند امواج میان 20 هرتز تا 20000 هرتز را بشنود.
۳- ترانسدیوسر
۴- پردازش تصویر
۵- A-Scan
۶- B-Scan
۷- M-Scan
۱۰- سونوگرافی و درمان بیماری ها
۱۱- اصول طراحی ، نصب و نگهداری
۱۲- سونوترومبولیز
Preparing For MRI Exams
- چه کارهایی برای آماده شدن برای اسکن باید انجام دهید.
دارویی: این خیلی مهم است که داروهایی که بطور منظم استفاده می کنید همراه داشته باشید تا کارکنان بدانند شما چه داروهایی به طور مرتب می خورید .
غذاها و نوشیدنی ها : شما ممکن است هر چیزی که دوست دارید قبل از اینکه شکم شما مورد اسکن قرار بگیرد بخورید یا بیاشامید در حالی که ممکن است لازم باشد چند ساعتی قبل از آزمون چیزی نخورید و مقداری ماده کنتراست بنوشید . وقتی شما برای آزمونتان به بخش میرسید متصدی پذیرش MRI شما را صدا کرده و دستورالعملی را که نیاز دارید به شما می دهد. در آن زمان شما می توانید تقریباً حدس بزنید آزمون شما چقدر طول می کشد.

- اسکن MRI: کی باید برسید؟
شما باید 15 دقیقه قبل از وقت به محل برسید . این موضوع زمان لازم را برای کامل کردن امور دفتری به شما می دهد و لباستان را عوض کرده و سؤالهای خود را از تکنولوژیست درباره اسکن بپرسید قبل از اینکه ما اسکن را شروع کنیم.
- در طی اسکن چه اتفاقی می افتد؟ لباسها / وسایل فلزی
برای همه اسکن های MRI شما در ابتدا باید به محل تعویض لباس رفته و لباسهایتان را عوض کنید و در قفسه های قفل دار قرار دهید اگر چه بهتر است وسایل قیمتی خود را در خانه بگذارید . اگر وسایل فلزی مثل جواهرات ، دندان مصنوعی ، عینک یا سمعک دارید درکار اسکن مداخله میکند . ما از شما می خواهیم که آن ها را در آورید و اگر کارت اعتباری در جیب شما باشد در طول اسکن میدان مغناطیسی به کار و شما صدمه وارد می کند.
در اسکن مغز بیماران، نباید آرایش وجود داشته باشد چون اثرات بدی روی کنتراست به جا می گذارد.
- آمادگی تزریق داخل وریدی
تعداد زیادی از بیماران در طول زمان اسکن مواد کنتراست داخل وریدی برای داشتن تصویر واضح از ناحیه ای که اسکن می شود دریافت می کنند . اگر دکتر شما مشخص کند که این روش اسکن MRI باید با ماده کنتراست تقویت شود تکنولوژیست یک I V در بازوی شما در طول زمانی که اسکن می شوید قرار می دهد.
- اسکن
بعد تکنولوژیست شما را به اتاق MRI می آورد و روی تخت می خوابید . تکنولوژیست بخشی از بدن شما را در قسمت وسط مغناطیسی استوانه ای پوزیشن می دهد . اسکنر با هیچ چیز تماس ندارد. چون اسکنر صدای بلندی برای گرفتن تصاویر ایجاد می کند تکنولوژیست به شما پیشنهاد می کند که با هدفون به موزیک با صدای کمتر گوش دهید. تکنولوژیست اتاق را ترک می کند اما بوسیله پنجره معاینه در محل و همچنین ارتباط صدایی در هرزمان با بیمار درارتباط است . شما باید کاملاً آرام دراز بکشید و ممکن است از شما بخواهند که درحین گرفتن تصاویر نفس خود را نگه دارید.
هر اسکن MRI کاملاً جداگانه است و به احتیاجات هر بیمار بستگی دارد. اگر شما اسکن MRI قبلی انجام داده اید. اگر آزمون دیگرتان طولانی تر یا کوتاهتر شد نگران نشوید . بعد از اسکن مقدماتی شما اگر شما یک داروی کنتراست احتیاج داشته باشید تکنولوژیست شما را از مگنت بیرون آورده و ماده کنتراست داخل وریدی به بازوی شما تزریق می شود. سپس تکنولوژیست شما را به پوزیشن اولتان در مگنت بر می گرداند. بعد از گرفتن همه تصاویر ممکن است از شما بخواهند که چند دقیقه ای منتظر بمانید تا رادیولوژیست تصاویر تهیه شده از شما را بازنگری کند و شما مطمئن باشید که ما دقیقاً همان چیزهایی که دکتر شما خواسته است گرفته ایم. بعد شما لباس پوشیده و بخش را ترک می کنید.
- ماده کنتراست
ماده کنتراست یا عوامل کنتراست ( بعضی مواقع مواد رنگی نامیده می شوند ) ارگانها و نمای عروق شما را روشن می کنند تا رادیولوژیست آنها را بهتر ببیند . در زمان قبل شما قبلاً برای بررسی کلیه ،CT اسکن یا آنژیوگرافی مورد اکسپوژر قرار گیرد . در گذشته اغلب عوامل کنتراست می توانست منجر به واکنش آلرژیک در بعضی افراد شود. امروزه مواد کنتراست میزان بروز واکنش بسیارنادر است در حقیقت ، اغلب بیماران در طول تزریق هیچ احساسی نمی کنند.
- بعد از اسکن
شما هیچ محدودیتی بعد از داشتن یک اسکن MRI ندارید و می توانید هر فعالیتی انجام دهید . برای حذف بهتر ماده کنتراست از بدنتان به وفور مایعات بنوشید.
فرایند کنترل کیفی در تجهیزات MRI به منظور بیان استاندار اندازه گیری در آزمونهای روزانه و تعیین وثبت تغییرات ایجاد شده در سیستم، انجام می گیرد. اگر چه تعریف استاندارد را نمی توان بطور دقیق مطرح ساخت، ولی هدف فرایند کنترل کیفی ، شناسایی هر گونه تغییرات ایجاد شده در کارایی سیستم می باشد. ثبت اندازه گیری های روزانه در فرایند کنترل کیفی برای تجهیزات MRI به عنوان یک بخش مهم و ضروری در این فرایند مطرح می گردد. هدف نهایی از انجام فرایند کنترل کیفی، دستیابی به بالاترین کیفیت تصویر می باشد.
|
MR Angiography MRI یا magnetic resonance imaging (تصویر برداری تشدید مغناطیسی) روش و متد ساخت تصاویر با جزئیات از بافتها و ارگانهای بدن بدون استفاده از اشعهX می باشد.. اندیکاسیون MRA 1- بسیاری از بیماران با بیماریهای شریانی ، امروزه با این روش در بخش رادیولوژی، مشکل آنها شناسایی و درمان می شود( جایگزین انجام عمل جراحی در اتاق عمل). MRA روش بسیار سودمند شناسایی مشکلات عروق خونی و تعیین بهترین روش درمان برای آن گروه از مشکلات می باشد.
آماده سازی برای آزمون MRA
هنگامیکه بیمار در یک میدان مغناطیسی قوی تحت تابش امواج رادیویی قرار می گیرد، اطلاعاتی حاصل می شود، که با کمک کامپیوتر تصاویر بافت بدن بصورت Slice هایی در سطوح و جهات مختلف و متنوع بوجود می آید. امواج RF ،میدان مغاطیسی ذرات اتمیک موجود در بدن به نام پروتون را تحت تاثیر قرار داده ؛آنگاه سیگنال حاصله توسطreceiver دریافت کننده در اسکنر جمع آوری، می گردد.
انجام آزمون MRA بیمار در تخت مخصوص قرار گرفته و به داخل سیستم MRI هدایت می شود. آزمون معمولی شامل 2 تا 6 سری تصاویر می باشد که هر کدام از 2 تا 15 دقیقه زمان خواهد برد. هر سری از تصاویر در سطح و وضعیت خاص تهیه می گردد و از جهت وضوح و کنتراست نیز درجات مختلفی دارند. بسته به نوع آزمون انجام شده ،زمان کل از 10 تا 60 دقیقه می باشد ( بدون احتساب زمان لازم برای تعویض لباس و پوشیدن گان، تزریق و پرسش در مورد نکات خاص پراهمیت و تکمیل پرسشنامه). در صورت نیاز به ماده کنتراست ، گادولونیم بصورت IV در حین انجام یکسری از تصاویر تزریق می گردد. این ماده عروق خونی را مشخص و متمایز از بافتهای احاطه کننده اش می نماید. آنژیوگرافی گردن با MRI
تصویربرداری از جریان مایعات و اندازه گیری سرعت فازهای قلب
MRI of IVC
|
Gadolinium metallofullerenal GdC82 ( OH ) مشتقی از GdC82 است که جدیداً به عنوان ماده کنتراست جدید جهت افزایش کنتراست تصاویر MRI استفاده می شود.
مزایا:
1-حساسیت بسیار بالا : حداقل 20 برابر بیشتر از Gd-DTPA
2- مسمومیت کمتر : باند کربن قوی از جداشدن Gd از ترکیب جلوگیری می کند.
3- با اندازه بسیار کوچک (۲/۱نانومتر)درسلولهای اغلب بافتها از جمله سلولهای پایه stemcell نفوذ می کند.
کاربردها:
1- ایجادکنتراست بالای تصاویر MRI درمورد تصاویر سرطانها
2- ردیابی انتقال سلولهای Stem و سلولهای ایمنی باندشده
|
Functional magnetic resonance imaging
|
|
ایمنی در MRI اثرات بیولوژیکی میدان مغناطیسی ایستا میدان های ایستای کمتر از 2 تسلا
کتاب مبانی MRI دونالدجی . میشل |
|
کویل برخورد میدانهای مغناطیسی و امواج رادیویی اساس تصویربرداری MRI را تشکیل می دهد . با عبور مغناطیس از یکسری حلقه های سیم پیچ که در صفحه xy قرار دارد سیگنال بوجود می آید . این در واقع همان کویلهای RF می باشند . در تصویربرداری MRI مولد سیگنال در واقع همان بافتی است که مورد تصویربرداری قرار می گیرد در اینجا بردار مغناطیسی عرضی به جای اینکه به صورت خطی نوسان کند در صفحه xy می چرخد . هنگامی که این بردار مغناطیسی از میان کویل گیرنده گذشته و شروع به چرخش می کند . قدرت میدان مغناطیسی متناسب است با فرکانس رادیویی البته انرژی آن بطور قابل ملاحظه ای کمتر از اشعه x است . جهت ایجاد یک تصویر MRI امواج RF باید ابتدا در فرکانس تشدید هسته هیدروژن ، تابش گردد تا پدیده تشدید اتفاق بیفتد سپس جز مغناطیسی عرضی حاصل از این پدیده توسط کویل گیرنده خوانده شود . |
|
در پزشکی، روش تصویربرداری MR بر اساس تحریک پروتون هیدروژن مولکولهای آب بافت و سپس دریافت و پردازش سیگنالهای بدست آمده از آنها، انجام می پذیرد. فرضیه جفت اسپین ( Spin – Pairing ) در هسته یک اتم، پروتونها یا نوترونها، جفت جفت دارای اسپین های مخالف بوده و لذا خاصیت مغناطیسی یکدیگر را خنثی می کنند. لذا هسته هایی که دارای جفت پروتون ( عدد اتمی Z زوج ) و جفت نوترون ( عدد جرمی A زوج ) هستند در میدان مغناطیسی خارجی تحریک نمی شوند. عوامل مؤثر در a مزایای روش MRI نسبت به روش CT Entry slice phenomenon Sampling Data Collection Image Formation |
هر ذره بارداری در حال حرکت، یک میدان مغناطیسی ایجاد می کند.
میدان مغناطیسی یک ذره باردار، مثل یک الکترون درحال حرکت، عمود بر مسیر حرکت ذره است. شدت میدان مغناطیسی به وسیله خطوط فرضی بیان می شود اگر حرکت ذره یک مسیر بسته باشد، همانند الکترون که به دور هسته می چرخد خطوط میدان مغناطیسی بر صفحه حرکت ذره عمود خواهند بود. الکترونها همچنین بدور یک محور درجهت عقربه های ساعت ویا خلاف عقربه های ساعت، می گردند.
این چرخش یک ویژگی از الکترون را به نام اسپین (spin) به وجود می آورد. اسپین الکترون یک میدان مغناطیسی را بوجود می آورد که اگر در هر لایه از اتم، یک زوج الکترون وجود داشته باشد، این میدان خنثی می گردد. خطوط میدان مغناطیسی همیشه حلقه های بسته ای هستند. این خطوط همانند میدان الکتریکی نقطه شروع و پایان ندارند. چنین میدانی دو قطبی (bipolar / dipolar) نامیده می شوند.
این میدان همیشه یک قطب شمال ویک قطب جنوب دارد. مغناطیس کوچکی که به وسیله اسپین الکترون بوجود می آید، دیپلهای مغناطیسی ( magnetic dipole)نامیده می گردد. چنین دیپلهایی با هم می توانند یک محدوده مغناطیسی ( magnetic domain) را بوجود می آورند.
نفوذ پذیری مغناطیسی (magnetic permeability):
نفوذ پذیری مغناطیسی توانایی ماده است برای جذب خطوط شدت میدان مغناطیسی
* طبقه بندی مواد مغناطیسی (classification of magnets)
مواد مغناطیسی براساس منشا خاصیت مغناطیسی طبقه بندی می گردند.
سه نوع کلی از مواد مغناطیسی وجود دارند: مواد مغناطیسی طبیعی، مواد مغناطیسی که بطور مصنوعی خاصیت مغناطیسی دائمی را دارا شده اند و مواد الکترو مغناطیس.
بهترین مثال مواد مغناطیسی طبیعی (natural magnet) ، کره زمین است. زمین دارای میدان مغناطیسی است، چون زمین به دور یک محور می چرخد.
مواد مغناطیسی دائمی (permanent magnet) که بطور مصنوعی ساخته می گردند به شکلها و اندازه های گوناگونی ساخته می گردند که عمدتاً از جنس آهن هستند. این مواد بوسیله قرار دادن آهن دریک میدان مغناطیسی الکتریکی ساخته می گردند.
مواد الکترومغناطیس تشکیل شده اند از یک سیم که بدور یک هسته آهنی پیچیده شده است (Electromagnet).
هنگامی که جریان الکتریکی از سیم عبور داده می شود، یک میدان مغناطیسی ایجاد می گردد که شدت این میدان وابسته به جریان عبوری از سیم است.
تمام مواد می توانند طبق عکس العملهایشان درمقابل یک میدان مغناطیس خارجی طبقه بندی گردند.
برخی ازمواد هنگامی که در داخل یک میدان مغناطیسی برده میشوند، بی تاثیر می مانند چنین موادی را دیامغناطیس (diamagnetic) گویند. این مواد را نمی توان بطور مصنوعی مغناطیسی کرد و ضمناً این مواد جذب میدان مغناطیسی نمی گردند. مثالهایی از این مواد می توانند چوب، شیشه و پلاستیک باشند. مواد فرومغناطیس ( Ferromagnetic) که آهن (iron)، کبالت (cobalt) و نیکل (nickel) هستند، به شدت جذب میدان مغناطیسی می گردند و ضمناً می توانند تحت تاثیر یک میدان مغناطیسی، به مواد مغناطیسی دائمی تبدیل گردند. یک آلیاژ از آلومینیوم، کبالت و نیکل که آلنیکو ( Alnico) نامیده می گردد، یک ماده مغناطیسی مفیدتری نسبت به آهن و کبالت و نیکل دراین گروه از مواد مغناطیسی است و بیشتر استفاده می گردد. مواد پارامغناطیس (paramagnetic) تاحدی بین مواد فرومغناطیس و مواد دیا مغناطیس قرار میگیرند.
این مواد به طور اندکی جذب میدان مغناطیسی می گردند و در اثر قطع میدان مغناطیسی خارجی ، خاصیت مغناطیسی خود را از دست می دهند. مواد حاجبی (contrast agent) که در MRI استفاده میگردد پارامغناطیس هستند.
تاثیر پذیری مغناطیسی (magnetic susceptibility):
درجه مواد مختلف طی مغناطیسی شدن را تاثیرپذیری مغناطیسی گویند.
مثلاً هنگامی که یک چوب دریک میدان مغناطیس قوی قرار می گیرد، این چوب میدان مغناطیسی را شدت
نمی بخشد ولی هنگامی که آهن در یک میدان مغناطیسی قرار می گیرد، این آهن به شدت میدان مغناطیسی را تقویت می کند پس چوب دارای تاثیرپذیری مغناطیسی کم است و آهن دارای تاثیرپذیری مغناطیسی زیاد است.
* دیپلها (dipole)
هرماده مغناطیسی از دو قطبی ها تشکیل شده است که این دو قطبی ها با شکستن یک آهنربا از بین نمی روند، پس همواره ما دریک ماده مغناطیسی دو قطب شمال و جنوب را خواهیم داشت.
* جذب و دفع (Attraction and Repulsion)
همانند بارهای الکتریکی، قطبهای مغناطیسی هم نام یکدیگر را دفع می کنند و قطب های مغناطیسی ناهمنام، همدیگر را دفع می کنند. همچنین بطور ساده، خطوط فرضی میدان مغناطیسی قطب شمال (N) را ترک می کنند و به قطب جنوب (S) وارد می شوند.
* القاء مغناطیسی (magnetic induction)
همانند بار الکترواستاتیک که میتواند از یک جسم به جسم دیگر القاء گردد، مواد مغناطیسی هم می توانند بوسیله القاء، مغناطیسی گردند. خطوط فرضی میدان مغناطیسی که توصیف گردید، خطوط مغناطیسی (magnetic lines) القاء نامیده می شوند و تراکم این خطوط وابسته به شدت میدان مغناطیسی است.
اجسام فرومغناطیس می توانند به ماده مغناطیسی از طریق القاء تبدیل گردند.
هنگامی که یک ماده فرومغناطیس مثلاً یک قطعه آهن نرم ( soft Iron) به درون یک میدان مغناطیسی برده می شود،خطوط القاء تغییر پیدا می کنند و بوسیله آهن جذب می گردند و آهن بطور موقت به یک ماده مغناطیسی تبدیل می گردد ولی اگر یک ماده دیامغناطیسی مثل مس (copper) را جایگزین آهن کنیم، چنین اتفاقی نمی افتد.
* نیروی مغناطیسی (magnetic force)
نیرویهای الکترومغناطیسی بوسیله تئوری میدان تابش الکترومغناطیسی ماکسول به هم مرتبط می گردند. این تئوری بیان می کند که نیرویی که بوسیله میدان مغناطیسی ایجاد می گردد، همانند نیرویی است که بوسیله میدان الکتریکی ایجاد میگردد.
تئوری میدان ماکسول:
نیروی مغناطیسی متناسب است با ضرب شدت قطبهای مغناطیسی تقسیم بر مربع فاصله بین آنها. واحد SI شدت نیروی مغناطیسی تسلا (Tesla) است. واحد قدیمی ترآن گوس (gauss) است که یک تسلا برابر است با 10.000 گوس. (1 T=10,000 G)
|
دستگاههای MRI مغناطیس های مقاومتی ( Resistive Magnets )
|
توالی پالس، مجموعه ای از پالس های RF است که در طی مطالعه MR بصورت تکراری اعمال می شود و پارامترهای زمان TE و TR در آن بکار می رود. این توالی به یک نمودار زمانی یا یک نمودار توالی پالسی وابسته است.
میدانیم که دو دلیل برای ناهمفاز شدن وجود دارد:
1- غیریکنواختی میدان مغناطیسی خارجی
2- تاثیر متقابل اسپین- اسپین
توالی پالسی اسپین اکو با یک پالس RF 180، غیر یکنواختی میدان مغناطیسی خارجی را از طریق همفاز کردن و متمرکز کردن اسپینها حذف می کند. اگر چه با استفاده از توالی پالس اکو می توان ناهمفازی ناشی از غیر یکنواختی های ثابت میدان مغناطیسی خارجی را حذف نمود ولی برهمکنش های اسپین-اسپین را نمی توان حذف کرد زیرا ثابت نیستند و بطور تصادفی نوسان می کنند.

دیاگرام پالس اسپین-اکو:
بردار مغناطش طولی بر اثر پالس 90به صفحه x-y منحرف می شود. سه بردار مغناطش متفاوت در حال چرخش در صفحه عرضی را در نظر بگیرید. هر یک از این سه بردار در محیط مغناطیسی اندکی متفاوت از همدیگر قرار گرفته اند. در ابتدا هر سه با هم همفازند و با فرکانس زاویه ای اولیه می چرخند. در شکل می بینید یک گروه از اسپینها را می بینیم که در معرض میدان مغناطیسی اولیه قرار دارند و این باعث می شود تا با فرکانس لارمور بچرخند. گروه اسپینهای مجاور در معرض میدان مغناطیسی اندکی بزرگتر قرار دارند و با فرکانس اندکی بزرگتر می چرخند. گروه بعدی در معرض میدان مغناطیسی اندکی کوچکتر هستند و فرکانس چرخش آنها کوچکتر است. بعد از پالس 90 اسپینها شروع به ناهمفاز شدن نسبت به یکدیگر می کنند. سرانجام بردار سریع و بردار کند، 180 تغییر فاز داده و یکدیگر را حذف می کنند.
ولی متوان در یک زمان مشخص Ƭ بعد از پالس 90 وقتی اسپینها ناهمفاز شدند، یک پالس 180 اعمال می شود. حال همه اسپینها 180در صفحه x-y منحرف شده و به چرخش خود ادامه می دهند؛ اما در جهت مخالف. ما یک پالس RF180 اعمال می کنیم. سپس یک زمان طولانی TR صبر می کنیم می بینیم که FID بر اثر T2* خیلی سریع ناهمفاز می شود. T2* با عیر یکنواختی میدان مغناطیسی خارجی و برهمکنش اسپین-اسپین ارتباط دارد. بعد از زمان Ƭ پالس متمرکز کننده 180 را اعمال می کنیم. بعد از زمان مساویƬآنها دوباره کاملا" همفاز شده و سیگنال به بیشترین مقدار می رسد. پس هدف از پالس 180 حذف تاثیرات ناهمفازی ناشی از غیر یکنواختی میدان مغناطیسی خارجی است. این کار با دوباره همفاز شدن اسپینها در زمان اکو TE انجام می شود.
1- زمان Ƭ زمان بین پالس 90 و پالس 180 است.
2- زمان Ƭ همچنین زمان بین پالس RF 180 و نقطه ای است که دوباره همفاز شدن اسپینها به حداکثر می رسد یعنی اکو.
3- Ƭ2 را زمان تاخیر اکو یا TE می نامیم. TE مدت زمان بعد از پالس 90 است که دوباره بیشترین سیگنال را داریم.
4- پالس 180 را پالس دوباره متمرکز کننده یا دوباره همفاز کننده refocusingمی نامیم.
البته می توان یک پالس 180 دیگر را به این توالی اضافه کنیم. و در این زمان به جای یک پالس 180 ، پالس 180 بعد از پالس 90 خواهیم داشت.
کنتراست بافت در اسپین اکو به طور عمده وابسته به TR و TE است. سه نوع کنتراست بافت وجود دارد:
T1W،T2W و PDW.
در این بخش می خواهیم در مورد اسپین اکوی سریع مواردی را ذکر کنیم. در ابتدا روشRARE (جمع آوری سریع سیگنالها با افزایش زمان استراحت) نامیده می شد. اما اغلب آنرا FSE یا اسپین اکوی سریع می نامند.
در بخش قبلی دیدیم که اسپین اکوی معمولی چگونه خطوط در فضای K با آن پر می شود. در این روش بلافاصله بعد از پالس RF90، یک FID شکل می گیرد. در یک زمان TE بعد از پالس 90 اول ( زمان TE/2 بعد از اولین پالس درباره متمرکز کننده 180، یعنی 17میلی ثانیه در مثال ما) اولین اسپین اکو را دریافت می کنیم. یک سری کامل از پالسهای متمرکز کننده 180 داریم که بعد از هر کدام اکوی بعدی را دریافت می کنیم. هر اکو مضربی از 17 میلی ثانیه است.
معمولا در این اسپین اکوی معمولی، معمولا دو اکو داریم، یعنی دو پالس RF180 اعمال می کنیم و مجددا یک اکمو از هر پالس می گیریم که هر کدام یک TE متفاوت دارد.به هر حال، همانطور کحه در یک توالی اسپین معمولی داریم، توانیم اکوهای زیادی داشته باشیم. در این مثال 8 توالی اکو داریم که همه آنها در زمان TR روی می دهند.
با هر TR در یک اسپین اکوی معمولی، یک تک مرحله کدگذاری فاز داریم. هر اکو به دنبال یک پالس 180بعد از اعمال گرادیان کدگذاری فاز در اسپین اکوی معمولی بدست می آید. هر اکو دارای فضای K خودش است و هر زمان که اکو می گیریم یک خط از فضای K را پر می کنیم.
مثلا با 8پالس180 که تولید 8 اکو می کند، 8 فضای K متفاوت و 8 تصویر متفاوت خواهیم داشت. اگر 256 مرحله متفاوت کدگذاری فاز داشته باشیم، همچنین 256زمان متفاوت نیز خواهیم داشت.
در نتیجه برای هر فضای Kدر اسپین اکوی معمولی، TR را 256با تکرار می کنیمو فضای K برای هر اکو را با 256خط متفاوت پر می کنیم. برای یک دنباله 8اکویی ، 8 تصویر متفاوت می گیریم.

اسپین اکوی سریع(FSE):
با استفاده از یک مثال مشابه، می توانیم عملکرد FSE را ببینیم. اسپین اکوی سریع یک روش ظریف سات که از دستکاری اسپین اکوی معمولی بدست می آید. مجددا با یک سری 8 اکویی شروع می کنیم. (ETL=8) هر چند فقط یک فضای K خواهیم داشت، 8خط فضای K را در یک زمان پر می کنیم.
به جای داشتن 8 فضای Kجداگانه، یک فضا برای هر اکو، یعنی یک فضای Kبرای استفاده از تمام اطلاعات 8اکو خواهیم داشت. به اندازه زمان TR، 8خط رد فضای K خواهیم گرفت که هر خط برای یک اکو است. با TR بعدی، 8 خط بیشتر جمع خواهیم کرد بطریقی که یک خط برای هر اکو استفاده شود و آنها را در فضای Kقرار می دهیم.
برای هر TR، 8خط در فضای Kمنفرد را پرخواهیم کرد. از آنجائیکه 256خط در فضای K داریم چون در طی هر TR در حال پر کردن 8 خط از فضای K از یک تصویر هستیم، پس فرایند تکرار کردن برای پر کردن 256خط از فضای K، 32بار خواهد بود.
طول سری اکو(ETL):
ETL به تعداد اکوهای استفاده شده در FSE اشاره می کند. فاصله زمانی بین اکوهای متوالی یا (بین پالسهای 180 ) فاصله بین اکو(ESP) نامیده می شود. در FSE می توانیم فقط TEهایی را انتخاب کنیم که مضرب صحیحی از فاصله بین اکوها هستند(در این مثال میلی ثانیهESP=17) که آن را TE موثر (TEeff) می نامند. بنابراین در مثال ما میلی ثانیه 102=TEeff (6×17msec) است. بیاد داشته باشید که خطوط مرکزی فضای Kبیشترین کنتراست را دارند و هر چه از مرکز فضای Kدور شویم سیگنال کمتر می شود. بنابرایناگر فضای K را به 8 قطعه 32 قطعه تقسیم کنیم، قطعه مرکزی به اکوی ششم مربوط می شود. یعنی انطباق اکو با TEموثرانتخاب شده مساوی 102میلی ثانیه است. در FSE قبل از هر پالس 180 ابتدا یک مقدار متفوت از گرادیان کدگذاری فاز تنظیم می شود. برای هر پالس 180، TEموثر را انتخاب می کنیم(در این مورد 102) و از گرادیان کدگذاری از با کمترین قدرت استفاده می کنیم.
چون 256 اکو داریم که باید در 8 قطعه جای بگیرند و در هر قطعه 32 اکو داریم ولی ششمین اکو بیشترین سیگنال هستند زیرا در مرکز قرار دارند. افزایش سیگنالهایی که از اکو در 102 میلی ثانیه می آید بدلیل سیگنال بدست آمده از کمترین گرادیان فاز است و سیگنال در تمام اکوهای دیگجر کاهش می یابد، زیرا که این سیگنالها با افزایش گرادیانهای کدگذاری فاز بدست آمده اند.
نکاتی در مورد ETL:
اگر سرعت تصویربرداری زیاد شود ETL زیاد خواهد شد.
اگر ETL زیاد شود زمان تصویربرداری نیز کاهش خواهد یافت.
اگر ETL افزایش یابد ناحیه تصویربرداری کاهش خواهد یافت.
مزایای FSE:
زمان اسکن کاهش می یابد.
نسبت S/N ثابت می ماند.
سرعت افزایش می یابد لذا اجازه می دهد که تصویر با قدرت تفکیک بالا در یک زمان قابل قبول داشته باشیم.
آرتیفکت حرکتی کمتر خواهد بود.
دوباره همفاز شدن چندین پالس 180باعث می شود کحه به هم ریختگی ناشی از اجسام فلزی در تصویر FSE کمتر باشد.
تصویر FSE نسبت به یک مگنت با شیمینگ ضعیف حساس تر از تصویر SEاست.
معایب FSE:
ناحیه تصویربرداری یعنی کاهش تعداد برشها
میانگیری کنتراست
CSF در تصویر FSE با وزن دانسیته پروتون روشن تر است که ناشی از میانگین گیری تمام اکوها در فضای Kجداگانه است.
انتقال مغناطش(MT) موثر در FSE: MTC بطور غیر دقیق در FSE موجود است که به علت وجود پالس های چندتایی سریع 180 شامل فرکانسهای خارج از رزونانس است.
دیسکهای بین مهره ای نرمال در وزن T2 تصویر FSE در مقایسه با اسپین کاوی معمولی روشن نیستند که به علت تاثیر MT در FSE است و کنتراست را کاهش می دهد.
تاثیر پذیرفتاری مغناطیسی با اسپین اکوی معمولی کمتر خواهد بود.
چربی در وزن T2 تصویر FSE روشن است.

