X
تبلیغات
علوم آزمایشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی قم
علوم آزمایشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی قم
Laboratory science of Azad university of qom
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
پردازش سیگنال ها
آشکارسازی : سیگنالهای بدست آمده از بازتابش در آغاز تقویت شده و سپس آشکار می شوند. کار آشکارسازی،  یکسو سازی موج ولتاژ متناوب به یک موج یکسو است. این کار یا با برگرداندن بخش منفی موج به جهت مثبت و یا از میان بردن آن انجام می شود.
 2- تبدیل اسکن: تبدیل کننده اسکن ،برون ده سیگنالهای آشکارساز را گرفته و ذخیره می کند. این سیگنالها داده های نگاره ای هستند و ذخیره سازی آنها پیش از فرستاده شدن برای نمایش اسیلوسکوپی انجام می شود. بنابراین تبدیل کننده اسکن مانند یک حافظه در یک دستگاه کار می کند و سیگنالها را به درجه های خاکستری اختصاص می دهد. به ذخیره این داده ها نیاز داریم زیرا داده های بدست آمده سرعت بیشتری از داده های مورد نیاز برای ساخت نگاره دارند.
3-  پیش پردازش و پس پردازش : کار پیش پردازش پیش از ذخیره دامنه بازتابها در تبدیل کننده اسکن رخ می دهد. در بیشتر دستگاههای سونوگرافی کنترل پیش پردازش در اختیار کاربر نیست و این فرایند تغییرهای دلخواه داده ها را بیش از نمایش انجام می دهد.
پس پردازش کار اختصاص درجه های خاکستری برای شماره های ذخیره شده در حافظه تبدیل کننده اسکن است. شمار درجه های خاکستری بستگی به ویژگی های حافظه دارد. پس پردازش ارزشهای عددی را تغییر نمی دهد. اختصاص ارزشهای عددی، درجه های خاکستری برای ترازهای روشناییهای گوناگون در روی صفحه اسیلوسکوپ برای بهینه سازی نمایش داده ها است و این کار ارزش پس پردازش را نشان می دهد. چشم انسان می تواند تنها 16 درجه خاکستری را تشخیص دهد.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

                                     ساختمان ترانسدیوسر ( یا مبدل )   

                                                                                                          

در کارهای تشخیصی همیشه پرتوهای باریکی از امواج فراصوتی نیاز می باشند. چنین پرتوهایی به وسیله یک صفحه پیزوالکتریک ،که با دو الکترود صفحه ای موازی برانگیخته می شوند ،تولیدمی گردند.
 یک بلور را می توان با به کارگیری یک ولتاژ با بسامد بسیار بالا انگیخته نموده و مجبور به نوسان کرد . در بلور، بسامدی که بیشترین شدت را تولید می کند بسامد تشدید گفته می شود. تشدید یک ویژگی موج است که در آن شدت موج در حقیقت به علت هم آمیزی موجهای همانند افزایش می یابد. می توان ثابت کرد که تشدید هنگامی رخ میدهد که ضخامت بلور برابر نیمی از طول موج و یا مضرب فردی از طول باشد.
اگر دو
رویه بلور ترانسدیوسر را بگونه دو رویه نوسان کننده در نظر بگیریم ،چنانچه فاصله این دو رویه باندازه موج ایجاد شده باشد، موج ایجاد شده به وسیله رویه پشتی، موج ایجاد شده بوسیله رویه جلوئی را تقویت می کند . این تقویت که بیشترین شدت موج را در بلور بوجود می آورد همان رزونانس طبیعی یا تشدید است.
بلور در ترانسدیوسرها می تواند هم به گونه فرستنده امواج فراصوت و هم گیرنده اموا ج کار کند.
در حالت گیرنده تپ های ایجاد شده بوسیله بازتابش  را دریافت می نماید. این بازتابش است که در ساختن نگاره سونوگرافی بکار می رود. حالت دلخواه هنگامی است که وقتی یک تپ کوتاه مدت موج فراصوت از بلور گسیل شد، بلور در زمانی بسیار بزرگتر پس از آن اماده دریافت بازتابش باشد، در اینجاست که بهترین نگاره برای کارهای بالینی ساخته می شود .
 اگر بخواهیم الکتریسیته را به بلور وارد کنیم و یا الکتریسیته تولید شده را از آن بیرون ببریم ، باید بوسیله یک رسانا این کار انجام شود. دو طرف بلور دارای
پوشش فلزی است که بسیار نازک بوده و برای بردن ولتاژ از آن انجام می شود .

الکترودها بوسیله یک پیوند دهنده کابلی به ترانسدیوسر وصل است.بخش نوسانی ترانسدیوسر بلور است . بلور انرژی فراصوتی را برای انتقال به محیط تولید می کند. بزرگی این بلورها می تواند به رویه دلخواه به هر اندازه ای اختیار شود، ولی هر چه نازکتر باشد با بسامد بیشتری نوسان می کند.
بخش پشتی بلور با یک ماده میراکننده یا خفه کننده و برای جلوگیری از تابش انرژی بلور در رویه پشتی پر شده است . مواد میراکننده باعث بهتر شدن نگاره فراصوتی می شوند . این مواد دارای امپدانس اکوستیک بسیار زیادی هستند . ترانسدیوسرها دارای یک بخش جلویی یا رویه جلویی هستند که با پوست بیمار تماس   می یابد.این رویه لایه جفت کننده یک چهارم موج نام دارد. امپدانس ویژه این لایه میان امپدانس کریستال و امپدانس بافت نرم جا دارد تا انرژی موج به آسانی به بدن بیمارگذر کند و بازتاب اندکی داشته باشد.
همانطور که گفته شد بسامد ترانسدیوسر به ویژگی های مکانیکی بلور وابسته است. بلوری که به وسیله پالس الکتریکی انگیخته می شود تغییر بعد داده و امواج فراصوتی را تولید می کند.
بهترین عامل تعیین کننده بسامد ترانسدیوسر ، ضخامت بلور می باشد . بگونه ای تئوریک هماهنگی که یک بلور به وسیله یک تپ الکتریکی انگیخته می شود ،تنها با یک بسامد آغاز به نوسان می کند ولی کامل نبودن بلور تاثیر مواد میراکننده و ... باعث می شوند که بلور بیش از یک بسامد تابش کند. برای نمونه هنگامی که بلور دارای بسامد مگا هرتز است در حقیقت بسامدهای کمتر و بیشتر از مگاهرتزرا ( که بسامد اصلی یا طبیعی آن است ) نیز تولید می کند.
به گستره بسامدهای تولید شده از ترانسدیوسر پهنای باند گفته می شود. ترانسدیوسری که بسامدهای گوناگون در دو طرف بسامد اصلی تولید می کند دارای پهنای باند بزرگی است .
پهنای باند بسامدهای ترانسدیوسر در کیفیت نگاره ای که به وجود می آورد اثر دارد. هر چه این پهنای باند کوچکتر باشد کیفیت نگاره بهتر است ولی ترانسدیوسرها بهر حال دارای پهنای باند چشمگیری هستند.

میدان فراصوتی و گونه های ترانسدیوسر
ترانسدیوسر فراصوتی، بگونه یک چشمه فراصوت کارکرده و امواج فراصوتی را گسیل می کند .این امواج در آغاز بگونه ای موازی راهی را می پیماید و سپس واگرا شده و از یکدیگر دور میشوند. بنابراین دو ناحیه بوجود می آید: یکی میدان نزدیک و دیگری میدان دور . در میدان نزدیک امواج فراصوتی پرتوهایی یکنواخت و موازی هستند و پهنه برش پرتو یا نیم رخ بانداره رویه ترانسدیوسر است .
ناحیه گذری مرز میان میدان نزدیک و میدان دور است. باید گوشزد کرد که در میدان نزدیک بیشترین تعداد انترفرانس - بنابراین نا یکنواختی شدت فراصوت - دیده می شود در حالیکه در ناحیه میدان دور سطوح جبهه های موج موازی هستند . در این ناحیه انترفرانس کمتر و یکنواختی شدت انرژی فراصوتی بیشتر است .
بعلت اینکه میدان نزدیک باریکترین مرزهای موازی را برای پرتو فراصوتی دارد در این ناحیه بهترین جداسازی کناری یا عمود بر محور بدست می آید. پس قطر پرتوها روی جداسازی(رزولوشن) کناری اثر    می گذارد: یعنی هر چه قطر ترانسدیوسر کوچکتر باشد توان جداسازی کناری بیشتر است، در ضمن ژرفایی که از آن نگاره می گیریم کوچکتر می شود. این برابری اگر کاهش یابد بسامد افزایش یافته و شدت پرتوی که باید به یک ژرفای خاصی برسد کاهش می یابد. برای رسیدن به هدف افزایش ،می توانیم بدون تغییر بسامد و یا قطر ترانسدیوسر قطر پرتوها را کاهش دهیم.در این کار از کانونی کردن کمک گرفته می شود.

ترانسدیوسرهای کانونی
نه تنها کاهش اندازه بلور در یک بسامد معین باعث ایجاد جبهه های موج تخت در دامنه گسترده ای از ژرفای ماده نمی شود بلکه برعکس هر چه رویه بلور کوچکتر باشد واگرایی پرتوها بیشتر می شود.
از سوی دیگر بسامد ترانسدیوسر روی واگرایی پرتوها اثر می گذارد. هر چه بسامد افزایش یابد واگرایی پرتو فراصوتی کمتر می شود و با این افزایش بسامد ،ژرفای نفوذ پرتوهای فراصوتی نیز کوچکتر می شود. از این رو ترانسدیوسرهایی را که با توان جداکنندگی بزرگ و سطح بلور کوچک و بسامد بالا برای معاینه ساختمانهای سطحی بدن ساخته اند نمی توان برای ساختمانهای عمقی به کار برد.
برای معاینه ساختمانهای عمقی بدن همگرا کردن پرتوهای فراصوت بکار گرفته می شود. کار همگرا کردن پرتوهای فراصوتی در ژرفای  بدن با بکارگیری ترانسدیوسرهای کانونی انجام می گردد. ترانسدیوسرهای کانونی با به کارگیری عدسیهای صوتی یا به وسیله شکل دادن بلور ساخته می شوند.
اثر کانونی کردن پرتوهای فراصوتی ( چه به صورت تراش بلور یا به کار بردن عدسیهای صوتی ) جابه جا کردن ناحیه گذری میدان دور و میدان نزدیک و به سوی رویه بلور است. این کار باعث باریک شدن پهنای دسته پرتو می گردد. نقطه کانونی را در این ترانسدیوسرها می توان با شعاع انحنا ء عدسی مشخص کرد. نقطه کانونی در باریکترین بخش دسته پرتو جا دارد و به فاصله آن تا سطح کریستال فاصله کانونی گفته می شود. همچنین  باریکترین ناحیه دو طرف نقطه کانونی را ناحیه کانونی(focal zone)می گویند.
چون بافتهای  گوناگون بدن آدمی در ژرفای گوناگونی از پوست جا گرفته اند،برای کاربردهای تشخیص پزشکی و همچنین برای رساندن انرژی دلخواه به ژرفای دلخواه ،بهتر است عدسیهای کانونی مختلف را که دسته پرتو فراصوت  را اندک اندک باریک می کنند بکار گرفت.
سازندگان این دستگاه بیشتر شماره هایی مانند ( 8 – 4 ) ویا ( 11 – 7 ) را برای نمایش بزرگی ناحیه کانونی بکار می برند که کوچکترین شماره ،فاصله آغاز کانونی شدن است. روشن است که با تغییر قطر دسته پرتو با وسایل مکانیکی ( عدسی ) یا الکتریکی شدت فراصوت درسطح های گوناگون برش دسته پرتو تغییر می کند. این تغییر باعث ایجاد بیشترین شدت در ناحیه کانونی شده و خود این کار باعث می شود که بازتابهای بدست آمده از برخورد ناحیه کانونی به مرز مشترک بافتها، بزرگترین دامنه را نسبت به بازتابهای دیگر داشته باشد.
کانونی کردن الکترونیکی
در این روش با بکارگیری زمان تاخیر، می توان امواج را بگونه ای همزمان از شماری از کریستالها گسیل داشت. در این کار، امواج گرد هم آمده، سپس بازتابهای دریافتی بوسیله دستگاهی بنام تقویت کننده با هم یکی شده و بازتابهای دریافتی را بوجود می‌ آورند. برتری این دستگاه این است که می توان جایگاه نقطه ای که امواج روی آن کانونی می شود را تغییر داد و امواج را روی نقطه ای دیگر کانونی کرد.

چگونگی ساخت نگاره فراصوتی
امواج فراصوتی با گذاشتن ترانسدیوسر در تماس با بدن و با به کارگیری موادی که هوا را میان ترانسدیوسر و بدن از میان بر می دارد ( مانند آب ،روغن و یا ژل ) به بدن فرستاده می شوند. همین تراسدیوسر که تپ را تولید میکند ( فرستنده ) بگونه گیرنده یا آشکارساز نیز کار می کند. در اثر برخورد بازتابها به ترانسدیوسر و به علت نوسان آن ولتاژی تولید می شود که پس از تقویت این ولتاژ برای ساخت نگاره بکار می رود. تشخیص با فراصوت بر پایه بازتابی که امواج در بدن و بر روی مرز میان دو بافت متفاوت پیدا می کنند استوار است. این بازتاب هنگامی بوجود می آید که اختلاف در امپدانس صوتی دو محیط وجود داشته باشد. اگر چه امواج پژواک با دامنه بسیار کوچک ( نزدیک به 6/0 درصد انرژی تابیده به مرز میان کلیه و چربی بازتاب می یابد ) می توانند بوسیله گیرنده های حساس نمایان شوند ولی، هنگامیکه موجی نتواند بازتاب پیدا کنداز مرزهای سر راه گذر نموده و ممکن است در بخشهای ژرفتر به وسیله مرز میانی دیگری که تفاوت امپدانس را دارا باشد بازتاب یابد. گذر و نفوذ امواج فراصوت به علت کاهش بافتی، در بافتهای نرم محدود می شود.
همه انرژی امواج فراصوت در برخورد با مرز میان گاز یا هوا بکلی بازتاب می یابد و این خود سد بزرگی برای گذراندن فراصوت از راه گاز یا هر عضوی است که دارای گاز باشد.
وجود لایه هوا میان ترانسدیوسر و سطح پوست را که می تواند سد بزرگی برای گذر انرژی انرژی فراصوت باشد با واسطه هایی مانند روغن زیتون ، پارافین ، آب ویا گلیسیرین از میان می برند. از سوی دیگر اندازه جذب و سرعت فراصوت در استخوان بسیار بیشتر ازبافت نرم است. در نتیجه سونوگرافی از راه استخوان با مشکل روبروست و نتایج رضایت بخش به دست نمی آید. روش به کارگیری بازتابهای بدست آمده از تابش پرتوهای فراصوت متفاوت است. در اینجا برخی از آنها را بررسی می کنیم.

الف ) روشهای یک موج یا روش بازتاب تپ
تک موجی که از ترانسدیوسر گسیل میشود پس از برخورد به مرز میان دو محیط I و II که دارای اختلاف امپدانس صوتی هستند، بازتاب می یابد. زمانی که موج از ترانسدیوسر گسیل شده و پس از بازتاب به ترانسدیوسر می رسد یا به زبان دیگر ترانسدیوسر بازتاب را دریافت می کند زمان دیرکرد نام دارد.
اندازه چنین زمانی بستگی به سرعت صوت در محیط و طول راه پیموده شده به وسیله موج دارد. بر پایه این همبستگی که میان زمان و فاصله وجود دارد، روشی برای اندازه گیری به نام دستگاه اندازه گیری برد، وجود دارد که به صورت گسترده ای در تشخیص پزشکی امواج فراصوتی بکار می رود.

اسکن دامنه
  A-Scan از واژه Amplitude scan گرفته شده است که ساده ترین گونه نمایش فراصوت می باشد و با دامنه امواج بازگشتی سروکار دارد.
می توان از یک موج فراصوت برای اندازه گیری ژرفای مرز مشترکی که بتواند بازتاب ایجاد کند سود برد. اگر فرایندی که گفته شد با سرعت کافی و بیش از بیست بار در ثانیه تکرار شوند، برای بیننده احساس بینایی یکنواخت ایجاد می گردد. این روش را میتوان برای بررسی بسیاری از مرز مشترکهایی که سرراه امواج فراصوت هستند بکار گرفت. اسکن دامنه تنها فاصله دو مرز بازتابنده و اندازه بازتابش را به ما نشان میدهد.
بخشهای پایه ای یک دستگاه فراصوتی بازتاب تپ در کارهای تشخیصی که تپ های فراصوتی را گسیل کرده و سپس آنها را دریافت می کند از این قرارند:
1- تپ ساز
تپ ساز، تپ های مورد نیاز را تولید می کند. در این بخش بسامد تکرار تپ تولید می شود. PRF باعث ایجاد منظم و پی درپی تپ ها می گردد، سپس تپ های  مورد نیاز از دید کوتاهی زمان و همچنین دامنه بوجود می آیند. ولتاژی که این دستگاه برای برانگیختن بلور ترانسدیوسر - بصورت تپ - ایجاد می کند میان 200 تا 600 ولت و با آهنگ PRF فرستاده می شود. سیگنالهای یاد شده پس از رسیدن به بلور ترانسدیوسر آن را انگیخته کرده و امواج فراصوتی تابش می شوند.

2- گیرنده
گیرنده دستگاه ،همان بلور فرستنده است؛ یعنی بلور هم به صورت فرستنده و هم به صورت گیرنده کار می کند. در فاصله زمانی فرستادن یک تپ تا فرستادن تپ بعدی، که زمانی طولانی است 30msec) (15-  موج بازتابشی به کریستال یا گیرنده می رسد. این تپ مکانیکی بااثر پیزوالکتریک به یک تپ الکتریکی تبدیل می شود. تپ های الکتریکی گسیلی دامنه بسیار بزرگی دارند و به بخش دیگری که محدود کننده دامنه می باشد فرستاده می شوند. زیرا تپ های شدید می توانند باعث از میان رفتن بخشهای الکتریکی دستگاه شود.
 تپهای بازتابشی گستره دامنه ای از 1mv تا یک ولت دارند. پس دستگاه دارای یک گستره دینامیکی است. گستره دینامیکی در هر دستگاه نسبت کوچکترین تپ قابل آشکارسازی دریافتی به بزرگترین تپ دریافتی است که در هم ریختن تپ ها یا سیگنالها را به همراه ندارد  و با dBاندازه گرفته می شود.  DR = 120 db یعنی گستره ای دینامیکی است که تغییر دامنه یک تا یک میلیون وجود دارد و دستگاه می تواند دریافت کند بدون اینکه در هم ریختگی بوجود آید. پس حساسیت بسیار بزرگی برای تپ های بسیار کوچک دارد.
3- تقویت
بازتابش هایی که از مرزهای مشترک  دور می آیند کوچکتر از آنهایی هستند که از فاصله های نزدیک بازتاب می شوند. بهترین حالت این است که تپ الکتریکی بدست آمده از این بازتابش های بسیار کوچک به گونه ای نابرابر تقویت گردند که تپ های دور بیشتر و تپ های نزدیک کمتر تقویت شوند.تپ های بازتابشی فراصوتی ازدید شدت بسیار متفاوت هستند .برای نمونه شدت های بازتاب از صفر تا 90db تغییر می کند .این اختلاف دسی بل برابر اختلاف در شدتی نزدیک به یک میلیاردم (DR=1/1)  است. برای این کار تقویت کننده های لگاریتمی بکار گرفته می شوند .  دستگاه تقویت کننده تفاوت تپ های الکتریکی بسیار کوچک و بسیار بزرگ را بسیار کم می کند. دستگاه الکترونیکی که این کار را انجام می دهد جبران زمانی یا .T.G.C است. ضریب بهره در اینجا ضریب جبران بهره زمانی است. این T.G.C. دارای منحنی ویژه ای است. کنترل .T.G.C در اختیار کاربر دستگاه سونوگرافی است. این منحنی دارای بخشهای زیر است.
1- تقویت یا بهره نزدیک : که نشان دهنده اندازه بهره برای نزدیکترین بازتابش ها است.
2- تاخیر : زمان یا ژرفایی را تنظیم می کند که در آن TGC آغاز به کار می کند؛ یعنی برای نمونه در چه ژرفایی بهره انجام می شود.
3- شیب T.G.C : شیب T.G.C درجه بهره تپ های بدست آمده از بازتابش را که از ژرفاهای بیشتر می آید تنظیم می کند. این دگمه در دست کاربر است و کاربر می تواند تنظیم درجه بهره را برای کاهش های بافتی انجام دهد.
4-  بهره دور: بهره ای است که تنها برای تپ هایی که از ژرفای زیاد می آیند بکار می رود.
5-  افزایش : افزایش تپ ها را از یک بخش از منحنی T.G.C تقویت می کند ( برای نمونه تقویت از ناحیه دریچه میترال در بررسی کار قلب بوسیله سونوگرافی ). باید یادآور شد که هر کدام از بخشهای یاد شده دارای دگمه کنترل ویژه خود هستند تا با تغییر آنها سونوگرام دلخواه بدست آید.

پردازش سیگنالها
1- آشکارسازی : سیگنالهای بدست آمده از بازتابش در آغاز تقویت شده و سپس آشکار می شوند. کار آشکارسازی،  یکسو سازی موج ولتاژ متناوب به یک موج یکسو است. این کار یا با برگرداندن بخش منفی موج به جهت مثبت و یا از میان بردن آن انجام می شود.
 2- تبدیل اسکن: تبدیل کننده اسکن ،برون ده سیگنالهای آشکارساز را گرفته و ذخیره می کند. این سیگنالها داده های نگاره ای هستند و ذخیره سازی آنها پیش از فرستاده شدن برای نمایش اسیلوسکوپی انجام می شود. بنابراین تبدیل کننده اسکن مانند یک حافظه در یک دستگاه کار می کند و سیگنالها را به درجه های خاکستری اختصاص می دهد. به ذخیره این داده ها نیاز داریم زیرا داده های بدست آمده سرعت بیشتری از داده های مورد نیاز برای ساخت نگاره دارند.
3-  پیش پردازش و پس پردازش : کار پیش پردازش پیش از ذخیره دامنه بازتابها در تبدیل کننده اسکن رخ می دهد. در بیشتر دستگاههای سونوگرافی کنترل پیش پردازش در اختیار کاربر نیست و این فرایند تغییرهای دلخواه داده ها را بیش از نمایش انجام می دهد.
پس پردازش کار اختصاص درجه های خاکستری برای شماره های ذخیره شده در حافظه تبدیل کننده اسکن است. شمار درجه های خاکستری بستگی به ویژگی های حافظه دارد. پس پردازش ارزشهای عددی را تغییر نمی دهد. اختصاص ارزشهای عددی، درجه های خاکستری برای ترازهای روشناییهای گوناگون در روی صفحه اسیلوسکوپ برای بهینه سازی نمایش داده ها است و این کار ارزش پس پردازش را نشان می دهد. چشم انسان می تواند تنها 16 درجه خاکستری را تشخیص دهد.

اسکن روشنایی

B.Scan از واژه Brightness scan به معنی اسکن روشنایی گرفته شده است و در این روش به جای این که دامنه امواج نشان دهنده بازتابهای برگشتی باشد، می توان یک سری نقطه در راستای محور دید به وجود آورد که هر نقطه، روشنایی متناسب با دامنه امواج بازتابشی داشته باشد.مانند اسکن دامنه در این حالت نیز تنها یک راستای بخصوصی دیده می شود.
داده هایی که با دستگاه بازتابشی تک موجی گردآوری می شود ؛یکی داده هایی درباره فاصله و دیگری درباره دامنه بازتاب است. از آمیختن این داده ها نگاره ای روی سطح اسیلوسکوپ به گونه اسکن دامنه به دست    می آید. در اسکن دامنه و اسکن روشنایی، داده های به دست آمده تنها در راستای یک خط هستند. اسکن روشنایی پایه ساخت اسکن روشنایی دو بعدی و روشهای نگاره برداری دیگر است. می توان ترانسدیوسر فراصوتی را روی یک جاروبگر یا اسکنر مکانیکی که دارای حرکت دو بعدی است جا داد. این دستگاه میتواند راستا و جایگاه یک اسکن روشنایی را در هر وضعیتی به دست دهد.
اسکن روشنایی دوبعدی نمایش بخشی از عضو یا بدن است که موازی راستای حرکت پرتوهای فراصوتی    می باشد. اسکن روشنایی دوبعدی طرح اصلی نگاره برداری ازاعضای بدن به وسیله دستگاه فراصوت یا سونوگرافی است.
ساده ترین راه تصویر یک نگاره دو بعدی اسکن روشنایی این است که مجموع نقطه های ایجاد شده در اسکنهای روشنایی یک بعدی را در یک صفحه دید درنظر بگیریم. برای بدست آمدن یک نگاره تیز در این روش نیاز این است که دامنه بازتابهای گوناگون فاصله سطح بازتابی از سطح ترانسدیوسر و مختصات یا جایگاه خطوط دید اسکنهای روشنایی همگی بوسیله ماشین ضبط گردند. بنابراین برای ایجاد نگاره دوبعدی ،ماشین باید راهی برای تشخیص جایگاه ترانسدیوسر روی بدن بیمار در هر زمانی که داده های مربوط به اسکنهای روشنایی ضبط می شود داشته باشد.جمع شمار بسیاری از اسکنهای  روشنایی در راستاهای گوناگون نگاره اسکن روشنایی دوبعدی را به وجود می آورد که ارزش تشخیصی فراوانی در پزشکی دارد.
در دستگاه اسکن روشنایی مدارهایی که سیگنالها در آن فرایند سازی می شوند و ترتیبهایی که برای مدوله شدن روشنایی و همچنین آشکارسازی اسکن به کار گرفته می شود ،همه تنظیم شدنی و کنترل شدنی هستند. در این روش در حقیقت یک نگاره به صورت نقشه ای از مرزهای  مشترک  بافتها به دست می آید. در این روش اگر تکرار تک موجها را افزایش دهیم ( تا 2500 تپ در ثانیه )یعنی  زمان بیشتری را صرف اسکن کردن بیمار نماییم و همچنین اگر در هنگام گرفتن اسکن بیمار حرکتی نکند نگاره بهتری به وجود خواهد آمد.
دلخواه این است که پس از تابش تپ به وسیله بلور فرستنده ،بلور زمان کافی برای دریافت بازتاب داشته باشد تا داده های به دست آمده از سطوح بازتاب تداخل نبیند. داده های بدست آمده در برگیرنده داده های مربوط به بعدهای x و y و همچنین دامنه بازتاب Z می باشند.
داده های مربوط به مختصات: برای این که دستگاه فراصوت ،چشمه ایجاد بازتاب را در بدن تشخیص دهد باید مختصات و راستای ترانسدیوسر را در همه جهات بداند. داده های مربوط به مختصات از ابزارهای الکترونیکی ویژه ای که پتانسیومتر الکتریکی نامیده می شوند بدست می آید.
پتانسیومترها داده های مربوط به موقعیت مانند مختصات x و y را به ما می دهد. این مختصات روی یک منحنی جا دارند. رایانه متصل به دستگاه داده هایی درباره طول زمان رفت وبرگشت موج فراصوت و همه عاملهای لازم را با سرعت بسیار اندازه گیری و سرانجام نگاره را می سازد.
روشن است که برای به دست آوردن یک نگاره سونوگرافی با جداسازی خوب پتانسیومترها باید در هر زمان مختصات دقیق ترانسدیوسر را بدانند. اگر داده های مربوط به مختصات دقیق نباشد نگاره خراب خواهد شد.
همانگونه که پیش از این گفته شد داده های مربوط به x و y و دامنه تپ z در بخش دیگری از ماشین به نام تبدیل کننده اسکن یا سازنده اسکن درهم آمیخته می شوند. این دستگاه دارای حافظه است و با آمیختن داده های مربوط به x و y و z فرمتی را در رایانه ایجاد می کند که می تواند به نگاره تبدیل شود و اسکنهای گوناگون ساخته شوند. لازم به یادآوری است که در دستگاه های سونوگرافی مانند هر دستگاه الکترونیکی دیگر سیگنالهای مزاحم وجود دارند که می توانند علامتهایی دروغین را بر روی نگاره اصلی ایجاد کنند. ویژگی های رایانه و دستگاه اسکن روشنایی بسیار نزدیک به دستگاه اسکن دامنه است.

 

اسکن حرکتی

با به کارگیری روش اسکن روشنایی میتوان نمایش حرکت و زمان را به دست آورد. در این روش تپ های بدست آمده از بازتابها که به صورت روشنایی در آمده است را همزمان در راستای عمودی حرکت می دهند .
درنتیجه خطهایی بر حسب زمان به دست می آید . بازتاب از سطح های ساکن a و c خط های راستی را رسم می کند در حالی که سطوح بازتاب دهنده حرکت دار خط های مارپیچی به وجود می آورند.
این گونه نمایش در اکوگرافی و در عضوهای حرکت دار به کار گرفته می شود و بر حسب این که راستای ترانسدیوسر چگونه جا گرفته باشد سطح های گوناگون عضو دارای حرکت –قلب- می تواند بررسی شود. در این روش نه تنها سطح های گوناگون عضو دارای حرکت بررسی می شود ؛بلکه اندازه گیریهای کمی نیز می تواند انجام شود. از کاربردهای این روش بررسی حرکت های دیافراگم، سطح های دیواره آئورت، رگهای بزرگ و قلب می باشد.
برای ثبت خط های یاد شده در این روش یک دوربین عکاسی که فیلم در آن با سرعتی ثابت در حرکت است بکار می رودو سوی حرکت فیلم عمود بر خط زمان فراصوت می باشد.
در روش دیگر اسکن روشنایی را روی صفحه اسیلوسکوپ با سرعت ثابت به حرکت در می آورند ( با پیوند یک تولید کننده ولتاژ جاروبی و پایه زمانی کم سرعت به صفحه های xx` و سیگنالهای بازتابی به yy` این کار انجام می شود). تنها مشکل این کار کوتاهی زمانی است که در آن باید عکاسی را انجام داد ولی در عوض با این روش ضبط همزمان حرکت های بافت های گوناگون امکان پذیر است.

ترانسدیوسرهای فراصوتی ویژه
اکنون ترانسدیوسرهایی می سازند که اندکی از یک مداد بزرگتر است. این ترانسدیوسرها برای وارد کردن به درون رکتوم و واژن و برای بررسی اعضای مجاور ساخته شده اند. برخی از این دستگاهها تنها یک بلور دارند که بگونه ای مکانیکی چرخیده و سکتور ( یا قطاع ) 45 تا 90 درجه را اسکن می کند.


روش داپلر
 


روش داپلر در بررسی بافتهای متحرک به گونه گسترده ای در پزشکی بالینی کاربرد دارد. با بکارگیری بسامد داپلر (f  ) می توان داده هایی درباره سرعت حرکت سطح بازتاب کننده به دست آورد. این داده ها می توانند به وسیله گوش یا دستگاه بررسی شوند. مشکلاتی که کاربرد فراصوت تک موج ( مانند کاربری روغنها یا مواد واسطه مناسب و گذر فراصوت از گازها و 000) به همراه داشت در این روش هم وجود دارد.
با بکارگیری اثر داپلر می توان سرعت خون رابدست آورد. در این روش ترانسدیوسر امواج با بسامد بالا 10 MHz را به درون بافت گسیل می دارد و پرتوهای بازگشتی را دریافت می کند. f در اینحالت به زاویه میان پرتو فراصوتی و راستای حرکت خون و همچنین به سرعت جریان خون بستگی دارد با توجه به برابری f=2u/c(cos)f روشن است که بیشینه f در cos = 1 یا  = 0 وجود خواهد داشت. دو روش برای به دست آوردن f بکار می رود.
1- موج پیوسته:
 در این روش موج سینوسی پیوسته را به درون بافت گسیل می کنند. این موج دربرخورد با گلبولهای قرمز خون بازتابش می کند و بازتاب بسامد دیگری نسبت به موج گسیلی خواهد داشت. در این روش فرستنده و گیرنده امواج باید از همدیگر جدا باشند و باید دو ترانسدیوسر هم پوشانی داشته باشند. در روش یاد شده تغییرهای بسامد داپلری که مربوط به دیواره های رگ و قلب باشد با فیلتر کردن آن و به کارگیری آشکارساز بسامد داپلر امکان پذیر است. موج گذر کرده از فیلتر تقویت شده و ممکن است بصورت شنوایی در آید.
2- موج ناپیوسته :
در موج پیوسته زمانی برای دریافت بازتاب وجود نداشت. در روش موج ناپیوسته در طول زمان میان فرستادن دو موج پشت سر هم که طولانی است تپ بازتاب دریافت می شود و f بدست می آید. در این روش سرعت را می توان برای هر ژرفایی بدست آورد. در سامانه موج پیوسته بازتابشی که بدست می آمد میانگین بسامدهای گوناگونی بود که از ناحیه هم پوشانی باز می گشت.
یعنی اگر دو رگ در سر راه موج تابشی وجود داشته باشد که دارای سرعتهای خون متفاوتی باشند در سامانه موج پیوسته بسامدی که ما دریافت می کنیم ،میانگین بازتابش از دو رگ است و سرعت خون هیچ یک از رگها دقیق آشکار نمی شود. البته در بررسی های ویژه ای مانند بررسی کار قلب جنین، نیازی به دقت وجود ندارد زیرا تنها می خواهیم از کارکردن قلب جنین آگاه شویم.
در سامانه تپ موجی با PRF مخصوصی فرستاده می شود. این امواج با سطح های بازتابنده گوناگونی برخورد می کنند. اگر سطحی بی حرکت باشد تغییر بسامد دیده نمی شود ولی اگر حرکت داشته باشد f را خواهیم داشت.
بنابراین در هر ژرفایی بازتاب ویژه را داریم و حال اگر کاری کنیم که بگونه ای انتخابی در یک زمان تنها به یک تپ بازتابشی اجازه گذر دهیم یعنی تنها بازتابشی را از ژرفای z تقویت کرده و باقیمانده را حذف کنیم خواهیم دید که از همه بازتابشها با بسامدهای گوناگون تنها یکی برگزیده شده است وسیگنال انتخاب شده بازگشتی پشت سرهم خواهد بود که در اینجا می گویند تپ های A دریچه سازی شده اند. موج بدست آمده به علت حرکت جریان خون در یک رگ خونی به خصوص ،بسامد بازگشتی متفاوتی دارد. بنابراین f در اینحالت به دست آید.
 اگر بار دیگر برای سیگنال بازگشتی B کار دریچه سازی را انجام دهیم f مربوط به ژرفایی به دست می آید که سیگنالهای B از آن بازگشته اند و در ژرفای بیشتری نسبت به A جا دارد؛ زیرا B از دید زمانی پس از A دریافت گردیده است. پس از راه تغییر دریچه سازی بسامد f و در حقیقت سرعت برای ژرفاهای گوناگون به دست می آید. باید یادآور شد که بسامد به دست آمده از موجهای بازگشتی مربوط به یک نقطه هندسی نیست بلکه مربوط به یک حجم است و موج بازگشتی میانگین بسامد امواج بازگشتی از این حجم را دارد. با کوچکتر کردن دریچه می توان جسم کوچکتری را بررسی کرد این کوچک کردن حدی دارد که همان حد جداسازی محوری است.

دستگاه داپلر رنگی

در این دستگاه برای دریافت امواج بازگشتی زمان تاخیر میان دو موج گسیلی را تغییر می دهند و از این راه از ژرفاهای گوناگون نمونه برداری کرده و به بررسی آنها می پردازند. با در نظر گرفتن ژرفای مورد مطالعه زمان تاخیر مناسب را برگزیده و امواج را گسیل می کنند و با بررسی امواج بازگشتی حرکت های موجود در ژرفای برگزیده را می بینند .با این کار یعنی کوچکتر کردن دریچه، نمونه های بیشتری در یک حجم بررسی می شوند. برای نمونه می توان یک رگ را به چند بخش از دید ژرفا تقسیم کرد. و سرعتهای بخشهای مختلف آن را اندازه گرفت. حال اگر برای هر سرعتی رنگی در نظر گرفته شود سرعتهای گوناگون درون بافت ها را می توان با رنگ های گوناگون نشان داد.
رنگ های بکار گرفته شده از سرخ تا آبی تغییرمی کند. برای بسامد های بیشتر ( f + f ) رنگ سرخ و بسامدهای کوچکتر ( f – f ) رنگ آبی نسبت داده می شود. روشن است که گستره رنگهای سرخ می تواند بزرگ باشد ( چند رنگ سرخ ) برای نمونه در زنش سیستولیک که بسامد افزایش می یابد رنگ قرمز و در زنش دیاستولیک که حرکت برگشتی و بسامد کوچکتر است رنگ آبی را نسبت می دهند و علت اینکه به این روش بررسی، داپلر رنگی می گویند این است که سرعت به رنگ تبدیل شده است.

دستگاه داپلکس


در این دستگاه نگاره داپلر رنگی را روی نگاره اسکن روشنایی می اندازند بنابراین ترکیبی از آناتومی و حرکات یک عضو بصورت تغییر رنگ می تواند دیده و بررسی شود. در این روش در آغاز نگاره اسکن روشنایی ساکن از عضو بررسی می شود، سپس با بکارگیری دستگاه داپلر رنگی جریانهای مایع و حرکتها را بسته به جای ترانسدیوسر تشخیص می دهند .نگاره بدست آمده برپایه تغییر دامنه امواج و تغییر بسامد امواج گسیلی می باشد که بوسیله رایانه ای روی صفحه نمایش بر روی هم جا گرفته و آمیخته می شوند.
برای نمونه اگر بخواهیم رگی را بررسی کنیم درون رگ را سرخ پررنگ می بینیم و به نزدیک دیواره که   می رسیم سرخی کمرنگتر می شود.
 با بکار بردن ترفندهای رایانه ای می توان صدا و طول موج ساختار مورد بررسی را بدست آورد. اگر در این بررسی جایگاه مکان  نما، زاویه و سوی زاویه را تغییر دهیم  به گونه ای که مکان نما با رگ موازی شود سرعت دقیق بدست می آید. در دستگاه داپلکس سه کار همزمان انجام می شود:
1- دیدن نگاره عضو تحت بررسی
2- دیدن چگونگی حرکت از راه تغییر رنگ
3- بدست آوردن اندازه سرعت و دیدن شکل موج
این روش بیشتر در تشخیص بیماریهای قلبی و رگی مانند نارساییهای تلمبه قلبی و گرفتگی رگها بکار       می رود. اگر گرفتگی رگی در یک رگ وجود داشته باشد می توان آنرا دید زیرا در جایی که رگ گرفته شده تنگی رگ وجود دارد بنابراین برابر قوانین برنولی ( Bernowlli ) سرعت خون در آنجا افزایش می یابد پس رنگی که در جایگاه تنگی رگ خواهیم دید از بخشهای دیگر رگ متفاوت خواهد بود.
در این دستگاه شمار نگاره های که در یک ثانیه گرفته می شود به 400 نگاره در ثانیه هم می رسد یعنی بسیار بیشتر از 25 نگاره در ثانیه ( تا نگاره ها پیوسته دیده شوند ). هر چه شمار نگاره بیشتر باشد توان جداسازی نگاره بهتر می شود. می توان نگاره ها را دوباره نمایش داد و با تغییر زمان سرعت حرکت نمایش را کاهش داد. بنابراین می توان رخدادهای موجود در یک عضو را به گونه ای کامل و دقیق دید و نگاره ها را نیز تک تک دید و بررسی کرد.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

امواج فراصوتی

هرموج شنوایی یا فراصوتی یک آشفتگی مکانیکی در یک محیط گاز، مایع و یا جامد است که به سوی بیرون از چشمه صوتی و با سرعتی یکنواخت و معین حرکت می کند. در حرکت یا گسیل موج مکانیکی ماده منتقل نمی شود. 
اگر نوسانهای ذره ها درراستای عمود بر گسیل موج باشد موج عرضی است که بیشتر در جامدها رخ می دهد و اگر نوسان امواج در راستای گسیل امواج باشد موج طولی است . انتشار امواج در بافتهای بدن به گونه امواچ طولی است از این رو ما در پزشکی با این گونه امواج سروکار داریم .
اگر نوسانهای پرده یک بلندگو را بررسی کنیم که با بسامد f  نوسان میکند، می تواند چگونگی رفتار صوت را ارزیابی کرد. نوسان باعث ایجاد افزایش و کاهش موضعی فشار نسبت به فشار در محیط هوا می گردد. نقطه های با فشار بیشتر فشردگی و نقطه های کم فشار انبساط نامیده می شود.
هنگام عبور امواج از ماده، ذره های موجود در ماده در اثر امواج در محلشان به پس و پیش و لرزه در می آیند، بگونه ای که انرژی تابیده در سوی موازی با لرزه ذره ها از ماده گذر می کند. ذره ها در درون ماده تنها حرکات پس و پیش را به پیروی از انرژی موج انجام می دهند. این ذره ها حرکت آزاد در درون ماده را پیدا نخواهد کرد. انرژی موجی که باعث حرکت ذره ها می گردد ،هنگام گذر باعث به هم خوردن نظم و تعادل در ماده می شوند.
ذره مادی در اثر نیرو از حالت آرامش یا تعادل در ماده خارج می شود.

ویژگیهای امواج فراصوت

طول موج:
فاصله میان دو نقطه در موج که ویژگی فیزیکی یکسانی را داشته باشند - برای نمونه دو مرکز فشردگی -را طول موج می گویند.
بسامد (f):
شمار تکرار کامل موج در یک ثانیه را بسامد یا فرکانس می گویند یکای بسامد مانند دیگر امواج ،هرتز است .پس یک هرتز یک نوسان در یک ثانیه است.
پریود (T):
 پریود یا دوره تناوب طول زمانی است که موج یک زنش کامل انجام می دهد. بنابراین وابستگی میان پریود و بسامد چنین است:
                                   f= 1/T                            یا                        T= 1/f
سرعت گسیل موج :
 فاصله ای که موج در یکای زمان می پیماید سرعت گسیل موج است.
سرعت امواج فراصوتی ( همه پارامترهای فیزیکی برای صوت شنوایی و فراصوت و یا اینکه همه نوسانهای مکانیکی همانند است ) با چگالی گسیل موج و چگونگی فشردگی محیط چنین رابطه دارند:

هر چه ماده متراکم تر باشد سرعت بیشتر است یعنی هر چه مولکولها کوچکتر باشد جابجا کردن آنها ساده تر است.
هر چه توانایی فشردگی ماده بیشتر باشد ،سرعت فراصوت کمتر است .در حقیقت فشردگی کسری از تغییر حجم ایجاد شده بوسیله تغییر فشار است. البته کار به سادگی گفته بالا نیست زیرا وابستگی وارونه دارند .یعنی با افزایش یکی دیگری کاهش می یابد ( سرعت ثابت ) . سرعت گسیل موج فراصوت به بسامد بستگی ندارد.
دیده می شود که سرعت موج در بافتهای نرم به هم نزدیک است ولی سرعت امواج در استخوان بسیار بزرگتر است ( نزدیک چهار برابر ). فراصوتی با بسامد یک میلیون هرتز ( 1 MHZ )  در آب با سرعت 1500 m/sec  دارای طول موج   0.15 cm   است.

بازتابش
امواج مکانیکی -که فراصوت نیز نمونه ای از آن است -دربرخورد با اجسام سر راه بازتاب می یابند. این بازتابش چند گونه دارد. در بازتابش آینه ایSPECULAR ) ( که در رویه تخت و صیقلی انجام     می گیرد ،راستای تابش و بازتاب یکی است. در بازتابش نا آینه ای موج به رویه ناصاف برخورد    می یابد.
گونه دیگر از بازتابش، پراکندگی است که مانند بازتابش ناآینه است تنها در این بازتابش موج به ذره کوچک برخورد می کند و این ذره خود مانند چشمه فراصوت کارمی کند و در همه راستاها،موج گسیل می شود.
برخورد امواج فراصوتی به مرز میان دو محیط:
هنگامی که موجی با زاویه عمود به مرز مشترک دو بافت برخورد می کند، بدون هیچ انحرافی از محیط دوم و در راستای تابش گذر می کند .البته بخشی در همان راستا بازتاب می شود. اگر تابش امواج به گونه مایل به مرز مشترک بافتها انجام گیرد و سرعت صوت  c  در دو محیط یکسان نباشد موج در محیط دوم شکسته می شود .

قانونهای اسنل
هنگامی که موج فراصوتی به مرز مشترک دو محیط برای نمونه هوا – بافت برخورد نماید ،بخشی از آن بازتاب پیدا کرده و بخشی به درون آن راه می یابد. برابر قانون های اسنل:
(a موج تابشی و بازتابشی و گذری در یک صفحه اند.
(b زاویه تابش با زاویه بازتابش برابر است.
اگر تابش به اندازه ای برسد که زاویه شکست  90  درجه شود، یعنی مماس بر مرز مشترک دو محیط،
زاویه تابش در این حالت زاویه بحرانی نامیده می شود.
در این حالت موج  وارد محیط دوم نخواهد شد و بازتاب کلی داریم.
نمونه سرعت فراصوات در بافت نرم  1540 m/s است .اگراین سرعت در استخوان  4080 m/s باشد و زاویه بحرانی نزدیک به 22  درجه باشد ،هیچ گونه انرژی فراصوت وارد استخوان نخواهد شد.

 

ضریب بازتابش و گذر:
امواج هنگامی که به مرز مشترک دو محیط مادی می رسند می توانند از آن گذر کنند. از دید فیزیکی چنین حالتی هنگامی رخ می دهد که دو محیط در تماس کامل باشند. اگر امپدانس صوتی دو محیط برابر باشد امواج بدون اینکه تحت تاثیر دو محیط باشند از آن محیط می گذرند ( البته شکست می تواند صورت بگیرد ) ولی زمانی که امپدانس های صوتی دو محیط با هم برابر نباشند موج تابنده به پیروی از شرایط فیزیکی دو محیط - سرعت و فشار ذرات - در مرز مشترک به دو بخش بازتابشی و گذری تقسیم می شود.

هنگامی که امواج صوتی به دیواره سخت برخورد می کنند ( برخورد امواج صوتی به کوه ) بازتاب می یابند. در این جا بازتاب یا اکو یا پژواک هنگامی بوجود می آید که اندازه های دیواره سخت ( رویه بازتاب کننده ) نسبت به طول موج امواج تابشی بسیار بزرگتر باشد .
هر اندازه که دانسیته یا چگالی محیط دوم ( رویه بازتاب کننده ) بیشتر باشد دامنه بازتابش بلندتر و امواج شنیدنی آشکارتر خواهد بود.( برخورد فریاد با سنگهای کوه ) . از سوی دیگر هر چه طول موج تابنده کوچکتر باشد بازتاب اکو بهتر انجام می شود ( مانند این است که رویه بازتاب دهنده بزرگتر است ). از گفته های بالا پیداست که پدیده بازتابش درباره امواج فراصوت که طول موج کوتاهتری دارند ،بهتر انجام خواهد گرفت.
 برای نمونه اگر غده یا توموری به اندازه های 4 x 4 x4 سانتی متر در بافت کبد وجود داشته باشد ،به علت اختلاف امپدانس صوتی میان بافت سالم کبد و بافت توموری و همچنین اختلاف بزرگ میان طول موج فراصوت ( نزدیک به 1 میلیمتر ) و اندازه های تومور ( نسبت 1/40 ) امکان بازتاب در مرز مشترک غده و بافت سالم وجود خواهد داشت و بازتابش در این مرز مشترک به بهترین صورت نمایان        می شود.


جذب و کاهش شدت امواج فراصوتی

جذب


هنگام گذر موج فراصوتی در محیط انرژی آن جذب محیط می شود. دراین پدیده انرژی گرفته شده از موج تابشی آغازین ،پس از زمان ویژه ای به نام زمان دیرکرد به موج تابشی نخستین می پیوندد. جذب شدید انرژی موج فراصوتی تابشی ،هنگامی انجام می گیرد که در پدیده رهایی از فشار، موجی که به موج تابشی آغازین می پیوندد در برابر آن باشد ( اختلاف فاز ) در اینجا اندازه انرژی جذب شده به اندازه انرژی تابشی آغازین که تغییر شکل داده بستگی خواهد داشت.
در بسامدهای پایین فراصوتی ،زمان دیرکرد که انرژی تغییر شکل یافته به موج تابشی آغازین می پیوندد کوچک و نادیده گرفتنی است ،پس جذب شدید نیست ولی اندازه جذب با افزایش بسامد افزایش می یابد و هنگامی به بیشترین اندازه خود میرسد که انرژی تغییر شکل یافته برای پیوستن به موج تابشی آغازین درست در برابر آن جا گیرد ( اختلاف فاز کامل ). اگر بسامد از این اندازه بالاتر رود زمان برای تغییر شکل انرژی کوچک شده و در اینجا اندازه جذب ،باز کاهش می یابد.

 

 


تضعیف
تضعیف جمع انرژی هایی است که بعلت جذب و پراکندگی از موج تابشی برداشته می شود. این کاهش با جنس ماده ( ویسکوزیته ) و بسامد تابش بستگی دارد.
اگر شدت  و دامنه موج تابشی آغازین پیش از برخورد به بافت  Io  و Ao  ( در فاصله x=o ) و در ژرفای x  سانتی متر I و A  باشد میان دو شدت و دو دامنه بستگی زیر وجود دارد.
I = Io e-μx       وA = AO e-μx     ضریب تضعیف موج فراصوتی در یک ماده یا بافت است. در گذر انرژی فراصوتی از یک محیط- برای نمونه یک بافت- اگر dB را بر سانتیمتر بخش کنیم پایای   بگونه dB/cm بدست می آید . این پایا به امپدانس صوتی، ویسکوزیته محیط و بسامد بستگی دارد بنابراین می توان آنرا dB/cm/MHZ  هم نشان داد. نام دیگر این یکا Neper/cm است . دیده می شود که هرچه محیط فشرده تر باشد کاهش بیشتر است. برای نمونه این ضریب برای ماهیچه بیشتر از خون است و این در سونوگرافی با ارزش است. برای نمونه اگر نگاره سونوگرافی را بررسی کنیم نقطه های روشن نشان دهنده بافتهای نرم است،زیرا در اینجا کاهش کوچکتری نسبت به نقطه های تاریک انجام گرفته است و موج فراصوتی با انرژی بیشتری همراه است ( یک کیست هیداتیک ) در جایگاههای نقطه های تیره بافتهای سخت تر وجود دارد و در این نقطه ها کاهش بیشتری داریم ( مانند یک تومور ). تغییرهای شدت موج فراصوتی بگونه ای نمائی (اکسپوتانسیل) انجام می شود .
نگاره های صوتی یا سونوگرام بر پایه بازتابش و کاهش انرژی بدست می آیند. برای نمونه اگر 90%  شدت فراصوت در گذر از یک سانتی متر بافت کاهش یابد ،پس از پیمایش یک سانتیمتر تنها 10% از شدت آن باقی می ماند و پس از پیمایش 2 cm  این اندازه به 1%  و پس از 3 cm  به 0.01% و ...   می رسد. این کار را با بکارگیری دسی بل می توان نشان داد. پس از یک سانتیمتر:
dB = 10 log10 I2/I1                                           
 (-1) = -10 => dB = -10       * dB= 10 log10 10/100 = 10
نشانه منفی ، نمایشگر این است که با گذر موج از ماده از شدت آن کاسته می شود . با همین روش میتوان دسی بل را پس از 2 سانتیمتر به ترتیب -2 dB و -3 dB  به دست آورد.
برای به دست آوردن اندازه کاهش انرژی فراصوت در گذر از یک فاصله در یک محیط ضریب تضعیف محیط را در فاصله گذر آن ضرب می کنند.
کاهش انرژی در یک بافت در حالتهای مختلف متفاوت است ولی در کاربرد آن را یکسان می گیرند.


اثر داپلر
هنگامی که امواج صوتی یا فراصوتی به یک دیواره سخت برخورد نمایند بازتاب می کنند. در این بازتاب چنانچه چشمه تابش صوت و گیرنده ثابت باشند بسامد امواج تابنده و بازگشتی با هم برابرند .
اگر گیرنده به سوی چشمه موج حرکت کند و یا چشمه موج به سوی گیرنده حرکت نماید - چشمه موج و گیرنده به هم نزدیک شوند -طول موج بازتاب یافته فشرده شده و بسامد آن افزایش می یابد. بر عکس اگر گیرنده یا چشمه موج حرکت کرده و فاصله آنها زیاد شود بسامد موج بازتاب کاهش می یابد.
 با توجه به این که سرعت گسیل فراصوت ثابت است ،تغییر در طول موج به گونه ای مستفیم بر بروی بسامد اثر خواهد گذاشت. این اثر داپلر خوانده می شود. هنگامی که قطاری با سروصدای زیاد به شما نزدیک و سپس دور می شودتغییر بسامد بوق قطار که بگونه پیوسته نواخته می شود،بعلت اثر داپلر به آسانی تشخیص دادنی است.

پدیده داپلر در تشخیص پزشکی با به کارگیری فراصوت ارزش فراوانی دارد که پس از این درباره آن گفتگو خواهد شد.

تولید و آشکار سازی امواج فراصوتی:
خفاشها نوسانهای مکانیکی فراصوت تولید و در فضا پخش می کنند و با در یافت پژواکهای ( بازتابها ) این امواج - پس از برخورد با دیواره که ممکن است شکار باشد -کار ره یابی را انجام می دهند.
در جنگ جهانی دوم دانشمندان دریافتند که اندیشه تولید امواج فراصوت را می توان درره یابی کشتیها بکار گرفت و پس از جنگ ،مهندسان دستگاههایی را برای کاربردهای تشخیصی و درمانی فراصوت ساختند.
فراصوت به روشهای گوناگونی تولید می شود که از آنها می توان دو روش پیزوالکتریسیته و مگنتواستریکسیون را نام برد.

الف- اثر پیزوالکتریسیته

 


بر هم کنش فشار مکانیکی و نیروی الکتریکی را در یک محیط اثر پیزو الکتریسیته می گویند.
 فشردن برخی از بلورها در راستای ویژه ای از بلور نیروی الکتریکی ایجاد می کند و بر عکس ایجاد اختلاف پتانسیل در دو سوی همین بلور و در همان راستا باعث فشردگی و انبساط آن می گردد یا به زبان دیگر تغییر بعد در آن به وجود می آورد . می توان گفت که تغییر پلاریزاسیون الکتریکی در یک بلور باعث تغییر حالت کشسانی بلور می شود و تغییر حالت کشسانی بلور باعث دپلاریزاسیون آن می گردد. اثر پیزوالکتریسیته تنها در بلورهایی که دارای تقارن مرکزی نیستند وجود دارد .
 راستایی که در آن کشش یا فشار پلاریزاسیونی به موازات نیروی وارده پدید می آورد ،محور پیزوالکتریک یا محور الکتریکی بلور نامیده می شود و مواد دارای این ویژگی را مواد پیزوالکتریک می گویند.
بلور کوارتز از این دسته مواد است و از نخستین اجسامی است که این ویژگی در آن کشف گردید و هم اکنون هم برای تولید امواج فراصوت بکار برده می شود . موادی مانند بلور کوارتز، واسطه ای برای واگردانی انرژی الکتریکی به انرژی مکانیکی و بالعکس می باشند و مبدل یا ترانسدیوسر نام دارند .
بلوری از کوارتز به بزرگی یک سانتیمتر اگر زیر فشار یک اتمسفر باشد ،اختلاف پتانسیل الکتریکی یک ولت را بوجود می آورد( از این رو می توان این پدیده را در سنجش فشار بکار برد.)
اگر چه مواد بلوری طبیعی که دارای اثر پیزوالکتریسیته باشند ،فراوان هستند ولی در بکارگیری فراصوت در تشخیص پزشکی ،کریستالهایی بکار گرفته می شود که سرامیکی بوده و به گونه مصنوعی تهیه می شوند. نمونه این کریستالها ،آمیخته ای از زیرکونیت سرب و تیتانیت سرب است که در هنگام ساخته شدن می توانند پلاریزه شده و به شدت دارای ویژگی پیزو الکتریسیته گردند . همه این فراورده ها وابسته به گروهی از مواد که فروالکتریک نامیده می شوند هستند.

 

 

ب- اثر مگنتواستریکسیون
این ویژگی در اجسام فرومنیتیک تحت تاثیر میدان مغناطیسی به وجود می آید . اجسام یاد شده در این میدانها تغییر طول می دهند و بسته به بسامد جریان متناوب به نوسان در می آیند و می توانند امواج فراصوتی تولید کنند.

 

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
امواج اولتراسوند و کاربردهای پزشکی آن
در رادیولوژی ، پرتو می تواند ساختمان های نهان بدن را آشکار سازد. در آشکارسازی ساختمانهای درونی گاهی از موادی به نام حاجب استفاده می شود. زیانهایی که درتابش پرتو رونتگن و کاربرد مواد حاجب وجود دارد ، دانشمندان را به فکر انداخت تا تابشها و روشهای دیگری برای پی بردن به آناتومی ساختمانهای نهان بکارگیرند.
یکی از روشها کاربرد تشخیصی امواج فراصوت است. در کاربرد امواج الکترومغناطیسی رونتگن از نفوذپذیری آن و همچنین اختلاف جذب پرتو در برخوردش با اتمهای سر راه سود برده می شود درحالی که ویژگی بازتاب امواج مکانیکی فراصوت در برخورد با مرز مشترک بافتها به کار گرفته می شود.
فراصوت یا اولتراسوند تشخیصی یکی از رشته های دانش پزشکی است که گاهی می تواند داده های بیشتری را در مقایسه با رادیولوژی فراهم سازد. از سوی دیگر برای جنین هم خطر کمتری دارد. برای پی بردن به ساز و کار یا مکانیزم کار امواج فراصوتی ،آشنایی با فیزیک آن نیاز است از این رو در این جا ویژگیهای فراصوت بررسی می شود.
واژه  فراصوت یا اولتراسوند به امواج مکانیکی گفته می شود که بسامد یا فرکانس آنها بالاتر از حد شنوایی انسان باشد ،گوش انسان می تواند امواج میان 20 هرتز تا 20000 هرتز را بشنود.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

Preparing For MRI Exams
- چه کارهایی برای آماده شدن برای اسکن باید انجام دهید.
دارویی: این خیلی مهم است که داروهایی که بطور منظم استفاده می کنید همراه داشته باشید تا کارکنان بدانند شما چه داروهایی به طور مرتب می خورید .
غذاها و نوشیدنی ها : شما ممکن است هر چیزی که دوست دارید قبل از اینکه شکم شما مورد اسکن قرار بگیرد بخورید یا بیاشامید در حالی که ممکن است لازم باشد چند ساعتی قبل از آزمون چیزی نخورید و مقداری ماده کنتراست بنوشید . وقتی شما برای آزمونتان به بخش میرسید متصدی پذیرش MRI شما را صدا کرده و دستورالعملی را که نیاز دارید به شما می دهد. در آن زمان شما می توانید تقریباً حدس بزنید آزمون شما چقدر طول می کشد.

- اسکن  MRI: کی باید برسید؟
شما باید 15 دقیقه قبل از وقت به محل برسید . این موضوع زمان لازم را برای کامل کردن امور دفتری به شما می دهد و لباستان را عوض کرده و سؤالهای خود را از تکنولوژیست درباره اسکن بپرسید قبل از اینکه ما اسکن را شروع کنیم.
- در طی اسکن چه اتفاقی می افتد؟ لباسها / وسایل فلزی
برای همه اسکن های MRI شما در ابتدا باید به محل تعویض لباس رفته و لباسهایتان را عوض کنید و در قفسه های قفل دار قرار دهید اگر چه بهتر است وسایل قیمتی خود را در خانه بگذارید . اگر وسایل فلزی مثل جواهرات ، دندان مصنوعی ، عینک یا سمعک دارید درکار اسکن مداخله میکند . ما از شما می خواهیم که آن ها را در آورید و اگر  کارت اعتباری در جیب شما باشد در طول اسکن میدان مغناطیسی به کار و شما صدمه وارد می کند.
در اسکن مغز بیماران، نباید آرایش وجود داشته باشد چون اثرات بدی روی کنتراست به جا می گذارد.
- آمادگی تزریق داخل وریدی
تعداد زیادی از بیماران در طول زمان اسکن مواد کنتراست داخل وریدی برای داشتن تصویر واضح از ناحیه ای که اسکن می شود دریافت می کنند . اگر دکتر شما مشخص کند که این روش اسکن   MRI باید با ماده کنتراست تقویت شود تکنولوژیست یک I V در بازوی شما در طول زمانی که اسکن می شوید قرار می دهد.
- اسکن
بعد تکنولوژیست شما را به اتاق MRI می آورد و روی تخت می خوابید . تکنولوژیست بخشی از بدن شما را در قسمت وسط مغناطیسی استوانه ای پوزیشن می دهد . اسکنر با هیچ چیز تماس ندارد. چون اسکنر صدای بلندی برای گرفتن تصاویر ایجاد می کند تکنولوژیست به شما پیشنهاد می کند که با هدفون به موزیک با صدای کمتر گوش دهید. تکنولوژیست اتاق را ترک می کند اما بوسیله پنجره معاینه در محل و همچنین ارتباط صدایی در هرزمان با بیمار درارتباط است . شما باید کاملاً آرام دراز بکشید و ممکن است از شما بخواهند که درحین گرفتن تصاویر نفس خود را نگه دارید.

هر اسکن MRI کاملاً جداگانه است و به احتیاجات هر بیمار بستگی دارد. اگر شما اسکن MRI قبلی انجام داده اید. اگر آزمون دیگرتان طولانی تر یا کوتاهتر شد نگران نشوید . بعد از اسکن مقدماتی شما اگر شما یک داروی کنتراست احتیاج داشته باشید تکنولوژیست شما را از مگنت بیرون آورده و ماده کنتراست داخل وریدی به بازوی شما تزریق می شود. سپس تکنولوژیست شما را به پوزیشن اولتان در مگنت بر می گرداند. بعد از گرفتن همه تصاویر ممکن است از شما بخواهند که چند دقیقه ای منتظر بمانید تا رادیولوژیست تصاویر تهیه شده از شما را بازنگری کند و شما مطمئن باشید که ما دقیقاً همان چیزهایی که دکتر شما خواسته است گرفته ایم. بعد شما لباس پوشیده و بخش را ترک می کنید.
- ماده کنتراست
ماده کنتراست یا عوامل کنتراست ( بعضی مواقع مواد رنگی نامیده می شوند ) ارگانها و نمای عروق شما را روشن می کنند تا رادیولوژیست آنها را بهتر ببیند . در زمان قبل شما قبلاً برای بررسی کلیه ،CT  اسکن یا آنژیوگرافی مورد اکسپوژر قرار گیرد . در گذشته اغلب عوامل کنتراست می توانست منجر به واکنش آلرژیک در بعضی افراد شود. امروزه مواد کنتراست میزان بروز واکنش بسیارنادر است در حقیقت ، اغلب بیماران در طول تزریق هیچ احساسی نمی کنند.
- بعد از اسکن
شما هیچ محدودیتی بعد از داشتن یک اسکن MRI ندارید و می توانید هر فعالیتی انجام دهید . برای حذف بهتر ماده کنتراست از بدنتان به وفور مایعات بنوشید.


 
 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
کنترل کیفی در تصویربرداری تشدید مغناطیسی ( MRI )
فرایند کنترل کیفی در تجهیزات MRI به منظور بیان استاندار اندازه گیری در آزمونهای روزانه و تعیین وثبت تغییرات ایجاد شده در سیستم، انجام می گیرد. اگر چه تعریف استاندارد را نمی توان بطور دقیق مطرح ساخت،‌ ولی هدف فرایند کنترل کیفی ،‌ شناسایی هر گونه تغییرات ایجاد شده در کارایی سیستم می باشد. ثبت اندازه گیری های روزانه در فرایند کنترل کیفی برای تجهیزات MRI به عنوان یک بخش مهم و ضروری در این فرایند مطرح می گردد. هدف نهایی از انجام فرایند کنترل کیفی،‌ دستیابی به بالاترین کیفیت تصویر می باشد.
 


ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

MR Angiography      

MRI یا magnetic resonance imaging (تصویر برداری تشدید مغناطیسی) روش و متد ساخت تصاویر با جزئیات از بافتها و ارگانهای بدن بدون استفاده از اشعهX  می باشد..
MRA  یا  MR angiography ، آزمون عروق خونی مى باشد.این  آزمون  برای شناسایی، تشخیص و کمک به درمان اختلالات قلبی و بیماریهای عروق خونی، انجام مى گردد.
MRA  تصاویر با جزئیات بسیاراز عروق خونی بدون استفاده از مواد کنتراست زا فراهم مى کند. اگر چه امروزه استفاده از مواد کنتراست زا ، تصاویر MRI  را واضح تر می نماید، روش کار بدون درد است و فیلد مغناطیسی هیچگونه آسیب بافتی ایجاد نمى کند.

اندیکاسیون MRA

1- بسیاری از بیماران با بیماریهای شریانی ، امروزه با این روش در بخش رادیولوژی، مشکل آنها شناسایی و درمان می شود( جایگزین انجام عمل جراحی در اتاق عمل). MRA روش بسیار سودمند شناسایی مشکلات عروق خونی و تعیین بهترین روش درمان برای آن گروه از مشکلات می باشد.
2- عروق شریانی کاروتید در گردن که هدایت کننده خون به مغز می باشد، محل معمول آرترواسکلروزیس می باشند.این عروق بعلت آرترواسکلروز به شدت تنگ شده یا کاملاً دچار انسداد می گردند ، بدین صورت جریان خون به سمت مغز کاهش یافته و حتی Stroke (سکته) نیز حاصل مى گردد.
در صورتی که اولتراسوند، این بیماری ( آرترواسکلروز ) را نشان دهد، بسیاری از جراحان پس از تائید بیماری با MRA  عمل جراحی اضطراری را انجام می دهند.
3- MRAکاربرد فراوانی در کنترل بیماران از جهت عروق مغزی دارد.  
Intracranial arteries disease)    )
بنابراین تنها برای آن دسته از بیماران با یافته های مثبت از جهت وجود بیماری ، لازم به استفاده از روش تهاجمی آنژیو با کاتتر خواهد بود.
4- MRA  همچنین برای شناسایی بیماریهای آئورت و عروق خونی تامین کننده کلیه ها ، ریه ها و پاها استفاده می گردد.
5- بیماران با پیشینه و History خانوادگی آنوریسم شریانی ( حالت بالونی خارج از سگمان دیواره عروق) با کمک MRA از لحاظ وجود چنین اختلالی بررسی می گردند. در صورت وجود آنوریسم، MRA با تشخیص بهنگام خود ممکن است عمل جراحی را برای چنین بیماری رد کرده و از خونریزی شدید جلوگیری نماید.

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آماده سازی برای آزمون  MRA 
فیلد مغناطیسی MRA  هر شئ و جسم حاوی آهن داخل بدن مثل باتری قلبی heart pacemaker ،
intrauterine device  ، vascular acces port ، metal plate ،  pins، screws، staples  را جذب می کند.
پرسشنامه ای با اشاره به این نکات ( داشتن اجسام آهنی) باید در اختیار بیمار قرار گرفته تا بیمار به آنها پاسخ دهد. رادیولوژیست یا تکنولوژیست بهتر است از هر گونه مورد و item مثل داشتن گلوله در بدن ، کارکردن با فلزات یا داشتن جایگزین مفصلی مطلع باشد. در صورت وجود هر گونه مشکلی تصاویر x-ray  را می توان برای شناسایی جایگزین نمود.
همچنین بهتر است رادیولوژیست از پر شده گی دندانهای بیمار که باعث خرابی تصاویر مغز و صورت می گردد،‌ نیز مطلع باشد.
بیمار باید گل سر ، طلا و جواهر ، عینک، شانه سر، دندان مصنوعی را در آورد.بعضی از کلاه گیسها دارای فلز هستند و لذا باید از بیمار جدا شوند. رنگ قرمز استفاده شده در تتو tattoo و خط چشم دائمی ممکن است که حاوی آهن فلزی باشد .البته این مورد به ندرت ایجاد مشکل می نماید. پزشک رادیولوژیست و یا تکنولوژیست باید از هر گونه آلرژی دارویی بیمار و احتمال باردار بودن بیمار مطلع باشند.
در صورتی که تکنولوژیست به نکته خاصی اشاره نکرده باشد، بیمار به طور معمول می تواند غذا بخورد ولی در ارتباط با کودکان در صورت مصرف مسکن یا آرام بخش در حدود 4 ساعت قبل از آزمون باید از خوردن و آشامیدن اجتناب بورزند. البته شرایط آماده بودن بیمار، با توجه به امکانات سیستم های MRA متفاوت است ، لذا بیمار باید از مرکز تصویر برداری مربوطه شرایط خوردن و آشامیدن قبل از آزمون را پرسیده و کاملاً آگاه گردد.
بعضی از بیماران پس از قرارگیری و محبوس شدن در واحد MRI احساس ناراحتی و محدودیت می کنند،
 ( هراس از مکان های تنگ یا Claustrophic تنگنا ترسی ) لذا در صورت لزوم برای حفظ آرامش بیمار می توان برای آنها آرام بخش تجویز نمود هر چند که کمتر از یک بیمار از میان 10 بیمار نیاز به این امر خواهد داشت. بیمار قبل از آزمون گان پزشکی سبک می پوشد.
تجهیزات MRA
سیستم MRI بطور کلی عبارتست از مجرای بزرگ احاطه شده با مگنت دایره ای که بیمار برای مدت زمان خاصی در آن می خوابد. بیمار بر روی تخت چرخ داری که به داخل مگنت حرکت می کند، دراز می کشد.اخیراً سیستمهایی با راحتی بیشتری برای بیماران طراحی شده است که امکان تصویر برداری بهتر و دردسترس تری را فراهم می نماید . سیستمهای جدید نسبت به سیستمهای قدیمی پهن تر و کوتاهتر می باشند و البته بیمار به طور کامل در آنها محبوس نمی گردد. بعضی از واحدهای MRI -C شکل-در تمام جهات باز می باشند و لذا این امر برای بیماران دچار Claustrophic یا تنگناترسی بسیار مطلوب می باشد. یک اشکال و نقطه ضعف اینگونه سیستمها این است که کیفیت تصاویر همواره و بطور مداوم خوب و مناسب نمی باشد.
کارکرد MRI

 

 

 

 هنگامیکه بیمار در یک میدان مغناطیسی قوی تحت تابش امواج رادیویی قرار می گیرد، اطلاعاتی حاصل می شود، که با کمک کامپیوتر تصاویر بافت بدن بصورت Slice هایی در سطوح و جهات مختلف و متنوع بوجود می آید. امواج RF ،میدان مغاطیسی ذرات اتمیک موجود در بدن به نام پروتون را تحت تاثیر قرار داده ؛آنگاه سیگنال  حاصله توسطreceiver دریافت کننده در اسکنر جمع آوری، می گردد.
 این سیگنالها توسط کامپیوتر برای ساختن تصاویر MRI، پردازش می شوند. تصاویر حاصله بسیار مشخص و واضح هستند. چنانچه می توان هر گونه تغییر جزئی نسبت به pattern  یا شکل غیرنورمال تصاویر که به علت بیماری یا آسیب خاص بوجود مى آید  را تشخیص داد.
برای نمایش ساختارهای گوناگون و متنوع همانند شریانها در MRA  ، Setting  های خاص دیگری استفاده می شود.
وضعیت بیمار در حین آزمون
تکنولوژیست بیمار را در وضعیت راحت و مطلوب در حد امکان قرار می دهد .هر چند که در زمانهای خاص ممکن است فاصله مگنت با صورت بیمار در حدود چند اینچ باشد. لذا برای گروهی از افراد که از محبوس شدن در واحد MRI  احساس ناراحتی می کنند، استفاده از آرام بخش اغلب مفید است.
 بیمار ممکن است دچار گرما در بخش MRI  در حین انجام آزمون گردد. این مورد طبیعی است البته چنانچه گرما باعث آزار و ناراحتی بیمار گردید بهتر است که برای انتقال این احساس به تکنولوژیست مسئول ، در انجام آزمون وقفه نیندازد. همچنین در هنگام تزریق ماده کنتراست ممکن است بیمار دچار درد موضعی در محل تزریق گردد.مشکل صداهای بلند نویز که در حین آزمون ممکن است برای بیمار آزاردهنده باشد با گوشی قابل حل می باشد.