|
مگنت دائمي (Permanent magnet): طرح مگنت هاي ساده ترين روش در ساخت يك ميدان مغناطيسي است. اين مگنت ها از بلوك ها يا واحدهاي بزرگي از موادي كه در ساخت مگنت هاي ساده نعل اسبي به كار مي روند، تشكيل شده اند كه به صورت دو قطب مغناطيسي با سطح مقطع دايره اي شكل و با فاصله تقريبي 50 سانتي متر در مقابل يكديگر قرار گرفته اند. ميدان مغناطيسي ايجاد شده بين دو قطب، بدون نياز به هرگونه منبع انرژي جهت برقراري و پايداري اين ميدان و نيز بدون نياز به هرگونه سيستم خنك كننده اي، مي تواند مورد كاربرد كلينيكي واقع شود و نام دائمي نيز مبين همين ميدان پايدار و غير قابل انقطاع است. اين نوع با توجه به دلايل ذكر شده، قيمت پائين تري داشته و از هزينه پشتيباني- نگهداري كمتري نيز برخوردارند و نصب آنها نيز برخلاف سيستم هاي ابررسانا ساده مي باشد. آهن، كبالت و نيكل نمونه اي از اجسام مورد استفاده در توليد مگنت هاي دائمي مي باشند. عموميترين ماده مورد استفاده جهت توليد مگنت هاي دائمي آلياژي از آلمينيوم، نيكل و كبالت است كه به alnico معروف است. مگنت مقاومتي(Resistive magnet): در اين نوع مگنت، سيم هاي حاوي جريان الكتريكي، ميدان مغناطيسي متناسب با مقدار جريان عبوري ايجاد مي نمايند. چنانچه سيم ها به شكل حلقه پيچيده شوند، ميدان مغناطيسي ايجاد شده در امتداد محور طولي سيم پيچ (سالنوئيد) خواند بود ، كه به همين جهت الكترومگنت ناميده مي شوند. در مگنت هاي ابررسانا و مقاومتي كه اغلب به مگنت هاي با طرح سالنوييدي شناخته مي شوند، ميدان مغناطيسي ايجاد شده از حلقه هاي سيمي، تشكيل يك ميدان سالنوييدي شكل را مي دهند و علت انتخاب چنين طرحي، ايجاد ميدان يكنواخت درون سالنوييد به منظور تهييج مناسب پروتون ها و نيز جلوگيري از ايجاد آرتيفكت هاي احتمالي ناشي از تغييرات شار و يكنواختي ميدان است كه بر كيفيت تصوير اثرات بسيار نامطلوبي ايجاد مي نمايند. مگنت هاي مقاومتي به دو گونه ساخته شده اند:
مگنت ابررسانا(Superconductive magnet): در طبيعت موادي وجود دارند كه در دماي بسيار پايين (نزديك صفر مطلق) تقريبا هيچ مقاومتي در برابر عبور جريان الكتريكي از خود نشان نمي دهند كه به اين مواد ابررسانا گويند. برخي فلزات مثل حيوه و آلياژهايي مثل نيبيوم- تيتانيوم، نيوبيوم- قلع و واناديوم- گاليوم. مقاومت الكتريكي خويش ار در دماهاي بسيار پائين از دست داده و ابررسانا مي شوند. به دمايي كه هر ماده ابررسانا در آن به خاصيت ابررسانايي رسيده و هيچ مقاومتي در برابر جريان ندارد، دماي بحراني گويند. در اغلب مگنت هاي ابررسانايي رسيده و هيچ مقاومتي در برابر جريان ندارد، دماي بحراني گويند. در اغلب مگنت هاي ابررساناي كلينيكي از نيوبيوم- تيتانيوم استفاده مي شود. اين آلياژ در 10 درجه كليوين بدن حضور ميدان مغناطيسي خارجي به حالت ابررسانايي مي رسد. در نتيجه مگنت هاي ابررسانا در دمايي كه هليوم مايع فراهم مي نمايد، فعال هستند. از لحاظ ساختار، اين مگنت ها مشابه مگنت هاي مقاومتي هستند كه در آنها از الكترومگنت هاي سالنوييدي استفاده شده است. مگنت هاي ابررسانا از استوانه هايي از جنس فايبرگلاس يا آلمينيوم همنره با تعداد زيادي سيم پيچ از جحنس آلياژ مزبور جهت ايجاد كره ايده ال ساخته شده اند و هليوم مايع به صورت يك پوشش، درجع حرارت سيم ها را نزديك به صفر مطلق ثابت نگه مي دارد. از آنجا كه هليوم مايع بسيار گران قيمت است، براي كاهش تبخير آن از لايه عايق كنندهاي از نيتروژن مايع كه ارزان قيمت استريال استفاده مي شود. به مايعات موجود در خنك كننده كه وضعيت ابررسانايي را حفظ مي نمايند، خنك ساز گويند. چنانچه به علت بالا رفتن دماي سيستم ، حالت ابررسانايي از بين رود، سيستم به اصطلاح خاموش شده يا Quench كرده است. اين پديده حاصل قطع سريع ميدان مغناطيسي و آزاد شدن گرما و نيز تبخير ناگهاني هليوم و مايعات خنك كننده است. حذف ميدان ظرف 20 تا 60 ثانيه رخ مي دهد، ولي خطر خاصي براي بيمار اتفاق نمي افتد. به همين دليل، اغلب مكنت هاي ابررسانا داراي محفظه اي بزرك در بالاي مكنت براي جمع آوري گاز به هنگام وقوع ناگهاني خاموشي هستند. |
۴- توالی پالس (Pulse sequence )
۶- مغناطیس
۹- ایمنی در MRI
۱۰- Functional MRI
۱۱- MR Angiography
۱۳- اصول طراحی ، نصب و نگهداری
|
سقراط برای نخستین بار در 3000 سال پیش از میلاد مسیح مفهوم اتم به معنی « برش نیافته » را به کار برد.
جنگ جهانی دوم دکتر ریموند دامادین (Raymond Damadian)
وضوح |
Pancreas MDCT & CTA
تومورهای پانکراس عموما" شامل آدنوکارسینومای مجاوری می باشند ولی سایر تومورهای دیگر نظیر کارسینومای سلولislet و انواع مختلف نئوپلاسمهای Cystic شامل micro cyst adenoma ، macro cyst adenoma / carcinoma و (IPMT) Intraductal papillary mucinous tumor می باشند . در اینجا ما بر روی پارامترهای CT ، تکنیکهای مواد حاجب و زمان بندی scan که با آشکار سازی و مشخص کردن تومورهای پانکراس در ارتباطند متمرکز می شویم .
هدف از تصویربرداری تومورها پانکراس با CT آشکار سازی تومورها و تعیین قابل برداشت بودن آنها است . به خصوص برای ما خیلی مهم است که مشخص کنیم آیا
بزرگ شدگی غدد ، ناهنجاریهای تضعیفی ( attenuation abnormalities) نظیر توده های جامد یا کیست و یا نکروز یا اتساع مجاری یا کالسیفه شدن . به علاوه تصویربرداری پانکراس به منظور تعیین integrity شریان هپاتیک ( HA ) ، شریان مزانتریک فوقانی ( SMA ) ، شریان طحالی ( SA ) ، ورید پورتال ( PV ) ، ورید طحالی ( SV ) نیز انجام می پذیرد . و بالاخره آشکارسازی گره های اطراف پانکراس نیز خیلی مهم می باشد .
به دنبال تزریق یکباره مواد حاجب ، پانکراس نسبتا" سریع آشکار می شود . تومورها نیز تقریبا" به شکل مشابه عمل می کنند ولی با کمی تأخیر و در مقایسه با پانکراس از کنتراست کمتری برخوردار خواهند بود . مشابه کبد ، فاز اولیه HA ( HAP ) ارزش کمی دارد اگر چه بر عکس کبد HAP تأخیری نیز برای بررسی پانکراس زود است . لذا باید تقریبا" 15 ثانیه بیشتر تأخیر داشت و تصویربرداری در حدود ثانیه 40 آغاز می شود که به نام فاز پانکراتیک یا فاز پارانشیمال ( PP ) نامیده می شود . در تصویربرداری پانکراس ،فاز وریدی ( VP ) مفید است.
بررسی مفیدترین فازها جهت تصویربرداری پانکراس به دقت مورد تحقیق قرار گرفته است . اخیرا" Fletcher و colleagues فازهای مختلف ( شریانی ، پانکراسی ، کبدی ) را برای آشکارسازی تومور و بررسی وضعیت عروقی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که برای آشکارسازی تومور ، فاز شریانی دارای کمترین مزیت است در حالیکه PP و HAP بهتر بوده و تقریبا" مشابه هم عمل می کنند . در همان مطالعه مشخص شد که برای بررسی وضعیت عروقی مجددا" فاز شریانی ناکار آمده بوده و همچنین فاز پانکراسی نیز به خوبی فاز کبدی نمی باشد . بیشتر آدنوکارسینوماهای مجاری به سختی قابل آشکار شدن می باشند و هر چه ضایعه کوچکتر باشد مشکلات در آشکار کردن آن بیشتر خواهد بود . تصویربرداری 3D کمک خواهد کرد تا قابل برداشت بودن تومورهای کوچک را بررسی کنیم . تقریبا" 15% آدنوکارسینوماهای مجاری در خلال PP و PVP و isodense بوده و تشخیص آنها مشکل است . تغییرات مختلف پانکراس به خصوص در افراد سالمند که چربی بیشتری در پانکراس دارند قابل مشاهده است . پروتکل های MDCT برای تصویربرداری پانکراس کمی با کبد متفاوت است . برای یک اسکنر4 – Slice دتکتور 4 X 1.25 mm بوده و سرعت تخت نسبتا" کم است . این پارامتر ها تصویربرداری 3D عروق بهینه است ولی باعث طولانی شدن زمان حبس تنفس بیمار شده و آرتیفکت حرکتی را افزایش می دهند . با استفاده از اسکنر 8 - Slice ، دتکتور 8 X 1.25mm می شود . Pitch تا حدودی کمتر می شود ولی سرعت تخت به مقدار قابل ملاحظه ای افزایش یافته و سرعت چرخش کمی بیشتر می شود و لذا نویز کمتری خواهیم داشت . طراحی دتکتور 16 X 0.625 mm در اسکنر 16 – Sliceباعث نویز بسیار زیادی خواهد شد . اگر Pitch کاهش یابد دور تشعشع خیلی افزایش خواهد یافت . البته قابل بحث خواهد بود که در بیماری با آندوکارسینومای پانکراس بحث دوز تشعشع خیلی بحرانی نخواهد بود . نویز را می توان با طراحی دتکتور 16 X 1.25 mm ، کمی کاهش Pitch و کمی سرعت تخت بیشتر کاهش داد . برای فاز وریدی طراحی دتکتور به 16 X 0.625 mm و Pitch : 1.75 و زمان چرخش 0.5 ثانیه تغییر می یابد .
از منظر تجویز مواد حاجب و زمان بندی اسکن ، 125 ml ماده حاجب با غلظت بالا با سرعت 4 ml / s تزریق شده و به دنبال آن Saline chaser 1 ml/kg نیز تزریق می شود . تصویربرداری PP در حدود 40 ثانیه بعد با استفاده از Trigger خودکار آغاز می شود . برای فاز وریدی از تأخیر 65 ثانیه استفاده می شود .
سرعت تزریق مواد حاجب نیز اهمیت دارد . در یک مطالعه سرعت تزریق کنتراست 2.5 ml / s با 5 ml / s در تصویربرداری پانکراس و کبد مورد مقایسه قرار گرفت و ثابت شد که در سرعت 5 ml / s Peak Enhancement بیشتر و زمان رسیدن به Peak کوتاه تر است ، شکل 3 این مسأله را نشان می دهد .
ادامۀ مطالعات این مقاله تنها بر آدنوکارسینوما متمرکز خواهند شد . در سال 2004 ، 27400 مورد جدید که عموما" از بیماران پیر بوده و میزان بروز بین زنان و مردان برابر بوده وجود داشته است . اطلاعات نشان می دهند که علیرغم بهبود در آشکارسازی و درمان ، میزان بقا چندان تفاوت مشخصی نداشته است . البته این اطلاعات شامل اطلاعات مربوط به MDCT نمی شود و امید است که با در نظر گرفتن MDCT این آمار بهتر شوند . بیشتر آدنوکارسینوماها در پانکراس رخ می دهند با این وجود آنهایی که در قسمت دم رخ می دهند تهاجمی تر بوده و به دلیل اینکه مدت طولانی تری خاموش می باشند ، در هنگام تشخیص بزرگتر می باشند . گره های لنفاوی اطراف دئودنوم ، سلیاک و دئودنوم . مثالی از الگوی متاستاتیک از سطان پانکراس در شکل 4 آمده است . دو ندول در دیوارۀ داخلی سکوم وجود دارند که احتمالا" ناشی از پخش داخل صفاقی در طول فرانتر رودۀ باریک است .
تنها روش درمانی حاضر برای سرطان پانکراس جراحی وحذف است . مطالعۀ اولیه ای نشان داد که دقت نهایی helical CT در ارزیابی قابلیت جراحی تومور 70% است و یکی از شایع ترین دلایلی که یک تومور غیر قابل جراحی به نظر می رسد مشکلات عروقی تومور است . به همین دلیل جدیدا" Curved Plannar مورد علاقه اند چون تصویری از پانکراس در طول محور طولی به دست می دهند .
به طور کلی توانایی رادیولوژیستها برای تشخیص قابل جراحی بودن تومور پانکراس افزایش یافته است . عوامل مؤثر در این افزایش عبارتند از : آزمایشات چند فازۀ MDCT به خصوص آنهایی که در فازهای وریدی و پانکراسی انجام می شوند ، غلظت های بیشتر موادحاجب و سرعت های تزریقی بالاتر که باعث افزایش میزان ید در فازهای شریانی اولیه می شوند و استفاده از سیستمهای 3D و Curved Plannar .
CT اسکن از کبد
کلمه هپاتیک به معنی « مربوط به کبد » می باشد . CT اسپیرال در نشان دادن بیماری های هپاتیک حساسیت بسیار بالایی دارد .
آن دسته از بیماریهای هپاتیک که در CT قابل توجه می باشند بقرار زیر هستند :
کیست هیداتیک
عفونت هیداتیک در اثر کرمهای کوچکی به نام تینااکینوکوک Taehia ecchinococcus به وجود می آید . کبد متداولترین محل برای توسعه سیستم های ناشی از هیداتیک است .
در دیواره سیست کلیسفیکاسیون پاتولوژیکی بوجود می آید که بوسیله رادیوگرافی یا CT بخوبی قابل رویت است . این سیست ها را در CT شکم روتین و حتی بودن تزریق کنتراست می توان مشاهده نمود .
کوله سیست cholecystitis
این بیماری به معنی التهاب دیواره کیسه صفرا می باشد و در دو نوع حاد یا مزمن دیده می شود . و هر دو نوع ممکن است با سنگ کیسه صفرا
همراه باشد . برای تشخیص کوله سیست یا سنگهای صفراوی CT شکم روتین می تواند جوابگو باشد .
هپاتیت Hepatitis
هپاتیت می تواند ناشی از عوامل میکربی یا ویروسی باشد و به انواع مختلف تقسیم می شود شایع ترین مورد هپاتیت هپاتیت های ویروسی است . هپاتیت مزمن منجر به نارسایی کبدی و سیروز می گردد که در CT شکم روتین قابل بررسی است .
سیروز cirrhosis
سیروز عارضه ایست که در آن سلولهای فیبروزی جانشین سلولهای کبدی نابود شده می گردند در نتیجه کبد سفت و چروکیده می شود .
سیروز علل مختلفی دارد که رایج ترین ایتولژی هپاتیت ویروسی و استعمال زیاد الکل است .
سیروز یک اختلال مزمن و پیشرونده است و فیبروزیس در این بیماری می تواند سبب افزایش فشار پورتال portal hypertension گردد که غالباً همراه با واریس انتهای مری ، لیگامان گاستر و هپاتیک و ناف طحال است . CT اسپیرال روتین از ناحیه کبد و شکم می تواند واریس و عروق کلاترال سیستم پورتال را بخوبی نمایش دهد .
همچنین سیروز در CT را می توان با کاهش اندازه لوب راست کبدی و قطعه مدیال لوب چپ و بزر
گی جبرانی قطعه لاترال لوب چپ و لوب Caudate مشاهده نمود .
انفیلتراسیون چربی infiltration
کبد چرب ناشی از تجمع برگشت پذیری گلیسرید است و علل متداول آن چاقی ، مصرف زیاد الکل starvation ...
انفیلتراسیون می تواند عمومی ، لوبولار ، سیگمنال یا فوکال می باشد و در CT شکم بدون کنتراست بصورت پررنگ دیده شدن پورتال دیده می شود .
نئوپلاسم ها
CT نقش اساسی در نمایش تومورهای کبدی و متاستازها دارد . کبد متداولترین محل برای متاستاز کارسینوماهای کولون ، پستان ، ریه ، پانکراس و ملانوماها و سارکوماها هستند . در حقیقت متاستازها 20 برابر رایج تر از نئوپلاسم های اولیه کبدی هستند .
درصد بالایی از نئوپلاسم های کبدی خون را از شریان کبدی می گیرند . از طرفی 80% خون رسانی کبد توسط سیستم پورتال تأمین می شود و تنها 20% آن از شریان کبدی است . از این رو CT دینامیک کبد در نمایش نئوپلاسم ها بر CT روتین ارجحیت دارد . فاز دوئل ( شریانی و پورتال ) آشکارسازی متاستازها و نئوپلاسم ها را به حداکثر می رساند . تومورهای پرعروق در فاز شریانی آشکار می شوند و ضایعات هیپرواسکولار خوش خیم یبشترین اندیکاسیون را در فاز شریانی دارند . در 37% بیماران تومورهای 5/1 سانتی متر یا کمتر قابل تشخیص بودند . بدنبال فاز شریانی CT در فاز پورتال نیز انجام می شود که 8% افزایش در تشخیص ضایعات کبدی نشان می دهد . فاز دوئل آشکارسازی کارسینومای هپاتوسلولار پر عروق کوچک را بحداکثر می رساند .
حساسیت روش دوئل در آشکارسازی متاستاها 80 تا 85% تخمین زده می شود که برای ندولهای بزرگتر از یک سانتی متر 99% و کوچکتر از یک سانتی متر 68% است .
همانژیوم
همانژیوم تومور بافت عروقی است و انواع مختلف دارد . و در ماهیچه ها ، پوست ، استخوان ، کبد و مغز اغلب دیده می شود . همانژیوم ها معمولاً بدون علامت هستند و در CT یا سونو تشخیص داده می شوند . البته گاهی درد ، تهوع و علائم شکمی نیز مشاهده می شود .
همانژیوم کبدی نیز از اندیکاسیون های CT دینامیک کبد با فاز دوئل می باشند . البته در برخی از مراکز CT اسکن قبل از تزریق کنتراست و شروع فاز دوئل ، CT اسکن ساده و بدون کنتراست تزریقی از کبد بعمل می آید .
تزریق ماده کنتراست و تشدید کنتراست کبدی
CT اسکن از ناحیه شکم چه با روش روتین و چه دینامیک نیاز به کنتراست خوراکی و تزریقی دارد . کنتراست خوراکی در مواردی که CT جهت بررسی پارانشیم کبدی است قابل حذف است و در همانژیوم ها می توان تنها به کنتراست تزریقی اکتفا نمود ولی معمولاً جهت اطمینان بیشتر کنتراست خوراکی نیز به بیمار داده می شود . مقدار کنتراست تزریقی حدود 1 الی 5/1 سی سی برای هر کیلو وزن بدن است ( بطور معمول 120 تا 150 سی سی استفاده می شود ) .
به هر حال با تزریق کنتراست ابتدا این ماده با شریان هپاتیک در عرض 20 ثانیه به کبد می رسد و در اسکن دینامیک و فاز شریانی ( اسکن پس از 20 ثانیه از شروع تزریق ) تراکم شریانی کبدی همرنگ با آئورت دیده می شود . در این مرحله هنوز مقدار زیادی از ماده به کبد نرسیده است زیرا شریان هپاتیک حدود خونرسانی کبد را بعهده دارد . از این رو تراکم رگهای خون رسانی نسبت به پارانشیم کبدی بیشتر است و رگها سفید دیده می شوند علاوه بر شریان هپاتیک ورید پورتال نیز در ناف کبد به وضوح نمایان می گردند . پس از یک دقیقه قسمت اعظم کنتراست با ورید پورتال که 75 الی 80% بار خونی کبد را به دوش می کشد به کبد می رسد در این مرحله یعنی فاز پورتال سیستم پورتال و ورید اجوف تحتانی پررنگتر از شریانها دیده می شوند و شریانها کمرنگ تر مشاهده می گردند . ولی بتدریج ماده از رگها خارج شده و تعادلی بین مقدار ماده کنتراست در عروق خونی و خارج از آن برقرار می شود و کنتراست درمایع میان بافتی و خود بافت بحال تعادل در می آید و تمامی کبد تیرگی یکنواخت بخود می گیرد . این حالت را حالت تعادل یا equilibrium گویند که معمولاً 4 تا 5 دقیقه پس از شروع تزریق مشاهده می گردد . در این میان توده ها و متاستازها بسته به میزان خونی که به آنها می رسد در این رهگذر نقش متفاوتی ایفا می کنند و با توجه به ساختار عروقی خود در مراحل مختلفی از تشدید قابل تشخیص هستند مثلاً همانژیومهای کاورنوس که شایع ترین تومورهای خوش خیم کبدی هستند در مراحل تأخیری هنوز کدر دیده می شوند زیرا تخلیه کنتراست از آنها کندتر از بافت طبیعی کبد انجام می شود . در صورتی که متاستازهای کم عروق با منشأ کارسینوم کولون در مراحلی که کبد بیشترین تیرگی خود را دارد با بافت نسبتاً روشن و کم تراکم خود بهتر تشخیص داده می شوند .
CT اسکن روتین از کبد
150-120 سی سی ماده کنتراست با سرعت 3-2 سی سی در ثانیه تزریق می شود . 70-60 ثانیه پس از شروع تزریق ( با توجه به جثه بیمار مقدار دارو و زمان تأخیر کم و زیاد می شود ) اسکن شروع می شود ضخامت برشها برای کبد 7-5 میلی متر بوده و پیچ pitch دستگاه 5/1 ( یا کمتر از 2 ) انتخاب می شود . همانطوریکه قبلاً ذکر شد از کنتراست خوراکی ( 40-30 سی سی ماده حاجب در 1200-1000 سی سی آب یا آبمیوه ) نیز در CT روتین شکم استفاده می شود که از 5/1 ساعت تا 2 ساعت قبل از شروع CT به فاصله های منظم به بیمار داده می شود .
در صورت مشاوره ضایعه در کبد برشهای تأخیری ( پس از حدود 10 دقیقه ) کمک بسیاری به تشخیص می نماید .
CT دینامیک از کبد
در این روش CT اسکن همراه با تزریق کنتراست انجام می گیرد عبارت دیگر CT قبل از پایان تزریق شروع می شود و نمایش کبد در فازهای شریانی و وریدی یا پورتال صورت می گیرد .
150-120 سی سی کنتراست با سرعت 5-4 سی سی در ثانیه ( با استفاده از آنژیوکت درشت ) تزریق می شود . شروع اسکن 30-20 ثانیه پس از شروع تزریق برای فاز شریانی می باشد ( با ضخامت 7-5 میلی متر و پیچ 5/1 ) 70-50 ثانیه پس از شروع تزریق برشها مجدداً تکرار می شوند تا کبد را در فاز پورتال یا وریدی نمایش دهند . معمولاً فاز شریانی را از پائین کبد تا دیافراگم و سپس فاز وریدی را از بالا تا پائین انجام می دهند .
غالباً CT دینامیک کبد در صورت مشاهده ضایعه نیاز به برشهای تأخیری دارد که 5-2 دقیقه بعد ( بستگی به اندازه ضایعه دارد ) از محل ضایعه گرفته می شود و گاهی تا حدود 15 دقیقه این برشها ممکن است چند بار تکرار شود تا تخلیه شدن ضایعه را از ماده کنتراست مشاهده کنیم .
از این رو روش بنام تری نیز گفته می شود . که در مورد همانژیومها انجام می شود ولی در مواردیکه فقط مشکوک به کارسینوماها یا متاستازها هستیم فاز سوم یا تأخیری نیاز نیست و روش دوئل بتنهایی می تواند جوابگو باشد .
|
آرتیفکت های CT 3- آرتیفکت ناشی از فلزات ( Metal Artifact ) 1- bowiitefillter : نوعی فیلتر که لبه های آن ضخیم تر از قسمت مرکزی آن و موجب افزایش Dynamic Range دتکتور می شود. |
|
ELECTRON Beam Computed Tomography با اینکه ظهور دستگاه CT اسکن و عرضه انواع spiral و mutislice آن ابزار توانمندی را برای تصویربرداری از اندامهای درون بدن فراهم کرده اند ، ولی هنوز هم تصویربرداری از اندامهای متحرک مثل قلب یکی از محدودیتهای این ابزار است . هر نوع حرکتی در حین تصویربرداری باعث ایجاد آرتیفکت و ناواضحی و در نتیجه کاهش قدرت تفکیک فضایی می شود . |
|
Cardiac CT for calcuim scoring |
|
در سال 1989 spiral CT برای آزمون های پیشرفته رادیولوژی معرفی گردید. نام spiral که ممکن است helical هم نامیده شود، به علت حرکت تیوپ پرتو X در طول اسکن کردن مورد استفاده قرار میگیرد. شکل مقاومت چرخشی معمولی تیوب پرتو X و چرخش spiral را نشان می دهد. هنگامی که ازمون شروع می گردد، تیوب پرتو X بدون تغییر دادن جهت چرخش خود به طور پیوسته شروع به گردش می کند، در حالیکه تیوب پرتو X بطور مداوم چرخش می کند و داده ها بطور پیوسته جمع آوری میگردند.
Tissue imaging=collimation pith*image time اگر زمان چرخش گنتری به 0.55 کاهش یابد، جدول (1-30) به جدول (2-30) تغییر می یابد. |
|
آرایه آشکار ساز: Scintillation detectors:
|
|
تیوب پرتو X-ray tube :
|
|
نسل اسکنرهای CT:
|
کامپیوتر یک سیستم منحصر به فرد برا ی اسکنر CTاست بنا به فرمت و ساختار تصویر این کامپیوتر باید توانایی حل همزمان 250000معادله را داشته باشد بنابراین کامپیوتر با مشخصات قوی نیازمند است.
این کامپیوتر تقریبا یک سوم قیمت قیمت کل اسکنر CT را شامل می دهد قلب کامپیوتر مورد استفاده در CT میکروپروسسور و حافظه اصلی است.این دو قطعه زمان ما بین تمام اسکن و ظاهر شدن یک تصویر را تعیین می کند که این زمان،زمان بازسازی (reconstruction time) نامیده می شود. هم اکنون زمان بازسازی به کمتر از ثانیه کاهش یافته است. بازده یک آزمون بطور خیلی زیادی وابسته به زمان بازسازی است. مخصوصا هنگامی که تعداد زیادی برش انجام پذیرد.
زمان بازسازی (reconstruction time) زمان ما بین اتمام اسکن و ظاهر شدن تصویر است.
تعدادی از اسکنر های CT به جای استفاده از یک میکروپروسور در بازسازی تصویر از یک آرایه پردازشگر (array processor) استفاده می کنند که این آرایه پردازشگر توانایی محاسبات همزمان بسیار زیادی راخواهد داشت و بطور محسوسی سریعتر از میکروپروسسور است و می تواند زمان بازسازی تصویر را به کمتر از 1ثانیه کاهش دهد.
کنسول عملیاتی:
تعدادی از اسکنرهای CT با دویا سه کنسول تجهیز میگردند. یکی برای کار کردن تکنولوژیست ،ساخت فیلم را بر عهده دارد و یکی برای پزشک که تصویر را ببیند و کنتراست انداره و وضع کلی تصویر را تنظیم کند کنسول عملیاتی شامل سنجشگرها و کنترل کننده هایی است که به منظور انتخاب فاکتورهایی تکنیکی برای تصویربرداری مناسب انتخاب حرکت مکانیکی مناسب برای گنتری و تخت بیمار و انتخاب دستورات کامپیوتری که بازسازی و انتقال تصاویر را برعهده دارند مورد استفاده قرار می گیرند. یک کنسول عملیاتی دارای کنترل کننده و نمایشگرهای برای فاکتورهایی مختلف تکنیکی است. بطور کلی آزمون ها در فراتر از 120kVp انجام می شود. اگر باریکه پرتو X پیوسته باشد معمولا در حد چند صد mAاست.زمان هر اسکن اغلب انتخابی است و ما بین یک تا پنج ثانیه تعییر می کند.همچنین اسکنرهای CT با زمان کمتر از یک ثانیه موجود هستند.
همچنین ضخامت برش بافت مورد اسکن را می توان تنظیم نمود. ضخامت برش طبیعی در حدود6تا 10 میلی متر است،ولی بعضی از یونیت ها ضخامت برش در محل 5/0 میلیمتر هم برای اسکن با قدرت بالای تفکیک در اختیار اپراتور قرار می دهند. ضخامت برش از روی کنسول و ازطریق تنظیم اتوماتیک کالیماتور قابل انتخاب است.
همچنین کنترل کننده هایی برای حرکت تنظیم اتوماتیک تخت محافظ بیمار مورداستفاده قرار میگیرند.این امر به اپراتور اجازه می دهد که سیستم برای برش های متوالی یا برش هایی با فاصله زمانی مشخص ویا تصویر برداری spiral برنامه ریزی کند.
کنسول عملیاتی معمولادارای دو نمایشگراست،نمایشگر اول برای نشان دادن اطلاعات و داده های بسیار( مثل نام بیمار، مدارک پزشکی ، جنسیت و..) و نشان دادن مشخصات هر اسکن (مثل تعداد تکنیک موقعیت تخت)می باشد.
نمایشگر دوم برای اپراتور این امکان را فراهم می اورد که بتواند تصویر اسکن حاصله را قبل از فرستادن تصویر به hard copy یا کنسولی که پزشک به مشاهده تصویر می پردازد،ببیند.
کنسول دیداری پزشک (physicians viewing console):
اسکنرهای کوچکتر ممکن است که این کنسول را نداشته باشند. برای بازدهی هر چه بیشتر ،این کنسول دارای یک کامپیوتر است.این کنسول به پزشک این امکان را می دهد که پزشک با مرور فراخوانی تصاویر قبلی تصاویر را با یکدیگر مقایسه کند. کنترل کننده های نیز برای تنظیمات کنتراست و میزان روشنایی تکنیک های بزرگنمائی دیدن منطقه مورد نظر بر روی تصویر تعبیه گشته اند.
ذخیره سازی تصویر (image storage):
چند ساختار مختلف برای نگهدارای مناسب تصاویر وجوددارد. اسکنرهای در حال حاضر تصاویر را بر روی نوارهای مغناطیسی یا دیسک ها ذخیره می کنند. اگر از دیسک برای ذخیره سازی استفاده شود می توان اطلاعات و تصاویر هر بیمار را بر روی یک دیسک مختص به بیمار نگهداری کرد، ولی اگر بر روی نوارها ذخیره میگردد، هر نوار مغناطیسی توانایی ذخیره سازی تقریبا 150 اسکن را خواهد داشت که استفاده کردن برای مشاهدات بعدی اسکن های CT معمولا بر روی فیلم در یک دروبین لیزری ثبت می گردد. دوربین ها از نوعی از فیلم های 12*14 اینچ استفاده می کنند. بر روی هر یک از این فیلم ها یک، دو، چهار، شش یا دوازده تصویر را می توان ثبت کرد. طبیعی است که هر چه تعدادی تصاویرهای ثبت شده بر روی فیلم بیشتر گردند تصاویر کوچکتر میگردد.
تصویر CT چگونه تولید می شود ؟
تصویر هر مقطع بدست آمده به اجزاء حجمی ( voxel ) تقسیم می شود که تعداد voxel ها بستگی به نوع سیستم ما دارد ( به طور معمول 512*512 یا 1024*1024) . در طول هر اسکن تعداد زیادی فوتون اشعه x از هر voxel عبور می کند و شدت اشعه x عبوری توسط دتکتورها اندازه گیری می شود .
با استفاده از اطلاعات بدست آمده از این دتکتورها و مقایسه آن با شدت اولیه اشعه x مقدار تضعیف رخ داده در هر voxel قابل محاسبه است . با توجه به مقدار تضعیف رخ داده به هر voxel یک مقدار عددی اختصاص می یابد . در تصویر بازسازی شده یک رنگ از مقیاسی خاکستری ( بین سفید تا سیاه ) ، متناسب با عدد هر پیکسل به آن اختصاص داده می شود . ( نحوه بازسازی تصویرفرایندی پیچیده است و از آنجا که هدف ما در این متن مروری کوتاه بر فیزیک CT است به این امر به صورت گسترده پرداخته نمی شود . )
واحد هانسفیلد یا عدد CT چیست ؟
Hounsfield unit LHU CT number
همانطور که در بالا ذکر شد به هر pixel ( مقطع عرضی هر voxel ) یک عدد اختصاص می یابد . و این عدد حاصل تضعیف اجزاء تشکیل دهنده یک voxel است . عدد بدست آمده با مقدار تضعیف حاصل از آب مقایسه می شود و در یک مقیاس به نمایش در می آید که به احترام آقای هانسفیلد به آن واحد هانسفیلد می گویند .
در این مقیاس مقدار اختصاصی داده شده به آب صفر است . دامنه این اعداد بین 1000+ تا 1000- است ( Hu 2000 ) اگر چه بعضی از اسکنرهای پیشرفته دامنه ای تا Hu 4000 دارند . هر عدد یک رنگ از مقیاسی خاکستری را به خود اختصاص می دهد مثلاً استخوان با Hu 1000+ رنگ سفید و هوا با Hu 1000- رنگ سیاه سایر اعداد نیز با یک رنگ از طیف بین سیاه تا سفید نمایش داده می شوند .
تراز پنجره و پنهای پنجره
Window level ( wl ) and window width ( ww )
اگر چه دامنه CT number تشخیص داده شده توسط کامپیوتر شامل 2000 عدد است ( 1000+ تا 1000- ) ولی چشم انسان قادر به تفکیک دقیق این دامنه وسیع از رنگها نیست . بنابراین به بیننده تصاویر CT این امکان داده شده است تا تعداد محدودی از CT number ها را برای نمایش انتخاب کند . مقیاس خاکستری مفید مورد استفاده در تصاویر کلینیکی با استفاده از پنهای پنجره و تراز پنجره انتخابی در کنسول کنترل بدست می آید .
دامنه انتخابی به نوع بافت تحت مطالعه بستگی دارد .
اصطلاح تراز پنجره ( wl ) نشانگر مرکز پنهای پنجره انتخابی است .
به عنوان مثال اگر ما تراز پنجره را 40+ انتخاب کنیم و پنهای پنجره را 350 دامنه CT number ما از 135- تا 215+ خواهد بود .
پنهای پنجره شامل اعدادی است که ما می خواهیم با توجه به بافت مورد نظر به نمایش درآید . بافتهایی که CT number آنها خارج از دامنه انتخابی ما است به صورت سیاه یا سفید به نمایش در می آیند ( بافتهایی با CT number کمتر سیاه و با CT number بیشتر سفید ) به عنوان مثال در تهیه تصویر از قفسه سینه پنهای پنجره 350 و تراز پنجره 40+ برای تصویر میان سینه مورد استفاده قرار می گیرد . ( بافت نرم ) در حالی پنهای پنجره 1500 و تراز پنجره 600- برای تصویر ششها مناسب است ( بیشتر شامل هوا است )
|
تاریخچه: اولین CAT توسط هونس فیلد (سال 1972) ساخته شد. اولین نوع تجاری توسط EMI Ltd انگلستان تولید شد. با پیشرفت این سیستم ، بهبود زمان بازسازی تصویر ،درجه تفکیک و ([1]SNR) حاصل شده است.
- تکامل اسکنر CAT: اسکنر نسل اول یک لوله اشعه ایکس سوار بر یک مکانیزم اسکن الکترومکانیکی دارد که خروجی آن به شکل یک پرتو باریک موازی میشود. بیمار روی یک میز لغزان قرار داده میشود طوری که دور سرش یک کاپ پلاستیکی قرار گیرد (برای تثبیت مکان). حاشیه این کاپ پلاستیکی روی یک جعبه مکعبی پلاستیکی پر از آب است.(آب اشعه های ایکس را خوب عبور می دهد) آشکارساز سوسوزن (Scintillation) از یک کریستال (مثل یدیدسدیم) و لوله ضرب کننده نوری تشکیل شده. این آشکار ساز درست روبروی منبع اشعه ایکس نصب می شود. در این آشکارساز ، اشعه ایکس به کریستال برخورد کرده و نور مرئی گسیل می کند که توسط فوتومولتی پلایر تیوب (PMT) آشکار می شود. این ترکیب در 160 مکان با فاصله مساوی حرکت انتقالی دارد. سپس مکانیزم حدود ˚1 می چرخد و عمل دستیابی به داده ها تکرار می شود و تا ˚180 تکرار میشود. خروجی آشکار ساز به صورت دیجیتال در آمده و در کامپیوتر ذخیره می شود. با پیشرفت این سیستم خطا ها و زمان اسکن کاهش می یابند. دراسکنرهای نسل اول زمان طولانی است و مشکل ساز می باشد. در اسکنرهای نسل دوم از همان حرکات چرخشی ، انتقالی استفاده میشود ، تفاوت در استفاده از سیستم آشکارساز چندگانه به جای منفرد است. درطول هر اسکن خطی ، چند تابش حاصل می شود. اگر 10 آشکار ساز با فاصله ˚1 داشته باشیم، با یک انتقال هر 10 تابش به دست می آیند و در حرکت بعدی به جای ˚1 ، ˚10 جابه جایی داریم و به نسبت 10:1 صرفه جویی داریم. در نتیجه زمان کاهش می یابد. در اسکنرهای نسل سوم یک منبع اشعه ایکس ، از نوع پرتو قطاعی (Fan beam) و یک حلقه آشکارساز داریم. منبع اشعه ایکس تولید باریکه ای با زاویه واگرایی بین ˚30 و ˚45 می کند و حلقه آشکارسازی شامل 300 تا 700 آشکارساز گزنون پیوسته است. آشکارسازهای گاز گزنون محفظه های یونیزاسیون هستند که اشعه ایکس به آنها وارد و سبب یونیزاسیون گاز زنون می شوند. مزیت: ساختار مکانیکی ساده آن است،چون فقط نیاز به چرخش است. سرعت آن زیاد است. با بازسازی زمان به 30 تا 1 min کاهش می یابد. o مزیت نسل اول و دوم نسبت به سوم: خاصیت خود – کالیبراسیونی است. چون قبل یا بعد از هر انتقال خطی شدت مرجعI0 می شود. در نسل سوم احتمالاً از آرتیفکتهای حلقه ای آسیب پذیری داریم. اسکنر های نسل چهارم از یک منبع اشعه ایکس از نوع پرتو قطاعی چرخان با یک حلقه˚360 ثابت از آشکارسازها ، استفاده میشود. منبع پرتو دور بیمار چرخانده می شود و اشعه های ایکس عبوری با حلقه آشکارسازهای ساکن آشکارسازی می شوند. برای داشتن بازده بالا و با وجود آشکارساز کم عمق ،از آشکارساز با کریستالهای با ضریب تضعیف جرمی بالا (مثل فلورید کلسیم یا ژرمنات بیسموت) استفاده می شود. این نوع نیز خاصیت خود کالیبراسیونی دارند. چون بدون ماده واسطه، منبع پرتودهی میکند. زمان اسکن حداکثر s 1 و زمان بازسازی حداکثر s 30 است. قدرت تفکیک نیز بسیار پیشرفت کردهاست و به 3 تا 4 دور(mm) میرسد. یک نوع از نسل چهارم که نسل پنجم نامیده می شود که یک حلقه کامل آشکارساز حرکت می کند. منبع اشعه ایکس درمرکز آشکارساز واقع است و تولید یک پرتو قطاعی وسیع می کند که به سمت بیمار هدایت می شود. هر آشکارساز به سمت منبع موازی سازی می شود تا «کراس تاک» (اشعه های نا مطلوب) را به حداقل برساند. این سیستم نیز خاصیت خود کالیبراسیونی دارد. |
|
آیا اشعه ایکس مضر است ؟ - آیا می توان از یک تشک بر روی تخت رادیولوژی استفاده کرد ؟ MR Imaging: برای تصویربرداری از بافتهای پستان و implant و برای چک کردن شرایط implant ، MR بسیار مفید است .
|
تراکم سنجی استخوان جهت تشخیص پوکی استخوان و تعیین ریسک شکستگی استخوان بسیار مفید است. اغلب روشهای اندازهگیری مواد معدنی استخوان bone mineral density (BMD) بسیار سریع و بدون درد میباشد.
روشهای در دسترس BMD شامل DEXA و استفاده از x،CT-Scan ستون فقرات، مچ دست، بازو و یا ساق پا (Quantity CT or (QCT ، Osteo CT، و یا Ultrasoundمیباشند.
برای mass screening purposes (اهداف غربالگری عمومی) یک نوع روش رسپتومتری قابل حمل و پرتابل وجود دارد. در این روش از یک وسیلهDexa x-ray یا واحدquantitative ultrasound استفاده میشود. هر دو نوع این آزمایشات موبایل، مچ دست انگشتان یا پاشنه پا را مورد آزمایش قرار میدهد.
روشهای موبایل دانسیتومتری دقت تکنیکهای ثابت و غیر موبایل را ندارند چون تنها یک استخوان را مورد آزمایش قرار میدهند.
استخوانی که مواد معدنی خود را از دست داده ضعیف میشود و احتمال شکستگی بالایی دارد وbone densitometry قبل از شکستگی و احساس ضعف در استخوان این کاهش را نشان میدهد.
DEXA رایجترین روش دنسیتومتری است. این روش بیدرد بوده و احتیاج به هیچ تزریق، روش تهاجمی، مسکن یا رژیم خاص و مراقبتهای ویژه ندارد.
در طی این آزمون بیمار روی تخت دراز کشیده و سیستم قسمتهای مورد نظر بدن را اسکن میکند (به طور معمول مهرههای پایینی ستون فقرات و لگن) مدت زمان اسکن تنها چند دقیقه است. اشعه x مورد استفاده در DEXAکمتر ازChest x-ray است. دانسیته استخوانی هر بیمار با نمودار افراد سالم مقایسه میشود و نتیجه اعلام میشود.
روش جدید اندازهگیری استئوپروز استفاده از اولتراسوند است. سیستم اولتراسوند اندازهگیری مواد معدنی استخوان، بسیار کوچکتر و ارزانتر ازDexa است و زمان انجام این کار حدود 1 دقیقه میباشد.

مزایای استفاده از اولتراسوند دنسیتومتری
1- هیچ اشعه یونسازی وجود ندارد
2- امکان تکرار تصاویر ناحیه مورد نظر
3- مشخص شدن میزان مواد معدنی ناحیه مورد نظر(Region of interest (ROI به همراه حدود هندسی آن
4- دقت 5/0%
5- کنترل اتوماتیک درجه حرارت برای معتبرترین اندازهگیری
6- کالیبراسیون دقیق و کنترل داخلی
7- سرعت بالای آزمون 3ms
8- نمایش رنگی تصاویر برای ارزیابی بهتر دانسیته
9- قیمت کم نسبت به تجهیزات DEXA
10- ذخیرهسازی تصاویر بیماران برای مدت طولانی به منظور پیگیری
11- دسترسی آسان به تصاویر برای اپراتور
12- ضبط تصاویر پاشنه
13- مقایسه بین چندین تصویر
DEXA equipment
دو نوع سیستمDEXA وجود دارد:
وسیله مرکزیCentral device و فرعیPeripheral device.
Central DEXAدانسیته استخوانی را در استخوانهایhip (لگن) و مهرهها اندازه میگیرد در حالیکهPeripheral device دانسیته را در مچ دست و پاشنه و انگشتان اندازهگیری میکند.
سیستم مرکزی در بیمارستان و مراکز پزشکی استفاده میشود در حالیکه پریفرال در داروخانهها و مراکز موبایل پزشکی قابل استفاده است.
Central یک میز تخت و بزرگ و یک بازو آویزان دارد که بازو به جلو و عقب قابل حرکت است و بنابراین تخت میتواند به عنوان تخت درمان یا صندلی آزمایش برای بیماران ویژه استفاده شود.
Peripheral device فقط 30 کیلوگرم وزن دارد و شامل یک جعبه متحرک است که فضایی برای قرارگیری با جهت تصویربرداری دارد.
سیستمDEXA یک بیم اشعه باریک و غیر قابل رؤیت اشعهx با دز کم دارد و انرژی را به سمت استخوان میفرستد. اشعهx در دو انرژی با دو پیک مجزا وجود دارد یک پیک به طور عمده بوسیله بافت نرم جذب میشود و دیگری بوسیله استخوان. میزان جذب شده بوسیله بافت نرم در نهایتSubtract (تفریق) شده و آنچه باقی میماند دانسیته بافت استخوانی است اشعه استفاده شده در این روش 1/0 اشعه استانداردChest x-ray است.
آزمونDEXA بین 10 تا 30 دقیقه طول میکشد که البته به نوع تجهیزات و قسمتی از بدن که مورد آزمایش قرار میگیرد بستگی دارد.
در طی آزمون دتکتورها به آرامی روی ناحیه مورد نظر حرکت کرده و تصاویر را روی مونیتور ثبت میکنند.
نتایج آزمون
آزمون تراکم استخوان با دو حد مطلوب یا معیار مقایسه میشود: افراد بالغ و جوان سالم(T-
Score) و افراد همسن (Z-Score)
نتیجهBMD شما با نتایجBMD افراد بالغ 25 تا 35 ساله هم جنس و هم اقلیم شما مقایسه میشود. میزانStandard deviation (SD)(انحراف از وضعیت استاندارد) تفاوت بین BMDشما و آن گروه افراد سالم است. این نتیجهT-Score شماست.
T-Scoreمثبت نشان میدهد که استخوان شما قویتر از وضعیت نرمال است وT-Score منفی بیانگر ضعیف بودن استخوان شما نسبت به حالت نرمال است.
YN=young normal
طبق بیان سازمان بهداشت جهانی استئوپروز طبق جدول زیر تعریف میشود:
معیاری برای پوکی استخوان در زنانT-Score:
نرمال 1/0کاهش کم تراکم استخوانBMD بینSD 5/2- تا 0/1- زیر رنج افراد جوان بالغ است
پوکی استخوان >BMD5/2- پایینتر از رنج افراد سالم جوان
پوکی استخوان شدید>BMD 5/2- پایینتر از رنج افراد سالم جوان است و بیماران دو یا چند شکستگی دارند.
به طور معمول احتمال شکستگی استخوان با هرSD زیر نرمال دو برابر میشود بنابراین شخصی با یکBMD ،1SD زیر نرمال یعنیT-Score=-1 نسبت به یک شخص باBMD نرمال، دو برابر احتمال شکستگی استخوان دارد و یک شخص با 2-T-Score= 4 برابر فرد سالم احتمال شکستگی دارد وقتی این اطلاعات بدست میآید، فرد با احتمال بالای شکستگی میتواند به هدف جلوگیری از شکستگیهای آینده درمان شود.
از جهت دیگرBMD شما با یک معیار سنی مقایسه میشود. این موردZ-Score نام دارد که در این مرحله نتیجهBMD شما با فرد همسن، هم جنس، هم وزن و هم قد شما مقایسه میشود.
استئوپروز شایعترین بیماری متابولیک استخوان است. این بیماری با کاهش ضخامت قشر استخوان، کاهش تعداد و اندازه ترابکولهای استخوان اسفنجی (یعنی اختلالهایی که در آنها تمام اسکلت درگیر میشود) مشخص میشود. هر تغییری در سرعت تشکیل و جذب که جذب را از تشکیل استخوان بیشتر کند میتواند از توده استخوانی بکاهد.
این واقعیت که در بعضی از زنان با پیدایش یائسگی از بین رفتن استخوان سرعت میگیرد و هر گاه قبل از سن یائسگی طبیعی، تخمدانهای زنی برداشته شود ولی دچار پوکی استخوان پیشرس میشود حاکی از آن است که استروژنها نقش مهم در جلوگیری از، از بین رفتن استخوان دارند.
سیگار هم یا به طور مستقیم بر استخوان سازی اثر میکند یا به طور غیرمستقیم بر کار تخمدانها اثر مینماید کاهش سطح هورمون پاراتیروئید هم در کاهش استخوانسازی مؤثر است.
احتمالاً خوردن اسید زیاد، خصوصاً به صورت غذای پرپروتئین، به خاطر خنثی کردن همین اسید اضافی منجر به حل شدن استخوان میشود. خود اسید ممکن است استدوکلاستها را فعا کند. زندگی بیتحرک در افرادی که عضلات کمی دارند، نیروهای مکانیکی وارده بر استخوانهایش را کم میکند و میل به از بین رفتن استخوان را افزایش میدهد.
یک نوع استئوپروز در کودکان و نوجوانان و دختر و پسر، با کار طبیعی کنار دیده میشود. این دسته را استئوپروز آیدیوپاتیک مینامند.
بسیاری از افراد استئوپروتیک از پیکر عضلانی برخوردار نبوده و وزن متوسط کمتری دارند. مصرف سیگار و الکل میتواند استخوانسازی را کاهش دهد.
در استئوپروز بیتحرکی موجب افزایش اختلاف بین تشکیل و جذب استخوان و تشدید ضایعه میشود. بین زندگی بیتحرک، در فرد غیرعضلانی، نیروهای مکانیکی وارد بر اسکلت را کاهش میدهد و تمایل به کاهش توده استخوانی بال میرود چون تشکیل و جذب استخوان در پاسخ به نیروهای گوناگون مکانیکی تحریک میشود.
در برخی موارد استئوپروز یکی از چهرههای بیماری دیگری همچون سندرم کوشینگ میباشد.
استئوپروز موسوم به نوع 1 در گروهی از خانمها بعد از یائسگی بین 51 تا 75 سالگی رخ میدهد و با کاهش شدید و نامتناسب استخوان تومرکولر نسبت به استخوان کورتیکال مشخص میشود.
شکستگی اجسام مهرهای و بخش دیستال ساعد شایعترین عوارض میباشد و کاهش فعالیت عمده پاراسیتروئید ممکن است در جهت جبران جذب استخوانی باشد. استئوپروز نوع 2 در جمع کثیری از خانمها و مردان بالای 70 سال یافت میشود. شکستگیهای گردن ران، بخش پروگزیمال بازو بخش پروگزیمال درشت نی و لگن شایعترین شکستگیهای این گروه است.
علایم: شکستگی مهره، مچ، (لگن) بازو و درشت نی و ...
علامت شکستگی جسم مهره عبارت است از درد پشت و تغییر شکل ستون مهرهها و درد بویژه بعد از خم شدن و بلند کردن جسم سنگین.
معمولاً استراحت در بستر میتواند موقتاً درد را متوقف کند. انتشار رو به پایین درد به طرف یک پا شایع بوده و حملات درد بعد از چند روز تا یک هفته فروکش میکند و بعد از 4 تا 6 هفته بیمار میتواند فعالیتهای عادی خود را از سرگیرد.
علایم رادیولوژیک: پیش از شکستگی و کلاپس در اجسام مهرهای استئوپروز، کاهش تراکم مواد معدنی افزایش وضوح خطوط عمودی (به خاطر اتلاف شدیدتر ترابکولهای افقی) و واضح شدن صفحات انتهایی را میبینیم. در نتیجه ضعف صفحات ساب کوندرال و اتساع دیسکهای مهرهای تقعر مهرهها از هر دو طرف به طور مداوم افزایش یافته و با اصلاح مهرهcodfish ایجاد میکند.
با بروز کلاپس معمولاً ارتفاع قدامی جسم مهره کاهش مییابد و کورتکس قدامی نامنظم میشود. شکستگیهای فشاری قدیمیتر ممکن است تغییرات واکنشی و استئوفیتهایی در حوالی لبههای قدامی بوجود آورند. بدون شکستگی استخوانی، رادیوگرافیهای استاندارد شاخصهای حساسی برای مشاهده کاهش توده استخوانی به شمار میروند زیرا تا 30% توده استخوانی فرد برای ایجاد خطر شکستگی کافی است.
اقدامات تشخیصی:
با استفاده از روشهایی همچون سنجش جذب فوتون منفرد و دوگانه، توموگرافی کامپیوتری کمی، بررسی فعالسازی نوترونهای کلسیم و استفاده از اولتراسوند میتوان اتلاف مواد معدنی استخوان را نشان داد.
اقدامات درمانی: استراحت و گرمای موضعی.Corset مناسب اکسایش بیمار را به همراه میآورد. هورمون استروژن سرعت جذب استخوان را زیاد میکند. اما تشکیل استخوان بالا نمیرود. استروژن مانع دفع کلسیم میشود و اتلاف استخوان را به تعویق میاندازد.
تجویز 1500 میلیگرم کلسیم در روز وقتی بیمار نمیتواند استروژن بگیرد بسیار مناسب است. مصرف کلسیم اثر خوبی بر حفظ استخوان کورتیکال دارد ولی اثری روی استخوان ترابکولار ندارد. البته دریافت کلسیم گاهی قبل از 25 یا 30 سالگی ممکن است اثرات سودمندی بر نگهداری حداکثر توده استخوانی داشته باشد.
• دستگاه اشعه ایکس به چه منظور استفاده خواهد شد؟
• چه فضایی مورد نیاز برای بخش رادیولوژی می باشد؟
• مقدار ولتاژ و آمپراژ مورد نیاز از منبع تغذیه بررسی شود.
• مقاومت خط تغذیه نیز محاسبه گردد.
برق مورد نیاز معمولاَ 208 تا 220 ولت و یا 480 ولت است که بخش رادیولوژی باید یک ترانسفورماتور اختصاصی برای خود داشته باشد.
مشخصات پیشنهادی یعنی روشی که به وسیلة آن خریدار، جزئیات کامل دستگاه مورد نظر خود را بیان کند. مشخصات کارکردی بیان می کند که چه مقدار دقت در مورد مشخصات لازم است
مراحل نصب(Installation)
- مراحل نصب دستگاه اشعه ایکس:
• ایجاد وقفه در هنگام نصب باعث بروز مشکلاتی مثل گم شدن یا صدمه دیدن برخی قطعات می شود. پس می توان در قرارداد خرید بندهایی را گنجاند که اگر کار نصب در مدتی مشخص صورت نپذیرد، فروشنده متحمل پرداخت جریمه گردد.
• خریدار باید محل نصب دستگاه را مطابق آنچه ارائه داده، اجرا نماید.
• عملیات پوشش سربی باید استاندارد باشد.
• خریدار باید منبع تغذیه با ولتاژ مناسب را تهیه نماید.
پس از نصب و راه اندازی، تمام قسمت ها توسط شرکت نصب کننده تست می گردد.3. مراحل پس از نصب(Post-installation)
بازبینی
نظارت
کنترل کیفی
- گارانتی دستگاه
گارانتی یعنی سازندة دستگاه یا نمایندة او قطعه یا قطعاتی از دستگاه را در صورت بروز اشکال در مدت مشخص بعد از نصب بدون دریافت هزینه تعویض یا تعمیر نماید.
- قرارداد سرویس و نگهداری دستگاه
همة دستگاه های اشعه ایکس باید در دوره های زمانی مشخص از لحاظ عملکرد و کارایی تست شود. هر چقدر نحوة نگهداری و سرویس دستگاه بهتر باشد، احتمال ایجاد خرابی یا مشکل کمتر است.
قرار داد سرویس می تواند به یکی از صورت های زیر باشد:
• قرارداد سرویس و نگهداری بدون قطعه:
در این حالت اگر برای رفع اشکال به قطعة یدکی نیاز باشد شرکت سرویس دهنده موظف به تهیة آن است؛ ولی هزینة آن توسط بیمارستان یا مرکز درمانی باید پرداخت شود.
قرارداد سرویس و نگهداری قطعات یدکی: این روش در مراکز بزرگتر در طولانی مدت ارزان تر است؛ زیرا مراحل خرید به دلیل سیستم پیچیدة اداری طولانی تر، مستلزم صرف وقت و هزینة پرسنلی است.
گزارش سرویس ونگهداری
برای داشتن یک روند سرویس مناسب داشتن یک پرونده و سرویس و نگهداری که در آن نام، شماره سریال شرکت سازنده و زمان نصب دستگاه ذکر شده و هر بار که یک قسمت سرویس تعمیر شود جزئیات عیوب رفع شده قطعات یدکی مصرف شده و تاریخ دریافت سرویس لازم است.
حداقل کارهای لازم در یک سرویس کلی:
علاوه بر کارهای مثل روغن کاری تمیز کردن و زدوده کردن گرد و غبار موارد زیر نیز لازم می باشد:
1- تنظیم kV, mA و زمان
2- تست ولتاژ برق شهر و مقاومت خط
3- تست مدار حفاظت در برابر اضافه بار
4- تست صحت کار حرکت ستون و تیوپ
5- تنظیمات کلیماتور
. عیب یابی دستگاه های رادیولوژی
بروز نقص در تیوب مولد اشعه ایکس
عمده ترین اشکالات تیوپ اشعه ایکس:
1- گازی شدن تیوپ: تنگستن تبخیرشده از فیلمان یا از روی سطح آند به صورت یک پوشش بسیار نازک روی سطح داخلی تولید و شیشه ای تیوپ اشعه ایکس رسوب می کند.
اطمینان کیفی QA
اطمینان کیفیت برنامه همه جانبه ای برای اطمینان از نهایت بهینه سازی در سیستم بهداشتی است که از طریق جمع آوری و ارزیابی منظم اطلاعات صورت می گیرد. هدف اولیه یک برنامه تضمین کیفی، بهبود مراقبت از بیمار است که شامل پارامترهای انتخاب بیمار، مدیریت تکنیکی، قوانین مربوط به آزمونها و بخش تصویربرداری، اثر بخشی تکنیکها، آموزش حین خدمت و تغییر تصاویر می باشد.
تاکید اصلی این برنامه روی فاکتورهای انسانی است که می تواند باعث تغییراتی در مراقبت بهداشتی شود.
آموزش حین خدمت شرکت در همایشهای برگزار شده، انجام آزمونهای دوره ای و بهبود روشهای برقراری ارتباط با بیمار می توانند از عوامل موثر در رویکرد انسانی مدیریت کیفیت باشد.
کنترل کیفیت
کنترل کیفی بخشی از برنامه تضمین کیفی است که در ارتباط با تکنیکهای مورد استفاده در مراقبت از بیمار و تستهای تکنیکی یک سیستم که روی کیفیت تصویر ثأثیر دارد، بحث می کند.
به عبارت دیگر کنترل کیفی یبشتر در ارتباط با تجهیزات مورد استفاده در اطمینان کیفی کاربرد دارد. یک برنامه کنترل کیفی شامل 3 نوع کلی آزمایش است :
1- برنامه های ساده و غیر تهاجمی: این آزمونها می توانند توسط تمامی تکنولوژیست ها انجام شود. به عنوان مثال آزمایش تماس صفحات فولی با فیلم در کاست رادیولوژی و یا آزمون زمان سنجی دستگاه بوسیله Spinning Top
2- برنامه های غیر خطرناک و پیچیده : این برنامه ها توسط تکنولوژیست دوره دیده در امور کنترل کیفی انجام می شود. زیرا تجهیزات پیشرفته تر بوده و کار با آنها نیازمند دیدن دوره های خاص می باشد. بیشتر برنامه های آموزشی در این سطح کار می کنند. در نتیجه امروزه تکنسینهای دارای اینگونه قابلیتها، در حال افزایش می باشند.انجمن پرتونگاران آمریکا در برنامه های آموزشی خود برای تکنولوژیستهای پرتونگاری ، CT، MRI، پزشکی هسته ای سرفصلهایی در این ارتباط پیش بینی کرده و گنجانده است.
3- برنامه های خطرناک و پیچیده : این برنام ها توسط مهندسین و متخصصین دستگاه ها انجام می شود و نیاز به ابزارهای پیچیده دارد.
در سطوح سه گانه یاد شده بطور کلی 3 نوع برنامه کنترل کیفیت وجود دارد:
- آزمونهای پذیرفته شدن: آزمونهایی است که برای بررسی صحت ادعای کارخانه سازنده درارتباط با ویژگی های سیستم، روی یک دستگاه نو به عمل می آید.
- آزمونهای مرتب: آزمایشات اختصاصی برای دستگاه پس از گذشت مدت زمان خاص مثلاً روزانه یا هفتگی یا ماهیانه و یا سالیانه
- آزمونهای تصحیحی : اینگونه آزمایشات برای کنترل عملکرد درست و یا نادرست سیستم به کار می رود. مثلاً ؛ این که آیا خروجی سیستم اشعه x همان میزان نشان داده شده روی دستگاه است یا خیر.
مشخص کردن اشکال و تحلیل مسئله :
در بهبود مداوم روندی که موجب رضایت مصرف کننده شود، برای مشخص کردن اشکال و تجزیه و تحلیل آن، ابزارهای گوناگونی به کار می رود. سه گروه اصلی در این مورد معرفی می شوند.
1- نظریات کلی : در این بخش چند عامل نزدیکتر به موضوع که می توانند عامل اصلی باشند انتخاب شده و روی آن کار می شود.
2- تیم بهبود کیفیت : این تیم، افرادی هستند که از نظریات متمرکز و وابسته الهام گرفته و سعی در بهبود کیفی کار دارند. افراد این گروه می توانند جزو افراد گروه دوم نیز باشند.
تحلیل اطلاعات
برای تحلیل، اطلاعات کسب شده در مرحله قبل با روشهای نموداری مختلفی به نمایش در می آیند. این نمودارها باعث تمرکز بهتر روی موضوع و نیز انجام مرحله به مرحله بهبود کیفی می گردد. از انواع مختلف این نمودارها می توان به فلوچارت، دیاگرام عامل و اثر، هیستوگرام، نمودار پراکندگی اشاره کرد.
ابزارهای کنترل کیفی رادیوگرافیک، ژنراتور اشعه x
ابزارهای کنترل کیفیت ژنراتور اشعهx پارامترهای عملکردی ژنراتورهای اشعه x را مورد سنجش قرار می دهند و امکان انجام اندازه گیری های غیر خطرناک ( اندازه گیری هایی که نیازی به استفاده از مدار ولتاژ بالای ژنراتور توسط کاربر ندارند ) همانند پتانسیل لامپ، زمان تابش اشعه، میزان خروجی لامپ و پارامترهای مربوطه را فراهم می سازند و این توانایی را ایجاد می کنند که تکنیسین و رادیولوژیست، از تولید تصاویر تشخیصی با کیفیت بالا در شرایط کمترین مواجهه بیمار با دوز اشعه، اطمینان حاصل کنند.
ابزارهای کنترل کیفیت ژنراتور اشعه x به عنوان بخشی از برنامه کنترل کیفیت بخش رادیولوژی به منظور پایش عملکرد تجهیزات تصویربرداری، ارزیابی کیفیت تصویر و اندازه گیری مواجهه بیماران و پرسنل با اشعه، مورد استفاده قرار می گیرند. اندازه گیریهای کنترل کیفیت را می توان توسط تکنسین های شاغل، تکنسین های مورد استفاده قرار متخصص کنترل کیفیت یا متخصصین فیزیک پزشکی، به انجام رساند.
برنامه های کنترل کیفیت، موجب تشخیص سریع مشکلات شده و از استاندارد بودن تصاویر با کیفیت بالای مناسب جهت تشخیصی فوری یا مقایسه بعدی، اطمینان حاصل می نمایند و به هماهنگی آنها با قوانین، کمک می کنند. برنامه های کنترل کیفیت نیز می توانند باعث کاهش تعداد تصویربرداری شوند و بدین ترتیب، موجب کاهش هزینه و پرتوگیری بیمار شوند.
اصول عملکرد
ژنراتور اشعه x که جزء اصلی تمامی دستگاههای تصویربرداری تشخیصی اشعه x است، ولتاژ و شدت جریان ورودی را به منظور تأمین توان لازم جهت تولید پرتو x که دارای kVp و جریان (mA) مورد نظر است را تأمین می کنند و از زمان تابش مناسب در هر تابش، اطمینان حاصل می نمایند.
از آنجا که دقت برخی پارامترهای تکنیکی خاص، عملکرد ژنراتور اشعه x را مشخص می سازند، ابزار کنترل کیفیت به منظور پایش این پارامترها مورد استفاده قرار می گیرد. پارامترهای تکنیکی اصلی که پیش از انجام تابش اشعه x تنظیم می شوند عبارتند از kVp، که حداکثر انرژی فوتونهای اشعه x و قدرت نفوذ فوتونهای خارج شده از لامپ اشعه x را مشخص می سازد؛ mA که شامل جریان الکترون عبور کننده از لامپ اشعه x که بر حسب میلی آمپر اندازه گیری می شود و تعداد فوتونهای اشعه x را مشخص می کند و زمان تابش ( بر حسب ثانیه ) که عبارت است از مدت زمانی که kVp در داخل لامپ به کار می رود.
kVp انتخاب شده کیفیت تصویر و میزان مواجهه بیمار با اشعه را تحت تأثیر قرار می دهد، زیرا بر تفاوت کنتراست بین ساختمانهای نسج نرم، دانسیته کلی فیلم اشعه x و قدرت نفوذ پرتوی اشعه x تأثیر می گذارد. ابزارهای کنترل کیفیت به جای اندازه گیری mA ، میزان اکسپوژر که شاخص مستقیم برون ده لامپ اشعه x است و می تواند به صورت غیر تهاجمی، مورد پایش قرار گیرد را به طور روتین، اندازه گیری می کنند. اکسپوژر را می توان بر حسب رونتگن (R)، کولن بر کیلوگرم (C/kg) یا گری (Gy) ( میزان دوز اشعه )، مشخص نمود. ابزارهای کنترل کیفیت، تصاویر kV و mA در طول زمان _ که به صورت منحنی موج نشان داده میشود_ را نیز به صورت غیر تهاجمی مورد ارزیابی قرار می دهند. منحنی های موج به منظور تشخیص تغییرات موجود در دامنه آنها که ممکن است کیفیت متوسط پرتو را تحت تأثیر قرار دهند، بررسی شده و به تشخیص مشکلات ژنراتور اشعه x ( نظیر یکسو کننده کاهنده )، کمک می کنند.
در اغلب بررسی های رادیوگرافیک، mA به همراه زمان تابش، مورد استفاده قرار می گیرد و میزان mAs ( میلی آمپر ثانیه ) را نشان می دهد که با زمان تابش و بنابراین، با دوز اشعه بیمار و دانسیته فیلم نسبت مستقیم دارد. در صورتیکه kvp بر روی مقدار ثابتی تنظیم شود، مقدار تابش دهی با mAs متناسب خواهد بود. از آنجا که تکنسین به منظور به دست آوردن سطح دانسیته مطلوب برای تصویر نهایی، از کمیت mAs استفاده می کند، ابزارهای کنترل کیفیت به منظور ارزیابی خطی بودن، از اندازه گیری مقدار اکسپوژر در محدوده خاصی از mAs استفاده می کنند. آشکارسازهای تابش به منظور اندازه گیری اکسپوژر و خطی بودن mAs، مورد استفاده قرار می گیرند. برخی ابزارهای کنترل کیفیت، به منظور ارزیابی خطی بودن، از اتاقک یونیزاسیون استفاده نمی کنند؛ در مقابل، خروجی یکی از ردیاب های kvp به عنوان شاخص نسبی مواجهه، در نظر گرفته می شوند. در حال حاضر، ژنراتورهای اشعه x تولید شده توسط کارخانجات مختلف دارای توانایی خطی بودن در محدوده 10%± در تمامی محدوده های mAs، برخوردار هستند.
ابزارهای کنترل کیفیت اشعه x به صورت دستگاه هایی یکپارچه یا کیت های قطعه ای ، طراحی می شوند. ابزارهای کنترل کیفیت یکپارچه، شامل یونیت های مجهز به باتری می باشند که توانایی اندازه گیری های پارامترهای متعدد را دارند و داخل یک محفظه منفرد، قرار می گیرند. این اجزاء عبارتند از فیلترهای kVp، آشکارسازهای C&I/فتودیود و اتاقک های یونیزاسیون و صفحه کنترل می باشند. قرار دادن دستگاه در مسیر پرتو x و ایجاد یک اکسپوژر می تواند مقادیر kVp، اکسپوژر و زمان تابش دهی و نیز منحنی موج برخی از این پارامترها را نشان دهد. دستگاه های مستقل ، شامل انواع دارای توانایی اندازه گیری همزمان پارامترهای متعدد تا مواردی که تنها پارامترهای منفردی را اندازه گیری می کنند، می باشند.
کیت های قطعه ای، انواع مختلف سنجش گرهای منفرد نظیر آشکارساز مستقل یا مجموعه آشکارساز متشکل از C&I/فتودیودها ؛ اتاقک یونیزاسیون همراه با مدار مربوطه و لوازم جانبی نظیر فیلتر نیم جذبی (HVL) و کابل هایی که آشکارسازها را به سیستم نمایش دهنده، مرتبط می سازد را شامل می شوند. قسمت آشکارساز در مسیر پرتو x قرار می گیرد. صفحه کنترل و صفحه نمایش، به طور معمول به صورت قسمت جداگانه ای می باشند که می توانند با منبع پرتو، فاصله داشته باشند اما از طریق کابل ها، ارتباط می یابند. دستگاه های چند قطعه ای می توانند در صورت سوار شدن مناسب، زمان تابش گیری، میزان مواجهه و منحنی موج را به طور همزمان اندازه گیری کنند.
وظیفه kVp سنج یا kVp، خواندن میزان kVp براساس اندازه گیری تضعیف پرتو x شدیداً فیلتره شده در هنگام عبور از فیلتر بوده و از این طریق، امکان محاسبه انرژی پرتو و در عین حال، kVp لامپ را فراهم می سازند. معمولاً ابزارهای اندازه گیری kVp، از تعدادی جفت فیلتر مختلف استفاده می کنند تا نتیجه خواندن kVp در محدوده kvp150-40 که در تصویربرداری تشخیصی شایع است را به حد مطلوب برسانند. دستگاه های کنترل کیفیت kvp دستگاههای ماموگرافی دارای فیلترهای ویژه ای هستند. اگر چه kvp به عنوان بیشترین کیلو ولتاژ به دست آمده از لوله اشعه x در طی اکسپوز مشخص می شود ولی ممکن است این مقدار، در موارد افزایش بیش از حد یا لرزش بسیار زیاد منحنی موج، از اهمیت بالینی خاصی برخوردار نباشد. تمامی kvp سنجها، برداشت استانداردی ( موسوم به kvp متوسط ) را نشان می دهند که بیانگر متوسط تمامی موارد پیک می باشد. تعدادی از kvp سنجها، بیشترین مقدار پیک ( موسوم به kvp ماکزیمم ) ثبت شده در طی اندازه گیری را نشان می دهند. برخی kvp سنج ها، شاخص kvp موثر را نشان می دهند . سایر kvp سنج ها از فاکتورهای تصحیح کننده مختص به نوع منحنی موج استفاده می کنند که به منظور محاسبه kvp موثر، به کار می روند.
Kvp سنج معمولی، می تواند در حدود 1000 نقطه داده ای را ثبت نماید. به عنوان مثال، در حد KHz10، می توان در حدود msec100 تابش دهی را ثبت کرد. این مقدار، به منظور اندازه گیری یک kvp کفایت می کند؛ با این حال اگر پهنای باند سیستم بافر محدود باشد شکل موجهای بلندتر را نشان نخواهد داد. برخی دستگاه ها، حدود نمونه گیری متغییر را امکان پذیر می سازند به نحوی که اندازه محدود بافر را می توان به منظورنشان دادن منحنی های موج طولانی تر ، مورد استفاده قرار داد حتی اگر قدرت تفکیک زمانی کمتر باشد. از سوی دیگر ، اندازه بافر را می توان به حدی بزرگ کرد که با داده های مربوط به چندین ثانیه، تطابق یابد.
دستگاه های سنجش تابش ( دوزیمترها )، میزان تابش اشعه x را اندازه گیری می کنند در این دستگاه ها اتاقک یونیزاسیون به صورت جدا و یا در داخل دستگاه جاسازی شده و بکارمی رود. از آنجا که بار الکتریکی و جریان ایجاد شده درطی تابش اشعه x بسیار کوچکند ( در محدوده نانوکولون یا نانوآمپر)، ابزارهای اندازه گیری حساسی موسوم به الکترومتر، به کار گرفته می شوند. تبدیل مقدار شدت جریان به میزان اکسپوژر و بار الکتریکی به اکسپوژر ، لزوم استفاده از فاکتور کالیبراسیون را ایجاد می نماید. به منظور حصول اطمینان از تبدیل این کمیت های الکتریکی به کمیتهای پرتو تابی، باید اتاقک و الکترومتر به طور دوره ای، کالیبره شوند از نظر ایده آل ، باید مقادیر اکسپوژر ، کاملاً مستقل از انرژی اشعه باشد، خصوصاً در موارد ارزیابی محدوده kvp.
امروزه دو نوع دوزیمتر رایج وجود دارد یکی اتاقکهای یونیزاسیون و نوع دیگر آشکارسازهای نیمه هادی.
معمولاً اتاقکهای یونیزاسیون، به صورت استوانه ای دراز و باریک و یا کوتاه و پهن می باشند. دیواره های اتاقک، معمولاً از پلاستیک رسانا یا پوشیده از گرافیت با عدد اتمی مؤثر نزدیک به اجزای هوای محبوس شده، تشکیل می شوند؛ از آنجا که اغلب اتاقک های یونیزاسیون، تهویه می شوند، نوسانات ناخواسته فشار و درجه حرارت، توده هوای داخل اتاقک را تحت تاثیر قرار خواهند داد. بنابراین، درصورت انجام آزمایش در درجه حرارت و فشاری مخالف با حد استاندارد ( به ترتیب ˚c 22 و mmHg 760 ) باید از فاکتور تصحیح کننده، به منظور اصلاح مقادیر اکسپوژر و میزان اکسپوژر، استفاده نمود. آشکارسازهای نیمه هادی نیازی به تصحیح فشار و دما نداشته و کوچکتر از اتاقکهای یونیزاسیون می باشند ولی نوسانات kvp در آنها بیشتر است.
کیفیت پرتو x با عبورکردن از طریق یک صفحه فیلتر فلزی نازک که در فاصله بین دیافراگم و لامپ قرار دارد، بهبود می یابد. معمولاً این فیلتر ، از آلومینیوم که اشعه x کم انرژی را جذب می کند، تهیه شده است. کیفیت پرتو، به صورت HVL توصیف می گردد که بر حسب میلی متر آلومینیوم لازم جهت کاهش مواجهه اشعه x تا یک دوم مقدار اصلی آن بیان می شود و می تواند kvp و mAs را ثابت نگه دارد. فیلترهای نیم جذبی یا تضعیف کننده ها، به منظور حصول اطمینان از به حداقل رساندن اکسپوژر بیمار از طریق سیستم فیلتراسیون در تجهیزات اشعه x مورد استفاده قرار می گیرند. فیلتر HVL در وضعیت تست و دربالای یک صفحه سربی قرار می گیرد و دوزیمتر، در فاصله بین فیلتر و صفحه قرار دارد. پرتو اشعه x از طریق فیلتر عبور می کند و مقداری را بر روی دوزیمتر نشان می دهد. به تدریج که ضخامت فیلتر افزایش می یابد، مقادیر دوزیمتر ثبت شده و بر روی کاغذ نمودار نیمه – لگاریتمی ترسم می گردد و HVL نهایی تجهیزات اشعه x، از روی نمودار خوانده می شود. در آمریکا بر اساس قوانین فدرال ، حداقل HLV مورد نیاز در مورد مقادیر kvp مختلف را مدنظر قرار می دهند. بررسی های HVL در هر بار سرویس دستگاه نیز اهمیت دارد و بدین منظور ، باید دیافراگم لامپ اشعه x برداشته شود.
برخی ابزارهای کنترل کیفیت، مجهز به انواع واحدهای مختلف روشهای اندازه گیری می باشند. ریزپردازنده های کار گذاشته شده، دارای خروجی های RS232 می باشند که امکان کار با کامپیوتر را فراهم می سازند دستگاه های سازگار با PC، ممکن است محتوی برنامه هایی جهت تضمین کیفی عملکرد باشند که شامل پردازش عبارات، بودجه بندی، اندکس زدن فیلم، فهرست موجودی، آنالیز فیلم پذیرفته نشده و کنترل نگهدارنده است. ممکن است پرینتر، به عنوان بخشی از دستگاه یا به عنوان قطعه ای جداگانه باشد که قالب بندی گزارش را فراهم می سازد.
مشکلات گزارش شده
هیچگونه مشکل قابل ملاحظه ای در مورد اختلال عملکرد ابزارهای کنترل کیفیت ژنراتورهای اشعه x ارائه نشده اند؛ با این حال، در صورتی که این ابزار به صورت متناسب با پارامتر یا نوع تجهیزات مورد پایش انتخاب نشود، ممکن است نتیجه مطلوبی حاصل نگردد.
تمامی KVP سنجها، دارای محدوده عملکردی مطلوب ویژه ای می باشند. نسبت پائین سیگنال به نویز در منحنی موج اشعه، می تواند دقت ابزار را در مواردی که شدت اشعه از حد پائین تعیین شده کمتر می شود، با اختلال مواجه سازد. برخی ابزارهای کنترل کیفیت ، به منظور ارزیابی عملکرد، سرویس دهی و کارهای تحقیقاتی طراحی شده اند در حالی که سایر موارد، بیشتر برای کاربردهای کنترل کیفیت مناسب می باشند. دستگاه های قطعه ای که معمولاً امکان انتخاب انواع اتاقکهای یونیزاسیون، منحنی موج KVP کالیبره شده، میزان نمونه گیری منحنی های موج مختلف و تأخیر آنها و احتمالاً برخی توانایی های سنجش تهاجمی را فراهم می سازند، بیشتر برای بخشهایی که دارای تخصص فیزیک یا مهندس رادیولوژی در آنها کار می کنند، مناسب می باشند. سیستم های قطعه ای را می توان به منظور کاربردهای معمول کنترل کیفیت نیز مورد استفاده قرار داد؛ با این حال، معمولاً از هزینه و پیچیدگی بیشتری نسبت به دستگاههای یکپارچه برخوردارند. ابزارهای اخیر، بیشتر برای کاربری های روتین کنترل کیفیت که توسط متخصص رادیولوژی انجام می شود و تجربه و زمان لازم جهت استفاده از این ویژگیهای پیشرفته در سیستم های قطعه ای را دارد، مناسب است.
نکات قابل توجه در خرید
مهمترین عاملی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آیا سیستم کنترل کیفیت قابلیت اندازه گیری پارامترهای مورد لزوم را دارد یا خیر. تعداد و انواع دستگاه های پرتونگاری مختلفی که می تواند توسط یک دستگاه کنترل کیفیت مورد بررسی قرار گیرد شاخصهای اصلی بوده و می تواند روی قیمت، کاربری مفید و پیچیدگی یک دستگاه کنترل کیفیت قابلیت اندازه گیری یک نوع سیستم پرتو x را دارد و در نتیجه به راحتی قابل تنظیم و استفاده است. سیستم های پیچیده تر قابلیت کنترل بیشتر اشعه x را داشته و کاربرد مشکلتری داشته و گران هستند.
برخی از دستگاه های کنترل کیفیت برای قابلیت های نظیر ارزیابی، سرویس و کارهای تحقیقاتی طراحی شده اند. سیستم های چند قطعه ای معمولاً قابلیتهای دوزیمتری با اطاقک یونیزاسیون ، تعیین شکل موج و کالیبره کردن آن را دارند. این دستگاه ها برای بخش خیلی مناسب بوده و نیاز به استخدام مسئول فیزیک بهداشت در بخش نیست، در عوض این سیستم ها معمولاً گرانتر و پیچیده تر از دستگاه های ساده می باشد. دستگاه هایی که اخبراً به بازار عرضه شده اند، قابلیت آزمایشهای متداول کنترل کیفیت را داشته و یک تکنسین پرتونگاری به راحتی می تواند این سیستم ها را مورد استفاده قرار دهد.
خریداران باید از محدودیتهای ابزارهای فوق العاده تخصصی نظیر دوزیمترها، زمان سنج ها و سایر سنجش های عملکردی منفرد یا دو منظوره، آگاهی داشته باشند. برخی ابزارها نمی توانند طیف وسیعی از پارامترهای ضروری جهت برنامه ریزی معمول کنترل کیفیت را اندازه گیری کنند. به عنوان مثال، kVp سنج طراحی شده برای یونیت ماموگرافی نمی تواند در اغلب یونیتهای رادیوگرافی تشخیصی دیگر، مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، استفاده از این ابزارها به طور معمول ، بسیار ساده بوده و ممکن است ضرورت یابد که نقایص موجود در توانایی اندازه گیری کنترل کیفیت را مرتفع سازد.
ملاحظات خرید
هنگام بررسی قیمت دستگاه های کنترل کیفیت، خریدار باید ارزش دستگاه را با قابلیتهای آن مقایسه نموده و دستگاهی تهیه کند که قابلیتهای مورد نیاز برای کنترل کیفیت را داشته باشد. گاهی اوقات لازم است که برای تکمیل تجهیزات کنترل کیفیت قسمتهای اضافی دیگری که توسط فروشندگان دیگر به فروش می رسند تهیه شود.
سیر تکاملی
برنامه های کنترل کیفیت از اوایل دهه 1970، وارد بخش های رادیولوژی تشخیصی شده اند. پیش از آن زمان، کیفیت تصویر اشعه x، تنها براساس بررسی های مشاهده ای به انجام می رسید. این امر، موجب می شد که تصاویر از نظرتشخیصی ، قابل پذیرش باشند اما پائینتر از سطح استانداردی بودند که در حال حاضر، در دسترس است.
در طی سالهای متمادی، کاستهای تست کننده خاصی که به طور معمول به همراه استپ وج و فیلترها مورد استفاده قرار داشت. به منظور اندازه گیری دقت kvp ، مورد استفاده قرار می گرفت . این تکنیک ،به صورت ایجاد اکسپوز متعدد و سنجش دقیق دانسیته تصویر در فیلم انجام می گرفت. پیش از ابداع زمان سنجهای الکترونیکی، اندازه گیری زمان تابش به صورت غیر تهاجمی، بدین شکل انجام می شد که فیلم ،در زیر صفحه حاجب ثابت یا دارای حرکت همزمان با فیلم قرار می گرفت که سوراخ کوچکی بر روی آن، وجود داشت. زمان تابش از طریق شمارش تعداد لکه های مجزای ایجاد شده بر روی فیلم یا اندازه گیری طول قوس، محاسبه می شد. اگر چه این روش هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد، اما تاریخ استفاده از چنین روشهایی گذشته است.
سنجش مواجهه در سالهای متعدد ، از طریق اتاقکهای یونیزاسیون و الکترومترها اندازه گیری می شود و پیشرفت های حاصل در این ابزارها، دقت و سهولت استفاده از آنها را بهبود بخشیده است. امروزه ابزارهای دارای آشکارساز اشعه x مستقل به منظور سنجش اکسپوژر تشخیصی، دردسترس می باشند. این ابزارها می توانند به صورت کوچک و مستحکمی ساخته شوند و در مقابل فشار و درجه حرارت مقاومند. ابزارهای مذکور ، نیاز به ولتاژ پایه ندارند و اثرات پخش کنندگی آنها ناچیز است. برخی از دستگاه های قابل دسترس در حال حاضر، از وابستگی انرژی کمتر از 5% در محدوده انرژی تشخصی برخوردارند در حالی که اگر چه در گذشته ، اندازه گیری تابش مستقیم پرتو در آشکارسازها ، نیازمند تصحیح انرژی قابل ملاحظه ای بود.
برخی سنجش گرهای کنترل کیفیت، دارای آشکارسازهایی می باشند که دقت kvp، میزان اکسپوژر و زمان سنج را در محدوده kvp مورد استفاده در روشهای رادیوگرافیک، فلوئوروسکوپیک و ماموگرافیک اندازه گیری می کنند. همچنین این ابزارها می توانند از ویژگیهایی نظیر محاسبه و انتخاب فیلتر اتوماتیک ( که در طی چند هزارم ثانیه اول تابش دهی، صورت می گیرد ) برخوردار باشند. لوازم جانبی خاصی را نیز می توان به منظور ذخیره منحنی موج kvp و اشعه، مورد استفاده قرار داد. برخی ابزارها ، دارای یک فیلتر با طیف گسترده – یک جفت فیلتر که به منظور محدوده بالای کیلو ولتاژ تشخیصی – مورد استفاده قرار می گیرد، می باشند.
امروزه PC ها یا کامپیوترهای سازگار و نرم افزارهای طراحی شده اختصاصی، جهت برنامه های تامین کیفیت رادیوگرافیک در بیمارستانها وجود دارند که به منظور استفاده در بسیاری از ابزارهای کنترل کیفیت به کار گرفته می شوند.
برگرفته از دایره المعارف رادیولوژی
|
Digital Radiology
Digital Radiology |
OPG مخفف کلمه Ortho Pantomo Gram می باشد. ریشه Ortho به عنوان ارتودنتیک به دندان باز می گردد. ریشه Pan به سیستم نمایش پانورامیک باز می گردد که با اجرای تکنیک ایجاد می شود. توموگرام یک تصویر اشعه x است که توسط فوکوس روی یک صفحه منفرد از بدن بیمار ایجاد می شود. دستگاه OPG به صورت خاصی طراحی شده است که تصویر x-ray توموگرافیک- پانورامیک از دندان ها و فک و مفصل TMJ در اختیار قرار می دهد. اساس فیزیکی کار مشابه توموگرامهای معمولی است. با این تفاوت که صفحه فوکوس OPG دارای انحنایی مطابق با انحناهای فک ها است. تصاویر حاصله یک نمای کلی از موقعیت دندانها و اطلاعاتی از استخوانهای فک در اختیار قرار می دهد ( مندیبل و ماگزیلا ) همینطور اطلاعاتی از سینوسهای فک فوقانی و مفاصل بین فک ها و جمجمه ( مفصل تمپور و مندیبل ) قرار می دهد. علاوه بر این دستگاه OPG قادر است یک سفالوگرام لترال تهیه کند که نمای نیمرخ استاندارد جمجمه است. اطلاعات حاصله، دندانپزشکان و متخصصان پزشکی را در تشخیص ناهنجاریها و تهیه نقشه درمان برای مشکلات دندان کمک می نماید. در QDI تصاویر توسط گزارش متخصص به ریاست دکتر منصور بررسی می گردند. یک گزارش دقیق برای معاینات پزشکی تهیه می گردد. در شعبه Holyspirir یک یونیت OPG تخصصی به عنوان Concoct نصب شده است. این ماشین به جهت تهیه تصاویر در مقاطع cross از مندیبل و ماگزیلا و تهیه یک نمای اختصاصی برای بیمارانی که کاندید ایمپلنت دندان هستند به کار می رود. اطلاعات مشابه توسط Dent scan بدست می آید که یک تکنیک CT تخصصی برای نمایش فک ها در ایمپلنت بیماران است. نمای نتایج حاصله توسط تیم گزارش دندان بررسی شده و گزارش می گردد ( تصویر سمت راست یونیت concot در بیمارستان Holyspirir است.
اتاق OPG :
اتاق OPG اتاقی است که دستگاه OPG و لترال سفالوگرام در آن قرار دارد.
ژنراتور ، تیوب اشعه x کنترل نیل ممکن است در اتاق عکسبرداری قرار بگیرند و یا اینکه ممکن است در اتاق مخصوص قرار داده شود.
در یک انتهای تیوب اشعه x و انتهای مقابل آن نگهدارنده کاست مستقر می گردد.
پروسه عملی :
چانه بیماران روی یک استراحتگاه ثابت شده ، چانه در مرکز C آرم، بین تیوب اشعه x و نگهدارنده کاست فیلم قرار می گیرد. آرواره ها روی یک راهنمای پلاستیکی کوچک قرار داده می شود و ثابت می گردد. بیشتر OPG در وضعیت ایستاده بیماران شکل می گیرد.
در طول اکسپوز تیوب اشعه x و کاست فیلم طول آرواره ها می چرخد. یک اکسپوز برای چند ثانیه صورت می گیرد در حالیکه بیمار در وضعیت ثابت باقی مانده است. کاست فیلم به صورت عرضی در طول اکسپوز حرکت می کند. اگر یک نیمرخ سفالومتری درخواست شده باشد، سر در یک محافظ مخصوص قرار می گیرد که مخصوص نیمرخ سفالوگرام می باشد. دز اشعه x کم می باشد. شیلد سربی و شیلد تیروئید در زمان درخواست یک اکسپوز به یک بافت می بایستی استفاده شود. این پروسه عملیاتی بدون درد می باشد.
- برای یک OPG چه آمادگی درخواست می شود ؟
هیچ نوع آمادگی برای یک OPG ، لترال سفالوگرام ، اسکن دندان و concot لازم نمی باشد.
|
دستگاههای متحرک رادیوگرافی دو نوع است : 1- دستگاه پرتابل ( قابل حمل ) : که در کیف و یا صندوقی قرار می گیرد و در آمبولانس ها حمل می گردد . حجم و وزن این دستگاه خیلی کم است و در نتیجه توان الکتریکی دستگاه پائین می آید یعنی mA ( میلی آمپر ) آن کاهش می یابد و شدت جریان در حدود 30-20 میلی آمپر می باشد .
ژنراتورهای ذخیره نیرو در بعضی از دستگاههای پرتابل اشعه x از یکسری باطری جهت تولید ولتاژ بالا و همچنین جریان فیلامان ، استفاده می گردد . این دستگاه انرژی AC برق شهر را گرفته و بصورت DC تبدیل کرده تا در باطری شارژ و ذخیره گردد . سپس دوباره به جریان AC تبدیل می شود تا از ژنراتور بتواند عبور کند . هر پیل ( باطری ) در مجموعه باتری ها ، اختلاف پتانسیلی تقریباً برابر با 5/1 ولت ( مشابه یک باطری استاندارد چراغ قوه ) ایجاد می نماید. بنابراین هزاران پیل جهت ایجاد ولتاژ قوی که در رادیولوژی تشخیصی مورد استفاده است ، لازم می باشد . توجه نمائید که باطری ها یک پتانسیل ثابت ایجاد می نمایند لذا سلکتور ولتاژ قوی ، یک سلکتور KV می باشد و نه یک سلکتور KVP . جریان فیلامان بوسیله یک مقاومت متغییر که در مدار فیلامان قرار داده شده است ( سلکتور میلی آمپر ) تنظیم می گردد . یک آمپر متر در طرف ولتاژ پائین لامپ اشعه ایکس ( نزدیک پتانسیل زمین ) میزان جریان را در مدار اندازه می گیرد . باتری ها میبایست متناوباً شارژ شوند ولیکن در عین حال انرژی کافی برای اکسپوژرهای متعدد را در خود دارند . نوع دیگری از ژنراتورها که امروزه در رادیولوژی کلینیکی مورد استفاده قرار می گیرند ، ژنراتورهای مجهز به سیستم تخلیه خازنی است . یک خازن وسیله الکتریکی برای ذخیره نمودن بار یا الکترونها می باشد . این وسیله شامل دو صفحه فلزی جدا از یکدیگر می باشد . و فضای دی الکتریک از هوا پر می شود . هنگامیکه تعدادی الکترون به عنوان نمونه از یک باتری برروی یکی از صفحات ، نیرو وارد می آورند ، تعداد مشابهی از الکترونها از صفحه دیگر دور می شوند و هیچ جریانی از خازن عبور نمی کند . در این نوع ژنراتورها ، خازنها بار خود را در داخل لامپ اشعه x تخلیه می نمایند . در یک ژنراتور معمولی اشعه x ، ترانسفورمر و یکسوکننده ها میبایست به نحوی ساخته شوند که در کمتر از چند میلی ثانیه ( هزارم یک ثانیه ) حداکثر توان ( ولتاژ* جریان ) را به دست آورند و سپس این توان را در طول اکسپوژر حفظ نمایند . یک مدار تخلیه خازنی ممکن است جهت شارژ کامل به چندین دقیقه زمان احتیاج داشته باشد و سپس در مدت نسبتاً کوتاهی تخلیه شود .
|
|
رادیولوژی دندان:
سیستم های دیجیتال تصویربرداری از دندان : |
فیلم
امروزه دو گروه فیلم در بخش های رادیولوژی استفاده می شوند:
1- فیلم های تابش مستقیم یا فیلم های دارای صفحة تقویت کننده که به صورت ترکیبی از اشعة ایکس و نور مرئی تحت تابش قرار می گیرند. به طور کلی به این گروه فیلم های اشعة ایکس می گویند.
2- فیلم هایی که فقط با نور تحت تابش قرار می گیرند. مانند فیلم های کپی برداری دانسیته و فلووگراف تمام فیلم های گروه دوم یک طرفه می باشند. ولی فیلم های گروه اول می توانند یک طرفه یا دو طرفه باشند.
ساختمان فیلم(Film construction):
هر فیلم شامل قسمت های زیر می باشد:
1- پایة فیلم:
امروزه از پلی استر استفاده می شود. پایة فیلم عامل برای نگهداری لایة امولسیون فیلم و برای عبور نور است که بوسیلة آن تصویر می تواند مشاهده شود. ضخامت پایة فیلم بستگی به نوع فیلم و موارد استفادة آن دارد. ضخامت پایة فیلم های رادیوگرافی معمولی 18/0 میلیمتر است.
2- قسمت زیر لایه: Subbing Layer
این قسمت به منظور اطمینان بیشتر از چسبیدن لایة امولسیون به صورت صاف به پایة فیلم درحین پوشش امولسیون بر روی پایه و جلوگیری از جداشدن امولسیون از پایة فیلم در حین ظهور و ثبوت است. این ماده در واقع ترکیبی از ژلاتین محلول و حلال پایه فیلم میباشد.
3- لایة امولسیون the emulsion layer
این لایه از کریستال های هالید نقرة معلق در ژلاتین تشکیل شده است. امروزه کریستال های پهن جایگزین کریستال های گرد شده اند که در این حالت حساسیت و سرعت فیلم افزایش زیادی پیدامی کند. همچنین مقادیر زیادی از نور تابشی را جذب کرده و نور کمتری به امولسیون طرف دیگر فیلم می رسد و موجب کاهش ناواضحی ناشی از اثر متقاطع می شود.
4- لایة محافظ the super coat layer
این لایه، لایة نازکی از ژلاتین خالص می باشد که بر روی امولسیون کشیده می شود. کار آن محافظت از لایة امولسیون در برابر سائیدگی و ایجاد الکتریسیتة ساکن در حین استفاده از فیلم می باشد و همچنین ایجاد سطحی صاف و صیقلی بر روی فیلم برای جلوگیری از تجمع گردوغبار.
لایة ضد پیچیدن فیلم Non – curl backing:
این لایه فقط در فیلمهای یک طرفه استفاده میشود. به منظور از بین بردن یا کاهش تمایل به پیچیدن در فیلمهای یک طرفه ، لایه هایی را در طرف دیگر پایه فیلم اضافه میکنند.این لایه ها از یک لایه « زیر لایه » و یک لایه ژلاتین تشکیل شده است.
لایه ضد هاله Anti halation layer:
برخی از نورهای تابشی از لایة امولسیون عبورکرده، به پایة فیلم می رسند. در این حالت یا از پایه عبور می کنند و یا به طور کامل به سمت امولسیون منعکس می شوند و هاله هایی را در تصویر اصلی ایجاد می کنند. به این پدیده هاله سازی گفته شده و موجب ناواضحی تصویر می شود.
با افزودن یک رنگیزه به لایة ضد پیچیدن فیلم این اثر خنثی می شود که در اصطلاح به آن لایة ضدهاله گفته می شود. این رنگیزه در طول عمل ظهور از طرح فیلم برداشته می شود.
فیلم هایی که در تصویربرداری پزشکی استفاده می شوند:
A- فیلم های دوطرفه: این فیلم ها در دو سمت خود لایة امولسیون را دارا هستند.
به دو صورت:1- بدون صفحات تشدید کننده؛ مانند فیلم های داخل دهانی و فیلم های جراحی کلیه و فیلم های دوزیمتری. 2- فیلم های دارای صفحات تشدیدکننده.
B- فیلم های یک طرفه: فقط در یک سمت خود لایة امولسیون را دارا هستند.
شامل: 1- فیلم های دارای یک صفحة تشدیدکننده مانند فیلم های ماموگرافی.
2- فیلم های متوفلوروگرافیک مانند فیلم های سینمایی و فیلم های حلقه ای 105 و 70 میلیمتر و فیلم های صفحه ای 100 میلیمتر.
3- فیلم های مخصوص متوگرافی با لامپ پرتو کاتدی (CRT) مانند فیلم های پلوراید.
4- فیلم های کپی برداری.
5- فیلم های تفریق دانسیته.
6- فیلم های مخصوص استفاده در تصویرسازی لیزری
اطلاعات کامل در قسمت "اصول تاریکخانه" موجود میباشد.
کاست :
محفظه ای برای نگهداری فیلمهای حساس به نور می باشد. در این بخش علاوه بر بررسی کاستهای امروزی که صفحات تشدید کننده را در تماس کامل و یکنواخت با فیلم قرار می دهند، کاستهای دیگری که برای اهداف ویژه استفاده می شوند نیز مورد بررسی قرار می گیرند.
کاستهای x-ray با صفحه تشدید کننده،
وظیفه کاست
1) نگهداری از صفحات تشدید کننده و محافظت آنها در برابر آسیب.
2) جلوگیری از ورود نور به کاست و مه آلوده کردن ( fog ) فیلم.
3) ایجاد تماس کامل و یکنواخت بین فیلم و صفحات تشدید کننده.
4) جلوگیری از آلوده شدن و نشستن گرد و غبار برروی صفحات تشدید کننده.
خصوصیات یک کاست مرغوب
1) محکم و مقاوم در برابر کارهای روزانه.
2) وزن سبک برای آسان بودن حمل و نقل آن.
3) باز و بسته شدن آن راحت باشد، به طوری که به راحتی بتوان آن را در نور ایمنی باز کرد.
4) فاقد هر نوع لبه تیز یا گوشه ای که موجب آسیب به بیمار یا کارکنان شود، باشد.
5) قسمت جلویی کاست می بایست حداقل جذب اشعه را داشته باشد و ضخامت آن یکنواخت باشد و فاقد هر نوع ناصافی باشد، زیرا تصویر ناصافی برروی فیلم می افتد.
6) باید دارای یک روزنه مخصوص یا نوار سربی جهت ثبت مشخصات بیمار باشد.
7) در سطح پشتی آن باید یک ورقه نازک سربی برای کاهش اشعه های عبوری از کاست و در نتیجه کاهش خطر اشعه های برگشتی (back scatter ) داشته باشد.
8) در طراحی و ساخت کاست می بایست از موادی استفاده شود که موجب ایجاد حداکثر تماس بین فیلم و صفحات تشدید کننده شوند ( مانند اسفنج و غیره ).
9) در ساخت بدنه کاست از موادی مانند وینیل ( vinyl ) یا مواد دیگر استفاده شود تا گرفتن کاست راحت تر باشد.
10) در اندازه تمام فیلمهای موجود باید کاست وجود داشته باشد.
11) باید مجهز به گارانتی کیفیت در حین خرید باشد.
ساختمان کاست
کاست از یک قسمت قدامی ( front ) و یک قسمت خلفی ( Back ) تشکیل شده است و این دو قسمت توسط یک لولا به همدیگر متصل شده اند. برروی سطح پشتی کاست یک ورقه نازک از سرب قرار گرفته است و بر روی آن یک اسفنج پلاستیکی فشرده می چسبد و بر روی آن یک صفحه تشدید کننده روی اسفنج متصل می شود.
قسمت داخلی سطح قدامی کاست که بعضی مواقع به اسم کاست ( cassette well ) شناخته می شود، دارای یک صفحه تشدید کننده و یک قطعه کوچک سربی که برای ایجاد ناحیه بدون تابش بر روی فیلم استفاده می شود، می باشند. این ناحیه برای ثبت مشخصات بیمار به کار برده می شود.
در برخی از کاستها، زیر صفحه تشدید قدامی کاست نیز یک لایه اسفنج متراکم می گذارند. شرکتهای مختلف از قفلهای گوناگونی برای کاستها استفاده می کنند. مثلاً عده ای از آنها قفلهای فنری و عده ای دیگر از قفلهای میله ای لغزشی استفاده می کنند، اما در تمام آنها هدف اصلی چیزی نیست جز اینکه در حالت بسته از ورود نور به داخل کاست جلوگیری کند و با فشار اسفنج متراکم تماس کامل و یکنواختی بین فیلم و صفحات تشدید کننده به وجود آورد.