 

 

انجام آزمون MRA

بیمار در تخت مخصوص قرار گرفته و به داخل سیستم MRI  هدایت می شود. آزمون معمولی شامل 2 تا 6 سری تصاویر می باشد که هر کدام از 2 تا 15 دقیقه زمان خواهد برد. هر سری از تصاویر در سطح و وضعیت خاص تهیه می گردد و از جهت وضوح و کنتراست نیز درجات مختلفی دارند. بسته به نوع آزمون انجام شده ،زمان کل از 10 تا 60 دقیقه می باشد ( بدون احتساب زمان لازم برای تعویض لباس و پوشیدن گان، تزریق  و پرسش در مورد نکات خاص پراهمیت و تکمیل پرسشنامه). در صورت نیاز به ماده کنتراست ، گادولونیم بصورت IV  در حین انجام یکسری از تصاویر تزریق می گردد.  این ماده عروق خونی را مشخص و متمایز از بافتهای احاطه کننده اش می نماید.
رادیولوژیست یا تکنولوژیست در طی مراحل تصویربرداری اتاق را ترک نموده اما با بلندگو ( آنیون ) در هر زمانی می تواند با بیمار صحبت نماید. البته در بعضی از مراکز همراه بیمار، والدین کودک بیمار می توانند در اتاق کنار بیمار بمانند. پس از پایان آزمون ، بهتر است به سرعت بیمار اتاق را ترک نکند تا تکنولوژیست از جهت عدم نیاز به تصاویر دیگر تکمیلی آنها را کنترل نماید.
  گزارش آزمون
رادیولوژیست مجرب تصاویر را تحلیل و تفسیر می نماید و report (گزارش ) لازم را برای پزشک معالج بیمار تهیه مینماید . امروزه بعضی از مراکز به کمک اینترنت تصاویر و تفسیر تشخیص کلیشه ها را برای پزشک معالج و قسمت مربوطه میفرستند.
مزایای آزمون
1- تهیه تصاویر واضح از عروق خونی و جریان خونی بدون نیاز به قرارگیری کاتتر در محل مورد نظر از مزایای این آزمون می باشد که ریسک و خطر آسیب به شریان بدین شکل از بین می رود.
2- زمان لازم برای بهبودی بیمار پس از آزمون، نسبت به آنژیوگرافی ( استفاده از کاتتر ) کوتاهتر می باشد.
3- MRA نسبت به آنژیوگرافی ( استفاده از کاتتر ) کم هزینه تر می باشد.
4- در حین آزمون MRA  نیاز به اکسپوز توسط اشعه X  نمی باشد.
5- ماده کنتراست ( ماده حاجب ) مورد استفاده در آزمون MRA بر خلاف CT و آنژیوگرافی   ( ماده کنتراست  شامل ید ) خطر ایجاد واکنشهای آلرژیک کمی داشته و آسیب ایجاد نمی کند.
حتی بدون استفاده از ماده حاجب با MRA تصاویر با کیفیت از عروق خونی حاصل شده که برای بیماران با احتمال واکنشهای آلرژیک بسیار سودمند می باشد ( به جهت عدم تزریق )
6- با مطالعه تصاویر MRA ممکن است انجام عمل جراحی به تعویق بیافتد که البته در صورت نیاز به عمل ، جراحی به طور صحیح می تواند انجام پذیرد.
خطرات آزمون
در واقع هیچگونه خطر مشخصی از انواع بررسیهای MRI  مثل MR Angiography،  وجود ندارد. claustrophic تنگناترسی ( ترس از جاهای تنگ) می تواند به عنوان یک مشکل باشد؛ اما به هر صورت اگر این ترس شدید باشد و با آرام بخش ، بیمار به آرامش نرسد روشهای تصویربرداری جایگزین، میتواند امتحان گردد.
در صورت وجود کاشت مغزی که قبل از آزمون شناسایی و اشاره نشده ، این جسم ممکن است تحت تاثیر میدان مغناطیسی قرار بگیرد. در حقیقت با وجود این اجسام تهیه تصاویر با کیفیت بالا بسیار مشکل می گردد. بطور کلی بهتر است که در 3 ماه اول حاملگی MRI  انجام نگیرد. در صورتی که بیمار خانم تحت شرایط جدی خاصی باشد که MRA  بهترین روش شناسایی بیماری باشد می توان از اولتراوسوند در اینگونه موارد استفاده نمود. به هر حال MRI بر جنین تاثیر گذار می باشد و قانون کلی در MRI  یا هر روش تشخیصی دیگر آن است که بیمار حامله باید از انجام آزمون اجتناب بورزد مگر؛اینکه با عدم انجام آزمون خطر و احتمال اساسی از دست دادن تشخیص یک عارضه و بیماری وجود داشته باشد.
خانم هایی که در مقطع زمانی شیردهی به کودکان خود هستند بهتر است تکنولوژیست را از این امر آگاه نمایند. این گروه از بیماران می توانند برای استفاده نوزاد شیرخود را دوشیده تا زمانیکه آزمون را انجام دهند و پس از تزریق ، گادولونیوم از بدن آنها خارج شود.
محدودیت های آزمون  
 MRA  مثل  CT آنژیوگرافی قادر نیست تصویر کلسیم را ایجاد نماید. داشتن باتری قلبی Pacemaker neurostimulator ( تحریک کننده عصبی ) کاشته شده ،‌سمعک، هرگونه جسم فلزی در حدقه چشم مشکل ساز خواهد بود.
هر گونه قطعه و تکه گلوله در بدن بیمار یا دریچه های موجود برای تزریق انسولین یاکموتراپی مشکل ساز می گردند. برای بیماران نا آرام و دچار تنگنا ترسی ،پرستار برای کنترل بیمار وتزریق آرام بخش در صورت لزوم باید حضور داشته باشد.
وضوح تصاویر MRA   به اندازه تصاویر آنژیوگرافی نیست و MRI از عروق کوچک، چندان برای تشخیص و درمان مناسب نخواهد بود. گاهی از اوقات تشخیص و افتراق شریان از ورید در تصاویر MRA ، سخت می باشد.

آنژیوگرافی گردن با MRI
امروز ، تصویربرداری از عروق گردن با روش MRI نقش مهمی در تشخیص ضایعات عروق گردن دارد و عمدتاً از این روش پس از انجام سونوگرافی داپلر با نتیجه مبهم و مشکوک بعنوان آزمون درجه دوم استفاده می شود . در این تکنیک پروتکل های TOF دو بعدی و سه بعدی به کار گرفته می شود . با استفاده از این تکنیک زمان بدست آوردن تصاویر کوتاهتر می شود ولی با عبور آهسته جریان داخل عروقی تصاویر با حساسیت بیشتری مشاهده می شوند . این روش علاوه بر اینکه حساسیت به سیگنال ها بسیار زیاد می باشد ، از قدرت تفکیک فضایی بالایی نیز برخوردار است و سیگنال های بهتری را در محل خم شدگی عروق ،‌ ارائه می دهد . در طول پروتکل 2 بعدی TOF یک سری مقاطع نازک در نمای آکسیال از گردن تهیه می شود تا با بررسی آنها بافت هایی که حاوی عروق خونی هستند . مشخص می شوند ، به منظور بدست آوردن نتیجه مطلوب بهتر است جریان خون به هر یک از مقاطع عمود باشد .
ابتدا یک تصویر اسکنوگرام به منظور تهیه تصاویر دو بعدی آکسیال در مقطع ساژینال تهیه می شود . پس از آن به منظور بررسی محل دو شاخه شدن کاروتید از تکنیک TOF با زاویه 60 درجه ، 5 تا 70 مقطع mm1 تهیه می شود به منظور حذف سیگنال های مربوط به وریدها می بایستی از پالس های اشباع کننده با عرض cm3 و قطر cm5/0 به ازای هر مقطع استفاده شود . پس از آن پالسهای اشباعی ، با حرکت مقاطع به سمت بالا ، حرکت می کنند . در صورتی که هدف تصویربرداری وریدها باشد ، باید پالسهای اشباعی برای شریانها گذاشته شود .
بدنبال تهیه تصاویر ، تصویربرداری حجمی با استفاده از تکنیک MIP ( پیکسل های با حداکثر شدت ) به منظور بررسی عروق در نماهای مختلف در محور طولی تهیه می شود .
در مواردی که سرعت جریان خون کاهش می یابد و اشباغ شدن خون باعث کاهش سیگنال ها می شود برای بهبود سیگنال ها از مواد حاجب مخصوص MR استفاده می شود تا تصویر T1W  خون بهتر نمایان شود . 


MRI قلب
MRI ، یکی از روشهای تصویربرداری غیر تهاجمی برای بررسی وضعیت قلب است . در این روش برای تولید تصاویر بدون حرکت ، باید از تکنیک gating قلبی و تنفسی استفاده شود . در مواردی که از سکانس های spin_echo استفاده شود ، حفره های قلب و عروق بزرگ فاقد سیگنال شده و حفره های قلب نسبت به سایر قسمتها واضحتر دیده می شوند زیرا ماهیچه های قلب و دیواره عروق سیگنال های قوی تولید می کنند .
با استفاده از سکانس های gradient_echo جریان خون با سیگنال زیاد مشاهده می شود . از این سکانس ها برای انجام آنژیوگرافی توسط ( MRA ) MRI استفاده می شود . در سکانس های فوق از پالس های سریع و پیوسته برای اشباع بافتهای اطراف عروق استفاده می شود . نتیجتاً شدت سیگنال کاهش می یابد . پس از آن عبور جریان خون سیگنالهای جدیدی را تولید می کند که به رنگ روشن دیده می شوند و با این روش می توان مجموعه ای از تصاویر فاقد حرکت از سرتاسر چرخه قلبی در مدت زمانی کوتاه با فازهای متعدد بدست آورد .
درسیستم های با میدان قوی مغناطیسی می توان با استفاده از تکنیکهای chemical shift و اسکتپروسکوپی محتوای شیمیایی مواد موجود در محل ضایعه را تجزیه و تحلیل نمود .
بررسی عمومی آزمونهای قلب شامل بررسی آئورت است که به ترتیب زیر باید از قفسه سینه تصویربرداری گردد :
1- تصویر لوکالیزه اسکنوگرام در مقطع کرونر
2- اسکن ها در نمای آکسیال
3- اسکن ها در نمای ساژیتال یا ساژیتال ابلیک
در ابتدای اسکن یکسری تصویر در مقاطع کرونال با تصویر spin_echo T1W با ضخامت 3 تا mm 8 تهیه می شود . فاصله بین مقاطع باید حتی الامکان کوچک بوده و از ناحیه استرنوم تا مهره های پشتی را در بر گیرد . مقاطع از لبه پائینی قلب تا لبه بالایی قوس آئورت ادامه می یابد . فاصله بین مقاطع نیز ناچیز منظور می شود . پس از بدست آمدن تصاویر یکی از آنها را که دارای آئورت صعودی و نزولی است انتخاب کرده و برای تهیه مقطع ساژیتال ابلیک برروی آن  با تصویر spin_echo T1W مورد استفاده قرار گیرد .ضخامت این مقاطع باید بین 3 تا mm 4 و فاصله بین مقاطع نیز باید ناچیز منظور شود .
به منظور بررسی حفرات قلب باید تصاویری موازی با سطوح Horizontal long axis و short axis از قلب تهیه شود .
برای اسکن horizontal long axis باید تصویری در مقطع آکسیال از سطح بطن چپ به عنوان اسکنوگرام مهیا شود . از این تصویر یک مقطع ساژیتال ابلیک از محور طولی بطن چپ تهیه می شود . از روی تصویر حاصله می توان زاویه محور قلب را اندازه گیری کرده و حفرات قلب را در نمای طولی horizontal مورد بررسی قرار داد . از روی این تصویر می توان مقاطع مخصوص محور short axis را بدست آورد .
در این تصویر بطن چپ به صورت یک حفره کروی دیده شده و بطن راست در حد فاصل آن با دیواره قفسه سینه قرار می گیرد .
تصویربرداری به روش چند مقطعی ( Multi_slice )
این تصاویر باید بموازات short axis یا Horizontal long axis بطن چپ تهیه شود . با استفاده از این روش ، یک سری از مقاطع با ضخامت 8 میلیمتر از بطن چپ تهیه می شود که با استفاده از این تصاویر می توان بررسی مرفولژی قلب و عملکرد آن را ارزیابی نمود . برای انجام این آزمایش نیاز به سیستم gating قلب و استفاده از تکنیک gradient echo می باشد . در چنین شرایطی محل تجمع خون در تصویر به رنگ روشن دیده می شود .
با این روش حتی می توان عروق کرونری قلب را نیز مورد بررسی قرار داد . پس از آنکه روند تصویربرداری با انتخاب 4 مقطع mm2 مشخص گردید باید از تکنیک Breath hold ( کنترل تنفس ) برای مدت 14 ثانیه استفاده شود . در صورت استفاده از این تکنیک بهمراه اشباع چربی ها و تکنیک magnetization transfer با بافتهای background از تصویر خارج شده و شریانهای کرونری را بصورت روشن می توان مشاهده نمود .
کاربردهای سینمایی : با استفاده از تکنیک های سریع مترادف به همراه روش کنترل تنفس می توان از عملکرد قلب در سرتاسر چرخه قلبی به صورت دینامیک تصویربرداری نمود با استفاده از این روش تصاویر سینمایی تهیه می شوند و با مطالعه آنها می توان عملکرد موضعی و کلی قلب را مورد ارزیابی قرار داد . در این آزمایش نیز سیستم gating قلب دارای نقش اساسی است و با این تکنیک می توان بیش از 2 مقطع را بدست آورد و تعداد فازها برای هر مقطع بستگی به فاصله (R.R) دو موج R در تصویر ECG دارد . زمان TR بایستی در تعداد فازهایی که از روی فاصله ECGRR بدست آمده است ضرب کرد و مطمئن شد که فازهای مختلفی از چرخه کار قلب در هر مقطع وجود دارد . با TR=50ms و فاصله RR = 540 میلی ثانیه می توان جمعاً 16 فاز را نشان داد . ضخامت مقاطع متفاوت ولی به طور معمول mm8 در نظر گرفته می شود .
کاربردهای این روش عبارتند از :
1- در مواردیکه 4 حفره در نمای محور عرضی دیده می شود . اگر جریان خون آشفته و یا با برگشت همراه باشد ، دال برتنگی دریچه میترال و یا اختلالات دیواره بین بطنی یا دهلیزی است .
2- در مقطع کرونال ، ریشه آئورت دیده می شود و هر گونه تنگی و بازگشت خون قابل بررسی است .
3- در مقطع ساژیتال ابلیک ، قوس آئورت بررسی می گردد و نمای خوبی جهت نشان دادن جریان خون در آئورت و مشخص کردن تنگی می باشد .

تصویربرداری از جریان مایعات و اندازه گیری سرعت فازهای قلب
با استفاده از تکنیک spin echo می توان جریان خون و سرعت عبور آن را در عروق یا حفرات قلب بررسی کرد در یکی از این روشها از محتویات فازی سیگنال های MRI برای مشخص کردن سرعت فازهای قلبی استفاده میشود . در این تکنیک از سکانس spin echo که شامل پالسهای اعمال شده به بیمار به نحوی است که هر پالس در مقاطع مختلف به بیمار می رسد . در نتیجه تنها جریان خون است که می تواند بین مقاطع مختلف حرکت کرده و پالسهایی را دریافت نماید و سیگنال تولید کند . فاصله زمانی دو پالس و فاصله بین دو مقطع تعیین کننده سرعت ثبت شده می باشد . شدت سیگنال تولیدی بستگی به سرعت عبور جریان خون دارد و درمواردی که سرعت عبور جریان خون زیاد است خون بیشتری از بافت مورد نظر عبور کرده و در نتیجه شدت سیگنالهای آن ناحیه زیادتر می شود .


MRI  آئورت
از سکانسهای spin_echo T1W و Gradient echo به منظور بررسی شکل ظاهری اندام ها و جریان خون استفاده می شود . در مواقعی که هدف تصویربرداری ناحیه قفسه سینه باشد ، gating قلبی مورد نیاز است اما در موارد تصویربرداری از آئورت شکمی سیستم gating تنفسی توصیه نمی شود .
در موارد اتساع آئورت ، بررسی گرفتگی ، آنوریسم ، پارگی آئورت و پیچ خوردگی های آن MRI توصیه می شود .
 روش تصویربرداری از آئورت سینه ای : ابتدا یک تصویر در نمای آکسیال و با سکانس spin echo برای لوکالیزه کردن سایر مقاطع تهیه می شود . برروی این تصویر یکسری مقاطع در نمای ساژیتال ابلیک تهیه می شود به نحوی که آئورت صعودی ، نزولی و قوس آئورت دیده شود . از تکنیک spin_echo T1W برای بررسی شکل ظاهری و تشریحی اندام استفاده می شود و در صورتیکه هدف بررسی جریان خون باشد ،‌ سکانس gradient echo ضرورت پیدا می کند همچنین یکسری مقاطع در نمای آکسیال برای بررسی قطر آئورت و تشخیص افتراقی بین آنوریسم از آئورت سالم ضروری است . در صورتیکه هدف افتراق ضایعات انفیلتراسیون از آنوریسم ساکن باشد نیاز به تکنیک STIR می باشد .
روش تصویربرداری از آئورت شکمی : ابتدا یک تصویر در مقطع ساژیتال برای لوکالیزاسیون آئورت شکمی تهیه شود . برروی این تصویر ،‌ یکسری مقاطع کرونال از آئورت شکمی با استفاده از تصاویر spin_echo T1W یا gradient echo انتخاب می شود . پس از آن تصاویر دیگری در مقاطع ساژیتال و آکسیال با تصویر T1W تهیه می شود . قطر آئورت در تصاویر آکسیال بخوبی قابل بررسی است . استفاده از تکنیک کنترل تنفس و سکانس T1Weighted gradient echo برای مطالعه شریانهای کلیوی و میزان گستردگی آنوریسم یا پارگی آئورت مفید می باشد . به منظور بررسی عروق کلیوی با جزئیات بیشتر می توان از تکنیک phase contrast در MRA استفاده کرد .

 

MRI of IVC
این آزمایش با تکنیک TOF دو بعدی انجام می شود و سپس عروق بیمار را از نظر میزان سرعت در فازهای مختلف مورد بررسی قرار می دهند .
روش تصویربرداری : تصویر اسکنوگرام در مقاطع کرونال به شکل دو طرفه تهیه می شود و برای لوکالیزه کردن تصاویر در نمای آکسیال مورد استفاده قرار می گیرد . برای شروع از پروتکل TOF به همراه بازوهای اشباع کننده در قسمتهای فوقانی و تحتانی مقطع مورد نظر استفاده می شود تا سیگنالهای ایجاد شده توسط شریان ها و وریدهای دیگر را متوقف کند استفاده از یک پالس معکوس کننده یا پالس اشباع کننده چربی ، در متوقف کردن سیگنالهای تولیدی توسط بافتهای اطراف می تواند مفید باشد . پس از آن مقاطع با ضخامت mm3-5/1 در نمای آکسیال به طور پیوسته از ناحیه مورد نظر تهیه می شود . تعداد مقاطع در زمان تصویربرداری مؤثر است که بایستی این نکته مد نظر قرار گیرد .
در صورت وجود تنگی در مقاطع آکسیال می بایست از پروتکل تعیین سرعت در فازهای مختلف phase velocity mapping استفاده شود تا بتوان به ازاء هر چرخه قلبی 16 فریم تهیه کرد . برای تنظیم فازهای پروتونها ، از پالسهای گرادیان دو قطبی در جهت مورد نظر استفاده می شود . نواحی مورد نظر در عروق نیز به گونه ای تنظیم می شوند که در تصاویر مربوطه هر یک از فازها تعیین کننده روشنایی هر پیکسل و در نتیجه تعیین کننده سرعت باشد همچنین سرعت را می توان به سرعت موجی شکل برروی هر کدام از تصاویر مربوطه به چرخه های قلب نمایش داد .

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
New MRI Contrast Agent Avaliable ماده کنتراست زای جدید در MRI :


Gadolinium metallofullerenal GdC82 ( OH ) مشتقی از GdC82  است که جدیداً به عنوان ماده کنتراست جدید جهت افزایش کنتراست تصاویر MRI استفاده می شود.
مزایا:
1-حساسیت بسیار بالا : حداقل 20 برابر بیشتر از Gd-DTPA
2- مسمومیت کمتر : باند کربن قوی از جداشدن Gd از ترکیب جلوگیری می کند.
3- با اندازه بسیار کوچک (۲/۱نانومتر)درسلولهای اغلب بافتها از جمله سلولهای پایه stemcell نفوذ می کند.


کاربردها:
1- ایجادکنتراست بالای تصاویر MRI درمورد تصاویر سرطانها
2- ردیابی انتقال سلولهای Stem و سلولهای ایمنی باندشده
 
 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

Functional magnetic resonance imaging
FMRI
تصاویری که در زمینه تهیه نقشه تغییرات عملکردی مغز بوسیله MRI گرفته شده است بر عملکردهای مغزی و تصاویر آناتومیکی موجود منطبق است. توانایی نمایان ساختن ساختارهایی که در عملکردهای خاص مغز نقش دارند استفاده از تکنیک جدیدی به نام FMRI می باشد که تصاویر آن رزولوشن بالایی داشته و فعالیتهای مغزی را با روشهای غیر تهاجمی از طریق ثبت سیگنالهای وابسته به سطح اکسیژن خون فراهم می کند. این توانایی نمایش مستقیم عملکرد مغزی ، برداشت و درک مارا از روند فعالیتهای مغزی و وضعیت عصبی و ریسکهای عصبی افزایش می دهد.
FMRI چیست ؟
FMRI بر پایه افزایش جریان خون عروق لوکال ( محلهایی که فعالیتهای عصبی مغز را سازماندهی می کنند) عمل می کند. این نتیجه در اثر کاهش لوکال و موضعی در deoxyhemoglobin پارامگنتیک است سیگنالهای با رزولوشن تصویری T2 weighted را تغییر می دهد. بنابراین این ماده گاهی بعنوان یک ماده کنتراست زای خودبخودی داخلی عمل می کند و بعنوان منبع سیگنال در FMRI عمل می کند و با استفاده از یک سکانس تصویری مناسب عملکردهای Cortical مغز انسان بدون استفاده از مواد کنتراست زای بیرونی در اسکنر پزشکی نمایان می شود. فعالیتهای عملکردی مغز که به وسیله سیگنالهای MR تهیه شده اند مشخصات آناتومیکیمختلف مغز از جمله قشر مخ ، کورتکس حرکتی و نواحی Broca صحبت و فعالیتهای تکلمی را تصدیق می کند. مقایسه FMRI و تکنیکهای electrophy siological معمولی توانایی فوق العاده FMRI را در بررسی دقیق و تمرکز عملکردهای خاص مغز انسان نشان می دهد. بنابراین تعداد مراکز پزشکی و research مربوط به FMRI در حال افزایش است. بزرگترین مزیت FMRI به عنوان یک تکنیک ثبت تصاویر فعالیتهای مغزی با توجه به پروسه های حساس و دقیق بکارگرفته شده در آن شامل موارد زیر می باشد:
1- سیگنال احتیاج به تزریق ایزوتوپ رادیواکتیو ندارد.
2- زمان نهایی اسکن می تواند خیلی کوتاه باشد برای مثال 2 تا 5/1 دقیقه min per run 2 .
3- رزولوشن in-plan تصاویر عملکردی معمولاً‌ در حدود mm5/1*5/1 است اگر چه امکان ایجاد رزولوشن کمتر از mm1 وجود دارد.
برای پی بردن به اهمیت روش FMRI آن را با آخرین متدهای PET مقایسه می کنیم.
PET احتیاج به تزریق مواد رادیوایزوتوپ و multiple acquisition دارد بنابراین زمان تصویربرداری زیاد شده و رزولوشن قابل انتظار تصاویر PET بسیار بزرگتر از pixel size در FMRI می باشد. بعلاوه در PET معمولاً باید تصاویر مغزی جداگانه زیادی با هم جمع شوند تا یک سیگنال قابل قبول ایجاد کنند بنابراین اطلاعات سیگنال بیمار به خطر می افتد و محدود می شود. با وجود این محدودیتها PET در کارهای مهمی در مشکلات عصبی کاربرد دارد ولی برای طراحی یک عمل جراحی اعصاب یا نقشه درمان در موارد خاص مناسب نیست.
Methods
روشهای تصویربرداری خاص از یک مرکز به مرکز دیگر متفاوت می باشند زیرا هر گروه پیشرفتهای مستقلی در زمینه متد و روشهای آنالیز حاصل کرده اند و هنوز یک روش واحد و استاندارد برای استفاده در کلیه مراکز وجود ندارد ولی فاکتورهای مورد استفاده در کل و با میانگین کاربرد بیشتر شامل موارد زیر می باشد :
در تهیه تصاویر از T2 weighted با سکانس گرادیان اکو، TE = 60 ms و TR = 3s و ْ flip angle = 90و سیستم T 5/1 استفاده می شود. ضخامت اسلایس mm5 و گاهی mm3 با تصاویر همزمان تا 16 اسلایس در کنار هم به دست می آید.


fmri,functional MRI



روش کار : بیمار یا شیء مورد نظر مانند MRI معمولی در اسکنر قرار می گیرد plane lines مثل معمول تنظیم می شوند و در یک روشی FMRI معمولاً 30 تصویر در مدت s 90 گرفته می شود. 10 تصویر اول و آخر baseline conditions و 10 تصویر وسط ( s 30 ) در طی کار گرفته می شود.
برای مثال در یک مورد آزمون طراحی شده برای تعیین فعالیتهای بافت مغزی در حرکت دست و انگشتان از FMRI استفاده شد. در این آزمون نحوه فعالیت مغز در طی کار،‌ شروع و خاتمه این دوره فعالیت بوسیله یک سیگنال سمعی یا بصری دنبال شد تغییر سیگنال در یک فعالیت حسی بدنبال تحریک بساوایی دست چپ در تصویر 1 به نمایش در آمده است. محور طولی 30 تصویر گرفته شده در طی 90 ثانیه را نشان می دهد.
10 تصویر اول قبل از تحریک ( base line ) به همراه 10 تصویر در حین فعالیت و بعد از تحریک دست چپ نمایش داده شده است. هر سری تصاویر 90 ثانیه بصورت افزایش شدت سطح یک وکسل نشان داده شده است. در این مثال نتیجه حرکت دست چپ تغییراتی در فعالیتهای نیمکره راست بوده و احتمالاً شیار مرکزی عقبی حسی strip را نشان می دهد.
تصویر 1- یک اسلایس mm5 بهمراه وکسل که تغییرات سیگنالی معنی داری با تحریک لمس دست چپ نشان می دهد. تصاویر 1 تا 20 در طی شرایط base line ، تصاویر 20-11 در طی تحریک و تصاویر 21 تا 30 در طی base line recovery گرفته شده است.
Data analysis : آنالیزهای آماری برای مشخص کردن نواحی فعالیتهای مغزی در کارهای خاص مهم می باشند این مراحل متوالی آنالیز در تصویر 2 شرح داده شده است و طرح شماتیکی از محل فعالیت مغز در طی تحریک انگشتان دست چپ نشان می دهد. واحد اصلی آنالیز سیگنال وکسل است. همانطور که در شکل 1 نشان داده شده محور x و y محل in-plan و z اسلایس را مشخص می کند.
توزیع احتمالی تجربی بر پایه تصویر فانتوم نشان داد احتمال نتیجه معنی دار کمتر از 0001/0 است وکسلی که افزایش شدت معنی داری را نشان ندهد درطی تحریک رنگی نشان داده نمی شود. آنها بصورت سطح متوسطی که در جزئیات آناتومیکی برای هر اسلایس مغز بدست می آید نشان داده می شوند.
نقش FMRI در planning عصبی بیماران
از آنجایی که فعالیتهای عصبی در ترسیم صحیح ساختار و عملکرد مغزی بسیار مهم است ، یکی از غیر قابل انکار FMRI، planning عصبی می باشد. نیاز به نقشه های مجزای مغزی وقتی اهمیت خود را نشان می دهد که حضور یک تومور مغزی location و محل مورد انتظار یک فعالیت را تغییر دهد یا وقتی تومور در یک ناحیه با فعالیت نامعلوم باشد.
نتایج FMRI گرفته شده با این هدف، موافق نتایج electrophysiology، PET، Cortical stimulation و magneto encephalography می باشد. مثال زیر مزیت داشتن اطلاعات مربوط به فعالیتهای مغزی در کنار اطلاعات آناتومیکی در درمان تومور مغزی را نشان می دهد .
در شکل 3 یک اسلایس سیگنال آکسیال نشان داده شده است. بیمار مرد 32 ساله است که سیگنالهای مغزی وی قبل و بعد از برش لوب GBM فرونتال چپ نشان داده شده است . قبل از عمل نقشه عملکردی نواحی گرفتاری در نزدیکی تومور در طی فعالیتهای گفتاری بیمار ( اسلایس چپ ) نشان داده شده است. اسلایس سمت راست ناحیه مشابهی از مغز بعد از برش تومور را نشان می دهد که ناحیه گرفتاری درون کوچکتری نقصی باقیمانده و بیمار هیچگونه اختلال در گفتار بعد از عمل ندارد.
بنابراین انتخاب محل عمل تومور اگر بر پایه اطلاعات عملکردی مغز باشد نتیجه رضایت بخشی حاصل می شود.
- بدنبال توانایی به تصویر کشیدن سه بعدی مغز، FMRI می تواند وقایع همزمان و هماهنگ مغز را مجزا کند. نمایش multi level فعالیتهای مغز می تواند شامل عملکردهای ادراکی و کارهای شناختی همزمان که از طریق input بینایی و شنوایی حاصل شده است، باشد. FMRI ساختار مغز را در حین فعالیتهای همزمانی چون بینایی ، گفتاری و ادراکی و حل مشکلات و ... بررسی می کند.

وبه زبانی دیگر...

FMRI، استفاده از MRI را برای اندازه گیری سیگنال هموگلوبین وابسته به فعالیت عصبی در مغز یا نخاع انسان یا هر حیوان دیگری، شرح می دهد.

بیشتر از 100 سال است که مطالعه حرکت خون شدیداً به فعالیتهای عصبی وابسته است. وقتی سلولهای عصبی فعال هستند، اکسیژن تهیه شده بوسیله مویرگهای موضعی را مصرف می کند. تقریباً‌ 6 – 4 ثانیه بعد از یک فعالیت ناگهانی عصبی، یک واکنش جریان خون اتفاق می افتد و خون سرشار از اکسیژن به نواحی مختلف مغز وارد می شوند.
این موضوع هموگلوبین اکسیژن دار را تبدیل به ماده دیا مغناطیسی می کند. درطی از دست رفتن اکسیژن خون این ماده پارامغناطیس می شود، بنابراین سیگنالهای متفاوتی نسبت به MRI ایجاد می شود. یک MR اسکنری که می تواند برای پیدا کردن این سیگنالهای متفاوت استفاده شود BOLD Contrast نامیده می شود. ارتباط دقیق بین سیگنالهای عصبی و BOLD بموجب استفاده پژوهشی FMRI  در میمونها با ضبط الکتریکی همزمان نورونها بدست آمده است تا آنجا که آشکارشد که BLOD  با هر دو توان میدان موضعی ( ایجاد شده بوسیله فعالیت الکتریکی در دندریتها ) و با عمل وکنش پنهانی و پتانسیل عمل (  spiking ) وابسته است اما همبستگی بیشتری به LPES دارد این موضوع بیان می کندکه سیگنال BLOD بیشتر یک نشانگر input و پردازش نورونی ( که در دندریت اتفاق می افتد ) است تا نشانگر فعالیت out put یک ناحیه ( که بوسیله spiking منتقل میشود )
اثرات BLOD با استفاده از فرایند تصویری T2 قابل اندازه گیری است ( در واقع T2 ) که با اسکن T1 گرفته شده در تصویربرداری MRI ساختاری فرق میکند ( مورد اخیر سرعت تغییر فاز اسپین ها را اندازه گیری می کند ، در پی آشکار شدن نیمه عمر اسپین وارونه ) تصاویرT   2   می تواند با فضای سه بعدی متوسط و رزوشن موقت (  Temporal ) بدست آیند. اسکنها معمولاً هر 5-2 ثانیه تکرار می شوند و وکسلها در نتیجه تصاویر ارائه شده بصورت مکعب از بافتها، تقریباً 3 میلی متر در هر طرف نمایش داده می شوند.
دانش اجرای FMRI بسیار پیچیده است و موارد زیر را شامل می شود:
- درک صحیحی از فیریک اسکنرهای MRI
- آنالیز آماری نتایج . چون سیگنالها خیلی دقیق و ظریف هستند، کاربرد صحیح آمار لازمه مشاهدات واقعی و جلوگیری از نتایج مثبت کاذب می باشد.
- طرح مشاهده روانشناختی. وقتی FMRI در مورد انسان برای آزمایشهای دقیق بکار رود امکان بررسی اختصاصی اثرات عصبی درست را در اختیار ما قرار می دهد.
- برای یک اسکن غیر تهاجمی، MRI رزولوشن فضایی خوبی دارد . اما رزولوشن Temporal کمی دارد با تکنیکهای دیگر از جمله  EEG و MEG  بکار می رود که بسامد ضبط بالاتری دارند.
- یکپارچگی بادیگر دانشهای مربوط به علم عصب شناسی از جمله شیمی عصب و بیماریهای اعصاب برای فهم بهتر موقعیت و کار سیگنالهایی که FMRI نشان می دهد لازم است.


در کنار BOLD FMRI روشهای دیگری برای ردیابی فعالیت مغز در استفاده از MRI  وجود دارد.
- با استفاده یک عامل کنتراست برای مثال MION، یک توزیع موضعی در میدان مغناطیسی ایجاد می شود که بوسیله اسکنرهای MRI قابل اندازه گیری است. سیگنالهای مربوط به این عوامل کنتراست با حجم خون مغز متناسب می باشند.
- با استفاده چیزی که arterial spin labeling ASL نام دارد سیگنالهای مربوط به یک ناحیه جریان خون مغزی یا Perfusion را نشان میدهند.
Magnetic resonance spectroscopic imaging MRS یک روش دیگری است که فرایندی بر پایه NMR برای سنجیدن کارکرد مغز سالم می باشد. MRI از این مزیت که پروتونها با توجه به مولکولهای مختلفی که در آنها قرار دارند ( مثل پروتون موجود                    در  H2O) دارای خواص رزنانسی مختلفی هستند استفاده می کند. برای یک حجم معین مغز      ( کمی بیشتر از 1 cm )، توزیع این تشدید و رزنانس هیدروژن می تواند بصورت یک طیف نمایش داده شود. مساحت زیر نقطه اوج برای هر رزنانس یک اندازه گیری کمی فراوانی نسبی آن به ترکیب را نشان می دهد. بیشترین نقطه اوج مربوط به H   2O است .
به هر حال نقاط اوج قابل تشخیصی برای کولین، کراتین، n – acetylasparte (NAA) و لاکتین وجود دارند. خوشبختانه NAA اغلب ترکیب غیر فعالی در داخل نورون است به عنوان پیش ماده برای اسید گلوتامیک و به عنوان ذخیره ای برای گروه استیل می باشد ( برای استفاده در سنتز اسید چرب ) اما سطح نسبی آن بیانگر سلامت نورونها و وضعیت کارکردی آنهاست. بیماریهای مغزی ( اسکیزوفرنی، سکته مغزی، تومورهای معین، M S ) می توانند با تغییر موضعی در سطح NAA درمقایسه با عضو سالم مشخص شوند. از آنجایی که سطح کراتین تقریباً ثابت باقی می ماند می تواند به عنوان معیار کنترل نسبی بکار رود. در حالیکه کولین و لاکتین برای ارزیابی تومورهای مغز بکار میروند. تصویربرداری خاصیت کشسانی ماهیچه (  DTI ) یکی از استفاده های مربوط به MRI است که به اندازه گیری ارتباط آناتومیکی بین نواحی مختلف می پردازد. اگر چه این کاربطور مشخص یک تکنیک تصویربرداری f  unctional  نیست، چون تغییرات دینامیک کارکرد مغز را اندازه گیری نمی کند ولی اندازه گیری ارتباط داخلی بین نواحی که این روش انجام می دهد مکمل تصاویر فانکشنالی است که بوسیله B LOP FMRI تهیه شده است. درحین اینکه پروتونها جهت خروج از مغز هدایت می شوند ( برای مثال، مثل حرکت آب بسمت پایین یک آکسون نورون دربین دسته فیبرهای عصبی در ماده سفید مغز ) این جهت یابی را می توان محاسبه کرد. ارتباط بین نواحی مغز از روی تصاویر مربوط به پخش قابل نتیجه گیری است وبیماریهایی که سازمان نرمال یا یکپارچگی ماده سفید مغز را از بین می برند ( مثل MS ) یک اثر کمی روی اندازه گیری DII دارند.
شیوه اسکن
عضو مورد نظر در FMRI باید کاملاً‌ بی حرکت باشد و معمولاً با یک بالشتک نرم جلوی حرکات کمی را که اندازه گیری را مختل می کند می گیرند. البته امکان اصلاح حرکات خفیف بوسیله برنامه های پردازش وجود دارند ولی حرکات شدید قابل اصلاح نمی باشد.همواره از وقتیکه این کار شروع شده است FMRI باید در برابر این سؤال که فعالیتهای مغز کجا اتفاق می افتند پاسخگو باشد.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

ایمنی در MRI
تا کنون هیچ آثار زیان بار بیولوژیکی دراز مدتی در اثر قرارگرفتن در معرض MRI گزارش نشده است اگر چه در بررسی جداگاه اجزاء روند تصویربرداری تشدید مغناطیسی چندین اثر کم اهمیت و برگشت پذیر از میدان های مغناطیسی ، گرادیان و فرکانس رادیویی مشاهده شده است . اغلب تحقیقات در مورد ایمنی MR در آمریکا انجام شده و اکثر مقالات درباره ایمنی MR در امریکا منتشر شده است .
در فوریه 1982 اداره غذا و دارو ( FDA ) دستورالعملی را به هیاتهای بررسی بیمارستانها تحت عنوان « مقررات ارزیابی ریسک های تابش های الکترومغناطیسی برای روشهای NMR کلینیکی » ابلاغ نمود . برای بررسی اثر بیولوژیکی درازمدت MRI تمام اجزاء روند تصویربرداری باید در نظر گرفته شود . این اجزاء شامل :
1- میدان مغناطیسی اصلی ( که تحت عنوان میدان مغناطیسی ایستا هم شناخته می شود ) .
2- میدان های مغناطیسی متغیر با زمان ( میدان مغناطیسی گرادیان ها و میدانهای RF ) .

اثرات بیولوژیکی میدان مغناطیسی ایستا
توجه اولیه در میدان مغناطیسی ایستا معطوف به امکان اثرات بیولوژیکی بالقوه می باشد . در طبیعت میدان مغناطیسی کره زمین اثر قابل ملاحظه ای بر اشکال ابتدایی حالت وارد جهت گیری باکتری های مغناطیسی ایستا و الگوی مهاجرت پرندگان تحت تاثیر میدان مغناطیسی به شدت G6/0 که کره زمین را احاطه نموده است می باشد . در MR پتانسیل های الکتریکی ضعیفی در عروق خونی بزرگ که خون در آنها در جهت عمود بر میدان مغناطیسی ایستا جریان دارد مشاهده شده است . اگر چه در شدت 10 تسلا هیچ آثار زیانباری در میمونها مشاهده نشده است . اغلب بررسی ها هیچ اثری در رشد و شکل سلولی در میدانهای مغناطیسی با شدت کمتر از 2 تسلا نشان نداده اند . اطلاعات جمع آوری شده توسط انستیتوی ملی حفاظت شغلی و سازمان بهداشت جهانی هیچ شواهدی از لوکمی یا سایر موارد سرطان زایی نشان نمی دهد .
گزارشهای اندکی حاکی از سرطان زایی بالقوه میدانهای مغناطیسی ایستا بود که به علت این که روشهای بررسی در آنها مورد انتقاد بود ، رد شده اند .
میدان های حاشیه ای
مطلب مورد توجه بعدی در اثرات میدان مغناطیسی اصلی ، خطرات مربوط به محل نصب سیستم های MR می باشد . میدان مغناطیسی ایستا توسط دیوارها ، کف ها یا سقف های معمولی محدود نمی شوند . میدان مغناطیسی پراکنده در خارج از مرکز آهن ربا تحت عنوان میدان حاشیه ای شناخته می شود .
اغلب دستگاه های تشدید مغناطیسی برای محدود نمودن میدان حاشیه ای تا فاصله قابل قبولی حفاظت نشده اند چه در اتاق اسکن یا در داخل کامیون ها ( در مورد سیستم های MR سیار ) میدان حاشیه ای باید همیشه در هنگام نصب سیستم های جدید در نظر گرفته شود . در هنگام نصب ، شدت میدان در بالا و پائین دستگاه نیز باید در نظر گرفته شود .

میدان های ایستای کمتر از 2 تسلا
اگر چه هیچ آثار بیولوژیکی در انسان در قدرت های میدان زیر 2 تسلا مشاهده نشده ،‌ آبنورمالی های برگشت پذیر در ECG در چنین قدرت های میدانی مشاهده شده است . یک افزایش در دامنه موج T را می توان در یک ECG مشاهده نمود که مربوط به اثر مغناطیسی بردینامیک مایعات است .
این اثر هنگامی ایجاد می شود که یک مایع هادی مثل خون ، از یک میدان مغناطیسی عبور نماید . این اثر متناسب با قدرت میدان مغناطیسی می باشد و بنابراین باعث ایجاد مشکلاتی در Gating قلبی در سیستم های با میدان قوی می گردد . این حالت منتج به trigger سیستم در موج T به جای R گردیده و بنابراین کیفیت تصویر به علت gating ناکافی قلب کاهش می یابد . اگر چه با وجود این اثر ، هیچ اثر قلبی _ عروقی جدی در بیمارانی که تحت بررسی MR قرار گرفته اند مشاهده نشده است .
مطلب دیگر گرم شدن بیمارانی است که در معرض میدان های ایستا قرار می گیرند. در دو بررسی جداگانه بیمارانی در معرض قدرتهای میدان 5/1 تسلا برای 60 و 20 دقیقه قرار گرفتند . این بررسی ها تنها افزایش حرارت بدن به مقدار کمی  (1/0 و 03/0 درجه سانتی گراد ) را نشان داد .


میدانهای ایستای با قدرت بیش از 2 تسلا :
بعضی از اثرات بیولوژیکی برگشت پذیر در انسان در شدت های 2 تسلا و بالاتر مشاهده شده است . این اثرات شامل خستگی ، سردرد ، کاهش فشار خون و درجاتی از ناآرامی می باشد . مشکل بالقوه دیگر در این میدان ها با قدرتهای بیشتر از تعاملی انرژی مغناطیسی و جهت گیری سلول می باشد . مولکولهای مشخصی مثل DNA  و ریز واحدهای سلولی مانند گلبولهای قرمز داسی شکل خصوصیات مغناطیسی دارند که با جهت تغییر می یابند این اثر از نظر بیولوژیکی در قدرت میدان 2 تسلا به علت نیروی پیچاننده یا گشتاور که به این مولکول ها وارد می گردد با اهمیت می باشد .
بیماران باردار :
تا کنون هیچ آثار بیولوژیکی شناخته شده ای از کاربرد MRI بر جنین مشاهده نشده است . اگر چه مکانیسم وجود دارند که به طور بالقوه می توانند اثرات زیانبار ایجاد نمایند مانند تعامل میدان های الکترومغناطیسی و جنین در حال رشد . سلولهایی که در مرحله تقسیم هستند در طی اولین ثلث دوره حاملگی بیشتر به این اثرات حساس می باشند .
FDA نشان گذاری سیستم های MR مورد استفاده در تصویربرداری جنین و اطفال را برای مشخص نمودن میزان ایمنی به علت ریسک زیاد و بالقوه برای بیماران باردار ، عموماً توصیه می نماید که هر آزمایشی از بیماران باردار باید تا پایان اولین ثلث بارداری به تأخیر بیافتد و پس از این دوره باید قبل از انجام آزمایش رضایت نامه کتبی توسط بیمار امضاء گردد .
کارکنان باردار :
مراکز MR دستورالعملهای جداگانه ای برای کارکنان باردار خود در محدوده تشدید مغناطیسی دارند . اگثر واحدها این گونه تصمیم گرفته اند که کارکنان باردار می توانند وارد اتاق اسکن شوند ولی در هنگام استفاده از میدان های گرادیان و RF از اتاق خارج نشوند . بعضی مراکز این گونه توصیه می کنند که کارکنان باردار باید در طی اولین دوره سه ماهه بارداری کاملاً‌ از میدان مغناطیسی دور باشند .
بررسی اخیر نشان دهنده هیچ افزایشی در وقوع سقط های ناگهانی در بین رادیوگرافها و پرستاران MR نیست پس لازم نیست در طی دوره بارداری از میدان مغناطیسی دور باشند و می توانند بیمار را آماده تصویربرداری نموده ولی در طی کسب تصویر مکان را ترک نمایند .
پرتابه ها
اجسام فلزی فرومغناطیسی در حضور میدان مغناطیسی ایستای قوی به صورت پرتابه هایی در می آیند . اجسام کوچک مثل گیره های کاغذ و یا سنجاق مو ، هنگامی که در میدان 5/1 تسلا قرار می گیرند سرعت نهایی 40 مایل در ساعت را پیدا می کنند و بنابراین خطر جدی را برای بیماران و یا هر شخص دیگری که در اتاق اسکن باشد ایجاد می نمایند . حتی ابزار جراحی مثل هموستاتها ، قیچی ها و گیره ها اگر چه با موادی به نام فولاد ضد زنگ جراحی ساخته شده اند ولی به شدت توسط میدان مغناطیسی اصلی جذب می شوند . کپسول های اکسیژن نیز به مقدار زیادی مغناطیسی می باشند و نباید داخل اتاق اسکن آورده شوند . اگر چه کپسول های اکسیژنی که غیر آهنی می باشند در دسترس است که استفاده از آنها بی خطر است .
کیسه های شن نیز باید مورد بررسی قرار گیرند . زیرا بعضی از آنها با شن پر نشده اند بلکه با دانه های فولاد که به مقدار زیادی مغناطیسی می باشند پر گردیده اند توصیه می گردد که تمامی اجسام به وسیله آهن ربای میله ای دستی قبل از ورود به اتاق اسکن MRI مورد بررسی قرار گیرند .
Implants و پروتزها
ایمپلنت های فلزی اثری جدی که شامل گشتاور ، گرما و آرتی فکت در تصاویر MRI می باشد ، ایجاد می نمایند . بنابراین قبل از اینکه بیمار مورد MR قرار گیرد، هر سابقه جراحی که بیماران قبل از MR داشته اند باید مشخص گردد . گشتاور و گرما : بعضی ایمپلنت های فلزی در هنگامی که در میدان مغناطیسی قرار می گیرند گشتاور قابل ملاحظه ای ایجاد می نمایند . نیرو یا گشتاوری که بر ایمپلنت های فلزی کوچک یا بزرگ وارد می گردد می تواند اثرات جدی ایجاد نماید مثل اینکه ایمپلنت های ثابت نشده می توانند بطور بالقوه و غیر قابل پیش بینی در درون بدن حرکت کنند . نوع فلزی که در این ایمپلنت ها استفاده می گردد ، عاملی است که نیروی وارد شده بر آنها را در میدان مغناطیسی تعیین می نماید . ایمپلنت های فلزی غیر آهنی ، انحرافی در میدان مغناطیسی نشان نمی دهند ( و یا انحراف کمی نشان می دهند ) ولی آنها می توانند سبب گرمای قابل ملاحظه ای به علت عدم توانایی در پراکندگی گرمای ایجاد شده بوسیله جذب فرکانس رادیویی، گردند . اگر چه ،‌ آزمایشات افزایش حرارت قابل توجهی را در ایمپلنت ها نشان نمی دهد .
گیره های آنوریسم
بعضی گیره های آنوریسم داخل جمجمه ای از موارد جدی منبع استفاده در تصویربرداری MR می باشند در یک بررسی از 26 گیره آنوریسم که تحت بررسی قرار گرفتند 19 عدد از آنها خاصیت فرومغناطیسی از خود بروز دادند . حرکت گیره ممکن است رگ را آسیب زده و منجر به خونریزی ، ایسکمی یا مرگ گردد .
گیره های هموستاتیک عروقی
گیره های هموستاتیک باید قبل از آزمایش MR ، به صورت خارج از بدن ارزیابی گردند ، اگر چه هیچ کدام از 6 گیره هموستاتیک عروقی که مورد ارزیابی قرار گرفت انحراف در میدان مغناطیسی ایستا پیدا نکرد .
فیلترها و STENT
پانزده وسیله داخل عروقی مورد آزمایش قرار گرفت و ثابت شد که پنج عدد از آنها فرو مغناطیسی می باشند . اگر چه آنها در میدان مغناطیسی انحراف از خود نشان می دهند ولی این وسیله ها معمولاً بعد از چند هفته در داخل دیواره رگ نفوذ کرده و حرکت آنها نامتحمل می گردد . بنابراین انجام تصویربرداری MR برای اکثر بیماران با وسیله های داخل عروقی در صورتی که دوره زمانی قابل قبولی بعد از کاشت ، گذشته باشد ایمنی در نظر گرفته می شود .
گیرنده های عروقی سرخرگ گردنی ( کاروتید )
پنچ گیره ( عروق ) سرخرگ کاروتید مورد آزمایش قرار گرفت و همه انحراف را در میدان مغناطیسی نشان دادند . اگر چه انحراف در مقایسه با حرکت ضربانی عروق کاروتید به میزان کمی بود . تنها در مورد گیره کاروتید Poppen_Blaylock استفاده از MR به علت جذب شدید آن به میدان مغناطیسی منع گردیده است .
ورودی های دستیابی عروقی Vascular Access Ports
تنها دو عدد از 33 ایمپلنت ورودی دستیابی عروقی مورد مطالعه قرار گرفت ، انحراف قابل مشاهده در میدان مغناطیسی از خود نشان دادند این انحرافات در کاربرد چنین ورودی هایی به میزان کم در نظر گرفته شد بنابراین تصویربرداری تقریباً ایمن می باشد .
دریچه های قلبی
اگر چه کاربرد MR در بیماران با اغلب ایمپلنت های دریچه ای ایمن در نظر گرفته می شود ولی چون دریچه هایی وجود دارند که تمامیت آنها آسیب می بینند بررسی دقیق نوع دریچه توصیه می شود .
ایمپلنت های گوش
تمام ایمپلنت های حلزونی مورد آزمایش جذب میدان مغناطیسی شدند و از نظر مغناطیسی و الکتریکی فعال می باشند بنابراین آنها کاملاً جزء موارد عدم استفاده از MRI شناخته شده اند .
 ایمپلنت و وسایل مواد دندانی
اغلب آنها برای تصویربرداری MR ایمن در نظرگرفته می شوند با وجود این که اکثر وسایل دندانی به طور قابل ملاحظه ای تحت تاثی میدان مغناطیسی قرار نمی گیرند . آرتی فکت های تاثیرپذیری می تواند کیفیت تصویر را در MR خصوصاً در تصویربرداری گرادیان اکو تحت تأثیر قرار دهد . باید توجه داشت که بعضی از وسایل دندانی از نظر مغناطیسی فعال هستند و بنابراین خطرات بالقوه ای برای تصویربرداری MR ایجاد می نمایند .
Pacemaker
بیماران با pacemaker قلبی مطلقاً نباید مورد تصویربرداری MRI قرار گیرند . حتی میدان هایی که با قدرت G10 ممکن است باعث انحراف ، تغییر برنامه و مسدود شدن فعالیت ان شود و باعث می شود pacemaker در حالت غیر هم زمان کارکند به علاوه بیمارانی که pacemaker خود را خارج نموده اند ممکن است سیم های آن درون بدن آنها باقی مانده باشد که قادر است مانند یک آنتن عمل نماید و توسط القای جریان سب فیبریلاسیون گردد .
میدان های متغییر با زمان
به علت وجود میدان TVMF در اطراف ترانسفورمرها و خطوط با ولتاژ بالا بررسی های زیادی در مورد اثرات بیولوژیکی ناشی از میدان انجام شده است . پی آمدهای بهداشتی ، ارتباطی به قدرت میدان گرادیان ندارد ولی به تغییرات میدان مغناطیسی که جریان ها را القا می نماید مرتبط است .
در MR باید به اعصاب و عروق خونی و عضلات که مانند هادی در بدن عمل می نمایند توجه داشت . قانون القای فارادی بیان می کند که تغییر میدان های مغناطیسی جریان های الکتریکی را در هر ماده هادی القا می نمایند . جریان های القا شده متناسب با قابلیت هدایت مواد و میزان تغییر میدان مغناطیسی و شعاع حلقه القاء می باشد . در MR ، این اثر بوسیله عواملی مثل مدت زمان پالس ، شکل موج ،‌ الگوی تکرار و پراکندگی جریان در بدن تعیین می گردد . جریان القا شده در بافتهای محیطی بیشتر می باشند زیرا دامنه گرادیان با افزایش فاصله از نقطه هم مرکز مغناطیسی بیشتر می باشد .
اثرات بیولوژیکی که با دامنه جریان تغییر می کند از تغییرات برگشت پذیر در بینایی گرفته تا اثر برگشت ناپذیر مثل فیبریلاسیون قبلی ،‌ تغییرات در بیوشیمی سلول و پیوند شکستگی ها وسعت دارد . اثراتی که گهگاه در طی بررسی های MRI با تکنیک های اکوی تخت تجربه می گردند شامل احساس خفیف پوستی و انقباضات غیر ارادی عضلات می باشد . اثرات بینایی ممکن است در اثر تحریک فسفن های شبکیه بوسیله القای ناشی از TVMF صورت گیرد این حالت منجر به دیدن نقاط روشن توسط بیمار می شود .
نوفه صوتی
با عبور جریان از سیم پیچ های گرادیان در طی کسب تصویر مقدار زیادی نوفه صوتی ایجاد می شود . اگر چه سطوح نوفه در اغلب سیستم های تجاری در محدوده دستورالعمل های ایمنی توصیه شده در نظر گرفته می شوند ولی این نوفه می تواند اثرات برگشت پذیر یا برگشت ناپذیر ایجاد نماید . این آثار شامل مشکل ارتباطی ، ناراحتی بیمار ، کاهش شنوایی گذرا و د بیمارانی که از نظر نارسایی شنوایی حساس می باشند منجر به از دست دادن دائمی شنوایی می گردد . استفاده از گوشی روشی قابل قبول و ارزان برای جلوگیری از کاهش شنوایی بوده و باید مورد استفاده قرار گیرد . روش جایگزین که با هزینه بیشتری می باشد ضد نوفه یا دستگاه نوفه مخرب می باشد که نه تنها نوفه را کاهش می دهد بلکه همچنین ارتباط بهتری را بین کاربر و بیمار ممکن می سازد .
تابش فرکانس رادیویی :
به علت اینکه سطح انرژی فرکانسهای مورد استفاده در MR کلینیکی در مقایسه با پرتوهای x نور مرئی و مایکروویو نسبتاً کم می باشد اثر بیولوژیکی غالب جذب تابش RF ،‌ گرم شدن بافت می باشد . اگر چه اثرات غیر حرارتی گزارش شده اند ولی این اثرات تاکنون تأکید نگردیده اند . با اعمال یک پالس تحریکی بعضی هسته ها انرژی RF را جذب می کنند و وارد انرژی بالاتر می گردند با آسایش آنها ، هسته این انرژی جذب شده را به محیط احاطه کننده خود می دهد . در فرکانس هایی کمتر از 100 مگاهرتز ، 90% انرژی جذب شده ناشی از جریان های بافت می باشند که بوسیله اجزاء مغناطیسی میدان فرکانس رادیویی القا می گردند . با افزایش فرکانس ، انرژی جذب شده نیز افزایش می یابد بنابراین گرم شدن بافت به طور گسترده ای وابسته به فرکانس می باشد . به این منظور گرمای RF در سیستم های MR که در میدان هایی با شدت کمتر از یک تسلا کار می کنند ، اهمیت کمتری دارد .
سیستم های تصویربرداری MR نمی توانند تابش دهی RF را اندازه گیری نمایند بنابراین اندازه گیری جذب RF ضروری می باشد . جذب RF بوسیله گرم شدن بافت مشخص می گردد . توانایی بیمار در پخش گرمای اضافی یک مبحث مهم ایمنی می باشد . پخش انرژی را می توان با واژه میزان جذب اختصاصی Specific absorption Rate یا SNR شرح داد که با واحد    بیان می شود .
SNR = Jowles of RF / second / kg body weight
SNR به میدان الکتریکی القا شده ، دور فعال پالس ، دانسیته بافت ، هدایت و اندازه بیمار بستگی دارد . در امریکا سطوح توصیه شده برای SNR در تصویربرداری   4/0 برای تمام بدن ،   2/3 برای سر  و   8 برای حجم کوچک می باشد .

 

کتاب مبانی MRI   دونالدجی . میشل



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

کویل

 برخورد میدانهای مغناطیسی و امواج رادیویی اساس تصویربرداری MRI را تشکیل می دهد . با عبور مغناطیس از یکسری حلقه های سیم پیچ که در صفحه xy قرار دارد سیگنال بوجود می آید . این در واقع همان کویلهای RF می باشند . در تصویربرداری MRI مولد سیگنال در واقع همان بافتی است که مورد تصویربرداری قرار می گیرد در اینجا بردار مغناطیسی عرضی به جای اینکه به صورت خطی نوسان کند در صفحه xy می چرخد . هنگامی که این بردار مغناطیسی از میان کویل گیرنده گذشته و شروع به چرخش می کند .
الکترونهای موجود در هادی ( سیم پیچ های موجود در کویل گیرنده ) حرکت کرده و شدت جریانی را در کویل گیرنده بوجود می آورند . به این پدیده اصل القای فاراده می گویند . طبق این اصل ، هنگامی که میدان مغناطیسی از درون یک حلقه سیم پیچ عبور می کند شدت جریانی در آن سیم ایجاد می شود .
قدرت این جریان الکتریکی ( دامنه سیگنال ) بستگی به قابلیت هدایت سیم پیچ و قدرت میدان مغناطیسی دارد . هر چقدر که بردار مغناطیسی قویتر باشد دامنه سیگنال نیز بیشتر می شود . چون میدان مغناطیسی در حال چرخش از درون و بیرون صفحه کویل گیرنده عبور می کند ، سیگنال موجود در کویل نیز با فرکانسی برابر فرکانس حرکت فرفره ای میدان مغناطیسی شروع به نوسان می کند .
شکلهای مختلف کویل - کویلهای تنظیم کننده shim coils با توجه به محدودیت طراحی و ساخت مگنت ها بوجود آوردن یک مگنت که توانایی ایجاد یک میدان مغناطیسی کاملاً یکنواخت را داشته باشد تقریباً غیر ممکن است . جهت تصحیح و کمک به این غیر یکنواختی استفاده از یکسری حلقه های سیم پیچ در اطراف هسته مرکزی و عبور جریان الکتریسیته از آن بسیار مفید است این روند را اصطلاحاً یکنواخت نمودن shim ming نامند برای مقاصد تصویربرداری میزان این یکنواختی باید بیش از PPM 10 باشد . در تصویربرداری جهت اسکپتروسکوپی یکنواختی بیشتری تا حدود PPM 1 مورد نیاز است . این سیستم به یک جریان برق جداری از برق اصلی نیاز دارد و این نکته مهم است چون هر گونه تداخل و در کار فوق موجب کاهش کیفیت تصویر می شود . - کویل های گرادیان قدرت میدان مغناطیسی متناسب است با مقدار جریان عبوری از سیم پیچ ها ، تعداد سیم پیچ ها ، اندازه حلقه های سیم پیچ و میزان نزدیکی این حلقه ها به هم. چنانچه تناسب لازم در ابتدا و انتهای مگنت از نظر طرز قرارگیری سیم پیچها وجود نداشته باشد . میدان مغناطیسی حاصل در ابتدا و انتهای میدان متفاوت خواهد بود . این حالت را گرادیان مغناطیسی Field Gradient ، Magnetic گویند . کویل های گرادیان شیب خطی لازم را در میدان مغناطیسی فراهم می نمایند . دامنه این گرادیان بستگی به میزان جریان عبوری از سیم پیچ ها داشته و در جهت و مسیر خاصی بوجود می آید .
با تغییر میدان مغناطیسی ، گرادیان ها سیگنال با فرکانس متفاوت ایجاد نموده و در نتیجه می توان کدگذاری فرکانس و فاز و انتخاب برش را انجام داد . هر گونه اختلال در کار گرادیانها موجب بهم ریختگی تصویری در تصاویر MR می شود . - کویلهای رادیوئی ( فرستنده ) همانطوری که میدانیم جهت تشدید اسپین های هسته از یک فرکانس خاص استفاده می شود در یک میدان مغناطیسی مورد استفاده در MRI انرژی مورد نیاز از باند موج رادیوئی در طیف الکترومغناطیسی فراهم می گردد .

قدرت میدان مغناطیسی متناسب است با فرکانس رادیویی البته انرژی آن بطور قابل ملاحظه ای کمتر از اشعه x است . جهت ایجاد یک تصویر MRI امواج RF باید ابتدا در فرکانس تشدید هسته هیدروژن ، تابش گردد تا پدیده تشدید اتفاق بیفتد سپس جز مغناطیسی عرضی حاصل از این پدیده توسط کویل گیرنده خوانده شود .
منابع تولید امواج RF شامل : 1- کویل بدن body coil که در اغلب سیستم ها از این طریق امواج RF تولید و تابش می گردند و در داخل خود مگنت قرار دارد
. 2- کویل های حجمی volume coil که خود هر دو کار را انجام می دهند . هم تولید امواج RF هم دریافت آن . - کویل های گیرنده همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، در اثر عبور جریان برق از یک سیم ، میدان مغناطیسی بوجود می آید و بالعکس چنانچه یک حلقه از سیم در کنار یک میدان نوسان ساز قرار گیرد جریان به این حلقه انتقال می یابد . این جریان اتصالی موجب ایجاد یک ولتاژ یا سیگنال می گردد . این کویل باید در جای مناسب قرار گیرد تا سیگنال را بخوبی دریافت نماید .
این کویلها در اندازه ها و شکلهای مختلف ساخته میشوند . کویلهایی که برای قرار گرفتن حول یک ناحیه و یا منطقه خاص طراحی شده اند بنام کویلهای سطحی Surface coil معرفند . بطور معمول از این کویلها در مناطقی که آناتومی مورد نظر به سطح بدن نزدیک تر است استفاده می شود . ( مثل ناحیه کمر ) این کار بدان علت صورت می گیرد که SNR بالایی حاصل شود . کویل سطحی در واقع آنتن گیرنده ای است که در نزدیک منبع سیگنال قرار می گیرد . کویلهای سطحی در مقایسه با کویلهای بزرگتر مانند کویلهای بدن تنها به منطقه محدودتری پاسخ می دهند و بنابراین سیگنالهای ناخواسته را کاهش داده و بدین ترتیب باعث افزایش SNR می شوند .
در مواقعی که حجم وکسل کوچک است می توان با افزایش SNR قدرت تفکیک فضایی را افزایش داد و یا برای کاهش زمان کلی اسکن می توان با افزایش SNR میانگین سیگنال کمتری بدست آورد . همانطور که در کویل فرستنده امواج رادیویی باید فاصله معینی را جهت ارسال سیگنالها در نظر گرفت در کویل گیرنده هم منطقه حساسی وجود دارد که در آن سیگنالها می توانند به راحتی دریافت شوند اما در خارج این منطقه تنها تعداد کمی از سیگنالها دریافت می شوند . این منطقه حساس به قطر کویل بستگی دارد .
بطوریکه افزایش اندازه کویل موجب افزایش ناحیه حساس می شود اما بدست آوردن هر مزیتی در MR مستلزم پرداخت بهایی میباشد . در اینجا با افزایش ناحیه حساس نه تنها مقدار سیگنالهای MR دریافت شده افزایش می یابد بلکه مقدار نویز هم به همان میزان بیشتر می شود .
در مورد نحوه انتخاب کویلهای سطحی چند قاعده اساسی وجود دارد که به آنها اشاره می شود :
1- اندازه کویل باید متناسب با آناتومی و ناحیه مورد تصویربرداری انتخاب شود . اگر اندازه کویل بزرگتر از ناحیه مورد درخواست باشد تاثیر منفی شدیدی روی SNR می گذارد
. 2- FOV باید متناسب با اندازه کویل باشد . در این صورت قدرت تفکیک تصاویر بهینه شده و ضرورت استفاده از تکنیکهای ضدآرتیفکت aliasing کاهش پیدا می کند . برخی کویلها برای قرارگرفتن در قسمتهای درونی بدن طراحی شده اند مانند کویلهای داخل رکتوم که برای تصویربرداری از پروستات مورد استفاده قرار می گیرند . اینگونه کویلهای خاص در سه شکل مختلف ساخته می شوند که هر کدام برای تصویربرداری از قسمت خاصی بکار می رود .
این کویلها عبارتند از کویلهای پروستات ، رکتوم و رحم . - کویهای حجمی این کویلها ، امواج RF را پس از تابش بلافاصله دریافت می کنند . مثل کویل بدن و مغز که به علت نزدیکی فواصل آناتومی باکویل ، SNR را بسیار بهبود می دهند . - کویلهای چند ردیفی این کویل کاربرد فراوان دارد . این کویلها در حقیقت متشکل از چندین کویل هستند ، لذا SNR بسیار بالایی دارند . در ضمن FOV آناتومی بیشتری را تحت پوشش قرار می دهد .
- مدلهای خطی و کوادراچر در ساخت کویلهای گیرنده و فرستنده و همچنین کویلهای سطحی معمولاً دو مدل اساسی مورد استفاده قرار می گیرد . یکی مدل خطی و دیگری quadricher در MRI فرستنده در واقع نمونه ای از بافت بدن بیمار می باشد به عبارت دیگر میدان مغناطیسی چرخشی موجود در نمونه عمل فرستادن سیگنال ها را به عهده دارد . و ماکزیمم سیگنال زمانی ایجاد می شود که مسیر پولاریزاسیون گیرنده بصورت خطی یا در امتداد پولاریزاسیون فرستنده باشد .
چون فرستنده در حال چرخش است بنابراین می توان گفت فرستنده بصورت دایره ای پولاریزه شده است . اگر می توانستیم گیرنده را طوری بچرخانیم که هماهنگ با فرستنده هم فاز شود آنگاه دریافت سیگنال ها به بهترین وجه انجام می گرفت . این گفته بدین معناست که در یک دستگاه 5/1 تسلا باید بتوان کویل را حول بدن بیمار با فرکانس 63 مگا هرتز چرخاند و چون این مسئله امکانپذیر نیست باید کویل بصورت خطی باشد و بصورت خطی پولاریزه شود . در اینجا هنگامی که مغناطیسی عرضی در حال چرخش ، نسبت به کویل ، هم ردیف و تنظیم شود ( 360 و 180 درجه ) ، سیگنالها در قوی ترین حالت خود خواهند بود و هنگامی که بردار مغناطیسی در حالت 90 و 270 درجه قرار گیرد سیگنالها در ضعیفترین حالت خود خواهند بود .
در چنین حالتی مغناطیس را هم در مسیر x و هم در مسیر y خواهیم داشت اما عمل گیرندگی فقط در مسیر x صورت می گیرد . به عبارت دیگر ،‌ فرستنده بصورت دایره ای پولاریزه می شود در حالی که گیرنده بصورت خطی پولاریزه می گردد . کویلهای کوادراچر طوری طراحی شده اند که گیرندگی علاوه بر مسیر x در مسیر y هم صورت می گیرد در این وضعیت هنگامی که مغناطیسی در حال چرخش نسبت به کویل در حالت 90 و 270 درجه قرار می گیرد قدرت سیگنالها در بیشترین مقدار خود خواهد بود .
در هر دو نوع کویل ، سیگنالهایی که در فاز 90 درجه دریافت می شوند مانند یکدیگر می باشند این دو سیگنال به طریق الکترونیکی با یکدیگر جمع شده و می تواند SNR را به مقدار 41 درصد افزایش دهد . - کویل Helm Holtz این کویل را می توان بصورت دو کویل به طور هماهنگ در ارتباط با یکدیگر کار می کنند در نظر گرفت . گاهی به این کویل کویل حجمی نیز گویند . فرق این کویل با کویل کوادراچر در این است که کویل هلمهولتز در واقع از دو کویل خطی تشکیل شده است و هدف آن بهبود سیگنالهایی است که در حجمی از بافت ایجاد می شوند . - مولتی کویل phased array جدیدترین شکل کویل می باشد در اولین مدل این نوع کویل که به صورت تجاری هم در دسترس می باشد هر کدام از کویلها به بورد یا کانال گیرنده خودش پیچیده شده است . در این نوع کویل ، هر کویل از کویلهای دیگر مجموعه جداست اگر دو کویل در نزدیک یکدیگر قرار گیرند با یکدیگر تلاقی نموده و SNR تصویر را کاهش می دهند . زیرا در این صورت هر کویل ، نویز ناشی از کویل دیگر را دریافت می کند . در کویلهای phased array ، هر کویل مشتمل از کویل دیگر بوده و دارای کانال گیرنده خاص خود می باشد . این مسئله باعث بهبود SNR کویل شده و پوشش کل مجموعه نیز افزایش می یابد .
اگر کویلها به صورت خطی با یکدیگر ترکیب شوند می توان آناتومی قسمتهای بلند مانند مهره ها را مورد تصویربرداری قرار داد بدون آنکه سیگنال حاصل از قسمتهای عمیق تر بدن دریافت شود . نوع دیگری مولتی کویل وجود دارد به نام array حجمی که برای تصویربرداری از لگن مورد استفاده قرار می گیرد . بدین ترتیب که دو کویل در قسمت خلفی و دو کویل در قسمت قدامی بدن قرار می گیرد . در این نوع کویل ، عمق کل بافتهایی که می تواند مورد تصویربرداری قرار گیرد در واقع جمع قسمتهای خلفی و قدامی است . کاربرد این نوع کویل در تصویربرداری از اندامهای فوقانی و تحتانی ، شکم و قفسه صدری است .
- ایمنی کویل جهت عملکرد صحیح کویل چند اصل باید رعایت شود . 1- کویلها توسط کابلهای خود به سیستم اتصال می یابند . لذا به میزان ناچیزی گرما از این طریق تولید می شود که به صورت افزایش زمان ممکن است بیمار را اذیت نماید . برای جلوگیری از این کار باید مطمئن بود که کابل کویل بشکل حلقه ای روی بدن بیمار قرار نگیرد
. 2- کابل کویلهایی که صدمه ندیده اند به هیچ وجه نباید مورد استفاده قرار گیرند . 3- برای دریافت سیگنال خوب و صحیح ، کویلها ، باید بطور مناسب تنظیم گردند که این کار توسط سیستم مطابق با روش کارخانه سازنده انجام می شود .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

در پزشکی، روش تصویربرداری MR بر اساس تحریک پروتون هیدروژن مولکولهای آب بافت و سپس دریافت و پردازش سیگنالهای بدست آمده از آنها، انجام می پذیرد.
پروتون ذره ای با یک بار الکتریکی مثبت است. این ذره با حرکت دائم بدور خود ( حرکت Spin ) خطوط میدان الکتریکی اطراف خود را قطع کرده و در نتیجه به صورت یک مغناطیس  ( یا دو قطبی ) کوچک، با قدرت مغناطیسی عمل می کند.
حرکت تقدیمی ( Precession ) پروتونها :
پروتونها، در یک میدان مغناطیسی خارجی، با یک حرکت تقدیمی ( فرفره ای ) بدور خطوط مغناطیسی خارجی حرکت کرده و در راستای میدان قرار می گیرند.
فرکانس این حرکت تقدیمی از معادله لارمور بدست می آید که به آن فرکانس لارمور گویند.
dB             ( p2 / 1 ) = F  ( فرکانس لارمور )
که در این معادله : B  شدت میدان مغناطیسی خارجی و
 d : ثابت ژیرومغناطیسی ( gyromagnetic Constant ) ماده است.