تمامی قسمتهای فلزی یا پلاستیک درون کاست باید با رنگ مشکی پوشیده شوند تا از انعکاس نور در کاست جلوگیری شود، باید خاطر نشان ساخت که کاستهایی برای آینده طراحی شده اند که در آنها قسمت پشت کاست خمیده ساخته می شود. این کار باعث ایجاد تماس کامل بین فیلم و صفحه تشدید کننده می شود.
موادی که در ساختمان کاست به کار برده میشود.
از زمانی که تصمیم به ساخت کاستهای سبک وزن گرفته شود، مواد سنتزی زیادی مورد استفاده قرار گرفت.
قسمت قدامی کاست Cassette Front
قسمت قدامی کاست باید دارای ضخامت و چگالی یکنواخت و فاقد هر نوع ناصافی باشد زیرا این ناصافی ها روی فیلم تصویر میشوند. همچنین به منظور به حداقل رساندن جذب اشعه توسط جدار قدامی کاست بهتر است جدار قدامی کاست را مطابق با استاندارد انگلستان ( British standard ) ساخت. بر اساس این استاندارد در صورتی که جدار قدامی کاست از فلز ساخته شده است، ضخامت معادل آلومینیوم آن نباید بیش از 6/1 میلی متر در kvp 60 باشد. در صورتی که از پلاستیک استفاده شود ضخامت معادل آلومینیوم آن نباید بیش از 2 میلی متر باشد.
امروزه برای ساخت قسمت قدامی کاست از فلزات ( مثلاً آلومینیوم ) ، ورقه های پلاستیکی یا فیبرکربنی استفاده می شود. زیرا این مواد از مزایای زیر برخوردارند:
1) مقاوم و محکم هستند.
2) وزن سبکی دارند.
3) اشعه را به مقدار کم جذب می کنند.
استفاده از کاستهای فیبرکربنی موجب کاهش در بیمار به مقدار زیاد می شود زیرا اشعه را به مقدار کمتری جذب می کند به خصوص در کلیوولتاژهای پائین.
قسمت پشت کاست Cassette Back
قسمت پشتی کاست را معمولاً از پلاستیک یا فلزات تهیه می کنند و بر روی آن یک ورقه نازک سربی قرار می دهند. این ورقه سربی باعث محافظت از فیلم در برابر اشعه های پراکنده و برگشتی از سینی بوکی و سایر قسمتها می شود. براساس استاندارد انگلستان ( B-S ) باید ضخامت سرب در kvp 150 به اندازه mm12/0 سرب باشد.
قفلها و سایر قسمتها
قفلها یا نگهدارنده ها را معمولاً از استیل ( Stainless-steel ) می سازند.
لولاها را اصولاً از فلز یا پلاستیک تهیه می کنند.
از اسفنج متراکم مصنوعی نیز برای ایجاد حداکثر تماس بین صفحات استفاده می شوند.

انواع کاستهای موجود
کاستهای دارای 1 صفحه تشدید کننده Single Screen Cassette
برخی از کاستها دارای یک صفحه تشدید کننده می باشند و برای استفاده کردن از فیلمهای یک طرفه طراحی شده اند. از این کاستها معمولاً در ماموگرافی استفاده می شود.
کاستهای خمیده Curved Cassette
امروزه 2 نوع کاست خمیده وجود دارد :
نوع اول :این کاستها در مواردی به کار برده می شوند که کاستهای معمولی نمی تواند حداکثر تماس بین فیلم و عضو مورد نظر را به وجود آورد مانند تصویربرداری از مفصل زانوی خمیده در نمای Intercondylar .
نوع دوم: از این کاستها برای به دست آوردن تصاویر کامل در استخوانهای مندیبل و ماکزیلا در آزمون orthopantomography ) OPG ) استفاده می شود.

کاستهای گریددار Gridded Cassette
این کاستها دارای گریدی از نوع ثابت هستند که در قسمت جلویی کاست قرار گرفته است، محل گرید بین جدار قدامی کاست وصفحه تشدید کننده جلوی کاست می باشد. از این کاستها در مواردی که سیستم بوکی های معمولی موجود نباشد استفاده می شود ( مثلاً در مواردی که مشغول کار با دستگاه موبایل یا پرتابل هستید).
جزئیات مربوط به گرید مانند نسبت گرید و غیره، می بایست در قسمت خارجی کاست نوشته شده باشد. کاستهای گریددار در اندازه های مشابه با کاستهای معمولی موجود هستند.
کاستهای چند مقطعی Multisection Cassette
بیشترین استفاده این کاستها در توموگرافی می باشد. در مواردی از این کاستها استفاده می شود که بخواهیم با تابش، یک سری از تصاویر مربوط به لایه های مختلف بدن داشته باشیم. این کاستها به گونه ای طراحی شده اند که می توانند بین 3 تا 7 فیلم را به همراه صفحات تشدید کننده و ماده پرکننده فضای بین دو فیلم را در خود جای دهد. ماده پرکننده فضای بین دو فیلم باید از اسفنج شفاف به اشعه (radiolucent) با ضخامت بین mm 10-5 ساخته شده باشد. فیلمهایی که با فاصله های 5 میلی متر نسبت به هم قرار گرفته اند تصاویری را تولید می کنند که فاصله متقاطع آنها در بدن mm5 بوده است و مانند آن، فیلمهایی که با فاصله mm10 نسبت به هم قرار گرفته اند تصویر لایه هایی از بدن را با فاصله mm10 تولید می کنند (
در بخش قبل در مورد صفحات تشدید کننده ای که در بین کاستها استفاده می شوند توضیحاتی داده شد.
از کاستهای چند مقطعی در تکنیکی به نام رادیوگرافی متعدد ( multiple radiography ) هم استفاده می شود. در این روش، کاست را با یک سری از فیلمهای مشابه و صفحات تشدید کننده با سرعت متفاوت پر می کنند و در بین آنها از هیچ ماده پر کننده ای استفاده نمی شود. پس از آن با یک بار تابش تصاویری با دانسیته ها و کنتراستهای مختلف تولید می شوند، زیرا سرعت صفحات تشدید کننده با هم تفاوت زیادی داشته اند. پس از آن می توان سیستم فیلم/صفحه مورد نظر را برای ایجاد دانسیته های دلخواه انتخاب کرد ( یعنی از استخوان تا بافت نرم ).
کاست و وسایل مخصوص سیستم تابش اتوماتیک
در مواردی که از این تکنیک استفاده می شود سیستم فوتوتایمر می بایست در پشت کاست نصب شود به همین دلیل دیواره پشتی کاست باید فاقد لایه سربی باشد و همانند دیواره جلویی ( Front ) اشعه را به مقدار کمی جذب کند. البته باید خاطر نشان ساخت که اگر از اتاقک یونیزاسیون برای سیستم تابش اتوماتیک استفاده شود، این اتاقک باید حد فاصل فیلم و منبع تابش اشعه قرار بگیرد و به همین دلیل در این سیستم ها می توان از کاستهای قبلی هم استفاده کرد.
مراقبت از کاست ها Care of X-ray Cassette
در صورتی که از کاستها به خوبی مراقبت شود می توان از آنها تا مدت زیادی استفاده کرد. بی توجهی در انتقال و جابجایی کاست دیر یا زود می تواند منجر به آسیب رسیدن به کاست وایجاد مشکلات دیگر از قبیل تمامس ضعیف فیلم و صفحه و یا نشت نور شود. برای جلوگیری از این آسیب ها بهتر است که به موارد زیر توجه شود:
1) در هنگام استفاده کاست ها را به آرامی انتقال دهید.
2) تعداد کاستهایی را که در یک لحظه انتقال می دهید باید به حدی باشند که بتوان به راحتی آنها را بین بازو و بدن نگه داشت و انگشتان بتوانند زیر آنها را نگه دارند.
3) اگر کاستها را بر روی لبه های آنها نگهداری می کنید بهتر است که اطمینان پیدا کنید که کاستها کاملاً عمودی قرار گرفته اند. زیرا اگر کاستها به صورت مایل باشند و به کاستهای دیگر تکیه داده شده باشد امکان آسیب دیدگی وجود دارد زیرا وزن کاستهای دیگر هم بر روی آن فشار می آورد.
4) در مواردی که کاست می بایست به طور مستقیم زیر بدن مریض گذاشته شود ( بدون استفاده از بوکی )، می بایست از تونل کاست ( cassette tunnel ) استفاده شود تا بدین وسیله از فشار بدن مریض به کاست جلوگیری شود.
5) باید از تماس کاست با مایعات جلوگیری شود و در مواردی که احتمال آغشته شدن مایعات به کاست وجود دارد باید از پوشش های پلاستیک ضد آب استفاده شود.
نگهداری از کاستها Cassette Maintainance
به منظور داشتن کاستهای سالم و یادگیری روشهای نگهداری کاست می بایست از موارد زیر پیروی کرد:
1) تاریخ شروع استفاده از کاست در بخش رادیولوژی، ثبت شود.
2) برای شناسایی بهتر کاست باید یک شماره یا کلمه را برروی یکی از صفحات تشدید کننده و قسمت خارجی کاست نوشت، در این حالت به راحتی می توان از روی تصویر یا تصویرهای تهیه شده به کاست مورد نظر دسترسی پیدا کرد.
3) بهتر است تاریخ و نوع هر گونه مواظبت از کاستها را از قبیل: بررسی کاستها، تمیز کردن کاستها و آزمون نشت نور و غیره را روی بدنه آن ثبت کرد.
کاست و صفحات تشدید کننده را باید به طور منظم مورد بررسی قرار داد تا در صورتی که هر گونه آسیب دیدگی یا سرویس نیاز باشد به سرعت رسیدگی شود.
همچنین اگر تماس بین فیلم و صفحه تشدید کننده کم باشد و باعث مه آلوده شدن (Fog) می شود بهتر است که از آزمون اختصاصی آن که در بخشهای بعدی توضیح داده می شود برای تشخیص آن استفاده شود.
پرکردن و خالی کردن کاستها
عمر مفید صفحات تشدید کننده بستگی به نحوه پر و خالی کردن کاستها دارد، زیرا در این لحظه است که سطح حساس صفحات تشدید کننده در معرض آلودگی با گرد و غبار و خطر آسیب دیدگی است.
خالی کردن کاستها Unloading
در زیر نور ایمنی سطح جلویی کاست را رو به پائین در تماس با میز تاریکخانه قرار داده و پس از آن قفلهای آن را باز کنید و پس از آن فیلم را با دست برداشته و کاست را ببندید.
پرکردن کاستها Loading
زیر نور ایمنی، قسمت جلویی کاست را در تماس با میز تاریکخانه قرار داده و پس از آن درب کاست را باز کرده و فیلمی را که لبه آن را گرفته اید به آرامی درون محفظه کاست قرار دهید. پس از آن با بستن درب کاست و قفل کردن آن می توان از آن استفاده کرد.
انواع دیگر کاست
کاستهای خلاء Vacuum Cassette
این کاستها ( که به همراه یک پمپ خلاء می باشند ) از ماده وینیل ( vinyl ) انعطاف پذیر ساخته شده اند و در یک لبه آنها یک والو ( شیر یک طرفه هوا ) نصب شده است و در داخل آن یک پوشه پلاستیکی قابل تعویض حاوی یک صفحه تشدید کننده قرار گرفته است.
برای آماده سازی کاست جهت استفاده از آن، باید یک فیلم یک طرفه را به نحوی بین پوشه قرار داد که رویه امولسیون دار آن در تماس با صفحه تشدید کننده قرار بگیرد. پس از آن پوشه را به طور کامل درون کاست قرار داده و دو لبه درب کاست را روی هم گذاشته و با استفاده از یک گیره مخصوص درب کاست را به طور کامل ببندید.
در ادامه پمپ خلاء را به شیر یکطرفه ( والو ) متصل کرده و هوای درون کاست را تخلیه کنید. با این عمل صفحه تشدید کننده در تماس کامل با فیلم قرار می گیرد. در این حالت تماس بین آن دو با استفاده از فشار هوا ثابت و یکنواخت باقی می ماند.
در ابتدا از این کاستها در ماموگرافی استفاده می شد ولی به علت انعطاف پذیری آنها، از آنها برای راحتی در وضعیت دهی به بیمار نیز استفاده می شود (مانند عکسبرداری از زیر مفاصل خم شونده ).
این کاستها در اندازه های 24×18 و 30×24 موجود هستند.
کاست های مخصوص ضبط تصاویر متعدد
از این کاستها در تصویربرداری از لامپ پرتو کاتدی (LRT) و مونیتور TV در سونوگرافی، پزشکی هسته ای (NM)، آنژیوگرافی دیجیتالی (DSA) و ام آرای (MRI) استفاده می شود. این کاستها باید به همراه دستگاه مولتی فورمتر ( دستگاه ایجاد کننده چند تصویر همزمان ) (multi formatter ) یا تصویر ساز ویدئویی ( video-image ) باشد.
این کاستها از لبه هایی تشکیل شده اند که کار آنها نگهداری لبه های فیلم یک طرفه می باشد. همچنین دارای 2 پوشش کشویی می باشد و در مواردی که از فیلم استفاده نمی شود از آن در برابر نور محافظت می کند این کاستها فاقد صفحه تشدید کننده می باشد.
برای پرکردن کاست می بایست، زیر نور ایمنی دو پوشش کشویی آن را برداشته و فیلم را به طور کشویی در جای آن به نحوی قرار دهید که امولسیون آن به سمت خارج قرار بگیرد و از طرفین درون لبه های کاست به طور محکم قرار داشته باشند).
باید توجه داشت که هنگامی که کشو برداشته شود فیلم قابل تابش می شود و در انتها فیلم زیر کشو به حالت اول باز می گردد.
در هنگام استفاده کاست باید درون دستگاه مخصوص ثبت تصاویر متعدد (مولتی فورمتر ) قرار بگیرد و کشو سمت مورد تابش برداشته شود و فیلم آماده تابش خواهد شد. پس از آنکه سری تصویرگیری تمام شد کشو روی آن قرار گرفته و کاست بیرون آمده و آن را وارونه کرده و کشوی دوم برداشته می شود و دوباره در دستگاه قرار می گیرد. در این حالت فیلم دوم برای عکسبرداری آماده می شود.
این کاستها در اندازه های 8×10 اینچ و 11×13 اینچ موجود هستند . همچنین بعضی از کارخانه کاستهایی را منطبق با اندازه های سیستم های day light میسازند.
کاستهای آنژیوگرافی

سیستم Siemens Elema Aot
در این کاستها حدود 30 عدد فیلم 35×35 به نحوی قرار می گیرد که بین آنها مواد فلز قرار گیرد. ( تصویر 6-7 ) پس از آنکه این کاست را از زیر نور ایمنی پر کردند باید دو درب کشویی کاست را بسته و سپس کاست را به دستگاه آنژیوگرافی Aot متصل می کنند. پس از قرارگرفتن کاست در محل مربوط درب کشویی آن باز شده و فیلم ها را در اختیار دستگاه قرار می دهد).
هنگامی که عمل تصویربرداری به طور کامل انجام شد فیلمها پس از عبور از ناحیه مربوط به تصویربرداری به داخل کاستی که در طرف دیگر دستگاه قرار گرفته است ( کاست دریافت فیلم ) انتقال می یابند. پس از آن با فشار دکمه ای که در قسمت جلویی کاست قرار گرفته است، درب کشویی کاست دریافت فیلم بسته می شود پس از آن این کاست ( کاست دوم حاوی فیلمهای تابش شده ) از محل مخصوص جدا شده و به تاریکخانه منتقل می شود. در آنجا فیلمهای تابش شده را خارج ساخته و ظاهر می کنند.
سیستم Puck
این سیستم از نظر جزئیات ساختمانی تفاوت زیادی با سیستم AOT دارد. ولی از نظر اصول پایه ای تقریباً مشابه هستند ( یعنی در هر دو دستگاه در طول آنژیوگرافی فیلمهای cm 35×36 به سرعت از ناحیه مورد نظر عبور کرده و در کاست دوم قرار می گیرد) .
کاستهای فتوفلوروگرافی
فتوفلوروگرافی، یا ضبط تصاویر از فسفر خروجی یک تیوب تشدید تصویر، معمولاً با استفاده از حلقه های فیلم 70 تا 105 میلی متری یا ورقه های فیلم 100 میلی متری انجام می شود و برای هر کدام از این فیلمها کاستهای مخصوص طراحی شده است.
|
گرید:
گریدی که در انرژی های پائین خوب تر عمل می نماید. در برابر پرتوهای انرژی بالا نیز خوب تر عمل می کند. نسبت بوکی عبارت است از نسبت ارتفاع تیغه های سربی به فاصله آنها
سه معیار برای ارزیابی کار گرید وجود دارد: |
روشی است که در آن انرژی متوسط یک دسته اشعة ناهمگن با عبور از یک ماده جاذب افزایش می یابد.
با جذب نمودن فوتون های کم انرژی از دسته اشعه، قبل از رسیدن به بیمار می توان بافت ها را محافظت نمود. تنها عمل فیلترها در رادیولوژی تشخیصی کاهشِ دوز دریافتیِ بیمار است. فیلترها معمولاً یک صفحة فلزی می باشند که بین بیمار و لامپ اشعة ایکس قرار می گیرند.
دسته اشعة ایکس بوسیله مواد جاذب در سه سطح مختلف فیلتر می شوند که شروع آن از منبع اشعه می باشد:
1- لامپ اشعة ایکس و حفاظ آن( فیلتراسیون ذاتی)
2- صفحات فلزی که در مسیر دسته اشعة ایکس قرارگرفته است.( فیلتراسیون اضافی)
3- بیمار
این فیلتراسیون در نتیجة اشعة ایکس در حین عبور آن از لامپ و حفاظ آن رخ می دهد. فیلتراسیون ذاتی از 5/0 تا 0/1 میلیمتر معادل آلومینیوم متغیر می باشد.
معادل آلومینیوم: ضخامتی از آلومینیوم است که تضعیفی مشابه ضخامت ماده مورد نظر در اشعه ایجاد می کند. محفظة شیشه ای بیشترین سهم را در این فیلتراسیون دارا می باشد.
این فیلتراسیون از قراردادن مادة جاذب در مسیر دسته اشعة ایکس نتیجه می گردد. آلومینیوم و مس دو ماده ای هستند که معمولاً به عنوان مادة صافی انتخاب می شوند. مس با عدد اتمی 29 فیلتر خوبتری برای تشعشعات با انرژی بالا می باشد و آلومینیوم با عدد اتمی 13 یک صافی عالی جهت تشعشعات کم انرژی و یک صافی خوب برای منظورهای عمومی می باشد.

ادامه مطلب...
یک الکترون می تواند در لایه های اتمی جابه جا شود و یک لایه به لایه ای که هنوز پر نشده نقل مکان پیدا می کند. اگر این انتقال به لایه پائین تر باشد با آزاد شدن انرژی همراه بوده که میزان این تابش انرژی با اختلاف سطح انرژی دو لایه برابر خواهد بود. اگر این تابش انرژی شکل فوتون به خود گرفته و دارای کمیت انرژی کافی باشد. اصطلاحاً اشعه ایکس نامیده می شود. بالعکس اگر حرکت الکترون به لایه بالاتر باشد، این انتقال مستلزم جذب مقداری انرژی توسط الکترون است که مثلاً می توان با تابش اشعه ایکس به آن، این انرژی را تأمین کرد. در تولید اشعه ایکس از سه خاصیت اتمهای تنگستن در هدف لامپ مولد اشعه ایکس استفاده می شود:
1- میدان الکتریکی
2- انرژی همبستگی مدارات الکترونی
احتیاج اتم به قرارگرفتن در پائین ترین وضعیت انرژی.
اثر متقابل اشعه ایکس و ماده
فوتون های اشعة ایکس ممکن است با الکترون های مداری یا هستة اتم ها برخورد نمایند که البته در محدودة انرژی اشعة ایکس تشخیص برخوردها غالباً با الکترون های مداری می باشد. 5 راه اصلی برای برخورد یک فوتون اشعة ایکس با ماده وجود دارد:
1. پراکندگی همدوس Coherent Scattering
2. اثر فتو الکتریک Photoelectric effect
3. پراکندگی کمپتون Compton Scattering
4. تولید جفت Pair Production
5. تجزیه توسط فوتون Photodisintegration
ادامه مطلب...
|
وظیفه تولید ولتاژ بالای لازم برای ایجاد اشعه ایکس را درتیوب ژنراتورهای ولتاژ بالا بر عهده دارند. تغذیه این ژنراتورها از برق v 220 شهر به گونه تکفاز و یا سه فاز می باشد که خروجی ای تاحد kv 150 در مدت زمان کوتاهی تولید می کند. این بخش از سیستم رادیولوژی از یک جعبه فلزی متصل به زمین و پر از روغن و ترانسفورماتور ولتاژ پائین برای تغذیه فیلمان ها، همچنین یک ترانسفورماتور ولتاژ بالا و مجموعه ای از دیودهای یکسوکننده ولتاژ بالا و تعدادی کنتاکتور تشکیل شده است. وجود روغن درون جعبه ژنراتور به دلیل عدم بروز جرقه الکتریکی ناشی از ولتاژ بسیار بالا می باشد. • ژنراتورهای اشعه ایکس(X – ray Generator): |
ادامه مطلب...
حباب خلاء شیشه ای است که از شیشة مخصوص و محکم ساخته شده است و شامل: 1- فیلامنت سیمی (از جنس تنگستن)، 2- متمرکزکننده از جنس مولیبدنیوم یا فولاد، 3- آند مسی که روی آن هدفی از جنس تنگستن است، میباشد.
محفظة تیوپ:
از جنس فولاد بوده که مملو از روغن است و حباب شیشه ای را دربرمی گیرد. این محفظه محلی برای اتصال کابلهای فشار قوی داشته و دارای پایه ای است که تیوپ را نگه می دارد.
تمام پرتوهایی که از هدف منتشر می شوند به جز پرتوی که از طریق پنجره رادیولوسنت خارج می شود، توسط لایه سربی که به صورت آستری محفظة تیوپ را پوشانیده، به شدت جذب می شوند. روغن داخل محفظه گرم و منبسط می شود. داخل محفظه وسیله ای بادکنکی است که فضای اضافی بوجود میآورد تا در زمان انبساط فضای لازم را ایجاد کند. وظیفة روغن ایجاد عایق الکتریکی و نیز انتقال گرما از آند به محفظه است. برای انتقال جریان از ترانسفورماتور فشار قوی به تیوپ اشعه ایکس از کابل های فشار قوی استفاده می شود. در این دستگاه تیوپ اشعه ایکس ضمن تولید اشعه ایکس به عنوان یکسوکننده نیز عمل می کند. مزیت این دستگاه نسبت به دستگاه های مجهز به یکسو کننده تمام موج عبارت است از سادگی، کوچکی، قابلیت مانور، ارزان بودن و... و عیب آن محدودیت در درجة حرارت است.
ادامه مطلب...
|
هنگامی که یک جریان الکترونی با سرعت زیاد به هدف برخورد کند، شتاب خود را از دست داده و با تبدیل انرژی، ایجاد اشعه ایکس می کند. 1- پدیده ترمزی در این پدیده الکترونها به دلیل انرژی جنبشی که دارند به داخل اتمهای آند وارد میشوند و تحت تاثیر میدان اتمهای سنگین هدف از مسیر اولیه منحرف شده و دارای تغییر سرعت و کاهش انرژی میشوند. این انرژی به صورت پرتو تابیده میشود. در این فرایند راندمان تولید اشعه بسیار کم میباشد. در این طیف ماکزیمم انرژی مربوط به الکترونی است که بیشترین انحراف را توسط هسته داشته و هیچگونه اتلافی در انرژی آن صورت نپذیرفته است. مینیمم انرژی نیز مربوط به مواد جاذب سرراه فوتون ها است که چه کسری از انرژی آنها را جذب کرده اند. قله انرژی نیز مربوط به بالاترین انرژی اعمالی به تیوب است.
|
همان طور که می دانید الکترونها ذرات با بار منفی هستند که در یک توصیف ساده روی مداراتی به دور هسته می چرخند. با توجه به برابر بودن تعداد الکترونها و پروتونهای یک اتم در حالت عادی ، این اتم از لحاظ بار خنثی می باشد. این توصیف که به منظومه شمسی شبیه است ، تفاوتهایی نیز با آن دارد ، از جمله اینکه در هر مدار بر خلاف مدارات منظومه شمسی بیش از یک الکترون وجود دارد و آن به این نحو است که در مدار اول حداکثر 2 الکترون ، در مدار دوم حداکثر 8 الکترون و...که اگر به صورت ریاضی این روند را نشان دهیم و شماره مدار را n فرض کنیم حداکثر تعداد الکترونی که می تواند در آن مدار قرار گیرد از رابطه Zn2 بدست خواهد آمد. ترتیب این مدارات با حروف لاتین که با حروف K شروع می شود ، نامگذاری شده است.
تفاوت دیگری که مدارات اتم با منظومه شمسی دارد ، کروی شکل بودن لایه مدارات است. الکترون لایه اول که نزدیکترین لایه به هسته است ، الکترون K نامیده می شود و به همین ترتیب لایه های بعدی N , M , L و... از هسته دور می شوند. قطر لایه های الکترون نشأت گرفته از سه اثر هستند که عبارتند از:
1- نیروهای هسته ای وارد بر الکترونها
2- مومنتوم زاویه ای
3- انرژی الکترون
ادامه مطلب...

تاریخچه رادیولوژی :
کشف اشعه ایکس توسط , ویلهلم کنراد رونتگن و همزمان با آغاز Musculoskeleta Radiology بود. بطوریکه اولین رادیوگرافی از انسان ، از دست خانم Bertha ، همسر رونتگن ، در 22 دسامبر 1895 بعمل آمد . رونتگن دراولین روز سال 1896 گزارشی از تحقیقات اولیه خود و اولین تصویر X-Ray به دانشگاه های اروپا فرستاد که باعث شور و هیجان خاصی شد . در 13 ژانویه در یک نمایش اختصاصی و غیر رسمی دستاورد خود را به نمایش گذاشت.
بعداز اصرارهای زیاد از طرف دانشگاه ها، رونتگن ، در 23 ژانویه 1896 درسالن سخنرانی انستیتو فیزیک Wurzburg درهمان ساختمانی که در 18 نوامبر 1895 اشعه ایکس راکشف کرده بود درمورد کشف خود سخنرانی کرده از دست پرفسور آناتومی آقای von Kolliken ، رادیوگرافی کرد که باعث شد پرفسور، رونتگن را مورد تمجید و ستایش قرار بدهد و پیشــنهاد کــرد که پــدیـده جدید را اشعه رونتگن بنامند. بــنابراین توسط تصویربرداری از دست با استفاده از اشعه ایکس، رشته تخصصی پزشکی رادیولوژی و زیر رشته تخصصی Musculoskeleta Radiology همزمان بوجود آمدند.
ادامه مطلب...
پژوهشگران دانشگاه تافتز (tufts) آمریکامی گویند نتایج تحقیقات آنان نشان می دهد اگر کسی بخواهد از چربی اضافی شکم خلاص شود نان های تیره و سبوس دار مصرف و از خوردن نان سفید دوری کند.
در این تحقیق شرایط دو هزار و ۸۰۰ نفر را مطالعه و بررسی شد و نتایج آن نشان داد، نان سفید برای تندرستی زیان آور نیست اما چربی های شکم را افزایش می دهد.
این در حالی است که چربی های شکم با خوردن نان به رنگ تیره و تهیه شده از دانه های سبوس دار برطرف می شود،زیرا نان سبوس دار حاوی ویتامین های ب ۱۲، ب ۱۴ و املاح مفید دیگری است که به سادگی چربی های شکم را از بین می برد.
“نیکولا میکن”، محقق این بررسی توصیه کرد، نباید در مصرف نان تیره زیاده روی کرد،زیرا ممکن است عوارض داشته باشد.
محققان بر این باورند، مصرف معقول نان سبوس دار، سه مرتبه در روز همراه با یک بار نان سفید می تواند در یک دوره دو تا سه ماهه سبب کاهش وزن و کاهش بسیار چربی های شکم شود.
آنان همچنین بر مصرف میوه ها و سبزی ها و پرهیز از مصرف دخانیات، غذای چرب و الکل تاکید کردند.
فنوباربیتال جزء داروهای باربیتورات می باشد. این داروها اصولا در درمان انواع مختلف صرع استفاده می شوند. فنوباربیتال در درمان بی خوابی و اضطراب نیز بکار می رود. این دارو کاربردهای دیگری نیز دارد. فنوباربیتال در قالب قرص و تزریق در دسترس است.
، فنوباربیتال قدیمیترین داروی ضد تشنج می باشد که هنوز هم مورد استفاده بیماران قرار می گیرد. این دارو برای مدت طولانی در بدن باقی می ماند، بنابراین مقدار دارو در خون تقریبا ثابت باقی می ماند حتی اگر یکبار در روز مصرف شود .
دسته دارویی : ضد تشنج
اشکال دارویی : قرص های mg ١۵ ، mg ٣٠ ، mg ۶٠ ، mg ١٠٠
شربت ( مایع ) : ml ۵ / mg ٢٠
* موارد مصرف
فنوباربیتال بیش از ٨٠ سال است که جهت درمان انواع تشنجات استفاده می شود. این دارو به مدت طولانی به تنهایی و یا همراه با سایر داروهای ضد تشنج ، جهت کنترل تشنجات پارشیال و تشنجات تونیک – کلونیک استفاده می شود. همچنین جهت پیشگیری و درمان حملات تشنجی ناشی از تب نیز مصرف می شود.
ادامه مطلب...
نام تجاری:
برکاتنس، کوردیلوکس، سکورون اس آر، یونیور
اشکال دارو:
قرص، قرصهای آهسته رهش، شربت، آمپول.
وارپامیل برای کنترل پرفشاری خون ، آنژین صدری (درد قلبی قفسه سینه )، و بی نظمی ضربان قلب و نیز جلوگیری از سردرد میگرنی تجویز می شود.
وراپامیل از دسته مسددهای کانال کلسیم است که کارشان تداخل در هدایت پیام ها در عضلات قلب و عروق خونی است. این دارو که برای درمان فشارخون بالا و آریتمی مصرف میشود برای آنژین نیز تجویز میشود به این شکل که از حملات مکرر آنژین می کاهد اما اگر حمله شروع شده باشد نمی تواند به سرعت و در حد کافی اثر تسکینی روی درد داشته باشد. وراپامیل توانایی تحمل فشارهای فیزیکی را بالا می برد و بدلیل عدم اثر روی تنفس برای مبتلایان به آسم قابل استفاده است.
وراپامیل به خاطر اثراتی که بر قلب دارد در برخی از ناهنجاریهای ضربانی قلب نیز استفاده میشود. در اینگونه موارد علاوه بر قرص از آمپول نیز می توان استفاده کرد. وراپامیل برای کسانی که فشارخونشان پایین است یا ضربان قلب آنها کند است و یا دچار نارسایی قلبی هستند تجویز نمیشود زیرا ممکن است این ناراحتی ها را وخیم تر کند. این دارو موجب یبوست نیز میشود.
ادامه مطلب...
این کشف راه را به سوی تولید داروهای میگرن باز می کند و نشان می دهد چگونه سردرد های ناتوان کننده از والدین به فرزندان انتقال می یابد.
محققان واحد ژنومیکس عملکردی شورای تحقیقات پزشکی در دانشگاه آکسفورد ژن TRESK را در خانواده های بیماران مبتلا به میگرن کشف کردند.
زمانی که این ژن جهش می یابد می تواند به آسانی مراکز درد را در مغز هدف قرار داده و سردردهای شدیدی را ایجاد کند.
از هر چهار زن یک نفر و از هر ۱۲ مرد یکی به میگرن مبتلا هستند. حملات میگران در اثر تنش، لامپ های فلوئورسان، غذاهایی مثل شکلات، کافئین یا الکل ایجاد می شود.
سازمان بهداشت جهانی میگرن را از جمله علل مهم ناتوانی در سراسر جهان اعلام کرده است. این بیماری پرهزینه ترین اختلال عصبی در اروپا ارزیابی شده است.
زامیل کیدر مجری این تحقیقات می گوید: اکنون چرایی و چگونگی ابتلا به میگرن را کشف کرده و دریافته ایم که چگونه این درد از والدین به فرزندان منتقل می شود.
در هنگام درد میگرنی، مبتلایان درد شدیدی را در یک سمت سر که حساس به نور روشن و صدا است و حالت تهوع احساس می کنند. اغلب فرد مبتلا تمایل به خوابیدن در اتاق تاریک دارد. حملات شدید می تواند چندین روز طول بکشد.
از هر دو فرد مبتلا به میگرن، یک نفر معتقد است تغییرات در آب و هوا می تواند موجب بروز حمله میگرنی در وی شود.
محققان دانشگاه هاروارد سال گذشته نشان دادند کاهش فشار جوی و افزایش دما می تواند موجب سردردهای میگرنی در این افراد شود.
نتایج این تحقیقات در نشریه ژنتیک نیچر منتشر شده است.
یک تیم بینالمللی از پژوهشگران ژنتیک، ژنی کشف کردند که نقص عملکرد آن موجب بروز سردردهای میگرنی متداول میشود. این ژن فعالیت پروتئینی را کنترل میکند که وظیفه آن برطرف کردن ترافیکهای اطلاعاتی در مغز است.
تیم “آرنو پالتوی” از انیستیتو Wellcome Trust Sanger بریتانیا در تازهترین شماره مجله تخصصی “طبیعت ژنتیک” مقالهای منتشر کرده که نتیجه تحقیقات گسترده این تیم در مورد سردردهای متداول میگرنی است.
این تیم ژنی کشف کرده است که عملکرد ناقص آن موجب بروز سردردهای میگرنی میشود. تا کنون تحقیقات مختلفی در مورد تأثیر ژنها در بروز سردردهای میگرنی صورت گرفته است. البته بخش عمده این تحقیقات به سردردهای نادر و شدید مربوط میشود.
تیم آرنو پالتوی برای نخستین بار در مورد سردردهای متداول میگرنی تحقیق کرده است. دکتر پالتوی خود میگوید: «برای نخسیتن بار موفق شدیم مجموعه ژنوم هزاران انسان را با دقت کامل بررسی کنیم.
در این تحقیق فعالیت ژنها و اثر آنها را بر سردردهای متداول میگرنی را پیگیری کردیم و به نتایج جالبی رسیدیم.»
به نقل از ساینتیست ، علت اصلی بروز عوارض جانبی داروهای شیمی درمانی این است که این داروها به اندازه کافی گزینشی و انتخابی نیستند و بنابراین علاوه بر سلولهای سرطانی بسیاری از سلولهای سالم و به خصوص سلولهای درحال تکثیر را نابود می کنند.
این دانشمندان در این خصوص توضیح دادند: اگر به درمان سرطان همانند یک برنامه رایانه ای نگاه کنیم می توانیم آغاز عملکرد درمانی را در سطح سلولی تصور کنیم. درصورتیکه یک جهش ژنتیکی مناسب وجود داشته باشد برنامه درمانی اجرا می شود.
در این راستا، این محققان مولکولهایی را در سطح لابراتواری ایجاد کردند که قادرند این وظیفه انتخابی/ گزینشی را در مقابل سلولهای توموری اشکال مختلف سرطان مغز، پروستات و استخوان انجام دهند.
پژوهشگران آمریکایی افزودند: این مولکولها قادرند یک جهش را در داخل سلولهای توموری ایجاد کنند. با این جهش، پاسخ به درمان در سلولهای سرطانی فعال می شود و در عوض سلولهای سالمی که در آنها این جهش ایجاد نشده است نسبت به داروهای شیمی درمانی بدون واکنش می مانند.
ادامه مطلب...
دانشمندان دانشکده پرستاری و بهداشت دانشگاه درکسل آمریکا دریافته اند، استفاده از دستگاه تنفس مکانیکی اغلب باعث ناراحتی و اضطراب در بیماران می شود.
احساس تنگی نفس، ساکشن مکرر ، ناتوانی در صحبت کردن ، عدم قطعیت در مورد محیط و شرایط اطراف، ناراحتی، انزوا از دیگران و ترس که تمامی این شرایط به سطوح بالایی از اضطراب کمک می کنند.
از سوی دیگر تجویز داروهایی برای کاهش اضطراب نیز می تواند به افزایش هزینه های و پزشکی و زمان بستری شدن در بیمارستان منجر شود.
اما تحقیق جدید نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی با کاهش یاضطراب و نگرانی بیمار می تواند عوارض کمتری برای بیمار داشته باشد.
استفاده از دستگاه تنفس مکانیکی تجربه استرس زایی برای بیمار است. اما جالب آنکه موسیقی می تواند شیوه ای برای کاهش اضطراب در این بیماران فراهم آورد بدون آنکه عوارض جانبی هزینه بری ایجاد کند.
ادامه مطلب...
نقل از سی بی اس ، در عوض افرادی که ذهنی سرگردان و پریشان دارند از یک غمگینی و افسردگی عمومی رنج می برند.
این روانپزشکان می گویند: ذهن حیوانات به طور کامل تمرکز روی هدفی است که در نظر دارند و از هدفشان دور نمی شود، اما برعکس انسان ها در کارهای روزانه حداقل ۴۷ درصد از ذهنشان پریشان و سرگردان است و روی کاری که انجام می دهند، متمرکز نیست.
به نظر می رسد که این سرگردانی ذهنی تاثیر بسیار شدیدی روی سلامت احساسی انسان ها دارد.
روانپزشکان هاروارد تاکید کردند: ذهن انسان یک ذهن سرگردان است و ذهن سرگردان غمگین است.
ادامه مطلب...

چگونه چون يك مدير عالي بينديشيم

كتاب" چگونه چون يك مدير عالي بينديشيم " يك گنج واقعي حاوي توصيه هاي داهيانه ، انديشمندانه و بسيار كابردي است . گري هارت
اگر من موقعي كه كارم را شروع مي كردم اين كتاب را خوانده بودم حتم دارم كه صعود از نردبان شغلي برايم سريعتر ، راحت تر و بسيار مفرخ تر مي بود . روبن مارك
به كسيكه آرزو دارد درمسير شغليش به بالاترين سطوح مديريت برسد ارزشمندترين هديه اي كه مي توان داد اين كتاب است . ناشر مجله فوربس
این کتاب تحت عنوان "نکته های آزمایشگاهی" است که در مورد روش های تشخیصی و تست های روتین ازمایشگاهی شما را راهنمایی میکند . این مجموعه شامل ۴۰۰ تست ، مقادیر رفرنس ، جمع آوری نمونه و چندین اندیکس دیگر در زمینه های گوناگون آزمایشگاهی است . با توجه به خلاصه بودن و داشتن محیطی جذاب ورنگی در این ایبوک ، اطلاعات بسیار خوبی را در اختیار شما قرار می دهد .

حجم فایل ۱مگابایت است
برای دانلود ایبوک کلیک کنید.



اعضا لنفاوی به دو دسته تقسیم می شوند:
۱)اعضای لنفاوی اولیه یا مرکزی 2)اعضای لنفاوی ثانویه یا محیطی
1)اولیه:در انسان شامل تیموس و مغز استخوان و در پرندگان بورسا است.
2)ثانویه:به دودسته تقسیم می شوند:
الف)اعضای لنفاوی ثانویه کپسول دارمانند طحال و عقده های لنفاوی.
ب)اعضای لنفاوی ثانویه بدون کپسول مثل لوزه ها،آپاندیس و گره های لنفاوی.
به اعضای لنفاوی ثانویه کپسول دار MALT هم می گویند (Mucosal-Assouated-Lymphoid-Tissue)
اگرگره های لنفاوی در دستگاه گوارش باشند به آنها GALT ،اگر در دستگاه مخاط باشند MALT و اگر در دستگاه تنفسی باشند BALT میگویند.
ساختمان اعضای لنفاوی:
1-مغز استخوان:در طی زندگی جنینی سلولهای خونساز ابتدا در کیسه زرده،سپس در کبد و طحال تولید می شوند و پس از آن در مغز استخوان ساخته می شوند.در یک فرد بالغ خونسازی بیشتر در مغز استخوان است.تکامل لنفوسیت های B در مغز استخوان صورت می گیرد.بنابراین مغز استخوان هم می تواند جز اعضای لنفاوی اولیه و هم اعضای لنفاوی ثتنویه قرار بگیرد.
ادامه مطلب...
برای انجام 2Me باید سرم را با 2Me مجاور کرد و به مدت 5-1 ساعت آنها را انکوبه کرد،رقتهای مختلف از آن تهیه کرد و بقیه کار را به روش رایت لوله ای ادامه داد.در روش 2Me باید رقت سرم را در نظر داشت تا پس از رقیق کردن لوله ها در آن ضرب کرد.
این نوع واکنش خود به دو شکل می تواند اتفاق بیافتد:
۱-سیستمیک یا عمومی (به نوع سیستمیک اصطلاحا آنافیلاکسی می گویند Anaphylaxi)
2-موضعی (اصطلاحا آتوپی گفته می شود Atopy)
اگر واکنشهای مخرب در تمام بدن اتفاق بیفتد می گوئیم تیپ یک سیستمیک.اما اگر فقط در یک ارگان اتفاق بیفتد می گوئیم ازدیاد حساسیت تیپ یک موضعی
مکانیسم وقوع واکنشهای تیپ یک:
در واکنشهای ازدیاد حساسیت (آلرژیک) به آنتی ژن ،آلرژن گفته می شود.
مرحله 1)حساس شدن:فرد برای نخستین بار با آلرژن روبرو می شود چند روز بعد بدن آنتی بادی نوع IgE می سازد.IgE که سیتوتروپ است (یعنی دوست دارد روی گلبول ها و سلولها بنشیند) روی مست سل ها (در بافت مخاطی و پیوندی) و بازوفیل ها (در خون محیطی) متصل می شود.سلولهای مذکور در سطح خود برای IgE گیرنده دارند.این مرحله بی سر و صدا و بدون واکنشهای خارجی است.
مرحله2)ظاهر شدن واکنش:در این مرحله به محض تماس مجدد با همان آلرژن اولی، مرحله دوم رخ می دهد.بدین ترتیب که آلرژن ورودی به IgEهایی که در سطح سلولها قبلا نشسته اند متصل می شود.آلرژن از طریق Fab گیرنده( IgE )به آن ها می چسبد و دو ملوکول گیرنده را مثل پل به هم وصل می کند. به محض چنین اتصالی فعل و انفعالاتی درون سلول صورت خواهد گرفت که منجر به پاره شدن گرانولها و خروج مواد شیمیایی آنها می شود.این مواد شیمیایی متعددند و اثرات متفاوتی روی بافتها و عروق دارند.علائم و نشانه هایی که بوسیله اثرات این مواد آشکار می شود را تضاهرات آلرژی می گویند.

ادامه مطلب...
بیماریهایی هستند که قارچ در قسمتهای بالایی طبقه شاخی پوست یا ساقه آزاد مو جایگزین می شود.این قسمت مرتی در حال ریزش است.
شدت واکنش بدن بسته به این است که متابولیت های قارچها وارد قسمت های زیر می شود یا نه (قسمتهای زیر زنده اند.)در بیماریهای سطحی قارچ در قسمتهای بالایی جایگزین می شود، پس بدن انسان را کمتر تحریک می کند و واکنش بدن کمتر است.این بیماری را می توان با بیماریهای جلدی مقایسه کرد.در بیماریهای جلدی قارچ در قسمتهای زیری جایگزین می شود پس بدن را بیشتر تحریک می کند.
قارچها همچنین می توانند ساقه آزاد مو را گرفتار کنند.ولی در بیماریهای جلدی هم قسمت بالایی و هم فولیکول (بجز ریشه ) گرفتار می شود.
بیماریهای مختلفی در این قسمت وجود دارد که شایع ترین بیماری تینه آ ورسیکالر Tinea versicolor است ، عامل بيماري مخمر چربي دوستي است بنام Malassezia furfur.
Malassezia furfur:
این مخمر بطور فلر نرمال روی پوست انسان زندگی می کند و اگر تعادل فیزیولوژیک بدن بهم بخورد (بیشتر در فصول گرم سال و به عللی مثل تعریق زیاد ف عدم رعایت نکات بهداشتی ، استفاده بیش از حد از آنتی بیوتیک و غیره ) باعث می شود این قارچ فعال شده و باعث ایجاد ضایعاتی در پوست می شود.این بیماری بیشتر در مناطق گرمسیر و در جوانان بخصوص آقایان در سن بلوغ می باشد.چون در مردان بعد از بلوغ به علت افزایش تستسترون،چربی پوست بیشتر می شود و این قارچ هم چربی دوست است.
بیشتر در قسمتهای بالایی بدن مثل گردن ، سینه ،پشت و روی بازوها این بیماری ایجاد می شود.
انتشار:
انتشار این انگل جهانی است. در مناطق گرم و مرطوب و مناطقی که وضعیت بهداشتی مناسبی ندارند آلودگی بیشتر ایت. در کشور ایران هم در نواحی گرم و مرطوب بیشتر ار سایر نقاط است. در استان خوزستان میزان آلودگی متغیر است و ممکن است تا ۳۰٪ برسد.
مرفولوژی و محل جایگزینی:
به دو شکل دیده می شود:
۱-فرم تروفوزوئیتی یا فعال:بدن این انگل در قسمت قدامی پهن و گرد است و قسمت خلفی باریک است و شبیه گلابی است.دارای اندامی به نام اکسوتیل است که نقش ستون فقرات را برای تک یاخته ایفا می کند.اندام دیگری به نام جسم کوستا دارد که حکم دنده را برای انگل بازی می کند.دارای ۲هسته با کاریوزوم بزرگ در قسمت قدام انگل و صفحه مکنده که در قسمت جلو انگل قرار دارد می باشد که وظیفه آن چسبیدن به مخاط روده میزبان است.این تک یاخته دارای ۴ جفت(۸عدد) تاژک می باشد.اندازه آن ۱۸-۱۰ میکرون می باشد.
این انگل با نامهای متفاوتی شناخته می شود از جمله:
انتروبیوس ورمیکولاریس Enterobius vermicularis
اکسیوریس ورمیکولاریس Oxyuris vermicularis
کرم نشیمن گاهی Seat worm
کرم سوزنی Pin worm
کرم نخی Tread worm
انتشار جغرافیایی:
این انگل شیوعش از سایر کرمهای انگلی بیشتر است و علت شیوع بیشتر آن سادگی سیر تکامل و سهولت در پراکندگی تخم آن است.تمام افراد بخصوص اطفال مبتلا می شوند.شدت آلودگی در خانواده های پرجمعیت و فقیر،ساکنین نوانخانه ها ،پرورش گاهها و یتیم خانه هایی که فاقد موازین بهداشتی می باشد بیشتر است(مهدها ، خوابگاهها،سربازخانه ها).
بچه ها نسبت به بزرگتر ها و سفید پوست ها نسبت به سیاه پوست ها بیشتر آلوده می شوند.پراکندگی این کرم در تمام ایران گزارش شده،بیشتر در نواحی شمال غربی و مناطق سردسیر بیشتر است.نسبت آلودگی تا سن 2سالگی در حداقل است ور سن مهد کودک و کودکستان در حداکثر خود بوده است که آقای ظهور و همکاران طبق تحقیقاتی در سال 1368 این مسئله را اعلام کرده ان
میزبان اصلی این کرم انسان است.میزبان واسط ندارد و محل جایگزینی روده بزرگ بخصوص سکوم است
ادامه مطلب...
این کرم از خانواده هایمنولیپیده و راسته سایکلوفیلیده و رده سستودها می باشد.
یکی از شایع ترین کرمهای نواری در سراسر ایران و دنیاست.آلودگی به این انگل بیشتر در مناطق گرمسیر و مراکز تجمع کودکانی که در شرایط غیر بهداشتی (فقیرنشین) زنگی می کنند است.در ایران میزان آلودگی تا 20% هم گزارش شده است.
میزبان اصلی آن انسان است و میزبان واسط ندارد، ولی انسان می تواند به عنوان میزبان واسط هم قرار بگیرد.محل جایگزینی و استقرار انگل بالغ انتهای روده باریک (ایلئوم)است.
مرفولوژی:از نظر شکل ظاهری کرم بالغ 4-1 سانتی متر اندازه دارد ولی می تواند تا 10 سانت هم برسد.کوچکترین کرم نواری روده باریک انسان است.هرمافرودیت هستند،بدن از سه قسمت:سر ،گردن و بندها تشکیل شده است.تعداد بندها می تواند تا 200عدد هم برسد.سر یا اسکولکس نیمه کروی (فنجانی شکل) دارای 4 بادکش و یک تاج قلابدار است که یک ردیف قلاب روی آن قرار دارد.گردن دارای لایه زایاست.منفذ تناسلی در کنار تمام بندها و در یک سمت وجود دارد.بندهای بارور قبل از دفع در روده میزبان متلاشی می شوند و تخمها همراه مدفوع دفع می گردند.

در تصویر بالا سر یا اسکولکس مشاهده می شود.
ادامه مطلب...
انتشار جهاني:
اين تک ياخته انتشار جهاني دارد.ميزان آلودگي در مناطق داراي آب و هواي گرم و مرطوب بيشتر است بويژه جاهايي که وضعيت بهداشتي مطلوبي ندارند.در ايران هم از تمتم مناطق گزارش شده اما استانهاي شمالي مجاور درياي خزر بخاطر آب و هواي ويژه بيشتر است.
مرفولوژي و جايگزيني انگل:
اين تک ياخته به دو شکل ديده مي شود:
1)فرم تروفوزوئيتي فعال:شکل مشخصي ندارد همان شکل آميبي است.اندازه آن 15،30-15 و گاهي تا 60ميکرون مي رسد.داراي يک هسته با کاريوزوم(هستک)مرکزي است.خود اين شکل به دو فرم ديده مي شود:1-فرم کوچک يا غير بيماري زا يا مينوتا Minuta که در اين حالت اندازه آن 30-15ميکرون است.اين فرم قادر به ايجاد بيماري نيست يعني غير مهاجم است.2-فرم ديگر آن بزرگ،بيماريزا،مهاجم يا Magna است.اندازه آن ممکن است تا 60ميکرون برسد.در اين حالت ممکن است درون تک ياخته گلبولهاي قرمز ببينيم که ممکن است با هسته اشتباه شود.
2)فرم کيستي يا مقاوم:شکل دوم اين آميب کيستي يا مقاوم است.کيست ممکن است داراي 2 هسته يا حداکثر 4هسته باشد که مسئول انتقال بيماري است.
ار نظر انتشار جغرافیایی پس از کرمک (انتروبیوس) بیشترین انتشار را دارد.در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر و مرطوب انتشار جهانی دارد.در ایران بخصوص در اصفهان وجود دارد.بیشتر در روستاها و مناطقی که از سطح بهداشتی خوبی برخوردار نیستند وجود دارد.علاوه بر نوع انسانی، انواع حیوانی آن نیز وجود دارد که دو نوع آن به نام توکزوکارا کنیس Toxocara.canis(مربوط به سگ) و توکزوکارا کتی Toxocara.cati(مربوط به گربه) می باشد.
میزبانها و محل جایگزینی:
میزبان اصلی آن انسان است.میزبان واسط ندارد.محل جایگزینی روده باریک انسان است.
شکل ظاهری:
کرمهای نسبتا بزرگی هستند،ماده ها 20 تا 40 سانتی متر و نرها 30-15 سانتی متر اندازه دارند.در انتهای قدامی کرمها سه زائده لب مانند که نقش دهان را دارند مشاهده می گردد.انتهای خلفی کرم ماده باریک و ساده ولی انتهای کرم نر پیچ خورده است و دو اسپیکول دارد.در دو طرف بدن آسکاریس دو خط کناری به نام لترال لاین Lateral line یا Side line وجود دارد که به منزله دستگاه گوارشی -دفعی می باشد.
شکل تخم:
گرد متمایل به بیضی ،قهوه ای رنگ ،با اندازه 60-50 میکرون دارای سه لایه آلبومینی،لیپیدی و کیتینی می باشد.تخم هنگام دفع سلولار است(جنین بصورت توده سلولی است).از اختصاصات تخم آسکاریس داشتن آلبومین با برجستگیهای منظم پستانک مانند می باشد.تخمهای آسکاریس به سه فرم دیده می شوند:
1-تخمهای لقاح یافته، که فرم های تیپیک (طبیعی)انگل می باشد Fertilized ova.
2-تخمهای لقاح نیافته که از طریق بکرزایی بوجود می آیند یعنی کرم ماده بدون جفت گیری با نر تولید تخم می کند که این تخم هرگز بارور و دارای جنین نمی گردد.این تخم کشیده و پوشش آلبومینی در گوشه های تخم توسعه بیشتری نموده،شکل نامنظمی دارد و اندازه آن بزرگتر است.Non fertilized ova
3-تخمهای بدون پوشش (Decorticate ova).
معمولا هنگام خروج تخمها از زهدان کرم همراه تخمهای تکامل یافته مقداری هم تخمهای تکامل نیافته دفع می گردد که این تخمها بدون پوشش آلبومینی می باشد.چنانچه فقط بدون پوشش ها دفع شوند باید آزمایش را تکرار کرد.
این کرم با نامهای دیگری نیز شناخته می شود از جمله:Trichocephalus Dispar و نیز کرم شلاقی یا کرم مهمیزی یا Whip worm.
انتشار جغرافیایی:
این کرم در اکثر نقاط دنیا وجود دارد ولی شدت آلودگی در مناطق گرمسیر و مرطوب جهان بیشتر است.آلودگی در بین اطفال بیشتر است.موارد کشنده از استرالیا گزارش شده است.
میزبانها:
میزبان اصلی آن انسان است.میزبان واسط ندارد.محل جایگزینی آن روده بزرگ بخصوص سکوم (روده کور) می باشد.در میمون و خوک هم وجود این انگل گزارش شده است.
شکل ظاهری:
بدن این کرم از دو قسمت متمایز تشکیل یافته است.این کرمها که شبیه مهمیز می باشند 5/3 قدامی آنها نازک و نخی شکل است که مری در آن جای دارد و 5/2 قسمت خلفی ضخیم و گرد و شبیه مهمیز است که در آن روده و دستگاه تناسلی قرار دارد.قسمت قدامیبخش مویی،نوک تیز بوده به آن استیله یا استایلت یا عضو نوک تیز می گویند و به این وسیله در مخاط روده میزبان فرومی رود.مری در قسمت نازک و مویی قرار داشته ، اطراف آن را سلولهای ترشحی تسبیح مانند به نام استیکوزوم می پوشانند.کرمهای بالغ ،گوشتی رنگ هستند.اندازه کرم نر 4.5-3 سانت و ماده 5-4 سانتی متر می باشد.انتهای کرم نر پیچ خورده دارای یک اسپیکول است ولی انتهای کرم ماده ساده می باشد.تخم انگل شبیه بشکه یا لیمویی شکل است به رنگ زرد متمایل به قهوه ای،سه لایه ای و حاوی توده سلولی است.مهمترین وجه تشخیص تخم آن داشتن 2 برجستگی در قطبهای آن می باشد.اندازه تخم 40-30 میکرون است.
ادامه مطلب...
این انگل تک یاخته اولین بار در جونده ای به نام کتنوراکتیوس گوندی کشف شد.توکسوپلاسما انگلی است که سلولهای هسته دار حیوانات خون گرم را مورد حمله قرار میدهد.از نظر انتشار جغرافیایی تقریبا در تمام دنیا وجود دارد اما در مناطق گرم و مرطوب میزان آلودگی بسیار بالاست.در مناطق گرم و خشک کمتر و در نواحی بسیار سرد به ندرت ممکن است دیده شود.
میزان آلودگی در حیوانات خون گرمی مثل گوسفند،بز،اسب ،گاو و سایر حیوانات خونگرم وجود دارد که میزبان واسط انگل محسوب می شود.همچنین در گربه و گربه سانان به عنوان میزبان نهایی این انگل وجود دارد.
سیر تکاملی:
در سیر تکاملی آن دو مرحله وجود دارد:
1-مرحله خارج روده ای یا توکسوپلاسمیک:که یک مرحله غیرجنسی یا شیزوگونی است که هم در حیوانات خونگرم به عنوان میزبان واسط و هم در بدن گربه به عنوان میزبان نهایی انجام می شود.
2-مرحله داخل روده ای:که در بدن گربه و گربه سانان به عنوان میزبان نهایی انجام می شود که خود شامل دو مرحله است:الف-شیزوگونی(غیرجنسی) ب-مرحله جنسی:که به تشکیل سلول تخم یا زیگوت (اووسیت) می انجامد.
ادامه مطلب...
انتشار جغرافیایی:
انتشار جغرافیایی در آسیا ،افریقا، اروپا وجود دارد.در ایران از تمام مناطق گزارش شده و بیماری بصورت بومی وجود دارد.
انسانها می توانند به عنوان میزبان اصلی واقع شوند.ناقلین از دسته پشه هایی هستند به نام فلبوتوموس.فلبوتوموس های ماده اند که نیش می زنند.به آنها پشه خاکی هم گفته می شود.راه آلودگی از طریق نیش پشه هاست.پشه ها ممکن است انسان یا حیوان بیماری را نیش بزنند.
حیوانات مخزن در نوع شهری سگها و در نوع روستایی جوندگان مثل موش هستند.
این انگل دارای دو فرم است:
فرم آماستیگوت در بدن میزبان مهره دار وجود دارد.درون سلولهای ماکروفاژ قرار دارند.فرم دیگر ماستیگوت یا لپتوموناد یا تاژکدار است که در بدن حشرات مثل پشه ها هستند.
وقتی پشه ای انسانی یا حیوان بیماری را نیش بزند انگل را بصورت آماستیگوت دریافت می کند.در دستگاه گوارش و سپس بزاق حشره وارد می شود و در آنجا از طریق تقسیم دوتایی زیاد می شود و با نیش زدن انسان یا حیوان دیگر انگل را به شکل ماستیگوت به آن منتقل می کنند.انگل در سلولهای ماکروفاژ تبدیل به آماستیگوت می شود.گاهی دیواره پاره می شود و انگل ها بیرون می ریزند.
ادامه مطلب...
1-اکتیو(فعال) 2-پاسیو (غیر فعال):نام دیگر پرخونی پاسیو،احتقان است.
پرخونی اکتیو به دنبال اتساع سرخرگ دیده می شود وباعث قرمزی ناحیه مبتلا می شود ،مثلا در فردی که تب می کند صورت به علت افزایش درجه حرارت و در نتیجه پرخونی سرخرگ به صورت قرمز در می آید.و یا افرادی که ورزش می کنند و یا دچار استرس می شوند.
پرخونی پاسیو به دنبال انسداد مسیر خروج خون سیاهرگی دیده می شود و باعث ایجاد رنگ قرمز مایل به آبی می شود.مثلا بستن نوک انگشت فرد باعث کبودی انگشت می شود که دلیل آن بستن مسیر خروج خون سیاهرگی است.
احتقان به دو فرم حاد و مزمن دیده می شود.حاد مثل احتقان حاد ریوی در بطن چپ به دنبال سکته قلبی (MI).در این جا فرد ممکن است به صورت ناگهانی دچار احتقان حاد ریوی شود.
احتقان مزمن مثل:احتقان مزمنی که در کبد،ریه و یا طحال اتفاق می افتد.
احتقان مزمن ریوی باعث پرخونی و اتساع مویرگ های آلوئول های ریوی می شود.وقتی عروق پرخون و متسع شدند این اتساع ممکن است باعث پارگی عروق و در نتیجه خونریزی شود واگر خونریزی مدتی طول بکشد آهن موجود در هموگلوبین بصورت هموسیدرین در می آید.
شدیدترین فرم احتقان مزمن ریوی در تنگی دریچه میترال به دنبال تب رماتیسمی دیده می شود.
احتقان مزمن کبدی در نارسایی قلب راست،در انسداد بزرگ سیاهرگ زیرین و در انسداد ورید کبدی دیده می شود.
شایع ترین علت احتقان مزمن کبدی نارسایی قلب راست است.
یک پسر دانشجوی چینی که به یکی از همکلاسیهایش علاقمند شده بود تصمیم گرفت که علاقه خود را به او نشان دهد، به همین جهت با دوستان خود در خوابگاه دانشگاه صحبت کرد و قرار شد که در یک ساعت معین بعضی از چراغهای خوابگاه را روشن کنند و باقی چراغها خاموش بمانند

عمل جراحی پروتز vibrant sound bridge در گوش برای نخستین بار در خاورمیانه در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
به گزارش سلامت نیوز، این عمل جراحی برای نخستین بار در بخش تحقیقات گوش و حلق و بینی بیمارستان امیر اعلم دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.
دکتر مسعود متصدی زرندی این عمل جراحی را امروز در این بیمارستان به انجام رساند. پروتز vibrant sound bridge به نوعی یک پل ارتباطی لرزاننده صدا محسوب می شود.
عکس های زیر که برگرفته از خبرگزاری فارس می باشد مراحل مختلف این عمل جراحی نادر را به تصویر کشیده است:
![[تصویر: 2_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/2_8606200452_L600.jpg)
مسعود متصدي زرندي در حال شستن دستها دقايقي پيش از آغاز عمل جراحي پروتز گوش كه براي اولين بار در خاورميانه انجام گرفت
![[تصویر: 18_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/18_8606200452_L600.jpg)
دكتر مسعود متصدي زرندي هنگام پوشيدن لباس ويژه اتاق عمل،پيش از آغاز عمل جراحي
![[تصویر: 4_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/4_8606200452_L600.jpg)
آغاز عمل جراحي و شكافتن گوش بيمار براي كار گذاشتن پروتز آغاز عمل جراحي و شكافتن گوش بيمار براي كار گذاشتن پروتز
![[تصویر: 5_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/5_8606200452_L600.jpg)
مل جراحي براي كار گذاشتن پروتز vibrant sound bridge در گوش يك بيمار كم شنوا
![[تصویر: 8_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/8_8606200452_L600.jpg)
پروتز vibrant sound bridge هنگام كار گذاشتن در گوش يك بيمار كم شنوا
![[تصویر: 14_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/14_8606200452_L600.jpg)
متخصصين پس از اتمام كار عمل جراحي،پروتز vibrant sound bridge در گوش بيمار را آزمايش مي كنند
![[تصویر: 15_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/15_8606200452_L600.jpg)
انجام بخيه و بستن پوست بيمار پس از كار گذاشتن پروتز vibrant sound bridge در گوش بيمار كم شنوا
![[تصویر: 16_8606200452_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606200452/16_8606200452_L600.jpg)
اتمام عمل جراحي و كار گذاشتن موفقيت آميز پروتز vibrant sound bridge در گوش بيمار كم شنوا
عمل جراحي پروتز گوش براي اولين بار در خاورميانه در بخش تحقيقات گوش و حلق و بيني بيمارستان اميراعلم توسط پزشك ايراني با موفقيت انجام شد. عمل جراحي پروتز Vibrant Sound bridgeدر گوش، در ايران و در منطقه خاورميانه نيز براي اولين بار توسط دكتر “مسعود متصدي زرندي” فوق تخصص گوش با موفقيت انجام شد.
دكتر متصدي زرندي روز سهشنبه در گفتوگو با خبرنگاران گفت اين عمل روي يك بيمار كه مشكل كمشنوايي داشت و شنوايي او بهتر از ۷۰دسي بل بود يعني كاملا دچار ناشنوايي نبوده است با موفقيت انجام شد.
دكتر متصدي گفت يكي از خصوصيات اين پروتز اين است كه براي يكبار طي يك عمل جراحي داخل گوش گذاشته ميشود و ديگر نيازي به انجام اعمال جراحي مختلف نيست، باتري آن نيز كه در روي پوست گذاشته ميشود بدون نياز به جراحي تعويض ميشود.
قسمت داخلي گوش از سه استخوان تشكيل شده كه اين دستگاه با ايجاد تحريك در آنها باعث ميشود كه صدا با وضوح بيشتري شنيده شود.
رئيس بخش كاشت حلزون بيمارستان اميراعلم گفت در اين عمل پروتز به يكي از استخوانچههاي گوش مياني بيمار متصل ميشود استخوانچهها با حركت خود صدا را به گوش داخل انتقال ميدهند كه اين دستگاه با حركت اين استخوانها صداها را به داخل گوش انتقال ميدهد.
وي افزود با حركت اين دستگاه در داخل گوش و با استفاده از سيستم آهن ربايي تشديد حركتي در استخوانچههاي داخل گوش ايجاد ميشود كه در نهايت منجر به بهبود كيفيت صدا در بيمار ميشود.
دكتر متصدي يادآور شد به غير از نوع پروتز عوامل ديگري همچون نوع كاهش شنوايي بيمار، دقت جراح و خصوصيات خود بيمار در نتيجه نهايي و بهبود شنوايي بيمار با استفاده از اين دستگاه تاثير دارد.
وي با اشاره به اينكه اين نوع عمل در بيماراني كه به طور كامل شنوايي خود را از دست دادهاند كارايي ندارد گفت بيماراني كه بطور كامل شنوايي خود را از دست دادهاند بايد تحت عمل كاشت حلزون گوش قرار گيرند.
وي در خصوص مزاياي اين عمل نسبت به استفاده از سمعك گفت در سمعك بيمار احساس وجود جسم خارجي و احساس پري در گوش دارد در صورتيكه در اين عمل چون چيزي داخل گوش گذاشته نميشود اين احساس پري در گوش هم وجود ندارد.
همچنين استفاده از سمعك منجر به عفونتهاي متعدد گوش ميشود و از نظر زيبايي نيز بيشتر افراد تمايلي به استفاده از اين وسيله ندارند در حاليكه با استفاده از عمل جراحي پروتز Vibrant Sound bridgeدر گوش هيچ كدام از مشكلات سمعك وجود ندارد.
وي با اشاره به اين كه قيمت اين پروتز ۱۳هزار و ۵۰۰دلار است، گفت بطور كلي در تمام كشورها اعمال جراحي پروتز هزينههاي سنگيني دارند و نياز به پوشش و حمايت سازمانهاي بيمهگر وجود دارد اين در حاليست كه در كشور ما سازمانهاي بيمهگر اعمال جراحي جديدي كه طي سالهاي اخير با پيشرفت علم امكان پذير شدهاند را به رسميت نميشناسد.
دكتر متصدي يادآور شد هماكنون بسياري از جراحيهاي گوش با استفاده از پروتزهاي گران قيمت قابل انجام هستند كه بايد به نحوي مورد حمايت سازمان هاي بيمه كشور قرار گيرند.
دكتر متصدي در پايان يادآور شد اين عمل بسيار وقت گير و زمان بر است كه در عين حال از حساسيت زيادي برخوردار است و نياز به دقت بالايي دارد

عمل جراحی موفقیتآمیز دختر 8 اندامی هندی
بانگالور هند - روز چهارشنبه پزشکان هندی با موفقیت دختربچه دو ساله هندی -لاکشمی تاتما- را که با چهار دست و چهار پا و همچنین اعضای اضافه داخلی- دو معده و چهار کلیه- به دنیا آمده بود ، مورد عمل جراحی قرار دادند.
یک تیم 30 نفره پزشکی در یک جراحی طولانیمدت 27 ساعته این عمل را انجام دادند.
وضعیتی که دختربچه هندی به آن مبتلا بود از لحاظ پزشکی «ایسکیوپاگوس» ischiopagus نامیده میشود. وقتی در زمان رشد جنینی دوقلوها در قسمت ایسکیوم به هم متصل میشوند ، این اصطلاح به کار برده میشود.
ادامه مطلب...