فرضیه جفت اسپین ( Spin – Pairing )

در هسته یک اتم، پروتونها یا نوترونها، جفت جفت دارای اسپین های مخالف بوده و لذا خاصیت مغناطیسی یکدیگر را خنثی می کنند. لذا هسته هایی که دارای جفت پروتون ( عدد اتمی  Z زوج ) و جفت نوترون  ( عدد جرمی   A زوج ) هستند در میدان مغناطیسی خارجی تحریک نمی شوند.
ماده اکسیژن – 16 و کربن – 12
16O:  پروتون     P2 × 4 = 8
         نوترون     N2 × 4 = 8
12C:  پروتون     p2 × 3 = 6
        نوترون       n2 ×3 = 6 
سایر هسته ها که دارای شرایط زیر هستند در میدان مغناطیسی خارجی تحریک می شوند:
الف – A فرد و Z زوج مانند کربن – 13
6C:   پروتون       p2 × 3 = 6
       نوترون        n1 + n2 × 3 = 7
ب – A فرد و Z فرد مانند ازت N و هیدروژن  H
6C :  پروتون    P1+P2×3 = 7
        نوترون    n2 × 3 = 6
ج- A زوج و Z فرد مانند ازت – 14
7N:  پروتون     p1 + p2 × 3 = 7
      نوترون      n1 + n2 × 3 = 7
هنگامیکه بافت در یک میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیرد، چه اتفاقی می افتد؟
در هر سانتی متر مکعب از بافت نرم، میلیاردها هسته هیدروژن ( پروتون ) وجود دارد. ابتدا این پروتونها یا مغناطیس های کوچک بطور نامرتب در امتدادهای مختلفی قرار دارند به طوریکه برآیند نیروهای مغناطیسی آنها برابر صفر است.
پس از قرار گرفتن در یک میدان مغناطیسی خارجی قوی، پروتونها سعی می کنند خود را در راستای میدان مغناطیسی خارجی قرار دهند.
تعداد پروتونهایی که در جهت میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیرند، اندکی بیش از تعداد پروتونهایی است که در جهت خلاف میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیرند. لذا برآیند میدان مغناطیسی پروتونها، برداری در جهت میدان مغناطیسی خارجی خواهد بود که به آن بردار مغناطیسی برآیند،( M ، Magnetization Vector )  می گویند.
با اعمال میدانهای مغناطیسی گرادیانی به میدان یکنواخت خارجی، میدان مغناطیسی برآیند در هر جزء کوچک از جسم ( Voxel ) با اجزاء کناری، تفاوت کرده و لذا فرکانس لارمور در هر وکسل مقدار خاصی خواهد شد که با فرکانس لارمور وکسلهای اطراف آن متفاوت است.
اعمال موج با فرکانس رادیویی ( RF Waves )
زمانیکه این امواج بافرکانس لارمور بر هر وکسل در جسم تابیده شود،یک میدان مغناطیسی متناوب بروکسل مورد نظراعمال شده ودر نتیجه بردار برآیند(M)در آن وکسل منحرف می شود.زاویه انحراف ( Rotation or Flip Angle ) بستگی به شدت امواج RF و مدت زمان تابش ( Pulse Duration ) دارد. میدان مغناطیسی امواج RF عمود بر میدان خارجی، اعمال می گردد.
پس از قطع امواج RF چه اتفاقی می افتد؟
با قطع امواج RF، بردار برآیند ( M ) با یک حرکت تقدیمی ( فرفره ای ) خود را در جهت میدان مغناطیسی خارجی ( راستای قبل از اعمال امواج RF ) قرار می دهد.این بازگشت در یک سیم پیچ، یک جریان القایی  بوجود می آورد که همان سیگنال الکتریکی MR  است و به آن سیگنال « واپاشی القایی آزاد » (  Free Induction Decay, FID ) گویند.
از سیگنال FID سه پارامتر زیر را می توان بدست آورد:
1-تراکم ( دانسیته ) پروتونی ( PD )
2- زمان استراحت اسپین – شبکه ( T1 )    ( Spin – Lattice Relaxation Time )
3- زمان استراحت اسپین – اسپین ( T2 )    ( Spin – Spin Relaxation Time )
تراکم پروتونی ( PD )
این پارامتر در حقیقت میزان تراکم هسته های هیدروژن در بافت مورد نظر ( وکسل مورد نظر ) را نشان می دهد. بافتهای با مقدار آب بیشتر، تراکم پروتونی (  PD ) بیشتری دارند. تصاویری که براساس اختلاف تراکم پروتونی بدست می آید (  PD – Weighted Image ) گویند.
تراکم پروتونی را تراکم اسپین ( Spin Density ) نیز گویند.
زمان استراحت اسپین – شبکه ( T1 ) :
با حذف موج RF، پروتون هایی که تحت تاثیر این امواج از وضعیت تعادل خود خارج شده بودند، با یک حرکت تقدیمی به وضعیت اول خود بر می گردند و در نتیجه شبکه اتم های موجود در هر وکسل به وضعیت اول خود برمی گردد. زمان لازم برای این بازگشت شبکه اتم ها به حالت اول را زمان استراحت اسپین – شبکه گویند و با پارامتر T1 معرفی می گردد.
T1  مدت زمانی است که 63 درصد شبکه به وضعیت تعادل خود برمی گردد.
این پارامتر را می توان با باز یافت مؤلفه بردار   M در راستای محور  Z ( راستای میدان مغناطیسی خارجی B0 ) نشان داد.  
عوامل مؤثر در T1:
1- عناصر تشکیل دهنده بافت
2- ساختمان بافت
3- عناصر اطراف بافت
4- شدت میدان مغناطیسی ( B0)
زمان استراحت اسپین – اسپین ( T2 ):
بعد از قطع امواج  RF، پروتونهای تحریک شده ، به حالت اول خود برمی گردند. زمان برگشت پروتون ها به حالت اول را زمان استراحت اسپین – اسپین گویند و با پارامتر T2 بیان می شود.
T2 مدت زمانی است که 37 درصد پروتون های تحریک شده هنوز در حالت تحریکی باقی هستند.
پارامتر T2 را با کاهش دامنه مؤلفه بردار M در راستای محور Y ها ( My ) بیان می کنند.
                                         

عوامل مؤثر در a
1- ناهمگنی میدان مغناطیسی خارجی
2- ناهمگنی میدان مغناطیسی داخل بافت
تصویر برداری با روش « تشدید مغناطیسی هسته » (  MRI )  شامل مراحل زیر است:
1- قسمت مورد نظر ازبدن بیمار در یک میدان مغناطیسی ثابت و قوی قرار می گیرد.
2- یک سری میدانهای مغناطیسی متغیر ( Gradient ) با شدت کم به بیمار اعمال می شود.
3- در همان حال یکدسته امواج رادیویی ( RF ) با طول موج معین، به صورت پالس تابیده می شود.
4- پس از هر پالس امواج RF، از بدن بیمار علایم ( Signals ) الکتریکی دریافت می گردد.
5- این علایم توسط کامپیوتر پردازش شده و به صورت تصویر در روی صفحه مونیتور ظاهر می شود.

مزایای روش MRI نسبت به روش CT
1- تصاویر با کنتراست بالا
2- تصویر برداری از جهت های مختلف بدن
3- عدم استفاده از پرتوهای یونیزان
4- نداشتن آرتی فکت سختی دسته اشعه ( بخصوص در مواردیکه ضایعه در کنار استخوان قرار دارد).
5- قابل پیش بینی بودن آرتی فکت ناشی از جسم فلزی در بدن
6- بیمار نیاز به آمادگی خاصی ندارد.
عدم مزایای روش MRI نسبت به روش CT
1- گرانتر و کمتر در دسترس بودن.
2- مدت زمان تصویر برداری طولانی تر است.
3- قدرت تفکیک فضایی کمتر.
4- آرتی فکت جریان ما

Entry slice phenomenon 
پدیده ورود به لایه : این پدیده مربوط به سابقه تحریک هسته هاست هسته اتمهایی که در حین فرایند جمع آوری داده ها تحت تابش مکرر پالسهای RF قرار می گیرند اصطلاحاً اشباع می شوند .
Saturated Beaten down
بردار مغناطیسی برآیند این هسته ها نهایتاً به یک وضعیت تعادل می رسد و سیگنالی متناسب با TR و TE و FA و کنتراستی متناسب با بافتی که در آن قرار دارند تولید می کند .
اما هسته هایی که این پالسهای مکرر RF را دریافت نکرده اند اصلطلاحاً تازه یا Fresh  بوده و بردار مغناطیسی آنها توسط پالسهای متوالی RF به حالت اشباع یا فرونشانده در نیامده است بنابراین signal ارسالی از این هسته ها با سیگنال ارسالی از هسته های اشباع متفاوت است .
هسته اتمهای ساکن موجود در یک slice بعد از دریافت پالسهای مکرر RF به حالت اشباع در می آیند در حالیکه سیگنال هسته اتمهای ورودی به slice متفاوت است و این حالت در مورد اولین مقطع از یک مجموعه متقاطع متوالی به صورت بارز جلوه می کند لایه هایی که در وسط تعدادی مقاطع متوالی قرار می گیرند حالتی به نام entry slice phenomenon را بوجود می آورند .
پدیده ورود به لایه تنها زمانی کاهش می یابد که هسته ها پالسهای تحریکی متوالی دریافت نمایند در واقع تعداد پالسهای تحریکی دریافتی توسط هسته ها تعیین کننده مقدار این پدیده است.
هر فاکتوری که بر تعداد پالسهای تحریکی دریافتی توسط هسته ها تاثیر بگذارد بر مقدار این پدیده هم تاثیر خواهد گذاشت بنابراین مقدار یا اثر پدیده ورود به لایه به موارد زیر بستگی دارد .
1-  TR  
2-  slice thickness
3- Velocity of flow
4- Direction of flow :  جریانهای هم جهت             co-current flow         
                               جریانهای خلاف جهت      Counter-current flow  
TR : TR زمان بین دو پالس تحریکی است . کاهش TR باعث افزایش تعداد یا میزان پالسهای RF اعمال شده به اتم ها می شود به بیان دیگر کوتاه بودن TR باعث کوتاه شدن زمان بین پالسهای RF متوالی می گردد بنابراین TR کوتاه باعث کاهش پدیده ورود به لایه می شود .
Slice thickness : هسته های در حال حرکت با یک سرعت ثابت زمان طولانی تری را برای عبور از مقاطع ضخیم در مقایسه با مقاطع نازک صرف می کنند بنابراین هسته هایی که از مقاطع ضخیم عبور می کنند تعداد پالسهای RF بیشتری در مقایسه با هسته هایی که از لایه های نازک می گذرند دریافت می نمایند بنابراین پدیده ورود با لایه در لایه های نازکتربیشتر از لایه ضخیم می باشد .
Volocity of flow : هسته هایی که دارای سرعت جریان بالاتری هستند مقطع را با سرعت بیشتری طی می نمایند و احتمال دریافت RF های متوالی برای آنها کمتر است در مقایسه با هسته هایی که سرعت جریان کمتری دارند بنابراین پدیده ورود به لایه با افزایش سرعت جریان ، بیشتر می شود .
Direction : اگر جهت جریان در جهت انتخاب مقطع باشد اصطلاحاً co-current و اگر جهت جریان خلاف جهت انتخاب مقطع باشد اصطلاحاً counter-current نامیده می شود .
جریانهای هم راستا : هسته های در حال جریان در این حالت هم جهت با انتخاب مقطع حرکت می کنند در این حالت احتمال دریافت پالسهای RF تحریکی متوالی توسط هسته های در حال جریان بیشتر است زیرا آنها از یک لایه به ترتیب به لایه بعدی حرکت می کنند لذا نسبتاً سریعتر اشباع می شوند و بدین طریق پدیده ورود به لایه به سرعت کاهش می یابد .
جریانهای غیر هم راستا : در این حالت جریان هسته ها در جهت مخالف تحریک لایه حرکت می کنند در این شرایط هسته های در حال جریان در هنگام ورود به یک لایه همچنان fresh هستند زیرا احتمال دریافت پالسهای تحریکی قبلی توسط آنها کمتر بوده است بنابراین پدیده ورود به لایه کاهش نمی یابد و هنوز ممکن است داخل مجموعه مقاطع با لایه های تصویربرداری شده وجود داشته باشد .
Intra voxel dephasing
دفازه شدن داخل voxel یعنی اسپینهایی که در داخل voxel هستند دفازه می شوند این دفازه شدن روی شدت سیگنال تاثیر می گذارد .
گرادیانها شدت میدان مغناطیسی و فرکانس حرکت فرفره ای و فاز هسته ها را تغییر می دهند . هسته ها که در امتداد یک گرادیان جریان دارند بستگی به جهت جریان و شدت جریان بصورت افزایش و کاهش شتاب می یابند . بنابراین  هسته های  در  حال جریان  ،  یا فاز مثبت ( شتاب  می گیرند )  و  یا  فاز منفی  ( که شتاب آنها کاسته
می شود ) دریافت می کنند .
اگر یک هسته در حال جریان در یک voxel در مجاورت یک هسته اتم ثابت قرار گیرد در این حالت اختلاف فازی بین دو هسته وجود دارد و این بدلیل آن است که هسته در حال حرکت و در جریان درمقایسه با هسته ثابت بدلیل حرکت خود در امتداد محورگرادیان دارای تقدم فاز یا تاخر فاز می باشد از اینرو هسته ها در یک voxel با یکدیگر اختلاف فاز دارند که این امر باعث کاهش دامنه کل سیگنال خروجی از voxel  دارد .
هر چه اختلاف فاز در داخل حجم وکسل در موقع حرکت بیشتر باشد دامنه سیگنال کم می شود. مقدار دفازه شدن داخل voxel وابسته به جریان گردابی است . چون در جریان گردابی اثرات دفازه شدن داخل vonel برگشت ناپذیر است .
یکی از روشهای جبران اثر فلو Gradient moment rephase می باشد .
 
Gradient moment rephase
تکنیکی است که تغییرات فاز ایجاد شده در هسته های در حال جریان در امتداد محور گرادیان را جبران می کند ( یعنی اتم ها در طول گرادیان هستند و انگار اختلاف فاز ندارند ) .
در این تکنیک از گرادیانهای اضافی برای تصحیح فازهای تغییر یافته به مقادیر اولیه شان استفاده می شود . به منظور جبران تغییر فازهای ایجاد شده فرکانس حرکت فرفره ای در ابتدای گرادیان moment rephase باید برابر با مقدار آن در انتهای گرادیان باشد با اعمال این تکنیک شرایط فرکانس حرکت فرفره ای و تغییر فاز برابر با صفر می شود . در این حالت از آنجایی که فاز هسته های در حال جریان با فاز هسته های ثابت در یک voxel برابر است لذا سیگنال آنها با یکدیگر جمع شده باعث یک سیگنال روشن و قوی می شود .
Pre-saturation
پدیده ورود به مقطع می تواند موجب ایجاد سیگنال نابجا شود و ما می خواهیم از جریان مربوط به خارج ، سیگنال نداشته باشیم . پس باید سیگنال خونی که وارد مقطع می شود را اشباع کنیم .
در اینجا بیش از یک پالس ˚90 را دریافت می کند و با دریافت پالس  ˚90  بعدی چرخیده و دیگر در راستای y قرار ندارد که بتواند سیگنالی ارسال کند .
کاربردهای دیگر تکنیکpre saturation
چربی چون T1کوتاه دارد روی تصاویر T1 خود را با شدت بالا نشان می دهد و در بررسی نواحی اصلی آناتومیک مشکل ایجاد می کند که با استفاده از این تکنیک شدت سیگنال چربی و آب کاهش می یابد . در واقع پهنای باندی می فرستیم که بیشتر از peak چربی است و آن را تحت پوشش قرار می دهد .
دو روش برای کاهش سیگنال چربی و آب داریم :
1- pre saturation
2- selective suprestion 
در این تکنیک پالس تحریک کننده را ارسال می کنیم و تمام اتمها به محور z بر می گردند ولی با سرعتهای مختلف و در لحظه ای پالس دوم را ارسال می کنیم که بافت چربی هیچ مولفه ای روی محور z نداشته باشد و در این حالت پالس ˚90  را ارسال می کنیم و این ماده نمی تواند سیگنالی تولید کند . در تکنیک های flow inversion recovery و short time inversion این روش را استفاده می کنیم .
کاهش آرتی فکت aliasing از دیگر کاربردهای pre saturation  می باشد .
Vascular and cardiac Imaging
در MRI چندین روش برای بررسی سیستم عروق مغز و قلب وجود دارد .
تکنیک های متداول تصویربرداری از عروق
در این تکنیک ها معمولاً از امکاناتی چون Gradient moment rephas و pre saturation استفاده می شود همانطور که قبلاً اشاره شد این تکنیک ها جهت کاهش آرتی فکت های حرکتی ناشی از هسته های H متحرک در بدن بکار می روند و از آنجایی که باعث ایجاد signal void یا signal inhancement هسته های متحرک در جریان خون یا CSF می شوند بدین ترتیب باعث ایجاد کنتراست بین عروق خونی و بافتهای اطراف می گردد . و چنانچه روشهای جدید آنژیوگرافی در دسترس نباشد از این روشها می توان برای نمایش محل انسداد و ضایعات در عروق استفاده نمود .
تکنیک های متداول تصویربرداری عروق شامل موارد زیر می باشند :
1- Black blood imaging
2- Bright blood imaging
برای ایجاد کنتراست در یک ساختار آناتومیک با سایر بافتهای داخل بدن باید آن ساختار را تیره و یا روشن تر از بافتهای اطراف نمایش داد .
تکنیک spine echo با TE و TR کوتاه با استفاده از پالس های pre saturation امکان مشاهده سیستم عروقی را میسر می سازد بطوریکه عروق به رنگ سیاه مشاهده می شوند .
پالس اشباع کننده در تصویربرداری اسپین اکو ، پالس های شبه فاز را حذف نموده و سیگنال داخل عروقی را حذف می کنند لذا این امر موجب تمایز بسیار عالی و در نتیجه نمایان ساختن انسداد عروق می شوند . پالس اشباع کننده می تواند جهت نشان دادن ساختمان عروق بویژه در ناحیه گردن ، مغز ، قفسه سینه و شکم مضر باشد . به هر حال از آنجائیکه پالس اشباع کننده از پالس RF اضافی استفاده می کند از یکطرف میزان جذب یا
(SAR ،specific Absorb Rate ) را افزایش می دهد و از طرفی موجب کاهش تعداد برشها در هر TR می شود . اجرای پالس اشباع کننده اضافی در خارج از FOV یا حجم تصویربرداری اثر مغناطیس اسپین ها را در زاویه˚90  به سطح عرضی انتقال می دهد . سپس اسپینهای در حال حرکت وارد میدان تصویربرداری می شوند و پالس RF ،  ˚90  اضافی را در حجم تصویربرداری دریافت می کنند . این اسپین ها در حال حرکت که خاصیت مغناطیسی دارند پالس ˚90  تا ˚180 را دریافت می کنند و موجب اشباع سیگنال در اسپینهای در حال حرکت می شوند . این امر موجب آن می شود که خون در حال حرکت در عروق ، سیاه به نظر آید .
Bright Blood Imaging
گرادیان مغناطیسی هم فاز کننده ابتدا به شکل یک روش جبران کننده سرعت ، جهت نمایان ساختن پروتونهای آهسته در حال حرکت با سرعت ثابت استفاده می شود . پروتونها در سیستم خون وریدی و CSF مشابه پروتونهای ثابت در حال فاز قرار می گیرند . این حالت حرکت آهسته موجب روشن شدن عروق و در نتیجه تفاوت روشنایی سیگنال از خون و CSF می شود .
این اثر هم فاز کننده مجدد جزء مغناطیسی در مناطقی چون شکم ، مغز و اندامها و میلوگرام در CSF بسیار استفاده می شود .

Sampling
سیگنالی که دریافت می کنیم بصورت آنالوگ است باید پردازش شده و به صورت تصویر نمایش داده شود سیگنال دیجیتال سیگنالی است که از مقادیر منفصل تشکیل شده است یعنی در زمانهای خاص از موج نمونه بر می دارد و روی این نمونه ها کار کرده و سنجش دقیقی از موج اولیه دارد . زمانی می توان از تکنیک دیجیتال بهره مند شد که به تعداد کافی و فواصل مناسب از موج نمونه برداری شود و نیاز به فرکانس نمونه برداری بالا داریم .
تئوری Nyquist : اگر بخواهیم از یک موجب بطور مناسب نمونه برداری کنیم بایدحداقل دو بار از بزرگترین فرکانس سیگنال نمونه برداری کنیم  . 
مدت زمان گرادیان کدگذاری فرکانس مدت زمان sampling است .
محدودیت در تعداد نمونه های فرکانس باعث کاهش روزلوشن می شود .
گرادیان کدگذاری فرکانس در حین جمع آوری سیگنال روشن می شود از این رو به این گرادیان ، گرادیان read out ( قرائت گر ) گویند . مدت زمان روشن بودن گرادیان کد گذاری فرکانس در حین دریافت سیگنال زمان نمونه برداری sampling time نامیده می شود. در حین زمان نمونه برداری ، گرادیان کدگذاری فرکانس تا 512 فرکانس مختلف را با استفاده از تکنولوژی فعلی نمونه برداری می کند .
در حین sampling time گرادیان کدگذاری فرکانس باید بتواند یک range یا گستره از فرکانسها را دریافت نموده و توسط سیستم نمونه برداری کند که این محدوده فرکانس اصطلاحاً پهنای باند دریافتی receive bandwidth نامیده می شود . اگر receive bandwidth کم شود زمان نمونه برداری زیاد می شود و زمان روشن بودن گرادیان کدگذاری فرکانس زیاد شده و min TE که می توان انتخاب کرد زیاد می شود و در تصویرT2  روی نسبت سیگنال به نویز اثر می گذارد .

Data Collection Image Formation
اطلاعات در حافظه کوتاه مدت ram و یا بصورت دائم می تواند ذخیره شود . در MRI قسمتی از سخت افزار که اطلاعات هر slice در آنجا می نشیند k space  نام دارد .شیب گرادیان کدگذاری فرکانس در هر TR تغییر نمی کند ولی برای تکمیل تصویر شیب گرادیان کدگذاری فاز از 0 تا maXو min تغییر می کند تا اطلاعات مربوط به هر سیگنال را در فضای k ذخیره کند . هر خط فضای k یک تصویر از یک لایه است .
K space filling : دیاگرام فضای k را می توان بصورت یک 4 ضلعی متشکل ازخطوط افقی در نظر گرفت .
محور افقی فضا، phase axis و محور عمودی frequency axis نامیده می شود .
در حال حاضر maX تعداد خطوط فضای k در اکثر سیستمها 512 خط است .
خطوط فضای k در بالای محور فاز اصطلاحاً مثبت و خطوط فضای k در زیر محور فاز منفی یا negative نامیده می شوند . خطوطی که نزدیکترین فاصله به محور فاز را دارند اعم از مثبت و منفی اصطلاحاً خطوط مرکزی نامیده می شوند که با داده های حاصل از اعمال شیب های کم گرادیان کدگذاری فاز پر می شوند . و خطوط خارجی با داده های حاصل از اعمال شیب های زیاد گرادیان کدگذاری فاز پر می شوند .
گرادیانها با شیب مثبت خطوط نیمه مثبت فضای k و گرادیان با شیب منفی خطوط نیمه منفی فضای k را پر می کنند .
محور عمودی فضای k در ارتباط با محور کدگذاری فرکانس است نمونه های فرکانسی گرفته شده از سیگنال در داخل فضای k نسبت به محور فرکانس قرار می گیرند .( آنهایی که از لارمور عقب تر می باشند در نیمه چپ و از آنها لارمور جلوتر می باشند در نیمه راست قرار می گیرند ).
دامنه فرکانسهای نمونه برداری شده نسبت به محور فرکانس درج می گردند به نحوی که مرکز اکو در مرکز محور فرکانس قرار می گیرند و نواحی rephasing و dephasing  اکو به ترتیب در نیمه چپ و راست محور فرکانس قرار می گیرند .
خطوط خارجی فضای k حاوی داده هایی است که با اعمال شیب زیاد گرادیان کدگذاری فاز پر شده اند و قدرت تفکیک زیاد دارند و در واقع وقتی تعداد گامهای کدگذاری فاز افزایش می یابد طبیعتاً تعداد pixel در FOV در امتداد محور کدگذاری فاز افزایش یافته و اندازه هر pixel کوچکتر می شود و قدرت تفکیک تصویر افزایش می یابد .
فضای k بیانگر تصویر نیست . بدین معنی که خط بالایی فضای k با قسمت بالای تصویر MRI بدست آمده منطبق نیست . بلکه فضای K در حقیقت یک منطقه ای است که اطلاعات تا زمان تمام شدن اسکن در آنجا ذخیره می گردد .
Image Quality
4 پارامتر در کیفیت تصویر MRI تاثیر دارند .
1- SNR  Signal to nois ratio
2- CNR   Contrast to Nois ratio
3- spatial resolution
4- scan time
 SNR :
SNR عبارت است از نسبت دامنه سیگنال به دامنه متوسط نویز سیستم ، سیگنال جریان الکتریکی یا ولتاژی است که در اثر چرخش بردار مغناطش عرضی داخل کویل گیرنده القا می گردد .
نویز سیگنالهای زمینه و مزاحمی هستند که در اثر عوامل مختلف از جمله نویز الکتریکی زمینه سیستم ایجاد می شود .
عواملی که بر SNR تاثیر دارند عبارتند از :
1- دانسیته پروتونی ناحیه مورد آزمایش : proton density  تعداد پروتونهای موجود در ناحیه مورد بررسی دامنه سیگنال دریافتی را کنترل می کند . نواحی دارای دانسیته پروتونی کم دارای سیگنال کوچکتر و SNR پائینتری می باشند . در حالی که نواحی با دانسیته پروتونی بالا ( مثل لگن ) دارای سیگنال قویتر لذا SNR بالاتری می باشند .
 voxel  volume : واحد ساختمانی یک تصویر دیجیتال pixel است روشنایی pixel معرف شدت سیگنال تولید شده توسط واحد حجم بافت بدن بیمار یا voxel است .
هر وکسل معرف حجمی از بافت داخل بدن بیمار است و حجم آن طبیعتاً وابسته به مساحت pixel و ضخامت مقطع است .
هر چه حجم voxel بیشتر باشد چون تعداد پروتون بیشتری داخل آن قرار می گیرد سیگنال قویتر می دهد و SNR بیشتر می شود .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
مغناطیس (magnetism)

هر ذره بارداری در حال حرکت، یک میدان مغناطیسی ایجاد می کند.
میدان مغناطیسی یک ذره باردار، مثل یک الکترون درحال حرکت، عمود بر مسیر حرکت ذره است. شدت میدان مغناطیسی به وسیله خطوط فرضی بیان می شود  اگر حرکت ذره یک مسیر بسته باشد، همانند الکترون که به دور هسته می چرخد خطوط میدان مغناطیسی بر صفحه حرکت ذره عمود خواهند بود. الکترونها همچنین بدور یک محور درجهت عقربه های ساعت ویا خلاف عقربه های ساعت، می گردند.
این چرخش یک ویژگی از الکترون را به نام اسپین (spin) به وجود می آورد. اسپین الکترون یک میدان مغناطیسی را بوجود می آورد که اگر در هر لایه از اتم، یک زوج الکترون وجود داشته باشد، این میدان خنثی می گردد. خطوط میدان مغناطیسی همیشه حلقه های بسته ای هستند. این خطوط همانند میدان الکتریکی نقطه شروع و پایان ندارند. چنین میدانی دو قطبی (bipolar / dipolar) نامیده می شوند.
این میدان همیشه یک قطب شمال ویک قطب جنوب دارد. مغناطیس کوچکی که به وسیله اسپین الکترون بوجود می آید، دیپلهای مغناطیسی   ( magnetic dipole)نامیده می گردد. چنین دیپلهایی با هم می توانند یک محدوده مغناطیسی ( magnetic domain) را بوجود می آورند.
نفوذ پذیری مغناطیسی (magnetic permeability):
نفوذ پذیری مغناطیسی توانایی ماده است برای جذب خطوط شدت میدان مغناطیسی
* طبقه بندی مواد مغناطیسی (classification of magnets)
مواد مغناطیسی براساس منشا خاصیت مغناطیسی طبقه بندی می گردند.
سه نوع کلی از مواد مغناطیسی وجود دارند: مواد مغناطیسی طبیعی، مواد مغناطیسی که بطور مصنوعی خاصیت مغناطیسی دائمی را دارا شده اند و مواد الکترو مغناطیس.
بهترین مثال مواد مغناطیسی طبیعی (natural magnet) ، کره زمین است. زمین دارای میدان مغناطیسی است، چون زمین به دور یک محور می چرخد.
مواد مغناطیسی دائمی (permanent magnet) که بطور مصنوعی ساخته می گردند به شکلها و اندازه های گوناگونی ساخته می گردند که عمدتاً از جنس آهن هستند. این مواد بوسیله قرار دادن آهن دریک میدان مغناطیسی الکتریکی ساخته می گردند.
مواد الکترومغناطیس تشکیل شده اند از یک سیم که بدور یک هسته آهنی پیچیده شده است (Electromagnet).
هنگامی که جریان الکتریکی از سیم عبور داده می شود، یک میدان مغناطیسی ایجاد می گردد که شدت این میدان وابسته به جریان عبوری از سیم است.
تمام مواد می توانند طبق عکس العملهایشان درمقابل یک میدان مغناطیس خارجی طبقه بندی گردند.
برخی ازمواد هنگامی که در داخل یک میدان مغناطیسی برده میشوند، بی تاثیر می مانند چنین موادی را دیامغناطیس (diamagnetic) گویند. این مواد را نمی توان بطور مصنوعی مغناطیسی کرد و ضمناً این مواد جذب میدان مغناطیسی نمی گردند. مثالهایی از این مواد می توانند چوب، شیشه و پلاستیک باشند. مواد فرومغناطیس ( Ferromagnetic) که آهن (iron)، کبالت (cobalt) و نیکل (nickel) هستند، به شدت جذب میدان مغناطیسی می گردند و ضمناً می توانند تحت تاثیر یک میدان مغناطیسی، به مواد مغناطیسی دائمی تبدیل گردند. یک آلیاژ از آلومینیوم، کبالت و نیکل که آلنیکو ( Alnico) نامیده می گردد، یک ماده مغناطیسی مفیدتری نسبت به آهن و کبالت و نیکل دراین گروه از مواد مغناطیسی است و بیشتر استفاده می گردد. مواد پارامغناطیس (paramagnetic) تاحدی بین مواد فرومغناطیس و مواد دیا مغناطیس قرار میگیرند.
این مواد به طور اندکی جذب میدان مغناطیسی می گردند و در اثر قطع میدان مغناطیسی خارجی ، خاصیت مغناطیسی خود را از دست می دهند. مواد حاجبی (contrast agent) که در MRI استفاده میگردد پارامغناطیس هستند.
تاثیر پذیری مغناطیسی (magnetic susceptibility):
درجه مواد مختلف طی مغناطیسی شدن را تاثیرپذیری مغناطیسی گویند.
مثلاً هنگامی که یک چوب دریک میدان مغناطیس قوی قرار می گیرد، این چوب میدان مغناطیسی را شدت
نمی بخشد ولی هنگامی که آهن در یک میدان مغناطیسی قرار می گیرد، این آهن به شدت میدان مغناطیسی را تقویت می کند پس چوب دارای تاثیرپذیری مغناطیسی کم است و آهن دارای تاثیرپذیری مغناطیسی زیاد است.


* دیپلها (dipole)
هرماده مغناطیسی از دو قطبی ها تشکیل شده است که این دو قطبی ها با شکستن یک آهنربا از بین نمی روند، پس همواره ما دریک ماده مغناطیسی دو قطب شمال و جنوب را خواهیم داشت.
* جذب و دفع (Attraction and Repulsion)
همانند بارهای الکتریکی، قطبهای مغناطیسی هم نام یکدیگر را دفع می کنند و قطب های مغناطیسی ناهمنام، همدیگر را دفع می کنند. همچنین بطور ساده، خطوط فرضی میدان مغناطیسی قطب شمال (N) را ترک می کنند و به قطب جنوب (S) وارد می شوند.
* القاء مغناطیسی (magnetic induction)
همانند بار الکترواستاتیک که میتواند از یک جسم به جسم دیگر القاء گردد، مواد مغناطیسی هم می توانند بوسیله القاء، مغناطیسی گردند. خطوط فرضی میدان مغناطیسی که توصیف گردید، خطوط مغناطیسی (magnetic lines) القاء نامیده می شوند و تراکم این خطوط وابسته به شدت میدان مغناطیسی است.
اجسام فرومغناطیس می توانند به ماده مغناطیسی از طریق القاء تبدیل گردند.
هنگامی که یک ماده فرومغناطیس مثلاً یک قطعه آهن نرم ( soft Iron) به درون یک میدان مغناطیسی برده می شود،خطوط القاء تغییر پیدا می کنند و بوسیله آهن جذب می گردند و آهن بطور موقت به یک ماده مغناطیسی تبدیل می گردد ولی اگر یک ماده دیامغناطیسی مثل مس (copper) را جایگزین آهن کنیم، چنین اتفاقی نمی افتد.
* نیروی مغناطیسی (magnetic force)
نیرویهای الکترومغناطیسی بوسیله تئوری میدان تابش الکترومغناطیسی ماکسول به هم مرتبط می گردند. این تئوری بیان می کند که نیرویی که بوسیله میدان مغناطیسی ایجاد می گردد، همانند نیرویی است که بوسیله میدان الکتریکی ایجاد میگردد.
تئوری میدان ماکسول:
نیروی مغناطیسی متناسب است با ضرب شدت قطبهای مغناطیسی تقسیم بر مربع فاصله بین آنها. واحد SI شدت نیروی مغناطیسی تسلا (Tesla) است. واحد قدیمی ترآن گوس (gauss) است که یک تسلا برابر است با 10.000 گوس. (1 T=10,000 G)

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

دستگاههای MRI
 
انواع مغناطیس های مورد استفاده در سیستم MRI
در سیستمهای MRI برای اعمال میدان مغناطیس خارجی، ممکن است  انواع مغناطیس های زیر، مورد استفاده قرار گیرد:
1- مغناطیس دائمی Permanent Magnet
2- مغناطیس مقاومتی Resistive Magnet
3- مغناطیس ابر رسانا Superconductive Magnet
در سیستم MRI، میدان مغناطیسی خارجی باید دارای خواص زیر باشد:
الف- یکنواخت بودن شدت میدان ( Field Uniformity )  در منطقه مورد نظر
ب- ثابت بودن شدت میدان ( Field Stablity )  در مدت زمان آزمایش
ج- بالا بودن نسبت سیگنال به نویز SNR   ( Signal to Noise Ratio )
مغناطیسهای دائمی  ( Permanet Magnets )
این مغناطیس ها از آهنربای طبیعی ساخته شده اند،قدرت مغناطیسی آنها معمولاً از 05/0 تا 5/0 تسلا  می باشد. این مغناطیس ها دارای یکنواختی میدان ( Field Uniformity ) پایین و شدت میدان ثابت در طول زمان آزمایش ( Field Stability ) می باشند.

مغناطیس های مقاومتی  ( Resistive Magnets )
این مغناطیس ها براساس استفاده از خاصیت القاء مغناطیسی حاصل از عبور یک جریان الکتریکی از یک سیم پیچ، ساخته می شوند. یکنواختی شدت میدان در این مغناطیس ها خوب و پایداری آن متوسط است.
از این مغناطیسها برای ایجاد شدتهای بین 04/0 تا 5/0 تسلا استفاده می شود.


مغناطیسهای ابر رسانا ( Superconductive Magnets )
سیم پیچ این مغناطیس ها از مواد ابررسانا  ( Superconductive) ساخته شده است. لذا بدلیل مقاومت الکتریکی خیلی کم، گرمای ناچیزی در آنها تولید می شود.
با این مغناطیس ها می توان میدانها قوی ( تا 2 تسلا یا بیشتر ) تولید نمود.
یکنواختی و پایداری شدت میدان مغناطیسی تولید شده خیلی خوب است.
برای ایجاد خاصیت ابررسانایی، این مغناطیس ها را در درجه حرارت هلیوم مایع ( 2/4 درجه کلوین ) همراه با نیتروژن مایع ( 77 درجه کلوین ) قرار می دهند.
در اثر افزایش درجه حرارت، خاصیت ابر رسانایی سیستم کاهش می یابد. این پدیده را Quench  گویند.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
توالی پالس (Pulse sequence ):

توالی پالس، مجموعه ای از پالس های RF است که در طی مطالعه MR بصورت تکراری اعمال می شود و پارامترهای زمان TE و TR در آن بکار می رود. این توالی به یک نمودار زمانی یا یک نمودار توالی پالسی وابسته است.

میدانیم که دو دلیل برای ناهمفاز شدن وجود دارد:

1- غیریکنواختی میدان مغناطیسی خارجی

2- تاثیر متقابل اسپین- اسپین

 

توالی پالسی اسپین اکو با یک پالس RF 180، غیر یکنواختی میدان مغناطیسی خارجی را از طریق همفاز کردن و متمرکز کردن اسپینها حذف می کند. اگر چه با استفاده از توالی پالس اکو می توان ناهمفازی ناشی از غیر یکنواختی های ثابت میدان مغناطیسی خارجی را حذف نمود ولی برهمکنش های اسپین-اسپین را نمی توان حذف کرد زیرا ثابت نیستند و بطور تصادفی نوسان می کنند.

توالی پالس

دیاگرام پالس اسپین-اکو:

بردار مغناطش طولی بر اثر پالس 90به صفحه x-y منحرف می شود. سه بردار مغناطش متفاوت در حال چرخش در صفحه عرضی را در نظر بگیرید. هر یک از این سه بردار در محیط مغناطیسی اندکی متفاوت از همدیگر قرار گرفته اند. در ابتدا هر سه با هم همفازند و با فرکانس زاویه ای اولیه می چرخند. در شکل می بینید یک گروه از اسپینها را می بینیم که در معرض میدان مغناطیسی اولیه قرار دارند و این باعث می شود تا با فرکانس لارمور بچرخند. گروه اسپینهای مجاور در معرض میدان مغناطیسی اندکی بزرگتر قرار دارند و با فرکانس اندکی بزرگتر می چرخند. گروه بعدی در معرض میدان مغناطیسی اندکی کوچکتر هستند و فرکانس چرخش آنها کوچکتر است. بعد از پالس 90 اسپینها شروع به ناهمفاز شدن نسبت به یکدیگر می کنند. سرانجام بردار سریع و بردار کند، 180 تغییر فاز داده و یکدیگر را حذف می کنند.

ولی متوان در یک زمان مشخص Ƭ بعد از پالس 90 وقتی اسپینها ناهمفاز شدند، یک پالس 180 اعمال می شود. حال همه اسپینها 180در صفحه x-y منحرف شده و به چرخش خود ادامه می دهند؛ اما در جهت مخالف. ما یک پالس RF180 اعمال می کنیم. سپس یک زمان طولانی TR صبر می کنیم می بینیم که  FID بر اثر T2* خیلی سریع ناهمفاز می شود. T2*  با عیر یکنواختی میدان مغناطیسی خارجی و برهمکنش اسپین-اسپین ارتباط دارد. بعد از زمان Ƭ پالس متمرکز کننده 180 را اعمال می کنیم. بعد از زمان مساویƬآنها دوباره کاملا" همفاز شده و سیگنال به بیشترین مقدار می رسد. پس هدف از پالس 180 حذف تاثیرات ناهمفازی  ناشی از غیر یکنواختی میدان مغناطیسی خارجی است. این کار با دوباره همفاز شدن اسپینها در زمان اکو TE انجام می شود.

1- زمان Ƭ زمان بین پالس 90 و پالس 180 است.

2- زمان Ƭ همچنین زمان بین پالس RF 180 و نقطه ای است که دوباره همفاز شدن اسپینها به حداکثر می رسد یعنی اکو.

3- Ƭ2 را زمان تاخیر اکو یا TE می نامیم. TE مدت زمان بعد از پالس 90 است که دوباره بیشترین سیگنال را داریم.

4- پالس 180  را پالس دوباره متمرکز کننده یا دوباره همفاز کننده  refocusingمی نامیم.

 

البته می توان یک پالس 180 دیگر را به این توالی اضافه کنیم. و در این زمان به جای یک پالس 180 ، پالس 180 بعد از پالس 90 خواهیم داشت.

 

کنتراست بافت در اسپین اکو به طور عمده وابسته به TR  و TE است. سه نوع کنتراست بافت وجود دارد:

T1W،T2W و PDW.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
اسپین اکوی سریع(FSE)


در این بخش می خواهیم در مورد اسپین اکوی سریع مواردی را ذکر کنیم. در ابتدا روشRARE (جمع آوری سریع سیگنالها با افزایش زمان استراحت) نامیده می شد. اما اغلب آنرا FSE یا اسپین اکوی سریع  می نامند.
در بخش قبلی دیدیم که اسپین اکوی معمولی چگونه خطوط در فضای K با آن پر می شود. در این روش بلافاصله بعد از پالس RF90، یک FID شکل می گیرد. در یک زمان TE بعد از پالس 90 اول ( زمان TE/2 بعد از اولین پالس درباره متمرکز کننده 180، یعنی 17میلی ثانیه در مثال ما) اولین اسپین اکو را دریافت می کنیم. یک سری کامل از پالسهای متمرکز کننده 180 داریم که بعد از هر کدام اکوی بعدی را دریافت می کنیم. هر اکو مضربی از 17 میلی ثانیه است.
معمولا در این اسپین اکوی معمولی، معمولا دو اکو داریم، یعنی دو پالس RF180 اعمال می کنیم و مجددا یک اکمو از هر پالس می گیریم که هر کدام یک TE متفاوت دارد.به هر حال، همانطور کحه در یک توالی اسپین معمولی داریم، توانیم اکوهای زیادی داشته باشیم. در این مثال 8 توالی اکو داریم که همه آنها در زمان TR روی می دهند.
با هر TR در یک اسپین اکوی معمولی، یک تک مرحله کدگذاری فاز داریم. هر اکو به دنبال یک پالس 180بعد از اعمال گرادیان کدگذاری فاز در اسپین اکوی معمولی بدست می آید. هر اکو دارای فضای K خودش است و هر زمان که اکو می گیریم یک خط از فضای K را پر می کنیم.
مثلا با 8پالس180 که تولید 8 اکو می کند، 8 فضای K متفاوت و 8 تصویر متفاوت خواهیم داشت. اگر 256 مرحله متفاوت کدگذاری فاز داشته باشیم، همچنین 256زمان متفاوت نیز خواهیم داشت.
در نتیجه برای هر فضای Kدر اسپین اکوی معمولی، TR را 256با تکرار می کنیمو فضای K برای هر اکو را با 256خط متفاوت پر می کنیم. برای یک دنباله 8اکویی ، 8 تصویر متفاوت می گیریم.


اسپین اکوی سریع(FSE):
با استفاده از یک مثال مشابه، می توانیم عملکرد FSE را ببینیم. اسپین اکوی سریع یک روش ظریف سات که از دستکاری اسپین اکوی معمولی بدست می آید. مجددا با یک سری 8 اکویی شروع می کنیم. (ETL=8) هر چند فقط یک فضای K خواهیم داشت، 8خط فضای K را در یک زمان پر می کنیم.
به جای داشتن 8 فضای Kجداگانه، یک فضا برای هر اکو، یعنی یک فضای Kبرای استفاده از تمام اطلاعات 8اکو خواهیم داشت. به اندازه زمان TR، 8خط رد فضای K خواهیم گرفت که هر خط برای یک اکو است. با TR بعدی، 8 خط بیشتر جمع خواهیم کرد بطریقی که یک خط برای هر اکو استفاده شود و آنها را در فضای Kقرار می دهیم.
برای هر TR، 8خط در فضای Kمنفرد را پرخواهیم کرد. از آنجائیکه 256خط در فضای K داریم چون در طی هر TR در حال پر کردن 8 خط از فضای K از یک تصویر هستیم، پس فرایند تکرار کردن برای پر کردن 256خط از فضای K، 32بار خواهد بود.
طول سری اکو(ETL):
ETL به تعداد اکوهای استفاده شده در FSE اشاره می کند. فاصله زمانی بین اکوهای متوالی یا (بین پالسهای 180 ) فاصله بین اکو(ESP) نامیده می شود. در FSE می توانیم فقط TEهایی را انتخاب کنیم که مضرب صحیحی از فاصله بین اکوها هستند(در این مثال میلی ثانیهESP=17) که آن را TE موثر (TEeff) می نامند. بنابراین در مثال ما میلی ثانیه 102=TEeff (6×17msec) است. بیاد داشته باشید که خطوط مرکزی فضای Kبیشترین کنتراست را دارند و هر چه از مرکز فضای Kدور شویم سیگنال کمتر می شود. بنابرایناگر فضای K را به 8 قطعه 32 قطعه تقسیم کنیم، قطعه مرکزی به اکوی ششم مربوط می شود. یعنی انطباق اکو با TEموثرانتخاب شده مساوی 102میلی ثانیه است. در FSE قبل از هر پالس 180 ابتدا یک مقدار متفوت از گرادیان کدگذاری فاز تنظیم می شود. برای هر پالس 180، TEموثر را انتخاب می کنیم(در این مورد 102) و از گرادیان کدگذاری از با کمترین قدرت استفاده می کنیم.
چون 256 اکو داریم که باید در 8 قطعه جای بگیرند و در هر قطعه 32 اکو داریم ولی ششمین اکو بیشترین سیگنال هستند زیرا در مرکز قرار دارند. افزایش سیگنالهایی که از اکو در 102 میلی ثانیه می آید بدلیل سیگنال بدست آمده از کمترین گرادیان فاز است و سیگنال در تمام اکوهای دیگجر کاهش می یابد، زیرا که این سیگنالها با افزایش گرادیانهای کدگذاری فاز بدست آمده اند.
نکاتی در مورد ETL:
اگر سرعت تصویربرداری زیاد شود ETL زیاد خواهد شد.
اگر ETL زیاد شود زمان تصویربرداری نیز کاهش خواهد یافت.
اگر ETL افزایش یابد ناحیه تصویربرداری کاهش خواهد یافت.
مزایای FSE:
زمان اسکن کاهش می یابد.
نسبت S/N ثابت می ماند.
سرعت افزایش می یابد لذا اجازه می دهد که تصویر با قدرت تفکیک بالا در یک زمان قابل قبول داشته باشیم.
آرتیفکت حرکتی کمتر خواهد بود.
دوباره همفاز شدن چندین پالس 180باعث می شود کحه به هم ریختگی ناشی از اجسام فلزی در تصویر FSE کمتر باشد.
تصویر FSE نسبت به یک مگنت با شیمینگ ضعیف حساس تر از تصویر SEاست.
معایب FSE:
ناحیه تصویربرداری یعنی کاهش تعداد برشها
میانگیری کنتراست
CSF در تصویر FSE با وزن دانسیته پروتون روشن تر است که ناشی از میانگین گیری تمام اکوها در فضای Kجداگانه است.
انتقال مغناطش(MT) موثر در FSE: MTC بطور غیر دقیق در FSE موجود است که به علت وجود پالس های چندتایی سریع 180 شامل فرکانسهای خارج از رزونانس است.
دیسکهای بین مهره ای نرمال در وزن T2 تصویر FSE در مقایسه با اسپین کاوی معمولی روشن نیستند که به علت تاثیر MT در FSE است و کنتراست را کاهش می دهد.
تاثیر پذیرفتاری مغناطیسی با اسپین اکوی معمولی کمتر خواهد بود.
چربی در وزن T2 تصویر FSE روشن است.


 
  



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

مگنت دائمي (Permanent magnet):

طرح مگنت هاي ساده ترين روش در ساخت يك ميدان مغناطيسي است. اين مگنت ها از بلوك ها يا واحدهاي بزرگي از موادي كه در ساخت مگنت هاي ساده نعل اسبي به كار مي روند، تشكيل شده اند كه به صورت دو قطب مغناطيسي با سطح مقطع دايره اي شكل و با فاصله تقريبي 50 سانتي متر در مقابل يكديگر قرار گرفته اند.

ميدان مغناطيسي ايجاد شده بين دو قطب، بدون نياز به هرگونه منبع انرژي جهت برقراري و پايداري اين ميدان و نيز بدون نياز به هرگونه سيستم خنك كننده اي، مي تواند مورد كاربرد كلينيكي واقع شود و نام دائمي نيز مبين همين ميدان پايدار و غير قابل انقطاع است. اين نوع با توجه به دلايل ذكر شده، قيمت پائين تري داشته و از هزينه پشتيباني- نگهداري كمتري نيز برخوردارند و نصب آنها نيز برخلاف سيستم هاي ابررسانا ساده مي باشد.

آهن، كبالت و نيكل نمونه اي از اجسام مورد استفاده در توليد مگنت هاي دائمي مي باشند. عموميترين ماده مورد استفاده جهت توليد مگنت هاي دائمي آلياژي از آلمينيوم، نيكل و كبالت است كه به alnico معروف است.

مگنت مقاومتي(Resistive magnet):

در اين نوع مگنت، سيم هاي حاوي جريان الكتريكي، ميدان مغناطيسي متناسب با مقدار جريان عبوري ايجاد مي نمايند. چنانچه سيم ها به شكل حلقه پيچيده شوند، ميدان مغناطيسي ايجاد شده در امتداد محور طولي سيم پيچ (سالنوئيد) خواند بود ، كه به همين جهت الكترومگنت ناميده مي شوند. در مگنت هاي ابررسانا و مقاومتي كه اغلب به مگنت هاي با طرح سالنوييدي شناخته مي شوند، ميدان مغناطيسي ايجاد شده از حلقه هاي سيمي، تشكيل يك ميدان سالنوييدي شكل را مي دهند و علت انتخاب چنين طرحي، ايجاد ميدان يكنواخت درون سالنوييد به منظور تهييج مناسب پروتون ها و نيز جلوگيري از ايجاد آرتيفكت هاي احتمالي ناشي از تغييرات شار و يكنواختي ميدان است كه بر كيفيت تصوير اثرات بسيار نامطلوبي ايجاد مي نمايند. مگنت هاي مقاومتي به دو گونه ساخته شده اند:

  • Air core resistive
  • Iron core resistive

مگنت ابررسانا(Superconductive magnet):

در طبيعت موادي وجود دارند كه در دماي بسيار پايين (نزديك صفر مطلق) تقريبا هيچ مقاومتي در برابر عبور جريان الكتريكي از خود نشان نمي دهند كه به اين مواد ابررسانا گويند. برخي فلزات مثل حيوه و آلياژهايي مثل نيبيوم- تيتانيوم، نيوبيوم- قلع و واناديوم- گاليوم. مقاومت الكتريكي خويش ار در دماهاي بسيار پائين از دست داده و ابررسانا مي شوند. به دمايي كه هر ماده ابررسانا در آن به خاصيت ابررسانايي رسيده و هيچ مقاومتي در برابر جريان ندارد، دماي بحراني گويند. در اغلب مگنت هاي ابررسانايي رسيده و هيچ مقاومتي در برابر جريان ندارد، دماي بحراني گويند. در اغلب مگنت هاي ابررساناي كلينيكي از نيوبيوم- تيتانيوم استفاده مي شود. اين آلياژ در 10 درجه كليوين بدن حضور ميدان مغناطيسي خارجي به حالت ابررسانايي مي رسد. در نتيجه مگنت هاي ابررسانا در دمايي كه هليوم مايع فراهم مي نمايد، فعال هستند. از لحاظ ساختار، اين مگنت ها مشابه مگنت هاي مقاومتي هستند كه در آنها از الكترومگنت هاي سالنوييدي استفاده شده است.

مگنت هاي ابررسانا از استوانه هايي از جنس فايبرگلاس يا آلمينيوم همنره با تعداد زيادي سيم پيچ از جحنس آلياژ مزبور جهت ايجاد كره ايده ال ساخته شده اند و هليوم مايع به صورت يك پوشش، درجع حرارت سيم ها را نزديك به صفر مطلق ثابت نگه مي دارد. از آنجا كه هليوم مايع بسيار گران قيمت است، براي كاهش تبخير آن از لايه عايق كنندهاي از نيتروژن مايع كه ارزان قيمت استريال استفاده مي شود. به مايعات موجود در خنك كننده كه وضعيت ابررسانايي را حفظ مي نمايند، خنك ساز گويند.

چنانچه به علت بالا رفتن دماي سيستم ، حالت ابررسانايي از بين رود، سيستم به اصطلاح خاموش شده يا Quench كرده است. اين پديده حاصل قطع سريع ميدان مغناطيسي و آزاد شدن گرما و نيز تبخير ناگهاني هليوم و مايعات خنك كننده است. حذف ميدان ظرف 20 تا 60 ثانيه رخ مي دهد، ولي خطر خاصي براي بيمار اتفاق نمي افتد. به همين دليل، اغلب مكنت هاي ابررسانا داراي محفظه اي بزرك در بالاي مكنت براي جمع آوري گاز به هنگام وقوع ناگهاني خاموشي هستند.  



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

سقراط برای نخستین بار در 3000 سال پیش از میلاد مسیح مفهوم اتم به معنی  « برش نیافته » را به کار برد.


یونانی ها اولین کسانی بودند که از جذب یا دفع اجسام به وسیله نیروهایی نامرئی که ما امروزه آنها را الکتریسیته ساکن می نامیم به شگفت می آمدند. آنها ابتدا متوجه شدند که اگر یک تکه کهربا به پوست خزه مالیده شود می تواند ذرات یا اشیاء بخصوصی را جذب نماید. واژه کهربا ( Amber ) نیز ترجمه الکترون می باشد.
در شهر ماگنزیا در آسیای صغیر ( ترکیه )،‌ نیز مردم متوجه شدند که اگر برخی از سنگها بر روی محور خود قرار بگیرند بالافاصله به حالت اولیه خود تغییر جهت می دهند.  آنها از این ساختمانهای مغناطیسی که امروزه به نام لوداستون (Lodestones) معروف است در امر دریانوردی، مراسم مذهبی و اهداف جادویی استفاده می کردند. واژه مغناطیس نیز از نام همین شهر ماگنزیا گرفته شده است.
اصول ریاضی MRA که امروزه برای ترجمه سیگنالهای MR به موقعیتهای فضایی ( location spatial ) بکار می رود اولین بار توسط فوریه در 200 سال قبل مطرح گردید. فوریه که فرد بسیار باهوشی بود زمانی این روند ریاضی بسیار پیچیده را معرفی کرد که در خدمت امپراطوری ناپلئون بود. نیاکان ما در قبل از میلاد مسیح اولین افرادی بودند که ارتباط بین الکتریسیته ( جریان الکترونیکی ) و مغناطیس را به صورت تئوری بیان نمودند. البته این ارتباط تا 2000 سال بعد به صورت نهفته باقی ماند تا اینکه در سال 1819، هانس کریستین اورستد به طور تصادفی متوجه شد که عقربه قطب نما در کنار یک بارالکتریکی منحرف می شود و نتیجه گرفت که الکتریسیته می تواند میدان مغناطیسی به وجود آورد.
دوازده سال بعد مایکل فاراده ثابت نمود که عکس این قضیه هم صادق است،‌ یعنی مغناطیس هم می تواند الکتریسیته الکتریسیته را به وجود آورد. این مسئله باعث تبیین قانون القای مغناطیسی فاراده شد. این قانون نه تنها اساس سیگنالهای MR را تشکیل می دهد بلکه به عنوان پیش زمینه ای برای رشته نوین الکترومغناطیس نیز طرح گشت.
فاراده متوجه شد که اگر میدان مغناطیسی را از میان یک سیم پیچ الکتریکی و با زاویه 90 درجه عبوردهیم می توان ولتاژ و شدت جریانی را در سیم پیچ القاء کرد . او همچنین اظهار داشت که در صورتی می توان القای مغناطیسی را به طور پیوسته ایجاد کرد که میدان مغناطیسی ( یا شدت جریان ) قطع و وصل شده یا به صورت پالسی درآید. به همین دلیل بسیاری از افراد، مایکل فاراده را به عنوان پدر علم الکتریسیته می شناسند.
در دهه 1860 جیمز کلرک ماکسول (Jamesclark Maxwel ) اسکاتلندی متوجه این نکته شد که خطوط نیروهای مغناطیسی را می توان به صورت ریاضی بیان نمود. برخی از معادلات ماکسول ثابت می کند که میدانهای مغناطیسی و الکتریکی با یکدیگر زاویه 90 درجه می سازند. او همچنین نشان داد که میدان مغناطیسی القا شده به صورت فنری (Spiral) و عمود در خلاف جهت جریان الکترونی که آنرا می سازد حرکت می کند و سرعت آن در خلا نیز برابر سعرت نور یعنی m/s 8 10 * 3 می باشد.
ماکسول همچنین سرعت و جهت امواج الکترومغناطیس را محاسبه و علاوه بر امواج ماوراء بنفش و مادون قرمز وجود سایر امواج را نیز پیشگویی کرد. هشت سال بعد هانریش هرتز ( Hanrish Hertz) آلمانی به وجود امواج نامرئی الکترومغناطیسی پی برد و اذعان نمود که تمام امواج مذکور را می توان بر اساس مقدار فرکانسشان مشخص نمود. از آن پس، طیف امواج الکترومغناطیس و طبقه بندی انرژی امواج بر اساس خصوصیتشان مورد توجه قرار گرفت.
تمام این حوادث وضعیت را برای آقای ویلهم کنراد رونتگن                                     ( Wilhelmkonrad Rontgen ) فراهم آورده بودند تا او اشعه ایکس را کشف کند. این اشعه جزو امواج الکترومغناطیس و با فرکانس بالا می باشد. بعد از او در سال 1986 نیز فردریک ژولیه ( Fredric Joliot ) و ماری کوری (Mari Curic) اشعه گاما را کشف کردند. با کشف آنها این مسئله روشن شد که انرژی امواج با فرکانس بالا را می توان تشخیص و اندازه گیری نمود. همچنین آسیبهای بیولوژیکی این تشعشعات نیز به اثبات رسید.
با شروع قرن بیستم، عصر اتم نیز آغاز شد. فیزیکدانها و دانشمندان زیادی، قسمتی از روشهای NMR و MRI را پی ریزی کردند که از مهمترین آنها می توان به شخصیتهای زیر اشاره نمود:
1905 آلبرت انیشتین : اصل بقای انرژی E=mc2  که مبین یکسان بودن جرم و انرژی است.
1911 ارنست راترفورد: هسته اتم را مشخص نمود.
1911 جی.جی تامپسون : وجود الکترون را اثبات نمود.
1913 نیلز بور : خواص و شکلهای هندسی الکترون را تعریف کرد و پنجره ای را بر روی فیزیک کوانتوم گشود. او اتم را به منظومه شمسی تشبیه نمود.
اتواسترن: روشی را برای اندازه گیری دو قطبی های مغناطیسی ابداع کرد.
ولفانگ پاولی: اصطلاح تشدید مغناطیسی هسته ای را متداول نمود.
ایرودور اسحاق رابی: اولین آزمایش تشدید مغناطیسی هسته ای را انجام داد.

جنگ جهانی دوم
آلبرت انیشتین که در آن زمان فیزیکدان مشهوری نبود، معادل بودن انرژی و ماده را مطرح و ثابت می کند که این دو، تظاهرات مختلفی از یک چیز می باشند. » تئوری نسبیت » مشهور او یکسان بودن جرم و انرژی را معرفی نمود. البته تئوری نسبیت انشتین برای سالها مسکوت باقی ماند. زیرا اولاً دستگاه ها و وسایل مجهزی برای اثبات آن وجود نداشت و ثانیاً دیدگاه های تئوریک و علوم آن زمان برای اثبات یا نفی آن کافی نبود. یکی از دستاوردهای فرمول انشتین ( E=mc2) که باعث شد تا عصر انرژی تمام ابعاد تأسف باری به خود بگیرد. هنگامی بود که انشتین در سال 1932 نامه ای را به رئیس جمهور وقت           « رزولت» نوشت و او را از قدرت خارق العاده اتم آگاه کرد. به این ترتیب روزولت نیز متقاعد می شود که مقدار اورانیومی به اندازه یک توپ گلف می تواند مقدار انرژی معادل چند میلیون پوند ذغال سنگ داشته باشد و به همین دلیل، کمیته پروژه منهاتن (Manhatan) را برای انجام تحقیقاتی جهت ساخت بمب اتم پایه گذاری می کند. پنج سال بعد یعنی در ششم آگوست 1945 بمب اتم که حاصل آن تحقیقات بود بر روی شهر هیروشیمای ژاپن فرود آمد.
پس از جنگ جهانی دوم
برخی از پیشرفتهای تکنولوژی که در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد به عنوان پیش زمینه هایی برای تصویربرداری از انسان مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان مثال از امواج صوتی که برای پیدا کردن زیر دریایی های غرق شده استفاده می شد در سونوگرافی و از انرژی اتمی در تصویربرداری پزشکی هسته ای استفاده گردید.
در سال 1946 دو فیزیکدان آمریکایی به نام فلیکس بلوچ (Flexi Bloch) و ادوارد پارسل (Adward Purcell) که به طور جداگانه بر روی اتمها کار می کردند متوجه شدند که اگر لوله آزمایشی را که محتوی ماده ای خالص می باشد با امواج مغناطیسی انرژی دار کرده و مورد بمباران امواج RF   قرار دهند، اتمها تهییج شده و سپس با طیفی که متناسب با اتمها مورد آزمایش است شروع به پاسخ دادن می کنند.
آنها این سیگنالها را آشکار کرده و بر اساس مقدار فرکانسشان که به صورت تصاویر اسپکتروسکپی ثبت نمودند به این ترتیب بنیان تشدید مغناطیسی هسته ای که مقدمه ای بر MRI بود گذاشته شد.
این کشف در ابتدا کاربردهای صنعتی داشت. امروزه می توان فرکانس اجزای مولکولی یک ماده ساده را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. ( سرانجام بلوچ و پارسل موفق به اخذ جایزه نوبل سال 1952 شدند).
در مدت 25 سال پس از این کشف ، بیش از هزار دستگاه NMR ساخته و هزاران متخصص اسپکتروسکپی روانه عرصه بین المللی شدند و بدین ترتیب اسپکتروسکپی پیشرفت کرد. محققین ، انواع و اقسام آزمایشها و تجزیه و تحلیلهای NMR را به صورت In vitro انجام دادند. اما بکارگیری آن برای تصویربرداری از بدن انسان از لحاظ آنها نه تنها غیر ممکن بلکه امری بسیار احمقانه بود.

دکتر ریموند دامادین (Raymond Damadian)
در سال 1970 پزشک و فیزیک دان آمریکایی به نام دکتر ریموند نامادین که فردی بسیار فهیم و آینده نگر بود تصمیم گرفت اسکنری را برای تصویربرداری از بدن انسان بسازد. و همین مسئله ، نقطه عطفی را در دنیای تصویربرداری به وجود آورد. او در آزمایشهای خود،‌ سلولهای بدخیم را از طریق جراحی وارد بدن موشها نمود و سپس آنها را مورد آزمون NMR قرار داد. دامادین متوجه شد که بافت توموری موشها به تحریک مغناطیسی پاسخ می دهد و اگر موشها را با یک پالس تشدید کننده بمباران کند هنگامی که گشتاور دو قطبی های مغناطیسی به حالت تعادل و آرامش می رسند هر یک از بافتهای سالم و توموری یک نوع سیگنال خاص خود را منتشر می کنند.
این سیگنالها بر حسب اینکه مربوط به بافتهای سالم یا ناسالم باشند می توانند کنتراست خاصی را بر روی تصویر ایجاد کنند. همین مسئله باعث شد تا فکر ساخت دستگاه تصویربرداری به مغز وی خطور کند. البته سالها قبل از دامادین،‌ فلیکس بلوچ، اصطلاحات T1، 2 T را برای نشان دادن مقدار زمانهای استراحت بکار برده بود.
دکتر دامادین در اوایل دهه 1970 متوجه شد که ساختمان آب در تصویربرداری MRI عنصری بسیار حیاتی است. زیرا هر مولکول آب در واقع یک دو قطبی بسیار قوی است ( قطب شمال و جنوب ) علت آن است که الکترونهای مدار هیدروژن زمان بیشتری را در مدارهای اطراف اتم اکسیژن می گذارنند این وضعیت باعث ایجاد یک منبع قوی برای تولید سیگنالهای MR می شود. دامادین ثابت کرد سیگنالهای فوق را می توان به صورت تصویری مخصوص، آشکار کرد و ثبت نمود.
دامادین به ارزش تشخیصی این اشعه مغناطیسی القا شده پی برد. او و همکارانش جهت تصویربرداری کل بدن انسان ( Whole body ) مدت 7 سال را برای طراحی و ساخت اولین اسکنر MRI صرف کردند. پس از فراز و نشیبهای فراوان بالاخره درروز سوم ژولای 1977 اولین تصویر دانسیته پروتون (Poroton density) از بدن انسان تهیه شد.
تصویربرداری فوق که به صورت اگزیال بود به مدت 4 ساعت و 45 دقیقه طول کشید. در این آزمون بیمار بایستی در هنگام تصویربرداری از لحاظ فیزیکی 106 مرتبه بر روی یک تخت حرکت داده می شد تا تهییج فضایی (Spatital excitation ) صورت می گرفت. طبقه گفته خود دکتر دامادین، چیزی که او را در این مدت 7 سال یاری می داد تنها قدرت و ایمان مذهبی درونیش بود.
دکتر دامادین نام اولین اسکنر خود را سرکش ( Indomitable ) گذاشت که در واقع نشان دهنده عزم، بی باکی و خستگی ناپذیری او در ساخت دستگاه مذکور بود. این دستگاه اکنون در مرکز تکنولوژی اسمیتسون واشنگتن (Smithson institute of technology ) قرار دارد.
دکتر پل لاتربور ( PAUL LAUTERBUR.Ph.D )


دکتر لاتربود در حیطه اسپکتروسکپی با لوله های آزمایش دارای موفقیتهای چشمگیری بود. اما نمی توانست مسئله ضروری بودن خلوص ماده را برای بدست آوردن تجزیه اسپکتروسکپی نادیده بگیرد. او می دانست که با استفاده از اصول NMR می توان یک سری راهکارهای عملی جهت تهییج قسمتهایی از نمونه مورد آزمایش ارائه داد، سرانجام او به این نتینجه رسید که اگر بتوان میدان مغناطیسی گرادیان دار ضعیف و کنترل شده ای را بر روی میدان مغناطیسی استاتیک (Static) قویتری همپوشان کرد، آنگاه می توان برشی از نمونه با همان مقدار فرکانس را مجزا نمود، سیگنالهای آنرا آشکار کرد و نهایتاً به صورت یک تصویر درآورد. برای اثبات این اندیشه، او به مدت چند هفته تحقیقات و آزمایشهای طاقت فرسایی را انجام داد و بالاخره متقاعد شد که :
1- بااستفاده از سیگنالهای NMR می توان برش مغناطیسی را به وجود آورد.
2- مقدار این سیگنالها جهت بکارگیری اصول انتقال فوریه (FT) برای تشکیل تصویر کافی است.
3- برای بهبود کیفیت تصاویر، باید میدان مغناطیسی به اندازه کافی یکنواخت باشد.
در سال 1972 دکتر لاتر بور به منظور تصویربرداری از قسمتهای دلخواه حیوانات و گیاهان مختلف، گرادیانهای Gx و Gy و Gz را طراحی و از آنها استفاده نمود و بدین ترتیب قسمتی از وظیفه دشوار امتزاج و تکمیل سه تئوری فوق الذکر را به انجام رساند.
در سال 1988 رونالد ریگان ( Ronald Reagan ) رئیس جمهور وقت آمریکا، نشان ملی تکنولوژی (National Medical of Technology ) را به دکتر دامادین و دکتر لاتربور، تقدیم کرد. این جایزه که ارزنده ترین جایزه ملی امریکا محسوب می شود به دلیل سهم قابل توجه آنها در ارتقای تکنولوژی و گسترش رفاه ملی تقدیم ایشان گردید.
دانشمندان و فیزیکدانهای سراسر جهان نیز تحقیقاتی را به طور مداوم انجام می دهند و دانش پیشینیان خود را بهبود می بخشند. دنیای MRI مرهون افراد بیشماری است که از برجسته ترین آنها می توان به افراد زیر اشاره کرد.
دهه 1950 : دکتر اروین هان (Ervin Hahn): به خاطر کشف پالس سکانس اسپیناکوی هان کشف او چنان دگرگون کننده بود که نمی توان آن را با سایر کشفیات مقایسه نمود. او هم اکنون در دانشگاه برکلی (Brekeley) است.
دهه 1960: دکتر ارنست (R.R.Ernst) : او با ابداع محور مختصاف فاز (Phase) و فرکانس (Frequency) بر روی شبکه ماتریکس MR، حساسیت آشکارسازی سیگنالهای MRI را افزایش داده و همینطور از تبدیل فوریه در روند تصویربرداری فضایی (Spatital imaging process) استفاده نمود. علاوه بر آن، حساسیت و تعادل بین زاویه چرخش (Flip angle) را افزایش داد. قابل ذکر است که زاویه چرخش، اساس تصویربرداری سریع را تشکیل می دهد. دکتر ارنست هم اکنون در شهر زوریخ سوئیس زندگی می کند.
دهه 1980: سرپیتر هانسفیلد (Sir peter Mansfield ): هانسفیلد اهل ناتینگهام انگلستان بوده و به دلیل کشف تصویربرداری گرادیان اکو در مقابل تصویربرداری مولتی اکو مشهور است. تصویربرداری گرادیان اکو مقدمه ای ضروری برای تصویربرداری MRI به طریق Real time می باشد. سرپیتر هانسفیلد به دلیل سهم زیادی که در تصویربرداری MRI داشت از طرف ملکه الیزابت دوم مفتخر به دریافت لف شوالیه (Knighte) شد.

وضوح
بلافاصله بعد از ابداع سیستم MRI دستگاه های مذکور با سرعتی بی سابقه طراحی و ساخته شدند و بدین ترتیب دامادین و لاتربور توانستند افراد بیشتریرا نسبت به این سیستم خوشبین نمایند. امروزه بیش از دو هزار دستگاه MRI در ایالات متحده امریکا و تقریباً‌ همین مقدار در دیگر کشورها وجود دارد. در ابتدا دستگاه های MRI تنها در ایالات متحده ساخته می شدند اما طولی نکشید که این صنعت به سایر نقاط جهان نیز کشیده شد.
هر یک از صادر کنندگان دستگاه های MRI نیز می خواستند که در بازار رقابت،‌ موفقیت بهتری را بدست آورند و بدین ترتیب بازار رقابت بین المللی MRI گرم شد و در نتیجه ان اصطلاحات جدید و واژه های گیج کننده به حوزه تکنیکی آن وارد شد. اپراتورها نیز در ابتدا با مشکلات زیادی توانستند زبان MRI را تثبت کنند.
در نهایت، با افزایش تولید دستگاه های MRI و پراکندگی زیاد آن در سراسر کشور ایالات متحده، شکاف بین بخش صنعت و مرکز تصویربرداری MRI زیاد شد. سازندگان دستگاه های MRI برنامه های آموزشی پر سرو صدایی را به مدت یک تا دو هفته برای کارکنان ثابت MRI ترتیب دادند اما برخی از آنها هیچگونه آشنایی بامشاغل بهداشتی نداشتند. مشکلاتی که در رابطه با پروتکل ها و مسائل حفاظتی پیش می آمد معمولاً‌ از طریق تلفن به نزدیک ترین اداره مرکزی کارخانه سازنده اطلاع می دادند و پاسخ می گرفتند. حتی با تجربه ترین اپراتورها نیز نمی توانستند که در هنگام مواجه با بیماران مبتلا به هیجانهای کلاستروفوبیا ( تونل ترسی ) چگونه از کامپیوتر استفاده کنند و یا در چه مواردی باید کنتراست تصویر را برای مشاهده ضایعه ای خاص افزایش دهند.
امروزه قدرت مغناطیسی دستگاه های MRI را در سه سطح ضعیف، متوسط و قوی می سازند که هرکدام دارای مزایا و نقص های خاص خود می باشند اما با ابداع مواد حاجب تزریقی، دستگاه های MRI فوق هادی ( Super conducting ) با قدرت مغناطیسی بالا به عنوان مطلوب ترین روش تصویربرداری برای مشاهده ضایعات عصبی مطرح شدند. این مواد حاجب به منظور افزایش کنتراست تصاویر ساخته شده و در سال 1988 مورد تایید FDA قرار گرفتند.
پیشرفتهایی که در زمینه های الکترونیک و نرم افزارهای کامپیوتری MRA اتفاق افتاده باعث شد تا موارد کاربرد تصویربرداری نیز افزایش پیدا کند. به عنوان مثال امکان تصویربرداری از عروقی که به نام آنژیوگرافی تشدید مغناطیسی یا MRA معروف است فراهم شد. البته با وجود اینکه MRA هنوز در مراحل ابتدایی خود می باشد اما موضوعی است که علاقه و نظر بسیاری از افراد را به خود جلب کرده و در برخی موارد به عنوان راه حل نهایی انتخاب می شود. به طور کلی امروزه سیستم های تصویربرداری به طرف تصویربرداری غیرتهاجمی از شبکه عروقی بدن پیش می روند. این نوع تصویربرداری ها قادرند که آناتومی عروق مغزی را نشان دهند و همینطور میزان جریان خون آنها نیز محاسبه می نمایند. در حال حاضر چند نوع تصویربرداری MRA وجود دارد که از مهمترین آنها می توان به دو تکنیک (TOF) Time of Fight و Phase contrast اشاره نمود. با بکارگیری صحیح گرادیان اکو (gradient echoes ) ،‌ پیش اشباع (Presaturation ) اسکن سریع (fast scan)، پالس spoliter reminder و پالس آماده کننده (Preparatory Pulses) می توان کیفیت تصاویر را افزایش داد.
برگرفته از کتاب جامع رادیولوژی



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آذر 1389

 

Pancreas MDCT & CTA

 تومورهای پانکراس عموما" شامل آدنوکارسینومای مجاوری می باشند ولی سایر تومورهای دیگر نظیر کارسینومای سلولislet  و انواع مختلف نئوپلاسمهای Cystic شامل micro cyst adenoma ،  macro cyst adenoma / carcinoma و (IPMT) Intraductal papillary mucinous tumor می باشند . در اینجا ما بر روی پارامترهای CT ، تکنیکهای مواد حاجب و  زمان بندی scan که با آشکار سازی و مشخص کردن تومورهای پانکراس در ارتباطند متمرکز می شویم .