تهیه کننده : سید محمد رضا حکیمیان
پرسش و پاسخ در مورد بیماری فتق
1)فتق چیست و انواع آن کدام است؟
به زبان ساده به بیرون زدگیهای غیر طبیعی جدار شکم فتق میگویند. شایعترین نوع فتق، فتق جدار شکم در قسمت تحتانی راست یا چپ است که به آن فتق اینگوئینال یا فتق مغبنی گویند و در بین مردم به پارگی پرده شکم یا به اختصار پارگی پرده شهرت دارد. این بیماری در مردان بسیار شایعتر است.سایر انواع فتق، شامل فتق در محل جراحی قبلی، فتق نافی و غیره است. در این مقاله به توضیح در مورد شایعترین نوع فتق که همان فتق مغبنی است، پرداخته میشود.
2)چرا فتق ايجاد مي شود ؟
فتق هنگامي رخ مي دهد كه لايه هاي عضلاني جدار شكم ضعيف شده باشد. همانند بيرون زدگي تيوپ داخلي يك لاستيك پاره شده، در فتق نيز احشاء داخلي شكم از طريق ناحيه ضعيف روي جدار شكم بيرون مي زنند و باعث شكل گيري يك برآمدگی مي شوند. البته در کودکان علت ایجاد فتق، نوعی اختلال در شکل گیری لایه های جدار شکم است که در هنگام تولد وجود دارد. ورود احشاء شکم به داخل محل فتق مي تواند باعث گردد که قسمتی از روده يا سایر اعضاء داخل شكم در داخل اين بیرون زدگی گير كند و باعث عوارض خطرناک شود. فتق مي تواند سبب ایجاد درد شديد و مسائل جدي ديگر شود كه حتي گاهي به جراحي اورژانس منجر ميگردد.
3)چرا بايد فتق را جراحي كرد؟
دو دليل واضح براي درمان فتق، يكي دردی است كه با ايستادن هاي طولاني يا بلند كردن اشياء سنگين ايجاد مي شود و ديگري از نظر زیبایی است كه به واسطه وجود يك برجستگي باعث نارحتي بيمار مي شود . اما دليل اصلي جهت ترميم فتق اين است كه ممكن است روده یا عضوی دیگر، داخل فتق به دام بيفتد و قادر به خارج شدن از آن نباشد لذا باعث انسداد روده و به دنبال آن، گانگرن یا سیاه شدگی و پاره شدن روده مي شود.
4)آيا مي توان به جاي جراحي از فتق بند استفاده كرد ؟
درمان غیر جراحی فتق مغبنی، استفاده از فتق بند است كه روي ناحيه درگير، فشار وارد مي آورد و به جا انداختن آن، کمک مي نمايد اما در كل استفاده از آن ايده خوبي نمي باشد . فتق بند در واقع هيچ كاري جهت از بين بردن و رفع فتق انجام نميدهد و فقط علائم آن را كاهش مي دهد. بنابراين با وجود استفاده از آن فتق همچنان بزرگ مي شود، همچنين موجب ایجاد زخم در موضع فتق مي شود. تداوم در بزرگ شدن فتق و ایجاد چسبندگی در بافتهای زیرین، از عوارض فتق بند هستند که ترميم جراحي فتق را دشوار مي سازند و عود مجدد آن را محتمل تر مي كنند. بنابراين استفاده از فتق بند فقط بايد به عنوان يك وسيله به مدت كوتاهي قبل از انجام عمل جراحي محدود شود .
5)پس از عمل حدود چند روز بايد بستري بود؟
بيشتر بيماران قادر هستند درعرض 1 الی 2 روز پس از عمل مرخص شده و به خانه روند.
6)پس از چه مدت مي توان به سركار رفت؟
بيماران قادرند فعاليتهاي خود را در عرض 3 الی 5 روز پس از عمل جراحی، از سر گيرند ولی از انجام کارهای سنگین حداقل تا دو ماه و بطور معمول تا شش ماه باید پرهیز کرد.
7)پس از جراحی تا كي باید پانسمان را عوض كرد؟
در صورت رفع ترشح، پس از 48 ساعت نياز به تعويض پانسمان نمیباشد اما در صورت ادامه ترشح، نياز به تعويض پانسمان روزانه دارد .
8)چه مدت پس از عمل میتوان حمام رفت؟
در صورتیکه محل زخم مشکلی نداشته باشد پس از 48 ساعت میتوان استحمام کرد.
9)كي بخيه ها را باید خارج كرد؟
با نظر پزشك پس از 7 تا 10روز.
10)پس از ترخيص به چه دارويي نياز است؟
مسكن و در صورت صلاحديد پزشك چرك خشك كن .
اقدامات درمانی معمول شامل تجویز داروهای مسکن غیرمخدری و مخدری ( Opioid ) می باشد.

روش های علمی تسکین دردهای حاد بعد از عمل استفاده از هر دو دسته داروی مخدری و غیر مخدری را همراه با بکارگیری بلوک های عصبی به عنوان روش انتخابی تسکین کامل درد بعد از عمل معرفی می کنند.
روش های خوراکی، تزریقی ( عضلانی، وریدی، زیر جلدی ) جذب پوستی یا مخاطی، بلوک های عصبی مرکزی یا محیطی، با یا بدون گذاشتن کاتتر، انواع راههای تجویز دارو هستند.
تزریق عضلانی شایعترین روش برای کنترل دردهای بعد از عمل بوده ولی دارای عوارض ناخواسته فراوانی مانند، تزریق دردناک ( بخصوص در اطفال )، بیدردی ناکافی و تأخیر در تجویز و تأثیر دارو و غیره می باشد.
تزریق وریدی بهترین روش کنترل درد بوده زیرا دارای اثرات ناخواسته تزریقات مکرر عضلانی نبوده و سطح خونی مناسبی برای ایجاد بیدردی بوجود می آورد ولی بیماران نیاز به مراقبتهای پرستاری بیشتری دارند.
به همین دلیل امروزه بهترین روش برای تزریق وریدی برای کنترل دردهای حاد بعد از عمل روش تزریق توسط خود بیمار (Patient Controlled Analgesia- PCA ) بوده که بوسیله پمپ های تزریق PCA از پیش برنامه ریزی شده توسط پزشک، انجام می گیرد.
مزایای پمپ های تزریق PCA عبارتند از :
1- عدم نیاز به تزریق دردناک
2- کاستن از زمان درخواست دارو تا زمان تزریق دارو
3- بیدردی بهتر قبل از شروع درد
4- پذیرش بهتر از سوی بیماران
5- الگوی بهتر خواب
6- عملکرد بهتر ریوی بعد از عمل و عوارض کمتر تنفسی
7- ترخیص سریعتر بیماران و کاهش زمان بستری بیماران
روش بلوکهای عصبی مرکزی مانند بلوکهای اپیدورال، اسپانیال، کودال و بلوکهای عصبی محیطی یا رژیونال نیز استفاده می شوند که گاهاً از گذاشتن کاتتر برای تزریقات مکرر استفاده می شود.
انجام بلوک اپیدورال با کارگزاری کاتتر نیز یکی از رایج ترین روشها برای ایجاد بیدردی در حین عمل و بعد از آن می باشد، که همکاری و پذیرش آن از طرف بیمار در موفقیت این روش بسیار حائز اهمیت است.
بیدردی اپیدورال را نیز می توان با کمک PCA از طریق کاتتر اپیدورال بوجود آورد تا هم مزایای بیدردی اپیدورال و هم مزایای PCA وجود داشته باشد.
- بطور کلی امروزه در جوامع پیشرفته برای کنترل دردهای بعد از عمل توصیه به استفاده از پمپ های تزریق PCA بصورت وریدی یا همراه با کاتترهای اپیدورال می باشد.
- خوشبختانه سرویس کنترل درد حاد در برخی از بیمارستانهای کشور و شهر اصفهان مانند بیمارستان سینا مشغول خدمت رسانی به بیماران نیازمند می باشد و امیدواریم که با فعال شدن این سرویس در سایر مراکز آموزشی و درمانی کشور بتوانیم شاهد تحول چشمگیری در کاهش دردهای بیماران باشیم.
با آرزوی توفیق- دکتر اردشیر عامری
متخصص بیهوشی بیمارستان سینا اصفهان

تهیه کننده : دکتر سید محمد رضا حکیمیان
در مورد آپاندیس بايد بدانيم . . .
مرور کلی
آپاندیس یک ساختار لوله ای شکل و کوچک است که به قسمت ابتدائی روده بزرگ متصل می باشد و در قسمت راست پائین شکم قرار دارد. این عضو هیچ عملکرد شناخته شده ای ندارد و برداشتن آن طی عمل جراحی هیچ اختلالی در هضم غذا ایجاد نمی کند.
آپاندیسیت به معنی التهاب آپاندیس می باشد. این بیماری یک اورژانس جراحی است و هیچ درمان داروئی مؤثر ندارد و باید حتماً جراحی شود. در صورتیکه بیمار سریعاً جراحی شود، بیشتر بیماران سریعاً و بدون مشکل خاصی بهبود می یابند ولی در صورت تأخیر در درمان، آپاندیس پاره شده و باعث پخش شدن عفونت در محوطه شکم و حتی مرگ می شود. گرچه این بیماری در هر سنی ممکن است رخ دهد ولی شایعترین سنین بیماری بین 30-10 سال می باشد.
دلایل ایجاد بیماری
دلیل ابتلا به آپاندیسیت ، انسداد دهانه آپاندیس می باشد. این انسداد به هر علتی که ایجاد شود، باعث بالا رفتن فشار داخل آپاندیس شده و همچنین باعث ایجاد التهاب و اختلال در جریان خون آن می شود. در صورت عدم درمان ، انسداد باعث سیاه شدن عضو و پاره شدن آن می شود.
شایعترین دلیل انسداد آپاندیس، گیر کردن گلوله سفتی از مدفوع در دهانه آپاندیس می باشد، گرچه گاهی در اثر عفونتهای ميکروبی یا ویروسی لوله گوراشی هم، غدد لنفاوی متورم شده و می توانند روی آپاندیس فشار وارد کنند و باعث انسداد شوند.
در موارد نادری نیز، آسیب و ضربه های وارده به شکم نیز می تواند منجر به آپاندیسیت شود.
علائم و نشانه ها
مهمترین علائم بیماری عبارتند از :
- درد شکم : ابتدا در اطراف ناف بوده و پس از مدتی به ناحیه راست پائین شکم جابجا می شود.
- کاهش اشتها، تهوع ، استفراغ، اسهال یا یبوست، تب خفیف که پس از سایر علائم ایجاد می شود، عدم توانائی دفع گاز تورم شکم از سایر علائم همراه می توانند باشند .
توجه داشته باشید که فرد مبتلا به آپاندیسیت تمام علائم فوق را ممکن است نداشته باشد. درد شکم با حرکت ، تنفس عمیق ، سرفه و یا عطسه تشدید می شود. علاوه بر دردی که بیمار حس می کند، فشار دادن ناحیه درگیر شکم (اغلب طرف راست و پائین)باعث ایجاد درد می شود.
افراد بیمار با علائم غیر معمول
بعضی افراد نیاز به توجه ویژه برای تشخیص آپاندیست دارند. این افراد دارای شرایط خاص هستند که ممکن است علائم کلاسیک بیماری را که در بالا گفته شد نداشته باشند و گاهی تنها علامت آنها یک احساس ناخوشی می باشد. این افراد شامل:
- افرادی که داروهای سرکوب کننده سیستم مثل استروئیدها را دریافت می کنند.
- افرادی که عضو پیوندی دریافت کرده اند.
- افراد مبتلا به عفونت HIV.
- افراد مبتلا به دیابت.
- افراد مبتلا به سرطان و یا کسانیکه شیمی درمانی دریافت می کنند.
- افراد بسیار چاق.
- همچنین زنان حامله، شیرخواران ، کودکان و افراد سالمند نیز بعلت تشابه علائم بیماری با شرایط خاص آنها، نیازمند توجه ویژه می باشند.
در حاملگی درد شکم ، تهوع و استفراغ از علائم شایع بوده و نمی توان آنها را صد در صد به حساب آپاندیسیت گذاشت. بسیاري از زنانی که در دوران حاملگی مبتلا به آپاندیسیت شده اند، علائم کلاسیک آپاندیست را نداشته اند بنابراین تمام زنان حامله که دچار درد شکم می شوند باید حتماً به پزشک مراجعه کنند.
در نوزادان و کودکان کوچکتر بعلت اینکه قادر به برقراری ارتباط با والدین و پزشک نمی باشند اطلاع از نوع درد و کیفیت آن مقدور نمی باشدو پزشک نمی تواند اطلاعات قابل اعتمادی از زبان بیمار بشنود و فقط مجبور است به معاینه اکتفا کند و به دنبال علائمی که کمتر اختصصاصی هستند باشد ( مثل خستگی و یا استفراغ).
در کودکان نو پا که مبتلا به آپاندیسیت شده اند، گاهی بیماری با اختلال در غذا خوردن و خواب آلودگی خود را نشان می دهد. کودکان بزرگتر گاهی با یبوست بیماری خود را نشان می دهند ولی همچنین گاهی مدفوع کم حجم و آغشته به موکوس از علائم بیماری می باشد. با توجه باینکه علائم در کودکان بسیار وسیع و متفاوت است، هر کودکی با علائم مشکوک به آپاندیسیت باید سریعاً به پزشک مراجعه کند.
بیماران سالمند که در حالت عادی نیز بیشترگرفتارمشکلات پزشکی می باشند، در هنگام ابتلا به آپاندیسیت نیز علائمی متفاوت داشته و عوارض بیشتری گریبانگیر آنها می شود. در افراد سالمند، ابتلا به بیماری با تب خفیفتر و درد شکمی، با شدت کمتری همراه است. بسیاری از افراد سالمند تا مرحله نهائی بیماری که آپاندیس بسیار ملتهب شده و د رمعرض پاره شدن قرار گرفته است، چیزی متوجه نمی شوند. بنابراین هر فرد سالمند با تب خفیف و درد شکمی بسیار خفیف نیز باید توسط پزشک ویزیت شود.
تشخیص
1- تاریخچه پزشکی و معاینات بالینی
این مورد نکته اصلی در تشخیص بیماری است یعنی پرسشهای دقیق از علائم بیماری و معاینه فیزیکی توسط پزشک. هنگام ویزیت بیمار پزشک سوالات متعددی را می پرسد، مثلاً در مورد درد شکم از کیفیت درد، محل آن، الگوی درد و شدت درد پرسش می کند. همچنین در مورد مشکلات قبلی پزشکی فرد، جراحی قبلی،سابقه بیماری در افراد فامیل بیمار،داروهائی که فرد دریافت کرده است و موارد حساسیت فرد به دارو و غذا را می پرسد. در مورد سابقه مصرفالکل،سیگارو موادمخدر پرسش می شود.
قبل از انجام معاینه فیزیکی فرد، علائم حیاتی ( فشار خون ، درجه حرارت ، تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس در هر دقیقه ) را ثبت می کند و آنوقت از سر تا پای بیمار بطور دقیق معاینه می شود . شرایط زیادی می تواند باعث درد شکم شود، حتی یک سینه پهلو یا بیماری قلبی گاهی با درد شکم خود را نشان می دهند و علائمی مثل تب، ضایعات پوستی و تورم غدد لنفاوی نیز اکثراً در شرایطی ایجاد می شود که بعمل جراحی نیاز ندارد.
معاینه شکم مهمترین قسمت برای تشخیص بیماری می باشد. محل درد و حساسیت به درد، مهمترین نکته در معاینه شکم است. درد علامتی است که بیمار نوع و محل آنرا توصیف می کند، ولی حساسیت به درد، دردی است که با لمس ایجاد شده و پزشک با معاینه خود به آن پی می برد. بهر صورت همانطور که گفته شد از یافته های معاینه فیزیکی است که پزشک باید به این نکته پی برد که درد شکم نیاز به جراحی دارد یا نه ؟
2- تستهای آزمایشگاهی
تستهای خونی برای کنترل علائم عفونت بررسی می شوند. مثلاً در این شرایط میزان گلبولهای سفید خون افزایش پیدا می کند. اندازه گیری یونهای موجود در خون نیز برای نشان دادن مشکلات و اختلالات میزان آب یا میزان یونهای موجود در خون بررسی می شوند. آزمایش ساده ادرار برای رد کردن عفونت ادراری انجام می شود. پزشکان همچنین برای زنانی که در سنین باروری هستند، ممکن است تست بارداری را درخواست نمایند، تا بتوانند بعضی از عوارض بارداری ناخواسته را که ممکن است با درد شکمی خود را نشان دهند، تشخیص بدهند.
3- تاریخچه پزشکی و معاینات بالینی
عکس ساده شکم برای نشان دادن انسداد، پارگی احشاء ، اجسام خارجی و در موارد نادر برای نشان دادن آپاندیکولیت ( که همان مدفوع سفت شده می باشد که در دهانه آپاندیس گیر کرده و علائم آپاندیسیت را بوجود آورده است) استفاده می شود.
سونوگرافی می تواند گاهی التهاب آپاندیس را نشان دهد و علاوه بر آن می تواند سایر علل درد شکمی مثل عوارض حاملگی و یا بیماریهای کیسه صفرا را تشخیص دهد.
CT اسکن تست دیگری است که در شرایط خاص ممکن است انجام گیرد. در این تست، مقاطعی از بدن بطور متوالی تصویربرداری می شوند و خصوصاً در شرایطی که تشخیص کلنیکی با شک روبرو می باشد، می توان از آن استفاده کرد زیرا می تواند بسیاری از اختلالات شکمی را مشخص کند.
4- سایر آزمایشات
در موارد انتخاب شده، خصوصاً در زنان درد شکمی می تواند ناشی از آپاندیس ملتهب و یا اختلالات تخمدان باشد، لاپاراسکوپی ممکن است کمک کننده باشد. گرچه در این تکنیک اشعه X بکار نمی رود و از این نظر خطری ندارد ولی نیاز به بیهوشی عمومی دارد. لاپاراسکوپ یک لوله نازک می باشد که یک دوربین کوچک به آن متصل بوده و پزشک از طریق یک برش کوچک آنرا وارد بدن بیمار کرده و می تواند بوسیله آن اعضاء و جراح شکم بیمار را مشاهد کند. همچنین از محاسن لاپاراسکوپی این است که اگر بیماری تشخیص داده شده طی عمل لاپاراسکوپی، از بیماریهائی باشد که نیاز به عمل جراحی داشته باشد، می توان همزمان عمل جراحی بیمار را انجام داد.
درمان
1-جراحی
آپاندیسیت حاد، با عمل جراحی و برداشتن آپاندیس ملتهب درمان می شود. این جراحی یا از طریق جراحی باز و از یک برش در ناحیه پائین و راست شکم و یا از طریق لاپارسکوپ و با 4-3 برش بسیار ریز انجام می شود. لاپاراسکوپ خصوصاً زمانیکه تشخیص بیمار همراه شک بوده باشد و بخواهیم سایر موارد درد شکم را نیز بررسی می کنیم استفاده می شود. بعضی از بیماران نیز لاپاراسکوپی را ترجیح می دهند، زیرا اندازه برش آن کوچکتر، بهبود سریعتر و با درد کمتری همراه است و داروی ضد درد کمتری را نیاز دارد.
نکته قابل توجه این است که پزشکان پس از عمل در هر صورت آپاندیس را بر می دارند. یعنی حتی اگر پس از عمل متوجه شوند که که آپاندیس سالم بوده و تشخیص آنها اشتباه بوده است، آپاندیس برداشته می شود تا اگر در آینده فرد دچار درد شکم شد، درد بیمار به آپاندیس او نسبت داده نشود.
بهبودی کامل پس از عمل جراحی برداشت آپاندیس ممکن است، چند هفته طول بکشد. پزشک در این دوره به بیمار توصیه می کند، فعالیت فیزیکی خود را محدود کرده و برای وی داروی ضد درد تجویز می شود.
بهبودی پس از عمل لاپارسکوپی بطور کلی سریعتر از عمل جراحی باز صورت می گیرد ولی برای مدت 6-4 هفته توصیه می شود که از كار سنگين خودداری کند.
2- آنتی بیوتیک و سایر درمانها
اگر تشخیص نامشخص باشد، بیمار ممکن است تحت نظر گرفته شود و یا گاهی تجویز آنتی بیوتیک برای آنها صورت می گیرد. این رویه بیشتر زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که پزشک علت درد شکم را به یک بیماری غیر جراحی و طبی مربوط بداند تا یک بیماری نیازمند جراحی.
اگر درد شکم ناشی از نوعی عفونت باشد، علائم با تزریق وریدی آنتی بیوتیک و مایعات درمان می شود، ولی بطور کلی آپاندیسیت بیماریی نیست که درمان طبی داشته باشد و نیازمند جراحی است.
ندرتاً بدن می تواند عفونت پدید آمده توسط یک آپاندیس پاره شده را محدود کرده و تشکیل آبسه (دمل چرکی) دهد( بجای گسترده شدن عفونت در کل شکم، در یک نقطه آبسه تشکیل می دهد. ) پزشکان در این موارد آبسه را با استفاده از یک وسیله بنام « دِرَن » تخلیه کرده و « دِرَن » را برای چندین هفته در محل باقی می گذارند تا کاملاً آبسه خشک شود و پس از خشک شدن آبسه و رفع التهاب عمل جراحی برداشت آپاندیس انجام می شود.
عوارض
وخیم ترین عارضه آپاندیسیت، پاره شدن آپاندیسیت است . این عارضه در صورت تأخیر در تشخیص آپاندیسیت ایجاد شده و در نوزادان، کودکان کوچکتر، افراد سالمند این احتمال بالاتر است. پاره شدن آپاندیس می تـواند باعث التهاب جدار شکم و بافت پوشاننده احشاء و ایجاد آبسه گردد. در افراد کمی عوارض آپاندیسیت می تواند باعث نارسائی اعضاء مهم (مثل کلیه، ریه، مغز
و … ). یا حتی مرگ شود.

این روزها خیلی ها به دنبال رفع چین و چروک اطراف چشم شان هستند و از انواع پودر و کرم گرفته تا انواع جراحی ها را به جان می خرند تا بخشی از این چین و چروک ها را رفع کنند. آیا شما با جراحی های رفع چین و چروک آشنا هستید؟ مطالعه این مقاله اطلاعات شما را در این زمینه افزایش می دهد.
با افزایش سن، تغییراتی در ساختمان پلک ها ایجاد می شود که بخش عمده این تغییرات عبارت است از ایجاد چروک های ظریف در اطراف پلک ها، کش آمدن و شل شدن پوست پلک ها که گاهی به آویزان شدن پوست از لبه پلک منجر می شود، تجمع چربی اضافه در زیر پوست پلک ها، شل شدن عضلات پلک ها و ایجاد افتادگی پلک یا ابرو.
جراحی اصلاحی پل یک جراحی زیبایی است که به منظور اصلاح این تغییرات و ایجاد ظاهری جوان تر و شاداب تر انجام می شود. بلفاروپلاستی که یکی از شایع ترین روش های جراحی زیبایی است با برداشتن پوست، چربی و عضله اضافی و اصلاح موقعیت پلک باعث بهبود قابل توجهی در ظاهر فرد شده و قیافه ای جوان تر و سرحال تر به فرد می بخشد.
بهترین کاندید
بهترین کاندیداهای جراحی زیبایی پلک کسانی هستند که حداقل 35 سال سن داشته باشند و افتادگی پلک یا پف زیر چشم (در اثر تجمع چربی اضافه) باعث تغییرات ناخوشایند در چهره اشان شده باشد. برای انجام جراحی لازماست که فرد به طور کلی سالم باشد و بیماری خاصی نداشته باشد. در ضمن باید توجه داشت که جراحی اصلاحی پلک این موارد را بهبود نمی بخشد: چروک های اطراف پلک، بین ابروها و روی پیشانی (برای درمان این چروک ها تزریق بوتاکس روش مناسبی است)، حلقه های سیاه اطراف چشم و افتادگی ابرو.
انواع جراحی زیبایی پلک
به طور کلی جراحی زیبایی پلک سه نوع جراحی اصلی را شامل می شود که هر یک مزایا و کاربردهای خاص خود را دارد.
جراحی پل فوقانی: در جراحی پلک فوقانی پوست اضافه روی پلک فوقانی و کیسه های چربی (که به صورت پف کردگی بالای پلک تظاهر می کند) برداشته می شود. به علاوه در صورتی که افتادگی پلک نیز وجود داشته باشد می توان آن را در حین عمل اصلاح کرد. جراحی پلک فوقانی باعث بهبود شکل و موقعیت پلک فوقانی می شود. به علاوه در صورتی که وجود پوست اضافه یا افتادگی پلک باعث محدودیت دید جانبی شده باشد این مشکل را برطرف می کند و در مجموع ظاهری جوان تر و هوشیارتر به فرد می بخشد. گاهی عمل جراحی بالا کشیدن ابرو نیز همراه با جراحی پلک فوقانی انجام می شود.
جراحی پلک تحتانی: جراحی پلک تحتانی بیشتر به منظور برداشتن کیسه های چربی زیر پلک تحتانی که حالت پف کردگی چشم را ایجاد می کنند انجام می گیرد. به طور معمول بخشی از پوست پلک تحتانی نیز برداشته می شود. این تغییرات در مجموع باعث ایجاد ظاهری جوانتر در فرد می شود.
جراحی از طریق ملتحمه: این روش بیشتر در افراد جوان به کار می رود که پوستشان هنوز خاصیت ارتجاعی خود را از دست نداده است و قوام به نسبت سفتی دارد. در این روش بدون آنکه پوست دستکاری شود از طریق برشی در پشت پلک تحتانی (در سمت ملتحمه) کیسه های چربی زیر پلک برداشته می شود. مزیت این روش آن است که نیازی به ایجاد برش روی پوست ندارد.
قبل از جراحی
قبل از انجام جراحی، یک معاینه دقیق چشم پزشکی ضروری است. سنجش بینایی و اندازه گیری میزان ترشح اشک چشم حتماً باید قبل از عمل انجام شود. در کسانی که ترشح اشک کمتر از حد عادی باشد انجام جراحی می تواند باعث بروز خشکی چشم و گاهی عوارض جدی و خطرناک شود. در صورتی که دچار بیماری خاصی هستید، داروی خاصی استفاده می کنید یا به چیزی حساسیت دارید حتماً این موضوع را به پزشک خود اطلاع دهید.
جراحی
جراحی زیبایی پلک را می توان در مطب، درمانگاه یا بیمارستان انجام داد. جراحی به صورت سرپایی انجام می شود و نیازی به بستری ندارد. زمان انجام جراحی متغیر است و بسته به آنکه جراحی روی پلک بالا یا پایین یا هر دو پلک انجام می گیرد بین یک تا سه ساعت طول می کشد. جراحی معمولاً با بی حسی موضعی انجام می شود اما بسته به وضعیت بیمار و با صلاحدید پزشک ممکن است بیمار به طور کامل بیهوش شود. در جراحی پلک فوقانی ابتدا برشی موازی چین های طبیعی پلک ایجاد می شود. از طریق این برش پزشک یک بخش هلالی شکل از پوست و عضلات زیر پوستی و تقریباً تمام چربی اضافه را بر می دارد. در صورتی که افتادگی پلک نیز وجود داشته باشد در همین مرحله با استفاده از بخیه های قابل جذب ترمیم می شود. سپس محل برش با بخیه های ظریف بسته می شود. در جراحی پلک تحتانی نیز برش در پایین مژه ها به موازات چین های طبیعی پلک ایجاد می شود. چربی اضافه برداشته می شود و در صورتی که پوست اضافه نیز وجود داشته باشدیک برش هلالی نازک از پوست هم برداشته می شود و محل برش با بخیه های ظریف دوخته می شود. در جراحی از طریق ملتحمه، برش در پشت پلک (از سمت داخل پلک) ایجاد می شود و چربی اضافه از همین محل خارج می شود. سپس محل برش با بخیه های قابل جذب ترمیم می شود.
بعد از جراحی
عوارض خفیف پس از عمل عبارتند از: دوبینی یا تاری دید گذرا، تورم پلک، عدم تقارن محل برش در دو طرف، جوش های سفید کوچک در محل بخیه ها. این عوارض گذرا هستند و پس از چند هفته کم کم برطرف می شوند. پس از جراحی در برخی از افراد به خصوص در موقع خواب پلک ها کاملاً بسته نمی شوند. این حالت خفیف است و پس از چند هفته به تدریج بهتر می شود. استفاده از قطره اشک مصنوعی و پمادهای مرطوب کننده در موقع خواب به کنترل این حالت کمک می کند اما اگر این حالت شدید باشد و به باز ماندن روی قرنیه به مدت زیاد منجر شود می تواند باعث ایجاد خراش یا زخم قرنیه شود که عوارض جدی بینایی را به دنبال دارد و باید با جراحی مجدد اصلاح گردد. وجود برخی از بیماری های زمینه ای احتمال بروز عوارض جراحی را بیشتر می کند. بیماری های مثل پرکاری تیروئید یا بیماری تیروئیدی چشم، خشکی چشم، بیماری های قلبی، فشار خون و دیابت می تواند خطر جراحی را افزایش دهد. همچنین سابقه پارگی پرده شبکیه یا آب سیاه (گلوکوم) نیز می تواند باعث افزایش خطر جراحی شود. محل برش تا 6 ماه ته رنگ صورتی دارد و پس از این مدت کم کم به صورت یک خط ظریف سفید در می آید و محو می شود.
دكتر شيرين ميرزازاده
امروزه در ايران، مانند بسياري كشورها، جراحيهاي زيبايي طرفداران فراواني پيدا كرده است. افراد حق طبيعي خود ميدانند كه ظاهر زيباتري داشته باشند و بنابراين روزبهروز بيشتر به جراحيهايي كه ديگر جنبة درماني ندارند رو ميآورند. در ميان تمام اعضاي بدن، صورت برجستهترين جزء است و چشمها بنا به جايگاه خاصي كه در صورت دارد و نيز نقشي كه در برقراري ارتباطات ميانفردي ايفا ميكند، مورد توجه است. بهعلاوه، علائم پيري در اطراف چشم شامل چروكهاي اطراف، شلشدن و افتادگي پوست پلك و عضلات آن و نيز آويزان شدن چربيهايي كه در پشت پلك قرار گرفتهاند در حاشية چشم بيشتر خودشان را نشان ميدهند. با افزايش سن، پوست پلكها چروك و شل ميشود، كيسههاي پفآلودي در آنها ايجاد ميشود و فرد سالمند بهنظر ميرسد. بنابراين با اصلاح اين تغييرات ميتوان تاحدودي ظاهر فرد را جوانتر كرد. فرد اعتمادبهنفس بيشتري خواهد يافت و در روابط اجتماعياش موفقتر خواهد بود. اما منظور از جراحي زيبايي چشم چيست؟ تا چه اندازه ميتوان انتظار داشت كه اين جراحيها فرد را جوانتر ميكند، و با چه خطراتي همراه است؟ دكتر آزاده فرحي، متخصص چشم و فوقتخصص جراحي پلاستيك پلك و انحرافات چشم در بيمارستان فوقتخصصي چشم پزشكي نور، در گفتوگويي به شرح چگونگي انجام جراحيهاي زيبايي چشم و جايگاه آنها، عوارض احتمالي اينگونه عملهاي جراحي و شرايط داوطلبان آن ميپردازد.
ادامه مطلب...
تمایل به جراحی های زیبایی مدت زیادی نیست که مردم اکثر کشورهای دنیا را مشغول به خود کرده است.یکی از اصلی ترین انواع جراحی های زیبایی،جراحی فک ها ست که در حیطه کاری جراحان دهان و فک و صورت
قرار می گیرد.درباره جراحیهای زیبایی فک پای صحبت دکتر حسین بهنیا نشستیم. پروفسور حسین بهنیا،متخصص جراحی دهان و فک و صورت از آلمان، مدیر گروه و استاد بخش جراحی دهان و فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی و عضو آکادمی جراحان آمریکا هستند که دهها مقاله علمی از ایشان در ژورنالهای معتبر خارجی به چاپ رسیده و حتی در کتب مرجع، رشته جراحی فک و صورت نیز مورد استناد قرار گرفته است.
معيارهاي زيبايي
اقوام و ملل مختلف براي خود معيارهاي متفاوت و حتي متناقضي براي زيبايي دارند.اما يك نكته مشترك در تمام اين اقوام و كشورها بحث تناسب و هارموني ست كه برمبناي عقايد همان قوم و نژاد تعيين مي شود.
مثلاَ در نژاد آفريقايي هر دو فك بيرون زده و جلو آمده است كه از نظر مردم بسياري از كشورها نازيبا ست اما در ميان خود آفريقايي ها زيبا و متناسب تلقي ميشود.
بنابراين اجزاي صورت و بدن تعيين كننده زيبايي با توجه به معيارهاي قومي و نژادي ست.در نتيجه در صورت بايد تمام اجزا را باهم درنظر بگيريم.اينكه بياييم و روي يك جزء صورت دست بگذاريم و فكر كنيم با دستكاري آن صورت ما زيباتر ميشود طرز فكر اشتباهي ست.
براي تعيين تناسب چهره بايد تمام اجزا آن از قبيل موها،پيشاني،ابروها و … بررسي شوند كه فك بالا،پايين و دندانها هم از جمله همين اجزا هستند. بعضي اوقات افراد فكر ميكنند اگر تغييري در فكشان داده شود چهره شان زيباتر ميشود درصورتي كه شايد اصلاَ فكها مشكلي نداشته باشند و ناهنجاري مربوط به قسمت ديگري از صورت باشد.
ناهنجاريهاي فكاز مشكلات شكلي فك با عنوان ناهنجاريهاي فك ياد ميشود.اين ناهنجاريها مي توانند مادرزادي باشند يعني مشكل فك بصورت ژنتيكي به بيمار ارث رسيده باشد.گروه ديگر ناهنجاريهاي اكتسابي هستند، مثل مكيدن انگشت در دوران كودكي يا ضربه خوردن به فك در دوران كودكي و نوزادي كه ممكن است باعث بروز ناهنجاريهاي شديدي در فكها شود. بطور كلي ناهنجاريهاي فك يا عقب ماندگي رشدي هستند يا زيادي رشد؛ممكن است ناهنجاري زيادي رشد يا عقب ماندگي رشد فقط در يك فك ديده شود يا اينكه هر دو فك جلو زده يا كوچك باشند.حتي امكان دارد يك فك بيش از حد طبيعي رشد كرده باشد و يك فك كمتر از حد!عقب ماندگي رشد فك
در عقب ماندگي رشد فك يكي از اصلي ترين عوامل ايجادكننده، ضربه به فك و به مراكز رشدي فك در هنگام كودكي است.اين حالت معمولاَدر فك پايين اتفاق ميافتد و در نتيجه فك پايين عقب بوده و كوچك ميماند.قبلاَ اعتقاد براين بود كه براي درمان بايد تا سن 18 سالگي صبر كرد ولي امروزه اصل بر اين است كه به محض كشف مشكل بايد مداخله پزشكي انجام شود و ديگر نيازي نيست كه تا سنين بالا صبر كنيم.ما مي توانيم مشكل عقب ماندگي رشد فك را با يا بدون جراحي در همان دوران كودكي درمان كنيم.
در درمان غيرجراحي از پلاكهاي تحريك كننده رشد فك كه توسط متخصص ارتودونسي تجويز مي شود استفاده مي كنيم.در درمان جراحي هم در دوران كودكي مي توان دستگاههاي كشش دهنده استخوان را داخل فك كار گذاشت تا با ايجاد كشش بصورت تدريجي عقب ماندگي رشد فك جبران شود. گاهي اوقات مجبوريم نوزاد تازه متولد با عقب ماندگي شديد فك را بلافاصله جراحي كنيم چون در غير اينصورت نوزاد بهدليل عقب ماندن فك دچار خفگي مي شود. زيادي رشد فك
اين مشكل هم در فك بالا و هم در فك پايين وجود دارد ولي اغلب در فك پايين ديده مي شود.در اين مورد برخلاف عقب ماندگي رشد فك بايد تا سن 18 سالگي براي آقايان و كمي زودتر از 18 سالگي براي خانمها صبر كنيم.علت، ادامه رشد فك تا اين سنين است.اگر اين ناهنجاري زودتر از 18 سالگي جراحي شود بهدليل باقي ماندن مقداري از رشد،فك مجدداَ به وضعيت اول خود برميگردد.
تجويز جراحيبراي اينكه جراحي فك تجويز شود اول بايد عامل ايجاد كننده ناهنجاري مشخص شود.چون شايد اصلاَ مشكل از فك نباشد.سپس تناسب اجزاي صورت و وضعيت ناهنجاري فكي در كل صورت مد نظر قرار مي گيرد.در اينجا ما معمولاَ از روشهايي مثل راديوگرافي،عكس از چهره يا تهيه مدلهاي گچي از فكين براي بررسي بهتر ناهنجاري استفاده مي كنيم.به اين ترتيب ما متوجه مي شويم كه آيا اصلاَ ناهنجاري فكي وجود دارد يا خير و اگر وجود دارد چه عاملي آنرا ايجاد كرده و چطور بايد آنرا با توجه به ساير اجزاي صورت تصحيح كرد.
درمان تيمي
جراحي فك اغلب يك كار تيمي ست كه با همكاري جراح دهان و فك و صورت و متخصص ارتودونسي انجام مي شود.هر دو اينها رشته هاي تخصصي دندانپزشكي هستند چراكه دندانها در اين جراحي نقش بسيار مهمي دارند.
براي انجام يك درمان ايدهآل بايد روابط فكي و دنداني بيمار تصحيح و تثبيت شود كه اين در حيطه كاري رشته هاي دندانپزشكي ست.معمولاَ بيمار قبل از جراحي توسط ارتودونتيست تحت درمان قرار ميگيرد تا قوسهاي دنداني و خود دندانها وضعيت ايدهال براي جراحي را بدست آورند و پس از آن جراحي انجام شود.
بعد از تشخيص دقيق ناهنجاري و طراحي درمان جراحي،معمولاَ ترجيح مي دهيم تا از يكي دو سال قبل از عمل، درمان ارتودونسي براي جراحي آغاز شود تا وقتي بيمار به سن 18 سالگي رسيد بلافاصله جراحي انجام شود و براي بيمار زماني از دست نرود و ناهنجاري هرچه زودتر برطرف شود.
ريكاوري
بيمار بعد از عمل يك شب در بيمارستان است و روز بعد مرخص مي شود.ما معمولاَ بيشتر از يك شب اين قبيل بيماران را در بيمارستان نگه نمي داريم مگر بيمار شرايط پزشكي ويژه اي داشته باشد.بيمار بلافاصله مي تواند وارد زندگي اجتماعي شده و حتي سر كار برود.بعد از جراحي مقداري تورم در صورت ايجاد مي شود كه كاملاَ طبيعي ست.اين 4-3 روز الي يك هفته بعد از جراحي وجود دارد و به مرور برطرف مي شود.خون مردگي و كبودي معمولاَ ديده نمي شود مگر در افراد مسن تر.
خط برش جراحي
يكي از سؤالات رايج بيماران درباره محل جراحي و باقي ماندن رد جراحي روي صورت است.امروزه تمامي جراحي هاي تصحيح ناهنجاريهاي فك از داخل دهان انجام ميشود.بنابراين روي صورت هيچگونه اثري بهجاي نميماند و نگراني بيماران در اين زمينه بيمورد است.
دهان بسته،دهان باز
برای جوش خوردن استخوان بعد از جراحی، یا دهان با سیم بسته می شود و فرد تقریباَ نمیتواند دهان را باز کند، یا اینکه با پیچ و پلاکهای خاصی قطعات استخوانی در داخل فک ثابت مي شوند و دهان بیمار کاملاَ باز میشود.این دو روش هیچ ارجحیتی بههم ندارند و بهکار بردن آنها بیشتر سلیقه ای ست.البته در شرایط خاصی بهتر است دهان با سیم بسته شود اما بطور کلی امروزه بعد از اکثر جراحیها از روش تثبیت با پیچ و پلاک استفاده میشود و بیمار می تواند دهان خود را باز کند.کلاَ جوش خوردن استخوان یک ماه و نیم طول میکشد اما پیچ و پلاکها آنقدر مقاومت دارند که بیمار قبل از جوش خوردن کامل استخوان بتواند رژیم غذایی عادی داشته باشد. یک نکته جالب درباره روش بستن دهان اینکه خیلی از بیماران بعد از جراحی و بهکار بردن این روش مقداری وزن کم می کنند و بابت این قضیه حتی خوشحال هم هستند.گرچه هدف ما لاغر کردن بیمار نیست اما بعضاَ در روش دهان بسته این اتفاق می افتد.در واقع برای افراد پرخور شاید این فرصتی باشد تا به کم خوردن عادت کنند.
مراقبتهاي بعد از جراحي
بيماري كه تحت عمل جراحي فك قرار گرفته باید مراقب باشد تا ضربه ای به فک وارد نشود چون می تواند باعث جابجایی استخوانها شده یا ابزارهای نگهدارنده داخل فک را شل کند.بیماران بهتر است از مسافرتهای طولانی پرهیز کنند و در خودرو باید حتما کمربند ایمنی را ببندند. بهتر است این بیماران تا مدتی از ورزشهای سنگین خودداری کنند.رعایت بهداشت برای این بیماران بسیار مهم و واجب است.این افراد از روز بعد از عمل باید مسواک بزنند و دهان خود را با دهانشویه شستشو بدهند.
مدت زمان بسته ماندن دهان و رژیم غذایی
بیمارانی که دهانشان باید با سیم بسته بماند قبلاَ باید تا 6 هفته در این وضعیت می ماندند اما در حال حاضر تا 3 هفته هم می توان این زمان را تقلیل داد.3-2 هفته دهان با سیم بسته می شود و بعد از این مدت سیم باز شده و بجای آن دهان با کش بسته می شود.در واقع در 2 هفته اول دهان مطلقاَ باز نمی شود، اما بعد از جایگزینی سیم با کش، دهان بیشتر از حالت قبل باز می شود.در مجموع حدود یک ماه و نیم طول می كشيد تا بیمار از دست سیم و کش راحت شود. کسانی که فکشان با سیم بسته شده باید بیشتر مایعات و غذاهای صاف شده (مثل سوپ بدون ملاط)استفاده کنند.در واقع در مدت دو هفتهای که دهان اصلاَ نباید باز شود بیمار نباید از غذاهایی که نیاز به جویدن دارند استفاده کند.بعد از برداشتن سیم و گذاشتن کش بیمار می تواند رژیم غذایی خیلی نرمی داشته باشد مثل سوپی که نیاز به جویدن زیاد نداشته باشد.بعد از یک ماه بیمار می تواند از غذاهای جویدنی استفاده کند.رژیم غذایی این بیماران باید حتماَ به گونهای باشد که مواد غذایی مورد نیاز را دریافت کنند. کسانی که دهانشان باز می شود باید از غذاهای شل استفاده کنند یعنی غذاهایی که نیاز به جویدن شدید ندارند مثل سوپ،پوره،نان نرم،برنج و خورشت نرم که مواد سخت و سفت نداشته باشند.اما بعد از 4-3 هفته می توانند رژیم غذایی عادی داشته باشند.
ارتودونسی بعد از جراحی
بیمار بعد از اتمام جراحی باید تحت کنترل جراح و ارتودونتیست باقی بماند.یکی از مشکلات بعد از جراحی های تصحیحی فک، تمایل عضلات فک برای برگشت به حالت قبل از جراحی ست.عضلات بهخاطر عادت قصد دارند به وضعیت قبلی برگردند و طبعاَ کشش آنها می تواند فک را هم به وضعیت قبل از جراحی برگردانده و باعث شکست جراحی شود.باید با این کشش عضلانی مقابله شود که از طریق استفاده از دستگاههای ارتودونسی این کار صورت میگیرد. ارتودونسی بعد از جراحی در واقع مرحله نهایی درمان است که تغییرات جزیی در وضعیت دندانها اعمال می شود و بعد از 3-2 ماه دستگاههای ثابت از داخل دهان برداشته شده و پلاکهای متحرک برای تثبیت وضعیت دندانها در مرحله نگهدارنده به بیمار داده می شود.
عوارض جراحی های زیبایی و تصحیحی فک
بهطور کلی هر جراحی می تواند عارضه داشته باشد.مهمترین عارضه در این جراحی ها اختلال در حس لبهاست که می تواند بعد از عمل جراحی پیش بیاید و معمولاَ ظرف چند هفته بهتدریج برطرف می شوند.در شرایط نادر که آسیب جدی به عصب وارد شده باشد اختلال در حس برای مدت طولانی تری باقی می ماند.اگر عارضه خیلی شدید باشد ممکن است حس لبها اصلاَ برنگردد ولی این عارضه چندان مسأله جدی نیست و جای نگرانی وجود ندارد.اگر هم حس لبها برنگشت بیمار خیلی زود به آن عادت می کند.
جراحی های مکمل
همانطور که اشاره شد در این قبیل جراحیها باید تمام اجزای صورت را در نظر گرفت.گاهی اوقات یک بینی به ظاهر بزرگ است اما علت آن بزرگی بینی نیست بلکه کوچکی فک بالا ست.گاهی اوقات بعد از جراحی فک دیگر بینی هم در صورت بیمار متناسب بهنظر نمیرسد و بهتر است جراحی شود. یک اشتباه بسیار بزرگ عمل زیبایی بینی قبل از جراحی فک است.در خیلی از این موارد وقتی فک (بخصوص فک بالا)بعد از بینی جراحی شود بینی جراحی شده زیبایی و تناسب خود را از دست داده و حتی زشت و ناخوشایند بهنظر می رسد.
بنابراین اگر قرار است بیمار هم تحت عمل جراحی فک قرار گیرد و هم بینی جراحی شود،بهعنوان یک اصل اول فک باید جراحی شود و بعد از آن بینی. گاهی اوقات گونه های بیمار نیز نیاز به تصحیح دارند بهخصوص بعد از جراحی فک.معمولاَ این مسأله از قبل برنامهریزی می شود و در صورت نیاز اغلب بیمار بصورت همزمان و در یک جراحی گونه ها نیز بهمراه فک ها تصحیح می شوند.
بعضی اوقات چانه بیمار نیز کوچک بوده و احتیاج به عمل دارد.ما دو نوع جراحی برای چانه داریم.یکی استفاده از پروتز و دیگری بریدن استخوان چانه و تغییر موقعیت آن است.روش دوم روش علمی تر و بهتری ست چون پروتزهای ناحیه چانه بعد از مدتی بدلیل فشار شدید عضلات این ناحیه جابجا میشوند و حتی ممکن است کاملاَ از آنجا خارج شوند.در بریدن استخوان چانه نتیجه زیباتر و قابل پیش بینی تر است. .ideallifemag.com
با توجه به آمار بالاي سزارين كه در صورت عدم كنترل ممكن است هيچ مورد حاملگي با زايمان طبيعي خاتمه نپذيرد . يكي از عوامل كنترل كارشناس ناظر بيمارستاني است . با توجه به نقش بارز و مهمش ، بايد از اطلاعات كافي و دقيق برخوردار باشد، تا در تشخيص انديكاسيون علمي سزارين ها تبحر يابد و اشتباهاتش به حداقل برسد. انديكاسيونهاي سزارين مي تواند به جهت حفظ سلامت و حيات مادر ، جنين و يا هر دو باشد .
از انديكالسيونهاي علمي سزارين مي توان به مواردي اشاره كرده از جمله :
- اختلالات بند ناف ، براي حفظ سلامت جنين .
- جفت سرراهي ، حفظ سلامت مادر و جنين .
- نمايش هاي غير طبيعي جنين .
- سزارين تكراري .
- تومورهايي كه سرو يكس را مسدود كرده است .
- بيماريهاي زمينه اي مادر از جمله ديابت حاملگي .
- عدم پيشرفت كه با توجه به سيرليبر و مراحل زايماني بايد آن را تائيد كرد.
- دكلمان جفت جهت حفظ سلامت جنين و حتي مادر .
- دسترس جنين ، براي حفظ سلامت جنين اليگوهيدروآمينوس و پلي هيدروآمينوس
- سابقه اعمال جراحي روي رحم و واژن
- ديسك بين مهره اي حتي در ريسك بين مهره گرديي . توصيه به c/s مي شود.
- ناهنجاريهاي جنيني
مقدمه :
از آنجايي كه كارشناسان ناظر بيمارستان به عنوان ناظر مستقيم بر درمان بيماران بيمه شده مي باشند ، بايد اطلاعات كافي در خصوص مسائل درماني داشته باشند تا بتوانند بر حسن اجراي مفاد قراردادهاي ارائه خدمات درماني به بيمه شدگان تحت پوشش نظارت دقيق و صحيح داشته باشند . نظارت دقيق بايد با ديد گسترده و در نظر گرفتن استانداردهاي معتبر علمي صورت گيرد .
يكي از مسائلي كه در حال حاضر كه بايد با حساسيت ويژه مد نظر كارشناس بيمارستان قرار گيرد توجه به انديكاسيونهاي سزارين است .
طبق آمار 1379
35% از كل زايمانها به صورت C/S ( در شهر 42% و در روستا 5/22% ) و طبق آمار دانشگاهها 60 % در مراكز خصوصي و 35% در مراكز دولتي مي باشد.
طبق گزارش WHO 15-5% ختم حاملگي ها بايد با C/S باشد . انجام C/S لازم صرفاً با انديكاسيونهاي كلاسيك نظرات كارشناسي علمي انجمن متخصصين زنان و زايمان ارائه شده و با ذكر جزئيات در پرونده ، توسط پزشك انجام پذيرد .
سزارين نقش مهمي در كاهش مرگ و مير و عوارض ناشي از زايمان در مادر و جنين داشته است در ابتدا سزارين براي نجات جان مادر انجام مي شده ولي امروزه براي حفظ سلامت جنين و حياتش به طور افزاينده اي مورد استفاده است . مسئله نگران كننده در مامايي مدرن ميزان بالاي C/S علاوه بر صرف هزينه بالا در سيستم مراقبتهاي سلامتي عوارض بيهوشي و جراحي را در مادر به دنبال دارد و اين مي طلبد كه با نظارت دقيق و هوشمند از C/S هاي بدون انديكاسيون ممانعت به عمل آوريم .
موارديكه ي تواند به تشخيص نظارتي صحيح در مورد انديكاسيون درماني سزارين كمك كند عبارتند :
1) توجه به شرح حال از طريق صحبت با بيمار و حتي المقدور با همراهيان ايشان
2) توجه به پرونده و مستندات پرونده از جمله شرح حال
شرح حال بيمار :
حضور بر بالين بيمار و جويا شدن حال او نه به صورت معرفي صريح كارشناس ، مي توان كمك بزرگي در تشخيص بگذارد . بيماران به طور معمول در برخورد اول ، به خصوص در بيمارستانهاي آموزشي انديشه و فكرشان به كارشناسي بيمه و تاييد يا عدم تاييد معطوف نمي گردد و معمولاً حقايق را مطرح و آشكار مي سازند. كه مي تواند زمينه ساز و روشن كننده ديدكارشناسي در بررسي پرونده باشد
پرونده بيمار
هر پرونده بايد شرح حال داشته باشد و اطلاعات بايد تا جاي ممكن كامل باشد.
پرونده باليني بايد شامل موارد زير باشد.
- اطلاعات عمومي درباره بيمار
- هدف مراجعه
- تاريخچه شكل فعلي و سابقه گذشته پزشكي
- سابقه خانوادگي
- داروهاي مورد استفاده
- هر اطلاعاتي كه مي تواند در تصميمات درماني براي بيمار مفيد باشد (احمدي ، 1380)
در صورت ناقص بودن پرونده كارشناس مي تواند از پزشك معالج در مورد موارد مبهم توضيح بخواهد و درخواست كند تا در پرونده اطلاعات لازم درج گردد تا با توجه به مستندات پرونده اي كارشناسي صورت گيرد و جاي اعتراضي باقي نماند.
انديكاسيونهاي سزارين را مي توان به 3 دسته تقسيم كرد:
1- انديكاسيونهاي مادري
2- انديكاسيونهاي جنيني
3- انديكاسيونهاي مادر و جنين
كه در صورت وجود هر عامل براي حفظ جان و سلامت مادر و جنين لازم است اقدام به سزارين نموده كه هر كدام از عوامل مربوط در اين مقاله توضيح داده مي شوند.
انديكاسيونهاي سزارين
تغييرات ضربان قلب
افزايش يا افت ضربان قلب
تغييرات ضر بانات قلب جنين بيش از 160 در دقيقه را تاكيكاردي و كمتر از 120 در دقيقه را برادي كاردي گويند.
پاسخ سيستم قلب و عروق جنين به استرس نمايانگر يك رابطه پيچيده بين وضعيت بيداري ، تغييرات گازهاي خوني ، غلظت يون هيدروژن، رفلكس هاي ناشي از بارور سپتورها و گيرنده هاي شيميايي و سطوح هورمون ها مي باشد. در طي پاسخ جنين به هيپوكسمي، انقباض انتخابي عروق ، برون ده قلبي را به سمت مغز، قلب، جفت و غدد آدرنال منحرف مي كند. در صورت بروز انقباض منتشر عروق ، افزايش فشار خون با تحريك بارور سپتورها و عصب واگ، باعث براديكاردي مي شود. در صورت عدم شدت وعدم تداوم براديكاري، جنين نرمال قادر به تحمل آن است. اما در روند آسيفكسي، عليرغم بروز انقباض منتشر عروقي ، فشار خون بالا نمي رود و براديكاردي تدريجي و طولاني مدت است. اين حالت را افت ضربان تاخيري late decelaration گويند و اغلب خطرناك است.
قبل از شروع وضع حمل، با هر انقباض جفت از خون پر مي شود. در هنگام انقباض ، خروجي وريدهاي مادري بسته مي شود اما شريان هاي داراي ديواره ضخيم فقط كمي تنگ مي شوند. در هنگام شل شدن رحم، خون در وريدهاي مادري جريان مي يابد. بنابراين با هر انقباضي ، خون از درياچه هاي خوني جفت خارج نمي شود و در هنگام شل شدن رحم هم (مرحله اول) بيشتر كوتيلدون ها فاقد جريان خون هستند. بنابراين طولاني شدن انقباض (مثل تتاني رحم) باعث هيپوكسي جنين مي شود.
فشرده شدن آئورت و وريد اجوف، از علل شايع اختلال ضربان قلب جنين (FHR) در حين زايمان است (احمدي ، 1380)
افت زودرس ضربان قلب به صورت فرورفتگي هاي كم عمق و هم شكل كه نماي انقباضات رحمي را تقليد مي كنند. اين تغييرات معمولاً زماني كه دهانه رحم حدود CM 6-4 ديلاته شده است ديده
مي شود و از نظر پيامدي ، خوش خيم است.
افت دوره اي متغير ضربان به صورت خفيف – متوسط . علل دوره هاي افت متغير ضربان به تعداد كم و به تنهايي از اهميت باليني چنداني برخوردار نمي باشد. ولي دوره هاي مكرر و شديد سبب هيپوكسي، اسيدوز متابوليك و مرگ جنين مي شود.
علل دوره هاي مكرر و شديد افت، شامل پرولاپس بند ناف ، پيچيدن بند ناف به دور گردن، پارگي رحم ، كنده شدن جفت، افزايش تون رحم و تاكي سيستول مي باشد. اين عوامل مي تواند سبب افت هاي طولاني مدت شوند.
افت هاي متغير و طولاني شده ضربان كه علت ، تحت فشار قرار گرفتن بند ناف است. افت ديررس ضربان قلب كه بيانگر ناكافي بودن ميزان اكسيژن رساني رحمي – جفتي در طي انقباضات مي باشد. اگر كاهش اكسيژن خون جنين به كمتر از 18-15 برسد سبب انقباض بستر عروق روده ها و اندام ها و انتشار جريان خون به مغز، قلب و غدد فوق كليوي مي شود. در صورت تكرار افت دير رس ، پيروات و لاكتات توليد شده كه منجر به اسيدوزمتابوليك، آسفيكسي و احتمالاً مرگ جنين مي شود (كرمي و ستوده ، 1382)
اگر تعداد پايه ضربان قلب جنين كمتر از 110 ضربه در دقيقه باشد به آن برادي كاردي و اگر تعداد پايه ضربان قلب جنين بيشتر از 160 ضربه در دقيقه باشد به آن تاكي كاردي گويند. متوسط تعداد ضربان جنين، در طي 3 ماهه سوم ، بين 120 و 160 ضربه در دقيقه است. در مورد محدوده پايين طبيعي اين تعداد، در سطح بين المللي اختلاف نظر وجود دارد و برخي از محققان محدود پاييني را 110 ضربان در دقيقه پيشنهاد مي كنند از ديدگاه كاربردي تعداد ضربان قلب بين 100 و 119 ضربان در دقيقه به شرط فقدان ساير تغييرات ، معمولاً نشانه اي از وجود عامل مخاطره آميز در جنين در نظر گرفته نمي شود اين حد از تعداد اندك ضربان پايه قلب جنين و كه البته بالقوه طبيعي است) به اعمال فشار بر روي سر در موقعيتهاي اكسي پوت خلفي يا عرضي ، به خصوص در طي مرحله دوم ليبر، نسبت داده مي شود. در 2% از حاملگي هاي كه تحت پايش قرار گرفته اند ، چنين برادي كارديهاي خفيفي قابل مشاهده هستند و به طور متوسط حدود 50 دقيقه طول مي كشد.
تاكي كاردي، اكثر صاحبنظران تاكي كاردي خفيف را به صورت تعداد پايه ضربان قلب بين 161 و 180 ضربه در دقيقه و تاكي كاردي شديد را به صورت تعداد پايه مساوي يا بيش از 181 ضربه در دقيقه تعريف مي كنند ويژگي كليدي براي تشخيص مخاطره جنين در موارد تاكي كاردي ، افتهاي همزمان تعداد ضربان قلب مي باشد. (ويليامز، 1380)
جفت سرراهي PLACENTA PREUA
يك مورد از هر 200 حاملگي ( 4% در 5% موارد) به صورت جفت سرراهي گزارش شده است.
خونريزي قابل اعتماد ترين علامت جفت سرراهي است كه خونريزي بدون درد است و خون قرمز و روشن است كه خونريزي براي اولين بار در اواخر سه ماهه دوم يا اوايل سه ماهه سوم ايجاد مي شود ولي خونريزي اصلاً شديد نيست در حملات بعدي خونريزي شديد تر شده تشخيص آن با سونوگرافي واژينال 100% ارزش تشخيص دارد ولي سونوگرافي ابدومينال 7-2% منفي كاذب دارد.
درمان در موارد خونريزي شديد حتي هفته 37 بايد به حاملگي به صورت فوري ختم داد ولي در مواردي كه بيمار خونريزي شديد ندارد و يا حاملگي آنها به ترم نرسيده، فرصت مي دهيم كه تا جنين MATURE شود و يا جفت MIGNATION شود.
موارديكه با وجود جفت سر راهي مي توان زايمان واژينال انجام داد شامل :
1- مرده زايي .
2- مالفورماسيون هاي عمده جنيني .
3- جنيني كه قابليت حيات ندارد.
4- زايمان فعال همراه با انگلاژمان سرجنين .
5- ترديد در خصوص درجه جفت سرراهي، حتي در اين مورد تلاش طولاني براي زايمان واژينال عاقلانه نمي باشد (كرمي و ستوده منش ، 1382)
تقريباً همه بيماراني كه جفت سرراهي كامل دارند و اغلب بيماران مبتلا به انواع ناكامل ، وضع حمل به طريق C/S در مقايسه با وضع حمل واژينال خطر كمتري دارد.
دكولمان جفت PLACENT ABRUPTION
دكولمان جفت يعني جدا شدن زودرس جفتي كه به طور طبيعي كاشته شده و اغلب در سه ماهه سوم رخ مي دهد. در دكولمان جفت ناشي از تروما، كندگي مي تواند پيشرفت كند كه در صورت ديسترس ناگهاني جنين يا از دست رفتن تون قلبي جنين ، سزارين الزامي مي باشد (كرمي و ستوده 1382)
دكولمان جفت با درد شديد و ناگهاني همراه است. خونريزي ممكن است خفيف يا شديد باشد اصولاً خونريزي در سه ماهه سوم ايجاد مي شود وشيوع آن يك در هر 800 زايمان است.
خونريزي واژينال شايعترين علامت ، كه مقدار آن از يك لكه بيني تا خونريزي ماسيو متغير است انقباضات رحمي نيز شايع است كه خود را به صورت درد نشان مي دهد (وجه افتراق با جفت سرراهي)
درمان
در صورتي كه خونريزي وضعيت مادر را به خطر بيندازد پس از STABLE شدن وضعيت بيمار بايد به حاملگي ختم داد و در صورتي كه وضعيت مادر مخاطره آميز نيست ، نوع اقدام بستگي به وضعيت جنين دارد و چنانكه جنين دچار ديسترس شده باشد، بايد به حاملگي ختم داد و در صورتي كه جنين ديسترس نداشته باشد و ترم باشد، در صورت نياز بايد با INDUCTION به حاملگي ختم داد و در صورتي كه جنين ديسترس نداشته باشد و پره ترم باشد بايد مادر را تا زمان ترم تحت مراقبت قرارداد و در صورتي كه خونريزي زياد و يا ، ديسترس جنيني وجود داشته باشد ، C/S توصيه مي شود.
نمايش بريچ
جنين هاي ترم با نمايش بريچ را مي توان با احتياط و به طريقه واژينال زايمان كرد زيرا علاوه بر اينكه عوارض نوزادي در زايمان واژينال با C/S تفاوتي ندارد، عوارض مادري كه گروهي كه زايمان واژينال داشتند ، بسيار كمتر خواهد بود با اين وجود ممكن است در زايمان واژينال به خصوص مرحله دوم شكست داشته باشد، به خصوص بيماراني كه بيهوشي اپيدورال دارند به علاوه C/S بعد از شكست در اين افراد با مطلوبيت كمتري همراه است.
بهترين طريقه زايمان در جنين هاي كمتر از GR 1500 با نمايش بريچ C/S است و C/S براي جنين هاي GR 2500-1500 هيچ فرقي با زايمان واژينال ندارد.
به طور كلي در نمايش هاي غير سفاليك و غير طبيعي تا زماني كه مشكل براي مادر پيش نيايد يا پيشرفت زايمان متوقف نشود و عارضه اي جنين را در گير نكند (از جمله ديسترس جنين) زايمان طبيعي توصيه مي شود (كرمي و ستوده ، 1382)
عوارض زايمان با نمايش بديچ
در وضعيت بديچ مهمترين علل مرگ و مير پري ناتال و با وضع حمل واژينال مرتبط بوده و شامل موارد زير هستند.
1- آنوكسي ناشي از تاخير در وضع حمل .
2- آسيبهاي زايماني كه وخيم ترين آنها ، آسيب طناب نخاعي، پاره شدن كبد ، طحال و غدد آدرنال .
3- ناهنجاريهاي تكاملي كه در مقايسه با جنينها كه با پرزانتاسيون ورتكس به دنيا مي آيند ، ناهنجاريها 2 تا 3 برابر شايع ترند. (ويليامز، 1380)
ديابت حاملگي
در ديابت به طور ايده آل بايد زايمان نزديك ترم صورت گيرد . نسبت L/S خون را در 37 هفتگي اندازه مي گيريم اگر 2 يا بيشتر بود، زايمان در 38 هفته انجام مي شود. براي آنهايي كه سن حاملگي شان مطمئناً مشخص است (زايمان پس از 38 هفته كامل انجام مي شود تا اين زمان جنين در معرض خطر ، نيست و در رحم به رشد خود ادامه مي دهد و عارضه ديگري هم وجود ندارد (خصوصاً هيپرتانسيون مادر و هيدرآمينيوس شديد)
اگر هيپرتانسيون شديد ايجاد شد زايمان را حتي با L/S كمتر از 2 انجام مي دهيم. (ويليامز، 1380
تمام زنان ديابتي كه C/S مي شوند نياز بيشتري به پيشگيري از عفونت رحم توسط آنتي بيوتيك دارند.
فشار خون حاملگي
فشار دياستوبيك mmhg90 يا بالاتر و فشار سيستوليك HG MM 140 و بالاتر به عنوان هيپرتانسيون حاملگي محسوب مي شود. البته اگر در طي حاملگي mmhg 30 به فشار سيتوليك و MMHG 15 بر فشار دياستوكيك قبل از حاملگي افزوده شود، نيز فشار خون حاملگي تلقي مي شود.
اگر فشار سيستول بالا باشد فرد 50% شانس ابتلا به پراكلامپسي دارد و اگر فشار دياستوليك بالا باشد شانس بروز پراكلامپسي 30% و اگر هر دو بالا باشند اين احتمال به 65% مي رسد براي تاييد فشار خون بالا حداقل 2 بار و حداقل به فاصله 6 ساعت بايد فشار خون بالا تاييد شود.
پرتئينوري زماني تلقي مي شود كه آزمايش ادرار با فاصله 6 ساعت دفع پروتئين به ميدان MG 100 وجود داشته باشد يا در ادرار 24 ساعت MG 300 پروتئين وجود داشته باشد.
ادم در اندام تحتاني به ويژه در اواخر حاملگي طبيعي است ولي اگر دست و صورت و شكم باشد غير طبيعي است و اگر اين ادم پس از استراحت باقي بماند به نفع پراكلامپسي است.
براي ختم حاملگي در پراكلامپي و اكلامپسي چنانچه امكانات حمايت و مراقبت بيمار وجود داشته باشد و كنتر انديكاسيون ديگري وجود نداشته باشد زايمان مي تواند به طريق واژينال صورت گيرد. (ويليامز، 1380)
پره اكلامپسي به صورت سندرم HTN همراه با پروتئينوري وادم توصيف مي شود. پروتئينوري يك علامت ديررس پراكلامپسي است و نشانه ضايعه گلومرولي است.
موثرترين درمان پره اكلامپسي زايمان جنين و جفت است در مواردي كه بيمار هفته هاي آخر حاملگي خود را سپري كند و وضعيت سرويكس مناسب باشد بايد القاي زايمان صورت گيرد.
القا و انجام زايمان طبيعي تا زماني كه كنترانديكاسيون براي آن وجود نداشته باشد ارحج است تعيين يك زمان نهايي مثلاً 8 تا 12 ساعت پس از شروع با اكسي توسين، روش عاقلانه اي است چرا كه اگر تا اين زمان زايمان اتفاق نيفتد بايد اقدام به C/S كرد.
پلي هيدروآمينيوس و اليگوهيدرو آمينيوس
ميزان متوسط مايع آمينوتيك در هنگام ترم CC 800 است حجم و غلظت سديم در مايع آمينوتيك عليرغم بلعيده شدن توسط جنين و اضافه شدن ادرار جنين ، ثابت مي ماند.
اليگو هيدروآمينيوس هموراه نشانگر وجود اختلال است اما پلي هيدروآمينيوس مي تواند در حاملگي طبيعي نيز رخ دهد.
اصطلاح پلي هيدروآمينيوس به وجود مايع آمينوتيك بيش از CC 200 اطلاق مي شود اليگوهيدرآمينوس مي تواند باعث آترزي ريه شود.
PROM سد موعد
دراين حالت خطر بلوغ يا آنوماليهاي ناشي از تحت فشار قرار گرفتن جنين وجود ندارد بلكه عفونت مادر و نوزاد و جلوگيري از انجام سزارين مهمترين مسائل مي باشند اگر بلافاصله پس از PROM سر موعد در تمام بيماران القاي زايمان انجام شود، ميزان C/S افزايش مي يابد. از سوي ديگر انتظار نيز موجب افزايش ميزان عفونت مي شود.
در غلب زنان ترم (90%) زايمان به طور خود به خود در عرض 24 ساعت پس از PROM صورت مي گيرد بهتر است كه فرد به مدت كمتر از 12 تا 24 ساعت تحت نظر باشد و در صورتيكه زايمان شروع نشد، اكسي توسين شروع شود. اگر PROM در زمان ترم رخ داد، در صورتيكه بعد از 12 تا 24 ساعت، انقباضات زايماني وجود نداشته باشد القاء زايماني صورت گيرد.
سزارين تكراري
سزارين قبلي هميشه نمي تواند دليل سزارين در حاملگي بعدي شود. مواردي كه سزارين اوليه به دلايل زير باشد، ختم حاملگي بعد، حتماً بايد با C/S باشد.
1- C/S اوليه به دليل CPP بوده باشد.
2- زناني كه ممكن است زايماني طولاني و خسته كننده داشته باشند (مانند خانم هايي كه با پارگي پرده هاي جنين ، پرزانتاسيون بالا، سرويكس سفت و افاسمان نيافته ، به بيمارستان مي رسند)
3- خانم هايي كه سابقه عمل C/S كلاسيك يا ميومكتومي دارند.
4- زناني كه بعد از رسيدن سن قابل حيات جنين به درد مداوم در منطقه توش رحمي دچار مي شوند.
وجود عامل X مي تواند دليل C/S باشد.
5- فاكتور X مي تواند عوامل زير باشد .
1- خانم نخست زايي كه سنش بالا باشد.
2- سابقه نازايي
3- پرده هاي جنين پاره شده اما زايمان شروع نشده
4- ديابت
- انديكاسيونهاي زايمان واژينال به دنبال C/S قبلي
1- بيمار بايد موافق باشد
2- برش رحمي حتماً از نوعي عرضي پايين رحم باشد.
3- انديكاسيون C/S الزامي قبلي وجود نداشته باشد.
4- دوره پس از عمل خوش خيم باشد.
5- در حاملگي اخير عوارضي مثل ماكروزومي ، سوء وضعيت MAL POSITION ، چند قلويي وجود نداشته باشد.
بيماريهاي طبي مادر
چنانچه به وخامت گراييدن هر نوع عارضه طبي حاملگي ، بيمار يا جنين رادر معرض خطر قراردهد و تحريك زايمان ناكام بماند، وضع حمل از طريق C/S انديكاسيون دارد. پره اكلامپسي شديد ، اكلامپسي و ديابت نمونه هايي از اين عوارض هستند.
اعمال جراحي انجام شده روي رحم و واژن
بعد از ترميم ناهنجاريهاي رحمي توسط جراحي، ميومكتومي عميق و متعدد يا پيوند مجدد لوله هاي فالوپ كه به جدار رحم روي مي دهند، ترميم سيتوسل – ركتوسل و وجود سركلاژي كه از طريق شكم قرارداده شده است، از ديگر انديكاسيونهاي C/S است.
ناهنجاريهاي جنيني مثل هيدروسفالي ، استخوان سازي ناكامل مي تواند انديكاسيون C/S باشد.
CPD
عدم تناسب بدن ابعاد جنين و لگن مادر كه مي تواند به دليل ماكروزومي جنين يا ناهنجاريهاي لگن يا تومور باشد.
زايمان ديسقونكسيوني
تعداد فزاينده اي از اعمال C/S به واسطه عدم پيشرفت زايمان انجام مي شوند. بسياري از موارد عدم پيشرفت زايمان معلول عدم تناسب بين ابعاد لگن و اندازه جنين در نظر گرفته مي شوند با اين حال در تعداد قابل ملاحظه اي از بيماران عدم پيشرفت نتيجه زايمان ديسفونكسيوني است (احمدي ، 1380)
واژ CPD تقريباً به هر گونه زايمان واژينال نا موفق گويند كه اغلب زماني به كار برده مي شود كه پيشرفت زايماني كافي نبوده و اين ممكن است به دليل تجويز ناكافي اكسي توسين بوده و ارتباطي به بزرگي جنين يا كوچكي لگن مادر نداشته باشد.
شيوع زايمان سخت (ديستوشي)
زايمان سخت در زنان اول زا شايع تر از زنان چند زا است و مرحله اول زايمان شايعتر از مرحله دوم زايمان است و علت ديستوشي به انقباضات ضعيف رحمي و عدم تناسب لگن مادر و اندازه جنين نسبت داده شده است.
تست NST
در اين تست مادر را به مانيتورينگ وصل مي كنند و به محض حركت بچه دكمه را فشار مي دهند در صورتي كه در عرض 20 دقيقه 2 حركت بكند و در هر حركت ضربان قلب 15 تا افزايش مي يابد و 15 ثانيه طول مي كشد اين حالت را Reactive گويند ، اگر جنين حركت بكند ولي افزايش ضربان قلب نداشته باشد non reactive كه نشانگر زجر جنين است.
- در ريسك بين مهره گردني ، توصيه به c/s مي شود.
حاملگي پر خطر
حاملگي پر خطر به بار داري اطلاق مي شود كه در آن مادر ، جنين، يا نوزاد ، قبل يا بعد از زايمان ، در معرض خطر قرار داشته باشند. عوارض مختلفي مي توانند بر روي حاملگي پرخطر موثر باشند از جمله سوء تغذيه ، عدم مراقبت كافي در دوره بارداري (پري ناتال) ، حاملگي ناخواسته، اختلالات ژنتيكي و بيماريهاي زمينه اي مادر يا جنين ، اختلالات مامايي كه مادر و جنين را در معرض خطر قرار مي دهند عبارتند از: پره اكلامپسي ، اكلامپسي ، دكولمان جفت ، نارس بودن جنين ، نوزاد SGA و ساير اختلالات
سن مادر 20 تا 29 سال در معرض كمترين خطر قرار دارند.
سن مادر بالاي 35 سال و زير 20 سال در معرض خطر قرار دارند.
اختلالات بند ناف
1) اتصال VELAMENTOUS
در اين حالت ، عروق نافي قبل از رسيدن به صفحه كوريوني از يكديگر جدا شده و درون غشاهاي جنيني حركت مي كنند وقتي اين عروق به جنين مي رسد VASOPREVIA ممكن است هنگام زايمان پاره شده و حتي باعث مرگ جنين شوند. اتصال و لامنتوس در يك درصد جفتها ديده مي شود و 20 تا 25% جنين ها در اين حالت دچار نقايص ساختماني مي شوند.
- كوتاه بودن بند ناف باعث دكولمان جفت مي شود.
- بلند بودن بند ناف باعث پيچيده شدن دور گردن و TORSION مي شود (پناهي و نعيمي، 1376)
2) پرولاپس بند ناف
پرولاپس بند ناف يكي از اورژانس هاي مهم مامايي است د راين عارضه خونرساني به جنين مختل مي شود بند ناف ممكن است بين سر جنين و سرويكس يا ديواره لگن گير كرده و عروقش فشرده شود و يا در داخل يا خارج از واژن قرار گرفته و به علت سر بودن اين نواحي عروقش به شدت منقبض شده و خونرساني به جنين را مختل كند
در اختلالات بند ناف سزارين درمان انتخابي مي باشد به شرطي كه فعاليت قلبي جنين وجود داشته باشد (كرمي و ستوده ، 1382)
عوامل مستعد كننده پرولاپس بند ناف
1- پره ماچوريتي
2- نمايش غير طبيعي
3- هيدروآمينوس
4- چند قلويي
5- عضو نمايش انگاژه شده
6- عدم تناسب جنين با مادر
7- انجام بعضي مانورها براي تسهيل زايمان
پرولاپس بند ناف : پايين افتادن بند ناف به دورسگمان تحتاني رحم اطلاق مي شود. پرولاپس بند ناف ، به دليل فشرده شدن متناوب جريان خون و هيپوكسي جنين حاصل از آن باعث ميزان قابل توجهي عوارض مرگ و مير حوالي تولد مي گردد.
هر عاملي كه مانع تماس مناسب عضو پرزانته با سرويكس شود، پرولاپس بند ناف را تحريك مي كند علل شايع عبارتند : نارس بودن (كمتر از 34 هفته) ، پرزانتاسيون غيرطبيعي (بريچ، پيشاني) پوزسيون اكسيپوت خلفي ، تومورهاي لگن ، جفت سرراهي ، جفت پايين LOW-LYING ، عدم تناسب سرجنين با لگن مادر، هيدرآمينيوس ،چند قلويي ، پارگي زودرس پرده ها قبل از انگلاژمان. (احمدي ، 1380)
3) پيچ خوردن بند ناف به دور گردن
چرخش بند ناف به دور جنين مي تواند باعث افزايش طول آن شود. در 21% موارد يك حلقه در 5/2% موارد دو حلقه و در 2% موارد 3 حلقه بند ناف دور گردن نوزاد هنگام زايمان وجود دارد. وجود حلقه هاي منفرد يا متعدد بند ناف دور گردن بر اساس مطالعات مختلف باعث عوارض يا مرگ و مير نمي شود. در يك مطالعه گزارش شده كه طول زياد بند ناف مي تواند از فاكتورهاي مهم مرده زايي باشد (احمدي ، 1380)
در اختلالات بند ناف سزارين درمان انتخابي مي باشد به شرطي كه فعاليت قلبي جنين وجود داشته باشد (كرمي و ستوده ، 1382)
اندازه طبيعي بند ناف
زجر جنين
زجر جنين مي تواند به دو صورت مزمن و حاد باشد.
زجر جنين به صورت مزمن در دوره پره ناتال تظاهر مي كند و فاكتورهايي در بروز زجر جنين مزمن دخالت دارند، از جمله سن زياد مادر – بيماري مادر مثل هيپرتانسيون
سابقه حوادث مامايي در حاملگي هاي قبل مثل سابقه عدم رشد كافي جنين ، بيماري هاي ژنتيك
زجر جنين حاد جنين در دوره پره تال مشكلي ندارد و هنگام زايمان به طور ناگهاني دچار زجر مي شود كه از عوامل موثر بر آن
1- دفع مكونيوم
2- تغييرات ضربان قلب بيش از 160 يا كمتر از 120 در دقيقه
3- اسيدوز ، PH كمتر از 20/7 به عنوان اسيدوز محسوب مي شود. در صورتي كه PH به كمتر از 15/7 برسد، اقدام اورژانسي جهت C/S بايد صورت گيرد.
ارزيابي الكترونيكي جنين تشخيص ديسترس جنين را آسان كرده است.
البته عدم صحت جواب آزمايش (موارد مثبت كاذب باعث افزايش C/S شده است.
مراحل زايمان
زايمان 2 مرحله دارد :
مرحله اول شامل سه فاز
1- شتاب دهنده
2- فعال
3- كند شونده
- فاز شتاب دهنده كه فاز فعال زايمان شروع مي شود.
اگر زايمان به طور مناسبي پيشرفت كند هيچ مداخله درماني به جز فراهم كردن آرامش بيمار و تشويق او لازم نيست در غير اين صورت درمان فوري ضروري است.
انقباضات رحمي غير مؤثر – افزايش اسيدوز در ميومتر – ضعيف شدن انقباضات رحمي در صورت احتمال خطر سلامت مادر يا بچه بايد C/S صورت گيرد (كرمي ، 1382)
الف : فاز اول زايمان LATENT PHASE حدود 8 ساعت انقباضات رحمي نامنظم و با قدرت كم كه سبب نرم شدن سرويكس و ديلاتاسيون تا 2 ساعت مي شود. حداكثر آن در مولتي پار 14 است و در پرايمي پار 20 ساعت است.
ب: فاز فعال Active phase حدود 6 ساعت كه خود 3 فاز دارد.
1- Accelaration سبب ديلاتانسيون تا 4 سانت مي شود.
2- maximum slope ديلاتانسيون از 4 ساعت به 8 سانت مي رسد.
3- deceleration ديلا تاسيون از 8 سانت به 10 سانت مي رسد.
كلاً انقباضات در فاز اكتيو منظم و قوي است (3 انقباض در هر ده دقيقه هر كدام 90 – 45 ثانيه) طولاني شدن مرحله latent تاثيري در مورتاليتي و موربيدتي جنين ندارد.
مرحله دوم
حدود 2 ساعت در زنان مولتي پار معمولاً 20 دقيقه و در پرايمي بار 50 دقيقه است توقف در حين فاز فعال زايماني موجب نگراني مي باشد، زيرا ممكن است اين پيشامد مبين عدم تناسب ابعاد جنين و لگن در زنان پريمي گراويد باشد. در صورتي كه انقضباضات نامنظم و ديلاتاسيون پيشرونده گردن رحم متوقف گردد بنا به تشخيص پزشك بايد اكسي توسين تجويز و در صورت عدم جواب، C/S ضرورت پيدا مي كند.
تقريباً هميشه بايد طي 6-4 ساعت بعد از تحريك با اكسي توسين ، تصميم به انجام C/S گرفت در طي اين مدت ممكن است وضع حمل صورت نگيرد ولي پزشك مي تواند به طور منطقي امكان وقوع آن را تعيين كند (پناهي، 1376).
در زمان تجويز اكسي توسين در موارد high risk بايد مونيتورينگ الكترونيك و اندازه گيري مستقيم انقباضات رحمي صورت گيرد.
نتيجه گيري :
آنچه از مطالب ارائه شده در رابطه با انديكاسيون سزارين نتيجه مي شود ، اينكه با توجه به نقش كليدي كارشناس ناظر بيمارستان در تاييد يا عدم تاييد پرونده هاي سزارين ، هر كارشناس بايد بكوشد كه با افزايش اطلاعاتش و استناد به منابع علمي و ديدگاه كارشناسي ، بتواند با موارد سزارين غير ضروري و غير علمي مقابله كند كه علاوه بر جلوگيري از تحميل هزينه هاي گزاف به سازمان مي تواند گامي در جهت حفظ سلامت جامعه بردارد . در صورتيكه كارشناس ناظر از يك پشتوانه علمي برخوردار باشد ، به طور مسلم در جامعه طرف قرارداد درماني جايگاه بهتري براي سازمان و خود كسب مي كند .
منابع :
- احمدي ، كامران : 1380، زنان و مامايي، تهران
- پناهي ، محمد و محمد حسن نعيمي : 1376 ، زنان ومامايي ، تهران : طيب
- كانينگهم ، كنت، لونوگيلسترپ وسترم هوث1380: بارداري و زايمان ويليامز ، ترجمه بهرام قاضي جهاني و همكاران ، ويرايش 21، تهران : گلبان
- كرمي ، مجتبي و اكبر ستوده منش : 1382 ، دنفورث، بيماريهاي زنان، تهران : طب
گزارش از : knmsio.ir
طي دوکارآزمايي تصادفي شدهي جديد به مسألهي عمل جراحي براي فتق ديسک و اسپونديلوليستزيس spondylolisthesis پرداخته شده است.
پژوهشگران آلماني تعداد 283 بيمار که به علت فتق ديسک دچار علائم سياتيک شده بودند و طي شش تا دوازده هفته از شروع علائم مراجعه نموده بودند را به صورت تصادفي در دو گروه درماني جراحي و غير جراحي قرار دادند. 89% بيماران گروه جراحي در طي دو هفته از شروع بررسي تحت درمان جراحي ميکروديسککتومي Microdiskectomy قرارگرفتند.
39% بيماران گروه غير جراحي نيز نهايتاً به علت عدم بهبود علائم در طي يکسال از شروع بررسي تحت درمان جراحي قرارگرفتند. در بررسينتايج درمان گروه جراحي شده در طي چهار تا دوازده هفته اول (يک تا 3 ماه) ميزان ناتواني کمتري نسبت به گروه غير جراحي داشتند. پس ازآن نتايج درمان با گذشت زمان به هم نزديک شد به طوري که بعد از يک سال اختلافي بين دو گروه از نظر ميزان ناتواني وجود نداشت.
در بررسي ديگر، درآمريکا، 300 بيمار با سن متوسط 66 سال که دچار اسپونديلوليستزيس دژنراتيو کمر بودند و ثانويه به آن دچار تنگي کانال نخاعي Spinal stenosis ولنگش نوروژنيک neurogenic claudication يا راديکولوپاتي شده بودند به صورت تصادفي تحت درمان جراحي يا غير جراحي قرارگرفتند. عمل جراحي عبارت بود از لامينکتومي دکمپرسيو خلفي lamienectomy with fusion همراه با فيوژن posterior decompression در طي يک سال، حدود 40% بيماران گروه درماني خود را عوض کرده و به گروه ديگري رفتند. نهايتاً نتايج درمان پس از دو سال مورد بررسي قرار گرفت که نتيجهي درمان در بيماران عمل شده به طور قابل ملاحظهيي بهتر بود.
با توجه به يافتههاي اين دو بررسي ميتوان نتيجهگرفت: در سياتيک ناشي از فتق ديسک عمل جراحي زودرس، باعث بر طرف شدن سريعتر علائم ميگردد ولي پيامدهاي درمان پس از يک سال، مشابه افرادي است که ابتدا درمان غير جراحي شدهاند و در صورت عدم پاسخ بالاجبار تحت عمل جراحي قرارگرفتهاند.
در مورد اسپونديلوليستزيس دژنراتيو علامتدار که با تنگي کانال نخاعي همراه است به نظر ميرسد انجام عمل جراحي نسبت به درمان غير جراحي رويکرد مناسبتري باشد، هر چند به علت عوامل محدود کننده در اين بررسي، شامل جابجايي بيماران دو گروه واشکال در تصادفي کردن randomizationکامل بررسي، بايد با احتياط بيشتري اين نتيجهگيري انجام شود
۱- الیزابت اسکیم: مدت کوتاهی بعد از مرگ مادر، الیزابت اسکیم با پزشک مادرش -دکتر وولف- ازدواج کرد. از آن زمان، او شیفته اختراع تازه آن هنگام، یعنی اشعه ایکس شد. وی کار قبلیاش را که کتابداری بود رها کرد تا در آزمایشات شوهرش شرکت کند. آنها یک ماشین اشعه ایکس خریدند و نخستین آزمایشگاه اشعه ایکس را در سانفرانسیکو احداث کردند. متأسفانه آنها از عوارض اشعه ایکس آگاه نبودند و خودشان را در آزمایشات در معرض اشعه قرار میدادند و موضوع آزمایشات میشدند. سرانجام الیزابت اسکیم در نتیجه سرطان درگذشت.