هدف از تصویربرداری تومورها پانکراس با CT آشکار سازی تومورها و تعیین قابل برداشت بودن آنها است . به خصوص برای ما خیلی مهم است که مشخص کنیم آیا

بزرگ شدگی غدد ، ناهنجاریهای تضعیفی ( attenuation abnormalities) نظیر توده های جامد یا کیست و یا نکروز یا اتساع مجاری یا کالسیفه شدن . به علاوه تصویربرداری پانکراس به منظور تعیین integrity شریان هپاتیک ( HA ) ، شریان مزانتریک فوقانی ( SMA ) ، شریان طحالی ( SA ) ، ورید پورتال ( PV ) ، ورید طحالی ( SV ) نیز انجام می پذیرد . و بالاخره آشکارسازی گره های اطراف پانکراس نیز خیلی مهم می باشد .

به دنبال تزریق یکباره مواد حاجب ، پانکراس نسبتا" سریع آشکار می شود . تومورها نیز تقریبا" به شکل مشابه عمل می کنند ولی با کمی تأخیر و در مقایسه با پانکراس از کنتراست کمتری برخوردار خواهند بود . مشابه کبد ، فاز اولیه HA ( HAP ) ارزش کمی دارد اگر چه بر عکس کبد HAP تأخیری نیز برای بررسی پانکراس زود است . لذا باید تقریبا" 15 ثانیه بیشتر تأخیر داشت و تصویربرداری در حدود ثانیه 40 آغاز می شود که به نام فاز پانکراتیک یا فاز پارانشیمال ( PP ) نامیده می شود . در تصویربرداری پانکراس ،فاز وریدی ( VP ) مفید است.
بررسی مفیدترین فازها جهت تصویربرداری پانکراس به دقت مورد تحقیق قرار گرفته است . اخیرا" Fletcher و  colleagues فازهای مختلف ( شریانی ، پانکراسی ، کبدی ) را برای آشکارسازی تومور و بررسی وضعیت عروقی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که برای آشکارسازی تومور ، فاز شریانی دارای کمترین مزیت است در حالیکه PP و HAP بهتر بوده و تقریبا" مشابه هم عمل می کنند . در همان مطالعه مشخص شد که برای بررسی وضعیت عروقی مجددا" فاز شریانی ناکار آمده بوده و همچنین فاز پانکراسی نیز به خوبی فاز کبدی نمی باشد . بیشتر آدنوکارسینوماهای مجاری به سختی قابل آشکار شدن می باشند و هر چه ضایعه کوچکتر باشد مشکلات در آشکار کردن آن بیشتر خواهد بود . تصویربرداری 3D کمک خواهد کرد تا قابل برداشت بودن تومورهای کوچک را بررسی کنیم . تقریبا" 15% آدنوکارسینوماهای مجاری در خلال PP و PVP و isodense بوده و تشخیص آنها مشکل است . تغییرات مختلف پانکراس به خصوص در افراد سالمند که چربی بیشتری در پانکراس دارند قابل مشاهده است . پروتکل های MDCT برای تصویربرداری پانکراس کمی با کبد متفاوت است . برای یک اسکنر4 – Slice   دتکتور 4 X 1.25 mm بوده و سرعت تخت نسبتا" کم است . این پارامتر ها تصویربرداری 3D عروق بهینه است ولی باعث طولانی شدن زمان حبس تنفس بیمار شده و آرتیفکت حرکتی را افزایش می دهند . با استفاده از اسکنر 8 - Slice  ، دتکتور 8 X 1.25mm  می شود . Pitch تا حدودی کمتر می شود ولی سرعت تخت به مقدار قابل ملاحظه ای افزایش یافته و سرعت چرخش کمی بیشتر می شود و لذا نویز کمتری خواهیم داشت . طراحی دتکتور 16 X 0.625 mm در اسکنر 16 – Sliceباعث نویز بسیار زیادی خواهد شد . اگر  Pitch کاهش یابد دور تشعشع خیلی افزایش خواهد یافت . البته قابل بحث خواهد بود که در بیماری با آندوکارسینومای پانکراس بحث دوز تشعشع خیلی بحرانی نخواهد بود . نویز را می توان با طراحی دتکتور 16 X 1.25 mm ، کمی کاهش Pitch و کمی سرعت تخت بیشتر کاهش داد . برای فاز وریدی طراحی دتکتور به 16 X 0.625 mm و Pitch : 1.75 و زمان چرخش 0.5 ثانیه تغییر می یابد .

 

از منظر تجویز مواد حاجب و زمان بندی اسکن ، 125 ml ماده حاجب با غلظت بالا با سرعت 4 ml / s تزریق شده و به دنبال آن Saline chaser 1 ml/kg نیز تزریق می شود . تصویربرداری PP در حدود 40 ثانیه بعد با استفاده از Trigger خودکار آغاز می شود . برای فاز وریدی از تأخیر 65 ثانیه استفاده می شود .

سرعت تزریق مواد حاجب نیز اهمیت دارد . در یک مطالعه سرعت تزریق کنتراست 2.5 ml / s با 5 ml / s در تصویربرداری پانکراس و کبد مورد مقایسه قرار گرفت و ثابت شد که در سرعت 5 ml / s Peak Enhancement بیشتر و زمان رسیدن به Peak  کوتاه تر است ، شکل 3 این مسأله را نشان می دهد .

ادامۀ مطالعات این مقاله تنها بر آدنوکارسینوما متمرکز خواهند شد . در سال 2004 ، 27400 مورد جدید که عموما" از بیماران پیر بوده و میزان بروز بین زنان و مردان برابر بوده وجود داشته است . اطلاعات نشان می دهند که علیرغم بهبود در آشکارسازی و درمان ، میزان بقا چندان تفاوت مشخصی نداشته است . البته این اطلاعات شامل اطلاعات مربوط به MDCT نمی شود و امید است که با در نظر گرفتن MDCT این آمار بهتر شوند . بیشتر آدنوکارسینوماها در پانکراس رخ می دهند با این وجود آنهایی که در قسمت دم رخ می دهند تهاجمی تر بوده و به دلیل اینکه مدت طولانی تری خاموش می باشند ، در هنگام تشخیص بزرگتر می باشند . گره های لنفاوی اطراف دئودنوم ، سلیاک و دئودنوم . مثالی از الگوی متاستاتیک از سطان پانکراس در شکل 4 آمده است . دو ندول در دیوارۀ داخلی سکوم وجود دارند که احتمالا" ناشی از پخش داخل صفاقی در طول فرانتر رودۀ باریک است .

تنها روش درمانی حاضر برای سرطان پانکراس جراحی وحذف است . مطالعۀ اولیه ای نشان داد که دقت نهایی helical CT در ارزیابی قابلیت جراحی تومور 70% است و یکی از شایع ترین دلایلی که یک تومور غیر قابل جراحی به نظر می رسد مشکلات عروقی تومور است . به همین دلیل جدیدا"  Curved Plannar مورد علاقه اند چون تصویری از پانکراس در طول محور طولی به دست می دهند .

به طور کلی توانایی رادیولوژیستها برای تشخیص قابل جراحی بودن تومور پانکراس افزایش یافته است . عوامل مؤثر در این افزایش عبارتند از : آزمایشات چند فازۀ MDCT به خصوص آنهایی که در فازهای وریدی و پانکراسی انجام می شوند ، غلظت های بیشتر موادحاجب و سرعت های تزریقی بالاتر که باعث افزایش میزان ید در فازهای شریانی اولیه می شوند و استفاده از سیستمهای 3D  و Curved Plannar .

 

 

   CT اسکن از کبد
کلمه هپاتیک به معنی « مربوط به کبد » می باشد . CT اسپیرال در نشان دادن بیماری های هپاتیک حساسیت بسیار بالایی دارد .
آن دسته از بیماریهای هپاتیک که در CT قابل توجه می باشند بقرار زیر هستند :
کیست هیداتیک
عفونت هیداتیک در اثر کرمهای کوچکی به نام تینااکینوکوک Taehia ecchinococcus به وجود می آید . کبد متداولترین محل برای توسعه سیستم های ناشی از هیداتیک است .
در دیواره سیست کلیسفیکاسیون پاتولوژیکی بوجود می آید که بوسیله رادیوگرافی یا CT بخوبی قابل رویت است . این سیست ها را در CT شکم روتین و حتی بودن تزریق کنتراست می توان مشاهده نمود .
کوله سیست cholecystitis
این بیماری به معنی التهاب دیواره کیسه صفرا می باشد و در دو نوع حاد یا مزمن دیده می شود . و هر دو نوع ممکن است با سنگ کیسه صفرا

 

همراه باشد . برای تشخیص کوله سیست یا سنگهای صفراوی CT شکم روتین می تواند جوابگو باشد .
هپاتیت Hepatitis
هپاتیت می تواند ناشی از عوامل میکربی یا ویروسی باشد و به انواع مختلف تقسیم می شود شایع ترین مورد هپاتیت هپاتیت های ویروسی است . هپاتیت مزمن منجر به نارسایی کبدی و سیروز می گردد که در CT شکم روتین قابل بررسی است .

سیروز cirrhosis
سیروز عارضه ایست که در آن سلولهای فیبروزی جانشین سلولهای کبدی نابود شده می گردند در نتیجه کبد سفت و چروکیده می شود .
سیروز علل مختلفی دارد که رایج ترین ایتولژی هپاتیت ویروسی و استعمال زیاد الکل است .
سیروز یک اختلال مزمن و پیشرونده است و فیبروزیس در این بیماری می تواند سبب افزایش فشار پورتال portal hypertension گردد که غالباً همراه با واریس انتهای مری ، لیگامان گاستر و هپاتیک و ناف طحال است . CT اسپیرال روتین از ناحیه کبد و شکم می تواند واریس و عروق کلاترال سیستم پورتال را بخوبی نمایش دهد .
همچنین سیروز در CT را می توان با کاهش اندازه لوب راست کبدی و قطعه مدیال لوب چپ و بزر

 

گی جبرانی قطعه لاترال لوب چپ و لوب Caudate مشاهده نمود .
انفیلتراسیون چربی  infiltration
کبد چرب ناشی از تجمع برگشت پذیری گلیسرید است و علل متداول آن چاقی ،‌ مصرف زیاد الکل starvation  ...
انفیلتراسیون می تواند عمومی ، لوبولار ، سیگمنال یا فوکال می باشد و در CT شکم بدون کنتراست بصورت پررنگ دیده شدن پورتال دیده می شود .
نئوپلاسم ها
CT نقش اساسی در نمایش تومورهای کبدی و متاستازها دارد . کبد متداولترین محل برای متاستاز کارسینوماهای کولون ، پستان ، ریه ، پانکراس و ملانوماها و سارکوماها هستند . در حقیقت متاستازها 20 برابر رایج تر از نئوپلاسم های اولیه کبدی هستند .
درصد بالایی از نئوپلاسم های کبدی خون را از شریان کبدی می گیرند . از طرفی 80% خون رسانی کبد توسط سیستم پورتال تأمین می شود و تنها 20% آن از شریان کبدی است . از این رو CT دینامیک کبد در نمایش نئوپلاسم ها بر CT روتین ارجحیت دارد . فاز دوئل ( شریانی و پورتال ) آشکارسازی متاستازها و نئوپلاسم ها را به حداکثر می رساند . تومورهای پرعروق در فاز شریانی آشکار می شوند و ضایعات هیپرواسکولار خوش خیم یبشترین اندیکاسیون را در فاز شریانی دارند . در 37% بیماران تومورهای 5/1 سانتی متر یا کمتر قابل تشخیص بودند . بدنبال فاز شریانی CT در فاز پورتال نیز انجام می شود که 8% افزایش در تشخیص ضایعات کبدی نشان می دهد . فاز دوئل آشکارسازی کارسینومای هپاتوسلولار پر عروق کوچک را بحداکثر می رساند .
حساسیت روش دوئل در آشکارسازی متاستاها 80 تا 85% تخمین زده می شود که برای ندولهای بزرگتر از یک سانتی متر 99% و کوچکتر از یک سانتی متر 68% است .
همانژیوم
همانژیوم تومور بافت عروقی است و انواع مختلف دارد . و در ماهیچه ها ،‌ پوست ، استخوان ، کبد و مغز اغلب دیده می شود . همانژیوم ها معمولاً بدون علامت هستند و در CT یا سونو تشخیص داده می شوند . البته گاهی درد ، تهوع و علائم شکمی نیز مشاهده می شود .
همانژیوم کبدی نیز از اندیکاسیون های CT دینامیک کبد با فاز دوئل می باشند . البته در برخی از مراکز CT اسکن قبل از تزریق کنتراست و شروع فاز دوئل ، CT اسکن ساده و بدون کنتراست تزریقی از کبد بعمل می آید .
تزریق ماده کنتراست و تشدید کنتراست کبدی
CT اسکن از ناحیه شکم چه با روش روتین و چه دینامیک نیاز به کنتراست خوراکی و تزریقی دارد . کنتراست خوراکی در مواردی که CT جهت بررسی پارانشیم کبدی است قابل حذف است و در همانژیوم ها می توان تنها به کنتراست تزریقی اکتفا نمود ولی معمولاً جهت اطمینان بیشتر کنتراست خوراکی نیز به بیمار داده می شود . مقدار کنتراست تزریقی حدود 1 الی 5/1 سی سی برای هر کیلو وزن بدن است ( بطور معمول 120 تا 150 سی سی استفاده می شود ) .
به هر حال با تزریق کنتراست ابتدا این ماده با شریان هپاتیک در عرض 20 ثانیه به کبد می رسد و در اسکن دینامیک و فاز شریانی ( اسکن پس از 20 ثانیه از شروع تزریق ) تراکم شریانی کبدی همرنگ با آئورت دیده می شود . در این مرحله هنوز مقدار زیادی از ماده به کبد نرسیده است زیرا شریان هپاتیک حدود   خونرسانی کبد را بعهده دارد . از این رو تراکم رگهای خون رسانی نسبت به پارانشیم کبدی بیشتر است و رگها سفید دیده می شوند علاوه بر شریان هپاتیک ورید پورتال نیز در ناف کبد به وضوح نمایان می گردند . پس از یک دقیقه قسمت اعظم کنتراست با ورید پورتال که 75 الی 80% بار خونی کبد را به دوش می کشد به کبد می رسد در این مرحله یعنی فاز پورتال سیستم پورتال و ورید اجوف تحتانی پررنگتر از شریانها دیده می شوند و شریانها کمرنگ تر مشاهده می گردند . ولی بتدریج ماده از رگها خارج شده و تعادلی بین مقدار ماده کنتراست در عروق خونی و خارج از آن برقرار می شود و کنتراست درمایع میان بافتی و خود بافت بحال تعادل در      می آید و تمامی کبد تیرگی یکنواخت بخود می گیرد . این حالت را حالت تعادل یا equilibrium گویند که معمولاً 4 تا 5 دقیقه پس از شروع تزریق مشاهده می گردد . در این میان توده ها و متاستازها بسته به میزان خونی که به آنها می رسد در این رهگذر نقش متفاوتی ایفا می کنند و با توجه به ساختار عروقی خود در مراحل مختلفی از تشدید قابل تشخیص هستند مثلاً همانژیومهای کاورنوس که شایع ترین تومورهای خوش خیم کبدی هستند در مراحل تأخیری هنوز کدر دیده می شوند زیرا تخلیه کنتراست از آنها کندتر از بافت طبیعی کبد انجام می شود . در صورتی که متاستازهای کم عروق با منشأ کارسینوم کولون در مراحلی که کبد بیشترین تیرگی خود را دارد با بافت نسبتاً روشن و کم تراکم خود بهتر تشخیص داده می شوند .
CT اسکن روتین از کبد
150-120 سی سی ماده کنتراست با سرعت 3-2 سی سی در ثانیه تزریق می شود . 70-60 ثانیه پس از شروع تزریق ( با توجه به جثه بیمار مقدار دارو و زمان تأخیر کم و زیاد می شود ) اسکن شروع می شود ضخامت برشها برای کبد 7-5 میلی متر بوده و پیچ pitch دستگاه 5/1 ( یا کمتر از 2 ) انتخاب می شود . همانطوریکه قبلاً ذکر شد از کنتراست خوراکی ( 40-30 سی سی ماده حاجب در 1200-1000 سی سی آب یا آبمیوه ) نیز در CT روتین شکم استفاده می شود که از 5/1 ساعت تا 2 ساعت قبل از شروع CT به فاصله های منظم به بیمار داده می شود .
در صورت مشاوره ضایعه در کبد برشهای تأخیری ( پس از حدود 10 دقیقه ) کمک بسیاری به تشخیص می نماید .
CT دینامیک از کبد

 


در این روش CT اسکن همراه با تزریق کنتراست انجام می گیرد عبارت دیگر CT قبل از پایان تزریق شروع می شود و نمایش کبد در فازهای شریانی و وریدی یا پورتال صورت می گیرد .
150-120 سی سی کنتراست با سرعت 5-4 سی سی در ثانیه ( با استفاده از آنژیوکت درشت ) تزریق می شود . شروع اسکن 30-20 ثانیه پس از شروع تزریق برای فاز شریانی می باشد ( با ضخامت 7-5 میلی متر و پیچ 5/1 ) 70-50 ثانیه پس از شروع تزریق برشها مجدداً تکرار می شوند تا کبد را در فاز پورتال یا وریدی نمایش دهند . معمولاً فاز شریانی را از پائین کبد تا دیافراگم و سپس فاز وریدی را از بالا تا پائین انجام می دهند .
غالباً CT دینامیک کبد در صورت مشاهده ضایعه نیاز به برشهای تأخیری دارد که 5-2 دقیقه بعد ( بستگی به اندازه ضایعه دارد ) از محل ضایعه گرفته می شود و گاهی تا حدود 15 دقیقه این برشها ممکن است چند بار تکرار شود تا تخلیه شدن ضایعه را از ماده کنتراست مشاهده کنیم .
از این رو روش بنام تری نیز گفته می شود . که در مورد همانژیومها انجام می شود ولی در مواردیکه فقط مشکوک به کارسینوماها یا متاستازها هستیم فاز سوم یا تأخیری نیاز نیست و روش دوئل بتنهایی می تواند جوابگو باشد .

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آذر 1389

آرتیفکت های CT
همگام با پیشرفت در سایر عرصه های فن آوری‏، CT نیز از زمان ابداع آن توسط آقای هانسفیلد پیشرفتهای چشمگیری  کرده است. با گذشت زمان محدودیتهای CT رفع شد و این وسیله به ابزاری توانمند جهت بررسی اندامهای درون بدن تبدیل شده است.
با وجود پیشرفتها آرتیفکت تصویر به صورت یک مفصل همچنان پابرجا هستند و کیفیت تصاویر CT را تحت تاثیر قرار می دهند که گاهی  این بهم ریختگی چنان وسیع است که نمی توان از تصویر بدست آمده برای مقاصد تشخیصی استفاده کرد و نیاز به تکرار آزمون است، که این امر مستلزم پرتوتابی غیر ضروری بیمار می باشد و این امر مغایر با اصول حفاظت بیمار می باشد.
این وظیفه تمام پرتوکاران است که با شناخت انواع آرتیفکت ها و یادگیری راه کارهای  موثر برای به حداقل رساندن این اثرات رسالت خود را به عنوان اولین خط دفاعی افراد جامعه در مقابل پرتوگیری غیر ضروری بیمار به انجام رسانند و تصاویری با حداکثر اطلاعات تشخیص تهیه کنند. آرتیفکت عبارت است از بهم ریختگی CT و یا ثبت اعداد اشتباه در تصویر CT. هنگامی که از این اعداد برای مشخص کردن نوع بافت مورد مطالعه استفاده می شود این مطلب از اهمیت بسزایی برخوردار است.
آرتیفکت ها  می توانند به صورت محو شدگی ، ثبت خطوط مستقیم در تصویر ( Streak Artifact ) و یا آرتیفکتهای ستاره ای شکل در تصاویر CT مشاهده شوند
علت بوجود آمدن آرتیفکت ها در CT به طور معمولی حرکات بیمار، وجود اشیاء فلزی به همراه یا در بدن بیمار و تعدد بافتها در یک voxel می باشد.
- انواع آرتیفکت
1- سخت شدن اشعه   ( Beamhardening )
این آرتیفکت در نتیجه افزایش میانگین انرژی دسته اشعه در حین عبور  از بافتها بوجود می آید.
همانند سایر دستگاههایی که از اشعه برای تولید تصویر استفاده می کنند در دستگاه های CT نیز دسته اشعه مورد استفاده تک انرژی نیست و شامل طیفی از انرژی ها است.
مثلاَ وقتی در CT از انرژی KVP 120 استفاده می کنیم دسته اشعه حاوی انرژی های kev120-25 است.
این آرتیفکت در زمانی که اشعه x مسیرهای متفاوتی را طی می کند نیز بوجود می آید، مثلا زمانی که ناحیه ناحیه بررسی کروی شکل باشد اشعه های مرکزی  بیشتر از پرتوهای کناری تضعیف می شوند. 
این آرتیفکت به صورت نوارهای تیره یا خطهای در تصاویر مشاهده می شود.
برای کاهش یا حذف این آرتیفکت می توان از فیلترهای اشعه x (bowitefilter)1 که یکنواختی دسته اشعه را افزایش می دهند استفاده کرد و یا از تکنیک های با kvp بالا استفاده کرد. امروزه نرم افزارهایی عرضه شده اند که می توانند اثرات این آرتیفکت را در تصاویر کاهش دهند ( تصویر 4)
2- آرتیفکت های ناشی از حرکت بیمار   ( patient motion Artifact )
این آرتیفکت در نتیجه حرکت بیمار در حین تصویربرداری به وجود می آید.
این آرتیفکت به صورت خط ها یا رگهای مستقیم در تصویر مشاهده می شوند اگر حرکات بیمار ارادی باشد می توان با توجیه بیمار و گوشزد کردن اهمیت بی حرکت ماندن در حین تصویربرداری همکاری بیمار را جلب کرد.
در مورد بیمارانی که قادر به همکاری نیستند و یا حرکات غیر ارادی مثل ضربان قلب باید از زمانهای اسکن کوتاه یا Gated CT2 استفاده کرد و یا با استفاده از وسایل ثابت کننده وضعیت بیمارانی را که قادر به همکاری نیستند را تثبیت کرد.
اگر حرکت زیاد باشد نمی توان با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری این خطاها را تصحیح کرد. چون با جابه جایی voxel ها در حین تصویربرداری اعداد CT بشدت دچار به هم ریختگی می شوند و باید آزمون تکرار شود ولی در مواردی که حرکت محدود است می توان با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری این خطاها را تصحیح کرد. به عنوان مثال شرکت shimatzu از نرم افزار MAC3 برای کاهش آرتیفکت ناشی از حرکت استفاده می کند

3- آرتیفکت ناشی از فلزات ( Metal Artifact )
این آرتییفکت در اثر وجود مواد فلزی به همراه بیمار یا درون بدن بیمار بوجود می آید . وجود موادی مثل پروتزهای  فلزی، مواد پرکننده دندان، گیره های جراحی و ضربان ساز قلب داخل بدن بیمار باعث به وجود آمدن این آرتیفکت میشود.
این نوع آرتیفکت به صورت خطهای سفید که گاهی به شکل ستاره ای در اطرااف جسم فلزی دیده میشود.
دلیل بوجود آمدن این نوع آرتیفکت این است که جسم فلزیی جلوی رسیدن اشعه به دتکتور را می گیرد و چون بالاترین تضعیف در بدن مربوط به استخوان است به تمام voxel های موجود در مسیر این پرتو عدد CT 1000 که مربوط به استخوان است اختصاص می یابد و با چرخش تیوب در مجموع این خطوط به شکل ستاره ای دیده می شود
برای برطرف کردن این نوع آرتیفکت باید مواد فلزی را که خارج از  بدن بیمار قرار دارند را برداشت . همچنین میتوان با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری و بازسازی مجدد تصویر این آرتیفکت را حذف کرد.
4- اثر میانگین گیری از بافتهای موجود در voxel                    (Partial vollume Artifact )
این آرتیفکت زمانی به وجود می آید که voxel شامل چند بافت با اعداد CT متفاوت باشد در این حالت عدد بدست آمده نتیجه میانگین گیری از اعداد CT بافتهای موجود در voxel است. به عنوان مثال اگر یک voxel شامل خون ( عدد CT = 40 ) ، قسمت خاکستری نخاع ( عدد CT = 43 ) و قسمت سفید نخاع ( عدد CT = 46 ) باشد،‌ عدد CT اختصاص یافته به این voxel 43 است در مشاهده تصویر این طور به نظر می رسد که voxel فقط شامل قسمت خاکستری نخاع است در مواردی که اختلاف عدد CT بافتهای موجود در voxel زیاد است عدد اختصاصص یافته به voxel مربوط به بافت متراکم است یکی از متداولترین جاهایی که این نوع آرتیفکت روی می دهد حفره خلفی جمجمه است و در ناحیه برجستگی داخلی استخوان پس سری و هرمهای پتروس مشاهده می شود
بهترین راه برای برطرف کردن این نوع آرتیفکت استفاده از مقاطع نازکتر است.
برای کاهش اثر میانگین گیری می توان از روش VAR4 استفاده کرد
همانطور که در این تصویر مشاهده می کنید یک مقطع mm 8 که شامل استخوان و بافت نرم است به چهار مقطع با ضخامت mm 2 تقسیم می شود.
5- آرتیفکت حلقه ای ( Ring Artifact )
این آرتیفکت مختص دستگاههای CT نسل سوم است و زمانی بوجود می آید که دتکتورها کالیبره نباشند، در ساخت مشکل داشته باشد و یا بهره تبدیل آنها متفاوت باشد.
با چرخش دتکتورها به همراه تیوب و جابجایی دتککتور معیوب یک حلقه در تصویر مشاهده می شود 
برای برطرف کردن این آرتیفکت دتکتورها باید کالیبره شوند و در صورت معیوب بودن باید تعویض شوند. همچنین می توان از الگوریتمهای خاص بازسازی تصویر که به این متظور تهیه شده اند برای کاهش اثر این نوع آرتیفکت استفاده کرد
6- آرتیفکت ناشی از قرار داشتن قسمتی از ناحیه مورد تصویربرداری در خارج از میدان تابش ( FOV )
این آرتیفکت زمانی رخ می دهد که ناحیه مورد تصویربرداری بزرگتر از FOV چهل سانتی متر و قفسه سینه بیمار cm50 باشد قسمتی که خارج از FOV قرار دارد مقابل دتکتور ها را سد می کند و دسته اشعه را تضعیف می کند ولی به تصویر درنمی آید و باعث بوجود آمدن خطهایی در تصویر می شود
برای حذف این آرتیفکت باید مطمئن شویم که FOV بزرگگتر از ناحیه مورد تصویربرداری است.

1- bowiitefillter : نوعی فیلتر که لبه های آن ضخیم تر از قسمت مرکزی آن و موجب افزایش Dynamic Range دتکتور می شود.
2- Cated CT : در این روش با هم زمان سازی تابش اشعه و ECG اثر آرتیفکت حرکتی را کاهش می دهند ( هر بار تابش زمانی صورت می گیرد که قلب در فاز خالص قرار دارد )
3-  MAC: Motion Artifact Correction
4- AR : Volume Artifact Reduction



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آذر 1389

ELECTRON Beam Computed Tomography

با اینکه ظهور دستگاه CT اسکن و عرضه انواع spiral و mutislice آن ابزار توانمندی را برای تصویربرداری از اندامهای درون بدن فراهم کرده اند ، ولی هنوز هم تصویربرداری از اندامهای متحرک مثل قلب یکی از محدودیتهای این ابزار است . هر نوع حرکتی در حین تصویربرداری باعث ایجاد آرتیفکت و ناواضحی و در نتیجه کاهش قدرت تفکیک فضایی می شود .
با پیشرفت سیستم های CT زمان لازم برای اسکن کوتاهتر می شد ولی هنوز هم این زمان برای تصویربرداری از قلب به اندازه کافی کم نبود زیرا برای تصویربرداری از قلب زمانهایی در حد یک دهم ثانیه یا کمتر لازم است تا آرتیفکت های ناشی از حرکت ایجاد نشود . این محدودیت با استفاده از CT اسکن با اشعه الکترونی ( EBCT) رفع شد
. EBCT یک سیستم CT اسکن با سرعت بسیار زیاد است که مخصوص تصویربرداری از قلب در حال ضربان طراحی شده است . BECT با عناوینی همچون CineCT ، Fifth.generationCT CT ، Scanning electron beam CT و ultrafast CT نامیده می شود . - مراحل تکامل اسکنر EBCT اساس و کارکرد اسکنر EBCT برای اولین بار توسط colleagues و Douglas Boyd در سال 1979 در نتیجه تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا واقع در سانفرانسیسکو در دهه هفتاد میلادی بیان گردید .
در سال 1983 شرکت Imatron اسکنر CT بسیار سریع Boyd را برای تصویربرداری از قلب و سیستم گردش خون بهبود بخشید . در آن زمان این دستگاه با نامهایی چون cardiovascular computed tomography ( CVCT ) یا CineCT شناخته می شد . امروزه این دستگاه EBCT نامیده می شود و انتظار می رود در آینده ای نزدیک تعداد بسیار بیشتری از این دستگاه ها مورد استفاده قرار گیرد . ( تا اواخر سال 2000 میلادی تعداد 25 دستگاه EBCT در امریکا و 30 دستگاه نیز در اروپا و آسیا مورد استفاده قرار گرفته اند ) توانمندی های بالقوه EBCT موجب تولید تصاویری با قدرت تفکیک بالا از اندامهای متحرک مثل قلب بدون آرتی فکت ناشی از حرکت می شود .
از این اسکنر می توان برای تصویربرداری از قلب و سایر قسمتهای بدن در کودکان و بزرگسالان استفاده کرد زیرا طراحی این دستگاه امکان جمع آوری اطلاعات را ده برابر سریعتر از CT های مرسوم فراهم کرده است .
- اصول و اجزاء EBCT طراحی سیستم EBCT با CT های مرسوم متفاوت است که این تفاوتها در زیر آورده شده است :
1- مبنای اسکنر EBCT استفاده از فن آوری اشعه الکترونی است و در این سیستم ها تیوب اشعه x وجود ندارد .
2- در این سیستم ها حرکات مکانیکی در اجزاء دستگاه وجود ندارد . 3
- نحوه جمع آوری اطلاعات در EBU با CT های مرسوم متفاوت است . در انتهای دستگاه EBCT یک تفنگ الکترونی قرار دارد که یک دسته الکترونی با انرژی 130 کیلوالکترون ولت تولید می کند. این دسته الکترونی بوسیله یک کویل الکترومغناطیسی شتاب می گیرد و کانونی می شود که با یک زاویه معین منحرف می شود و به یکی از چهار حلقه هدف تنگستنی برخورد می کند . حلقه های هدف ثابت هستند و شعاع آنها cm 90 است که یک قوس 210 درجه را تشکیل می دهند . شعاع الکترونی در طول حلقه هدایت می شود که می تواند به صورت منفرد یا به صورت توالی به کار رود . در نتیجه پخش حرارت مشکلی مانند آنچه در سیستمهای CT اسکن مرسوم وجود دارد ایجاد نمی کند . وقتی که شعاع الکترونی با هدف تنگستنی برخورد می کند اشعه x تولید می شود . محدود کننده ها دسته اشعه x تولید شده را به شکل یونی در می آورند که از یون بیمار عبور می کنند . که در یک میدان اسکن 47 سانتی متر قرار دارد تا به دتکتورها به صورت یک قوس در دو ردیف کنار هم قرار گرفته اند برخورد کنند . دتکتورها در مقابل حلقه تنگستنی قرار دارند و در دو ردیف جداگانه قرار گرفته اند که شعاع آنها 5/67 سانتی متر است که تشکیل یک قوس 216 درجه را می دهند . ردیف اول شامل 864 دتکتور است که اندازه هر کدام نصف دتکتورهای حلقه دوم است که 432 دتکتور دارد . این نحوه قرارگیری دتکتورها این امکان را فراهم می کند که در زمان استفاده از یکی از حلقه های هدف اطلاعات مربوط به دو مقطع جمع آوری شود وقتی به طور متوالی از هر چهار حلقه استفاده می شود می توان اطلاعات مربوط به هشت مقطع را جمع آوری کرد . دتکتورها از مواد جامد که شامل کریستالهای لومینسانت و کادمیوم تنگستن هستند تشکیل شده اند ( که اشعه x را به نور تبدیل می کنند ) این قسمت به یک سلیکونی چسبیده است که نور را به جریان تبدیل می کندکه خود این قسمت نیز به یک پیش تقویت کننده متصل است . خروجی دتکتورها به سیستم جمع آوری اطلاعات data acquisition system ( DAS ) فرستاده میشود .

 


ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آذر 1389

Cardiac CT for calcuim scoring
در طی سی تی اسکن، تصاویر قطعی یا اسلایس از هر ناحیه بدن حاصل می گردد. تصاویر بدست آمده بر روی مونیتور نمایش داده شد ه و یا می توان آنها را چاپ نمود.
کاردیاک سی تی در کلسیم اسکورینک ( cardiac CT for calcuim scoring )، یک روش غیر تهاجمی جمع آوری اطلاعات در ناحیه خاص و تعیین میزان وسعت پلاک شده در عروق کرونری می باشد ( عروق کرونری، تامین کننده اکسیژن و رساننده خون به دیواره قلب می باشند ). پلاک از چربی و مواد دیگر مثل کلسیم تشکیل شده است که در یک زمانی ممکن است عروق باریک شده و یا حتی مسیر جریان شریان را به سوی قلب ببندد. نتیجه آن  ایجاد آنژین دردناک در قفسه سینه و یا حتی حمله قلبی می باشد. کلسیم به عنوان یک مارکر و نشانه ای از بیماری شریان کرونری است. نتایج حاصل در کاردیاک سی تی تحت عنوان calcuim score به پزشک کمک می کند که با توجه به این اندازه گیریها ازایجاد آنژین، حمله قلبی و 000 جلوگیری نماید.
نام دیگر این آزمون، Cornary artery calcuim scoring می باشد.
‹ اندیکاسیون ›
هدف کاردیاک سی تی در کلسیم اسکورینگ، شناسایی بیماری عروق کرونری می باشد (Caronary artery disease (CAD) ) در همان مراحل ابتدایی که هنوز نشانه و علائمی بعضی از این بیماری نیست، شناسایی بیماری اهمیت دارد.
این آزمون در واقع یک بررسی به منظور کنترل و اسکرین (  screen )  میباشد که پزشک زمانی آن را توصیه میکند که در بیمار ریسک  فاکتورهایی مبنی بر   CAD وجود دارد، اما هیچگونه علائم کلینیکی هنوز مشاهده نشده است. آزمون برای مردان بالای 47 سال یا زنان 55 سال و بالاتر توصیه می شود. بعضی از بیماران، خودشان بدون توصیه پزشک، خواستار انجام آزمون هستند که این مسئله بدلیل شناسایی CAD در مراحل نخستین است. در صورتیکه CAD وجود داشته باشد بیماران می خواهند که اطمینان حاصل کنند که به هیچ عنوان احتمال داشتن CAD و یا احتمال پیشرفت CAD را ندارند.
به جز سن بیمار، ریسک فاکتورهای مهم دیگر برای CAD عبارتند از:
1- میزان بالا و آنورمال کلسترل خون
2- داشتن بیماری قلبی در تاریخچه خانوادگی
3- دیابت
4- فشارخون بالا
5- سیگار
6- داشتن وزن بالا و چاقی
7- فرد غیر اکتیو و ساکن بودن
‹ آمادگی بیمار برای آزمون ›
هیچگونه آمادگی خاصی قبل از انجام کاردیاک سی تی اسکن، ضروری نیست. بیمار می تواند داروهای خود رابه شکل روتین مصرف نماید. اما باید ازمصرف کافئین و سیگار کشیدن تا 4 ساعت قبل از آزمون اجتناب ورزد. قبل از آزمون، بیمار لباس خود را در آورده و گان مخصوص را می پوشد و هر گونه طلا و جواهر یا جسم فلزی که به عنوان مانع در تصویربرداری است را در می آورد. درصورتیکه rate قلب بیمار 90 ضربان در دقیقه یا بیشتر است بهتر است به بیمار دارو جهت کاهش rate قلب داده شود تا تصاویر CT درست و کاملی تهیه گردد.
سیستم سی تی اسکن
اسکنر سی تی یک سیستم مربعی بزرگ با دهانه حلقوی می باشد. تخت به آرامی به سمت داخل ویا خارج مرکز سیستم حرکت می کند. سیستم شامل گانتری چرخان با تیوب اشعه  x و دتکتورهای چند تایی است که برای ایجاد تصاویر به دور بدن بیمار می چرخند که این چرخش دتکتورها و حرکت تخت، صدای خاصی نیز ایجاد می نماید. در اتاق کنترل نیز سیستم به کامپیوتر وصل می باشد.
طرز کار
درطی CT، گانتری می چرخد و اشعه  x ساطع می شود تا قسمت مورد نظر از بدن مورد تابش قرار گیرد.  در این آزمون قسمت مورد نظر قلب و عروق کرونری می باشد. در هلیکال یا اسپیرال سی تی اسکن همزمان با چرخش گانتری، بیمار نیز به داخل اسکنر حرکت داده می شود ( حرکت تخت ). دتکتورهای چندتایی، اشعه عبوری از بدن را ثبت می کنند. نتیجه این است که باریکه اشعه x یک مسیر مارپیچی را دنبال می کنند. تصاویر حاصله توسط کامپیوتر با کمک برنامه خاص نرم افزاری، مورد بازسازی قرار می گیرد. اخیراً اسکنرهای سی تی اسپیرال پیشرفته ای تولید شده اند که تصاویر با کیفیت بالا را در کمتر از 10 ثانیه حاصل می نمایند. این نکته در مورد بیماران سالخورده و آن دسته از بیمارانی که قادر نیستند تنفس خود را درزمان تعیین شده نگه دارند، بسیار مفید و ارزنده می باشد.
یک سی تی اسکن کاردیاک منفی ( Negative cardiac CT scan ) نشان می دهند که هیچ کلسیفیکاسیونی در عروق کرونری وجود ندارد و ایجاد پلاک آرترواسکلروتیک، مینیمم است و شانس درگیری با بیماری عروق کرونری در 2 تا 5 سال آتی بسیار پائین می باشد. تست مثبت به این معنا است که بیماری عروق کرونری وجود دارد حتی اگر علائم آن ظاهر نشده باشد، مقدار کلیسفیکاسیون تحت عنوان   score ( میزان ) به پزشک اجازه می دهد تا احتمال آنفارکشن میوکاردیال ( myocardial infarction ) یا حمله قلبی را در سالهای آتی پیش بینی نماید.
Calcium Score  Presence of  Plaque        
                ( وجود پلاک )
   هیچگونه دلیلی مبتنی بر پلاک وجود ندارد                                                 0
     شواهد کمی مبتنی بر پلاک وجوددارد                                                  1-10
شواهد و دلایل خفیفی مبنی بر پلاک وجود دارد                                     
 11 - 100
شواهد میانه و متوسطی مبنی بر پلاک وجود دارد                                 101 – 400      
   دلائل فراوان مبتنی بر پلاک وجود دارد                                            بالای       400  

نحوه اجرای آزمون
در طی سی تی اسکن کاردیاک در کلسیم اسکورینگ، بیمار بصورت طاقباز (  Supine ) برروی تخت می خوابد. تخت به آرامی به سمت دهانه حلقوی سیستم حرکت می کند و همزمان با آن گانتری به دور بیمار می چرخد. تخت بطور جزئی درهرچند ثانیه ای به سمت جلو حرکت می کند؛ لذا بیمار برای هر تصویر مقطعی در یک پوزیشن خاص قرار دارد. این مراحل ادامه پیدا می کند تا زمانیکه کل ناحیه قلب، تحت پوشش سیستم قرار بگیرد. الکترودها از دستگاه  ECG به قفسه سینه بیمار وصل می باشند تا بطور همزمان فعالیت الکتریکی قلب، ثبت گردد. که این نکته کمک می کند تا سی تی اسکن دربهترین زمان انجام گیرد. یعنی درزمانی که قلب به طور اکتیو درحال انقباض نمی باشد. از بیمار خواسته می شود تا درمدت زمان 20 تا 30 ثانیه تنفس خود را نگه دارد تا تصاویر تهیه گردد.
احساس بیمار در طی انجام آزمون
کلسیم کاردیاک اسکورینگ، نسبتاً آزمون ساده ای است که حدود 5 تا 10 دقیقه طول می کشد. بیمار درهنگام اسکن تنها می باشد اما تکنولوژیست رادیولوژی که اجراکننده آزمون می باشد در طول زمان آزمون از طریق اتاق کنترل به بیمار نظارت دارد و در هرزمانی می تواند با بیمار صحبت نماید. درصورتی که قرار گیری در فضای تنگ و محدود، بیمار را عصبی می کند، می توان با دادن دارو، بیمار را آرام نمود.  البته این مسئله همیشه اتفاق نمی افتد چرا که اسکنر تمام بدن بیمار را تحت پوشش قرار نمی دهد و سر بیمار در خارج سیستم قرار دارد. اکسپوز اشعه x  هیچگونه احساس ناراحتی برای بیمار ایجاد نمی کند. بیمار ممکن است کمی احساس ناراحتی کند فقط بدلیل اینکه تخت سفت و محکم است و اتاق نیز خنک می باشد چرا که برای  جلوگیری از آسیب دیدن تجهیزات سی تی اسکن، دائماً باید تهویه وجود داشته باشد.
گزارش آزمون
رادیولوژیست که پزشک متخصص در سی تی و سایر بررسی و آزمونهای اشعه  x  می باشد، تصاویر را مورد آنالیز و بررسی قرار می دهد و گزارش برای پزشک بیمار می نویسد.
مزایای آزمون
1- کاردیاک سی تی اسکن در جهت انجام کلسیم اسکورینگ، راه آسان و غیر تهاجمی ارزیابی عروق کرونری می باشد.
2- با کلسیم اسکورینگ نتیجه گیری می شود که آیا بیماری عروق کرونری (  CAD ) حتی با عدم وجود علائم و نشانه ها وجود دارد و یا چقدر احتمال پیشرفت آن در سالهای آتی وجود دارد.
3- مدت زمان انجام کاردیاک سی تی کوتاه است وهمچنین آزمون بدون درد می باشد.
4- آزمون به تزریق ماده حاجب نیاز ندارد و لذا متعاقب آن عوارض دارو را هم نخواهیم داشت.
5- ممکن است پس ازانجام آزمون نتیجه گیری شود که CAD وجود دارد و حتی زمانی که شریانهای کرونری کمتر از %50 باریک و تنگ شده باشند. آزمون کاردیاک استاندارد، این سطح انسداد را به طور موثق و مطمئن شناسایی نخواهد کرد وبیشتر از نیمی از حمله های قلبی با تنگی کمتر از 50 درصد حاصل خواهدشد.
ریسکها و خطرات آزمون
1- خانمهای حامله بهتر است که کاردیاک کلسیم اسکورینگ را انجام ندهند. درصورت وجود هر گونه احتمال بارداری بیمار باید تکنولوژیست یا پرستار بخش را آگاه سازد.
2- درطی آزمون، بیمار تحت تابش مقدار محدود اشعه قرار می گیرد. دوز آزمون مشابه 10 تابش ریه ( Chest ) و حدود 10 تا 20 درصد از آن دوزی است که در طی کاتتریزاسیون کاردیاک، بیمار دریافت می کند.
3- سی تی کاردیاک مثبت می تواند باشد اگر چه هیچ انسداد چشمگیری در عروق کرونری وجود نداشته باشد در نتیجه، بیمار ممکن است تحت آزمونهای دیگری قرار گیرد که ضروری نباشند و ممکن است این دسته آزمونها دارای عوارضی نیز باشند.
محدودیت های  کاردیاک سی تی برای کلسیم اسکورینگ
* نه تمام کلسیم های به جا مانده درعروق کرونری به معنای انسداد می باشد ونه همه انسدادهای شریانی شامل کلسیم است.
* اولین شکل بیماری عروق کرونری که یک پلاک نرم است با کاردیاک سی تی به راحتی قابل شناسایی نیست.
* rate بالای قلب ممکن است باعث دخالت و اثر منفی در انجام آزمون گردد. اگر   rate 90 و یا بیشتر از این مقدار، در دقیقه باشد بهتر است به بیمار دارو داده شود یا آزمون به وقت دیگری موکول شود.
* اینکه بطور دقیق چگونه کلسیم اسکور Calcium score با احتمال ابتلا به آنژین( angina )، انفارکشن میوکاردیال ( myicardial infarction ) و مرگ ناگهانی قلبی ارتباط دارد، چندان مشخص نیست.
* در مردان کمتر از 35 سال و زنان جوانتر از 40 سال لازم نیست که آزمون انجام پذیرد مگر اینکه ریسک فاکتورهایی مثل دیابت، تاریخچه خانوادگی دال  بر بیماری قلبی وجود داشته باشد. مردان بیشتر از 65 سال و زنان بیشتر از 70 سال، لازم نیست که درنتیجه آزمون کاردیاک سی تی به شکل متفاوتی، مورد درمان قرار گیرند.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آذر 1389

در سال 1989 spiral CT  برای آزمون های پیشرفته رادیولوژی معرفی گردید. نام spiral که ممکن است helical هم نامیده شود، به علت حرکت تیوپ پرتو X در طول اسکن کردن مورد استفاده قرار میگیرد. شکل مقاومت چرخشی معمولی تیوب پرتو X و چرخش spiral را نشان می دهد. هنگامی که ازمون شروع می گردد، تیوب پرتو X بدون تغییر دادن جهت چرخش خود به طور پیوسته شروع به گردش می کند، در حالیکه تیوب پرتو X بطور مداوم چرخش می کند  و داده ها بطور پیوسته جمع آوری میگردند.
این داده ها را می توان تحت هر محور zدلخواه باز سازی کرد.
الگوریتم درون یابیinterpolation algorithms:
توانایی بازسازی یک تصویر در هر موقعیت محور z منجر به درون یابی interpolation میگردد که تخمین یک مقدار ما بین دو مقدار مجهول است.شکل (4-80) مفهوم درون یابی interpolationو برون یابی extrapolation  را نشان می دهد.
در هنگام spiral CT اطلاعات تصویر بطور پیوسته بوسیله نقاط اطلاعاتی در شکل دریافت میگردد.
پس از آنکه تصویر بازسازی گشت و داده های کافی برای بازسازی نیست ،داده ها باید در این صفحه بوسیله درون یابی تخمین زده شوند. این امر باعث استفاده از برنامه کامپیوتری خاصی که الگوریتم درون یابی نامیده می شود انجام میگیرد.
اولین الگوریتم درون یابی از درون یابی خطی 360 درجه ای استفاده می کند. صفحه تصویر بازسازی پس از هر بار چر خش از روی داده های اخذ شده درون یابی می گردد. این الگوریتم از آنجایی که رابطه بین نقاط اطلاعاتی یک خط راست فرض می شود خطی نامیده می شود نتیجه یک تصویر عرضی تقریبا مشابه با CT معمولی است.
هنگامی که این تصاویر در زاویه دید coronal sagittal قرار گیرند، در مقایسه با CTمعمولی ممکن است که محو شدگی در تصویر بوجود آید. یک راه حل برای این مشکل استفاده از درون یابی 180 درجه ای نصف دور است این منجر به بهبود قدرت تفکیک و بهبود بسیار زیاد زوایای دید می گردد.انواع مختلف الگوریتم های درون یابی وجود دارند. درون یابی خطی ساده  و درون یابی مرتبه بالا. عیب الگوریتم های درون یابی 180 درجه ای نسبت به الگوریتم درون یابی 360 درجه ای و تصویر برداری با CT معمولی افزایش نویز تصویر است.این نویز زیاد مهم نیست ولی استفاده از بعضی از الگوریتم های درون یابی مرتبه بالا می تواندbreakup artifact  را در واسطه های با کنتراست بالا مثل استخوان و بافت نرم ایجاد کند. Breakup artifact ظاهری پله مانند دارد.
درون یابی خطی 180 درجه بهبود قدرت تفکیک را در راستای محور z به همراه دارد.


 Pitch گام:
نسبت spiral pitch  که به طور ساده pit نام می گیرد رابطه بین حرکت تخت بیمار و تنظیم باریکه پرتو X است.
حرکت تخت در هر 360درجه = pitch movement every 360 degrees(mm)
ضخامت قطعه  slice thickness(mm)                               
Pitch به صورت نسبت بیان می گردد. یک Pitch با نسبت 1:0.5 منجربه روی هم افتادگی تصاویر و افزایش دوز بیمار می گردد. یک Pitch2:1 مورد تصویربرداری را در یک زمان افزایش می دهد.این امر مزیت و حسن spiral CT است. توانایی به تصویر کشیدن یک حجم بزرگتر از بافت در یک لحظه را دارد. این مزیت خصوصا در آنژیوگرافی برای درمان با پرتو مفید است.
رابطه بین حجم بافت مورد تصویر برداری و Pitch بصورت زیر است:
Tissue=collimation*pitch*imaging time
مجهول این رابطه را برای زمان تصویر برداری ثابت و ضخامت مقطع ثابت بیان می کند اگر زمان چرخش گنتری 360 درجه در 1ثانیه نباشد حجم بافت مورد تصویر برداری بصورت زیر است.

Tissue imaging=collimation pith*image time
Gantry rotation time

اگر زمان چرخش گنتری به 0.55 کاهش یابد، جدول (1-30) به جدول (2-30) تغییر می یابد.
متاسفانه اگر Pitch از 2.0:1 مقدارش تجاوز کند، قدرت تفکیک محور z بسیار کم میگردد.
 
طراحی اسکنر:
Pitch بوسیله تکنولوژی حلقه لغزان ساخته میگردد. پیشرفت های مداوم پروتکل های مدرن تصویربرداری همچنین منجر به بهبود در تیوپ پرتو X ژنراتور ولتاژبالا و آرایه آشکار ساز شده است.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آذر 1389

ماده کنتراست یا حاجب در CT
مواد حاجبی که معمولاً در CT مورد استفاده قرار می گیرند بدو دسته تقسیم می شوند : داخل عروقی ،‌ معدی و روده ای
مواد حاجب داخل عروقی :
این مواد حاجب قابلیت تضعیف اشعه ایکس را توسط اعضاء بدن افزایش می دهند و در ایجاد افتراق بین بافت طبیعی و غیر طبیعی استفاده می شوند . مسئول این افزایش اتمهای ید ماده حاجب می باشد . غلظت ید بستگی به کارخانه تولید کننده دارد و بر حسب میلی گرم ید در هر میلی لیتر محلول نوشته می شود ( معمولاً در موارد حاجب با اسمولالیته پائین ) . در موارد با اسمولالیته بالا معمولاً به صورت در صد وزن بر حجم بیان می شود .

                                                    
اسمولالیته یا osmolality  :
یکی از ویژگی های ساختمانی مایعات است و نشان دهنده تعداد ذرات محلول در مقایسه با آب . مواد حاجب جدید نسبت به مواد قدیمی تر از اسمولالیته پائین تری برخوردار هستند ( اما با اینحال حتی دو برابر خون اسمولالیته دارند ) بدین جهت مواد جدید را اغلب بعنوان مواد کنتراست اسمولار پائین و مواد قدیمی تر را بعنوان مواد اسمولار بالا می شناسند .
ویسکوزیته یا viscosity :
یکی دیگر از خصوصیات مایعات ویسکوزیته است که بصورت استحکام مایع در حین جریان بیان می شود و تحت تاثیر ساختار مولکولی و تراکم مولکولی می باشد . با گرم کردن ماده حاجب تا حد درجه حرارت بدن ویسکوزیته کاهش یافته و تزریق سریعتر و روان تر صورت می گیرد .
ویسکوزیته و اسمولالیته بالا از ویژگی های مهم کنتراستهای محلول در آب است که سبب اثرات عینی ، قلبی و همودینامیکی این مواد می گردد . چون با تغییرات فشار اسمزی باعث انتقال ناگهانی آب از فضاهای سلولی و درون بافتی بداخل پلاسما می شود و منجر به عوارض جانبی این مواد می گردد . این عوارض شامل گشادی عروق ، افزایش دمای بدن ، درد و تهوع و استفراغ می باشد .
یکی دیگر از ویژگی های مطرح در کنتراستهای یونی یا غیر یونی بودن آنهاست که به ساختار شیمیایی مربوط می گردد .
ماده کنتراست یونی در محلولهای آبی تشکیل یون می دهد ولی نوع غیر یونی پخش نشده در آب یونیزه نمی شود در معرفی ماده حاجب اغلب نسبت اتمهای ید به ذرات حل نشده ذکر می گردد که نشانگر میزان کدورت بهتر ( ید بیشتر ) بوده در حالیکه نسبت پائینتر اسمولالیته پائین در نتیجه اثرات جانبی کمتر را نشان می دهند . در سالهای اخیر مواد حاجب غیر یونی با اسمولار پائین عرضه شده اند که عوارض جانبی آنها حدود 5/1 عوارض مواد یونی است ولی از قیمت بالایی برخوردارند .
تصفیه کلیوی مواد حاجب داخل عروقی :
تصفیه این مواد بطور عمده از طریق دفع کلیوی صورت می گیرد . در بیماران مبتلا به نارسایی کامل کلیوی حذف کنتراست از طریق کبد و روده انجام می شود این نوع تصفیه بنام ترشح جانشین گفته می شود و سرعتش خیلی کندتر از ترشح کلیوی است .

                                                

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در تصفیه کلیوی تحت شرایط طبیعی تقریباً صددرصد کنتراست از طریق کلیه ها دفع می شود و با نیمه عمر بیان می گردد . نیمه عمر به زمان لازم جهت تصفیه نیمی از ید گفته می شود که در افراد طبیعی برای کلیه کنتراستها یک تا دو ساعت است . حد اکثر زمان دفع کلیوی تقریباً 3 دقیقه پس از تزریق داخل وریدی است . غلظت ید در ادرار تقریباً 60 دقیقه بعد از تزریق به حداکثر می رسد . ماده کنتراست بعلت اسمولالیته آن اثر ادرار آور داشته و همراه با ادرار مواد دیگری از قبیل پتاسیم کلسیم فسفات منیزیم اسید اوریک اوره واک لات دفع می شود .


اثرات ماده کنتراست برروی کنتراست بافت :
معمولاً سه مرحله تشدید کنتراست بافتی در CT مورد بحث قرار می گیرند : مرحله بولوس ، غیر تعادلی و تعادلی ، تفاوت میان این مراحل بستگی به سرعت تزریق و فاصله زمانی بین تزریق و اسکن دارد . مرحله بولوس که بلافاصله پس از تزریق حجم کامل ماده شروع می شود با تفاوت دانسیته 30 یا بیش از 30 واحد هانسفیلد بین آئورت و tvc تعیین می شود در مرحله غیر تعادلی که بدنبال مرحله بولوس می باشد این تفاوت 10 تا 30 واحد هانسفیلد است در آخرین مرحله یا مرحله تعادل تفاوت کمتر از 10 واحد هانسفیلد است . امکان رویت اکثر تومورها بویژه تومورهای کبدی در مرحله غیر تعادلی بیشتر است یعنی اسکنها قبل از این مرحله تهیه می شوند .
روشهای تزریق :
دو روش متداول عبارتند از تزریق انفوزیول قطره ای _ تزریق یکجا ( بولوس ) . در تزریق انفوزیون قطره ای تزریق از طریق یک کاتتر وریدی در عرض چند دقیقه صورت گرفته و اسکن معمولاً بعد از تزریق مقداری از دارو شروع می شود که این فاصله زمانی توسط کارشناس انتخاب می گردد بقیه ماده بطور قطره ای تا کامل شدن دارو تزریق می شود در این روش تمام اسکنها در مرحله تعادل تهیه می شود بدین جهت امروزه پیشنهاد نمی گردد .

                                
در روش بولوس ماده کنتراست با سرعت 1 تا 4 میلی لیتر درثانیه در زمان معینی قبل از شروع اسکن تزریق می شود و بسته به سرعت تزریق و فاصله زمانی بین تزریق و شروع اسکن فازهای عروقی ( شریانی یا وریدی ) انتخاب می شود .
روش سومی هم وجود دارد که تزریق دو مرحله ای است . ابتدا یک مرحله تزریق یک جا انجام گرفته ( حداکثر تشدید کنتراست حاصل می شود ) سپس یک مرحله کندتر بعدی جهت تداوم تشدید بکار می رود .

مواد حاجب معدی – روده ای :
استفاده از مواد حاجب در دستگاه گوارشی جهت تمایز روده ها از کیست ، آبسه یا نئوپلاسم ضروری است . در اکثر اسکنهای CT از ناحیه شکم و لگن از ماده کنتراست خوارکی شامل محلول سولفات باریم یا محلول در آب استفاده می شود . محلولهای سولفات باریم بعلت تولید آرتیفکت کاربرد چندانی ندارند اگر چه ماده بی اثر هستند و بدون هیچ تغییر و جذبی از سیستم گوارش بدن عبور می کنند . بویژه در موارد مشکوک به سوراخ شدگی سیستم گوارشی بهیچ عنوان استفاده نمی شوند . مواد کنتراست یونی و غیر یونی محلول در آب را می توان رقیق کرده بصورت خوارکی تجویز نمود . در صورت مشکوک بودن به بیماریهای رکتوم تجویز مقداری از ماده کنتراست از طریق رکتوم نیز ضروری است .
در هر حال سولفات باریم و مواد کنتراست محلول در آب کدورت قابل مقایسه ای را در روده ها باعث می شوند .

                               ماده حاجب  در سی تی اسکن
« کاربرد ماده حاجب در سی تی اسکن سیستم اعصاب مرکزی »
استفاده از مواد حاجب در Brain CT Scan بطور گسترده ای مورد پذیرش قرار گرفته است ولی در موارد خاص نیاز به استفاده از مواد حاجب نیست این موارد شامل : آتروفی مغز ، خونریزی داخل جمجمه ای ، سکته مغزی ، هیدروسفالی و برخی از ناهنجاریهای مادرزادی می باشد .
اما در ضایعاتی که سد خونی _ مغزی مسدود می شود مانند بیماریهای عفونی و تومورها و همچنین مواردی که ماهیت عروق مغز درگیر است مانند آنوریسم و مالفورماسیون AV ،‌ تصویربرداری قبل و بعد از تزریق ماده حاجب بسیار مفید بوده و موجب بالا رفتن دقت تشخیص می شود .
توصیه می شود قبل از تزریق ماده حاجب تصاویر بدست آمده از نظر کلینیکی مورد ارزیابی قرار گیرند .
1- در پروتکلهای استاندارد مغز شامل سی تی از مغز در صورت نیاز به سی تی اسکن با تزریق ، می توان با تزریق ماده حاجب غیر یونی omnipaque ، آزمون را انجام داد که میزان و نحوه تزریق بصورت زیر می باشد .
- نحوه تزریق : با فشار دست ( می توان با احتساب زمان مناسب ، از انژکتور برای تزریق استفاده نمود )
- غلظت : 300-370 mgI/ml
- حجم : 50-100 ml
2- در سی تی اسکن با تزریق از post cranial fossa میزان و نحوه تزریق به شرح زیر می باشد :
- نحوه تزریق : با فشار دست ( می توان با احتساب زمان مناسب از انژکتور برای تزریق استفاده نمود )
- غلظت : 340-370 mgI/ml
- حجم : 50-100 ml
3- توموگرافی کامپیوتری اوربیت عمدتاً به منظور بررسی شکستگی های حفره اوربیت استفاده شده اما به عنوان آزمون تکمیلی در بررسی تخریب های استخوانی ناشی از تومور نیز به کار برده می شود به هر جهت در سی تی اسکن اوربین نیز ، تزریق ماده حاجب صورت می پذیرد اما در ارزیابی گسترش ضایعات به داخل جمجمه نمی توان از مواد حاجب استفاده کرد زیرا چربی موجود در اوبیت ، بین ساختارهای آناتومیکی ، کنتراست ذاتی بالایی ایجاد کرده و مانع از این امر می گردد .
4- درسی تی اسکن از ستون مهره ها نیز می توان ماده حاجب تزریق نمود . با تزریق ماده حاجب می توان تصاویری را برای بررسی تومورها و بین بافتهای فیبروزه و بافتهای باقیمانده صفحه دیسک پس از عمل جراحی برای بیماران بکار برد . برای رعایت مسائل اقتصادی معمولاً اسکن ها پس از تزریق 60 میلی لیتر ماده حاجب تهیه می شود . در حالی که بهتر است تا 80 میلی لیتر ماده حاجب تزریق شود تزریق عمدتاً با دست و یا با انژکتور ( تزریق کننده اتوماتیک ) صورت می گیرد .
- نحوه تزریق : با دست یا انژکتور rate 2ml/s
- غلظت : 300-370 mgI/ml
- حجم : 100 ml

 کاربردهای ماده حاجب در سی تی اسکن سیستم تنفسی
1- سی تی اسکن حنجره : در صورت وجود تومور ، می توان از ماده حاجب جهت بررسی درگیری گره های لنفاوی گردن و مرحله بندی تومور استفاده کرد در واقع در زمانی که نیاز به ارزیابی و مرحله بندی تومور باشد علاووه بر سی تی اسکن از ناحیه حنجره بدون تزریق ماده حاجب ، مجدداً با تزریق ماده حاجب غیر یونی نیز تصویربرداری صورت می گیرد . بنابراین ضروری است که بیمار در جریان تصویربرداری های قبل و بعد از تزریق بهیچ وجه حرکت نکند.
- سرعت تزریق ( rate ) : 2ml/s
- غلظت : 240 mgI/ml
- حجم : 100 ml
2- سی تی اسکن تراشه : از مواد حاجب در این آزمایش به منظور مرحله بندی تومورها و نشان دادن رابطه تراشه با ساختمان های تشریحی اطراف توده ها استفاده می شود .
- سرعت تزریق : 2ml/s   ( rate )
- غلظت : 240 mgI/ml  
- حجم :100ml   
3- سی تی اسکن ریه ها : در پروتکلهای استاندارد ریه ، بسته به اندیکاسیون خاص ، تزریق ماده حاجب صورت می گیرد اما در سی تی آنژیوگرافی به منظور ارزیابی آمبولی ریه لازم است ماده حاجب غیر یونی به میزان 150 ml با سرعت 15ml/s از طریق گانولای وریدی تزریق گردد .
4- سی تی اسکن مدیاستن : در مواردی که هدف بررسی ضایعات و ارزیابی میزان گستردگی بیماریها است ، مواد حاجب غیر یونی توصیه می شود .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

کولن اسکوپی با CT :
تقریباً اغلب کانسرهای کولون ورکتوم از تغییرات پولیپهای خوش خیم کولن بوجود می آید . در سال 1983 ، CT اسکن بعنوان روشی برای نمایش پولیپهای کولن معرفی شد ولی تا سال 1994 که CT اسپیرال به بازار عرضه شد نقش چندانی نداشت . توانایی CT هلیکال برای به تصویرکشیدن سطوح داخلی اعضای لوله ای و بدن منجر به ابداع روش virtual endoscopy یا اندوسکوپی مجازی گردید . و کمک بسیاری به بررسی روده ها ، راههای هوایی ، عروق خونی و مجاری ادراری نمود .
در روش ( CT Colonoscopy ) CTC کولون را با گاز یا CO2 کرده تصاویر دوبعدی یا سه بعدی تهیه می کنند . شکل 1 مقاطع کرونال ، ساژینال و آگزیال را از کولون نشان می دهد پولیپهای متعدد در دیواره سکوم بخوبی مشاهده می شوند . سطح داخلی ساختمانهای لوله ای شکل را می توان با بازسازیهای SSD ( Surface shaded display ) یا VRT (Volume vendering tecknic ) بررسی بیشتری نمود .
در بازرسی SSD با تعیین سطح صحیح پیکسل های با جذب مشابه مثلاً 1000- تا 900- ( واحد هانسفیلد ) برای اندامهای پر از هوا یا 400 تا 150 برای عروق خونی حاوی کنتراست بطور انتخابی نمایش داده می شوند . در بازسازی VRT : با تعیین صحیح منحنی اوپاسیتی یا کدورت ، کنتراست مناسب بین پیکسلها برقرار می گردد .

                                                                 


روش کار : از دو روز قبل از آزمایش ، بیمار از خوردن مواد خوراکی جامد و سفت پرهیز داده می شود و تنها از مایعات و سوپ استفاده می کند . دو روز قبل از آزمایش روغن کرچک در دو نوبت ( صبح و عصر ) تجویز می شود و روز قبل در دو نوبت ( صبح و عصر ) از قرص یا شیاف بیزاکودیل استفاده می کند .
می توان از ضد اسپاسم ها مانند گلوکاگون نیز جهت کاهش حرکات دودی روده و کاهش آرتیفکت در دستور آمادگی شکم استفاده نمود . قبل از شروع CT کاتتر فولی در رکتوم کارگذاشته شده و گاز2 CO بطور ممتد به رکتوم اعمال می شود سپس بیمار چندین بار روی تخت بدور خود می چرخد تا اتساع روده ها به نحو بهتری صورت پذیرد .

                                                               


برشهای CT از شکم و لگن در دو حالت سوپاین و پرون انجام می شود ، معمولاً با کلیماسیون mm 5/2 *4 . بازسازی تصاویر در فواصل 25/1 میلی متری صورت می گیرد . ( میتوان در افراد مسن که از نظر تنفس همکاری ندارند با افزایش سرعت تخت زمان اسکن را کاهش داد ) . عامل موثر دیگر در کولن اسکوپی علاوه بر آمادگی صحیح بیمار و فاکتورهای تکنیکی CT ، بازسازیهای مناسب جهت تفسیر تصویر است .
اگر چه تصاویر دو بعدی اگزیال و MPR در تشخیص ضایعات کولون بویژه پولیپها کمک کننده است ولی بازسازی سه بعدی نقش خیلی مهمی در این امر دارد . مرور تصاویر اگزیال در فرمت سینمایی یا stack نیز در تفسیر تصاویر تاثیر گذار است
. دو نوع تکنیک یا روش در بازسازی VRT وجود دارد :

۱- orthographic external rendering این تکنیک متداولترین روش VRT است و برای مشاهده و بررسی خارجی روده ها می باشد . البته می توان با تعیین برشهای بازسازی از سطح داخل نیز تصویر گرفت . 
2- immersive perspective rendering این تکنیک برای نمایش سطح داخلی اعضاء تو خالی و است و مشابه اندوسکوپی روده هاست. در شکل 1 و 2 نمونه هایی از این نوع VRT را مشاهده می کنید . آندوسکوپی علاوه بر کولونوسکوپی در بررسی پاره ای از ضایعات خوش خیم مانند سنگهای کیسه صفرا ، کیستهای کبدی و کلیوی ، توده های حجم کلیه یا آنوریسم کارآیی دارد اما امروزه در کولونوسکوپی بویژه تشخیص پولیپها جایگاه ویژه ای پیدا کرده است . تحقیقات علمی نشان داده است اگر چه کولونوسکوپی در تشخیص پولیپهای زیر 6 میلی متر حساسیت کمتری دارد ولی برای پولیپهای بزرگتر از 1 سانتی متر و نیز توده های کولورکتال اندیکاسیون خوبی است .
. CTC نیز مانند هر روشی علیرغم کاربردهایش معایبی نیز دارد که یکی از آنها وقت گیر بودن آزمایشی است زیرا علاوه بر زمان اسکن ، بازسازیهای پس از اسکن نیز نیاز به صرف وقت دارد. یکی دیگر از معایب CTC تاثیر آمادگی نامناسب روده ها در تفسیر نادرست تصویر توسط رادیولوژیست است و وجود محتویات باقیمانده شکمی می تواند خطای تشخیصی را در بر داشته باشد . اخیراً نرم افزارهایی به بازار آمده است ( CAD = computer aided-detection ) که کمک بسیاری در تشخیص ضایعات کولون می نماید .
بیمار 24 تا 48 ساعت قبل از CT از کنتراست خوارکی یا دانسیته بالا استفاده می کند که کاملاً کولون را اوپاک می کند . یک سری CT پس از اعمال گاز از بیمار گرفته می شود سپس با استفاده از نرم افزار کامپیوتری مخصوص محتویات کولون حذف شده تنها محافظ موکوسی کولورکتال بجا می ماند . با مشاهده ضایعه مشکوک و کلیک روی آن ، کامپیوتر با بازسازیهای دو بعدی و سه بعدی ، نماهای مختلفی از ضایعه را ارائه می دهد که به تشخیص نهایی کمک بسیار می نماید .
مزیت این تکنیک آن است که فقط یک سری CT بصورت سوپاین یا پرون انجام می شود بنابراین هم دوز دریافتی بیمار و هم زمان مورد نیاز کاهش قابل ملاحظه ای می یابد .. 3D کیفیت تصویر 3D بستگی به کیفیت اطلاعات دریافتی از سی تی بیمار دارد . بدون توجه به تکنیک مناسب ،‌ دستیابی به تصاویر مطلوب سه بعدی غیر ممکن است .
برای نیل به این هدف پارامترهای متعددی باید در نظر گرفته شوند این پارامترها شامل پارامترهای اسکن ( ضخامت برش ،‌ فاصله بین برشها و ... ) ، فاصله زمانی مناسب بین تزریق کنتراست و شروع اسکن و برخی فاکتورهای دیگر هستند . از بین همه عوامل موثر در کیفیت 3D ، کاتهای ظریف با فاصله های ظریف را باید بعنوان یک کلید اصلی در نظر گرفت .
در گذشته از پروتکلهای 4 میلی متری با فاصله 3 میلی متری غالباً استفاده می شد . اما امروزه با استفاده از دستگاه های مولتی اسلایز این پروتکلها تغییر کرده است : در اسکنر چهار اسلایز از کلیماسیون 1 میلی متر و ضخامت 25 /1 میلی متر با فاصله 1 میلی متر استفاده می شود . در اسکنر 16 اسلایز کلیماسیون و ضخامت 75/0 میلی متر با فاصله 5/0 میلی متر امکان پذیر است که سبب بهتر شدن کیفیت تصویر 3D اسکنر 16 اسلایز نسبت به چهار اسلایز می گردد .
انتخاب KV ماکزیمم و میلی آمپر ثانیه ( mAS ) بستگی به نوع اسکنر دارد ولی در هر حالت تعادل بین دوز دریافتی بیمار و کیفیت تصویر را باید حفظ نمود . برای به روز کردن پروتکلها سایت www.CTIsus.com می تواند راهنمای خوبی باشد . در صورتیکه اسکن بیمار همراه با تزریق وریدی ماده حاجب باشد ( مثلاً در CT آنژیوگرافی ) زمان بندی تزریق و شروع اسکن بسیار حائز اهمیت است .
معمولاً برای فاز شریانی ، اسکن 25 ثانیه پس از شروع تزریق و برای فاز وریدی 55 ثانیه پس از شروع تزریق آغاز می گردد . برای تعیین دقیق تر این زمان می توان از برنامه test-bolus injection استفاده کرد به این صورت که عددی را برای واحد هانسفیلد تعریف کرده ( 150-100 ) و ROI را در محل مورد نظر مثلاً‌ آئورت یا IVC قرار می دهند . کاتهای مقدماتی همراه با تزریق کنتراست گرفته می شود هر گاه عدد هانسفیلد ROI به میزان تعیین شده رسید CT اصلی شروع می شود . 
                                  