۲- لوییس اسلوتین: وی در پروژه منهتن که هدفش درست کردن نخستین بمب هستهای بود شرکت داشت. در یکی از آزمایشات او به صورت تصادفی ظرفی محتوی بریلیوم را در درون محفظه دیگری رها کرد که باعث یک واکنش خطرناک شد. بقیه دانشمندانی که در اتاق بودند، هاله آبی یونیزاسیون را مشاهده کردند و موجی از گرما را حس کردند. میزان اشعهای که او دریافت کرد، تقریبا به اندازه اشعهای است که در صورت فاصله ۱۵۰۰ متری از یک اتفجار اتمی، نصیب آدم میشود. اسلوتین را بالافاصله به بیمارستان بردند، اما او نه روز بعد درگذشت.

۳- اتو لیلینتال: او را پادشاه گلایدر میشناختند. لیلینتال، یکی از پیشگامان هوانوردی بود و نخستین انسانی بود که چندین پرواز موفق با گلایدر داشت. عکسهای او در همه روزنامهها و مجلات چاپ میشدند و منجر به این عقیده عمومی میشدند که هوانوردی، امری ممکن خواهد شد. اما در جریان پروازی در سال ۱۸۹۶، ستون مهره او بعد از سقوط از ارتفاع ۱۷ متری شکست. آخرین حرف او این بود: فداکاریهای کوچک باید انجام شوند.

۴- ماری کوری: ماری کوری، نیازی به معرفی ندارد، او و شوهرش پییر، در سال ۱۸۹۸ رادیوم را کشف کردند و در پی این شکف، مشغول خواص این عنصر بودند. متأسفانه، مشخص شد که تماس مداوم با اشعه میتواند منتهی به بیماری شود. ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در نتیجه ابتلا به لوسمی درگذشت.

۵- جان گادفری پاری توماس: او یک مهندس و اتوموبیلران ولزی بود. آرزوی زندگی او شکستن رکورد سرعت مالکوم کمپل بود. به همین منظور او اتوموبیلی به نام «بابز» ساخت. اما در جریان تلاش برای شکست رکورد، یکی از زنجیرهای اتوموبیل او پاره شدن و به گردنش برخورد کرد و منجر به مرگ فوری او شد.

۶- الکساندر بوگدانف: در تلاش برای جوانی همیشگی، او شروع به آزمایشاتی روی انتقال خون شد. او تزریق خون را روی خودش امتحان کرد و ادعا کرد که طاس شدنش متوقف شده و دید چشمش بهتر شده است. اما او اصلا خونهای اهداکنندهها را آزمایش نمیکرد و در یکی از آزمایشان خون فردی مبتلا به مالاریا و سل را به خودش تزریق کرد و در نتیجه عوارض این تزریق درگذشت!

۷- جان فرانسیس دو روزیه: او معلم فیزیک و شیمی بود. وی یکی از کسانی بود که نخستین پرواز بالون را نظاره کرده بود و همین مطلب شوق پرواز را در او ایجاد کرده بود. او نخستین کسی بود که با بالون به ارتفاع ۹۰۰ متری رسید. او کارش را در این مرحله متوقف نکرد و در تلاش بعدی در نظر داشت از فراز کانال لنگلیس، از انگلیس به فرانسه برود. متأسفانه بعد از اینکه او ۴۵۰ متر اوج گرفت، بالونش منفجر شد و منجر به مرگ او شد.

۸- کارل اسکیل: او یک داروساز بود و شخصی بود که عناصر شیمیایی زیادی مثل اکسپژن، کلورین، تنگستن، منگنز و مولیبیدن را کشف کرده بود. اما او عادت عجیبی داشت: چشیدن کشفیاتش! او گرچه در یک نوبت، بعد از چشیدن سیانید هیدروژن، نمرد! اما دفعه بعد از چشیدن جیوه درگشت!

۹- هنری وینستنلی: او فانوس دریایی معروفی را در ادیستون در بریتانیا احداث کره بود. وی که از استحکام سازهاش مطمئن بود، ترجیح داد که در حین یک طوفان در درون آن بماند. متأسفانه فانوس دریایی او در هم شکست و وینستنلی و ۵ نفر دیگر در این میان کشته شدند.

۱۰- کارل سوسِک: او کپسولی اختراع کرده بود که طبق ادعای او میتوانست شخصی را به سلامت از آبشار نیاگارا بگذراند! در سال ۱۹۸۵، یک شرکت سرمایهگذاری حاضر شد که به او برای آزمایش کپسول ویژهاش کمک کند. به همین منظور در یکی از مناطق تگزاس آبشاری ۵۵ متری ساخته شد. کپسول او میبایست بعد از فرود درون چاله پایین آبشار مصنوعی میافتاد. اما متأسفانه کپسول به لبه این چاله برخورد کرد و سوسک روز بعد درگذشت!
گفتگوهای کودکانه با خدا
خدای عزيز!
به جای اينکه بگذاری مردم بميرند و مجبور باشی آدمای جديد بيافرينی، چرا
کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟
امی
خدای عزيز!
شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را
نمیکشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.
لاری
خدای عزيز!
اگر يکشنبه، مرا توی کليسا تماشا کنی، کفشهای جديدم رو بهت نشون ميدم.
ميگی
خدای عزيز!
شرط میبندم خيلی برايت سخت است که همه آدمهای روی زمين رو دوست داشته
باشی. فقط چهار نفر
عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمیتوانم همچين کاری کنم.
نان
خدای عزيز!
در مدرسه به ما گفتهاند که تو چکار میکنی، اگر تو بری تعطيلات، چه کسی
کارهايت را انجام میدهد؟
جين
خدای عزيز!
آيا تو واقعاً نامرئی هستی يا اين فقط يک کلک است؟
لوسی
خدای عزيز!
اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرفهای زشتی را که توی بازی بولينگ
میزند، تو خانه هم استفاده کند،به بهشت نمیرود؟
آنيتا
خدای عزيز!
آيا تو وافعاً میخواستی زرافه اينطوری باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟
نورما
خدای عزيز!
چه کسی دور کشورها خط میکشد؟
جان
خدای عزيز!
آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که « نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که
آنها نسبت به تو رفتار میکنند؟ » اگر اين طور باشد،
من بايد حساب برادرم را برسم.
دارلا
خدای عزيز!
بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزی که من به خاطرش دعا کرده
بودم، يک توله سگ بود.
جويس
خدای عزيز!
وقتی تمام تعطيلات باران باريد، پدرم خيلی عصبانی شد. او چيزهايی
دربارهات گفت که از آدمها انتظار نمیرود بگويند.
به هر حال، اميدوارم به او صدمهای نزنی.
دوست تو (اما نمیخواهم اسمم رو بگم)
خدای عزيز!
لطفاً برام يه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هيچ چيز از تو نخواسته بودم.
میتوانی دربارهاش پرس و جو کنی.
بروس
خدای عزيز!
برادر من يک موش صحرايی است. تو بايد به اون دم هم میدادیها! ها!
دنی
خدای عزيز!
فکر میکنم منگنه يکی از بهترين اختراعاتت باشد.
روث
خدای عزيز!
من هميشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمیکنم.
اليوت
خدای عزيز!
از همۀ کسانی که برای تو کار میکنند، من نوح و داود را بيشتر دوست دارم.
راب
خدای عزيز!
من دوست دارم شبيه آن مردی که در انجيل بود، 900 سال زندگی کنم.
با عشق کريس
خدای عزيز!
ما خواندهايم که توماس اديسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاسهای دينی
يکشنبهها به ما گفتند تو اين کار رو کردی.
بنابراين شرط میبندم او فکر تو را دزديده.
با احترام دونا
خدای عزيز!
لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه میکنم.
دين
خدای عزيز!
فکر نمیکنم هيچ کس میتوانست خدايی بهتر از تو باشد. میخوام اينو بدونی
که اين حرفو بخاطر اينکه
الان تو خدايی، نمیزنم.
چارلز
خدای عزيز!
هيچ فکر نمیکردم نارنجی و بنفش به هم بيان. تا وقتی که غروب خورشيدی رو
که روز سهشنبه ساخته بودی،
ديدم، معرکه بود.
اجين
اریترومایسن ، پنی سیلین ، سولفونامید ، تتراسایکلین ، ونکومایسین و .... جز دسته ای بزرگ از ترکیبات شیمیایی هستند که باعث متوقف کردن رشد باکتریها (باکتریواستاتیک) و یا از بین بردن باکتری ها (باکتریوسیدال) در یک دوز پایین می شوند . در علم میکروب شناسی به این دسته از دارو ها که بروی باکتری ها اثر می گذارند آنتی بیوتیک می گویند . هر دسته از انتی بوتیک ها بر روی باکتری خاصی تاثیر دارد و این دارو ها بر روی ویروس و یا سایر میکروارگانیسم ها تاثیری نخواهند داشت . با این حرفا ، این سوال در ذهن ایجاد می شود که ما از کجا بدانیم چه آنتی بیوتیکی بر روی چه باکتری هایی موثر است ؟ جواب سوال ما تست آنتی بیوگرام است که به صورت روتین در آزمایشگاه های میکروبیولوژِی انجام می گیرد . این تست به ما نشان می دهد که کدام یک از آنتی بیوتیک ها بر روی میکروب ما موثر است . همانطور که می دانید نمونه های گرفته شده برای بخش میکروبیولوژِی متفاوت هستند . اما نمونه ها هر چی که باشند (خون ، مایع مغزی-نخائی ، مدفوع ، ادرار ، خلط و..) در آخر معمولا آنتی بیوگرام می شوند تا داروی موثر تجویز شود . در واقع باید بگوئیم که در عفونت های میکروبی آزمایشگاه دارو را تجویز می کند نه پزشک ... در این پست تقریبا هیچ نکته ای را قلم ننداختم و فکر کنم کامل است . منتظر نظرات شما هستم .
خلاصه ای از پروسه آنتی بیوگرام دیسک دیفیوژن
بعد از کشت نمونه دریافتی در محیط کشت مناسب ، اگر شرایط مناسب باشد و باکتری در نمونه ما باشد ، باکتری موجود در نمونه رشد خواهد کرد . بعد از رشد باکتری ، از ان لام (مقداری نمونه + سرم فیزیولوژِی) تهیه می کنیم و رنگ آمیزی گرم انجام می دهیم . اگر باکتری ایزوله ما ، جز باکتری های پاتوژن باشد ، باید تست آنتی بیوگرام را انجام دهیم . مقداری از نمونه را برداشته و در محیط کشت آنتی بیوگرام کشت می دهیم ، سپس دیسک های آنتی بیوگرامی را روی محیط کشت گذاشته و جواب را بعد از ۲۴ ساعت برسی کرده و نتایج را گزارش می کنیم .
-
بعد از معرفی ابتدایی آنتی بیوگرام ، وارد بحث تخصصی آزمایشگاهی می شویم .
اصول آنتی بیوگرام
اصول آنتی بیوگرام بر پایه دو اصطلاح میکروب شناسی است یعنی :
-
Minimum Inihibitory Concentration (MIC)
-
Minimum Bactericidal Concentration (MBC )
منظور از MIC ، غلظتي از يك آنتي بيوتيك است كه مي تواند رشد باكتري را در شرايط آزمايشگاهي مهار كند. و منظور از MBC ، حداقل غلظتي از دارو است كه باكتري را از بين مي برد. در اغاز باید بگم که باید آزمایش کننده چهار اصل زیر را قبل از آغاز آنتی بیوگرام مشخص کند :
-
Which organisms to test?کدام ارگانیسم برای تست
-
-
What methods to use?کدام روش تست
-
-
What antibiotics to test?کدام آنتی بوتیک
-
-
How to report results? چگونگی گزارش نتایج
روش های مختلف انجام تست تعیین حساسیت داروئی
-
Disk diffusion (Kirby Bauer)
-
Broth micro-dilution MIC (NCCLS متد رفرنس)
-
Etest
وسائل و موارد مورد نیاز برای تست انتی بیوگرام "دیسک دیفیوژن"
-
محیط کشت که آنتی بیوگرام بر روی آن انجام می شود که "آگار مولر هینتون" می باشد .
-
لوله حاوی نیم مک فارلند .
-
لوله حاوی یک سی سی سرم فیزیولوژِی استریل
-
دیسک های انتی بیوگرام
-
باکتری خالص در محیط کشت مناسب
-
سواب ، انس ، شعله ، هود ، چراغ
-
محیط نیم مک فارلند
محیط نیم مک فارلند محیطی در تست آنتی بیوگرام است که میزان کدر بودن نمونه خود را با ان مقایسه می کنیم . این محیط حاوی ۱.۵*۱۰۸ باکتری است . نحوه تهیه این محیط در آزمایشگاه به شرح زیر است :

این محیط به مدت ۶ ماه در تاریکی و در ظرف در بسته که به وسیله اتش بسته شده است می تواند مورد استفاده قرار گیرد . اما با این اوصاف ، اگر در هر زمان رسوبی در لوله مشاهده شد ، محیط غیر قابل استفاده خواهد بود . زمانی که می خواهیم از این محیط استفاده کنیم باید انرا به خوبی حل بزنیم و جهت مقايسه كدورت لوله كشت با لوله مك فارلند، استفاده از يك زمينه سفيد با خطوط سياه و نور كافي توصيه ميشود این اقدام بويژه جهت باكتريهايي مثل هموفيلوس، گنوكك و پنوموكك كه در محيط آبگوشت به خوبي رشد نميكنند توصيه ميشود.
-
روش کار
روش های مختلفی برای تعیین حساسیت باکتری ها به انتی بیوتیک ها وجود دارد اما من در این قسمت تست روتین و ساده دیسک دیفیوژن (Disk diffusion ) را معرفی می کنم .
بعد از ایزوله کردن باکتری ، مقداری از کلونی باکتری را به وسیله انس (نه لوپ) برداشته و در سرم فیزیولوژی استریل حل می کنیم . باید در نظر داشت که چون ، در تست آنتی بیوگرام میزان کدر بودن برای ما خیلی مهم است ، بنابراین در انتخاب مقدار نمونه باید دقت کنیم تا نمونه را بیشتر یا کمتر از نیم مک فارلند برنداریم . اگر میزان کدورت کمتر از نیم مکفارلند باشد ، مقداری دیگر از نمونه را در سرم فیزیولوژی استریل حل می کنیم و یا اگر میزان کدر بودن ، بیشتر از نیم مک فارلند باشد در این صورت باید مقداری سرم فیزیولوژی استریل اضافه کرد تا به کدورت مناسب و برابر با نیم مک فارلند برسیم . بعد از تهیه محلول هموژن خود ، با سواب استریل محلول را به هم زده و بعد از آبکشی کردن سواب ، (برای آب کشی ، سواب را با قدرت به دیواره لوله تکیه داده و فشار دهید تا آب آن گرفته شود .) آن را به محیط کشت مولر هینتون انتقال می دهیم و به طور کامل به وسیله سواب ، محیط کشت را به صورت چمنی کشت می دهیم به طوری که هیچ محلی در محیط از قلم نیافتد . بعد از کشت ، دیسک های انتی بیوگرام که قبل از نیم ساعت از تست ، بیرون یخچال قرار داده شده اند را انتخاب و بر روی محیط کشت انتقال می دهیم . باید ذکر کنم که نحوه قرار دادن دیسک ها در محیط کشت مولر هینتون ، به صورت دایره ای است و فاصله این دیسک ها از هم دیگر حدود 12 میلیمتر باشد و باید از دیواره هم فاصله داشته باشند . در ضمن فاصله این دیسک ها را می توان با توجه به تجربه خود کم و یا زیاد کنیم . دیسک های مورد استفاده هم باید با نوع باکتری ایزوله شده ما مناسب باشد مثلا هیچ وقت برای باکتری گرم منفی ، پنی سیلین قرار نمی دهیم چون نسبت به آن مقاوم هستند و یا اینکه آنتی بیوتیک کلروامفینیکل را برای کشت ادرار قرار نمی دهیم چون این انتی بیوتیک نمی تواند وارد مجاری ادراری شود و... بعد از قرار دادن دیسک ها ، در پلیت را بسته و به مدت 24 ساعت آنها را در دمای 37 درجه سانتیگراد ، انکوبه می کنیم (لازم به ذکر است که بنابه به تحقیقات تازه محقین ، دمای انکوبه برای آنتی بیوگرام به ۳۵ درجه کاهش یافته است و مدت زمان آن هم به ۱۶ تا ۱۸ ساعت کاهش یافته است ) . بعد از 24 ساعت پلیت را زیر چراغ برسی می کنیم .آنگاه ميبايد قطر هاله عدم رشد را با خطكش اندازه گيري کرد و با توجه به جدول همراه دیسک ها ، گزارش تست انتی بیوگرام خود را برای هر یک از انتی بیوتیک ها ، به صورت حساس (Susceptible ) ، مقاوم (Resistant) و یا نیمه حساس (Intermediate) گزارش می شود .
نحوه خواندن و گزارش کردن
بعد از انکوبه ، محیط ما باید به صورت زیر باشد :

همان طور که مشاهده می کنید در اطراف برخی از دیسک ها هاله روش وجود دارد که این نشان دهنده حساس بودن ان بکتری به ان دیسک است و باید حساس گزارش شود . همچنین در اطراف بعضی از دیسکها هیچ گونه هاله ای نیست در این حالت این باکتری را باید نسبت به ان دیسک مقاوم گزارش داد . اگر طبق جدول خود هیچ یک از حالات فوق مشاهده نشود در اینصورت نیمه حساس را گزارش می کنیم .
و چند نکته مهم :
-
در اندازه گیری از خط کش معمولی و یا ویژه این کار استفاده کنید .
-
همیشه امتداد خط کش باید از وسط دیسک عبور کند .
-
همیشه قطر اندازه گیری می شود .
-
باید در تست انتی بیوگرام ، نگاه بدبینانه ای داشت . یعنی اینکه کوتاهترین مسیر را برای تعیین حساسیت انتخاب می کنیم .
-
اگر در اطراف دیسک خط هایی کشیده شده باشد در این صورت باید از اخرین خطی که بعد از ان دیگر کلونی نیست تعیین حساسیت کرد.
-
اگر در اطراف دیسک حتی یک کلونی هم باشد باید از همان جا تا دیسک را اندازه گیری کرد نه کل هاله را .
-
همیشه به محل هاله دقت کنید بازم می گم همیشه و کوتاهترین مسیر ار انتخا کنید .
-
دیسک ها و هاله ها را در زیر نور برسی کنید .
محيط كشت در آنتي بيوگرام
-
تست همیشه در زیر هود و در کنار شعله انجام شود .
-
باکتری ایزوله شده باید ، خالص رشد کرده باشد .
-
در زمان برداشت نمونه باید سعی شود که از یک کلونی برداشت شود .
-
قبل از انتقال سواب به محیط کشت مولر هینتون ، محیط کشت را از عدم رشد کلونی های باکتری در محیط کشت مولر هینتون برسی کنیم . اگر کلونی در محیط کشت دیده شد ، محیط را عوض می کنیم .
-
همیشه به وسیله انس نموه را برداشته و سپس به لوله حاوی سرم فیزیولوژی استریل اضافه کنید .
-
برای اینکه به کدروت مورد نظر نیم مک فارلند دست یابید ، از مقادیر کم کلنی شروع کنید و یا کلونی را ابتدا به دیواره لوله انتقال دهید و سپس کم کم کلونی را به محیط آبگوشت اضافه کنید تا به کدورت مورد نظر دست یابید .
-
همیشه بعد از باز کردن در لوله و بعد از بستن ان ، سر لوله را در معرض شعله قرار دهید .
-
اگر پنبه سر لوله ها ، به سطح هود افتاد باید آنها را دور انداخت .
-
اگر سوآب را به خوبی آب گیری نکنیم در این صورت به علت تبخیر مایع بالایی در انکوباسیون ممکن است رطوبت در سر طرف مولر هینتون قرار گیرید .
-
همیشه بعد از اینکه محیط کشت را با سواب کشت چمنی دادیم ، سواب را به ظرف حاوی مواد ضد عفونی یا استریل کننده انتقال دهیم .
-
اگر نمونه مورد نظر ما مشکوک به سودوموناس است (بوی شبیه گل یاس) در این صورت سواب را ایتدا در روی ضعله قرار دهید و سپس به محیط ضد عفونی کننده انتقال دهید .
-
هیچ وقت سواب را به دور محیط کشت حرکت ندهید .
-
همیشه قبل از باز کردن محیط کشت ، سر پلیت را با ضعله ضد عفونی کنید .
-
برای راحتی کار ، ایتدا دیسک ها را بر روی پلیت تعیین مکان کنید و سپس به محیط اضافه کنید .
-
تا زمانی که دیسک ها را در روی محیط مولر هینتون ، فشار نداده اید می توانید جای انها را تغییر دهید . اما بعد از فشار هیچ وقت نباید آنها را تغییر داد .
-
همیشه دیسک ها را از بالا توسط یک گیره به محیط اضافه کنید .
-
فبل از گذاشتن دیسک سعی شود که هر دو طرف را برسی کنید تا اگر دیسک حاوی نام نباشد ، از به کار گیری ان خودداری کنید .
-
اگر بیشتر از یک کلونی برداشت شود ، نتیجه تست ما کلا اشتباه خواهد بود . چون در این صورت با تست آنتی بیوگرام ، چند کلونی را از نظر حساسیت برسی کردیم که ممکن است یک کلنی حساس باشد و دیگری نه . پس دقت شود .
-
اگر محیط کشت ما بعد از انکوبه ، به صورت خط خطی باشد نشان دهنده این است که مقدار کلونی ماکمتر از نیم مک فارلند بود .
-
اگر در دور تمام دیسک ها هاله تشکیل شد و یا در اطراف هیچ یک از دیسک ها هاله ای تشکیل نشد برای برسی نتایج باید تست را تجدید کرد .
-
اگر PH محیط مولر هینتون مناسب نباشد نتایج ما اشتباه خواهد بود .
-
نگه داری غلط دیسک ها و استفاده از محیط های تاریخ گذشته موجب خطا می شود .
-
تهیه اشتباه محیط نیم مک فارلند هم میتواند باعث اشتباه شود .
-
تأخير زياد بين استاندارد كردن كدورت كشت و تلقيح پليت
-
همراه بودن سواب با مقدار زيادي مايع آبگوشت به هنگام تلقيح محيط آنتي بيوگرام (نگرفتن مايع اضافي با جدار لوله)
این نکته ها یادم بود اگه بازم یادم اومد اضافه می کنم ![]()
-
دیسک های مورد استفاده در آنتی بیوگرام
همان طور که در بالا هم گفتم ، باید از دیسک های مناسب باکتری ایزوله شده استفاده کرد . انتخاب نوع دیسک ها بسیار مهم است چون از یک طرف باید قضیه مقاوت داروئی را در نظر بگیریم و از طرف دیگر باید سلامت فرد را هم در نظر بگیریم برای نمونه :
بسیاری از باکتری ها کم کم به آنتی بیوتیک ها مخلفت مقاوم می شوند که این می تواند عمر آنتی بوتیک ها را کم کم به سوی افول هدایت کند .
و یا اینکه مصرف خود سر و یا اضافی که حاصل اشتباه فردی و یا اشتباه تکنیکی در تست انتی بیوگرام است می تواند عوارض گوناگونی داشته باشد . مثلا استفاده زیاد از سولفونامید ها باعث بیماری های عصب شنوایی و یا بیماری های کلیوی خواهد شد و یا اینکه مصرف زیاد پنی سیلین باعث تروبوسایتوپنی و مصرف زیاد تتراسایکلین باعث گرانولوسیتوپنی خواهد شد .
-
نگهداری دیسک ها : دیسک ها باید در یخچال و یا در فریز نگه داری شوند . اگر دیسک ها به صورت STOCK هستند در دمای فریز باید نگه داری شوند اما دیسک ها به صورت روتین تا یک ماه در دمای یخچال نگه داری می شوند .
-
کنترل کیفی : به كمك سوشهاي استاندارد و با مراجعه به جدول مربوطه ميبايست نسبت به كنترل كيفي روند آنتي بيوگرام اقدام نمود.
چند نکته :
اگر باکتری ایزوله شده کوکسی گرم مثبت مانند استافیلوکوک طلائی (اورئوس) باشد در این صورت دو دیسک کلیندامایسن و اریترومایسن را در کنار هم و مقداری نزدیک تر قرار می دهیم . چون کلیندمایسن باعث می شود تا ژن القا کننده در اریترومایسن فعال شود . در واقع دیسک کلیندمایسن فعال کننده ژن خاموش اریترومایسن است .
-
آمینوگلیکوزید ها بر روی باکتری های بی هوازی تاثیر می گذارند .
-
کلروامفینیکل در نمونه ادراری استفاده نمی شود چون وارد ادرار نمی شود .
-
ونکومایسن ، اریترومایسن ، کلیندمایسن ، پنی سیلین و چند تا دیگه بر روی باکتری های گرم مثبت تاثیر می ذارند .
-
دیسک ایمیپنم هم برروی گرم مثبت و هم بر روی گرم منفی تاثیر دارد ولی باید در عفونت های شدیدی استفاده شد تا مقاومت ایجاد نشود .
-
سفالکسین که بر روی گرم مثبت و منفی تاثیر دارد به صورت خوراکی است .
-
تتراسایکلین آنتی بوتیک وسیع الطیفی است و معمولا به صورت موضعی استفاده می شود .
در اخر هم باید ذکر کنم که دیسک ها را بر اساس نوع بیمارستان و یا نوع محل تست می توان تغییر داد و یا مکان و فاصله انها را هم تغییر داد و این که بسیاری از مراحل تست به صورت عالی انجام گیرند باید تجربه کافی داشت و همیشه سعی کنید که به بهترین نحو کار خود را انجام دهید .
(30) پيدا كردن آنكه چون بود مر واجب الوجود را علم بچيزهاى بسيار بىآنكه اندر ذات وى بسيارى افتد؟
اوّل چيزى1 ببايد دانستن كه علم واجب الوجود نه چون علم «13»
__________________________________________________
(1- 2) هستى بخش. موجد.
(3) رك: ص 54 س 9 و ح 1.
ما بود و نه بر قياس علم ما، و ديگر «1» كه اندر ما دو گونه علم است:
يكى بسيارى واجب كند «2» و يكى نكند. آنكه بسيارى واجب كند ورا علم نفسانى خوانند، و آنكه واجب نكند و را علم عقلى خوانند، و شرح اين هر دو سپستر بحقيقت «3» گفته آيد، و ليكن «4» اينجا جملهاى بمثال بنماييم:
ادامه مطلب...
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد.
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيمالجثهاى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مىپرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد
.
************ ********* ********* ********* **
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مىکرد نگاه مىکرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوي، يکى از موهايم سفيد مىشود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!
************ ********* ********* ******
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه
بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله.
يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.
************ ********* ********* ********* ********
بچهها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته
بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچهها رويش نوشت: هر چند تا مىخواهيد
برداريد! خدا مواظب سيبهاست
بطور كلي چرا بايد پژوهش تحقيقي نوشت؟
دلايل دخيل درنوشتن پژوهش كدامند ؟ آيا به اين علت است كه با چاپ تعدادي پژوهش ترفيع علمي خواهيدگرفت ؟ آيا استاد راهنماي شما مي خواهد بعضي از نتايج كاري كه توسط شماانجام مي شده و يا ميشود راببيند ؟ و آيا شما مي خواهيد با استفاده از داشتن پژوهش به كنفرانسي برويد ؟ ممكن است در جامعة علميامروزي اينها دلايل كافي و معمول براي چاپ پژوهش باشند، ولي در اصل دلايل واقعي نيستند .
ادامه مطلب...

بیوشیمی مصور هارپر مهمترین منبع اصلی برای دانشجویان علوم پزشکی در بیوشیمی است. ویرایش قبلی این کتاب،یعنی ویرایش ۲۸در سال ۲۰۰۶ چاپ شده بود . در سال ۲۰۰۹ آخرین ویرایش این کتاب نیز چاپ شد که برای استفاده علاقه مندان برای دانلود در سایت قرار می دهیم.فرمت فایل CHM است و به صورت رنگی است . تعداد فصل های این ویرایش 54 است .
Harpers Illustrated Biochemistry 28e

-
حجم فایل ، 21.53 مگابایت است .
"در ادامه معرفی کتاب های آزمایشگاهی نوبت به کتاب "تشخیص ۱۰ دقیقه ای " رسیده ... همان طور که از اسم کتاب مشخص است روش های ازمایشگاهی را در تمام زمینه ها هماتولوژی ، میکروبیولوژی،انگل ، قارچ ، بیوشیمی و ... بررسی می کند و به طور خلاصه به معرفی انها می پردازد کتاب بسیار جالبی است و باتوجه به حجم کمش برای دانلود پیشنهاد می شود . علاوه بر اینکه تست های ازمایشگاهی را بررسی می کند ناهنجاری های مربوط به تمام اعضای بدن را هم به صورت جداگانه مورد بحث قرار می دهد. لازم به ذکر است که فرمت فایل هم CHM است ."
10 minute diagnosis
-
حجم فایل ۱.۳۶مگابایت است.
-
برای دانلود ایبوک کلیک کنید.


پروتئین بنس- جونز متشکل از دایمرهایی از زنجیره های سبک کاپا یا لاندا ایمنوگلوبین ها است.این پروتئین در ابتدا به وسیله هنری جونز در سال 1847 به علت خواص قابلیت انحلال غیر معمول آن شناخته شده است.
این پروتئین وقتی تا `c60-40 حرارت داده شود رسوب می کند اما وقتی جوشانیده می شود دوباره محلول می گردد.وزن مولکولی این پروتئین کوچک است،44000 دالتون، بنابراین از داخل گلومرولهای سالم به آسانی فیلتره می گردد.
برای درک پروسه ترشح زنجیره های سبک در ادرار لازم است به منشا تولید این زنجیره ها پی ببریم.در بیماریهای اساسی یک کلون بدخیم از ایمنوسیتهای تولید کننده ایمنوگلوبولین تشکیل می گردد. تمامی سلولها در کلون نتیجه پرولیفراسیون یک سلول منفرد هستندو بنابراین دارای خواص یکسانی می باشند.
ادامه مطلب...

اگر تاریخچه بشریت را مرور کنیم به این نکته پی می بریم که خون نقش بسزایی در حیات بشری دارد که به طوری نویسنده کتاب (ترجمه شده از کتاب تاریخ بانک خون) از ان به عنوان "نیروی حیات" نام برده است . انسان های غار نشین در نقاشی های خود خون را در زمانی که زخمی می شدند در نقاشی های خود می گنجاندند . در کتاب انجیل گفته شده است که : "حیات جسمانی در خون است" و یا چینی ها (۷۷۰-۲۲۱ قبل از میلاد) اعتقاد داشتند که روح در خون است . خون نقش بسیار مهمی در مراسم قبیله ای و کهن مردم جهان داشت . رومی ها و مصری ها با خون استحمام می کردند و اعتقاد داشتند که خون ناراحتی های فیزیکی و روحانی آن ها را بر طرف می سازد . رومی ها حتی خون را به گلادیوتورهای زخمی تجویز می کردند و به انها می نوشاندند چون اعتقاد بر ان بود که نوشیدن خون به عناون یک نیروی حیاتی انها را سرزنده خواهد کرد . همچنین برخی از هندوهای شمال امریکا برای مجازات خود از خودشان خون می گرفتند چون فکر می کردند که خون نیرومندترین قدرت است .
ادامه مطلب...
طبق آمار سازمان جهانی بهداشت بیش از ۱۷ میلیون نفر در سال ۲۰۰۵ در اثر ابتلا به یكی از انواع بیماری های قلبی - عروقی مانند حمله قلبی جان خود را از دست داده اند و بر خلاف عقیده عموم بیش از این مرگ و میرها در كشورهای كم درآمد و یا با درآمد متوسط و همچنین به میزان برابر بین زنان و مردان رخ می دهد.
در سایت سازمان جهانی بهداشت در پاسخ به این سوال كه چطور می توان از بروز حمله قلبی یا سكته قلبی جلوگیری كرد ضمن انتشار مطلب فوق آمده است كه اخبار خوب حاكی از آن است كه وقوع ۸۰ درصد از حملات قلبی قابل پیشگیری هستند.
در ادامه این مطلب آمده است داشتن یك رژیم غذایی سالم، داشتن تحرك و فعالیت بدنی منظم و نیز خودداری از استعمال تمام انواع محصولات دخانی كلیدهای اصلی این موفقیت هستند.
این سه راهكار ساده نه تنها به میزان قابل توجهی درصد بروز سكته قلبی را كاهش می دهند بلكه در بیشتر موارد در پیشگیری از ابتلا به دیابت نوع دوم، اختلالات مزمن در مجاری تنفسی و نیز انواع خاصی از سرطان ها موثر هستند.
ادامه مطلب...
با توجه به اینکه بیماریهای قلبی و عروقی در جهان و در کشور ما نیز شایعترین عامل مرگ و میر انسانها هستند اطلاع رسانی درست و مناسب در مورد آنها لازم است . قلب عضوی در قفسه سینه است که کار آن به جریان درآوردن خون درون رگهای بدن است تا اکسیژن و مواد غذایی به همه یاخته ها و اعضاء بدن برسد ، بهمین دلیل سالم بودن و عملکرد درست آن در سلامت انسان نقش حیاتی دارد .قلب انسان از چهار حفره تشکیل شده است . دو حفره سمت راست و دو حفره در سمت چپ که حفره های هر طرف با هم در ارتباط هستند . کار حفره های سمت چپ دریافت خون اکسیژن دار از سیستم گردش خون ریه ها و تلمبه کردن آن به درون سیستم گردش خون عمومی بدن است و کار حفره های سمت راست قلب دریافت خون جمع آوری شده از اعضاء بدن و فرستادن آن برای اکسیژن گیری مجدد به ششهاست |
ادامه مطلب...















با توجه به اینکه بیماریهای قلبی و عروقی در جهان و در کشور ما نیز شایعترین عامل مرگ و میر انسانها هستند اطلاع رسانی درست و مناسب در مورد آنها لازم است . قلب عضوی در قفسه سینه است که کار آن به جریان درآوردن خون درون رگهای بدن است تا اکسیژن و مواد غذایی به همه یاخته ها و اعضاء بدن برسد ، بهمین دلیل سالم بودن و عملکرد درست آن در سلامت انسان نقش حیاتی دارد .