عامل موثر دیگر در کیفیت 3D الگوریتم بازسازی است . در بررسی ضایعات استخوانی الگوریتم استخوان برای برشهای اگزیال انتخاب می گردد ولی در بازسازی 3D بویژه volume rendering این الگوریتم سبب بروز نویزهای تصویری می گردد . تکنیک rendering برای پردازش تصویر 3D : این تکنیک مهمترین الگوریتم کامپیوتری برای تبدیل تصاویر اگزیال به 3D است . روشهای مختلفی برای این منظور وجود دارد که می توان آنها را بدو دسته تقسیم نمود . 1- تکنیکهای ترشولدینگ thresholding یا سطحی 2- تکنیکهای نیمه شفاف semitransparent یا حجمی یا درصدی در هر دو تکنیک سه مرحله اساسی وجود دارد :
1- تشکیل حجم یا volume که شامل دریافت اطلاعات تصویری و stack کردن آنها جهت تشکیل حجم و پردازش اولیه روی‌ آنها است . پردازش اولیه ، interpolation ،‌ resampling ، smooth کردن و edit تصاویر مزاحم را شامل می گردد.
. 2- مرحله طبقه بندی یا classification . در این مرحله انواع بافتهای موجود در هر واکسل تعیین می شود . چهار نوع بافت : چربی ، نسج نرم ، استخوان و بافت حاوی ماده حاجب برای این منظور در نظر گرفته می شود . 3- مرحله نمایش تصویر یا projection . اطلاعات حجمی طبقه بندی شده را بصورت 3D از راستاهای مختلف نشان می دهد . تکنیک ترشولدینگ یا سطحی در تکنیک ترشولدینگ برای هر نوع بافت 2 عدد را باید در نظر گرفت : ترشولدینگ ماکزیمم و ترشولدینگ مینیمم . سیگنال واکسل بافت مورد نظر باید در محدوده ترشولد تعیین شده قرار گیرد مثلاً برای تصویر 3D از استخوان حداقل ترشولد حدود HU 100 و حداکثر حدود HU3000 تعیین می شود .
در مرحله طبقه بندی ، شدت سیگنال حاصل از هر واکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نسبت به مقادیر تعیین شده ترشولد سنجیده می شود ، اگر شدت سیگنال در محدوده تعیین شده یک بافت ، قرار گیرد نشانگر این است که واکسل از همان بافت است و بر عکس . حدود تعیین شده برای بافتهای مختلف نباید تداخل داشته باشند . در این تکنیک هر واکسل یا صددرصد یا صفردرصد از یک نوع بافت را نشان می دهد و برای هر نوع بافت یک رنگ خاص با سطحی از شفافیت transparency در نظر گرفته می شود . پس از این مرحله ، تصویر استخراج شده و می توان از راستاهای مختلف آنرا نمایش داد .
تکنیک ترشولدینگ از محدودیتهایی برخوردار است که مهمترین آنها این است که واکسل هایی که میانگین حجم دلالت دارند بعبارت بهتر ترکیبی از بافتهای مختلف هستند بطور صحیح طبقه بندی نمی شوند . تاثیر این نقص طبقه بندی در مرز بین دو بافت به حداکثر می رسد . مثلاً تصویرگیری از واکسلی که از استخوان و نسج نرم مجاور تشکیل یافته با تکنیک ترشولدینگ به مشکل برخورد می کند . همچنین در واریاسیونهای آناتومیکی و حالتهای پاتولوژیک این تکنیک کارآیی خوبی ندارد برای مثال ترشولدی که در یک استخوان سالم استفاده می شود در بیمار استئوپنی سبب نمایش تصاویر کاذب شبیه سوراخ دراطلاعات و تصویر نهایی می گردد . این تکنیک به نویزهای تصویر هم بسیار حساس است .
میزان کمی نویز می تواند با تاثیرگذاری روی مقادیر تضعیف یا واحدهانسفیلد باعث طبقه بندی نادرست واکسل ها گردد و مثلاً واکسلی را که از استخوان تشکیل یافته بعنوان واکسل نسج نرم شناسایی کند . به این ترتیب معایب مذکور در کیفیت تصویر اثر نامطلوب می گذارد : سوراخهای کاذب یا ساختگی ، مرز یا حد فاصل نادرست بین بافتهای مختلف و اغراق در نمایش جزئیات شکستگیها. این تکنیک علیرغم این محدودیتها مزیتی مهم نیز دارد که سرعت بازسازی است . زیرا برای تولید تصویر محاسبات زیادی نیاز ندارد .
اگر چه استفاده های بالینی از این تکنیک غالباً به بررسی های ساختمان اسکلتی مربوط می شود و تا حدودی در CT آنژیوگرافی برای نمایش آئورت و شاخه های عروقی نیز کارآیی دارد ولی لازم به یادآوری است که اگر در تصویر نهایی کمتر از 10 درصد اطلاعات حقیقی نمایش داده می شود نمی توان از محدودیتهای این تکنیک چشم پوشی کرد . به همین دلیل استفاده از این تکنیک روز به روز کاهش یافته و شاید در آینده نزدیک تنها در تاریخچه 3D نام برده شود . تکنیک حجمی یا درصدی ( VRT ) در این تکنیک که در سال 1980 ارائه شد بر خلاف تکنیک قبلی از طبقه بندی درصدی استفاده می شود . در روش ترشولدینگ طبقه بندی هر واکسل تابع قانون همه یا هیچ است در حالیکه در این روش هر واکسل می تواند ترکیبی از چند بافت را داشته باشد و مقدار هر بافت بین 0% و 100% متغییر است . بنابراین تخمین واکسل ها به واقعیت نزدیکتر خواهد بود .
در مرحله طبقه بندی شدت سیگنال حاصل از واکسلهای مختلف بصورت درصد بین صفر و صد محاسبه می گردد پس از اینکه همه اطلاعات بصورت درصد درآمد برای تشکیل تصویر پردازش می شود هر بافت و نیز هر واکسل بصورت یک رنگ و شفافیت trausparency در نظر گرفته می شود و در نهایت روی مونیتور نمایش داده می شود . این تکنیک در مقایسه با تکنیک ترشولدینگ به محاسبه کامپیوتری زیادی نیاز دارد ولی از آرتیفکتهای مطرح شده در تکنیک قبلی اثری دیده نمی شود . یکی از مزیتهای اساسی این تکنیک قابلیت آن در تغییر اوپاسیته یا تیرگی تصویر است که انتخاب انواع مختلف بافتها را جهت نمایش ممکن می سازد .

                                                  
با تعیین مناسب اوپاسیته ساختمانهایی که جلوتر واقع شده اند قسمتهای خلفی و دورتر را می پوشانند . اوپاسیته می تواند از صفر تا صددرصد متغییر باشد . مقادیر بالای اوپاسیته می تواند تصاویری شبیه SSD ارائه کند که جزئیات سطح ارگان را بخوبی نمایش دهد . اوپاسیته پائین مشاهده داخلی ساختمانها را ممکن می سازد و بویژه در بررسی استخوان و نسج نرم و رابطه آنها با عروق بسیار مفید است . اما قابلیت تغییر اوپاسیته معایبی هم دارد که از آن جمله تاثیر آن در سایز و اندازه است و سبب بروز خطا در برخی موارد می گردد . برای مثال مقادیر بالای اوپاسیته ممکن است عناصر را بزرگتر و اوپاسیته پائین آنهارا کوچکتر از اندازه واقعی نشان دهد .
هنگامی که از تکنیک volume vendering برای اندازه گیریهای کمی استفاده می شود حداکثر دقت را باید در نظر گرفت . در هر صورت جامعه تصویربرداری پزشکی VRT را در شاخه های مختلف مانند CT آنژیوگرافی ، انکولوژی ،‌ اورتوپدی و تصویربرداریهای مجازی مانند کولونوسکوپی و برونکوسکوپی در اولویت قرار داده است .   . ( Maximum – intensity project ) MIP تکنیک دیگر که به صورت روتین برای CT آنژیوگرافی استفاده می شود MIP است . پایه و اساس این تکنیک بسیار ساده تر از VRT است و پیکسل ها را متناسب با تضعیف شان با طیف خاکستری نشان می دهد .
MIP برای بررسی های عمقی تکنیک مناسبی نیست و نمی تواند جزئیات پارانشیمی را بخوبی نمایش دهد بنابراین برای بررسی ارگانهایی مثل پانکراس یا کبد محدودیت دارد اما در بررسیهای عروقی و آنژیوگرافی در اولویت قرار دارد . شکل زیر مقایسه VRT و MIP را نشان می دهد . در قسمت ( MIP ) D,A شاخه های عروقی را با جزئیات بیشتری نسبت به تصویر ( VRT ) B,C مشاهده می کنید . البته با VRT نیز می توان عروق را بررسی کرد ولی نیاز به تنظیم دقیق تر پارامترهای rendering دارد .
با کمک VRT و MIP تومور با اندازه یک سانتی متر بهمراه شاخه های کلاترال عروقی به تصویر کشیده شده است . البته MIP نیز مانند هر تکنیکی علیرغم مزایایش معایب و محدودیتهایی دارد که یکی از این محدودیتها در اندازه گیری عروق کوچکی است که بصورت مایل واقع شده اند وسبب بروز خطا در اندازه گیری میزان تنگی یا انسداد عروق می گردد .
محدودیت دیگر ، اتلاف زمان لازم برای ویرایش تصویر و حذف قسمتهای مزاحم می باشد . خوشبختانه با دستگاه های جدید این مشکل تا حد زیادی برطرف گردیده است . زیرا قالبهایی را برای نمایش MIP بکار گرفته اند که نیاز به ویرایش را از بین می برد . در شکل 5 ، CT آنژیوگرافی از تنه سلیاک و شریان مزانتریک فوقانی را با مولتی اسلایز B اسلایز با استفاده از VRT ( A ) و ( B ) MIP مشاهده می کنید . از آنجایی که در بازسازیهایی VRT سلیقه اوپراتور بسیار دخیل می باشد و انجام VRT و تنظیم صحیح اوپاسیته و درصد نیاز به تعلیم و آموزش دارد این امر سبب گردیده است تا MIP جایگاه ویژه ای در CT داشته باشد .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

آرایه آشکار ساز:
اسکنرهای CTاولیه دارای یک آشکار ساز بودند.اسکنرهای CT پیشرفته دارای یک آرایه چندتایی از آشکار ساز هستندکه تعداد این آشکار سازها ممکن است به 8000  عدد برسد این اشکارسازها به دو دسته تقسیم بندی می شوند آشکارسازهای scintillation و آشکار سازهای gas-filled.

  Scintillation detectors:
این نوع آشکار ساز در ابتدا دارای چندین scintillation crystal-photomultiplier tube بودند این آشکار سازها قابلیت در کنارهم قرار گرفتن به صورت یک بسته فشرده را نداشتند و برای هر    photomultiplier tube یک منبع تغذیه جدا لازم بود. بنابراین این اشکار سازی با مجموعه های scintillation crystal-photomultiplier جایگزین شدند.دیودهای نوری نور رابه یک سیگنال الکتریکی تبدیل می کنند ودارای حجم کوچکتر وقیمت کمتری هستند ونیاز به منبع تغذیه جدا ندارند و نسبت به یکدیگر آشکار سازهای آن دارای بازدهی نسبتا یکسانی هستند.
در اسکنرهای اولیه کریستالی از جنس NaI مورد استفاده قرار می گرفت این ماده به سرعت با ماده از جنس BgO و CsI جایگزین گشت.
هم اکنون کریستالی هایی از جنس CdWO4  و سرامیک های خاص استفاده می گردد.
فاصله بین این اشکارسازها بسته به نوع طراحی تغییر می کند، ولی به طور کلی از یک تا هشت اشکار ساز در هر سانتی متر یا یک تا پنج آشکار ساز درهر درجه وجود دارد. تمرکز scintillation detector یکی از مشخصات مهم اسکنرهایCT  می¬باشد که بر روی قدرت تفکیک فضایی سیستم تاثیر می گذارد.
آشکار سازها ممکن است  %50 باشد،پس تقریباً %50 از پرتوها بدون دخالت در تشکیل تصویر و سبب افزایش دوز بیمار می شوند.


Gas-filled detector:
این آشکار سازها نیز در اسکنرها مورد استفاده قرار میگیرند.
این اشکار سازها از یک محفظه بزرگ فلزی ساخته می شوند و درون انها بوسیله صفحاتی که به فاصله یک میلی متر از هم قرار دارند تقسیم بندی میگردد. این صفحات همانند نوارهای گرید هستند و محفظه بزرگ را به محفظه های کوچک تقسیم می کند. هر محفظه کوچک همانند یک اشکار ساز پرتو مجزا عمل می کند. کل آرایه آشکار ساز برای جلوگیری از ورود یا خروج هوا کاملا عایق می گردد و سپس با یک گاز خنثی که دارای عدد اتمی بالایی است تحت فشار پر می گردد. یونیزه شدن گاز در هر محفظه متناسب با پرتوهای برخودی به محفظه است و تا حد زیادی شبیه به آشکار ساز اید ه ال پرتوهای برخوردی را آشکار ساز می سازد.
بازده ذاتی آشکار سازی یک آشکار ساز gas-filled فقط در حدود 45% است. به هر حال می توان فاصله بین آشکار سازها را تاحدی کاهش داد که فقط مساحت کمی آرایه آشکار ساز مورد استفاده نباشد. بازدهی هندسی در شکل نشان داده شده است که یک مقایسه بین آشکار ساز و آشکار ساز gas-filled است. در نتیجه بازدهی کل آشکار سازی برای یک آرایه آشکار ساز gas-filled مثل ارایه آشکار ساز scintillation در حدود 45% است همچنین دوز بیمار برای آرایه های اشکار ساز gas-filled و  scintillationتقریبا یکسان است.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

تیوب پرتو X-ray tube :
تیوب های مورد استفاده در CT باید داری ویژگیهای خاصی باشند. اگر چه بعضی از تیوب ها در بسیاری از موارد در جریان تیوب نسبتا کمی مورد استفاده قرار میگیرند، ولی این تیوب ها باید در ابتدا در زمان بسیار کمی توان بالایی را فراهم کنند.ظرفیت گرمایی آند در این تیوب ها باید حداقل در حد چندین واحد گرمایی باشد.از روتورهای با سرعت بالا برای بهتر از دست دادن حرارت استفاده می گردد. تجربه نشان می دهد که خرابی و نقص تیوپ پرتو Xدلیل اصلی عملکرد نامطلوب اسکنر CT دارای ظرفیت 8-MHU هستند.
ا ز روتورهای باسرعت بالا برای بهتر از دست دادن حرارت استفاده میگردد تجربه نشان میدهد که خرابی و نقص تیوب پرتوX دلیل اصلی عملکرد نامطلوب اسکنر CT و عامل محدودد کننده اصلی در اسکن کردن پشت سر هم است.
اندازه نقطه کانونی نیز در بیشتر طراحی ها مهم است،اگر چه اسکنر CTبر پایه اصول هندسی تصویر برداری مستقیم نیست. اسکنرهای CTکه برای تصویر برداری با قدرت تفکیک فضایی بالا طراحی میگردند از تیوب های پرتو X با نقطه کانونی کوچک استفاده می کنند.
تیوب های پرتوX هم با باریکه پرتو X پیوسته و هم باریکه پرتو X پالسی کار می کردند،ولی هم اکنون اسکنرهای CTدر نسل چهارم و پنجم از باریکه پرتوX پیوسته استفاده می کنند.


درCT معمولی تیوپ پرتو ایکس برای یک چرخش اماده می گردد. این امر به تیوپ اجازه می دهد که مابین اسکن ها سرد گردد. spiral یک گرمای قابل ملاحظه ای به تیوپ پرتو X می دهد و تیوپ پرتو ایکس برای 60 ثانیه بطور مداوم آماده میگردد.
به علت چرخش پیوسته تا آماده سازی تیوپ پرتو ایکس برای زمان تابش طولانی تر صرف انرژی بیشتری باید فراهم گردد. بیشتر سیستم ها از یک تیوپ پرتو ایکس با دو نقطه کانونی استفاده می کنند.
تیوپ های پرتو ایکس spiral CT بسیار بزر گ هستند. این تیوپ ها دارای آندهای با ظرفیت گرمای تقریبا 8MHU هستند، همچنین این تیوپ هادارای منحنی های سرد شده آند با سرعت   1MHU در دقیقه هستند و دیسک آند دارای قطر بزرگتر و ضخامت بیشتری است. تیوب پرتو ایکس به طور مخصوص برای spiral طراحی گشته است.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

نسل اسکنرهای CT:
اسکنرهای نسل اول:
در اسکنرهای CT نسل اول ،باریکه پرتو X  از کالیبراتور عبور می کرد و یک آشکار ساز یک حرکت انتقالی توام با چرخش بدور بیمار انجام می داد. سیستم اصلی EMI نیاز به چرخش 180 درجه داشته که هر چرخش با فاصله یک درجه از یکدیگر انجام می گرفت . این سیستم از دو آشکار ساز استفاده میکرد و باریکه پرتو X را به گونه ای تقسیم می کرد که دو برش در کنار هم را می توانست در طی اسکن به نمایش در آورد. عیب اصلی این یونیت ها زمان 5 دقیقه ای بود که برای یک اسکن صرف می شد.
اسکنر نسل اول:
آرایش انتقالی چرخشی
باریکه مداری شکل
یک آشکار منفرد
زمان اسکن 5 دقیقه ای

اسکنرهای نسل دوم:
این اسکنرها نیز دارای نوع انتقالی – چرخشی هستند.این یونیت ها به جای یک آشکار ساز از چندین آشکار ساز استفاده می کنند و ضمنا باریکه پرتو X مدادی شکل نسل اول در این نسل بادبزنی شکل بود. عیب دیگر آن نیز افزایش شدت لبه های باریکه به علت شکل بدن انسان بود.
برا ی جبران این مشکل از فیلتر پاپیونی استفاده شد .
مزیت اصلی اسکنرهای  نسل دوم  آن سرعت ان ها بوده است این اسکنرها دارای 5 تا 30 آشکار ساز بودند و بنابراین زمان کمتری را برای اسکن کردن نیاز داشتند بدلیل استفاده از چندین اشکار ساز هر انتقال بوسیله افزایش 5 درجه ای چرخش ازهم جدا می شدند مثلا با اسکن گرفتن هر 10 درجه چرخش برای اسکن 180 فقط نیاز به 18 حرکت انتقالی بود.


اسکنر نسل دوم
آرایش- انتقالی چرخشی
آرایه آشکار ساز
زمان اسکن 30 ثانیه ای


اسکنرهای نسل سوم: 
محدودیت اصلی اسکنرهای نسل سومCT زمان طولانی آزمون بود.به علت حرکت مکانیکی پیچیده انتقالی چرخشی و جرم زیادی که در گنتری وجود دارد، بیشتر یونیت ها برای زمان های اسکن 20s  یا بیشتر طراحی شده اند.
آشکار ساز بطور هم مرکز بدور بیمار می چرخند .این اسکنرها همانند یونیت هایی که فقط حرکت چرخشی دارند می توانند در ظرف یک ثانیه یک تصویر تولیدکنند. اسکنر نسل سوم CT از یک آرایه ی منحنی شکل خطی از آشکار سازها و باریکه بادبزنی شکل استفاده میکنند. تعداد آشکارسازها و عرض باریکه ی بادبزنی شکل بین 30 تا 60 درجه به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از اسکنرهای نسل دوم است. در اسکنرهای نسل سوم CT، باریکه بادبزنی شکل و آرایه آشکارساز در تمام زمان روبروی هم هستند. آرایه ی منحنی شکل خطی آشکارساز منجر به یک طول ثابت بین منبع تا آشکارساز می گردد که یک مزیت برای بازسازی خوب تصویر به حساب می آید. این ویژگی به کاهش پرتوهای منحرف شده نیز کمک می کند.
یکی از معایب اسکنرهای نسل سوم آرتیفکت های ناشی از حلقه است.این امر به دلایل زیادی اتفاق می افتد. هر آشکار ساز در مقابل یک حلقه مجاز از یک آناتومی قرار دارد.اگر یک آشکار ساز دچار عملکرد نامطلوب گردد، اثر آن بصورت یک حلقه بر روی تصویر بازسازی شده می افتد.
الگوریتم هایی برای کاهش این نوع از آرتیفکت ها بر روی تصویر مورد استفاده قرار میگیرند.که در تمام زمان رو به تمام بدن بیمار هستند مزیت برای بازسازی خوب تصویر حساب می آید.

اسکنرهای نسل سوم:
• آرایش چرخشی- چرخشی
• باریکه بادبزنی شکل
• آرایه آشکار ساز
• زمان اسکن 1 ثانیه ای
• عیب: آرتیفکت های حلقه ای


اسکنرهای نسل چهارم:
طراحی نسل چهارم برای اسکنرهای CT دارای ارایش چرخشی- ایستایی هستند منبع پرتو Xمی چرخد،اما مجموعه آشکار ساز نمی چرخد. آشکار سازی پرتوها توسط یک آرایه دایره ای شکل ثابت صورت میگیرند  که شامل تقریبا 8000 عنصر مجزا است.باریکه پرتو X بصورت بادبزنی شکل مانند باریکه پرتو Xبادبزنی شکل در نسل سوم است.این یونیت ها توانایی زمان های اسکن 1 ثانیه ای را دارند و می توانند ضخامت های برش متغیری را ایجاد کنند.
آرایه آشکار ساز نسل چهارم آن منجربه مسیر باریکه ثابتی از منبع تا همه آشکار سازها نمی گردد ،ولی این آرایش به هر آشکار ساز اجازه می دهد که بطور مجزا کالیبره گردد و سیگنال هر اشکارساز در طول اسکن همانند اسکنرهای نسل دوم نرمالیزه گردد.
عیب اصلی نسل چهارم اسکنرهای CT ،افزایش دوز بیمار نسبت به نسل های دیگر است ،همچنین قیمت این نوع از اسکنرها بدلیل تعداد زیاد آشکارسازها تا حدی بیشتر است.

• اسکنرهای نسل چهارم
• آرایش چرخشی – ایستایی
• باریکه بادبزنی شکل
• آرایه آشکار ساز
• زمان اسکن 1ثانیه ای


اسکنرهای نسل پنجم:
پیشرفت های جدیددر طراحی اسکنرCT  امکان افزایش کیفیت تصویر رادر کنار کاهش دوز بیمار امکان پذیر ساخته اند.
ROTATE-NUTATE   SCANNERS:
توشیبا یک طرح متفاوت از اسکنرهای نسل چهارم را تولید کرده است.در این اسکنرها برای اینکه منبع پرتوX در یک فاصله ثابت از بیمار و آشکار سازها قرار گیرد، منبع پرتو X آرایه آشکار ساز بطور یکنواخت حرکت می کند و می چرخد.این نوع از توموگرافی که اولین بار بوسیله IMATRON برای تصویر برداری قلبی مورد استفاده قرار گرفت، از روشی کاملاً متفاوت استفاده می شود که هم اکنون EBCT برای اسکن کردن همه ی بافت ها مخصوصاً وقتی که نیاز به تصویربرداری بسیار سریع است مورد استفاده قرار می گیرد.
در EBCT یک Waveguide یک باریکه الکترون متمرکز شده از طریق یک آهنربای خمیده شکل توسط یک هدف نیمه دایره ای از تنگستن متناسب پیدا میکند .
در حقیقت چهار هدف تنگستنی الکترون در گسترش EBCT حرکت نمی کنند. هدف که از جنس تنگستن است و آرایه آشکار ساز ثابت هستند. تصاویر EBCT در زمان های کم 5 میلی ثانیه قادر به تولید شدن هستند.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
کامپیوتر:
کامپیوتر یک سیستم منحصر به فرد برا ی اسکنر CTاست بنا به فرمت و ساختار تصویر این کامپیوتر باید توانایی حل همزمان 250000معادله را داشته باشد بنابراین کامپیوتر با مشخصات قوی نیازمند است.
این کامپیوتر تقریبا یک سوم قیمت قیمت کل اسکنر CT را شامل می دهد قلب کامپیوتر مورد استفاده در CT میکروپروسسور و حافظه اصلی است.این دو قطعه زمان ما بین تمام اسکن و ظاهر شدن یک تصویر را تعیین می کند که این زمان،زمان بازسازی (reconstruction time) نامیده می شود. هم اکنون زمان بازسازی به کمتر از ثانیه کاهش یافته است. بازده یک آزمون بطور خیلی زیادی وابسته به زمان بازسازی است. مخصوصا هنگامی که تعداد زیادی برش انجام پذیرد.
زمان بازسازی (reconstruction time) زمان ما بین اتمام اسکن و ظاهر شدن تصویر است.
تعدادی از اسکنر های CT به جای استفاده از یک میکروپروسور در بازسازی تصویر از یک آرایه پردازشگر (array processor)  استفاده می کنند که این آرایه پردازشگر توانایی محاسبات همزمان بسیار زیادی راخواهد داشت و بطور محسوسی سریعتر از میکروپروسسور است و می تواند زمان بازسازی تصویر را به کمتر از 1ثانیه کاهش دهد.


کنسول عملیاتی:
تعدادی از اسکنرهای CT با دویا سه کنسول تجهیز میگردند. یکی برای کار کردن تکنولوژیست ،ساخت فیلم را بر عهده  دارد و یکی برای پزشک که تصویر را ببیند  و کنتراست انداره و وضع کلی تصویر را تنظیم کند کنسول عملیاتی شامل سنجشگرها و کنترل کننده هایی است که به منظور انتخاب فاکتورهایی تکنیکی برای تصویربرداری مناسب انتخاب حرکت مکانیکی مناسب برای گنتری و تخت بیمار و انتخاب دستورات کامپیوتری که بازسازی و انتقال تصاویر را برعهده دارند مورد استفاده قرار می گیرند. یک کنسول عملیاتی دارای کنترل کننده و نمایشگرهای برای فاکتورهایی مختلف تکنیکی است. بطور کلی آزمون ها در فراتر از 120kVp انجام می شود. اگر باریکه پرتو X پیوسته باشد معمولا در حد چند صد mAاست.زمان هر اسکن اغلب انتخابی است و ما بین یک تا پنج ثانیه تعییر می کند.همچنین اسکنرهای CT با زمان کمتر از یک ثانیه موجود هستند.
همچنین ضخامت برش بافت مورد اسکن را می توان تنظیم نمود. ضخامت برش طبیعی در حدود6تا 10 میلی متر است،ولی بعضی از یونیت ها ضخامت برش در محل 5/0 میلیمتر هم برای اسکن با قدرت بالای تفکیک در اختیار اپراتور قرار می دهند. ضخامت برش از روی کنسول و ازطریق تنظیم اتوماتیک کالیماتور قابل انتخاب است.
همچنین کنترل کننده هایی برای حرکت تنظیم اتوماتیک تخت محافظ بیمار مورداستفاده قرار میگیرند.این امر به اپراتور اجازه می دهد که سیستم برای برش های متوالی یا برش هایی با فاصله زمانی مشخص ویا تصویر برداری spiral برنامه ریزی کند.
کنسول عملیاتی معمولادارای دو نمایشگراست،نمایشگر اول برای نشان دادن اطلاعات و داده های بسیار( مثل نام بیمار، مدارک پزشکی ، جنسیت و..) و نشان دادن مشخصات هر اسکن (مثل تعداد تکنیک موقعیت تخت)می باشد.
نمایشگر دوم برای اپراتور این امکان را فراهم می اورد که بتواند تصویر اسکن حاصله را قبل از فرستادن تصویر به hard copy یا کنسولی که پزشک به مشاهده تصویر می پردازد،ببیند.
کنسول دیداری پزشک (physicians viewing console):
اسکنرهای کوچکتر ممکن است که این کنسول را نداشته باشند. برای  بازدهی هر چه بیشتر ،این کنسول دارای یک کامپیوتر است.این کنسول به پزشک این امکان را می دهد که پزشک با مرور فراخوانی تصاویر قبلی تصاویر را با یکدیگر مقایسه کند. کنترل کننده های نیز برای تنظیمات کنتراست و میزان روشنایی تکنیک های بزرگنمائی دیدن منطقه مورد نظر بر روی تصویر تعبیه گشته اند.
ذخیره سازی تصویر (image storage):
چند ساختار مختلف برای نگهدارای مناسب تصاویر وجوددارد. اسکنرهای در حال حاضر تصاویر را بر روی نوارهای مغناطیسی یا دیسک ها ذخیره می کنند. اگر از دیسک برای ذخیره سازی استفاده شود می توان اطلاعات و تصاویر هر بیمار را بر روی یک دیسک مختص به بیمار نگهداری کرد، ولی اگر بر روی نوارها ذخیره میگردد، هر نوار مغناطیسی توانایی ذخیره سازی تقریبا 150 اسکن را خواهد داشت که استفاده کردن برای مشاهدات بعدی اسکن های CT معمولا بر روی فیلم در یک دروبین لیزری ثبت می گردد. دوربین ها از نوعی از فیلم های 12*14  اینچ استفاده می کنند. بر روی هر یک از این فیلم ها یک، دو، چهار، شش یا دوازده تصویر را می توان ثبت کرد. طبیعی است که هر چه تعدادی تصاویرهای ثبت شده بر روی فیلم بیشتر گردند تصاویر کوچکتر میگردد.

تصویر CT چگونه تولید می شود ؟
تصویر هر مقطع بدست آمده به اجزاء حجمی ( voxel ) تقسیم می شود که تعداد voxel ها بستگی به نوع سیستم ما دارد ( به طور معمول 512*512 یا 1024*1024) . در طول هر اسکن تعداد زیادی فوتون اشعه x از هر voxel عبور می کند و شدت اشعه x عبوری توسط دتکتورها اندازه گیری می شود .
با استفاده از اطلاعات بدست آمده از این دتکتورها و مقایسه آن با شدت اولیه اشعه x مقدار تضعیف  رخ داده در هر voxel قابل محاسبه است . با توجه به مقدار تضعیف رخ داده به هر voxel یک مقدار عددی اختصاص می یابد . در تصویر بازسازی شده یک رنگ از مقیاسی خاکستری ( بین سفید تا سیاه ) ، متناسب با عدد هر پیکسل به آن اختصاص داده می شود . ( نحوه بازسازی تصویرفرایندی پیچیده است و از آنجا که هدف ما در این متن مروری کوتاه بر فیزیک CT است به این امر به صورت گسترده پرداخته نمی شود . )
واحد هانسفیلد یا عدد CT چیست ؟
Hounsfield unit LHU CT number
همانطور که در بالا ذکر شد به هر pixel ( مقطع عرضی هر voxel ) یک عدد اختصاص می یابد . و این عدد حاصل تضعیف اجزاء تشکیل دهنده یک voxel است . عدد بدست آمده با مقدار تضعیف حاصل از آب مقایسه می شود و در یک مقیاس به نمایش در می آید که به احترام آقای هانسفیلد به آن واحد هانسفیلد می گویند .
در این مقیاس مقدار اختصاصی داده شده به آب صفر است . دامنه این اعداد بین 1000+ تا 1000- است ( Hu 2000 ) اگر چه بعضی از اسکنرهای پیشرفته دامنه ای تا Hu 4000 دارند . هر عدد یک رنگ از مقیاسی خاکستری را به خود اختصاص می دهد مثلاً استخوان با Hu 1000+ رنگ سفید و هوا با Hu 1000- رنگ سیاه سایر اعداد نیز با یک رنگ از طیف بین سیاه تا سفید نمایش داده می شوند .
تراز پنجره و پنهای پنجره
Window level ( wl ) and window width ( ww )
اگر چه دامنه CT number تشخیص داده شده توسط کامپیوتر شامل 2000 عدد است ( 1000+ تا 1000- ) ولی چشم انسان قادر به تفکیک دقیق این دامنه وسیع از رنگها نیست . بنابراین به بیننده تصاویر CT این امکان داده شده است تا تعداد محدودی از CT number ها را برای نمایش انتخاب کند . مقیاس خاکستری مفید مورد استفاده در تصاویر کلینیکی با استفاده از پنهای پنجره و تراز پنجره انتخابی در کنسول کنترل بدست می آید .
دامنه انتخابی به نوع بافت تحت مطالعه بستگی دارد .
اصطلاح تراز پنجره ( wl ) نشانگر مرکز پنهای پنجره انتخابی است .
به عنوان مثال اگر ما تراز پنجره را 40+ انتخاب کنیم و پنهای پنجره را 350 دامنه CT number ما از 135- تا 215+ خواهد بود .
پنهای پنجره شامل اعدادی است که ما می خواهیم با توجه به بافت مورد نظر به نمایش درآید . بافتهایی که CT number آنها خارج از دامنه انتخابی ما است به صورت سیاه یا سفید به نمایش در می آیند ( بافتهایی با CT number کمتر سیاه و با CT number بیشتر سفید ) به عنوان مثال در تهیه تصویر از قفسه سینه پنهای پنجره 350 و تراز پنجره 40+ برای تصویر میان سینه مورد استفاده قرار می گیرد .    ( بافت نرم ) در حالی پنهای پنجره 1500 و تراز پنجره 600- برای تصویر ششها مناسب است ( بیشتر شامل هوا است )



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

تاریخچه:

اولین CAT توسط هونس فیلد (سال 1972) ساخته شد. اولین نوع تجاری توسط EMI Ltd انگلستان تولید شد. با پیشرفت این سیستم ، بهبود زمان بازسازی تصویر ،‌درجه تفکیک و ([1]SNR) حاصل شده است.

- تکامل اسکنر CAT:

اسکنر نسل اول یک لوله اشعه ایکس سوار بر یک مکانیزم اسکن الکترومکانیکی دارد که خروجی آن به شکل یک پرتو باریک موازی میشود. بیمار روی یک میز لغزان قرار داده میشود طوری که دور سرش یک کاپ پلاستیکی قرار گیرد (برای تثبیت مکان). حاشیه این کاپ پلاستیکی روی یک جعبه مکعبی پلاستیکی پر از آب است.(آب اشعه های ایکس را خوب عبور می دهد)

آشکارساز سوسوزن (Scintillation) از یک کریستال (مثل یدیدسدیم) و لوله ضرب کننده نوری تشکیل شده. این آشکار ساز درست روبروی منبع اشعه ایکس نصب می شود. در این آشکارساز ، اشعه ایکس به کریستال برخورد کرده و نور مرئی گسیل می کند که توسط فوتومولتی پلایر تیوب (PMT) آشکار می شود. این ترکیب در 160 مکان با فاصله مساوی حرکت انتقالی دارد. سپس مکانیزم حدود ˚1 می چرخد و عمل دستیابی به داده ها تکرار می شود  و تا ˚180 تکرار میشود.

خروجی آشکار ساز به صورت دیجیتال در آمده و در کامپیوتر ذخیره می شود.

با پیشرفت این سیستم خطا ها و زمان اسکن کاهش می یابند.

دراسکنرهای نسل اول زمان طولانی است و مشکل ساز می باشد.

در اسکنرهای نسل دوم از همان حرکات چرخشی ، انتقالی استفاده میشود ، تفاوت در استفاده از سیستم آشکارساز چندگانه به جای منفرد است. درطول هر اسکن خطی ، چند تابش حاصل می شود. اگر 10 آشکار ساز با فاصله ˚1 داشته باشیم، با یک انتقال هر 10 تابش به دست می آیند و در حرکت بعدی به جای ˚1 ، ˚10 جابه جایی داریم و به نسبت 10:1 صرفه جویی داریم. در نتیجه زمان کاهش می یابد.

در اسکنرهای نسل سوم یک منبع اشعه ایکس ، از نوع پرتو قطاعی (Fan beam) و یک حلقه آشکارساز داریم. منبع اشعه ایکس تولید باریکه ای با زاویه واگرایی بین ˚30 و ˚45 می کند و حلقه آشکارسازی شامل 300 تا 700 آشکارساز گزنون پیوسته است. آشکارسازهای گاز گزنون محفظه های یونیزاسیون هستند که اشعه ایکس به آنها وارد و سبب یونیزاسیون گاز زنون می شوند.

مزیت: ساختار مکانیکی ساده آن است،چون فقط نیاز به چرخش است. سرعت آن زیاد است. با بازسازی زمان به 30 تا 1 min کاهش می یابد.

o    مزیت نسل اول و دوم نسبت به سوم: خاصیت خود – کالیبراسیونی است. چون قبل یا بعد از هر انتقال خطی شدت مرجعI0 می شود. در نسل سوم احتمالاً از آرتیفکتهای حلقه ای آسیب پذیری داریم.

اسکنر های نسل چهارم از یک منبع اشعه ایکس از نوع پرتو قطاعی چرخان با یک حلقه˚360 ثابت از آشکارسازها ، استفاده میشود. منبع پرتو دور بیمار چرخانده می شود و اشعه های ایکس عبوری با حلقه آشکارسازهای ساکن آشکارسازی می شوند.

برای داشتن بازده بالا و با وجود آشکارساز کم عمق ،‌از آشکارساز با کریستالهای با ضریب تضعیف جرمی بالا (مثل فلورید کلسیم یا ژرمنات بیسموت) استفاده می شود. این نوع نیز خاصیت خود کالیبراسیونی دارند. چون بدون ماده واسطه، منبع پرتودهی می­کند. زمان اسکن حداکثر s 1 و زمان بازسازی حداکثر s 30 است. قدرت تفکیک نیز بسیار پیشرفت کرده­است و به 3 تا 4 دور(mm) می­رسد.

یک نوع از نسل چهارم که نسل پنجم نامیده می شود که یک حلقه کامل آشکارساز حرکت می کند. منبع اشعه ایکس درمرکز آشکارساز واقع است و تولید یک پرتو قطاعی وسیع می کند که به سمت بیمار هدایت می شود. هر آشکارساز به سمت منبع موازی سازی می شود تا «کراس تاک» (اشعه های نا مطلوب) را به حداقل برساند. این سیستم نیز خاصیت خود کالیبراسیونی دارد.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

آیا اشعه ایکس مضر است ؟
پرتوهای x انرژی بالای یونیزاسیون دارند و باعث تغییر در ترکیبات شیمیایی می شود . در تصویربرداری تشخیصی مقدار دوز اشعه پائین است و فقط محدود به منطقه مورد نظر می شود . اما فوایدی که در تشخیص بیماری عاید شخص می شود بسیار بیشتر است از مضراتی که ممکن است پرتو x برای بدن داشته باشد .
- آیا در هنگام عکسبرداری با اشعه x می توانیم از جواهرآلات استفاده کنیم ؟
باید ساعت ، طلا و جواهراتی که در منطقه تصویربرداری از بدن هستند را خارج کرد .
-
چرا بعد از تصویربرداری ابتدایی نیاز به کلیشه های تکمیلی و اضافی می باشد ؟
گاهی پزشک رادیولوژیست می خواهد جهت وضوح بیشتر نتیجه عکسبرداری ، از نماهای دیگر نیز کلیشه تهیه شود . گاهی نیز کلیشه های تکمیلی در اثر مشکلات تکمیلی ( مانند حرکت کردن بیمار ، مقدار پرتودهی و وضعیت بیمار ) نیاز می باشد . -
آیا افراد دیگر اجازه دارند در اطاق رادیولوژی باقی بمانند ؟
برای عکسبرداری از کودکان وجود همراه نیاز می باشد و پوشیدن روپوش سربی توسط همراه بیمار در چنین شرایطی پیشنهاد می شود . - چرا پوشیدن لباس مخصوص ( گان ) هنگام تصویربرداری نیاز است ؟
وسایل فلزی برروی لباس ( مانند زیب ، دگمه ، سگک کمربند ، گیره و ... ) باعث ایجاد آرتیفکت برروی کلیشه می شود و اطلاعات تصویر را مخدوش و مبهم می کند .
- چرا در برخی از عکسبرداریها نباید نفس کشید ؟
حرکات من جمله نفس کشیدن باعث تاری تصویر می شود . برای عکسبرداری از ریه ، تصویر با اطلاعات بیشتری بدست می آید اگر بیمار نفس عمیقی بکشد .
-
کنتراست اشعه ایکس چیست و چگونه کنتراست تزریقی از بدن خارج می شود؟
کنتراست I.V به داخل جریان خون تزریق می شود ،‌ در طول آزمون Intravenous pyelogram ) IVP ( جهت تصویربرداری از کلیه ها . این ماده کنتراست بی رنگ و شامل مواد یونی می باشد . چند ساعت بعد از تزریق ، ماده کنتراست بدون تغییر توسط کلیه ها تصفیه می شود و چند ساعت بعد از تزریق در مثانه دیده می شود .
- آیا شیر دادن به نوزاد بعد از تزریق ماده کنتراست بی خطر است ؟
تا کنون دیده نشده است که ماده کنتراست بر شیر سینه اثرات مضری داشته باشد ، اگر چه احتیاطاً ترجیح داده می شود تا 24 ساعت بعد از تزریق از شیر دادن خودداری شود .
فلورسکوپی Fluoroscopic Screening - آیا باریم مضر است ؟
باریم استفاده شده در رادیولوژی توسط روده جذب نمی شود و بدون ضرر است آلرژی به باریم بندرت دیده می شود . - چرا باریم مزه بدی دارد ؟ همه مردم طعم نامطلوبی در باریم نیافته اند . شرکتهای مختلف از طعم های مختلفی برای بهتر کردن مزه باریم استفاده کرده اند . - چرا باریم خیلی سنگین و غلیظ است ؟ سولفات باریم برای ایجاد کنتراست در تصویر استفاده می شود و بعلت غلظتی که دارد در کلیشه ها دیده می شود . چگالی باریم باعث سنگین شدن آن می شود و غلظت بالای آن باعث پوشاندن تمام سطوح دستگاه گوارشی می گردد . -
باریم چگونه از بدن خارج می شود ؟
باریمی که وارد بدن شده است ( به صورت خوراکی و یا بصورت تنقیه ) ، بدون جذب و تغییر از روده ها گذشته و دفع می شود .

- آیا می توان از یک تشک بر روی تخت رادیولوژی استفاده کرد ؟
نیاز هست که تخت رادیولوژی در برابر فشارهای قابل توجه و نسبتاً‌ زیاد مقاومت کند بنابراین باید ساختار سختی داشته باشد . استفاده از تشک فوم نازک می تواند کارکردن را راحتتر کند .
سنجش تراکم استخوان Bone Densitometry - آیا این روش زیان آور است ؟ مقدار اشعه ایکس در این روش خیلی کم است و هیچ علامتی دیده نشده است . - آیا همراهان بیمار اجازه دارند داخل اطاق بمانند ؟ پرتوهای پراکنده در این روش بسیار جزئی و ناچیز است و همراهان می توانند در طول آزمون در داخل اطاق اسکن باقی بمانند .
-
هر چند وقت یکبار باید این آزمون تکرار شود ؟
در اکثر موارد ،‌ هر دو سال یکبار باید تکرار شود . در بعضی از بیماران نیاز هست سالانه اسکن شوند . این مدت زمان توسط پزشک معالج تشخیص و پیشنهاد داده می شود .
ماموگرافی Mammography -
آیا ماموگرافی دردناک است ؟

کمپرس و فشار در طول ماموگرافی برای پخش کردن بافت سینه بکارمی رود تا وضوح تصاویر تشخیصی را افزایش دهد . کمپرس کردن باعث ناراحتی می شود اما زمان آن بسیار کوتاه می باشد .
- آیا یک کلیشه ماموگرافی نرمال ،‌ وجود سرطان سینه را رد می کند ؟
خیر ، همه انواع سرطانها در کلیشه دیده نمی شود . به سختی می توان با جزئیات مواجه شد اگر سینه شامل بافت بزرگی باشد . اگر کلیشه های ماموگرافی قبلی نیز در دسترس باشد ،‌ دقت بالا می رود .
- آیا همه باید ماموگرافی انجام دهند ؟
ماموگرافی تشخیصی توسط پزشک بدنبال دیده شدن ابنورمالیهای بالینی و جهت تشخیص این ابنورمالیها پیشنهاد می شود و در کسانیکه سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان سینه دارند ، بیشتر انجام می شود .
- چه وقت باید ماموگرافی انجام شود ؟
انجام ماموگرافی برای ارزیابی کردن ابنورمالیهای بالینی توسط پزشک درخواست داده می شود . ماموگرافی از حدود سن 40 سالگی در زنان انجام می شود و هر یک یا دو سال یکبار باید تکرار شود ( تا سن 50 سالگی ) و بعد از آن هر دوسال یکبار باید تکرار شود . زنانی که سابقه تومور سینه دارند باید سالانه چک آپ شوند . www.qdixray.com: مرجع

MR Imaging: برای تصویربرداری از بافتهای پستان و implant و برای چک کردن شرایط implant ، MR بسیار مفید است .
MR Imaging متد تصویربرداری برای چک کردن خود implant ( از نظر شکستگی و غیره) است در حالیکه ماموگرافی بهترین روش برای بررسی بافتهای پستان است . ماموگرافی باعث ایجاد نقص یا شکستگی در implant نمی شود .
اشعه X استفاده شده برای ماموگرافی نمی تواند به خوبی از سیلیکون و saline روی لایه ای یا زیر لایه ای بکار برده شده در پستان بگذرد . بنابراین قسمتی از بافتهای پستان در ماموگرام دیده نمی شوند ، چونکه با implant پوشانده شده اند . برای به تصویر کشیدن هر چه بهتر بافتهای پستان خانمها با پستانهای implant شده باید 4 نمای تکمیلی در ماموگرافی تشخیصی انجام شود.
این تصاویر تکمیلی با اشعه X : ماموگرافی  displacement  implant ( ID )خوانده         می شود. قسمت implant به سمت عقب به طرف دیواره قفسه سینه هل داده می شود و بافت پستان به سمت جلو کشیده می شود . در این حالت بخش اعظم قسمت جلویی پستان تصویربرداری می شود . نمای  displacement  implantبرای خانمهایی که implant آنها شکسته یا یک Scare   سخت اطراف implant خود دارند موفقیت آمیز نیست . نمای ID آسانترین روش برای خانمهایی است که implant آنها در زیر عضلات قفسه سینه کار گذاشته شده است .
آیا اشعه ماموگرافی  می تواند باعث کانسر شود ؟
 ماموگرافی های مدرن حداقل دز اشعه X را دارند . مطالعات علمی نشان می دهد که دزی که 1000 – 100 برابر بیشتر از دز ماموگرافی لازم است تا منجر به افزایش آماری کانسر پستان شود. ماموگرافی نقش مهمی در آسیب زدن به بافتهای پستان ندارد و اثرات منفی بالقوه در مقابل فواید ماموگرافی  منظم بسیار ناچیزند .
( Mammography Quality standards Act ) MQSA توسط کالج رادیولوژی آمریکا ( ACR ) طرح ریزی شد و توسط کنگره نیز تصویب شد : که دقت و حفاظت  (Safty)  در طی ماموگرافی  الزامی است . به بیماران باید اطمینان داد که سیستم ماموگرافی  مدرن بکار برده شده بر طبق کیفیت و استاندارد ACR می باشد .
هر چند وقت یکبار باید ماموگرافی  انجام داد ؟
انستیتو ملی کانسر برای خانمهای بالای 40 سال هر سال یا هر دوسال یکبار ماموگرافی  معمولی را توصیه می کند . با شروع 50 سالگی ماموگرافی  باید هر ساله انجام شود . زنان High risk و یا کسانی که آزمایش مثبت ژن BRCA1 یا BRCA2  دارند باید با پزشک خود صحبت کرده و ماموگرافی های سالانه را از سن 25 سالگی شروع کنند .
چرا سونوگرافی ، MRI یا دیگر آزمایشات برای تشخیص کانسر پستان به کار    نمی رود ؟
اخیراً ، ماموگرافی تنها آزمایشی است که توسط سازمان FDA آمریکا برای کمک به تشخیص کانسر پستان در زنانی که هیچ علامتی ( مثل توده ) ندارند توصیه می شود . ماموگرافی به تشخیص حداکثر 85% از کانسرهای پستان کمک می کند و باعث کاهش 2% از مرگ و میرهای ناشی از سرطان پستان در 10 سال گذشته شده است . سونوگرافی ، MRI و دیگر آزمایشات وقتی مفیدند که ابتدا آبنرمالی توسط ماموگرافی یا معاینات فیزیکی تشخیص داده شود .
این آزمایشات بخاطر محدودیتهایی که در لیست زیر آورده شده است توسط FDA به عنوان اولین آزمایش توصیه نمی شود .
     آزمایش نقاط مثبت نقاط منفی
سونوگرافی کنتراست خوب ، برای تشخیص کیستهای غیر کانسری و mass عالی است. فقدان رزولوشن کافی ، بستگی به فرد انجام دهنده دارد . نمی تواند کلسیفیکاسیونها را نشان دهد ( که ممکن است نشان دهنده کانسر باشد) .
MRI پستان برای به تصویر کشیدن پستانهای سفت dense ، implant ها یا زخمهای کوچک ، کمک بهstaging  کانسر طولانی و پرهزینه ، به سختی بافت کانسری و غیر کانسری را متمایز می کند . کلسیفیکاسیونها را مشخص نمی کند .


چرا تشخیص ماموگرافی صددرصد نیست ؟
روی هم رفته ماموگرافی  حداکثر 90- 85% از کل کانسرها را می تواند تشخیص دهد . در حالیکه اکثر قریب به اتفاق آبنرمالیها با ماموگرافی  قابل تشخیص است ، قسمت کوچکی از آبنرمالیها قابل تشخیص نیستند . بعضی مواقع یک بافت غیر طیبعی قابل تشخیص نیست زیرا دانسیته آن با دانسیته بافت اطرافش یکی است .
هدف ماموگرافی  سعی در تشخیص کانسر پستان در خانمها است، بدون توجه به علائم آن. اگر بیمار توده یا یک تغییر دیگری در پستان دارد و جواب ماموگرافی  منفی است ( کانسر یا بافت مشکوک ندارد ) بیمار باید قانع شود که پیگیری های بیشتر باید توسط پزشکش انجام شود . در موارد شبیه به این که توده ( Lump ) مشکوک نیست ممکن است مسئله با معاینات بالینی پستان یا ماموگرافی مجدد بعد از 6 ماه  درخواست شود .
گزارش ماموگرافی  منفی ( Negative ) نباید این طور معنی شود که هیچ احتمالی برای کانسر وجود ندارد ، و همچنین به این معنی نیست که پستان نرمال است .
بیشتر ( ونه اکثر ) آبنرمالیها تغییراتی مثل کلسیفیکاسیون یا mass دارند . فقط وقتی که آن ناحیه تغییر مهمی نسبت به ماموگرافی  بیماران دیگر داشته باشد آبنرمالی گزارش می شود و این دلیلی برای ضرورت ماموگرافی های منظم و مقایسه آنها با فیلمهای قبلی است .
سرطان پستان از چند سلول بدخیم شروع می شود و معمولاً سالها طول می کشد تا رشد کرده و قابل رویت شود .
اغلب ، رادیولوژیست ها ممکن است ناحیه تغییر یافته را برای سالها ببینند و برای تشخیص بهتر ناحیه مشکوک ، بیوپسی درخواست کنند . برای به یقین رسیدن و تشخیص قطعی هر ناحیه مشکوک و کانسری ، بیوپسی های بیشتری توصیه می شود . بیوپسی های متعدد باعث نگرانی ، استرس و اعتراض خانمهای فراوانی می شود که کانسر پستان ندارند ، در حالیکه فقط تعداد اندکی از آنان کانسر داشته اند .
اگر پستان توده ای ( Lumpy ) باشد ، هنوز باید آنها را معاینه کرد ؟
بله ، اگر چه انجام معاینات در پستانهای  lumpy  یا پستانهایی که تعداد زیادی mass یا کیست دارند خیلی دشوار است . معاینات ماهانه توسط خود فردBreast self examination (BSE) هنوز الزامی است .
حتی اگر خانمی تعداد زیادی توده ( Lump ) در پستان دارد او می تواند طرح و شکل lump های طبیعی را یاد گرفته و در مورد lump های غیر طبیعی و جدید پزشک خود را مطلع کند . در واقع ، بدون راهنمایی های علمی بیمار ، برای پزشک غیر ممکن است که lump های جدید را از قبلی تشخیص دهد .
چطور می توانم ریسک سرطان پستان را کاهش دهم ؟
ریسک فاکتورهای زیادی وجود دارند که قابل کنترل نیستند مثل ژنتیک ، سابقه فامیلی و یائسگی زودرس . بقیه فاکتورها مثل تغذیه ، زودبچه دار شدن و کنترل وزن می تواند به کاهش ریسک کانسر پستان کمک کنند .
Frequently asked questions about Mammography and breast cancer . 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
تراکم سنجی استخوان جهت اندازه‌گیری محتویات معدنی استخوان استفاده می‌شود و این اندازه‌گیری کاهش توده استخوانی را بخوبی نشان می‌دهد.
تراکم سنجی استخوان جهت تشخیص پوکی استخوان و تعیین ریسک شکستگی استخوان بسیار مفید است. اغلب روشهای اندازه‌گیری مواد معدنی استخوان bone mineral density (BMD) بسیار سریع و بدون درد می‌باشد.
روشهای در دسترس BMD شامل DEXA و استفاده از x،CT-Scan ستون فقرات، مچ دست، بازو و یا ساق پا (Quantity CT or (QCT ، Osteo CT، و یا Ultrasoundمی‌باشند.

برای mass screening purposes (اهداف غربالگری عمومی) یک نوع روش رسپتومتری قابل حمل و پرتابل وجود دارد. در این روش از یک وسیلهDexa x-ray یا واحدquantitative ultrasound استفاده می‌شود. هر دو نوع این آزمایشات موبایل، مچ دست انگشتان یا پاشنه پا را مورد آزمایش قرار می‌دهد.
روشهای موبایل دانسیتومتری دقت تکنیک‌های ثابت و غیر موبایل را ندارند چون تنها یک استخوان را مورد آزمایش قرار می‌دهند.
استخوانی که مواد معدنی خود را از دست داده ضعیف می‌شود و احتمال شکستگی بالایی دارد وbone densitometry قبل از شکستگی و احساس ضعف در استخوان این کاهش را نشان می‌دهد.
DEXA رایج‌ترین روش دنسیتومتری است. این روش بی‌درد بوده و احتیاج به هیچ تزریق، روش تهاجمی، مسکن یا رژیم خاص و مراقبت‌های ویژه ندارد.
در طی این آزمون بیمار روی تخت دراز کشیده و سیستم قسمتهای مورد نظر بدن را اسکن می‌کند (به طور معمول مهره‌های پایینی ستون فقرات و لگن) مدت زمان اسکن تنها چند دقیقه است. اشعه x مورد استفاده در DEXAکمتر ازChest x-ray است. دانسیته استخوانی هر بیمار با نمودار افراد سالم مقایسه می‌شود و نتیجه اعلام می‌شود.
روش جدید اندازه‌گیری استئوپروز استفاده از اولتراسوند است. سیستم اولتراسوند اندازه‌گیری مواد معدنی استخوان، بسیار کوچکتر و ارزانتر ازDexa است و زمان انجام این کار حدود 1 دقیقه می‌باشد.

Bone Densitometer


مزایای استفاده از اولتراسوند دنسیتومتری
1
- هیچ اشعه یونسازی وجود ندارد
2- امکان تکرار تصاویر ناحیه مورد نظر
3- مشخص شدن میزان مواد معدنی ناحیه مورد نظر(Region of interest (ROI به همراه حدود هندسی آن
4- دقت 5/0%
5- کنترل اتوماتیک درجه حرارت برای معتبرترین اندازه‌گیری
6- کالیبراسیون دقیق و کنترل داخلی
7- سرعت بالای آزمون 3ms
8- نمایش رنگی تصاویر برای ارزیابی بهتر دانسیته
9- قیمت کم نسبت به تجهیزات DEXA
10- ذخیره‌سازی تصاویر بیماران برای مدت طولانی به منظور پیگیری
11- دسترسی آسان به تصاویر برای اپراتور
12- ضبط تصاویر پاشنه
13- مقایسه بین چندین تصویر

 

spine and femur scans

 

 

DEXA equipment

 


دو نوع سیستمDEXA وجود دارد:

 

وسیله مرکزیCentral device و فرعیPeripheral device.
Central DEXAدانسیته استخوانی را در استخوانهایhip (لگن) و مهره‌ها اندازه می‌گیرد در حالیکهPeripheral device دانسیته را در مچ دست و پاشنه و انگشتان اندازه‌گیری می‌کند.
سیستم مرکزی در بیمارستان و مراکز پزشکی استفاده می‌شود در حالیکه پریفرال در داروخانه‌ها و مراکز موبایل پزشکی قابل استفاده است.
 Central یک میز تخت و بزرگ و یک بازو آویزان دارد که بازو به جلو و عقب قابل حرکت است و بنابراین تخت می‌تواند به عنوان تخت درمان یا صندلی آزمایش برای بیماران ویژه استفاده شود.
Peripheral device فقط 30 کیلوگرم وزن دارد و شامل یک جعبه متحرک است که فضایی برای قرارگیری با جهت تصویربرداری دارد.
سیستمDEXA یک بیم اشعه باریک و غیر قابل رؤیت اشعهx با دز کم دارد و انرژی را به سمت استخوان می‌فرستد. اشعهx در دو انرژی با دو پیک مجزا وجود دارد یک پیک به طور عمده بوسیله بافت نرم جذب می‌شود و دیگری بوسیله استخوان. میزان جذب شده بوسیله بافت نرم در نهایتSubtract (تفریق) شده و آنچه باقی می‌ماند دانسیته بافت استخوانی است اشعه استفاده شده در این روش 1/0 اشعه استانداردChest x-ray است.
آزمونDEXA بین 10 تا 30 دقیقه طول می‌کشد که البته به نوع تجهیزات و قسمتی از بدن که مورد آزمایش قرار می‌گیرد بستگی دارد.
در طی آزمون دتکتورها به آرامی روی ناحیه مورد نظر حرکت کرده و تصاویر را روی مونیتور ثبت می‌کنند.
نتایج آزمون
آزمون تراکم استخوان با دو حد مطلوب یا معیار مقایسه می‌شود: افراد بالغ و جوان سالم(T-
     Score) و افراد همسن (Z-Score)
نتیجهBMD شما با نتایجBMD افراد بالغ 25 تا 35 ساله هم جنس و هم اقلیم شما مقایسه می‌شود. میزانStandard deviation (SD)(انحراف از وضعیت استاندارد) تفاوت بین BMDشما و آن گروه افراد سالم است. این نتیجهT-Score شماست.
T-Scoreمثبت نشان می‌دهد که استخوان شما قویتر از وضعیت نرمال است وT-Score منفی بیانگر ضعیف بودن استخوان شما نسبت به حالت نرمال است.
YN=young normal
 طبق بیان سازمان بهداشت جهانی استئوپروز طبق جدول زیر تعریف می‌شود:
معیاری برای پوکی استخوان در زنانT-Score:
نرمال   1/0کاهش کم تراکم استخوانBMD بینSD 5/2- تا 0/1- زیر رنج افراد جوان بالغ است
پوکی استخوان >BMD5/2- پایین‌تر از رنج افراد سالم جوان
پوکی استخوان شدید>BMD 5/2- پایین‌تر از رنج افراد سالم جوان است و بیماران دو یا چند شکستگی دارند.
به
طور معمول احتمال شکستگی استخوان با هرSD زیر نرمال دو برابر می‌شود بنابراین شخصی با یکBMD ،1SD زیر نرمال یعنیT-Score=-1 نسبت به یک شخص باBMD نرمال، دو برابر احتمال شکستگی استخوان دارد و یک شخص با 2-T-Score= 4 برابر فرد سالم احتمال شکستگی دارد وقتی این اطلاعات بدست می‌آید، فرد با احتمال بالای شکستگی می‌تواند به هدف جلوگیری از شکستگی‌های آینده درمان شود.
از جهت دیگرBMD شما با یک معیار سنی مقایسه می‌شود. این موردZ-Score نام دارد که در این مرحله نتیجهBMD شما با فرد همسن، هم جنس، هم وزن و هم قد شما مقایسه می‌شود.
استئوپروز شایعترین بیماری متابولیک استخوان است. این بیماری با کاهش ضخامت قشر استخوان، کاهش تعداد و اندازه ترابکولهای استخوان اسفنجی (یعنی اختلالهایی که در آنها تمام اسکلت درگیر می‌شود) مشخص می‌شود. هر تغییری در سرعت تشکیل و جذب که جذب را از تشکیل استخوان بیشتر کند می‌تواند از توده استخوانی بکاهد.
این واقعیت که در بعضی از زنان با پیدایش یائسگی از بین رفتن استخوان سرعت می‌گیرد و هر گاه قبل از سن یائسگی طبیعی، تخمدانهای زنی برداشته شود ولی دچار پوکی استخوان پیش‌رس می‌شود حاکی از آن است که استروژن‌ها نقش مهم در جلوگیری از، از بین رفتن استخوان دارند.
سیگار هم یا به طور مستقیم بر استخوان سازی اثر می‌کند یا به طور غیرمستقیم بر کار تخمدانها اثر می‌نماید کاهش سطح هورمون پاراتیروئید هم در کاهش استخوان‌سازی مؤثر است.
احتمالاً خوردن اسید زیاد، خصوصاً به صورت غذای پرپروتئین، به خاطر خنثی کردن همین اسید اضافی منجر به حل شدن استخوان می‌شود. خود اسید ممکن است استدوکلاستها را فعا کند. زندگی بی‌تحرک در افرادی که عضلات کمی دارند، نیروهای مکانیکی وارده بر استخوانهایش را کم می‌کند و میل به از بین رفتن استخوان را افزایش می‌دهد.
یک نوع استئوپروز در کودکان و نوجوانان و دختر و پسر، با کار طبیعی کنار دیده می‌شود. این دسته را استئوپروز آیدیوپاتیک می‌نامند.
بسیاری از افراد استئوپروتیک از پیکر عضلانی برخوردار نبوده و وزن متوسط کمتری دارند. مصرف سیگار و الکل می‌تواند استخوان‌سازی را کاهش دهد.
در استئوپروز بی‌تحرکی موجب افزایش اختلاف بین تشکیل و جذب استخوان و تشدید ضایعه می‌شود. بین زندگی بی‌تحرک، در فرد غیرعضلانی، نیروهای مکانیکی وارد بر اسکلت را کاهش می‌دهد و تمایل به کاهش توده استخوانی بال می‌رود چون تشکیل و جذب استخوان در پاسخ به نیروهای گوناگون مکانیکی تحریک می‌شود.
در برخی موارد استئوپروز یکی از چهره‌های بیماری دیگری همچون سندرم کوشینگ می‌باشد.
استئوپروز موسوم به نوع 1 در گروهی از خانم‌ها بعد از یائسگی بین 51 تا 75 سالگی رخ می‌دهد و با کاهش شدید و نامتناسب استخوان تومرکولر نسبت به استخوان کورتیکال مشخص می‌شود.
شکستگی اجسام مهره‌ای و بخش دیستال ساعد شایعترین عوارض می‌باشد و کاهش فعالیت عمده پاراسیتروئید ممکن است در جهت جبران جذب استخوانی باشد. استئوپروز نوع 2 در جمع کثیری از خانمها و مردان بالای 70 سال یافت می‌شود. شکستگی‌های گردن ران، بخش پروگزیمال بازو بخش پروگزیمال درشت نی و لگن شایعترین شکستگی‌های این گروه است.
علایم: شکستگی مهره، مچ، (لگن) بازو و درشت نی و ...
علامت شکستگی جسم مهره عبارت است از درد پشت و تغییر شکل ستون مهره‌ها و درد بویژه بعد از خم شدن و بلند کردن جسم سنگین.
معمولاً استراحت در بستر می‌تواند موقتاً درد را متوقف کند. انتشار رو به پایین درد به طرف یک پا شایع بوده و حملات درد بعد از چند روز تا یک هفته فروکش می‌کند و بعد از 4 تا 6 هفته بیمار می‌تواند فعالیتهای عادی خود را از سرگیرد.
علایم رادیولوژیک: پیش از شکستگی و کلاپس در اجسام مهره‌ای استئوپروز، کاهش تراکم مواد معدنی افزایش وضوح خطوط عمودی (به خاطر اتلاف شدیدتر ترابکولهای افقی) و واضح شدن صفحات انتهایی را می‌بینیم. در نتیجه ضعف صفحات ساب کوندرال و اتساع دیسکهای مهره‌ای تقعر مهره‌ها از هر دو طرف به طور مداوم افزایش یافته و با اصلاح مهرهcodfish ایجاد می‌کند.
با بروز کلاپس معمولاً ارتفاع قدامی جسم مهره کاهش می‌یابد و کورتکس قدامی نامنظم می‌شود. شکستگیهای فشاری قدیمی‌تر ممکن است تغییرات واکنشی و استئوفیتهایی در حوالی لبه‌های قدامی بوجود آورند. بدون شکستگی استخوانی، رادیوگرافیهای استاندارد شاخصهای حساسی برای مشاهده کاهش توده استخوانی به شمار می‌روند زیرا تا 30% توده استخوانی فرد برای ایجاد خطر شکستگی کافی است.

 

اقدامات تشخیصی: 

با استفاده از روشهایی همچون سنجش جذب فوتون منفرد و دوگانه، توموگرافی کامپیوتری کمی، بررسی فعال‌سازی نوترونهای کلسیم و استفاده از اولتراسوند می‌توان اتلاف مواد معدنی استخوان را نشان داد.
اقدامات درمانی: استراحت و گرمای موضعی.Corset مناسب اکسایش بیمار را به همراه می‌آورد. هورمون استروژن سرعت جذب استخوان را زیاد می‌کند. اما تشکیل استخوان بالا نمی‌رود. استروژن مانع دفع کلسیم می‌شود و اتلاف استخوان را به تعویق می‌اندازد.
تجویز 1500 میلی‌گرم کلسیم در روز وقتی بیمار نمی‌تواند استروژن بگیرد بسیار مناسب است. مصرف کلسیم اثر خوبی بر حفظ استخوان کورتیکال دارد ولی اثری روی استخوان ترابکولار ندارد. البته دریافت کلسیم گاهی قبل از 25 یا 30 سالگی ممکن است اثرات سودمندی بر نگهداری حداکثر توده استخوانی داشته باشد.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
برای خرید دستگاه به این موارد توجه شود:
• دستگاه اشعه ایکس به چه منظور استفاده خواهد شد؟
• چه فضایی مورد نیاز برای بخش رادیولوژی می باشد؟
• مقدار ولتاژ و آمپراژ مورد نیاز از منبع تغذیه بررسی شود.
• مقاومت خط تغذیه نیز محاسبه گردد.
برق مورد نیاز معمولاَ 208 تا 220 ولت و یا 480 ولت است که بخش رادیولوژی باید یک ترانسفورماتور اختصاصی برای خود داشته باشد.
مشخصات پیشنهادی یعنی روشی که به وسیلة آن خریدار، جزئیات کامل دستگاه مورد نظر خود را بیان کند. مشخصات کارکردی بیان می کند که چه مقدار دقت در مورد مشخصات لازم است
 مراحل نصب(Installation)
- مراحل نصب دستگاه اشعه ایکس:
• ایجاد وقفه در هنگام نصب باعث بروز مشکلاتی مثل گم شدن یا صدمه دیدن برخی قطعات می شود. پس می توان در قرارداد خرید بندهایی را گنجاند که اگر کار نصب در مدتی مشخص صورت نپذیرد، فروشنده متحمل پرداخت جریمه گردد.
• خریدار باید محل نصب دستگاه را مطابق آنچه ارائه داده، اجرا نماید.
• عملیات پوشش سربی باید استاندارد باشد.
• خریدار باید منبع تغذیه با ولتاژ مناسب را تهیه نماید.
پس از نصب و راه اندازی، تمام قسمت ها توسط شرکت نصب کننده تست می گردد.3. مراحل پس از نصب(Post-installation)
 بازبینی
 نظارت
 کنترل کیفی


- گارانتی دستگاه
گارانتی یعنی سازندة دستگاه یا نمایندة او قطعه یا قطعاتی از دستگاه را در صورت بروز اشکال در مدت مشخص بعد از نصب بدون دریافت هزینه تعویض یا تعمیر نماید.
- قرارداد سرویس و نگهداری دستگاه
همة دستگاه های اشعه ایکس باید در دوره های زمانی مشخص از لحاظ عملکرد و کارایی تست شود.  هر چقدر نحوة نگهداری و سرویس دستگاه بهتر باشد، احتمال ایجاد خرابی یا مشکل کمتر است.
قرار داد سرویس می تواند به یکی از صورت های زیر باشد:
• قرارداد سرویس و نگهداری بدون قطعه:
در این حالت اگر برای رفع اشکال به قطعة یدکی نیاز باشد شرکت سرویس دهنده موظف به تهیة آن است؛ ولی هزینة آن توسط بیمارستان یا مرکز درمانی باید پرداخت شود.
قرارداد سرویس و نگهداری قطعات یدکی: این روش در مراکز بزرگتر در طولانی مدت ارزان تر است؛ زیرا مراحل خرید به دلیل سیستم پیچیدة اداری طولانی تر، مستلزم صرف وقت و هزینة پرسنلی است.
گزارش سرویس ونگهداری
برای داشتن یک روند سرویس مناسب داشتن یک پرونده و سرویس و نگهداری که در آن نام، شماره سریال شرکت سازنده و زمان نصب دستگاه ذکر شده و هر بار که یک قسمت سرویس تعمیر شود جزئیات عیوب رفع شده قطعات یدکی مصرف شده و تاریخ دریافت سرویس لازم است.
حداقل کارهای لازم در یک سرویس کلی:
علاوه بر کارهای مثل روغن کاری تمیز کردن و زدوده کردن گرد و غبار موارد زیر نیز لازم می باشد:
1- تنظیم kV, mA و زمان
2- تست ولتاژ برق شهر و مقاومت خط
3- تست مدار حفاظت در برابر اضافه بار
4- تست صحت کار حرکت ستون و تیوپ
5- تنظیمات کلیماتور
. عیب یابی دستگاه های رادیولوژی
 بروز نقص در تیوب مولد اشعه ایکس
عمده ترین اشکالات تیوپ اشعه ایکس:
1- گازی شدن تیوپ: تنگستن تبخیرشده از فیلمان یا از روی سطح آند به صورت یک پوشش بسیار نازک روی سطح داخلی تولید و شیشه ای تیوپ اشعه ایکس رسوب می کند.

اطمینان کیفی QA
اطمینان کیفیت برنامه همه جانبه ای برای اطمینان از نهایت بهینه سازی در سیستم بهداشتی است که از طریق جمع آوری و ارزیابی منظم اطلاعات صورت می گیرد. هدف اولیه یک برنامه تضمین کیفی، بهبود مراقبت از بیمار است که شامل پارامترهای انتخاب بیمار،‌ مدیریت تکنیکی، قوانین مربوط به آزمونها و بخش تصویربرداری، اثر بخشی تکنیکها،‌ آموزش حین خدمت و تغییر تصاویر می باشد.
تاکید اصلی این برنامه روی فاکتورهای انسانی است که می تواند باعث تغییراتی در مراقبت بهداشتی شود.
آموزش حین خدمت شرکت در همایشهای برگزار شده،‌ انجام آزمونهای دوره ای و بهبود روشهای برقراری ارتباط با بیمار می توانند از عوامل موثر در رویکرد انسانی مدیریت کیفیت باشد.
کنترل کیفیت
کنترل کیفی بخشی از برنامه تضمین کیفی است که در ارتباط با تکنیکهای مورد استفاده در مراقبت از بیمار و تستهای تکنیکی یک سیستم که روی کیفیت تصویر ثأثیر دارد، بحث می کند.
به عبارت دیگر کنترل کیفی یبشتر در ارتباط با تجهیزات مورد استفاده در اطمینان کیفی کاربرد دارد. یک برنامه کنترل کیفی شامل 3 نوع کلی آزمایش است :
1- برنامه های ساده و غیر تهاجمی: این آزمونها می توانند توسط تمامی تکنولوژیست ها انجام شود. به عنوان مثال آزمایش تماس صفحات فولی با فیلم در کاست رادیولوژی و یا آزمون زمان سنجی دستگاه بوسیله Spinning Top
2- برنامه های غیر خطرناک و پیچیده : این برنامه ها توسط تکنولوژیست دوره دیده در امور کنترل کیفی انجام می شود. زیرا تجهیزات پیشرفته تر بوده و کار با آنها نیازمند دیدن دوره های خاص می باشد. بیشتر برنامه های آموزشی در این سطح کار می کنند. در نتیجه امروزه تکنسینهای دارای اینگونه قابلیتها، در حال افزایش می باشند.انجمن پرتونگاران آمریکا در برنامه های آموزشی خود برای تکنولوژیستهای پرتونگاری ، CT،‌ MRI، پزشکی هسته ای سرفصلهایی در این ارتباط پیش بینی کرده و گنجانده است.
3- برنامه های خطرناک و پیچیده : این برنام ها توسط مهندسین و متخصصین دستگاه ها انجام می شود و نیاز به ابزارهای پیچیده دارد.
در سطوح سه گانه یاد شده بطور کلی 3 نوع برنامه کنترل کیفیت وجود دارد:
- آزمونهای پذیرفته شدن: آزمونهایی است که برای بررسی صحت ادعای کارخانه سازنده درارتباط با ویژگی های سیستم،‌ روی یک دستگاه نو به عمل می آید.
- آزمونهای مرتب: آزمایشات اختصاصی برای دستگاه پس از گذشت مدت زمان خاص مثلاً روزانه یا هفتگی یا ماهیانه و یا سالیانه
- آزمونهای تصحیحی : اینگونه آزمایشات برای کنترل عملکرد درست و یا نادرست سیستم به کار می رود. مثلاً ؛ این که آیا خروجی سیستم اشعه x همان میزان نشان داده شده روی دستگاه است یا خیر.
مشخص کردن اشکال و تحلیل مسئله :
در بهبود مداوم روندی که موجب رضایت مصرف کننده شود، برای مشخص کردن اشکال و تجزیه و تحلیل آن، ابزارهای گوناگونی به کار می رود. سه گروه اصلی در این مورد معرفی می شوند.
1- نظریات کلی : در این بخش چند عامل نزدیکتر به موضوع که می توانند عامل اصلی باشند انتخاب شده و روی آن کار می شود.
2- تیم بهبود کیفیت : این تیم، افرادی هستند که از نظریات متمرکز و وابسته الهام گرفته و سعی در بهبود کیفی کار دارند. افراد این گروه می توانند جزو افراد گروه دوم نیز باشند.
تحلیل اطلاعات
برای تحلیل، اطلاعات کسب شده در مرحله قبل با روشهای نموداری مختلفی به نمایش در می آیند. این نمودارها باعث تمرکز بهتر روی موضوع و نیز انجام مرحله به مرحله بهبود کیفی می گردد. از انواع مختلف این نمودارها می توان به فلوچارت، دیاگرام عامل و اثر،‌ هیستوگرام، نمودار پراکندگی اشاره کرد.
ابزارهای کنترل کیفی رادیوگرافیک،‌ ژنراتور اشعه x
ابزارهای کنترل کیفیت ژنراتور اشعهx پارامترهای عملکردی ژنراتورهای اشعه x را مورد سنجش قرار می دهند و امکان انجام اندازه گیری های غیر خطرناک ( اندازه گیری هایی که نیازی به استفاده از مدار ولتاژ بالای ژنراتور توسط کاربر ندارند ) همانند پتانسیل لامپ، زمان تابش اشعه، میزان خروجی لامپ و پارامترهای مربوطه را فراهم می سازند و این توانایی را ایجاد می کنند که تکنیسین و رادیولوژیست، از تولید تصاویر تشخیصی با کیفیت بالا در شرایط کمترین مواجهه بیمار با دوز اشعه، اطمینان حاصل کنند.
ابزارهای کنترل کیفیت ژنراتور اشعه x به عنوان بخشی از برنامه کنترل کیفیت بخش رادیولوژی به منظور پایش عملکرد تجهیزات تصویربرداری،‌ ارزیابی کیفیت تصویر و اندازه گیری مواجهه بیماران و پرسنل با اشعه، مورد استفاده قرار می گیرند. اندازه گیریهای کنترل کیفیت را می توان توسط تکنسین های شاغل،‌ تکنسین های مورد استفاده قرار متخصص کنترل کیفیت یا متخصصین فیزیک پزشکی، به انجام رساند.
برنامه های کنترل کیفیت،‌ موجب تشخیص سریع مشکلات شده و از استاندارد بودن تصاویر با کیفیت بالای مناسب جهت تشخیصی فوری یا مقایسه بعدی، اطمینان حاصل می نمایند و به هماهنگی آنها با قوانین،‌ کمک می کنند. برنامه های کنترل کیفیت نیز می توانند باعث کاهش تعداد تصویربرداری شوند و بدین ترتیب، موجب کاهش هزینه و پرتوگیری بیمار شوند.
اصول عملکرد
ژنراتور اشعه x که جزء اصلی تمامی دستگاههای تصویربرداری تشخیصی اشعه x است،‌ ولتاژ و شدت جریان ورودی را به منظور تأمین توان لازم جهت تولید پرتو x که دارای kVp و جریان (mA) مورد نظر است را تأمین می کنند و از زمان تابش مناسب در هر تابش، اطمینان حاصل می نمایند.
از آنجا که دقت برخی پارامترهای تکنیکی خاص، عملکرد ژنراتور اشعه x را مشخص می سازند، ابزار کنترل کیفیت به منظور پایش این پارامترها مورد استفاده قرار می گیرد. پارامترهای تکنیکی اصلی که پیش از انجام تابش اشعه x تنظیم می شوند عبارتند از kVp، که حداکثر انرژی فوتونهای اشعه x و قدرت نفوذ فوتونهای خارج شده از لامپ اشعه x را مشخص می سازد؛ mA که شامل جریان الکترون عبور کننده از لامپ اشعه x که بر حسب میلی آمپر اندازه گیری می شود و تعداد فوتونهای اشعه x را مشخص می کند و زمان تابش ( بر حسب ثانیه ) که عبارت است از مدت زمانی که kVp در داخل لامپ به کار می رود.
kVp انتخاب شده کیفیت تصویر و میزان مواجهه بیمار با اشعه را تحت تأثیر قرار می دهد، زیرا بر تفاوت کنتراست بین ساختمانهای نسج نرم، دانسیته کلی فیلم اشعه ‌‌x و قدرت نفوذ پرتوی اشعه x تأثیر می گذارد. ابزارهای کنترل کیفیت به جای اندازه گیری mA ، میزان اکسپوژر که شاخص مستقیم برون ده لامپ اشعه x است و می تواند به صورت غیر تهاجمی، مورد پایش قرار گیرد را به طور روتین، اندازه گیری می کنند. اکسپوژر را می توان بر حسب رونتگن (R)، کولن بر کیلوگرم (C/kg) یا گری (Gy) ( میزان دوز اشعه )،‌ مشخص نمود. ابزارهای کنترل کیفیت، تصاویر kV و mA در طول زمان _ که به صورت منحنی موج نشان داده میشود_ را نیز به صورت غیر تهاجمی مورد ارزیابی قرار می دهند. منحنی های موج به منظور تشخیص تغییرات موجود در دامنه آنها که ممکن است کیفیت متوسط پرتو را تحت تأثیر قرار دهند، بررسی شده و به تشخیص مشکلات ژنراتور اشعه x ( نظیر یکسو کننده کاهنده )، کمک می کنند.
در اغلب بررسی های رادیوگرافیک، mA به همراه زمان تابش، مورد استفاده قرار می گیرد و میزان mAs ( میلی آمپر ثانیه ) را نشان می دهد که با زمان تابش و بنابراین، با دوز اشعه بیمار و دانسیته فیلم نسبت مستقیم دارد. در صورتیکه kvp بر روی مقدار ثابتی تنظیم شود،‌ مقدار تابش دهی با mAs متناسب خواهد بود. از آنجا که تکنسین به منظور به دست آوردن سطح دانسیته مطلوب برای تصویر نهایی،‌ از کمیت mAs استفاده می کند، ابزارهای کنترل کیفیت به منظور ارزیابی خطی بودن،‌ از اندازه گیری مقدار اکسپوژر در محدوده خاصی از mAs استفاده می کنند. آشکارسازهای تابش به منظور اندازه گیری اکسپوژر و خطی بودن mAs، مورد استفاده قرار می گیرند. برخی ابزارهای کنترل کیفیت، به منظور ارزیابی خطی بودن، از اتاقک یونیزاسیون استفاده نمی کنند؛ در مقابل، خروجی یکی از ردیاب های kvp به عنوان شاخص نسبی مواجهه، در نظر گرفته می شوند. در حال حاضر، ژنراتورهای اشعه x تولید شده توسط کارخانجات مختلف دارای توانایی خطی بودن در محدوده 10%± در تمامی محدوده های mAs، برخوردار هستند.
ابزارهای کنترل کیفیت اشعه x به صورت دستگاه هایی یکپارچه یا کیت های قطعه ای ،‌ طراحی می شوند. ابزارهای کنترل کیفیت یکپارچه، شامل یونیت های مجهز به باتری می باشند که توانایی اندازه گیری های پارامترهای متعدد را دارند و داخل یک محفظه منفرد، قرار می گیرند. این اجزاء عبارتند از فیلترهای kVp، آشکارسازهای C&I/فتودیود و اتاقک های یونیزاسیون و صفحه کنترل می باشند. قرار دادن دستگاه در مسیر پرتو x و ایجاد یک اکسپوژر می تواند مقادیر kVp، اکسپوژر و زمان تابش دهی و نیز منحنی موج برخی از این پارامترها را نشان دهد. دستگاه های مستقل ، شامل انواع دارای توانایی اندازه گیری همزمان پارامترهای متعدد تا مواردی که تنها پارامترهای منفردی را اندازه گیری می کنند،‌ می باشند.
کیت های قطعه ای،‌ انواع مختلف سنجش گرهای منفرد نظیر آشکارساز مستقل یا مجموعه آشکارساز متشکل از C&I/فتودیودها ؛ اتاقک یونیزاسیون همراه با مدار مربوطه و لوازم جانبی نظیر فیلتر نیم جذبی (HVL) و کابل هایی که آشکارسازها را به سیستم نمایش دهنده، مرتبط می سازد را شامل می شوند. قسمت آشکارساز در مسیر پرتو x قرار می گیرد. صفحه کنترل و صفحه نمایش، به طور معمول به صورت قسمت جداگانه ای می باشند که می توانند با منبع پرتو، فاصله داشته باشند اما از طریق کابل ها،‌ ارتباط می یابند. دستگاه های چند قطعه ای می توانند در صورت سوار شدن مناسب، زمان تابش گیری،‌ میزان مواجهه و منحنی موج را به طور همزمان اندازه گیری کنند.
وظیفه kVp سنج یا kVp، خواندن میزان kVp براساس اندازه گیری تضعیف پرتو x شدیداً فیلتره شده در هنگام عبور از فیلتر بوده و از این طریق،‌ امکان محاسبه انرژی پرتو و در عین حال، kVp لامپ را فراهم می سازند. معمولاً‌ ابزارهای اندازه گیری kVp، از تعدادی جفت فیلتر مختلف استفاده می کنند تا نتیجه خواندن kVp در محدوده kvp150-40 که در تصویربرداری تشخیصی شایع است را به حد مطلوب برسانند. دستگاه های کنترل کیفیت kvp دستگاههای ماموگرافی دارای فیلترهای ویژه ای هستند. اگر چه kvp به عنوان بیشترین کیلو ولتاژ به دست آمده از لوله اشعه x در طی اکسپوز مشخص می شود ولی ممکن است این مقدار،‌ در موارد افزایش بیش از حد یا لرزش بسیار زیاد منحنی موج، از اهمیت بالینی خاصی برخوردار نباشد. تمامی kvp سنجها، برداشت استانداردی ( موسوم به kvp متوسط ) را نشان می دهند که بیانگر متوسط تمامی موارد پیک می باشد. تعدادی از kvp سنجها،‌ بیشترین مقدار پیک ( موسوم به kvp ماکزیمم ) ثبت شده در طی اندازه گیری را نشان می دهند. برخی kvp سنج ها،‌ شاخص kvp موثر را نشان می دهند . سایر kvp سنج ها از فاکتورهای تصحیح کننده مختص به نوع منحنی موج استفاده می کنند که به منظور محاسبه kvp موثر، به کار می روند.
Kvp سنج معمولی،‌ می تواند در حدود 1000 نقطه داده ای را ثبت نماید. به عنوان مثال، در حد KHz10، می توان در حدود msec100 تابش دهی را ثبت کرد. این مقدار، به منظور اندازه گیری یک kvp کفایت می کند؛‌ با این حال اگر پهنای باند سیستم بافر محدود باشد شکل موجهای بلندتر را نشان نخواهد داد. برخی دستگاه ها، حدود نمونه گیری متغییر را امکان پذیر می سازند به نحوی که اندازه محدود بافر را می توان به منظورنشان دادن منحنی های موج طولانی تر ، مورد استفاده قرار داد حتی اگر قدرت تفکیک زمانی کمتر باشد. از سوی دیگر ، اندازه بافر را می توان به حدی بزرگ کرد که با داده های مربوط به چندین ثانیه،  تطابق یابد.
دستگاه های سنجش تابش ( دوزیمترها )، میزان تابش اشعه x را اندازه گیری می کنند در این دستگاه ها اتاقک یونیزاسیون به صورت جدا و یا در داخل دستگاه جاسازی شده و بکارمی رود. از آنجا که بار الکتریکی و جریان ایجاد شده درطی تابش اشعه x بسیار کوچکند ( در محدوده نانوکولون یا نانوآمپر)، ابزارهای اندازه گیری حساسی موسوم به الکترومتر، به کار گرفته می شوند. تبدیل مقدار شدت جریان به میزان اکسپوژر و بار الکتریکی به اکسپوژر ، لزوم استفاده از فاکتور کالیبراسیون را ایجاد می نماید. به منظور حصول اطمینان از تبدیل این کمیت های الکتریکی به کمیتهای پرتو تابی، باید اتاقک و الکترومتر به طور دوره ای،‌ کالیبره شوند از نظر ایده آل ، باید مقادیر اکسپوژر ، کاملاً مستقل از انرژی اشعه باشد، خصوصاً در موارد ارزیابی محدوده kvp.
امروزه دو نوع دوزیمتر رایج وجود دارد یکی اتاقکهای یونیزاسیون و نوع دیگر آشکارسازهای نیمه هادی.
معمولاً اتاقکهای یونیزاسیون، به صورت استوانه ای دراز و باریک و یا کوتاه و پهن می باشند. دیواره های اتاقک،‌ معمولاً از پلاستیک رسانا یا پوشیده از گرافیت با عدد اتمی مؤثر نزدیک به اجزای هوای محبوس شده، تشکیل می شوند؛ از آنجا که اغلب اتاقک های یونیزاسیون، تهویه می شوند، نوسانات ناخواسته فشار و درجه حرارت، توده هوای داخل اتاقک را تحت تاثیر قرار خواهند داد. بنابراین، درصورت انجام آزمایش در درجه حرارت و فشاری مخالف با حد استاندارد ( به ترتیب ˚c 22 و mmHg 760 ) باید از فاکتور تصحیح کننده، به منظور اصلاح مقادیر اکسپوژر و میزان اکسپوژر، استفاده نمود. آشکارسازهای نیمه هادی نیازی به تصحیح فشار و دما نداشته و کوچکتر از اتاقکهای یونیزاسیون می باشند ولی نوسانات kvp در آنها بیشتر است.
کیفیت پرتو x با عبورکردن از طریق یک صفحه فیلتر فلزی نازک که در فاصله بین دیافراگم و لامپ قرار دارد، بهبود می یابد. معمولاً این فیلتر ، از آلومینیوم که اشعه x کم انرژی را جذب می کند،‌ تهیه شده است. کیفیت پرتو،‌ به صورت HVL توصیف می گردد که بر حسب میلی متر آلومینیوم لازم جهت کاهش مواجهه اشعه x تا یک دوم مقدار اصلی آن بیان می شود و می تواند kvp و mAs را ثابت نگه دارد. فیلترهای نیم جذبی یا تضعیف کننده ها،‌ به منظور حصول اطمینان از به حداقل رساندن اکسپوژر بیمار از طریق سیستم فیلتراسیون در تجهیزات اشعه x مورد استفاده قرار می گیرند. فیلتر HVL در وضعیت تست و دربالای یک صفحه سربی قرار می گیرد و دوزیمتر، در فاصله بین فیلتر و صفحه قرار دارد. پرتو اشعه x از طریق فیلتر عبور می کند و مقداری را بر روی دوزیمتر نشان می دهد. به تدریج که ضخامت فیلتر افزایش می یابد،‌ مقادیر دوزیمتر ثبت شده و بر روی کاغذ نمودار نیمه – لگاریتمی ترسم می گردد و HVL نهایی تجهیزات اشعه x، از روی نمودار خوانده می شود. در آمریکا بر اساس قوانین فدرال ،‌ حداقل HLV مورد نیاز در مورد مقادیر kvp مختلف را مدنظر قرار می دهند. بررسی های HVL در هر بار سرویس دستگاه نیز اهمیت دارد و بدین منظور ، باید دیافراگم لامپ اشعه x برداشته شود.
برخی ابزارهای کنترل کیفیت،‌ مجهز به انواع واحدهای مختلف روشهای اندازه گیری می باشند. ریزپردازنده های کار گذاشته شده، دارای خروجی های RS232 می باشند که امکان کار با کامپیوتر را فراهم می سازند دستگاه های سازگار با PC، ممکن است محتوی برنامه هایی جهت تضمین کیفی عملکرد باشند که شامل پردازش عبارات، بودجه بندی،‌ اندکس زدن فیلم،‌ فهرست موجودی، آنالیز فیلم پذیرفته نشده و کنترل نگهدارنده است. ممکن است پرینتر، به عنوان بخشی از دستگاه یا به عنوان قطعه ای جداگانه باشد که قالب بندی گزارش را فراهم می سازد.
مشکلات گزارش شده
هیچگونه مشکل قابل ملاحظه ای در مورد اختلال عملکرد ابزارهای کنترل کیفیت ژنراتورهای اشعه x ارائه نشده اند؛ با این حال، در صورتی که این ابزار به صورت متناسب با پارامتر یا نوع تجهیزات مورد پایش انتخاب نشود، ممکن است نتیجه مطلوبی حاصل نگردد.
تمامی KVP سنجها، دارای محدوده عملکردی مطلوب ویژه ای می باشند. نسبت پائین سیگنال به نویز در منحنی موج اشعه، می تواند دقت ابزار را در مواردی که شدت اشعه از حد پائین تعیین شده کمتر می شود، با اختلال مواجه سازد. برخی ابزارهای کنترل کیفیت ،‌ به منظور ارزیابی عملکرد، سرویس دهی و کارهای تحقیقاتی طراحی شده اند در حالی که سایر موارد، بیشتر برای کاربردهای کنترل کیفیت مناسب می باشند. دستگاه های قطعه ای که معمولاً‌ امکان انتخاب انواع اتاقکهای یونیزاسیون، منحنی موج KVP کالیبره شده، میزان نمونه گیری منحنی های موج مختلف و تأخیر آنها و احتمالاً برخی توانایی های سنجش تهاجمی را فراهم می سازند، بیشتر برای بخشهایی که دارای تخصص فیزیک یا مهندس رادیولوژی در آنها کار می کنند، مناسب می باشند. سیستم های قطعه ای را می توان به منظور کاربردهای معمول کنترل کیفیت نیز مورد استفاده قرار داد؛ با این حال، معمولاً از هزینه و پیچیدگی بیشتری نسبت به دستگاههای یکپارچه برخوردارند. ابزارهای اخیر، بیشتر برای کاربری های روتین کنترل کیفیت که توسط متخصص رادیولوژی انجام می شود و تجربه و زمان لازم جهت استفاده از این ویژگیهای پیشرفته در سیستم های قطعه ای را دارد، مناسب است.
نکات قابل توجه در خرید
مهمترین عاملی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آیا سیستم کنترل کیفیت قابلیت اندازه گیری پارامترهای مورد لزوم را دارد یا خیر. تعداد و انواع دستگاه های پرتونگاری مختلفی که می تواند توسط یک دستگاه کنترل کیفیت مورد بررسی قرار گیرد شاخصهای اصلی بوده و می تواند روی قیمت،‌ کاربری مفید و پیچیدگی یک دستگاه کنترل کیفیت قابلیت اندازه گیری یک نوع سیستم پرتو x را دارد و در نتیجه به راحتی قابل تنظیم و استفاده است. سیستم های پیچیده تر قابلیت کنترل بیشتر اشعه x را داشته و کاربرد مشکلتری داشته و گران هستند.
برخی از دستگاه های کنترل کیفیت برای قابلیت های نظیر ارزیابی،‌ سرویس و کارهای تحقیقاتی طراحی شده اند. سیستم های چند قطعه ای معمولاً قابلیتهای دوزیمتری با اطاقک یونیزاسیون ، تعیین شکل موج و کالیبره کردن آن را دارند. این دستگاه ها برای بخش خیلی مناسب بوده و نیاز به استخدام مسئول فیزیک بهداشت در بخش نیست، در عوض این سیستم ها معمولاً گرانتر و پیچیده تر از دستگاه های ساده می باشد. دستگاه هایی که اخبراً به بازار عرضه شده اند، قابلیت آزمایشهای متداول کنترل کیفیت را داشته و یک تکنسین پرتونگاری به راحتی می تواند این سیستم ها را مورد استفاده قرار دهد.
خریداران باید از محدودیتهای ابزارهای فوق العاده تخصصی نظیر دوزیمترها، زمان سنج ها و سایر سنجش های عملکردی منفرد یا دو منظوره، آگاهی داشته باشند. برخی ابزارها نمی توانند طیف وسیعی از پارامترهای ضروری جهت برنامه ریزی معمول کنترل کیفیت را اندازه گیری کنند. به عنوان مثال، kVp سنج طراحی شده برای یونیت ماموگرافی نمی تواند در اغلب یونیتهای رادیوگرافی تشخیصی دیگر،‌ مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، استفاده از این ابزارها به طور معمول ، بسیار ساده بوده و ممکن است ضرورت یابد که نقایص موجود در توانایی اندازه گیری کنترل کیفیت را مرتفع سازد.
ملاحظات خرید
هنگام بررسی قیمت دستگاه های کنترل کیفیت،‌ خریدار باید ارزش دستگاه را با قابلیتهای آن مقایسه نموده و دستگاهی تهیه کند که قابلیتهای مورد نیاز برای کنترل کیفیت را داشته باشد. گاهی اوقات لازم است که برای تکمیل تجهیزات کنترل کیفیت قسمتهای اضافی دیگری که توسط فروشندگان دیگر به فروش می رسند تهیه شود.
سیر تکاملی
برنامه های کنترل کیفیت از اوایل دهه 1970، وارد بخش های رادیولوژی تشخیصی شده اند. پیش از آن زمان، کیفیت تصویر اشعه ‌x، تنها براساس بررسی های مشاهده ای به انجام می رسید. این امر،‌ موجب می شد که تصاویر از نظرتشخیصی ، قابل پذیرش باشند اما پائینتر از سطح استانداردی بودند که در حال حاضر، در دسترس است.
در طی سالهای متمادی، کاستهای تست کننده خاصی که به طور معمول به همراه استپ وج و فیلترها مورد استفاده قرار داشت. به منظور اندازه گیری دقت kvp ، مورد استفاده قرار می گرفت . این تکنیک ،‌به صورت ایجاد اکسپوز متعدد و سنجش دقیق دانسیته تصویر در فیلم انجام می گرفت. پیش از ابداع زمان سنجهای الکترونیکی، اندازه گیری زمان تابش به صورت غیر تهاجمی، بدین شکل انجام می شد که فیلم ،‌در زیر صفحه حاجب ثابت یا دارای حرکت همزمان با فیلم قرار می گرفت که سوراخ کوچکی بر روی آن، وجود داشت. زمان تابش از طریق شمارش تعداد لکه های مجزای ایجاد شده بر روی فیلم یا اندازه گیری طول قوس،‌ محاسبه می شد. اگر چه این روش هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد، اما تاریخ استفاده از چنین روشهایی گذشته است.
سنجش مواجهه در سالهای متعدد ،‌ از طریق اتاقکهای یونیزاسیون و الکترومترها اندازه گیری می شود و پیشرفت های حاصل در این ابزارها،‌ دقت و سهولت استفاده از آنها را بهبود بخشیده است. امروزه ابزارهای دارای آشکارساز اشعه x مستقل به منظور سنجش اکسپوژر تشخیصی، دردسترس می باشند. این ابزارها می توانند به صورت کوچک و مستحکمی ساخته شوند و در مقابل فشار و درجه حرارت مقاومند. ابزارهای مذکور ، نیاز به ولتاژ پایه ندارند و اثرات پخش کنندگی آنها ناچیز است. برخی از دستگاه های قابل دسترس در حال حاضر، از وابستگی انرژی کمتر از 5% در محدوده انرژی تشخصی برخوردارند در حالی که اگر چه در گذشته ، اندازه گیری تابش مستقیم پرتو در آشکارسازها ،‌ نیازمند تصحیح انرژی قابل ملاحظه ای بود.
برخی سنجش گرهای کنترل کیفیت،‌ دارای آشکارسازهایی می باشند که دقت kvp، میزان اکسپوژر و زمان سنج را در محدوده kvp مورد استفاده در روشهای رادیوگرافیک، فلوئوروسکوپیک و ماموگرافیک اندازه گیری می کنند. همچنین این ابزارها می توانند از ویژگیهایی نظیر محاسبه و انتخاب فیلتر اتوماتیک ( که در طی چند هزارم ثانیه اول تابش دهی،‌ صورت می گیرد ) برخوردار باشند. لوازم جانبی خاصی را نیز می توان به منظور ذخیره منحنی موج kvp و اشعه، مورد استفاده قرار داد. برخی ابزارها ،‌ دارای یک فیلتر با طیف گسترده – یک جفت فیلتر که به منظور محدوده بالای کیلو ولتاژ تشخیصی – مورد استفاده قرار می گیرد، می باشند.
امروزه PC ها یا کامپیوترهای سازگار و نرم افزارهای طراحی شده اختصاصی، جهت برنامه های تامین کیفیت رادیوگرافیک در بیمارستانها وجود دارند که به منظور استفاده در بسیاری از ابزارهای کنترل کیفیت به کار گرفته می شوند.
برگرفته از دایره المعارف رادیولوژی

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

Digital Radiology
تفسیر در دنیای جدید برای پزشکان
دوران دیجیتالی شدن در رادیولوژی، دربین بخشهای کاملاً دیجیتالی، یک مرحله تازه شروع شده است. در حالیکه تمرکز دیجیتالی شدن روی موارد مربوط به تکنولوژیست هاست، فضای تفسیری رادیولوژیست ها هم تحت تاثیر این تغییر اساسی قرار گرفته است. این تغییر بوسیله PACS هدایت شده است، و به رادیولوژیست ها قول داده اند که تکنولوژی لازم برای دریافت سریع تصاویر رادیولوژی را برای آنها فراهم کنند.
توانایی ارائه الکترونیکی یکسری از تصاویر دیجیتال به پزشکان مفسر، فرصتهای جدیدی برای رادیولوژیستها فراهم کرده است ،سوالات جدیدی را برای این پزشکان و بخشهایی که کار می کردند به همراه داشت. اعتراضات در زمینه جسمانی بودند و بیان می کرد که خستگی ذهنی باعث توقف خودبخودی و کوتاه شدن کار پزشکان می شود. این موضوع که چطور دیجیتالی شدن روی دوره کاری پزشکان اثر میگذارد، خطرات ذاتی درالگوی کاری جدید و اینکه چگونه فضای تفسیر را برای بهینه سازی و تربیت پزشکان مفسر فراهم می سازد مورد بحث قرارگرفت.
در شیوه استفاده از فیلم، پزشکان یک محدوده متنوعی از جعبه های نوری و  سیستمهای نمایشگر استفاده می کنند و نمایشگرهای موتوری پیچیده ای برای ایجاد صفحه نمایش لازم در پشت تصویر به منظور بررسی تصاویر x – ray و دیگر تصاویر را بکار می برند. این سیستمها همواره در ارتباط با پزشکان مفسر بدون تغییر وجود دارند و پزشکان یک سری ابزار ( لنزهای بزرگ نما، ماده حفاظتی و 000 ) برای راحتی کار تفسیر استفاده می کنند.
با تصاویر فیلمی لازم است که پزشک، تکنولوژیست یا تکنسین ، دائما فیلمهایی که مورد بررسی قرار گرفته اند را برداشته و فیلم جدیدی برای تفسیر قرار دهد. در بخشهای شلوغ بطور معمول رادیولوژیستها باید تصاویر مورد بررسی را از یک   board بر board دیگر انتقال دهند. البته اگر فضای بخش اجازه دهد وجود بخشهای خاص مثل MRI و CT که تصاویرشان بررسی های خاصی را لازم دارد این وضعیت را تشدید می کند.
یکی از بزرگترین فواید توسعه نرم افزاری و سخت افزاری که بوسیله حامیان   PACS ذکر شده است، حذف حرکات اضافی و وقفه ای است که در پاراگراف قبل بیان شد. یک PACS خوب کاملاً بطور قطعی، به رادیولوژیست اجازه میدهد تا تصاویر پی درپی را با کمترین حرکت و جنبش نسبت به حالتی که باید در ملاء عام نمونه های دقیق را مورد بررسی قرار دهد، بوسیله ابزارهای دیجیتالی که ازطریق صفحه کلید هدایت می شود و با انگشتان به اجرا در می آید تفسیر کند. عامل بالقوه و انتظاری که به سرعت بالا می رود، کاهش   noise در روند تفسیر بود که بوسیله وقفه کاری ایجاد میشود.


 متاسفانه با آنکه ما محیط تفسیری را طراحی کرده ایم افزایش پتانسیل بهره وری نمی تواند بجز با پرداخت بهای سنگین انسانی فراهم شود. در ساده ترین شرایط، رادیولوژیست یک انسان است نه یک ربات، و محیط تفسیر که انتظار می رود برای او وجود داشته باشد باید در شرایط انسانی تعریف شده باشد. انسان نمی تواند تمام روز را دریک محل نشسته و کار تفسیر انجام دهد بدون اینکه خسته شود. خستگی فیزیکی منجر به خستگی ذهنی می شود و خستگی ذهنی امکان اشتباه در تفسیر را زیاد میکند.
خوشبختانه مطالعات مهم کامپیوتری برای فراهم کردن رفاه هر چه بیشتر رادیولوژیست ها انجام شده است. مدت زمانی که رادیولوژیست درطول روز می تواند با کامپیوتر کار کند بدون اینکه صدمه خاصی به او وارد شود مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بعد از سالها تحقیق چندین رکن اساسی برای بالا بردن فعالیت مغزی و تفسیری مفسران را درحین کار با کامپیوتر به اطلاع شما می رسانیم.
- اصلاح زاویه بین سرو گردن و تصویر
- تکیه گاه مناسب برای ساعد و مچ
- فراهم کردن زاویه 90 درجه بین ساعد و بازو
- وجود صندلی قابل تنظیمی که ستون فقرات را کاملاً پوشانده و شامل جایگاهی برای گردن و سر بوده ، بدون اینکه نقطه فشاری روی هیچ عضوی داشته باشد.
- حذف صداهای نا مربوط
- استفاده از نور مناسب
با این ملاکها می توانیم یک اتاق تفسیر مخصوص با نور و صندلی و فضای مناسب فراهم کنیم. متاسفانه همه رادیولوژیستها یک جور نیستند و برای مثال نمی تواند یک نوع صندلی خاص برای همه تولید کرد.
- کاربر می تواند برای کاهش خستگی خود هر 20 دقیقه پوزیشن خود را تغییر دهد.
این کار ثابت می کند که چرا استفاده از سیستم فیلم برای رادیولوژیستها بهتر بود چون آنها در حین قرائت فیلم جنبش و حرکت داشتند و در حین تفسیر یک سری تصویر پیچیده سروگردن خود را به فیلم نزدیک می کردند تا تمرکز دقیقی داشته باشند و ضمناً بطور مداوم برای اینکه فیلم را به گیره خود آویزان کنند حرکت داشتند که همه این کارها از آسیب به اندام آنها جلوگیری می کرد.
در حالیکه سیستم PACS هیچ نیازی به حرکت وجود ندارد  و ما باید با دقت تمام حواس خود را برای بررسی وضعیت بیماری متمرکز کنیم،  چون احتیاجات قبلی که ذکر شد بطور مکانیکی و الکترونیکی تامین می شود و ایجاد حرکات منظم درطی کار تفسیر خیلی راحت نیست و به این خاطر بر اساس مطالعات، استراحت تقریباً 2 دقیقه ای هر 20 دقیقه یکبار برای تغییر موقعیت و تغییر فوکوس چشم مشکلات اسکلتی – ماهیچه ای را بدون اثر نامطلوب در کار کاهش میدهد.
میزهای کار در حال حاضر طوری طراحی شده که بطور الکتریکی قابل تغییر است و هر دو صدا و نور را میتوان کنترل کرد و این امکان را به رادیولوژیست میدهد که در حین کار مدتی بایستد و یا گاهی به حالت لم داده کار تفسیر را انجام دهد.
البته این میزها بسیار گران هستند و یک میز تقریباً شش میلیون  قیمت دارد و با سرمایه کنونی کشورها چگونه می توان این امکانات را برای مراکز فراهم کرد؟
البته برای یک پیشرو رادیولوژی این توجیه مالی باید آسان باشد. اگر یک رادیولوژیست صدمه ببیند در حدود چند میلیون  در هر روز در آمد خود را از دست می دهد. هر صدمه به      Carpul tunnel حداقل6 – 3 هفته استراحت نیاز دارد که پی آمد مالی‌آن برای یک رئیس رادیولوژی خیلی قابل انتظار نیست.
با همه مسائل مطرح شده استفاده از یک سیستم تفسیری دیجیتال و سرمایه گذاری در PACS بسیار با اهمیت است و این کار روی هم رفته در آمد پزشکی بخش را بالا می برد .البته این افزایش بازدهی مالی بطور مستقیم قابل مشاهده نیست ولی با مقایسه قسمت پرداخت شده برای تجهیزات و روشهای انجام شده در بخش می توان به این نتیجه رسید.
بازارهای اروپایی برای سیستم دیجیتال رادیولوژی دندان از سال 2000 بیش از 2 برابر شده است و به  6/51 میلیون دلار در سال 2003 رسیده است.

 

Digital Radiology
امروزه تقریباً 3/2 تمام محصولات تصویری در یک بیمارستان بر پایه اشعه ایکس است و اکثریت بر پایه سیستم فیلم کار می کنند. این سیستم ها نسبتاً ارزان هستند ،اما قیمتهای پنهانی که وجود دارد قابل توجه می باشد، در شرایط کاری ( شامل زمان کار درمان ) بیماران کمی پذیرش می شوند.
در عین حال سیستم دیجیتالی که اکنون تولید شده است خیلی گرانتر است اما پس انداز عملی آن هزینه اولیه خرید سیستم را جبران می کند.  DR   همچنین مزایای پزشکی زیادی دارد. برای مثال درصد بالای شباهت با فیلم و قدرت تشخیص بالای سیستم DR می تواند بهترین تصاویر را در حین کاهش پرتوگیری بیمار تهیه کند. تصاویر  DR بصورت دیجیتالی روشنتر می شوند و با دستکاری نرم افزاری می توان اطلاعات بیشتری را از تصویر گرفت که به تشخیص و درمان خیلی کمک می کند. این تصاویر می تواند بایگانی شده و بدون درنگ مورد استفاده قرار بگیرند و بررسی مجدد تصاویر و ارجاع آنها به پزشک مشاور هم امکان پذیر است.
5 سال قبل  تکنولوژی اختصاصی سلنیوم برای پیشرفت مستقیم صفحات دتکتور دیجیتال رادیولوژی بدست آمده ودر شرکت   ANRAD برای گسترش و تولید پانلهای با کیفیت بالا و یکدست دتکتورهای x – ray مستقرشد. در Direct Digital Radiography ، ( DDR ) که فوتونهای اشعه ایکس مستقیماً به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میشود، تصاویر  و اطلاعات بیشتری نسبت به تکینک غیر مستقیم بدست می آید.
در سال 2004تعداد وسیعی واحدهای Chest که می توانست آزمونهای ایستاده را برای بیماران انجام دهد و یک ابتکار جدید برای ایجاد سیستم   DR چند منظوره برای آزمونهای رادیولوژی معمولی و آزمونهای ایستاده انجام شده بود وارد بازار شد . تقاضاهایی برای بخشهای اورژانس، مراکز تروما و کلینیک اورتوپدی وجود دارد.
اکنون سیستم فلوروسکوپی دیجیتال نیز ساخته شده که  معتقدیم مزایای این سیستم هزینه بالای آن را تحت پوشش قرار می دهد.
Direct Digital Technology
این وسیله معمولاً از یک سنسور در تماس مستقیم با کامپیوتر تشکیل شده است.
این تکنولوژی دو تا از بیشترین اندازه های رایج داخل دهانی،   OPG و تصاویر Ceph را دیجیتالی می کند.
سنسورهای داخل دهانی جایگزین فیلمهای x – ray می شوند و به کمک یک وسیله پوزیشن دهنده مثل Rinn system در داخل دهان بیمار قرار می گیرد. سپس اشعه ایکس به روش معمول تولید می شود و در عرض چند ثانیه تصویر روی صفحه کامپیوتر آماده بایگانی و تشخیص می شود. OPG اختصاصی و دستگاههای Ceph به روش مشابه سیستم فیلم عمل می کنند و بعضی از فیلم های جدید دستگاههای OPG می توانند برای استفاده دیجیتالی در تکنیکهای مشابه استفاده شوند.
با روش جدید می توان اکثر کارهای مربوط به دندان بخصوص endidintics( رشته ای از دندان پزشکی که مربوط به علت پیشگیری و تشخیص و درمان بیماریها و صدمات پولیپ دندان و بافتهای اطراف آن می باشد.) و   implantology ( کاشت دندان ) که ممکن است برگشت سریع تصاویر لازم باشدانجام داد.
Inderect Digital Technology . Image Plate Scanners
در نوع دیگر سیستم دیجیتالی اشعه ایکس صفحات تصویری از فیلم مانند و قابل انحنایی که با روش مشابه فیلم معمولی مورد تابش قرار می گیرند استفاده می شود.
بجای پروسس فیلم در یک پروسسور شیمیایی این صفحات بوسیله یک اسکنر دیجیتال اسکن می شوند اطلاعات به دام افتاده به تصویر رادیوگرافیک روی صفحه نمایش تغییر شکل می دهند. پیشرفت اخیر در صفحات تصویر و تکنولوژی اسکنر به این معنی است که کیفیت و سرعت قابل مقایسه با بهترین سیستمهای دیجیتال مستقیم است. با هر دو نوع تکنولوژی اکنون کیفیت تصویر بسیار بهتر از فیلم معمولی است.
تصویر برداری دیجیتالی موقعیت خارق العاده ای داشته و بر بسیاری  از موانع اولیه مثل کارهای صنعتی ناکافی، تنگنای تولید، قیمت فوق العاده و میل کم مشتریان غلبه کرده است. افزایش تصاویر بایگانی و سیستمهای ارتباطی ( PACS ) محرکی برای پذیرش تکنولوژی دیجیتالی تکمیلی که در نصف کردن قیمتها و افزایش کیفیت تصاویر موثر خواهد بود می باشد وبه راحتی می تواند جایگزین فیلم در تصویربرداری شود. DR همین طور تاخیر زمانی و ناکارآمدی ذاتی در تولید فیلم را حذف کرده و بیماران را افزایش داده و به بیمارستان اجازه می دهد تا در فضا و کارکنان رادیولوژی صرفه جویی کند.
استفاده از تشعشع دهی کم برای تولید کیفیت بالای تصاویر اشعه ایکس یک موفقیت بزرگی است که سیستم DR را بسیار جلوتر از سیستم رادیوگرافی قرار می دهد. تعداد زیادی از مدلهای   DR به اندازه نصف اشعه ای که آزمونهای روتین رادیوگرافی لازم دارند بکار می برند. با توجه به ریسکی که در استفاده از اشعه وجود دارد دز بسیار کم اشعه در سیستم   DR  همراه با کیفیت تصاویر بالا عامل اصلی افزایش فروش این سیستم هاست.
تکنولوژی ابتکاری جدید که شامل چندین مشخصه برای پیشرفت تشخیص بالینی است در سیستم DR اجرا می شود. برای مثال شبیه سازی و برابر سازی بافت اجازه می دهد که یک سیگنال با کیفیت بالا دانسیته بافتی بالا و دانسیته پایین را بخوبی نمایش دهد. کاهش دو برابر انرژی، یک تکنیک تصویری  است که اجازه میدهد خصوصیات تضعیفی متفاوت بافت نرم و استخوان بطور جداگانه پردازش شود. تکنولوژی جدید ساختارهای قبلی  را با تصاویر با وضوح بیشتر برای تشخیص پاتولوژیهای مبهم جایگزین می کند.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
Ortho pantomo gram  OPG
OPG مخفف کلمه Ortho Pantomo Gram می باشد. ریشه Ortho به عنوان ارتودنتیک به دندان باز می گردد. ریشه Pan به سیستم نمایش پانورامیک باز می گردد که با اجرای تکنیک ایجاد می شود. توموگرام یک تصویر اشعه x است که توسط فوکوس روی یک صفحه منفرد از بدن بیمار ایجاد می شود. دستگاه OPG به صورت خاصی طراحی شده است که تصویر x-ray توموگرافیک- پانورامیک از دندان ها و فک و مفصل TMJ در اختیار قرار می دهد. اساس فیزیکی کار مشابه توموگرامهای معمولی است. با این تفاوت که صفحه فوکوس OPG دارای انحنایی مطابق با انحناهای فک ها است. تصاویر حاصله یک نمای کلی از موقعیت دندانها و اطلاعاتی از استخوانهای فک در اختیار قرار می دهد ( مندیبل و ماگزیلا ) همینطور اطلاعاتی از سینوسهای فک فوقانی و مفاصل بین فک ها و جمجمه ( مفصل تمپور و مندیبل ) قرار می دهد. علاوه بر این دستگاه OPG قادر است یک سفالوگرام لترال تهیه کند که نمای نیمرخ استاندارد جمجمه است. اطلاعات حاصله، دندانپزشکان و متخصصان پزشکی را در تشخیص ناهنجاریها و تهیه نقشه درمان برای مشکلات دندان کمک می نماید. در QDI تصاویر توسط      گزارش متخصص به ریاست دکتر   منصور بررسی می گردند. یک گزارش دقیق برای معاینات پزشکی تهیه می گردد. در شعبه Holyspirir  یک یونیت OPG تخصصی به عنوان Concoct نصب شده است. این ماشین به جهت تهیه تصاویر در مقاطع cross از مندیبل و ماگزیلا و تهیه یک نمای اختصاصی برای بیمارانی که کاندید ایمپلنت دندان هستند به کار می رود. اطلاعات مشابه توسط Dent scan بدست می آید که یک تکنیک CT تخصصی برای نمایش فک ها در ایمپلنت بیماران است. نمای نتایج حاصله توسط تیم گزارش دندان بررسی شده و گزارش می گردد ( تصویر سمت راست یونیت concot در بیمارستان Holyspirir است.


اتاق OPG :
اتاق OPG اتاقی است که دستگاه OPG و لترال سفالوگرام در آن قرار دارد.
ژنراتور ، تیوب اشعه x کنترل نیل ممکن است در اتاق عکسبرداری قرار بگیرند و یا اینکه ممکن است در اتاق مخصوص قرار داده شود.
در یک انتهای            تیوب اشعه x و انتهای مقابل آن نگهدارنده کاست مستقر می گردد.
پروسه عملی :
چانه بیماران روی یک استراحتگاه ثابت شده ، چانه در مرکز C آرم، بین تیوب اشعه x و نگهدارنده کاست فیلم قرار می گیرد. آرواره ها روی یک راهنمای پلاستیکی کوچک قرار داده می شود و ثابت می گردد. بیشتر OPG در وضعیت ایستاده بیماران شکل می گیرد.
در طول اکسپوز تیوب اشعه x و کاست فیلم طول آرواره ها می چرخد. یک اکسپوز برای چند ثانیه صورت می گیرد در حالیکه بیمار در وضعیت ثابت باقی مانده است. کاست فیلم به صورت عرضی در طول اکسپوز حرکت می کند. اگر یک نیمرخ سفالومتری درخواست شده باشد، سر در یک محافظ مخصوص قرار می گیرد که مخصوص نیمرخ سفالوگرام می باشد. دز اشعه x کم می باشد. شیلد سربی و شیلد تیروئید در زمان درخواست یک اکسپوز به یک بافت می بایستی استفاده شود. این پروسه عملیاتی بدون درد می باشد.
- برای یک OPG چه آمادگی درخواست می شود ؟
هیچ نوع آمادگی برای یک OPG ، لترال سفالوگرام ، اسکن دندان و concot لازم نمی باشد.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

دستگاههای متحرک رادیوگرافی دو نوع است :

1- دستگاه پرتابل (  قابل حمل ) : که در کیف و یا صندوقی قرار می گیرد و در آمبولانس ها حمل می گردد . حجم و وزن این دستگاه خیلی کم است و در نتیجه توان الکتریکی دستگاه پائین می آید یعنی mA ( میلی آمپر ) آن کاهش می یابد و شدت جریان در حدود 30-20 میلی آمپر می باشد .


دستگاههای متحرک رادیوگرافی محدودیتهایی نیز دارند که عبارتند از :
1- هیچ محافظتی در برابر اشعه برای پرتونگار و اطرافیان بیمار وجود ندارد .
2- ممکن است در مناطقی برق وجود نداشته باشد .
اگر از دستگاه پرتابل برای گرفتن عکس کمر و یا شکم استفاده کنند که نیاز به شرایط بالایی دارد از تکنیک Multi Expouse استفاده می کنند یعنی چندین بار ، پشت سر هم از بیمار عکس می گیرند و در طول مدت عکسبرداری ، بیمار اصلاً نباید حرکت کند .
2- دستگاه موبایل ( متحرک ) : این دستگاه بزرگتر و سنگین تر از دستگاه پرتابل است و توسط یکسری چرخ ،‌ براحتی بر روی زمین حرکت می کند . این دستگاه توان و شدت جریان بیشتری نسبت به دستگاه پرتابل دارد ( حدود  mA  100 ،‌ شدت جریان دارد ) .

 

ژنراتورهای ذخیره نیرو
هنگامیکه دستگاههای متحرک رادیوگرافی به اتاق بیمار برده می شوند ، منبع تغذیه در دسترس ،اغلب ناکافی است . ژنراتورهای ذخیره نیرو ، بدون نیاز به یک منبع تغذیه خارجی ، نیروی لازم برای لامپ اشعه x را فراهم می سازند . این دستگاهها به سه دسته تقسیم می شوند :
1- ژنراتورهای باتری دار
2- ژنراتورهای تخلیه خازنی
3- ژنراتور با ترکیبی از مورد 1 و 2
1 - ژنراتور باتری دار :

 در بعضی از دستگاههای پرتابل اشعه x از یکسری باطری جهت تولید ولتاژ بالا و همچنین جریان فیلامان ، استفاده می گردد . این دستگاه انرژی AC برق شهر را گرفته و بصورت DC تبدیل کرده تا در باطری شارژ و ذخیره گردد . سپس دوباره به جریان AC تبدیل می شود تا از ژنراتور بتواند عبور کند . هر پیل ( باطری ) در مجموعه باتری ها ، اختلاف پتانسیلی تقریباً برابر با 5/1 ولت ( مشابه یک باطری استاندارد چراغ قوه ) ایجاد می نماید. بنابراین هزاران پیل جهت ایجاد ولتاژ قوی که در رادیولوژی تشخیصی مورد استفاده است ، لازم می باشد .
سیستم کنترل در یک ژنراتور باتری دار مشابه ژنراتورهای معمولی است . سلکتور KV در موارد ولتاژ قوی بوسیله اضافه و کم نمودن پیلها ، اختلاف پتانسیل دو سر لامپ را تنظیم نماید .

توجه نمائید که باطری ها یک پتانسیل ثابت ایجاد می نمایند لذا سلکتور ولتاژ قوی ،‌ یک سلکتور KV می باشد و نه یک سلکتور KVP . جریان فیلامان بوسیله یک مقاومت متغییر که در مدار فیلامان قرار داده شده است ( سلکتور میلی آمپر ) تنظیم می گردد . یک آمپر متر در طرف ولتاژ پائین لامپ اشعه ایکس ( نزدیک پتانسیل زمین ) میزان جریان را در مدار اندازه می گیرد . باتری ها میبایست متناوباً شارژ شوند ولیکن در عین حال انرژی کافی برای اکسپوژرهای متعدد را در خود دارند .
2- ژنراتورهای تخلیه خازنی :

نوع دیگری از ژنراتورها که امروزه در رادیولوژی کلینیکی مورد استفاده قرار می گیرند ، ژنراتورهای مجهز به سیستم تخلیه خازنی است . یک خازن وسیله الکتریکی برای ذخیره نمودن بار یا الکترونها می باشد . این وسیله شامل دو صفحه فلزی جدا از یکدیگر می باشد . و فضای دی الکتریک از هوا پر می شود . هنگامیکه تعدادی الکترون به عنوان نمونه از یک باتری برروی یکی از صفحات ، نیرو وارد می آورند ، تعداد مشابهی از الکترونها از صفحه دیگر دور می شوند و هیچ جریانی از خازن عبور نمی کند . در این نوع ژنراتورها ، خازنها بار خود را در داخل لامپ اشعه x تخلیه می نمایند .
خازنها بوسیله مداری شامل یک مبدل افزاینده و یکسوکننده تا ولتاژ بالایی شارژ می گردند . این مدار دقیقاً مشابه مدارهای یکسو ساز می باشد ولیکن یک خازن جایگزین لامپ مولد اشعه x شده است . یکسو کننده ها جریان متناوب خروجی از ترانسفور را بصورت جریان مستقیم درآورده و از قسمت خازنی مدار عبور می دهند . از آنجا که بار الکتریکی درون خازن بتدریج و درطول زمان تشکیل می گردد لذا در مدار شارژ خازن می توان از یک مجموعه نسبتاً کوچک مبدل و یکسوکننده استفاده نمود .

در یک ژنراتور معمولی اشعه x ، ترانسفورمر و یکسوکننده ها میبایست به نحوی ساخته شوند که در کمتر از چند میلی ثانیه ( هزارم یک ثانیه ) حداکثر توان ( ولتاژ* جریان ) را به دست آورند و سپس این توان را در طول اکسپوژر حفظ نمایند . یک مدار تخلیه خازنی ممکن است جهت شارژ کامل به چندین دقیقه زمان احتیاج داشته باشد و سپس در مدت نسبتاً کوتاهی تخلیه شود .
ولتاژ دوسر لامپ اشعه ایکس ، در لحظه اکسپوژر حداکثر مقدار خود را داراست . در این زمان خازنها کاملاً شارژ می باشند و یک جریان زیاد از لامپ اشعه x عبور می نماید . همزمان با عبور جریان ، میزان بار در روی خازن کاهش یافته و ولتاژ افت می نماید . ژنراتورهای تخلیه الکتریکی و تک فاز هر دو ایجاد یک ولتاژ پالسدار می نمایند و در نتیجه انرژی اشعه نسبت به ژنراتورهای سه فاز و باتری دار که هر دو یک ولتاژ تقریباً ثابت را تولید می کنند ، پائین تر خواهد بود .


3- ژنراتور فرکانس متوسط  :  Medium-Frequencey
این ژنراتور یک پتانسیل تقریباً ثابت را از طریق یک مبدل کوچک و با استفاده از اصول جریانهای پرفرکانس برای لامپ مولد اشعه ایکس فراهم می سازد . اصل اساسی مورد استفاده این می باشد : در یک مبدل ، ولتاژ القا شده در سیم پیچ ثانویه متناسب با سرعت تغییر در جریان سیم پیچ اولیه است .
یک مولد فرکانس متوسط ، جریان 60 هرتز موجود در سیستم برق شهری را قبل از تغذیه سیم پیچ اولیه مبدل تا 6500 هرتز افزایش می دهد . روند بدین گونه است که : در ابتدا جریان 60 هرتزی یکسو و صاف می گردد . این جریان مستقیم بدستگاه برشگر chopper داده می شود که آن را به یک جریان برشی DC با فرکانس 6500 هرتز تبدیل می نماید و این جریان به مدار اولیه یک مبدل ولتاژ قوی داده می شود . ولتاژ قوی خروجی از مبدل با فرکانس 6500 هرتز ، پس از یکسو سازی 13000 پالس ولتاژ قوی در ثانیه تولید می نماید که قبل از ارسال به لامپ اشعه x بوسیله فیلتر صاف می گردد . فرایند فوق ولتاژ تقریباً بدون دیپل برای لامپ اشعه x فراهم می آورد .
یکی از مزایای این ژنراتور ، فراهم آوردن یک ولتاژ ثابت و تقریباً عاری از نوسان برای لامپ اشعه x ،‌ صرفنظر از جریان ورودی است و به هیچ منبع تغذیه خاص و یا تنظیم کننده ولتاژ احتیاج نمی باشد .
مزیت دیگر اینگونه ژنراتورها ، اندازه کوچک آنهاست ، این اندازه کوچک مخصوصاً برای دستگاههای قابل حمل و نقل ( پرتابل ) مطلوب است .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

رادیولوژی دندان:

ازدستگاه رادیوگرافی دندان برای رادیوگرافی داخلی دهان و دندان ها استفاده می شود. اساس آن را تیوب خود یکسو کننده  تشکیل می دهد. تیوب به نحوی نصب می شود که بیشترین قابلیت مانور را داشته باشد. اندازه نقطه کانونی تیوب کوچک است. تایمر دستگاه به طریق ساعتی یا الکترونیکی کار می کند.
 
یونیتهای رادیوگرافی دندان ، سیستمهای دیجیتال رادیوگرافی دندان
یونیتهای رادیوگرافی دندان برای تصویربرداری از دندانها ، آناتومی یک دندان منفرد ( یعنی تاج ، گردن و ریشه ) و مشکلات دندانی ( مثل پوسیدگی ) در بیماران بالغ و اطفال و نیز جهت برنامه ریزی و ارزیابی مربوط به ارتودنسی به کار می روند.
سه نوع تصویربرداری قابل انجام است : رادیوگرافی داخل دهانی ، پانورامیک و سفالومتریک .
در رادیوگرافی داخل دهانی جهت تصویربرداری بایت وینگر ، پری اپیکال و اکلوزال ، فیلم داخل دهان بیمار قرار می گیرد و تصاویر رادیوگرافی بایت وینگر ، تاج و یک سوم فوقانی ریشه دندانهای فوقانی و تحتانی را نشان می دهد . در رادیوگرافی پری اپیکال ، کل ساختار دندان شامل ریشه برروی یک فیلم و آرواره های ماندیبولار و ماگزیلاری برروی فیلم های جداگانه ای تصویر می شود .
تصاویر رادیوگرافی الکوزال ، سطح دندانهای آلیمای کوچک و بزرگ را نشان می دهد .
در رادیوگرافی پانورامیک ، تصاویر ناحیه ماگزیلوفاسیال با استفاده از یک پرتوگردان و یک کاست فیلم خارجی به دست می آید . سپس قوس دندانی در یک تصویر منفرد ، به صورت یک شکل بیضوی نمایش داده می شود . یونیتهای پانورامیک ، علاوه بر تهیه تصاویر رادیوگرافی لوکالیزه از ساختار دندانی ، جهت تصویربرداری از مفصل ( Tmj ) سینوسهای آگزیلاری و استخوان بندی صورت برای کمک به تشخیص بیماری Tmj مترومای صورت و پاتولوژی سینوسی به کار می رود . رادیوگرافی سفالومتریک یا نمای جمجمه ، جهت به دست آوردن تصاویری از کل جمجه یا یک ناحیه مورد نظر به کار می رود . مطالعات سفالومتریک جهت ارزیابی رشد و تعیین پلانهای درمانی ارتودنتیک یا پروتزها به کار می رود .بعضی از یونیتهای پانورامیک و سفالومتریک می توانند توموگرافی متقاطع ، جهت تهیه تصاویر عرضی چند لایه از آرواره های ماگزیلاری و ماندیبولار را انجام دهند . این تکنیک که سابقاً تنها کاربرد توموگرافی ، کامپیوتری یا تومورگرافی خطی امکان پذیر بود ( مقایسه محصولات تحت عنوان اسکنرها ، توموگرافی کامپیوتری ، سیستمهای مجهز به تخت رادیوگرافی ( رتوگرافی )) جهت برنامه ریزی پیوند و نیز ارزیابی بیماران قبل و بعد از عمل جراحی مفید است.
سیستمهای دیجیتال رادیوگرافی که سیستمهای دیجیتال تصویربرداری دندان هم خوانده می شوند ، برای تهیه تصاویر کامپیوتری جهت رادیوگرافی داخل دهانی به عنوان جایگزینی برای فیلمهای اشعه x دندان پزشکی معمولی به کار می روند . تصویربرداری دیجیتالی مستقیم و پردازش تصویر امکان نمایش تصاویر متعدد ، کاهش دفعات اکسپوز و حذف زمان لازم جهت ظهور و ثبوت فیلم را فراهم می کند ، تصویربرداری دیجیتال می تواند برای اعمال اندودنتیک برنامه ریزی و ارزیابی انجام ایمپلانت و دیگر اعمال روی دندان که نیاز به تصاویر متعدد دارند ، به کار رود .


- اصول عملکرد یونیتهای رادیوگرافی دندان :
یونیتهای رادیوگرافی داخل دهانی ، پانورامیک و سفالومتریک از یک ژنراتور اشعه x ، تیوب مولد اشعه x ، یک لوکالیزاتور ، یک تالیمرویک پانل کنترل تشکیل می گردد . ترکیب این اجزاء بستگی به نوع رادیوگرافی و نوع ژنراتور اشعه x متفاوت است . بر حسب مدل ، گستره کیلووات ( kv ) در یونیتهای اشعه x دندانپزشکی بین 50 و 100- شدت جریان ( MA ) از 5 تا 20 میلی آمپر می تواند تغییر کند . بعضی یونیت ها یک حالت را ارائه می کنند . ( به عنوان مثال MA10 و KV70 )
و برخی دیگر گستره ای از حالات قبل انتخاب KV و MA را تامین می نمایند . ژنراتورهای اشعه x بر حسب شکل موج kv طبقه بندی می شوند . ژنراتورهای اشعه x دندانپزشکی ، معمولاً ژنراتورهایی نیم موج ، با برق AC و خود یکسو شونده هستند اما امروزه بعضی تولید کنندگان ژنراتورهای فرکانس بالا یا مولتی پلاس و ژنراتورهایی با ولتاژ ثابت ( DC ) ارائه می نمایند . در یونیت هایی که ژنراتورهای ولتاژ ثابت و فرکانس بالا دارند ، معمولاً ژنراتور اشعه x به اندازه ای کوچک است که بتواند با تیوپ مولد اشعه انجام شود . بسیاری از یونیت های رادیوگرافی دندان دارای ژنراتورهای اشعه x کنترل شونده توسط ریزپردازنده ها می باشند که عملکردهای ویژه ای را به صورت خودکار کنترل می کند . به عنوان مثال ، نوسانات ولتاژ خط قابل جبران بوده و به طور خودکار توسط کامپیوتر جبران می شوند ، به علاوه ژنراتورهای قسمت کنترل ریزپردازنده ها ، اغلب دارای خطا یا بهای داخلی می باشند که سبب می گردند در صورت بد عمل کردن هر قسمت به نشانه خطا برروی کنسول ظاهر شود . اکثر تیوبهای اشعه x بکاررفته در یونیتهای رادیوگرافی دارای آندهای با ظرفیت گرمایی از 7000 تا 50000 واحد گرمایی (Hu) می باشند . یک یونیت که برای توموگرافی فکی – صورتی( دنتوماگزیلوفاسیال ) طراحی شده است از یک تیوب آند دوار با ظرفیت گرمایی 300000 Hu استفاده می کند . اندازه نقطه کانونی از mm 3/0 از یونیتهایی با آند دوار تا mm1 در یونیتهای دارای آند ایستا گسترده است . در یونیتهای داخل دهانی ، SID تقریباً 200 تا 400 میلی متر ، قابل تنظیم است . در یونیتهای پانورامیک معمولاً یک SID ارائه می شود . در انواع با قابلیتهای دوگانه پانورامیک و سفالومتریک SID حدود mm 1600 قابل تنظیم است . در یونیتهای داخل دهانی تیوب مواد اشعه x دارای کولالیزاتور استوانه ای و یا مخروطی جهت محدود کردن و شکل دادن به پرتو x و کاهش تشعشع پرکنده است . در بعضی نمونه ها ، مخروط بلند دیگری جهت محدودسازی پرتو، برای افزایش SID و کاهش یبشتر دوز اشعه دریافتی بیمار وجود دارد . تیوب معمولاً ، برروی بازوی تاشونده ای که با زوایای مختلف حالت می گیرد سوار می شود . این بازو می تواند برروی دیوار یا سقف نصب شود یا به یک ستونی محکم شده به زمین اتصال یابد و یا برروی پایه چرخ دار حرکت کند . در یونیتهای پانورامیک و سفالومتریک ، کاست مسطح بیرونی فیلم و تیوب اشعه x همراه با یک دیافراگم شکافدار ، به صورت بازویی C شکل طراحی می شوند و سر بیمار در فاصله کاست و تیوب اشعه x قرار می گیرد .
در رادیوگرافی پانورامیک ، کاست بیرونی تیوب مولد اشعه x ، پیرامون سر بیمار که توسط یک نگهدارنده متصل به یونیت ، ثابت نگهداشته شده حرکت می کنند . در رادیوگرافی سفالومتریک ، SID افزایش یافته و سر بیمار و بازوی C شکل به هنگام تابش اشعه x ،‌ در وضعیت ویژه ای حفظ می گردند . در رادیوگرافی بایت وینگ داخل دهانی ، ضمائم پلاستیکی تعیین کننده موقعیت که از یک نگهدارنده فیلم ،‌ biteplate و نشانگر های میله ای یا حلقه ای تشکیل شده اند ، می تواند جهت کمک به اپراتور برای هم راستا ساختن مناسب پرتو اشعه x و فیلم به کار روند . دررادیوگرافی پانورامیک ، کیفیت تصویر به استقرار دقیق بیمار بستگی دارد. لذا بسیاری از یونیتهای پانورامیک ، دارای سیستم های تمام موتوری یا تمام خودکار ، با همراستایی دوگانه یا سه گانه پرتو می باشد . نگهدارنده سر ، تکیه گاه چانه ، بلوک های گاززدنی و یا پشتیبانی های بینی ، جهت ثابت ساختن سر بیمار به کار می روند . به علاوه ، بعضی سیستم های وضعیت دهنده به سیستم نمایش دیجیتالی نقطه کانونی و نیز حرکتهای خودکار از پیش برنامه ریزی شده جهت بهینه سازی وضعیت مناسب تصویربرداری ، مجهز می باشند . زمانهای اکسپوز معمول ، 01/0 تا 4 ثانیه برای رادیوگرافی داخل دهانی ، 1/0 تا 5 ثانیه برای رادیورگافی سفالومتریک و 5 تا 20 ثانیه برای رادیوگرافی پانورامیک متغیر می باشد . بعضی انواع آن ، دارای کنترل خودکار ( AEC ) می باشند . جهت رادیوگرافی داخل دهانی ، از فیلم دو لایه با پشتوانه ای از فویل مسی ( جهت کاهش دوز جذبی بیمار ) استفاده می شود . اندازه های فیلم داخل دهانی mm41*31  برای دندانهای آسیای کوچک و بزرگ و mm35*22 برای دندانهای پیشین و نیش می باشند . برای تصویربرداری کامل دندانها ، ممکنست بین 14 تا 22 تصویر رادیوگرافی مورد نیاز باشد . رادیوگرافی های پانورامیک و سفالومتریک صفحات فیلم تک لایه در اندازه های cm30*5/12 ، cm30*15، cm18*13 و cm 30*24 را به تناسب نماهای انتخابی به کار می برند ، بعضی تولید کنندگان ، سیستم های کامپیوتری علامتگذاری فیلم را جهت چاپ پارامترهای اکسپوز ، برنامه های انتخاب شده ، تعیین هویت بیمار و دیگر اطلاعات برروی فیلم های پانورامیک و سفالومتریک ارائه می کنند .
پانل کنترل می تواند برروی خود یونیت ، یک کنسول کنترل یا بر یک جعبه دوازده دستگاه قرار بگیرد . در بعضی یونیت ها ، جعبه کنترل بدون یونیت نصب می شود و قابل جدا شدن است . نشانگرهای پانل کنترل شامل نمایش آنالوگ یا دیجیتال پارامترهای اکسپوز پیامهای راهنما و کدهای بیانگر خطا ، APC خطا یا بها و برنامه ریزی پیشاپیش می باشد .
یونیتهایی که توسط ریزپردازنده ها کنترل می شوند قادر به تصویربرداری پانورامیک و سفالومتریک می باشند . هنگامی که تکنیک سفالومتریک برروی پانل کنترل انتخاب می شود ، کامپیوتر ، بازوی C شکل را به سوی موقعیت حرکت داده شکاف مناسب دیافراگم را انتخاب می کند . بعضی یونیتها ، همچنین دارای حرکت عمودی موتوری ، جهت تطبیق ارتفاع نیز می باشند . کیفیتهای ویژه ای که در بعضی انواع موجود است ، شامل بزرگنمایی ، انتخاب اندازه فیلم ، برنامه هایی جهت تصویربرداری از محلهای خاص ( مثل سینوسها ) توموگرافی مقطعی ، کنترل از راه دور و برنامه های تضمین کیفیت است .


-

 

سیستم های دیجیتال تصویربرداری از دندان :
سیستم های دیجیتال که ا مکان مشاهده فوری تصاویر را بدون به کاربردن فیلم فراهم می کنند از یک سنسور داخل دهانی یا صفحه تصویربرداری ، یک سیستم اشعه x ، سخت افزار و نرم افزار کامپیوتری جهت پردازش تصویر و یک چاپگر تهیه کننده نسخه چاپی ، تشکیل شده است . در سیستم هایی که از یک سنسور داخل دهانی استفاده می کنند ، ( CCD ) ، در هنگام تصویربرداری سنسور در داخل دهان بیمار قرار می گیرد و به صورت الکترونیک به سیستم کامپیوتر متصل می گردد .
این سنسور اشعه های x را شناسایی کرده آنها را مستقیماً به سیگنالهای الکتریکی تبدیل می کند . سپس داده های تصویری دیجیتال جهت پردازش به سیستم کامپیوتری فرستاده می شوند . در دیگر نمونه ها ، سنسور در برگیرنده یک صفحه تشدیدگر rate-earth  می باشد که توسط فیبر نوری به یک آرایه CCD کوپل شده است . این آرایه سیگنال آنالوگی را به واحد پردازش نمایشگر می فرستد . جایی که این سیگنال پیکسل به پیکسل به یک تصویر تبدیل می شود سنسور داخل دهانی درون مواد مقاومی قرار داده شده است تا لوازم الکتریکی CCD در مقابل رطوبت محافظت شوند . جهت کنترل بهداشت و جلوگیری از عفونت در هنگام انجام بررسیها ،‌پوششهای پلی اتیلن یکبار مصرف تعبیه شده اند .
- نوع دیگری از سیستم دیجیتال تصویربرداری دندان ، به جای سنسور داخل دهانی، از صفحات تصویربردرای استفاده می کند . صفحات تصویربردرای نازک و بدون سیم ، همانند فیلمهای داخل دهانی معمولی ، در دهان بیمار ثابت می شوند و همان منطقه تشخیصی فیلم ها را تحت پوشش قرار می دهند .
پس از اینکه اکسپوز انجام گرفت ، صفحه تصویربرداری در یک اسکنر لیزری قرار می گیرد که تصویر را جهت اعمال تغییرات بر صفحه کامپیوتری ، دیجیتالیزه می کنند . صفحات تصویربرداری به طور مکرر قابل استفاده می باشند و گیره های پلاستیکی یکبار مصرفی که در هنگام رادیوگرافی صفحات را می پوشانند جهت جلوگیری از انتقال آلودگی میان بیماران به کاربرده می شوند . سیستم تصویربرداری دیجیتال می تواند همراه با یونیت رادیوگرافی داخل دهانی معمولی به کار رود .
یک PC ( کامپیوتر شخصی ) سازگار با نرم افزار مناسب ، جهت اعمال تغییرات بر روی تصاویر به کار می رود . جلوه های پردازش تصویر شامل زوم ، گرداندن تصویر ، واضح سازی لبه ها ، رنگ با کیفیت بالا ، نماسازی چند تصویری ، تطابقات روشنایی و کنتراست و اندازه گیری فواصل و زوایا می باشد . همچنین بعضی سیستم ها امکان مدیریت مجموعه داده ها را فراهم می کنند . تصاویر قابل ذخیره سازی و بازیافت در قالب فایل استاندارد بوده و یک نسخه چاپی از آن می تواند به وسیله یک چاپگر ویدیویی تهیه شود .
- مشکلات گزارش شده :
خطا ها در وضعیت دادن به بیمار هنگام استفاده از دستگاههای وضعیت دهنده مفصل در طول رادیوگرافی بابت وینگ ممکن است به خطاهای اکسپوز منجر شود که تصویربرداری تکراری را ایجاب کرده و از این طریق دوز جذبی بیمار افزایش می یابد . خطا در همراستا سازی دستگاه می تواند تشخیص پوسیدگی های پروگزیمال و اندازه گیری میزان آسیب دیدگی استخوان آلوئولار را در رادیوگرافی های بایت وینگ تحت تاثیر قرار دهد . اجزایی از یونیت رادیوگرافی دندان که در تماس با بیمار و اپراتور می باشند ، باید با به کارگیری یک محلول ضد عفونی کننده ( مثل هیپوکلریت سدیم ) میکروب زدایی گردند و یا با نوار پلاستیکی یکبار مصرف پوشیده شوند زمانی که رادیوگرافی با اجزای پیچیده در لفاف پلاستیکی انجام گرفته ، خطاهای تشخیصی در بعضی ژنراتورهای اشعه x گزارش شده است . در بعضی یونیت ها عقربه ولت سنج ژنراتور اشعه x ممکن است تحت تاثیر میدان الکتریسیته ساکن ایجاد شده توسط نوار پلاستیکی که یونیت را می پوشاند قرار بگیرد . بنابراین اپراتور ناچار می شود که از طریق کاهش یا افزایش kvp حقیقی ، قرائت نادرست را جبران نماید و در نتیجه فیلم در معرض اشعه کمتر یا بیشتر قرار می گیرد . اپراتورها باید از چنین وقایعی آگاه باشند و پیش از بکاربردن نوار پلاستیکی ، kvp مناسب را انتخاب کنند . میزان تشعشع در یونیتهای رادیوگرافی دندان بسیار اندک می باشد . اگر چه اشعه x استفاده شده در دندان پزشکی تقریباً 25 درصد تمام بررسی های تشخیصی اشعه x را در سطح جهانی تشکیل می دهند ، رادیوگرافی دندان عامل تنها 1 تا 2 درصد از معادل دوز موثر تجمعی جهانی می باشد .
معادل دوز موثر در هر اکسپوز متناسب با نوع یونیت رادیوگرافیک و تکنیک تصویربرداری به کاررفته متفاوت است . معادل دوز مثر معمول از µsv 5/3 برای رادیوگرافی داخل دهانی و 7 تا 20 µsv برای رادیوگرافی پانورامیک متفاوت است . دوز جذبی بیمار در رادیوگرافی پانورامیک ، اغلب به برنامه های انتخاب شده بستگی دارد . در هنگام بررسی رادیوگرافیک دندانپزشکی از اکسپوزهای غیرضروری باید جلوگیری به عمل آید . به علاوه تکنیکهای تصویربرداری که دوز جذبی بیمار را کاهش می دهند ( SID های بلندتر ، اندازه های کوچک میدان ) در هر زمان ممکن باید مورد استفاده قرار بگیرند . سیستم های دیجیتال تصویربرداری دندان می توانند دوز دریافتی را تا حد زیادی کاهش دهند زیرا شناسنده CCD نسبت به فیلم به تشعشع کمتری نیاز دارد . اگر چه تشعشع پراکنده در اطراف یونیت های رادیوگرافی دندان حداقل است ، دندان پزشک و تکنیکهای دندانپزشکی با رعایت توصیه های تولید کننده جهت محافظت از اشعه در هنگام کار با یونیت رادیوگرافی دندان می بایستی از تماس غیر ضروری با اشعه x پرهیز کنند .
- سیر تکاملی :
پیشرفت دررادیوگرافی دندان بر کاهش دوز با به کاربردن SID های بزرگتر و کیلوولتهای بالاتر به همراه فیلم های سریعتر ، به کاربردن فیلترهای اضافی و مواد فیلتری جدید ( مثل نیوبیوم ) و ژنراتورهای اشعه x با پتانسیل ثابت و فرکانس بالا ، تندتر گشته اند .
اولین سیستم دیجیتال تصویربرداری دندان در اواخر دهه 80 معرفی شد . از آن زمان ، تحقیقات نشان داده که به کاربردن سیستم تصویربردرای دیجیتالی دندان می تواند دوز جذبی بیمار را کاهش دهد ، امکان آنالیز زنده ، همراه با تصویربرداری را فراهم کرده ، ذخیره سازی کامپیوتری ، بازیابی و انتقال تصویر را ممکن می سازد ، عملکرد سنسورها تقریباً هر ساله بهبود یافته است .
کاربردهای بالینی در تصویربرداری روی کانال ، ارتودنسی ، درمان پرتودنتال ، ارزیابی TMJ و بزرگنمایی لبه های تاج ، پلها و پرکردگیها ، هنوز در حال تکامل هستند . دیگر فن آوری های دیجیتالی که در حال حاضر تحت مطالعه می باشند رادیوگرافی دیجیتالی تفریقی و توموگرافی کامپیوتری می باشد .
یک یونیت که در این گزارش تحت پوشش قرار گرفت یک اسکنر ویژه توموگرافی کامپیوتری دندانپزشکی است که در اروپا موجود است .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

فیلم
امروزه دو گروه فیلم در بخش های رادیولوژی استفاده می شوند:
1- فیلم های تابش مستقیم یا فیلم های دارای صفحة تقویت کننده که به صورت ترکیبی از اشعة ایکس و نور مرئی تحت تابش قرار می گیرند. به طور کلی به این گروه فیلم های اشعة ایکس می گویند.
2- فیلم هایی که فقط با نور تحت تابش قرار می گیرند. مانند فیلم های کپی برداری دانسیته و فلووگراف تمام فیلم های گروه دوم یک طرفه می باشند. ولی فیلم های گروه اول می توانند یک طرفه یا دو طرفه باشند.


ساختمان فیلم(Film construction):
هر فیلم شامل قسمت های زیر می باشد:
1- پایة فیلم:
امروزه از پلی استر استفاده می شود. پایة فیلم عامل برای نگهداری لایة امولسیون فیلم و برای عبور نور است که بوسیلة آن تصویر می تواند مشاهده شود. ضخامت پایة فیلم بستگی به نوع فیلم و موارد استفادة آن دارد. ضخامت پایة فیلم های رادیوگرافی معمولی 18/0 میلیمتر است.
2- قسمت زیر لایه: Subbing Layer       
این قسمت به منظور اطمینان بیشتر از چسبیدن لایة امولسیون به صورت صاف به پایة فیلم درحین پوشش امولسیون بر روی پایه و جلوگیری از جداشدن امولسیون از پایة فیلم در حین ظهور و ثبوت است. این ماده در واقع ترکیبی از ژلاتین محلول و حلال پایه فیلم میباشد.
3- لایة امولسیون  the emulsion layer
این لایه از کریستال های هالید نقرة معلق در ژلاتین تشکیل شده است. امروزه کریستال های پهن جایگزین کریستال های گرد شده اند که در این حالت حساسیت و سرعت فیلم افزایش زیادی پیدامی کند. همچنین مقادیر زیادی از نور تابشی را جذب کرده و نور کمتری به امولسیون طرف دیگر فیلم می رسد و موجب کاهش ناواضحی ناشی از اثر متقاطع می شود.
 4- لایة محافظ  the super coat layer
این لایه، لایة نازکی از ژلاتین خالص می باشد که بر روی امولسیون کشیده می شود. کار آن محافظت از لایة امولسیون در برابر سائیدگی و ایجاد الکتریسیتة ساکن در حین استفاده از فیلم می باشد و همچنین ایجاد سطحی صاف و صیقلی بر روی فیلم برای جلوگیری از تجمع گردوغبار.


 لایة ضد پیچیدن فیلم Non – curl backing:
این لایه فقط در فیلمهای یک طرفه استفاده میشود. به منظور از بین بردن یا کاهش تمایل به پیچیدن در فیلمهای یک طرفه ، لایه هایی را در طرف دیگر پایه فیلم اضافه میکنند.این لایه ها از یک لایه « زیر لایه » و یک لایه ژلاتین تشکیل شده است.
لایه ضد هاله Anti halation layer:
برخی از نورهای تابشی از لایة امولسیون عبورکرده، به پایة فیلم می رسند. در این حالت یا از پایه عبور می کنند و یا به طور کامل به سمت امولسیون منعکس می شوند و هاله هایی را در تصویر اصلی ایجاد می کنند. به این پدیده هاله سازی گفته شده و موجب ناواضحی تصویر می شود.
با افزودن یک رنگیزه به لایة ضد پیچیدن فیلم این اثر خنثی می شود که در اصطلاح به آن لایة ضدهاله گفته می شود. این رنگیزه در طول عمل ظهور از طرح فیلم برداشته می شود.
فیلم هایی که در تصویربرداری پزشکی استفاده می شوند:
A- فیلم های دوطرفه: این فیلم ها در دو سمت خود لایة امولسیون را دارا هستند.
به دو صورت:1- بدون صفحات تشدید کننده؛ مانند فیلم های داخل دهانی و فیلم های جراحی کلیه و فیلم های دوزیمتری. 2- فیلم های دارای صفحات تشدیدکننده.
B- فیلم های یک طرفه: فقط در یک سمت خود لایة امولسیون را دارا هستند.
شامل: 1- فیلم های دارای یک صفحة تشدیدکننده مانند فیلم های ماموگرافی.
2- فیلم های متوفلوروگرافیک مانند فیلم های سینمایی و فیلم های حلقه ای 105 و 70 میلیمتر و فیلم های صفحه ای 100 میلیمتر.
3- فیلم های مخصوص متوگرافی با لامپ پرتو کاتدی (CRT) مانند فیلم های پلوراید.
4- فیلم های کپی برداری.
5- فیلم های تفریق دانسیته.
6- فیلم های مخصوص استفاده در تصویرسازی لیزری

اطلاعات کامل در قسمت  "اصول تاریکخانه" موجود میباشد. 

کاست :
محفظه ای برای نگهداری فیلمهای حساس به نور می باشد. در این بخش علاوه بر بررسی کاستهای امروزی که صفحات تشدید کننده را در تماس کامل و یکنواخت با فیلم قرار می دهند، کاستهای دیگری که برای اهداف ویژه استفاده می شوند نیز مورد بررسی قرار می گیرند.
کاستهای x-ray با صفحه تشدید کننده،
 وظیفه کاست
1) نگهداری از صفحات تشدید کننده و محافظت آنها در برابر آسیب.
2) جلوگیری از ورود نور به کاست و مه آلوده کردن ( fog ) فیلم.
3) ایجاد تماس کامل و یکنواخت بین فیلم و صفحات تشدید کننده.
4) جلوگیری از آلوده شدن و نشستن گرد و غبار برروی صفحات تشدید کننده.
خصوصیات یک کاست مرغوب
1) محکم و مقاوم در برابر کارهای روزانه.
2) وزن سبک برای آسان بودن حمل و نقل آن.
3) باز و بسته شدن آن راحت باشد، به طوری که به راحتی بتوان آن را در نور ایمنی باز کرد.
4) فاقد هر نوع لبه تیز یا گوشه ای که موجب آسیب به بیمار یا کارکنان شود، باشد.
5) قسمت جلویی کاست می بایست حداقل جذب اشعه را داشته باشد و ضخامت آن یکنواخت باشد و فاقد هر نوع ناصافی باشد،‌ زیرا تصویر ناصافی برروی فیلم می افتد.
6) باید دارای یک روزنه مخصوص یا نوار سربی جهت ثبت مشخصات بیمار باشد.
7) در سطح پشتی آن باید یک ورقه نازک سربی برای کاهش اشعه های عبوری از کاست و در نتیجه کاهش خطر اشعه های برگشتی (back scatter ) داشته باشد.
8) در طراحی و ساخت کاست می بایست از موادی استفاده شود که موجب ایجاد حداکثر تماس بین فیلم و صفحات تشدید کننده شوند ( مانند اسفنج و غیره ).
9) در ساخت بدنه کاست از موادی مانند وینیل ( vinyl ) یا مواد دیگر استفاده شود تا گرفتن کاست راحت تر باشد.
10) در اندازه تمام فیلمهای موجود باید کاست وجود داشته باشد.
11) باید مجهز به گارانتی کیفیت در حین خرید باشد.

ساختمان کاست
کاست از یک قسمت قدامی ( front ) و یک قسمت خلفی ( Back ) تشکیل شده است و این دو قسمت توسط یک لولا به همدیگر متصل شده اند. برروی سطح پشتی کاست یک ورقه نازک از سرب قرار گرفته است و بر روی آن یک اسفنج پلاستیکی فشرده می چسبد و بر روی آن یک صفحه تشدید کننده روی اسفنج متصل می شود.
قسمت داخلی سطح قدامی کاست که بعضی مواقع به اسم کاست                             ( cassette well ) شناخته می شود، دارای یک صفحه تشدید کننده و یک قطعه کوچک سربی که برای ایجاد ناحیه بدون تابش بر روی فیلم استفاده می شود، می باشند. این ناحیه برای ثبت مشخصات بیمار به کار برده می شود.
در برخی از کاستها، زیر صفحه تشدید قدامی کاست نیز یک لایه اسفنج متراکم می گذارند. شرکتهای مختلف از قفلهای گوناگونی برای کاستها استفاده می کنند. مثلاً عده ای از آنها قفلهای فنری و عده ای دیگر از قفلهای میله ای لغزشی استفاده می کنند،‌ اما در تمام آنها هدف اصلی چیزی نیست جز اینکه در حالت بسته از ورود نور به داخل کاست جلوگیری کند و با فشار اسفنج متراکم تماس کامل و یکنواختی بین فیلم و صفحات تشدید کننده به وجود آورد.

                                                                     
تمامی قسمتهای فلزی یا پلاستیک درون کاست باید با رنگ مشکی پوشیده شوند تا از انعکاس نور در کاست جلوگیری شود، باید خاطر نشان ساخت که کاستهایی برای آینده طراحی شده اند که در آنها قسمت پشت کاست خمیده ساخته می شود. این کار باعث ایجاد تماس کامل بین فیلم و صفحه تشدید کننده می شود.
موادی که در ساختمان کاست به کار برده میشود.
از زمانی که تصمیم به ساخت کاستهای سبک وزن گرفته شود، مواد سنتزی زیادی مورد استفاده قرار گرفت.
قسمت قدامی کاست Cassette Front
قسمت قدامی کاست باید دارای ضخامت و چگالی یکنواخت و فاقد هر نوع ناصافی باشد زیرا این ناصافی ها روی فیلم تصویر میشوند. همچنین به منظور به حداقل رساندن جذب اشعه توسط جدار قدامی کاست بهتر است جدار قدامی کاست را مطابق با استاندارد انگلستان ( British standard ) ساخت. بر اساس این استاندارد در صورتی که جدار قدامی کاست از فلز ساخته شده است، ضخامت معادل آلومینیوم آن نباید بیش از 6/1 میلی متر در kvp 60 باشد. در صورتی که از پلاستیک استفاده شود ضخامت معادل آلومینیوم آن نباید بیش از 2 میلی متر باشد.


امروزه برای ساخت قسمت قدامی کاست از فلزات ( مثلاً آلومینیوم ) ، ورقه های پلاستیکی یا فیبرکربنی استفاده می شود. زیرا این مواد از مزایای زیر برخوردارند:
1) مقاوم و محکم هستند.
2) وزن سبکی دارند.
3) اشعه را به مقدار کم جذب می کنند.
استفاده از کاستهای فیبرکربنی موجب کاهش در بیمار به مقدار زیاد می شود زیرا اشعه را به مقدار کمتری جذب می کند به خصوص در کلیوولتاژهای پائین.
قسمت پشت کاست Cassette Back
قسمت پشتی کاست را معمولاً از پلاستیک یا فلزات تهیه می کنند و بر روی آن یک ورقه نازک سربی قرار می دهند. این ورقه سربی باعث محافظت از فیلم در برابر اشعه های پراکنده و برگشتی از سینی بوکی و سایر قسمتها می شود. براساس استاندارد انگلستان ( B-S ) باید ضخامت سرب در kvp 150 به اندازه mm12/0 سرب باشد.
قفلها و سایر قسمتها
قفلها یا نگهدارنده ها را معمولاً از استیل ( Stainless-steel ) می سازند.
لولاها را اصولاً از فلز یا پلاستیک تهیه می کنند.
از اسفنج متراکم مصنوعی نیز برای ایجاد حداکثر تماس بین صفحات استفاده می شوند.


انواع کاستهای موجود
کاستهای دارای 1 صفحه تشدید کننده Single Screen Cassette
برخی از کاستها دارای یک صفحه تشدید کننده می باشند و برای استفاده کردن از فیلمهای یک طرفه طراحی شده اند. از این کاستها معمولاً در ماموگرافی استفاده می شود.

 

 

                                                           
کاستهای خمیده Curved Cassette
امروزه 2 نوع کاست خمیده وجود دارد : 
نوع اول :این کاستها در مواردی به کار برده می شوند که کاستهای معمولی نمی تواند حداکثر تماس بین فیلم و عضو مورد نظر را به وجود آورد مانند تصویربرداری از مفصل زانوی خمیده در نمای Intercondylar .
نوع دوم: از این کاستها برای به دست آوردن تصاویر کامل در استخوانهای مندیبل و ماکزیلا در آزمون  orthopantomography ) OPG ) استفاده می شود.

                               
کاستهای گریددار Gridded Cassette
این کاستها دارای گریدی از نوع ثابت هستند که در قسمت جلویی کاست قرار گرفته است، محل گرید بین جدار قدامی کاست وصفحه تشدید کننده جلوی کاست می باشد. از این کاستها در مواردی که سیستم بوکی های معمولی موجود نباشد استفاده می شود ( مثلاً در مواردی که مشغول کار با دستگاه موبایل یا پرتابل هستید).
جزئیات مربوط به گرید مانند نسبت گرید و غیره، می بایست در قسمت خارجی کاست نوشته شده باشد. کاستهای گریددار در اندازه های مشابه با کاستهای معمولی موجود هستند.
کاستهای چند مقطعی Multisection Cassette
بیشترین استفاده این کاستها در توموگرافی می باشد. در مواردی از این کاستها استفاده می شود که بخواهیم با تابش، یک سری از تصاویر مربوط به لایه های مختلف بدن داشته باشیم. این کاستها به گونه ای طراحی شده اند که می توانند بین 3 تا 7 فیلم را به همراه صفحات تشدید کننده و ماده پرکننده فضای بین دو فیلم را در خود جای دهد. ماده پرکننده فضای بین دو فیلم باید از اسفنج شفاف به اشعه (radiolucent) با ضخامت بین mm 10-5 ساخته شده باشد. فیلمهایی که با فاصله های 5 میلی متر نسبت به هم قرار گرفته اند تصاویری را تولید می کنند که فاصله متقاطع آنها در بدن mm5 بوده است و مانند آن، فیلمهایی که با فاصله mm10 نسبت به هم قرار گرفته اند تصویر لایه هایی از بدن را با فاصله mm10 تولید می کنند (
در بخش قبل در مورد صفحات تشدید کننده ای که در بین کاستها استفاده می شوند توضیحاتی داده شد.
از کاستهای چند مقطعی در تکنیکی به نام رادیوگرافی متعدد    ( multiple radiography ) هم استفاده می شود. در این روش، کاست را با یک سری از فیلمهای مشابه و صفحات تشدید کننده با سرعت متفاوت پر می کنند و در بین آنها از هیچ ماده پر کننده ای استفاده نمی شود. پس از آن با یک بار تابش تصاویری با دانسیته ها و کنتراستهای مختلف تولید می شوند،‌ زیرا سرعت صفحات تشدید کننده با هم تفاوت زیادی داشته اند. پس از آن می توان سیستم فیلم/صفحه مورد نظر را برای ایجاد دانسیته های دلخواه انتخاب کرد ( یعنی از استخوان تا بافت نرم ).
کاست و وسایل مخصوص سیستم تابش اتوماتیک
در مواردی که از این تکنیک استفاده می شود سیستم فوتوتایمر می بایست در پشت کاست نصب شود به همین دلیل دیواره پشتی کاست باید فاقد لایه سربی باشد و همانند دیواره جلویی ( Front ) اشعه را به مقدار کمی جذب کند. البته باید خاطر نشان ساخت که اگر از اتاقک یونیزاسیون برای سیستم تابش اتوماتیک استفاده شود، این اتاقک باید حد فاصل فیلم و منبع تابش اشعه قرار بگیرد و به همین دلیل در این سیستم ها می توان از کاستهای قبلی هم استفاده کرد.
مراقبت از کاست ها Care of X-ray Cassette
در صورتی که از کاستها به خوبی مراقبت شود می توان از آنها تا مدت زیادی استفاده کرد. بی توجهی در انتقال و جابجایی کاست دیر یا زود می تواند منجر به آسیب رسیدن به کاست وایجاد مشکلات دیگر از قبیل تمامس ضعیف فیلم و صفحه و یا نشت نور شود. برای جلوگیری از این آسیب ها بهتر است که به موارد زیر توجه شود:
1) در هنگام استفاده کاست ها را به آرامی انتقال دهید.
2) تعداد کاستهایی را که در یک لحظه انتقال می دهید باید به حدی باشند که بتوان به راحتی آنها را بین بازو و بدن نگه داشت و انگشتان بتوانند زیر آنها را نگه دارند.
3) اگر کاستها را بر روی لبه های آنها نگهداری می کنید بهتر است که اطمینان پیدا کنید که کاستها کاملاً عمودی قرار گرفته اند. زیرا اگر کاستها به صورت مایل باشند و به کاستهای دیگر تکیه داده شده باشد امکان آسیب دیدگی وجود دارد زیرا وزن کاستهای دیگر هم بر روی آن فشار می آورد.
4) در مواردی که کاست می بایست به طور مستقیم زیر بدن مریض گذاشته شود ( بدون استفاده از بوکی )،‌ می بایست از تونل کاست ( cassette tunnel ) استفاده شود تا بدین وسیله از فشار بدن مریض به کاست جلوگیری شود.
5) باید از تماس کاست با مایعات جلوگیری شود و در مواردی که احتمال آغشته شدن مایعات به کاست وجود دارد باید از پوشش های پلاستیک ضد آب استفاده شود.
نگهداری از کاستها Cassette Maintainance
به منظور داشتن کاستهای سالم و یادگیری روشهای نگهداری کاست می بایست از موارد زیر پیروی کرد:
1) تاریخ شروع استفاده از کاست در بخش رادیولوژی، ثبت شود.
2) برای شناسایی بهتر کاست باید یک شماره یا کلمه را برروی یکی از صفحات تشدید کننده و قسمت خارجی کاست نوشت، در این حالت به راحتی می توان از روی تصویر یا تصویرهای تهیه شده به کاست مورد نظر دسترسی پیدا کرد.
3) بهتر است تاریخ و نوع هر گونه مواظبت از کاستها را از قبیل: بررسی کاستها، تمیز کردن کاستها و آزمون نشت نور و غیره را روی بدنه آن ثبت کرد.
کاست و صفحات تشدید کننده را باید به طور منظم مورد بررسی قرار داد تا در صورتی که هر گونه آسیب دیدگی یا سرویس نیاز باشد به سرعت رسیدگی شود.
همچنین اگر تماس بین فیلم و صفحه تشدید کننده کم باشد و باعث مه آلوده شدن (Fog) می شود بهتر است که از آزمون اختصاصی آن که در بخشهای بعدی توضیح داده می شود برای تشخیص آن استفاده شود.
پرکردن و خالی کردن کاستها
عمر مفید صفحات تشدید کننده بستگی به نحوه پر و خالی کردن کاستها دارد، زیرا در این لحظه است که سطح حساس صفحات تشدید کننده در معرض آلودگی با گرد و غبار و خطر آسیب دیدگی است.
خالی کردن کاستها Unloading
در زیر نور ایمنی سطح جلویی کاست را رو به پائین در تماس با میز تاریکخانه قرار داده و پس از آن قفلهای آن را باز کنید و پس از آن فیلم را با دست برداشته و کاست را ببندید.
پرکردن کاستها Loading
زیر نور ایمنی،‌ قسمت جلویی کاست را در تماس با میز تاریکخانه قرار داده و پس از آن درب کاست را باز کرده و فیلمی را که لبه آن را گرفته اید به آرامی درون محفظه کاست قرار دهید. پس از آن با بستن درب کاست و قفل کردن آن می توان از آن استفاده کرد.
انواع دیگر کاست
کاستهای خلاء Vacuum Cassette
این کاستها ( که به همراه یک پمپ خلاء می باشند ) از ماده وینیل ( vinyl ) انعطاف پذیر ساخته شده اند و در یک لبه آنها یک والو ( شیر یک طرفه هوا ) نصب شده است و در داخل آن یک پوشه پلاستیکی قابل تعویض حاوی یک صفحه تشدید کننده قرار گرفته است.
برای آماده سازی کاست جهت استفاده از آن، باید یک  فیلم یک طرفه را به نحوی بین پوشه قرار داد که رویه امولسیون دار آن در تماس با صفحه تشدید کننده قرار بگیرد. پس از آن پوشه را به طور کامل درون کاست قرار داده و دو لبه درب کاست را روی هم گذاشته و با استفاده از یک گیره مخصوص درب کاست را به طور کامل ببندید.
در ادامه پمپ خلاء را به شیر یکطرفه ( والو ) متصل کرده و هوای درون کاست را تخلیه کنید. با این عمل صفحه تشدید کننده در تماس کامل با فیلم قرار می گیرد. در این حالت تماس بین آن دو با استفاده از فشار هوا ثابت و یکنواخت باقی می ماند.
در ابتدا از این کاستها در ماموگرافی استفاده می شد ولی به علت انعطاف پذیری آنها، از آنها برای راحتی در وضعیت دهی به بیمار نیز استفاده می شود (مانند عکسبرداری از زیر مفاصل خم شونده ).
این کاستها در اندازه های 24×18 و 30×24 موجود هستند.
کاست های مخصوص ضبط تصاویر متعدد
از این کاستها در تصویربرداری از لامپ پرتو کاتدی (LRT) و مونیتور TV در سونوگرافی، پزشکی هسته ای (NM)، آنژیوگرافی دیجیتالی (DSA) و  ام آرای (MRI) استفاده می شود. این کاستها باید به همراه دستگاه مولتی فورمتر ( دستگاه ایجاد کننده چند تصویر همزمان ) (multi formatter ) یا تصویر ساز ویدئویی ( video-image ) باشد.
این کاستها از لبه هایی تشکیل شده اند که کار آنها نگهداری لبه های فیلم یک طرفه می باشد. همچنین دارای 2 پوشش کشویی می باشد و در مواردی که از فیلم استفاده نمی شود از آن در برابر نور محافظت می کند این کاستها فاقد صفحه تشدید کننده می باشد.
برای پرکردن کاست می بایست، زیر نور ایمنی دو پوشش کشویی آن را برداشته و فیلم را به طور کشویی در جای آن به نحوی قرار دهید که امولسیون آن به سمت خارج قرار بگیرد و از طرفین درون لبه های کاست به طور محکم قرار داشته باشند).
باید توجه داشت که هنگامی که کشو برداشته شود فیلم قابل تابش می شود و در انتها فیلم زیر کشو به حالت اول باز می گردد.
در هنگام استفاده کاست باید درون دستگاه مخصوص ثبت تصاویر متعدد (مولتی فورمتر ) قرار بگیرد و کشو سمت مورد تابش برداشته شود و فیلم آماده تابش خواهد شد. پس از آنکه سری تصویرگیری تمام شد کشو روی آن قرار گرفته و کاست بیرون آمده و آن را وارونه کرده و کشوی دوم برداشته می شود و دوباره در دستگاه قرار می گیرد. در این حالت فیلم دوم برای عکسبرداری آماده می شود.
این کاستها در اندازه های 8×10 اینچ و 11×13 اینچ موجود هستند . همچنین بعضی از کارخانه کاستهایی را منطبق با اندازه های سیستم های day light میسازند.
کاستهای آنژیوگرافی

سیستم Siemens Elema Aot
در این کاستها حدود 30 عدد فیلم 35×35 به نحوی قرار می گیرد که بین آنها مواد فلز قرار گیرد. ( تصویر 6-7 ) پس از آنکه این کاست را از زیر نور ایمنی پر کردند باید دو درب کشویی کاست را بسته و سپس کاست را به دستگاه آنژیوگرافی Aot متصل می کنند. پس از قرارگرفتن کاست در محل مربوط درب کشویی آن باز شده و فیلم ها را در اختیار دستگاه قرار می دهد).
هنگامی که عمل تصویربرداری به طور کامل انجام شد فیلمها پس از عبور از ناحیه مربوط به تصویربرداری به داخل کاستی که در طرف دیگر دستگاه قرار گرفته است ( کاست دریافت فیلم ) انتقال می یابند. پس از آن با فشار دکمه ای که در قسمت جلویی کاست قرار گرفته است، درب کشویی کاست دریافت فیلم بسته می شود پس از آن این کاست ( کاست دوم حاوی فیلمهای تابش شده ) از محل مخصوص جدا شده و به تاریکخانه منتقل می شود. در آنجا فیلمهای تابش شده را خارج ساخته و ظاهر می کنند.
سیستم Puck
 این سیستم از نظر جزئیات ساختمانی تفاوت زیادی با سیستم AOT دارد. ولی از نظر اصول پایه ای تقریباً مشابه هستند ( یعنی در هر دو دستگاه در طول آنژیوگرافی فیلمهای cm 35×36 به سرعت از ناحیه مورد نظر عبور کرده و در کاست دوم قرار می گیرد) .
کاستهای فتوفلوروگرافی
فتوفلوروگرافی، یا ضبط تصاویر از فسفر خروجی یک تیوب تشدید تصویر، معمولاً با استفاده از حلقه های فیلم 70 تا 105 میلی متری یا ورقه های فیلم 100 میلی متری انجام می شود و برای هر کدام از این فیلمها کاستهای مخصوص طراحی شده است.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

گرید:
در رادیوگرافی، شبکه یا گرید شامل یک سری از تیغه های سربی است که به وسیلة مواد شفاف نسبت به اشعه از یکدیگر جدا شده اند. این وسیله مؤثرترین راه جهت حذف پرتوهای ثانویه ناشی از میدان های بزرگ است. گریدها با جذب پرتوهای ثانویه قبل از آنکه به فیلم برسند، کنتراست را بهبود می بخشند.


3 روش جهت ارزیابی عملکرد گرید:

1- عبور پرتوهای اولیه (TP  ( Primary Transmission
2- ضریب بوکی            (B  ( Bucky Factor              
3- ضریب بهبود کنتراست (K (Contrast improvement factor


اندازه گیری درصد عبور پرتوهای اولیه از یک گرید می باشد که به صورت ایده آل یک گرید می بایست پرتوهای اولیه را به میزان صددرصد از خود عبور دهد.
TP= درصد پرتوهای عبوری اولیه                            100 × P I / TP = IP
IP= شدت پرتوها با گرید                                              P Iَ = شدت پرتوها بدون گرید
اندازه گیری های مختلف نشان می دهد که هنگام استفاده از گرید، کاهش قابل توجه ای در میزان پرتوهای عبوری ایجاد می گردد.
                                                 پرتوهای عبوری/ پرتوهای تابشی=B    (ضریب بوکی)
هرچه ضریب بوکی بیشتر باشد، شرایط اکسپوژر و پرتو دریافتی بیمار بیشتر خواهدشد.
ضریب بهبود کنتراست نسبت کنتراست با گرید به کنتراست بدون گرید میباشد.
                                            کنتراست بدون گرید/ کنتراست با گرید=K=
این معیار توانایی گرید در بهبود کنتراست که وظیفه اصلی آن می باشد را نشان میدهد.
این ضریب به kVp ، اندازه میدان تابش ضخامت فانتوم بستگی دارد. زیرا این سه عامل میزان پرتوهای ثانویه را تعیین می کند. همچنین افزایش کمیت پرتوهای ثانویه موجب ضعیف تر شدن کنتراست و کاهش این ضریب می گردد.

 گریدی که در انرژی های پائین خوب تر عمل می نماید. در برابر پرتوهای انرژی بالا نیز خوب تر عمل می کند.
عبارتست از کاهش پرتوهای اولیه به سبب بازتاب تصویر تیغه های سربی به صوت عریض تر از بزرگنمایی معمولی شان این مسأله در نتیجة رابطه هندسی ضعیف بین دسته اشعة اولیه و تیغه های سربی گرید حاصل می گردد.
میزان قطع گرید در گریدهای با نسبت بالا و فاصله کانونی کوتاه تر بیشتر است.
1- معکوس قرارگرفتن گریدهای کانونی:
به صورت قطع گرید شدیدی در محیط اطراف همراه با یک باند سیاه اکسپوژر در مرکز فیلم و عدم اکسپوژر در دورتادور فیلم مشاهده می شود. هر چه نسبت گرید بالاتر باشد ناحیه اکسپوژر شده، باریک تر می باشد.
2- جابجایی عرضی گرید _  زاویه داربودن گرید:
دراین حالت در سرتاسر سطح گرید کاهش یکنواختی در پرتوهای اولیه ایجاد می گردد و کلیشه رادیوگرافی حاصله به طور یکنواخت روشن می باشد. میزان قطع گرید در این حالت با افزایش نسبت گرید، فاصله از خط کانونی، افزایش و همراه با افزایش فاصله کانونی کاهش می¬یابد. این اثر را با استفاده از گریدهای با نسبت پائین و فاصلة کانونی زیاد می توان تاحدی اصلاح کرد.
3- خارج از کانون بودن گرید:
در این حالت قطع گرید به تدریج با دورشدن از مرکز فیلم ازدیاد می یابد قسمت مرزی فیلم تحت تأثیر فرارنگرفته ولیکن قسمت های محیطی روشن می باشند.
کاهش پرتوهای اولیه مستقیماً با نسبت گرید و فاصله از خط مرکزی متناسب می باشد.
4- ترکیبی از حالات2 و3:
این حالت متداول ترین نوع شناخته شده قطع گرید می باشد. که منجر به تابش غیریکنواخت فیلم شده و در نتیجه فیلم در یک طرف سفید و در سمت دیگر تیره خواهدشد.
میزان قطع گرید به طور مستقیم با نسبت گرید و فاصله از خط کانونی و به طور معکوس با فاصلة کانونی گرید رابطه دارد.

گرید متحرک بوسیلة دکتر پوتر در سال 1920 اختراع گردید. گرید متحرک جهت محونمودن سایة تیغه های سربی از روی تصویر استفاده می شود. جهت اجتناب از ایجاد تصاویر خطوط بر روی فیلم در یک گرید متحرک دو نکته باید توجه شود: 1- گرید بایستی به اندازة کافی سریع حرکت کند. 2- حرکت عرضی گرید نمی بایست با پالس های مولد اشعة ایکس همزمان باشد.
این نوع گریدها گران قیمت بوده و در معرض نقص می باشند و ممکن است موجب لرزش تخت شوند. مهم تر اینکه موجب افزایش دوز تابشی بیمار می شوند. 
براساس یک مصلحت گرایی بین کیفیت فیلم و اکسپوژر بیمار صورت می گیرد. گریدهای با نسبت بالا، فیلم هایی با کنتراست بهتر عرضه می نمایند؛ ولیکن در عوض اکسپوژر بیمار را افزایش می دهند. عموماً گریدهای با نسبت پائین برای پرتوهای با انرژی کم کافی می باشند. گریدهای 8:1 می بایست با انرژی های تابشی کمتر از kV90  و گریدهای 12:1 برای انرژی های بالاتر به کار برده شوند.
تکنیکی دیگر برای حذف پرتوهای ثانویه در میدان های وسیع رادیوگرافی می باشد. در این تکنیک فیلم در فاصله دورتری از بدن بیمار قرار می گیرد و پرتوهای ثانویه به سادگی در مسیر برخورد به فیلم قرار نمی گیرند.
در اثر ازدیاد فاصله عوامل اکسپوژر در این تکنیک در مقایسه با گرید بیشتر می باشد. ولی اکسپوژر بیمار عموماً در روش فضای خالی کمتر است؛ چرا که گرید مقداری از پرتوهای اولیه را جذب می نماید.
بوکی یا گرید شامل تعداد زیادی تیغه سربی است که توسط فضاهای شفاف نسبت به اشعه از هم جدا شده اند
اشعه ایکس اولیه در همان محورها که تیغه های سربی قرار دارند می باشد و از بین آنها می گذرد و به فیلم رادیولوژی می رسد بدون اینکه بر آن اثر گذارد اشعه پخش شده از نقاط مختلف در بدن بیمار ایجاد شده و در جهات مختلف حرکت می کند لذا بیشتر آنها بوسیله تیغه های سربی جذب می شوند

                                  نسبت بوکی عبارت است از نسبت ارتفاع تیغه های سربی به فاصله آنها
 

 

 

سه معیار برای ارزیابی کار گرید وجود دارد:
1- ضریب بهبود عملکرد
2- ضریب انتقال اولیه (میزان اشعه رسیده به فیلم با وجود گرید نسبت به اشعه رسیده به فیلم بدون گرید)
3- ضریب بوکی
حرکت گرید:
اگر بوکی ثابت باشد تصویر تیغه های سربی روی فیلم ظاهر می شود. حرکت بوکی این تصویر را از فیلم محو می کند. حرکت بوکی همزمان با شروع چرخش آند تیوب یا همزمان با شروع تابش آغاز می شود.
شرایط تابش با گرید متحرک به دلیل خطای انحراف جانبی و به سبب گسترش تابش روی تمام سطح فیلم کمی از گرید ثابت بیشتر است.
در دستگاههای رادیولوژی دونوع بوکی وجود دارد:
1- بوکی تخت:روی تخت وزیر صفحه رویی تخت قرار می گیرد. برای عکسبرداری از بیمار دو حالت خوابیده استفاده می شود.
2- بوکی ایستاده(بوکی استند): به صورت یک دستگاه جداگانه است وبرای عکسبرداری در وضعیت ایستاده و به کار می رود.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

بیماری فون ویلبراند چیست؟

 

موضوعپزشکي و سلامت

نويسنده  :  فدراسیون جهانی هموفیلی

مترجم     :  دکتر رویا دولتخواه

فرمت      :  Adobe Acrobat Reader .PDF

 

 

  • حجم فایل ، ۲۳۹.۳۰ کیلوبایت است .
  • برای دانلود دانلود کنید .                  



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389
فیلتر نمودن:
روشی است که در آن انرژی متوسط یک دسته اشعة ناهمگن با عبور از یک ماده جاذب افزایش می یابد.
با جذب نمودن فوتون های کم انرژی از دسته اشعه، قبل از رسیدن به بیمار می توان بافت ها را محافظت نمود. تنها عمل فیلترها در رادیولوژی تشخیصی کاهشِ دوز دریافتیِ بیمار است. فیلترها معمولاً یک صفحة فلزی می باشند که بین بیمار و لامپ اشعة ایکس قرار می گیرند.
دسته اشعة ایکس بوسیله مواد جاذب در سه سطح مختلف فیلتر می شوند که شروع آن از منبع اشعه می باشد:
1- لامپ اشعة ایکس و حفاظ آن( فیلتراسیون ذاتی)
2- صفحات فلزی که در مسیر دسته اشعة ایکس قرارگرفته است.( فیلتراسیون اضافی)
3- بیمار
این فیلتراسیون در نتیجة اشعة ایکس در حین عبور آن از لامپ و حفاظ آن رخ می دهد. فیلتراسیون ذاتی از 5/0 تا 0/1 میلیمتر معادل آلومینیوم متغیر می باشد.


معادل آلومینیوم: ضخامتی از آلومینیوم است که تضعیفی مشابه ضخامت ماده مورد نظر در اشعه ایجاد می کند. محفظة شیشه ای بیشترین سهم را در این فیلتراسیون دارا می باشد.
این فیلتراسیون از قراردادن مادة جاذب در مسیر دسته اشعة ایکس نتیجه می گردد. آلومینیوم و مس دو ماده ای هستند که معمولاً به عنوان مادة صافی انتخاب می شوند. مس با عدد اتمی 29 فیلتر خوبتری برای تشعشعات با انرژی بالا می باشد و آلومینیوم با عدد اتمی 13 یک صافی عالی جهت تشعشعات کم انرژی و یک صافی خوب برای منظورهای عمومی می باشد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389
 انتشار اشعه ایکس
یک الکترون می تواند در لایه های اتمی جابه جا شود و یک لایه به لایه ای که هنوز پر نشده نقل مکان پیدا می کند. اگر این انتقال به لایه پائین تر باشد با آزاد شدن انرژی همراه بوده که میزان این تابش انرژی با اختلاف سطح انرژی دو لایه برابر خواهد بود. اگر این تابش انرژی شکل فوتون به خود گرفته و دارای کمیت انرژی کافی باشد. اصطلاحاً اشعه ایکس نامیده می شود. بالعکس اگر حرکت الکترون به لایه بالاتر باشد،  این انتقال مستلزم جذب مقداری انرژی توسط الکترون است که مثلاً می توان با تابش اشعه ایکس به آن، ‌این انرژی را تأمین کرد. در تولید اشعه ایکس از سه خاصیت اتمهای تنگستن در هدف لامپ مولد اشعه ایکس استفاده می شود:
1- میدان الکتریکی
2- انرژی همبستگی مدارات الکترونی
احتیاج اتم به قرارگرفتن در پائین ترین وضعیت انرژی.
 اثر متقابل اشعه ایکس و ماده
فوتون های اشعة ایکس ممکن است با الکترون های مداری یا هستة اتم ها برخورد نمایند که البته در محدودة انرژی اشعة ایکس تشخیص برخوردها غالباً با الکترون های مداری می باشد. 5 راه اصلی برای برخورد یک فوتون اشعة ایکس با ماده وجود دارد:
1. پراکندگی همدوس          Coherent Scattering
2. اثر فتو الکتریک              Photoelectric effect    
3. پراکندگی کمپتون        Compton Scattering          
4. تولید جفت                 Pair Production       
5. تجزیه توسط فوتون    Photodisintegration    


ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389

وظیفه تولید ولتاژ بالای لازم برای ایجاد اشعه ایکس را درتیوب ژنراتورهای ولتاژ بالا بر عهده دارند. تغذیه این ژنراتورها از برق v 220 شهر به گونه تکفاز و یا سه فاز می باشد که خروجی ای تاحد kv 150 در مدت زمان کوتاهی تولید می کند. این بخش از سیستم رادیولوژی از یک جعبه فلزی متصل به زمین و پر از روغن و ترانسفورماتور ولتاژ پائین برای تغذیه فیلمان ها، همچنین یک ترانسفورماتور ولتاژ بالا و مجموعه ای از دیودهای یکسوکننده ولتاژ بالا و تعدادی کنتاکتور تشکیل شده است. وجود روغن درون جعبه ژنراتور به دلیل عدم بروز جرقه الکتریکی ناشی از ولتاژ بسیار بالا می باشد.

 ژنراتورهای اشعه ایکس(X – ray Generator):
انرژی فوتون های اشعه ایکس تولید شده تابع 1- انرژی جنبشی الکترون ها، 2- اختلاف پتانسیل دو سر تیوپ است. ابتدا ولتاژی حدود kv  150 – 40 به دو قطب تیوپ اشعه ایکس اعمال می شود. الکترون هایی که توسط فیلامان تولید شده اند دراین اختلاف پتانسیل به سمت قطب آند شتاب می گیرند و پس از برخورد به هدف به فوتون هایx – ray تبدیل می شوند. اختلاف پتانسیل در سر تیوپ، موجب افزایش انرژی جنبشی الکترون ها و تولید فوتون های پر انرژی تر می گردد. هر چه ضخامت عضو بیشتر باشد، فوتون های پر انرژی تری لازم است. برای به راه اندازی تیوپ و در تولید اشعه ایکس، از ژنراتور استفاده می شود.
- وظایف ژنراتور:
1- تأمین اختلاف پتانسیل دو سر تیوپ اشعه ایکس.
2- ملتهب کردن فیلامان برای تولید الکترون.
3- کنترل اختلاف پتانسیل دو سر تیوپ.
ولتاژ مورد استفاده در ژنراتورهای اشعه ایکس از نوع ولتاژ متناوب است.
دو نوع ولتاژ متناوب داریم: 1- تکفاز و 2- سه فاز.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389
تیوپ شیشه ای:
حباب خلاء شیشه ای است که از شیشة مخصوص و محکم ساخته شده است و شامل: 1-  فیلامنت سیمی (از جنس تنگستن)، 2- متمرکزکننده از جنس مولیبدنیوم یا فولاد، 3- آند مسی که روی آن هدفی از جنس تنگستن است، میباشد.
 محفظة تیوپ:
از جنس فولاد بوده که مملو از روغن است و حباب شیشه ای را دربرمی گیرد. این محفظه محلی برای اتصال کابلهای فشار قوی داشته و دارای پایه ای است که تیوپ را نگه می دارد.
تمام پرتوهایی که از هدف منتشر می شوند به جز پرتوی که از طریق پنجره رادیولوسنت خارج  می شود، توسط لایه سربی که به صورت آستری محفظة تیوپ را پوشانیده، به شدت جذب می شوند. روغن داخل محفظه گرم و منبسط می شود. داخل محفظه وسیله ای بادکنکی است که فضای اضافی بوجود میآورد تا در زمان انبساط فضای لازم را ایجاد کند. وظیفة روغن ایجاد عایق الکتریکی و نیز انتقال گرما از آند به محفظه است. برای انتقال جریان از ترانسفورماتور فشار قوی به تیوپ اشعه ایکس از کابل های فشار قوی استفاده  می شود. در این دستگاه تیوپ اشعه ایکس ضمن تولید اشعه ایکس به عنوان یکسوکننده نیز عمل می کند. مزیت این دستگاه نسبت به دستگاه های مجهز به یکسو کننده تمام موج عبارت است از سادگی، کوچکی، قابلیت مانور، ارزان بودن و... و عیب آن محدودیت در درجة حرارت است.


ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389

هنگامی که یک جریان الکترونی با سرعت زیاد به هدف برخورد کند، شتاب خود را از دست داده و با تبدیل انرژی، ایجاد اشعه ایکس می کند.
به طور کلی اشعه در اثر دو فرایند تولید میشوند:

1- پدیده ترمزی  در این پدیده الکترونها به دلیل انرژی جنبشی که دارند به داخل اتمهای آند وارد میشوند و تحت تاثیر میدان اتمهای سنگین هدف از مسیر اولیه منحرف شده و دارای تغییر سرعت و کاهش انرژی میشوند. این انرژی به صورت پرتو  تابیده میشود. در این فرایند راندمان تولید اشعه بسیار کم  میباشد. در این طیف ماکزیمم انرژی مربوط به الکترونی است که بیشترین انحراف را توسط هسته داشته و هیچگونه اتلافی در انرژی آن صورت نپذیرفته است. مینیمم انرژی نیز مربوط به مواد جاذب سرراه فوتون ها است که چه کسری از انرژی آنها را جذب کرده اند. قله انرژی نیز مربوط به بالاترین انرژی اعمالی به تیوب است.


2- پدیده تابش اختصاصی: در این پدیده الکترون های تابیده شده از فیلامان به الکترون های مدارهای داخلی اتم های هدف نظیر kبرخورد می کنند و باعث کنده شدن این الکترون ها از مدار مربوطه می شوند و لذا در این لایه یک حفره به وجود می آید. با پُرشدن این حفره توسط الکترون های لایه های بالاتر، اختلاف انرژی دو لایه به صورت فوتون از ماده هدف خارج می شود. طیف اختصاصی برای تنگستن که عنصر سازنده آند در لامپ های اشعه  است   می باشد.
اگر شدت باریکه الکترونی را در نظر بگیریم، تولید نور و گرما خواهیم داشت. یعنی در سطح آند از انرژی اولیه باریکه الکترونی تشعشع خواهیم داشت.
تاثیر انرژی باریکه پرتو بر کیفیت تصویر نهایی:
میزان :  معرف قدرت نفوذ پرتو در بیمار و کیفیت تصویر نهایی است. 
  پائین باعث ایجاد کنتراست زیاد و تمایز بهتر بافتهای نرم میشود. به همین دلیل در ماموگرافی از انرژی های پائین استفاده میشود.
بالا باعث افزایش انرژی و افزایش میزان نفوذ تشعشع در بافت و کاهش کنتراست میشود.
به طور کمی مقدار اشعه دریافتی در گیرنده تصویر با توان دوم  رابطه دارد.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389
 مفاهیم رادیولوژی :

همان طور که می دانید الکترونها ذرات با بار منفی هستند که در یک توصیف ساده روی مداراتی به دور هسته می چرخند. با توجه به برابر بودن تعداد الکترونها و پروتونهای یک اتم در حالت عادی ،‌ این اتم از لحاظ بار خنثی می باشد. این توصیف که به منظومه شمسی شبیه است ، تفاوتهایی نیز با آن دارد ، از جمله اینکه در هر مدار بر خلاف مدارات منظومه شمسی بیش از یک الکترون وجود دارد و آن به این نحو است که در مدار اول حداکثر 2 الکترون ، در مدار دوم حداکثر 8 الکترون و...که اگر به صورت ریاضی این روند را نشان دهیم و شماره مدار را n فرض کنیم حداکثر تعداد الکترونی که می تواند در آن مدار قرار گیرد از رابطه Zn2 بدست خواهد آمد. ترتیب این مدارات با حروف لاتین که با حروف K شروع می شود ، نامگذاری شده است.
تفاوت دیگری که مدارات اتم با منظومه شمسی دارد ، کروی شکل بودن لایه مدارات است. الکترون لایه اول که نزدیکترین لایه به هسته است ، الکترون K نامیده می شود و به همین ترتیب لایه های بعدی N , M , L و... از هسته دور می شوند. قطر لایه های الکترون نشأت گرفته از سه اثر هستند که عبارتند از:
1- نیروهای هسته ای وارد بر الکترونها
2- مومنتوم زاویه ای
3- انرژی الکترون



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389

تاریخچه رادیولوژی :


کشف اشعه ایکس توسط , ویلهلم کنراد رونتگن و همزمان با آغاز Musculoskeleta Radiology بود. بطوریکه اولین رادیوگرافی از انسان ، از دست خانم Bertha ، همسر رونتگن ، در 22 دسامبر 1895 بعمل آمد . رونتگن دراولین روز سال 1896 گزارشی از تحقیقات اولیه خود و اولین تصویر X-Ray به دانشگاه های اروپا فرستاد که باعث شور و هیجان خاصی شد . در 13 ژانویه در یک نمایش اختصاصی و غیر رسمی دستاورد خود را به نمایش گذاشت.
بعداز اصرارهای زیاد از طرف دانشگاه ها، رونتگن ، در 23 ژانویه 1896 درسالن سخنرانی انستیتو فیزیک Wurzburg درهمان ساختمانی که در 18 نوامبر 1895 اشعه ایکس راکشف کرده بود درمورد کشف خود سخنرانی کرده از دست پرفسور آناتومی آقای von Kolliken ، رادیوگرافی کرد که باعث شد پرفسور، رونتگن را مورد تمجید و ستایش قرار بدهد و پیشــنهاد کــرد که پــدیـده جدید را اشعه رونتگن بنامند. بــنابراین توسط تصویربرداری از دست با استفاده از اشعه ایکس، رشته تخصصی پزشکی رادیولوژی و زیر رشته تخصصی Musculoskeleta Radiology همزمان بوجود آمدند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
نان سفید برای تندرستی زیان آور نیست اما چربی های شکم را افزایش می دهد .

پژوهشگران دانشگاه تافتز (tufts) آمریکامی گویند نتایج تحقیقات آنان نشان می دهد اگر کسی بخواهد از چربی اضافی شکم خلاص شود نان های تیره و سبوس دار مصرف و از خوردن نان سفید دوری کند.

در این تحقیق شرایط دو هزار و ۸۰۰ نفر را مطالعه و بررسی شد و نتایج آن نشان داد، نان سفید برای تندرستی زیان آور نیست اما چربی های شکم را افزایش می دهد.

این در حالی است که چربی های شکم با خوردن نان به رنگ تیره و تهیه شده از دانه های سبوس دار برطرف می شود،زیرا نان سبوس دار حاوی ویتامین های ب ۱۲، ب ۱۴ و املاح مفید دیگری است که به سادگی چربی های شکم را از بین می برد.

“نیکولا میکن”، محقق این بررسی توصیه کرد، نباید در مصرف نان تیره زیاده روی کرد،زیرا ممکن است عوارض داشته باشد.

محققان بر این باورند، مصرف معقول نان سبوس دار، سه مرتبه در روز همراه با یک بار نان سفید می تواند در یک دوره دو تا سه ماهه سبب کاهش وزن و کاهش بسیار چربی های شکم شود.

آنان همچنین بر مصرف میوه ها و سبزی ها  و پرهیز از مصرف دخانیات، غذای چرب و الکل تاکید کردند.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389

فنوباربیتال جزء داروهای باربیتورات می باشد. این داروها اصولا در درمان انواع مختلف صرع استفاده می شوند. فنوباربیتال در درمان بی خوابی و اضطراب نیز بکار می رود. این دارو کاربردهای دیگری نیز دارد. فنوباربیتال در قالب قرص و تزریق در دسترس است.

، فنوباربیتال قدیمیترین داروی ضد تشنج می باشد که هنوز هم مورد استفاده بیماران قرار می گیرد. این دارو برای مدت طولانی در بدن باقی می ماند، بنابراین مقدار دارو در خون تقریبا ثابت باقی می ماند حتی اگر یکبار در روز مصرف شود .

دسته دارویی : ضد تشنج
اشکال دارویی : قرص های mg ١۵ ، mg ٣٠ ، mg ۶٠ ، mg ١٠٠
شربت ( مایع ) : ml ۵ / mg ٢٠

* موارد مصرف

فنوباربیتال بیش از ٨٠ سال است که جهت درمان انواع تشنجات استفاده می شود. این دارو به مدت طولانی به تنهایی و یا همراه با سایر داروهای ضد تشنج ، جهت کنترل تشنجات پارشیال و تشنجات تونیک – کلونیک استفاده می شود. همچنین جهت پیشگیری و درمان حملات تشنجی ناشی از تب نیز مصرف می شود.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر 1389
وراپامیل VERAPAMILE
 نام تجاری:

 برکاتنس، کوردیلوکس، سکورون اس آر، یونیور

اشکال دارو:

قرص، قرصهای آهسته رهش، شربت، آمپول.
وارپامیل برای کنترل پرفشاری خون ، آنژین صدری (درد قلبی قفسه سینه )، و بی نظمی ضربان قلب و نیز جلوگیری از سردرد میگرنی تجویز می شود.

وراپامیل از دسته مسددهای کانال کلسیم است که کارشان تداخل در هدایت پیام ها در عضلات قلب و عروق خونی است. این دارو که برای درمان فشارخون بالا و آریتمی مصرف میشود برای آنژین نیز تجویز میشود به این شکل که از حملات مکرر آنژین می کاهد اما اگر حمله شروع شده باشد نمی تواند به سرعت و در حد کافی اثر تسکینی روی درد داشته باشد. وراپامیل توانایی تحمل فشارهای فیزیکی را بالا می برد و بدلیل عدم اثر روی تنفس برای مبتلایان به آسم قابل استفاده است.

وراپامیل به خاطر اثراتی که بر قلب دارد در برخی از ناهنجاریهای ضربانی قلب نیز استفاده میشود. در اینگونه موارد علاوه بر قرص از آمپول نیز می توان استفاده کرد. وراپامیل برای کسانی که فشارخونشان پایین است یا ضربان قلب آنها کند است و یا دچار نارسایی قلبی هستند تجویز نمیشود زیرا ممکن است این ناراحتی ها را وخیم تر کند. این دارو موجب یبوست نیز میشود.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
پژوهشگران علوم ژنتیک در دانشگاه آکسفورد می گویند طی تحقیقاتی  موفق شدند  ژن عامل بروز بیماری میگرن را کشف کردند. این کشف می تواند بارقه ای از امید را در دل مبتلایان به این بیماری دردناک روشن کند.  
   
این کشف راه را به سوی تولید داروهای میگرن باز می کند و نشان می دهد چگونه سردرد های ناتوان کننده از والدین به فرزندان انتقال می یابد.
محققان واحد ژنومیکس عملکردی شورای تحقیقات پزشکی در دانشگاه آکسفورد ژن TRESK را در خانواده های بیماران مبتلا به میگرن کشف کردند.
زمانی که این ژن جهش می یابد می تواند به آسانی مراکز درد را در مغز هدف قرار داده و سردردهای شدیدی را ایجاد کند.
از هر چهار زن یک نفر و از هر ۱۲ مرد یکی به میگرن مبتلا هستند. حملات میگران در اثر تنش، لامپ های فلوئورسان، غذاهایی مثل شکلات، کافئین یا الکل ایجاد می شود.
سازمان بهداشت جهانی میگرن را از جمله علل مهم ناتوانی در سراسر جهان اعلام کرده است. این بیماری پرهزینه ترین اختلال عصبی در اروپا ارزیابی شده است.
زامیل کیدر مجری این تحقیقات می گوید: اکنون چرایی و چگونگی ابتلا به میگرن را کشف کرده و دریافته ایم که چگونه این درد از والدین به فرزندان منتقل می شود.
در هنگام درد میگرنی، مبتلایان درد شدیدی را در یک سمت سر که حساس به نور روشن و صدا است و حالت تهوع احساس می کنند. اغلب فرد مبتلا تمایل به خوابیدن در اتاق تاریک دارد. حملات شدید می تواند چندین روز طول بکشد.
از هر دو فرد مبتلا به میگرن، یک نفر معتقد است تغییرات در آب و هوا می تواند موجب بروز حمله میگرنی در وی شود.
محققان دانشگاه هاروارد سال گذشته نشان دادند کاهش فشار جوی و افزایش دما می تواند موجب سردردهای میگرنی در این افراد شود. 

نتایج این تحقیقات در نشریه ژنتیک نیچر منتشر شده است.



ارسال توسط سید معین سیحون
پژوهشگران می گویند “ ترافیک اطلاعاتی ” عامل میگرن در مغز است .
یک تیم بین‌المللی از پژوهشگران ژنتیک، ژنی کشف کردند که نقص عملکرد آن موجب بروز سردردهای میگرنی متداول می‌شود. این ژن فعالیت پروتئینی را کنترل می‌کند که وظیفه آن برطرف کردن ترافیک‌های اطلاعاتی در مغز است.
 تیم “آرنو پالتوی” از انیستیتو Wellcome Trust Sanger  بریتانیا در ‎تازه‌ترین شماره مجله تخصصی “طبیعت ژنتیک” مقاله‌ای منتشر کرده که نتیجه تحقیقات گسترده این تیم در مورد سردردهای متداول میگرنی است.

این تیم ژنی کشف کرده است که عملکرد ناقص آن موجب بروز سردردهای میگرنی  می‌شود. تا کنون تحقیقات مختلفی در مورد تأثیر ژن‌ها در بروز سردردهای میگرنی صورت گرفته است. البته بخش عمده این تحقیقات به‎ سردردهای نادر و شدید مربوط می‌شود.

 
تیم آرنو پالتوی برای نخستین بار در مورد سردردهای متداول میگرنی تحقیق کرده است. دکتر پالتوی خود می‌گوید: «برای نخسیتن بار موفق شدیم مجموعه ژنوم ‌هزاران انسان را با دقت کامل بررسی کنیم.

در این تحقیق فعالیت ‌ژن‌ها و اثر آنها را بر سردردهای متداول میگرنی را پیگیری کردیم و به نتایج جالبی رسیدیم.»



ارسال توسط سید معین سیحون
پژوهشگران موسسه تکنولوژی کالیفرنیا پس از دستیابی به این نتایج، مولکولهای کوچک RNA شرطی شده ای را ایجاد کردند که می توانند راه جدیدی در مبارزه با سرطانها را ارائه کنند.

 به نقل از ساینتیست  ،  علت اصلی بروز عوارض جانبی داروهای شیمی درمانی این است که این داروها به اندازه کافی گزینشی و انتخابی نیستند و بنابراین علاوه بر سلولهای سرطانی بسیاری از سلولهای سالم و به خصوص سلولهای درحال تکثیر را نابود می کنند.

این دانشمندان در این خصوص توضیح دادند: اگر به درمان سرطان همانند یک برنامه رایانه ای نگاه کنیم می توانیم آغاز عملکرد درمانی را در سطح سلولی تصور کنیم. درصورتیکه یک جهش ژنتیکی مناسب وجود داشته باشد برنامه درمانی اجرا می شود.

در این راستا، این محققان مولکولهایی را در سطح لابراتواری ایجاد کردند که قادرند این وظیفه انتخابی/ گزینشی را در مقابل سلولهای توموری اشکال مختلف سرطان مغز، پروستات و استخوان انجام دهند.

پژوهشگران آمریکایی افزودند: این مولکولها قادرند یک جهش را در داخل سلولهای توموری ایجاد کنند. با این جهش، پاسخ به درمان در سلولهای سرطانی فعال می شود و در عوض سلولهای سالمی که در آنها این جهش ایجاد نشده است نسبت به داروهای شیمی درمانی بدون واکنش می مانند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
پژوهشگران می گویند یافته های جدید نشان می دهد .که موسیقی اضطراب بیمار را کاهش می دهد  .

   
 
دانشمندان دانشکده پرستاری و بهداشت دانشگاه درکسل آمریکا دریافته اند، استفاده از دستگاه تنفس مکانیکی اغلب باعث ناراحتی و اضطراب در بیماران می شود.

احساس تنگی نفس، ساکشن مکرر ، ناتوانی در صحبت کردن ، عدم قطعیت در مورد محیط و شرایط اطراف، ناراحتی، انزوا از دیگران و ترس که تمامی این شرایط به سطوح بالایی از اضطراب کمک می کنند.
از سوی دیگر تجویز داروهایی برای کاهش اضطراب نیز می تواند به افزایش هزینه های و پزشکی و زمان بستری شدن در بیمارستان منجر شود.
اما تحقیق جدید نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی با کاهش یاضطراب و نگرانی بیمار می تواند عوارض کمتری برای بیمار داشته باشد.
استفاده از دستگاه تنفس مکانیکی تجربه استرس زایی برای بیمار است. اما جالب آنکه موسیقی می تواند شیوه ای برای کاهش اضطراب در این بیماران فراهم آورد بدون آنکه عوارض جانبی هزینه بری ایجاد کند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
برخی از کارشناسان و متخصصان می گویند: تمرکز ذهنی کلید موفقیت در کارها است و این بار روانپزشکان تاکید کردند که تمرکز ذهن علاوه بر موفقیت، جاده و شاه راهی بسیاری شادمانی و خرسندی است.

 

نقل از سی بی اس  ،  در عوض افرادی که ذهنی سرگردان و پریشان دارند از یک غمگینی و افسردگی عمومی رنج می برند.

این روانپزشکان می گویند: ذهن حیوانات به طور کامل تمرکز روی هدفی است که در نظر دارند و از هدفشان دور نمی شود، اما برعکس انسان ها در کارهای روزانه حداقل ۴۷ درصد از ذهنشان پریشان و سرگردان است و روی کاری که انجام می دهند، متمرکز نیست.

به نظر می رسد که این سرگردانی ذهنی تاثیر بسیار شدیدی روی سلامت احساسی انسان ها دارد.

روانپزشکان هاروارد تاکید کردند: ذهن انسان یک ذهن سرگردان است و ذهن سرگردان غمگین است.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون

چگونه چون يك مدير عالي بينديشيم

كتاب" چگونه چون يك مدير عالي بينديشيم " يك گنج واقعي حاوي توصيه هاي داهيانه ، انديشمندانه و بسيار كابردي است .  گري هارت

   اگر من موقعي كه كارم را شروع مي كردم اين كتاب را خوانده بودم حتم دارم كه صعود از نردبان شغلي برايم سريعتر ، راحت تر و بسيار مفرخ تر مي بود .  روبن مارك

به كسيكه آرزو دارد درمسير شغليش به بالاترين سطوح مديريت برسد ارزشمندترين هديه اي كه مي توان داد اين كتاب است . ناشر مجله فوربس

  • حجم فایل ، 388 KB  است .
  • برای دانلود دانلود کنید .                  


 



ارسال توسط سید معین سیحون

این کتاب تحت عنوان "نکته های آزمایشگاهی" است که در مورد روش های تشخیصی و تست های روتین ازمایشگاهی شما را راهنمایی میکند . این مجموعه شامل ۴۰۰ تست ، مقادیر رفرنس ، جمع آوری نمونه و چندین اندیکس دیگر در زمینه های گوناگون آزمایشگاهی است . با توجه به خلاصه بودن و داشتن محیطی جذاب ورنگی در این ایبوک ، اطلاعات بسیار خوبی را در اختیار شما قرار می دهد .

 

 حجم فایل ۱مگابایت است

برای دانلود ایبوک کلیک کنید.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه چهارم آذر 1389
 
 
و در آخر
 
 
 


ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
آرتریت روماتوئید(RA) یکی از شایع ترین بیماری های اتوایمیون می باشد.خصوصیات اصلی RA التهاب مفاصل است که موجب تخریب مفصل و از دست رفتن کارائی آن می گردد.تشخیص زودهنگام RA و شروع سریع درمان مناسب آن یکی از مهمترین راههای جلوگیری از تخریب کامل مفصلی می باشد.تشخیص Ra اساسا به علائم کلینیکی و آزمایشات سرولوژیک بر علیه آنتی بادی های ضد فاکتور روماتوئید(RF) تا کنون محدود بوده است.RF یک مارکر سرولوژیک برای تشخیص RA با اختصاصیت 70 در صد می باشد.در چندین بررسی نشان داده شده که آنتی بادی هایی بر علیه بقایای سیترولین شده اسید آمینه آرژنین در پروتئین های الیاف غضروفی در بیماران RFمنفی مبتلا به آرتریت روماتوئید دیده می شود.اندازه گیری Anti-MCV بخصوص در بیماران RF منفی توصیه می شود.سیترولین شدن، یک واکنش آمیناز پپتدیل آرژنین بوده که اسید آمینه آرژنین را به سیترولین تبدیل می کند.سیترولین شدن اسیدهای آمینه اساسا در سلول ها انجام شده و در آن اسید آمینه آرژنین به یک ترکیب پروتئینی غیر معمول به نام سیترولین تبدیل می شود که سیستم ایمنی آن را غریبه به حساب آورده و بر علیه آن آنتی بادی می سازد؛آنتی بادی هایی که موجب التهاب و تخریب سلول های سینوویال در غضروف ها می گردند.انواع گوناگونی از پروتئین های سیترولین شده در بیماران RA پیدا شده اند.یکی از آنها Saآنتی ژن یا Mutated Citrullinated Vimentin یا (MCV) می باشد.


ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

اعضا لنفاوی به دو دسته تقسیم می شوند:

۱)اعضای لنفاوی اولیه یا مرکزی              2)اعضای لنفاوی ثانویه یا محیطی
1)اولیه:در انسان شامل تیموس و مغز استخوان و در پرندگان بورسا است.
2)ثانویه:به دودسته تقسیم می شوند:

الف)اعضای لنفاوی ثانویه کپسول دارمانند طحال و عقده های لنفاوی.  
 ب)اعضای لنفاوی ثانویه بدون کپسول مثل لوزه ها،آپاندیس و گره های لنفاوی.
به اعضای لنفاوی ثانویه کپسول دار MALT هم می گویند    (Mucosal-Assouated-Lymphoid-Tissue)

اگرگره های لنفاوی در دستگاه گوارش باشند به آنها GALT ،اگر در دستگاه مخاط باشند MALT و اگر در دستگاه تنفسی باشند BALT میگویند.

ساختمان اعضای لنفاوی:

1-مغز استخوان:در طی زندگی جنینی سلولهای خونساز ابتدا در کیسه زرده،سپس در کبد و طحال تولید می شوند و پس از آن در مغز استخوان ساخته می شوند.در یک فرد بالغ خونسازی بیشتر در مغز استخوان است.تکامل لنفوسیت های B در مغز استخوان صورت می گیرد.بنابراین مغز استخوان هم می تواند جز اعضای لنفاوی اولیه و هم اعضای لنفاوی ثتنویه قرار بگیرد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
در 2Me به دنبال کلاس آنتی بادی می گردیم(IgM یا IgG).در 2ME باید از ماده خاص خود استفاده کرد.ماده 2ME (تو مرکاپتو اتانول) ماده ای احیاکننده است که می توند باندهای دی سولفیدی را مجزا کند و مولکول پنتامر IgM را تخریب کند.2ME در مولاریته معین و مدت زمان معین قادر است پیوندهای دی سولفیدی خارج مولکولی IgM را تخریب کند.آنتی بادی از دو زنجیره سبک و دو زنجیره سنگین تشکیل شده است.در مولاریته معین و زمان 2 ساعت پیوندهای خارج سلولی شکسته می شود.اگر مولاریته افزایش پیدا کند و یا زمان بیش از 2 ساعت شود 2Me  روی پیوندهای داخل سلولی هم اثر می گذارد و می توند آنها را بشکند.2Me مولکولهای پنتامر را تبدیل به مونومر می کند و مونومرها قدرت اتصال ندارند.
برای انجام 2Me باید سرم را با 2Me مجاور کرد و به مدت 5-1 ساعت آنها را انکوبه کرد،رقتهای مختلف از آن تهیه کرد و بقیه کار را به روش رایت لوله ای ادامه داد.در روش 2Me باید رقت سرم را در نظر داشت تا پس از رقیق کردن لوله ها در آن ضرب کرد.


ارسال توسط سید معین سیحون

این نوع واکنش خود به دو شکل می تواند اتفاق بیافتد:
۱-سیستمیک یا عمومی (به نوع سیستمیک اصطلاحا آنافیلاکسی می گویند Anaphylaxi)   
2-موضعی (اصطلاحا آتوپی گفته می شود Atopy)
اگر واکنشهای مخرب در تمام بدن اتفاق بیفتد می گوئیم تیپ یک سیستمیک.اما اگر فقط در یک ارگان اتفاق بیفتد می گوئیم ازدیاد حساسیت تیپ یک موضعی

مکانیسم وقوع واکنشهای تیپ یک:
در واکنشهای ازدیاد حساسیت (آلرژیک) به آنتی ژن ،آلرژن گفته می شود.
مرحله 1)حساس شدن:فرد برای نخستین بار با آلرژن روبرو می شود چند روز بعد بدن آنتی بادی نوع IgE می سازد.IgE که سیتوتروپ است (یعنی دوست دارد روی گلبول ها و سلولها بنشیند) روی مست سل ها (در بافت مخاطی و پیوندی) و بازوفیل ها (در خون محیطی) متصل می شود.سلولهای مذکور در سطح خود برای IgE گیرنده دارند.این مرحله بی سر و صدا و بدون واکنشهای خارجی است.
مرحله2)ظاهر شدن واکنش:در این مرحله به محض تماس مجدد با همان آلرژن اولی، مرحله دوم رخ می دهد.بدین ترتیب که آلرژن ورودی به IgEهایی که در سطح سلولها قبلا نشسته اند متصل می شود.آلرژن از طریق Fab گیرنده( IgE )به آن ها می چسبد و دو ملوکول گیرنده را مثل پل به هم وصل می کند. به محض چنین اتصالی فعل و انفعالاتی درون سلول صورت خواهد گرفت که منجر به پاره شدن گرانولها و خروج مواد شیمیایی آنها می شود.این مواد شیمیایی متعددند و اثرات متفاوتی روی بافتها و عروق دارند.علائم و نشانه هایی که بوسیله اثرات این مواد آشکار می شود را تضاهرات آلرژی می گویند.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
سیستم کمپلمان به زبان فارسی یعنی مکمل یا تکمیل کننده واکنش آنتی بادی.مان قدیمی آن آلکسین است.بطور کلی برای کشتن باکتریها و یا متلاشی کردن و یا لیز گلبول قرمز به دو ماده در سرم نیاز داریم:1-ماده ای که در حرارت 56 درجه به مدت 0.5 ساعت مقاوم است و فقط در سرم های حیوان و انسان ایمن وجود دارد و به نام آنتی بادی است.2-ماده ای که نسبت به حرارت حساس است و غیر فعال می شود (Inactive) و نیاز به مصومنیت در سرم ندارد و فقط در سرم تازه وجود دارد که این ماده کمپلمان نامیده می شود('C ,C).کمپلمان از مجموعهپروتئینی تشکیل شده که بصورت غیرفعال در سرم افراد وجود دارد.کمپلمان بوسیله سلولهای ماکروفاژ، منوسیت،بافت چربی،بافت ریه،سلولهای اپی تلیال روده،دستگاه تناسلی-ادراری بجز کلیه سنتز می شود.کمپلمان نسبت به اسیدها ، بازها، حرارت، کهنگی و نمکها حساس است و غیرفعال می گردد.


ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

بیماریهایی هستند که قارچ در قسمتهای بالایی طبقه شاخی پوست یا ساقه آزاد مو جایگزین می شود.این قسمت مرتی در حال ریزش است.
شدت واکنش بدن بسته به این است که متابولیت های قارچها وارد قسمت های زیر می شود یا نه (قسمتهای زیر زنده اند.)در بیماریهای سطحی قارچ در قسمتهای بالایی جایگزین می شود، پس بدن انسان را کمتر تحریک می کند و واکنش بدن کمتر است.این بیماری را می توان با بیماریهای جلدی مقایسه کرد.در بیماریهای جلدی قارچ در قسمتهای زیری جایگزین می شود پس بدن را بیشتر تحریک می کند.
قارچها همچنین می توانند ساقه آزاد مو را گرفتار کنند.ولی در بیماریهای جلدی هم قسمت بالایی و هم فولیکول (بجز ریشه ) گرفتار می شود.
بیماریهای مختلفی در این قسمت وجود دارد که شایع ترین بیماری تینه آ ورسیکالر Tinea versicolor است ، عامل بيماري مخمر چربي دوستي است بنام Malassezia furfur.
Malassezia furfur:
این مخمر بطور فلر نرمال روی پوست انسان زندگی می کند و اگر تعادل فیزیولوژیک بدن بهم بخورد (بیشتر در فصول گرم سال و به عللی مثل تعریق زیاد ف عدم رعایت نکات بهداشتی ، استفاده بیش از حد از آنتی بیوتیک و غیره ) باعث می شود این قارچ فعال شده و باعث ایجاد ضایعاتی در پوست می شود.این بیماری بیشتر در مناطق گرمسیر و در جوانان بخصوص آقایان در سن بلوغ می باشد.چون در مردان بعد از بلوغ به علت افزایش تستسترون،چربی پوست بیشتر می شود و این قارچ هم چربی دوست است.
بیشتر در قسمتهای بالایی بدن مثل گردن ، سینه ،پشت و روی بازوها این بیماری ایجاد می شود.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
ژیاردیا تک یاخته ای است از دسته تاژکداران که دارای ۸تاژک می باشد که هم به فرم کیستی و هم تروفوزوئیت دیده می شود.

انتشار:
انتشار این انگل جهانی است. در مناطق گرم و مرطوب و مناطقی که وضعیت بهداشتی مناسبی ندارند آلودگی بیشتر ایت. در کشور ایران هم در نواحی گرم و مرطوب بیشتر ار سایر نقاط است. در استان خوزستان میزان آلودگی متغیر است و ممکن است تا ۳۰٪ برسد.

مرفولوژی و محل جایگزینی:
به دو شکل دیده می شود:
۱-فرم تروفوزوئیتی یا فعال:بدن این انگل در قسمت قدامی پهن و گرد است و قسمت خلفی باریک است و شبیه گلابی است.دارای اندامی به نام اکسوتیل است که نقش ستون فقرات را برای تک یاخته ایفا می کند.اندام دیگری به نام جسم کوستا دارد که حکم دنده را برای انگل بازی می کند.دارای ۲هسته با کاریوزوم بزرگ در قسمت قدام انگل و صفحه مکنده که در قسمت جلو انگل قرار دارد می باشد که وظیفه آن چسبیدن به مخاط روده میزبان است.این تک یاخته دارای ۴ جفت(۸عدد) تاژک می باشد.اندازه آن ۱۸-۱۰ میکرون می باشد.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

این انگل با نامهای متفاوتی شناخته می شود از جمله:
انتروبیوس ورمیکولاریس   Enterobius vermicularis
اکسیوریس ورمیکولاریس    Oxyuris vermicularis
کرم نشیمن گاهی    Seat worm
کرم سوزنی    Pin worm
کرم نخی    Tread worm

انتشار جغرافیایی:
این انگل شیوعش از سایر کرمهای انگلی بیشتر است و علت شیوع بیشتر آن سادگی سیر تکامل و سهولت در پراکندگی تخم آن است.تمام افراد بخصوص اطفال مبتلا می شوند.شدت آلودگی در خانواده های پرجمعیت و فقیر،ساکنین نوانخانه ها ،پرورش گاهها و یتیم خانه هایی که فاقد موازین بهداشتی می باشد بیشتر است(مهدها ، خوابگاهها،سربازخانه ها).
بچه ها نسبت به بزرگتر ها و سفید پوست ها نسبت به سیاه پوست ها بیشتر آلوده می شوند.پراکندگی این کرم در تمام ایران گزارش شده،بیشتر در نواحی شمال غربی و مناطق سردسیر بیشتر است.نسبت آلودگی تا سن 2سالگی در حداقل است ور سن مهد کودک و کودکستان در حداکثر خود بوده است که آقای ظهور و همکاران طبق تحقیقاتی در سال 1368 این مسئله را اعلام کرده ان
میزبان اصلی این کرم انسان است.میزبان واسط ندارد و محل جایگزینی روده بزرگ بخصوص سکوم است



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

این کرم از خانواده هایمنولیپیده و راسته سایکلوفیلیده و رده سستودها می باشد.
یکی از شایع ترین کرمهای نواری در سراسر ایران و دنیاست.آلودگی به این انگل بیشتر در مناطق گرمسیر و مراکز تجمع کودکانی که در شرایط غیر بهداشتی (فقیرنشین) زنگی می کنند است.در ایران میزان آلودگی تا 20% هم گزارش شده است.
میزبان اصلی آن انسان است و میزبان واسط ندارد، ولی انسان می تواند به عنوان میزبان واسط هم قرار بگیرد.محل جایگزینی و استقرار انگل بالغ انتهای روده باریک (ایلئوم)است.

مرفولوژی:از نظر شکل ظاهری کرم بالغ 4-1 سانتی متر اندازه دارد ولی می تواند تا 10 سانت هم برسد.کوچکترین کرم نواری روده باریک انسان است.هرمافرودیت هستند،بدن از سه قسمت:سر ،گردن و بندها تشکیل شده است.تعداد بندها می تواند تا 200عدد هم برسد.سر یا اسکولکس نیمه کروی (فنجانی شکل) دارای 4 بادکش و یک تاج قلابدار است که یک ردیف قلاب روی آن قرار دارد.گردن دارای لایه زایاست.منفذ تناسلی در کنار تمام بندها و در یک سمت وجود دارد.بندهای بارور قبل از دفع در روده میزبان متلاشی می شوند و تخمها همراه مدفوع دفع می گردند.


در تصویر بالا سر یا اسکولکس مشاهده می شود.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
آمیب ها مهمترین تک یاخته در دسته ریشه پائیان یا Rhizopoda هستند.وسيله حرکتي آنها پاي کاذب است.فاقد پوشش خارجي هستند،به همين دليل به آنها تک ياخته هاي عريان هم مي گويند.شکل و جهت مشخصي ندارند بنابراين محور مشخصي هم ندارند.فاقد دهان و مخرج سلولي هستند بنابراين مواد غذايي را اگر جامد باشد از طريق فاگوسيتوز و اگر محلول باشد از طريق پينوسيتوز از طريق سطح بدن دريافت مي کنند.تقسيم در اينها به شکل ساده دوتايي است.تنها آميب انگل انسان آميبي است بنام آنتاموبا هيستولتيکا.
انتشار جهاني:
اين تک ياخته انتشار جهاني دارد.ميزان آلودگي در مناطق داراي آب و هواي گرم و مرطوب بيشتر است بويژه جاهايي که وضعيت بهداشتي مطلوبي ندارند.در ايران هم از تمتم مناطق گزارش شده اما استانهاي شمالي مجاور درياي خزر بخاطر آب و هواي ويژه بيشتر است.
مرفولوژي و جايگزيني انگل:
اين تک ياخته به دو شکل ديده مي شود:
1)فرم تروفوزوئيتي فعال:شکل مشخصي ندارد همان شکل آميبي است.اندازه آن 15،30-15 و گاهي تا 60ميکرون مي رسد.داراي يک هسته با کاريوزوم(هستک)مرکزي است.خود اين شکل به دو فرم ديده مي شود:1-فرم کوچک يا غير بيماري زا يا مينوتا Minuta که در اين حالت اندازه آن 30-15ميکرون است.اين فرم قادر به ايجاد بيماري نيست يعني غير مهاجم است.2-فرم ديگر آن بزرگ،بيماريزا،مهاجم يا Magna است.اندازه آن ممکن است تا 60ميکرون برسد.در اين حالت ممکن است درون تک ياخته گلبولهاي قرمز ببينيم که ممکن است با هسته اشتباه شود.
2)فرم کيستي يا مقاوم:شکل دوم اين آميب کيستي يا مقاوم است.کيست ممکن است داراي 2 هسته يا حداکثر 4هسته باشد که مسئول انتقال بيماري است.


ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

ار نظر انتشار جغرافیایی پس از کرمک (انتروبیوس) بیشترین انتشار را دارد.در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر و مرطوب انتشار جهانی دارد.در ایران بخصوص در اصفهان وجود دارد.بیشتر در روستاها و مناطقی که از سطح بهداشتی خوبی برخوردار نیستند وجود دارد.علاوه بر نوع انسانی، انواع حیوانی آن نیز وجود دارد که دو نوع آن به نام توکزوکارا کنیس Toxocara.canis(مربوط به سگ) و توکزوکارا کتی Toxocara.cati(مربوط به گربه) می باشد.

میزبانها و محل جایگزینی:
میزبان اصلی آن انسان است.میزبان واسط ندارد.محل جایگزینی روده باریک انسان است.

شکل ظاهری:
کرمهای نسبتا بزرگی هستند،ماده ها 20 تا 40 سانتی متر و نرها 30-15 سانتی متر اندازه دارند.در انتهای قدامی کرمها سه زائده لب مانند که نقش دهان را دارند مشاهده می گردد.انتهای خلفی کرم ماده باریک و ساده ولی انتهای کرم نر پیچ خورده است و دو اسپیکول دارد.در دو طرف بدن آسکاریس دو خط کناری به نام لترال لاین Lateral line یا Side line وجود دارد که به منزله دستگاه گوارشی -دفعی می باشد.

شکل تخم:
گرد متمایل به بیضی ،قهوه ای رنگ ،با اندازه 60-50 میکرون دارای سه لایه آلبومینی،لیپیدی و کیتینی می باشد.تخم هنگام دفع سلولار است(جنین بصورت توده سلولی است).از اختصاصات تخم آسکاریس داشتن آلبومین با برجستگیهای منظم پستانک مانند می باشد.تخمهای آسکاریس به سه فرم دیده می شوند:
1-تخمهای لقاح یافته، که فرم های تیپیک (طبیعی)انگل می باشد Fertilized ova.
2-تخمهای لقاح نیافته که از طریق بکرزایی بوجود می آیند یعنی کرم ماده بدون جفت گیری با نر تولید تخم می کند که این تخم هرگز بارور و دارای جنین نمی گردد.این تخم کشیده و پوشش آلبومینی در گوشه های تخم توسعه بیشتری نموده،شکل نامنظمی دارد و اندازه آن بزرگتر است.Non fertilized ova
3-تخمهای بدون پوشش (Decorticate ova).
معمولا هنگام خروج تخمها از زهدان کرم همراه تخمهای تکامل یافته مقداری هم تخمهای تکامل نیافته دفع می گردد که این تخمها بدون پوشش آلبومینی می باشد.چنانچه فقط بدون پوشش ها دفع شوند باید آزمایش را تکرار کرد.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

این کرم با نامهای دیگری نیز شناخته می شود از جمله:Trichocephalus Dispar و نیز کرم شلاقی یا کرم مهمیزی یا Whip worm.
انتشار جغرافیایی:
این کرم در اکثر نقاط دنیا وجود دارد ولی شدت آلودگی در مناطق گرمسیر و مرطوب جهان بیشتر است.آلودگی در بین اطفال بیشتر است.موارد کشنده از استرالیا گزارش شده است.
میزبانها:
میزبان اصلی آن انسان است.میزبان واسط ندارد.محل جایگزینی آن روده بزرگ بخصوص سکوم (روده کور) می باشد.در میمون و خوک هم وجود این انگل گزارش شده است.
شکل ظاهری:
بدن این کرم از دو قسمت متمایز تشکیل یافته است.این کرمها که شبیه مهمیز می باشند 5/3 قدامی آنها نازک و نخی شکل است که مری در آن جای دارد و 5/2 قسمت خلفی ضخیم و گرد و شبیه مهمیز است که در آن روده و دستگاه تناسلی قرار دارد.قسمت قدامیبخش مویی،نوک تیز بوده به آن استیله یا استایلت یا عضو نوک تیز می گویند و به این وسیله در مخاط روده میزبان فرومی رود.مری در قسمت نازک و مویی قرار داشته ، اطراف آن را سلولهای ترشحی تسبیح مانند به نام استیکوزوم می پوشانند.کرمهای بالغ ،گوشتی رنگ هستند.اندازه کرم نر 4.5-3 سانت و ماده 5-4 سانتی متر می باشد.انتهای کرم نر پیچ خورده دارای یک اسپیکول است ولی انتهای کرم ماده ساده می باشد.تخم انگل شبیه بشکه یا لیمویی شکل است به رنگ زرد متمایل به قهوه ای،سه لایه ای و حاوی توده سلولی است.مهمترین وجه تشخیص تخم آن داشتن 2 برجستگی در قطبهای آن می باشد.اندازه تخم 40-30 میکرون است.




ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

این انگل تک یاخته اولین بار در جونده ای به نام کتنوراکتیوس گوندی کشف شد.توکسوپلاسما انگلی است که سلولهای هسته دار حیوانات خون گرم را مورد حمله قرار میدهد.از نظر انتشار جغرافیایی تقریبا در تمام دنیا وجود دارد اما در مناطق گرم و مرطوب میزان آلودگی بسیار بالاست.در مناطق گرم و خشک کمتر و در نواحی بسیار سرد به ندرت ممکن است دیده شود.
میزان آلودگی در حیوانات خون گرمی مثل گوسفند،بز،اسب ،گاو و سایر حیوانات خونگرم وجود دارد که میزبان واسط انگل محسوب می شود.همچنین در گربه و گربه سانان به عنوان میزبان نهایی این انگل وجود دارد.

سیر تکاملی:
در سیر تکاملی آن دو مرحله وجود دارد:
1-مرحله خارج روده ای یا توکسوپلاسمیک:که یک مرحله غیرجنسی یا شیزوگونی است که هم در حیوانات خونگرم به عنوان میزبان واسط و هم در بدن گربه به عنوان میزبان نهایی انجام می شود.
2-مرحله داخل روده ای:که در بدن گربه و گربه سانان به عنوان میزبان نهایی انجام می شود که خود شامل دو مرحله است:الف-شیزوگونی(غیرجنسی) ب-مرحله جنسی:که به تشکیل سلول تخم یا زیگوت (اووسیت) می انجامد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
لیشمانیا عامل مولد سالک است.چون انواع سالکها مختلفند پس عوامل ایجاد کننده آنها هم مختلفند. لیشمانیا تروپیکا عامل مولد سالک جلدی نوع شهری است و لیشمانیا ماژور عامل مولد سالک نوع روستایی می باشد.اختلاف این دو اینست که در نوع شهری این زخمها خشکند و ترشحاتی ندارند ولی در نوع روستایی که کعمولا زخمهایبزرگتری هم هستند ترشح دارند و مرطوبند.
انتشار جغرافیایی:
انتشار جغرافیایی در آسیا ،افریقا، اروپا وجود دارد.در ایران از تمام مناطق گزارش شده و بیماری بصورت بومی وجود دارد.
انسانها می توانند به عنوان میزبان اصلی واقع شوند.ناقلین از دسته پشه هایی هستند به نام فلبوتوموس.فلبوتوموس های ماده اند که نیش می زنند.به آنها پشه خاکی هم گفته می شود.راه آلودگی از طریق نیش پشه هاست.پشه ها ممکن است انسان یا حیوان بیماری را نیش بزنند.
حیوانات مخزن در نوع شهری سگها و در نوع روستایی جوندگان مثل موش هستند.

این انگل دارای دو فرم است:
فرم آماستیگوت در بدن میزبان مهره دار وجود دارد.درون سلولهای ماکروفاژ قرار دارند.فرم دیگر ماستیگوت یا لپتوموناد یا تاژکدار است که در بدن حشرات مثل پشه ها هستند.
وقتی پشه ای انسانی یا حیوان بیماری را نیش بزند انگل را بصورت آماستیگوت دریافت می کند.در دستگاه گوارش و سپس بزاق حشره وارد می شود و در آنجا از طریق تقسیم دوتایی زیاد می شود و با نیش زدن انسان یا حیوان دیگر انگل را به شکل ماستیگوت به آن منتقل می کنند.انگل در سلولهای ماکروفاژ تبدیل به آماستیگوت می شود.گاهی دیواره پاره می شود و انگل ها بیرون می ریزند.


ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
پرخونی به 2 فرم دیده می شود:

1-اکتیو(فعال)    2-پاسیو (غیر فعال):نام دیگر پرخونی پاسیو،احتقان است.

پرخونی اکتیو به دنبال اتساع سرخرگ دیده می شود وباعث قرمزی ناحیه مبتلا می شود ،مثلا در فردی که تب می کند صورت به علت افزایش درجه حرارت و در نتیجه پرخونی سرخرگ به صورت قرمز در می آید.و یا افرادی که ورزش می کنند و یا دچار استرس می شوند.
پرخونی پاسیو به دنبال انسداد مسیر خروج خون سیاهرگی دیده می شود و باعث ایجاد رنگ قرمز مایل به آبی می شود.مثلا بستن نوک انگشت فرد باعث کبودی انگشت می شود که دلیل آن بستن مسیر خروج خون سیاهرگی است.
احتقان به دو فرم حاد و مزمن دیده می شود.حاد مثل احتقان حاد ریوی در بطن چپ به دنبال سکته قلبی (MI).در این جا فرد ممکن است به صورت ناگهانی دچار احتقان حاد ریوی شود.
احتقان مزمن مثل:احتقان مزمنی که در کبد،ریه و یا طحال اتفاق می افتد.
احتقان مزمن ریوی باعث پرخونی و اتساع مویرگ های آلوئول های ریوی می شود.وقتی عروق پرخون و متسع شدند این اتساع ممکن است باعث پارگی عروق و در نتیجه خونریزی شود واگر خونریزی مدتی طول بکشد آهن موجود در هموگلوبین بصورت هموسیدرین در می آید.
شدیدترین فرم احتقان مزمن ریوی در تنگی دریچه میترال به دنبال تب رماتیسمی دیده می شود.
احتقان مزمن کبدی در نارسایی قلب راست،در انسداد بزرگ سیاهرگ زیرین و در انسداد ورید کبدی دیده می شود.
شایع ترین علت احتقان مزمن کبدی نارسایی قلب راست است.



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
آدم‌ها بوسیله روش‌های مختلفی عشق و علاقه‌شان را به معشوق خود نشان می‌دهند اما بعضی افراد با کمی خلاقیت از روش‌های جالبی استفاده می‌کنند که واقعا زیبا هستند.

یک پسر دانشجوی چینی که به یکی از همکلاسی‌هایش علاقمند شده بود تصمیم گرفت که علاقه خود را به او نشان دهد، به همین جهت با دوستان خود در خوابگاه دانشگاه صحبت کرد و قرار شد که در یک ساعت معین بعضی از چراغ‌های خوابگاه را روشن کنند و باقی چراغ‌ها خاموش بمانند

               



ارسال توسط سید معین سیحون
گزارش تصویری از اولین عمل جراحی پروتز برای نخستین بار در خاورمیانه
عمل جراحی پروتز vibrant sound bridge در گوش برای نخستین بار در خاورمیانه در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.

به گزارش سلامت نیوز، این عمل جراحی برای نخستین بار در بخش تحقیقات گوش و حلق و بینی بیمارستان امیر اعلم دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.

دکتر مسعود متصدی زرندی این عمل جراحی را امروز در این بیمارستان به انجام رساند. پروتز vibrant sound bridge به نوعی یک پل ارتباطی لرزاننده صدا محسوب می شود.

عکس های زیر که برگرفته از خبرگزاری فارس می باشد مراحل مختلف این عمل جراحی نادر را به تصویر کشیده است:
Image has been scaled down 11% (536x374). Click this bar to view original image (600x418). Click image to open in new window.
[تصویر: 2_8606200452_L600.jpg]

مسعود متصدي زرندي در حال شستن دستها دقايقي پيش از آغاز عمل جراحي پروتز گوش كه براي اولين بار در خاورميانه انجام گرفت
Image has been scaled down 11% (536x374). Click this bar to view original image (600x418). Click image to open in new window.
[تصویر: 18_8606200452_L600.jpg]

دكتر مسعود متصدي زرندي هنگام پوشيدن لباس ويژه اتاق عمل،پيش از آغاز عمل جراحي
Image has been scaled down 11% (536x374). Click this bar to view original image (600x418). Click image to open in new window.
[تصویر: 4_8606200452_L600.jpg]

آغاز عمل جراحي و شكافتن گوش بيمار براي كار گذاشتن پروتز آغاز عمل جراحي و شكافتن گوش بيمار براي كار گذاشتن پروتز

Image has been scaled down 11% (536x374). Click this bar to view original image (600x418). Click image to open in new window.
[تصویر: 5_8606200452_L600.jpg]

مل جراحي براي كار گذاشتن پروتز vibrant sound bridge در گوش يك بيمار كم شنوا
Image has been scaled down 11% (536x374). Click this bar to view original image (600x418). Click image to open in new window.
[تصویر: 8_8606200452_L600.jpg]

پروتز vibrant sound bridge هنگام كار گذاشتن در گوش يك بيمار كم شنوا
Image has been scaled down 11% (536x374). Click this bar to view original image (600x418). Click image to open in new window.
[تصویر: 14_8606200452_L600.jpg]

متخصصين پس از اتمام كار عمل جراحي،پروتز vibrant sound bridge در گوش بيمار را آزمايش مي كنند

Image has been scaled down 11% (536x374). Click this bar to view original image (600x418). Click image to open in new window.
[تصویر: 15_8606200452_L600.jpg]

انجام بخيه و بستن پوست بيمار پس از كار گذاشتن پروتز vibrant sound bridge در گوش بيمار كم شنوا
[تصویر: 16_8606200452_L600.jpg]
اتمام عمل جراحي و كار گذاشتن موفقيت آميز پروتز vibrant sound bridge در گوش بيمار كم شنوا
عمل جراحي پروتز گوش براي اولين بار در خاورميانه در بخش تحقيقات گوش و حلق و بيني بيمارستان اميراعلم توسط پزشك ايراني با موفقيت انجام شد. عمل جراحي پروتز‪ Vibrant Sound bridge‬در گوش، در ايران و در منطقه خاورميانه نيز براي اولين بار توسط دكتر “مسعود متصدي زرندي” فوق تخصص گوش با موفقيت انجام شد.

دكتر متصدي زرندي روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت اين عمل روي يك بيمار كه مشكل كم‌شنوايي داشت و شنوايي او بهتر از ‪ ۷۰‬دسي بل بود يعني كاملا دچار ناشنوايي نبوده است با موفقيت انجام شد.

دكتر متصدي گفت يكي از خصوصيات اين پروتز اين است كه براي يكبار طي يك عمل جراحي داخل گوش گذاشته مي‌شود و ديگر نيازي به انجام اعمال جراحي مختلف نيست، باتري آن نيز كه در روي پوست گذاشته مي‌شود بدون نياز به جراحي تعويض مي‌شود.

قسمت داخلي گوش از سه استخوان تشكيل شده كه اين دستگاه با ايجاد تحريك در آنها باعث مي‌شود كه صدا با وضوح بيشتري شنيده شود.

رئيس بخش كاشت حلزون بيمارستان اميراعلم گفت در اين عمل پروتز به يكي از استخوانچه‌هاي گوش مياني بيمار متصل مي‌شود استخوانچه‌ها با حركت خود صدا را به گوش داخل انتقال مي‌دهند كه اين دستگاه با حركت اين استخوانها صداها را به داخل گوش انتقال مي‌دهد.

وي افزود با حركت اين دستگاه در داخل گوش و با استفاده از سيستم آهن ربايي تشديد حركتي در استخوانچه‌هاي داخل گوش ايجاد مي‌شود كه در نهايت منجر به بهبود كيفيت صدا در بيمار مي‌شود.

دكتر متصدي يادآور شد به غير از نوع پروتز عوامل ديگري همچون نوع كاهش شنوايي بيمار، دقت جراح و خصوصيات خود بيمار در نتيجه نهايي و بهبود شنوايي بيمار با استفاده از اين دستگاه تاثير دارد.

وي با اشاره به اينكه اين نوع عمل در بيماراني كه به طور كامل شنوايي خود را از دست داده‌اند كارايي ندارد گفت بيماراني كه بطور كامل شنوايي خود را از دست داده‌اند بايد تحت عمل كاشت حلزون گوش قرار گيرند.

وي در خصوص مزاياي اين عمل نسبت به استفاده از سمعك گفت در سمعك بيمار احساس وجود جسم خارجي و احساس پري در گوش دارد در صورتيكه در اين عمل چون چيزي داخل گوش گذاشته نمي‌شود اين احساس پري در گوش هم وجود ندارد.

همچنين استفاده از سمعك منجر به عفونت‌هاي متعدد گوش مي‌شود و از نظر زيبايي نيز بيشتر افراد تمايلي به استفاده از اين وسيله ندارند در حاليكه با استفاده از عمل جراحي پروتز ‪ Vibrant Sound bridge‬در گوش هيچ كدام از مشكلات سمعك وجود ندارد.

وي با اشاره به اين كه قيمت اين پروتز ‪ ۱۳‬ه‌زار و ‪ ۵۰۰‬دلار است، گفت بطور كلي در تمام كشورها اعمال جراحي پروتز هزينه‌هاي سنگيني دارند و نياز به پوشش و حمايت سازمان‌هاي بيمه‌گر وجود دارد اين در حاليست كه در كشور ما سازمانهاي بيمه‌گر اعمال جراحي جديدي كه طي سالهاي اخير با پيشرفت علم امكان پذير شده‌اند را به رسميت نمي‌شناسد.

دكتر متصدي يادآور شد هم‌اكنون بسياري از جراحي‌هاي گوش با استفاده از پروتزهاي گران قيمت قابل انجام هستند كه بايد به نحوي مورد حمايت سازمان هاي بيمه كشور قرار گيرند.

دكتر متصدي در پايان يادآور شد اين عمل بسيار وقت گير و زمان بر است كه در عين حال از حساسيت زيادي برخوردار است و نياز به دقت بالايي دارد



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389
تصویری از یک جراحی عجیب و غیرقابل باور !
 

بازوی این سرباز ۲۵ ساله در حادثه قطع شده بوده که توسط جراحان دوباره به بدنش پیوند می شود اما زخم عفونی می شود و پزشکان به ناچار بازو را دوباره قطع میکنند و تا زمان بهبود عفونت زخم و برای زنده ماندن بافت بازوی قطع شده و حفظ خونرسانی آنرا به عروق کشالۀ ران پیوند می زنند. پس ازبهبود، بازو دوباره به محل اصلیش پیوند شده و بیمار از بیمارستان مرخص می شود.


ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

عمل جراحی موفقیت‌آمیز دختر 8 اندامی هندی

بانگالور هند - روز چهارشنبه پزشکان هندی با موفقیت دختربچه دو ساله هندی -لاکشمی تاتما- را که با چهار دست و چهار پا و همچنین اعضای اضافه داخلی- دو معده و چهار کلیه- به دنیا آمده بود ، مورد عمل جراحی قرار دادند.

یک تیم 30 نفره پزشکی در یک جراحی طولانی‌مدت 27 ساعته این عمل را انجام دادند.

وضعیتی که دختربچه هندی به آن مبتلا بود از لحاظ پزشکی «ایسکیوپاگوس» ischiopagus نامیده می‌شود. وقتی در زمان رشد جنینی دوقلوها در قسمت ایسکیوم به هم متصل می‌شوند ، این اصطلاح به کار برده می‌شود.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

 

تهیه کننده : سید محمد رضا حکیمیان

پرسش و پاسخ در مورد بیماری فتق

1)فتق چیست و انواع آن کدام است؟

به زبان ساده به بیرون زدگیهای غیر طبیعی جدار شکم فتق میگویند. شایعترین نوع فتق، فتق جدار شکم در قسمت تحتانی راست یا چپ است که به آن فتق اینگوئینال یا فتق مغبنی گویند و در بین مردم به پارگی پرده شکم یا به اختصار پارگی پرده شهرت دارد. این بیماری در مردان بسیار شایعتر است.سایر انواع فتق، شامل فتق در محل جراحی قبلی، فتق نافی و غیره است. در این مقاله به توضیح در مورد شایعترین نوع فتق که همان فتق مغبنی است، پرداخته میشود.

 

2)چرا فتق ايجاد مي شود ؟

فتق هنگامي رخ مي دهد كه لايه هاي عضلاني جدار شكم ضعيف شده باشد. همانند بيرون زدگي تيوپ داخلي يك لاستيك پاره شده، در فتق نيز احشاء داخلي شكم از طريق ناحيه ضعيف روي جدار شكم بيرون مي زنند و باعث شكل گيري يك برآمدگی مي شوند. البته در کودکان علت ایجاد فتق، نوعی اختلال در شکل گیری لایه های جدار شکم است که در هنگام تولد وجود دارد. ورود احشاء شکم به داخل محل فتق مي تواند باعث گردد که قسمتی از روده يا سایر اعضاء داخل شكم در داخل اين بیرون زدگی گير كند و باعث عوارض خطرناک شود. فتق مي تواند سبب ایجاد درد شديد و مسائل جدي ديگر شود كه حتي گاهي به جراحي اورژانس منجر ميگردد.

 

3)چرا بايد فتق را جراحي كرد؟

دو دليل واضح براي درمان فتق، يكي دردی است كه با ايستادن هاي طولاني يا بلند كردن اشياء سنگين ايجاد مي شود و ديگري از نظر زیبایی است كه به واسطه وجود يك برجستگي باعث نارحتي بيمار مي شود . اما دليل اصلي جهت ترميم فتق اين است كه ممكن است روده یا عضوی دیگر، داخل فتق به دام بيفتد و قادر به خارج شدن از آن نباشد لذا باعث انسداد روده و به دنبال آن، گانگرن یا سیاه شدگی و پاره شدن روده مي شود.

 

4)آيا مي توان به جاي جراحي از فتق بند استفاده كرد ؟

 درمان غیر جراحی فتق مغبنی، استفاده از فتق بند است كه روي ناحيه درگير، فشار وارد مي آورد و به جا انداختن آن، کمک مي نمايد اما در كل استفاده از آن ايده خوبي نمي باشد . فتق بند در واقع هيچ كاري جهت از بين بردن و رفع فتق انجام نميدهد و فقط علائم آن را كاهش مي دهد. بنابراين با وجود استفاده از آن فتق همچنان بزرگ مي شود، همچنين موجب ایجاد زخم در موضع فتق مي شود. تداوم در بزرگ شدن فتق و ایجاد چسبندگی در بافتهای زیرین، از عوارض فتق بند هستند که ترميم جراحي فتق را دشوار مي سازند و عود مجدد آن را محتمل تر مي كنند. بنابراين استفاده از فتق بند فقط بايد به عنوان يك وسيله به مدت كوتاهي قبل از انجام عمل جراحي محدود شود .

 

5)پس از عمل حدود چند روز بايد بستري بود؟

 بيشتر بيماران قادر هستند درعرض 1 الی 2 روز پس از عمل مرخص شده و به خانه روند.

 

6)پس از چه مدت مي توان به سركار رفت؟

 بيماران قادرند فعاليتهاي خود را در عرض 3 الی 5 روز پس از عمل جراحی، از سر گيرند ولی از انجام کارهای سنگین حداقل تا دو ماه و بطور معمول تا شش ماه باید پرهیز کرد.

 

7)پس از جراحی تا كي باید پانسمان را عوض كرد؟

در صورت رفع ترشح، پس از 48 ساعت نياز به تعويض پانسمان نمیباشد اما در صورت ادامه ترشح، نياز به تعويض پانسمان روزانه دارد .

 

8)چه مدت پس از عمل میتوان حمام رفت؟

در صورتیکه محل زخم مشکلی نداشته باشد پس از 48 ساعت میتوان استحمام کرد.

 

9)كي بخيه ها را باید خارج كرد؟

با نظر پزشك پس از 7 تا 10روز.

 

10)پس از ترخيص به چه دارويي نياز است؟

 مسكن و در صورت صلاحديد پزشك چرك خشك كن .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

 

اقدامات درمانی معمول شامل تجویز داروهای مسکن غیرمخدری و مخدری ( Opioid ) می باشد.

 

 

 

 

 

روش های علمی تسکین دردهای حاد بعد از عمل استفاده از هر دو دسته داروی مخدری و غیر مخدری را همراه با بکارگیری بلوک های عصبی به عنوان روش انتخابی تسکین کامل درد بعد از عمل معرفی می کنند.

روش های خوراکی، تزریقی ( عضلانی، وریدی، زیر جلدی ) جذب پوستی یا مخاطی، بلوک های عصبی مرکزی یا محیطی، با یا بدون گذاشتن کاتتر، انواع راههای تجویز دارو هستند.

تزریق عضلانی شایعترین روش برای کنترل دردهای بعد از عمل بوده ولی دارای عوارض ناخواسته فراوانی مانند، تزریق دردناک ( بخصوص در اطفال )، بیدردی ناکافی و تأخیر در تجویز و تأثیر دارو و غیره می باشد.

تزریق وریدی بهترین روش کنترل درد بوده زیرا دارای اثرات ناخواسته تزریقات مکرر عضلانی نبوده و سطح خونی مناسبی برای ایجاد بیدردی بوجود می آورد ولی بیماران نیاز به مراقبتهای پرستاری بیشتری دارند.

به همین دلیل امروزه بهترین روش برای تزریق وریدی برای کنترل دردهای حاد بعد از عمل روش تزریق توسط خود بیمار (Patient Controlled Analgesia- PCA ) بوده که بوسیله پمپ های تزریق PCA از پیش برنامه ریزی شده توسط پزشک، انجام می گیرد.

 

مزایای پمپ های تزریق PCA عبارتند از :

1- عدم نیاز به تزریق دردناک

2- کاستن از زمان درخواست دارو تا زمان تزریق دارو

3- بیدردی بهتر قبل از شروع درد

4- پذیرش بهتر از سوی بیماران

5- الگوی بهتر خواب

6- عملکرد بهتر ریوی بعد از عمل و عوارض کمتر تنفسی

7- ترخیص سریعتر بیماران و کاهش زمان بستری بیماران

 

روش بلوکهای عصبی مرکزی مانند بلوکهای اپیدورال، اسپانیال، کودال و بلوکهای عصبی محیطی یا رژیونال نیز استفاده می شوند که گاهاً از گذاشتن کاتتر برای تزریقات مکرر استفاده می شود.

انجام بلوک اپیدورال با کارگزاری کاتتر نیز یکی از رایج ترین روشها برای ایجاد بیدردی در حین عمل و بعد از آن می باشد، که همکاری و پذیرش آن از طرف بیمار در موفقیت این روش بسیار حائز اهمیت است.

بیدردی اپیدورال را نیز می توان با کمک PCA از طریق کاتتر اپیدورال بوجود آورد تا هم مزایای بیدردی اپیدورال و هم مزایای PCA وجود داشته باشد.

- بطور کلی امروزه در جوامع پیشرفته برای کنترل دردهای بعد از عمل توصیه به استفاده از پمپ های تزریق PCA بصورت وریدی یا همراه با کاتترهای اپیدورال می باشد.

- خوشبختانه سرویس کنترل درد حاد در برخی از بیمارستانهای کشور و شهر اصفهان مانند بیمارستان سینا مشغول خدمت رسانی به بیماران نیازمند می باشد و امیدواریم که با فعال شدن این سرویس در سایر مراکز آموزشی و درمانی کشور بتوانیم شاهد تحول چشمگیری در کاهش دردهای بیماران باشیم.

 

با آرزوی توفیق- دکتر اردشیر عامری

متخصص بیهوشی بیمارستان سینا اصفهان



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389

تهیه کننده : دکتر سید محمد رضا حکیمیان

در مورد آپاندیس بايد بدانيم . . .

 

مرور کلی

 

آپاندیس یک ساختار لوله ای شکل و کوچک است که به قسمت ابتدائی روده بزرگ متصل می باشد و در قسمت راست پائین شکم قرار دارد. این عضو هیچ عملکرد شناخته شده ای ندارد و برداشتن آن طی عمل جراحی هیچ اختلالی در هضم غذا ایجاد نمی کند.

آپاندیسیت به معنی التهاب آپاندیس می باشد. این بیماری یک اورژانس جراحی است و هیچ درمان داروئی مؤثر ندارد و باید حتماً جراحی شود. در صورتیکه بیمار سریعاً جراحی شود، بیشتر بیماران سریعاً و بدون مشکل خاصی بهبود می یابند ولی در صورت تأخیر در درمان، آپاندیس پاره شده و باعث پخش شدن عفونت در محوطه شکم و حتی مرگ می شود. گرچه این بیماری در هر سنی ممکن است رخ دهد ولی شایعترین سنین بیماری بین 30-10 سال می باشد.

 

دلایل ایجاد بیماری

 

دلیل ابتلا به آپاندیسیت ، انسداد دهانه آپاندیس می باشد. این انسداد به هر علتی که ایجاد شود، باعث بالا رفتن فشار داخل آپاندیس شده و همچنین باعث ایجاد التهاب و اختلال در جریان خون آن می شود. در صورت عدم درمان ، انسداد باعث سیاه شدن عضو و پاره شدن آن می شود.

شایعترین دلیل انسداد آپاندیس، گیر کردن گلوله سفتی از مدفوع در دهانه آپاندیس می باشد، گرچه گاهی در اثر عفونتهای ميکروبی یا ویروسی لوله گوراشی هم، غدد لنفاوی متورم شده و می توانند روی آپاندیس فشار وارد کنند و باعث انسداد شوند.

در موارد نادری نیز، آسیب و ضربه های وارده به شکم نیز می تواند منجر به آپاندیسیت شود.

 

علائم و نشانه ها

 

مهمترین علائم بیماری عبارتند از :

- درد شکم : ابتدا در اطراف ناف بوده و پس از مدتی به ناحیه راست پائین شکم جابجا می شود.

- کاهش اشتها، تهوع ، استفراغ، اسهال یا یبوست، تب خفیف که پس از سایر علائم ایجاد می شود، عدم توانائی دفع گاز تورم شکم از سایر علائم همراه می توانند باشند .

 

توجه داشته باشید که فرد مبتلا به آپاندیسیت تمام علائم فوق را ممکن است نداشته باشد. درد شکم با حرکت ، تنفس عمیق ، سرفه و یا عطسه تشدید می شود. علاوه بر دردی که بیمار حس می کند، فشار دادن ناحیه درگیر شکم (اغلب طرف راست و پائین)باعث ایجاد درد می شود.

 

افراد بیمار با علائم غیر معمول

بعضی افراد نیاز به توجه ویژه برای تشخیص آپاندیست دارند. این افراد دارای شرایط خاص هستند که ممکن است علائم کلاسیک بیماری را که در بالا گفته شد نداشته باشند و گاهی تنها علامت آنها یک احساس ناخوشی می باشد. این افراد شامل:

- افرادی که داروهای سرکوب کننده سیستم مثل استروئیدها را دریافت می کنند.

- افرادی که عضو پیوندی دریافت کرده اند.

- افراد مبتلا به عفونت HIV.

- افراد مبتلا به دیابت.

- افراد مبتلا به سرطان و یا کسانیکه شیمی درمانی دریافت می کنند.

- افراد بسیار چاق.

- همچنین زنان حامله، شیرخواران ، کودکان و افراد سالمند نیز بعلت تشابه علائم بیماری با شرایط خاص آنها، نیازمند توجه ویژه می باشند.

 

در حاملگی درد شکم ، تهوع و استفراغ از علائم شایع بوده و نمی توان آنها را صد در صد به حساب آپاندیسیت گذاشت. بسیاري از زنانی که در دوران حاملگی مبتلا به آپاندیسیت شده اند، علائم کلاسیک آپاندیست را نداشته اند بنابراین تمام زنان حامله که دچار درد شکم می شوند باید حتماً به پزشک مراجعه کنند.

 

در نوزادان و کودکان کوچکتر بعلت اینکه قادر به برقراری ارتباط با والدین و پزشک نمی باشند اطلاع از نوع درد و کیفیت آن مقدور نمی باشدو پزشک نمی تواند اطلاعات قابل اعتمادی از زبان بیمار بشنود و فقط مجبور است به معاینه اکتفا کند و به دنبال علائمی که کمتر اختصصاصی هستند باشد ( مثل خستگی و یا استفراغ).

 

در کودکان نو پا که مبتلا به آپاندیسیت شده اند، گاهی بیماری با اختلال در غذا خوردن و خواب آلودگی خود را نشان می دهد. کودکان بزرگتر گاهی با یبوست بیماری خود را نشان می دهند ولی همچنین گاهی مدفوع کم حجم و آغشته به موکوس از علائم بیماری می باشد. با توجه باینکه علائم در کودکان بسیار وسیع و متفاوت است، هر کودکی با علائم مشکوک به آپاندیسیت باید سریعاً به پزشک مراجعه کند.

 

بیماران سالمند که در حالت عادی نیز بیشترگرفتارمشکلات پزشکی می باشند، در هنگام ابتلا به آپاندیسیت نیز علائمی متفاوت داشته و عوارض بیشتری گریبانگیر آنها می شود. در افراد سالمند، ابتلا به بیماری با تب خفیفتر و درد شکمی، با شدت کمتری همراه است. بسیاری از افراد سالمند تا مرحله نهائی بیماری که آپاندیس بسیار ملتهب شده و د رمعرض پاره شدن قرار گرفته است، چیزی متوجه نمی شوند. بنابراین هر فرد سالمند با تب خفیف و درد شکمی بسیار خفیف نیز باید توسط پزشک ویزیت شود.

 

تشخیص

 

1- تاریخچه پزشکی و معاینات بالینی

این مورد نکته اصلی در تشخیص بیماری است یعنی پرسشهای دقیق از علائم بیماری و معاینه فیزیکی توسط پزشک. هنگام ویزیت بیمار پزشک سوالات متعددی را می پرسد، مثلاً در مورد درد شکم از کیفیت درد، محل آن، الگوی درد و شدت درد پرسش می کند. همچنین در مورد مشکلات قبلی پزشکی فرد، جراحی قبلی،سابقه بیماری در افراد فامیل بیمار،داروهائی که فرد دریافت کرده است و موارد حساسیت فرد به دارو و غذا را می پرسد. در مورد سابقه مصرفالکل،سیگارو موادمخدر پرسش می شود.

قبل از انجام معاینه فیزیکی فرد، علائم حیاتی ( فشار خون ، درجه حرارت ، تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس در هر دقیقه ) را ثبت می کند و آنوقت از سر تا پای بیمار بطور دقیق معاینه می شود . شرایط زیادی می تواند باعث درد شکم شود، حتی یک سینه پهلو یا بیماری قلبی گاهی با درد شکم خود را نشان می دهند و علائمی مثل تب، ضایعات پوستی و تورم غدد لنفاوی نیز اکثراً در شرایطی ایجاد می شود که بعمل جراحی نیاز ندارد.

معاینه شکم مهمترین قسمت برای تشخیص بیماری می باشد. محل درد و حساسیت به درد، مهمترین نکته در معاینه شکم است. درد علامتی است که بیمار نوع و محل آنرا توصیف می کند، ولی حساسیت به درد، دردی است که با لمس ایجاد شده و پزشک با معاینه خود به آن پی می برد. بهر صورت همانطور که گفته شد از یافته های معاینه فیزیکی است که پزشک باید به این نکته پی برد که درد شکم نیاز به جراحی دارد یا نه ؟

 

2- تستهای آزمایشگاهی

تستهای خونی برای کنترل علائم عفونت بررسی می شوند. مثلاً در این شرایط میزان گلبولهای سفید خون افزایش پیدا می کند. اندازه گیری یونهای موجود در خون نیز برای نشان دادن مشکلات و اختلالات میزان آب یا میزان یونهای موجود در خون بررسی می شوند. آزمایش ساده ادرار برای رد کردن عفونت ادراری انجام می شود. پزشکان همچنین برای زنانی که در سنین باروری هستند، ممکن است تست بارداری را درخواست نمایند، تا بتوانند بعضی از عوارض بارداری ناخواسته را که ممکن است با درد شکمی خود را نشان دهند، تشخیص بدهند.

 

3- تاریخچه پزشکی و معاینات بالینی

عکس ساده شکم برای نشان دادن انسداد، پارگی احشاء ، اجسام خارجی و در موارد نادر برای نشان دادن آپاندیکولیت ( که همان مدفوع سفت شده می باشد که در دهانه آپاندیس گیر کرده و علائم آپاندیسیت را بوجود آورده است) استفاده می شود.

سونوگرافی می تواند گاهی التهاب آپاندیس را نشان دهد و علاوه بر آن می تواند سایر علل درد شکمی مثل عوارض حاملگی و یا بیماریهای کیسه صفرا را تشخیص دهد.

CT اسکن تست دیگری است که در شرایط خاص ممکن است انجام گیرد. در این تست، مقاطعی از بدن بطور متوالی تصویربرداری می شوند و خصوصاً در شرایطی که تشخیص کلنیکی با شک روبرو می باشد، می توان از آن استفاده کرد زیرا می تواند بسیاری از اختلالات شکمی را مشخص کند.

 

4- سایر آزمایشات

در موارد انتخاب شده، خصوصاً در زنان درد شکمی می تواند ناشی از آپاندیس ملتهب و یا اختلالات تخمدان باشد، لاپاراسکوپی ممکن است کمک کننده باشد. گرچه در این تکنیک اشعه X بکار نمی رود و از این نظر خطری ندارد ولی نیاز به بیهوشی عمومی دارد. لاپاراسکوپ یک لوله نازک می باشد که یک دوربین کوچک به آن متصل بوده و پزشک از طریق یک برش کوچک آنرا وارد بدن بیمار کرده و می تواند بوسیله آن اعضاء و جراح شکم بیمار را مشاهد کند. همچنین از محاسن لاپاراسکوپی این است که اگر بیماری تشخیص داده شده طی عمل لاپاراسکوپی، از بیماریهائی باشد که نیاز به عمل جراحی داشته باشد، می توان همزمان عمل جراحی بیمار را انجام داد.

 

درمان

 

1-جراحی

آپاندیسیت حاد، با عمل جراحی و برداشتن آپاندیس ملتهب درمان می شود. این جراحی یا از طریق جراحی باز و از یک برش در ناحیه پائین و راست شکم و یا از طریق لاپارسکوپ و با 4-3 برش بسیار ریز انجام می شود. لاپاراسکوپ خصوصاً زمانیکه تشخیص بیمار همراه شک بوده باشد و بخواهیم سایر موارد درد شکم را نیز بررسی می کنیم استفاده می شود. بعضی از بیماران نیز لاپاراسکوپی را ترجیح می دهند، زیرا اندازه برش آن کوچکتر، بهبود سریعتر و با درد کمتری همراه است و داروی ضد درد کمتری را نیاز دارد.

نکته قابل توجه این است که پزشکان پس از عمل در هر صورت آپاندیس را بر می دارند. یعنی حتی اگر پس از عمل متوجه شوند که که آپاندیس سالم بوده و تشخیص آنها اشتباه بوده است، آپاندیس برداشته می شود تا اگر در آینده فرد دچار درد شکم شد، درد بیمار به آپاندیس او نسبت داده نشود.

بهبودی کامل پس از عمل جراحی برداشت آپاندیس ممکن است، چند هفته طول بکشد. پزشک در این دوره به بیمار توصیه می کند، فعالیت فیزیکی خود را محدود کرده و برای وی داروی ضد درد تجویز می شود.

بهبودی پس از عمل لاپارسکوپی بطور کلی سریعتر از عمل جراحی باز صورت می گیرد ولی برای مدت 6-4 هفته توصیه می شود که از كار سنگين خودداری کند.

 

2- آنتی بیوتیک و سایر درمانها

اگر تشخیص نامشخص باشد، بیمار ممکن است تحت نظر گرفته شود و یا گاهی تجویز آنتی بیوتیک برای آنها صورت می گیرد. این رویه بیشتر زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که پزشک علت درد شکم را به یک بیماری غیر جراحی و طبی مربوط بداند تا یک بیماری نیازمند جراحی.

اگر درد شکم ناشی از نوعی عفونت باشد، علائم با تزریق وریدی آنتی بیوتیک و مایعات درمان می شود، ولی بطور کلی آپاندیسیت بیماریی نیست که درمان طبی داشته باشد و نیازمند جراحی است.

ندرتاً بدن می تواند عفونت پدید آمده توسط یک آپاندیس پاره شده را محدود کرده و تشکیل آبسه (دمل چرکی) دهد( بجای گسترده شدن عفونت در کل شکم، در یک نقطه آبسه تشکیل می دهد. ) پزشکان در این موارد آبسه را با استفاده از یک وسیله بنام « دِرَن » تخلیه کرده و « دِرَن » را برای چندین هفته در محل باقی می گذارند تا کاملاً آبسه خشک شود و پس از خشک شدن آبسه و رفع التهاب عمل جراحی برداشت آپاندیس انجام می شود.

 

عوارض

 

وخیم ترین عارضه آپاندیسیت، پاره شدن آپاندیسیت است . این عارضه در صورت تأخیر در تشخیص آپاندیسیت ایجاد شده و در نوزادان، کودکان کوچکتر، افراد سالمند این احتمال بالاتر است. پاره شدن آپاندیس می تـواند باعث التهاب جدار شکم و بافت پوشاننده احشاء و ایجاد آبسه گردد. در افراد کمی عوارض آپاندیسیت می تواند باعث نارسائی اعضاء مهم (مثل کلیه، ریه، مغز

و … ). یا حتی مرگ شود.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه دوم آذر 1389
دکتر هومن خلیقی

این روزها خیلی ها به دنبال رفع چین و چروک اطراف چشم شان هستند و از انواع پودر و کرم گرفته تا انواع جراحی ها را به جان می خرند تا بخشی از این چین و چروک ها را رفع کنند. آیا شما با جراحی های رفع چین و چروک آشنا هستید؟ مطالعه این مقاله اطلاعات شما را در این زمینه افزایش می دهد.
با افزایش سن، تغییراتی در ساختمان پلک ها ایجاد می شود که بخش عمده این تغییرات عبارت است از ایجاد چروک های ظریف در اطراف پلک ها، کش آمدن و شل شدن پوست پلک ها که گاهی به آویزان شدن پوست از لبه پلک منجر می شود، تجمع چربی اضافه در زیر پوست پلک ها، شل شدن عضلات پلک ها و ایجاد افتادگی پلک یا ابرو.
جراحی اصلاحی پل یک جراحی زیبایی است که به منظور اصلاح این تغییرات و ایجاد ظاهری جوان تر و شاداب تر انجام می شود. بلفاروپلاستی که یکی از شایع ترین روش های جراحی زیبایی است با برداشتن پوست، چربی و عضله اضافی و اصلاح موقعیت پلک باعث بهبود قابل توجهی در ظاهر فرد شده و قیافه ای جوان تر و سرحال تر به فرد می بخشد.
 


بهترین کاندید


بهترین کاندیداهای جراحی زیبایی پلک کسانی هستند که حداقل 35 سال سن داشته باشند و افتادگی پلک یا پف زیر چشم (در اثر تجمع چربی اضافه) باعث تغییرات ناخوشایند در چهره اشان شده باشد. برای انجام جراحی لازماست که فرد به طور کلی سالم باشد و بیماری خاصی نداشته باشد. در ضمن باید توجه داشت که جراحی اصلاحی پلک این موارد را بهبود نمی بخشد: چروک های اطراف پلک، بین ابروها و روی پیشانی (برای درمان این چروک ها تزریق بوتاکس روش مناسبی است)، حلقه های سیاه اطراف چشم و افتادگی ابرو.
 


انواع جراحی زیبایی پلک


به طور کلی جراحی زیبایی پلک سه نوع جراحی اصلی را شامل می شود که هر یک مزایا و کاربردهای خاص خود را دارد.
جراحی پل فوقانی: در جراحی پلک فوقانی پوست اضافه روی پلک فوقانی و کیسه های چربی (که به صورت پف کردگی بالای پلک تظاهر می کند) برداشته می شود. به علاوه در صورتی که افتادگی پلک نیز وجود داشته باشد می توان آن را در حین عمل اصلاح کرد. جراحی پلک فوقانی باعث بهبود شکل و موقعیت پلک فوقانی می شود. به علاوه در صورتی که وجود پوست اضافه یا افتادگی پلک باعث محدودیت دید جانبی شده باشد این مشکل را برطرف می کند و در مجموع ظاهری جوان تر و هوشیارتر به فرد می بخشد. گاهی عمل جراحی بالا کشیدن ابرو نیز همراه با جراحی پلک فوقانی انجام می شود.
جراحی پلک تحتانی: جراحی پلک تحتانی بیشتر به منظور برداشتن کیسه های چربی زیر پلک تحتانی که حالت پف کردگی چشم را ایجاد می کنند انجام می گیرد. به طور معمول بخشی از پوست پلک تحتانی نیز برداشته می شود. این تغییرات در مجموع باعث ایجاد ظاهری جوانتر در فرد می شود.
جراحی از طریق ملتحمه: این روش بیشتر در افراد جوان به کار می رود که پوستشان هنوز خاصیت ارتجاعی خود را از دست نداده است و قوام به نسبت سفتی دارد. در این روش بدون آنکه پوست دستکاری شود از طریق برشی در پشت پلک تحتانی (در سمت ملتحمه) کیسه های چربی زیر پلک برداشته می شود. مزیت این روش آن است که نیازی به ایجاد برش روی پوست ندارد.
 


قبل از جراحی


قبل از انجام جراحی، یک معاینه دقیق چشم پزشکی ضروری است. سنجش بینایی و اندازه گیری میزان ترشح اشک چشم حتماً باید قبل از عمل انجام شود. در کسانی که ترشح اشک کمتر از حد عادی باشد انجام جراحی می تواند باعث بروز خشکی چشم و گاهی عوارض جدی و خطرناک شود. در صورتی که دچار بیماری خاصی هستید، داروی خاصی استفاده می کنید یا به چیزی حساسیت دارید حتماً این موضوع را به پزشک خود اطلاع دهید.
 


جراحی


جراحی زیبایی پلک را می توان در مطب، درمانگاه یا بیمارستان انجام داد. جراحی به صورت سرپایی انجام می شود و نیازی به بستری ندارد. زمان انجام جراحی متغیر است و بسته به آنکه جراحی روی پلک بالا یا پایین یا هر دو پلک انجام می گیرد بین یک تا سه ساعت طول می کشد. جراحی معمولاً با بی حسی موضعی انجام می شود اما بسته به وضعیت بیمار و با صلاحدید پزشک ممکن است بیمار به طور کامل بیهوش شود. در جراحی پلک فوقانی ابتدا برشی موازی چین های طبیعی پلک ایجاد می شود. از طریق این برش پزشک یک بخش هلالی شکل از پوست و عضلات زیر پوستی و تقریباً تمام چربی اضافه را بر می دارد. در صورتی که افتادگی پلک نیز وجود داشته باشد در همین مرحله با استفاده از بخیه های قابل جذب ترمیم می شود. سپس محل برش با بخیه های ظریف بسته می شود. در جراحی پلک تحتانی نیز برش در پایین مژه ها به موازات چین های طبیعی پلک ایجاد می شود. چربی اضافه برداشته می شود و در صورتی که پوست اضافه نیز وجود داشته باشدیک برش هلالی نازک از پوست هم برداشته می شود و محل برش با بخیه های ظریف دوخته می شود. در جراحی از طریق ملتحمه، برش در پشت پلک (از سمت داخل پلک) ایجاد می شود و چربی اضافه از همین محل خارج می شود. سپس محل برش با بخیه های قابل جذب ترمیم می شود.
 


بعد از جراحی
عوارض خفیف پس از عمل عبارتند از: دوبینی یا تاری دید گذرا، تورم پلک، عدم تقارن محل برش در دو طرف، جوش های سفید کوچک در محل بخیه ها. این عوارض گذرا هستند و پس از چند هفته کم کم برطرف می شوند. پس از جراحی در برخی از افراد به خصوص در موقع خواب پلک ها کاملاً بسته نمی شوند. این حالت خفیف است و پس از چند هفته به تدریج بهتر می شود. استفاده از قطره اشک مصنوعی و پمادهای مرطوب کننده در موقع خواب به کنترل این حالت کمک می کند اما اگر این حالت شدید باشد و به باز ماندن روی قرنیه به مدت زیاد منجر شود می تواند باعث ایجاد خراش یا زخم قرنیه شود که عوارض جدی بینایی را به دنبال دارد و باید با جراحی مجدد اصلاح گردد. وجود برخی از بیماری های زمینه ای احتمال بروز عوارض جراحی را بیشتر می کند. بیماری های مثل پرکاری تیروئید یا بیماری تیروئیدی چشم، خشکی چشم، بیماری های قلبی، فشار خون و دیابت می تواند خطر جراحی را افزایش دهد. همچنین سابقه پارگی پرده شبکیه یا آب سیاه (گلوکوم) نیز می تواند باعث افزایش خطر جراحی شود. محل برش تا 6 ماه ته رنگ صورتی دارد و پس از این مدت کم کم به صورت یک خط ظریف سفید در می آید و محو می شود.

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه دوم آذر 1389
گفت‌و‌گو با دكتر آزاده فرحي، فوق‌تخصص جراحي پلاستيك پلك

دكتر شيرين ميرزازاده

 

امروزه در ايران، مانند بسياري كشورها، جراحي‌هاي زيبايي طرفداران فراواني پيدا كرده است. افراد حق طبيعي خود مي‌دانند كه ظاهر زيباتري داشته باشند و بنابراين روزبه‌روز بيشتر به جراحي‌هايي كه ديگر جنبة درماني ندارند رو مي‌آورند. در ميان تمام اعضاي بدن، صورت برجسته‌ترين جزء است و چشم‌ها بنا به جايگاه خاصي كه در صورت دارد و نيز نقشي كه در برقراري ارتباطات ميان‌فردي ايفا مي‌كند، مورد توجه است. به‌علاوه، علائم پيري در اطراف چشم شامل چروك‌هاي اطراف، شل‌شدن و افتادگي پوست پلك و عضلات آن و نيز آويزان شدن چربي‌هايي كه در پشت پلك قرار گرفته‌اند در حاشية چشم بيشتر خودشان را نشان مي‌دهند. با افزايش سن، پوست پلك‌ها چروك و شل مي‌شود، كيسه‌هاي پف‌آلودي در آنها ايجاد مي‌شود و فرد سالمند به‌نظر مي‌رسد. بنابراين با اصلاح اين تغييرات مي‌توان تاحدودي ظاهر فرد را جوان‌تر كرد. فرد اعتمادبه‌نفس بيشتري خواهد يافت و در روابط اجتماعي‌اش موفق‌تر خواهد بود. اما منظور از جراحي زيبايي چشم چيست؟ تا چه اندازه مي‌توان انتظار داشت كه اين جراحي‌ها فرد را جوان‌تر مي‌كند، و با چه خطراتي همراه است؟ دكتر آزاده فرحي، متخصص چشم و فوق‌تخصص جراحي پلاستيك پلك و انحرافات چشم در بيمارستان فوق‌تخصصي چشم پزشكي نور، در گفت‌وگويي به شرح چگونگي انجام جراحي‌هاي زيبايي چشم و جايگاه آنها، عوارض احتمالي اين‌گونه عمل‌هاي جراحي و شرايط داوطلبان آن مي‌پردازد.

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه دوم آذر 1389

تمایل به جراحی های زیبایی مدت زیادی نیست که مردم اکثر کشورهای دنیا را مشغول به خود کرده است.یکی از اصلی ترین انواع جراحی های زیبایی،جراحی فک ها ست که در حیطه کاری جراحان دهان و فک و صورت

 

قرار می گیرد.درباره جراحی‌های زیبایی فک پای صحبت دکتر حسین به‌نیا نشستیم. پروفسور حسین به‌نیا،متخصص جراحی دهان و فک و صورت از آلمان، مدیر گروه و استاد بخش جراحی دهان و فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی و عضو آکادمی جراحان آمریکا هستند که ده‌ها مقاله علمی از ایشان در ژورنال‌های معتبر خارجی به چاپ رسیده و حتی در کتب مرجع، رشته جراحی فک و صورت نیز مورد استناد قرار گرفته است.

 

معيارهاي زيبايي

 

اقوام و ملل مختلف براي خود معيارهاي متفاوت و حتي متناقضي براي زيبايي دارند.اما يك نكته مشترك در تمام اين اقوام و كشورها بحث تناسب و هارموني ست كه برمبناي عقايد همان قوم و نژاد تعيين مي شود.

 

مثلاَ در نژاد آفريقايي هر دو فك بيرون زده و جلو آمده است كه از نظر مردم بسياري از كشورها نازيبا ست اما در ميان خود آفريقايي ها زيبا و متناسب تلقي مي‌شود.

 

بنابراين اجزاي صورت و بدن تعيين كننده زيبايي با توجه به معيارهاي قومي و نژادي ست.در نتيجه در صورت بايد تمام اجزا را باهم درنظر بگيريم.اينكه بياييم و روي يك جزء صورت دست بگذاريم و فكر كنيم با دستكاري آن صورت ما زيباتر مي‌شود طرز فكر اشتباهي ست.

 

براي تعيين تناسب چهره بايد تمام اجزا آن از قبيل موها،پيشاني،ابروها و … بررسي شوند كه فك بالا،پايين و دندان‌ها هم از جمله همين اجزا هستند. بعضي اوقات افراد فكر مي‌كنند اگر تغييري در فك‌شان داده شود چهره شان زيباتر مي‌شود درصورتي كه شايد اصلاَ فك‌ها مشكلي نداشته باشند و ناهنجاري مربوط به قسمت ديگري از صورت باشد.

 

ناهنجاري‌هاي فكاز مشكلات شكلي فك با عنوان ناهنجاري‌هاي فك ياد مي‌شود.اين ناهنجاري‌ها مي توانند مادرزادي باشند يعني مشكل فك بصورت ژنتيكي به بيمار ارث رسيده باشد.گروه ديگر ناهنجاري‌هاي اكتسابي هستند، مثل مكيدن انگشت در دوران كودكي يا ضربه خوردن به فك در دوران كودكي و نوزادي كه ممكن است باعث بروز ناهنجاري‌هاي شديدي در فك‌ها شود. بطور كلي ناهنجاري‌هاي فك يا عقب ماندگي رشدي هستند يا زيادي رشد؛ممكن است ناهنجاري زيادي رشد يا عقب ماندگي رشد فقط در يك فك ديده شود يا اينكه هر دو فك جلو زده يا كوچك باشند.حتي امكان دارد يك فك بيش از حد طبيعي رشد كرده باشد و يك فك كمتر از حد!عقب ماندگي رشد فك

 

در عقب ماندگي رشد فك يكي از اصلي ترين عوامل ايجادكننده، ضربه به فك و به مراكز رشدي فك در هنگام كودكي است.اين حالت معمولاَ‌در فك پايين اتفاق مي‌افتد و در نتيجه فك پايين عقب بوده و كوچك مي‌ماند.قبلاَ اعتقاد براين بود كه براي درمان بايد تا سن 18 سالگي صبر كرد ولي امروزه اصل بر اين است كه به محض كشف مشكل بايد مداخله پزشكي انجام شود و ديگر نيازي نيست كه تا سنين بالا صبر كنيم.ما مي توانيم مشكل عقب ماندگي رشد فك را با يا بدون جراحي در همان دوران كودكي درمان كنيم.

 

در درمان غيرجراحي از پلاك‌هاي تحريك كننده رشد فك كه توسط متخصص ارتودونسي تجويز مي شود استفاده مي كنيم.در درمان جراحي هم در دوران كودكي مي توان دستگاه‌هاي كشش دهنده استخوان را داخل فك كار گذاشت تا با ايجاد كشش بصورت تدريجي عقب ماندگي رشد فك جبران شود. گاهي اوقات مجبوريم نوزاد تازه متولد با عقب ماندگي شديد فك را بلافاصله جراحي كنيم چون در غير اينصورت نوزاد به‌دليل عقب ماندن فك دچار خفگي مي شود. زيادي رشد فك

 

اين مشكل هم در فك بالا و هم در فك پايين وجود دارد ولي اغلب در فك پايين ديده مي شود.در اين مورد برخلاف عقب ماندگي رشد فك بايد تا سن 18 سالگي براي آقايان و كمي زودتر از 18 سالگي براي خانم‌ها صبر كنيم.علت، ادامه رشد فك تا اين سنين است.اگر اين ناهنجاري زودتر از 18 سالگي جراحي شود به‌دليل باقي ماندن مقداري از رشد،فك مجدداَ به وضعيت اول خود برمي‌گردد.

 

تجويز جراحيبراي اين‌كه جراحي فك تجويز شود اول بايد عامل ايجاد كننده ناهنجاري مشخص شود.چون شايد اصلاَ مشكل از فك نباشد.سپس تناسب اجزاي صورت و وضعيت ناهنجاري فكي در كل صورت مد نظر قرار مي گيرد.در اينجا ما معمولاَ ‌از روش‌هايي مثل راديوگرافي،عكس از چهره يا تهيه مدل‌هاي گچي از فكين براي بررسي بهتر ناهنجاري استفاده مي كنيم.به اين ترتيب ما متوجه مي شويم كه آيا اصلاَ ناهنجاري فكي وجود دارد يا خير و اگر وجود دارد چه عاملي آن‌را ايجاد كرده و چطور بايد آنرا با توجه به ساير اجزاي صورت تصحيح كرد.

 

درمان تيمي

 

جراحي فك اغلب يك كار تيمي ست كه با همكاري جراح دهان و فك و صورت و متخصص ارتودونسي انجام مي شود.هر دو اينها رشته هاي تخصصي دندانپزشكي هستند چراكه دندان‌ها در اين جراحي نقش بسيار مهمي دارند.

 

براي انجام يك درمان ايده‌آل بايد روابط فكي و دنداني بيمار تصحيح و تثبيت شود كه اين در حيطه كاري رشته هاي دندانپزشكي ست.معمولاَ بيمار قبل از جراحي توسط ارتودونتيست تحت درمان قرار مي‌گيرد تا قوس‌هاي دنداني و خود دندان‌ها وضعيت ايده‌ال براي جراحي را بدست آورند و پس از آن جراحي انجام شود.

 

بعد از تشخيص دقيق ناهنجاري و طراحي درمان جراحي،معمولاَ ترجيح مي دهيم تا از يكي دو سال قبل از عمل، درمان ارتودونسي براي جراحي آغاز شود تا وقتي بيمار به سن 18 سالگي رسيد بلافاصله جراحي انجام شود و براي بيمار زماني از دست نرود و ناهنجاري هرچه زودتر برطرف شود.

 

ريكاوري

 

بيمار بعد از عمل يك شب در بيمارستان است و روز بعد مرخص مي شود.ما معمولاَ بيشتر از يك شب اين قبيل بيماران را در بيمارستان نگه نمي داريم مگر بيمار شرايط پزشكي ويژه اي داشته باشد.بيمار بلافاصله مي تواند وارد زندگي اجتماعي شده و حتي سر كار برود.بعد از جراحي مقداري تورم در صورت ايجاد مي شود كه كاملاَ‌ طبيعي ست.اين 4-3 روز الي يك هفته بعد از جراحي وجود دارد و به مرور برطرف مي شود.خون مردگي و كبودي معمولاَ ديده نمي شود مگر در افراد مسن تر.

 

 

 

خط برش جراحي

 

يكي از سؤالات رايج بيماران درباره محل جراحي و باقي ماندن رد جراحي روي صورت است.امروزه تمامي جراحي هاي تصحيح ناهنجاري‌هاي فك از داخل دهان انجام مي‌شود.بنابراين روي صورت هيچگونه اثري به‌جاي نمي‌ماند و نگراني بيماران در اين زمينه بي‌مورد است.

 

دهان بسته،دهان باز

 

برای جوش خوردن استخوان بعد از جراحی، یا دهان با سیم بسته می شود و فرد تقریباَ نمی‌تواند دهان را باز کند، یا اینکه با پیچ و پلاک‌های خاصی قطعات استخوانی در داخل فک ثابت مي شوند و دهان بیمار کاملاَ باز می‌شود.این دو روش هیچ ارجحیتی به‌هم ندارند و به‌کار بردن آنها بیشتر سلیقه ای ست.البته در شرایط خاصی بهتر است دهان با سیم بسته شود اما بطور کلی امروزه بعد از اکثر جراحی‌ها از روش تثبیت با پیچ و پلاک استفاده می‌شود و بیمار می تواند دهان خود را باز کند.کلاَ جوش خوردن استخوان یک ماه و نیم طول می‌کشد اما پیچ و پلاک‌ها آنقدر مقاومت دارند که بیمار قبل از جوش خوردن کامل استخوان بتواند رژیم غذایی عادی داشته باشد. یک نکته جالب درباره روش بستن دهان اینکه خیلی از بیماران بعد از جراحی و به‌کار بردن این روش مقداری وزن کم می کنند و بابت این قضیه حتی خوشحال هم هستند.گرچه هدف ما لاغر کردن بیمار نیست اما بعضاَ در روش دهان بسته این اتفاق می افتد.در واقع برای افراد پرخور شاید این فرصتی باشد تا به کم خوردن عادت کنند.

 

مراقبت‌هاي بعد از جراحي

 

بيماري كه تحت عمل جراحي فك قرار گرفته باید مراقب باشد تا ضربه ای به فک وارد نشود چون می تواند باعث جابجایی استخوانها شده یا ابزارهای نگهدارنده داخل فک را شل کند.بیماران بهتر است از مسافرت‌های طولانی پرهیز کنند و در خودرو باید حتما کمربند ایمنی را ببندند. بهتر است این بیماران تا مدتی از ورزش‌های سنگین خودداری کنند.رعایت بهداشت برای این بیماران بسیار مهم و واجب است.این افراد از روز بعد از عمل باید مسواک بزنند و دهان خود را با دهانشویه شستشو بدهند.

 

مدت زمان بسته ماندن دهان و رژیم غذایی

 

بیمارانی که دهانشان باید با سیم بسته بماند قبلاَ باید تا 6 هفته در این وضعیت می ماندند اما در حال حاضر تا 3 هفته هم می توان این زمان را تقلیل داد.3-2 هفته دهان با سیم بسته می شود و بعد از این مدت سیم باز شده و بجای آن دهان با کش بسته می شود.در واقع در 2 هفته اول دهان مطلقاَ باز نمی شود، اما بعد از جایگزینی سیم با کش، دهان بیشتر از حالت قبل باز می شود.در مجموع حدود یک ماه و نیم طول می كشيد تا بیمار از دست سیم و کش راحت شود. کسانی که فکشان با سیم بسته شده باید بیشتر مایعات و غذاهای صاف شده (مثل سوپ بدون ملاط)استفاده کنند.در واقع در مدت دو هفته‌ای که دهان اصلاَ نباید باز شود بیمار نباید از غذاهایی که نیاز به جویدن دارند استفاده کند.بعد از برداشتن سیم و گذاشتن کش بیمار می تواند رژیم غذایی خیلی نرمی داشته باشد مثل سوپی که نیاز به جویدن زیاد نداشته باشد.بعد از یک ماه بیمار می تواند از غذاهای جویدنی استفاده کند.رژیم غذایی این بیماران باید حتماَ به گونه‌ای باشد که مواد غذایی مورد نیاز را دریافت کنند. کسانی که دهانشان باز می شود باید از غذاهای شل استفاده کنند یعنی غذاهایی که نیاز به جویدن شدید ندارند مثل سوپ،پوره،نان نرم،برنج و خورشت نرم که مواد سخت و سفت نداشته باشند.اما بعد از 4-3 هفته می توانند رژیم غذایی عادی داشته باشند.

 

ارتودونسی بعد از جراحی

 

بیمار بعد از اتمام جراحی باید تحت کنترل جراح و ارتودونتیست باقی بماند.یکی از مشکلات بعد از جراحی های تصحیحی فک، تمایل عضلات فک برای برگشت به حالت قبل از جراحی ست.عضلات به‌خاطر عادت قصد دارند به وضعیت قبلی برگردند و طبعاَ کشش آنها می تواند فک را هم به وضعیت قبل از جراحی برگردانده و باعث شکست جراحی شود.باید با این کشش عضلانی مقابله شود که از طریق استفاده از دستگاه‌های ارتودونسی این کار صورت می‌گیرد. ارتودونسی بعد از جراحی در واقع مرحله نهایی درمان است که تغییرات جزیی در وضعیت دندان‌ها اعمال می شود و بعد از 3-2 ماه دستگاه‌های ثابت از داخل دهان برداشته شده و پلاک‌های متحرک برای تثبیت وضعیت دندان‌ها در مرحله نگهدارنده به بیمار داده می شود.

 

عوارض جراحی های زیبایی و تصحیحی فک

 

به‌طور کلی هر جراحی می تواند عارضه داشته باشد.مهمترین عارضه در این جراحی ها اختلال در حس لب‌هاست که می تواند بعد از عمل جراحی پیش بیاید و معمولاَ ظرف چند هفته به‌تدریج برطرف می شوند.در شرایط نادر که آسیب جدی به عصب وارد شده باشد اختلال در حس برای مدت طولانی تری باقی می ماند.اگر عارضه خیلی شدید باشد ممکن ا‌ست حس لب‌ها اصلاَ برنگردد ولی این عارضه چندان مسأله جدی نیست و جای نگرانی وجود ندارد.اگر هم حس لب‌ها برنگشت بیمار خیلی زود به آن عادت می کند.

 

جراحی های مکمل

 

همانطور که اشاره شد در این قبیل جراحی‌ها باید تمام اجزای صورت را در نظر گرفت.گاهی اوقات یک بینی به ظاهر بزرگ است اما علت آن بزرگی بینی نیست بلکه کوچکی فک بالا ست.گاهی اوقات بعد از جراحی فک دیگر بینی هم در صورت بیمار متناسب به‌نظر نمی‌رسد و بهتر است جراحی شود. یک اشتباه بسیار بزرگ عمل زیبایی بینی قبل از جراحی فک است.در خیلی از این موارد وقتی فک (بخصوص فک بالا)بعد از بینی جراحی شود بینی جراحی شده زیبایی و تناسب خود را از دست داده و حتی زشت و ناخوشایند به‌نظر می رسد.

 

بنابراین اگر قرار است بیمار هم تحت عمل جراحی فک قرار گیرد و هم بینی جراحی شود،به‌عنوان یک اصل اول فک باید جراحی شود و بعد از آن بینی. گاهی اوقات گونه های بیمار نیز نیاز به تصحیح دارند به‌خصوص بعد از جراحی فک.معمولاَ این مسأله از قبل برنامه‌ریزی می شود و در صورت نیاز اغلب بیمار بصورت همزمان و در یک جراحی گونه ها نیز بهمراه فک ها تصحیح می شوند.

 

بعضی اوقات چانه بیمار نیز کوچک بوده و احتیاج به عمل دارد.ما دو نوع جراحی برای چانه داریم.یکی استفاده از پروتز و دیگری بریدن استخوان چانه و تغییر موقعیت آن است.روش دوم روش علمی تر و بهتری ست چون پروتزهای ناحیه چانه بعد از مدتی بدلیل فشار شدید عضلات این ناحیه جابجا می‌شوند و حتی ممکن است کاملاَ از آنجا خارج شوند.در بریدن استخوان چانه نتیجه زیباتر و قابل پیش بینی تر است.   .ideallifemag.com

 

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه دوم آذر 1389
 

 با توجه به آمار بالاي سزارين كه در صورت عدم كنترل ممكن است هيچ مورد حاملگي با زايمان طبيعي خاتمه نپذيرد . يكي از عوامل كنترل كارشناس ناظر بيمارستاني است . با توجه به نقش بارز و مهمش ، بايد از اطلاعات كافي و دقيق برخوردار باشد، تا در تشخيص انديكاسيون علمي سزارين ها تبحر يابد و اشتباهاتش به حداقل برسد. انديكاسيونهاي سزارين مي تواند به جهت حفظ سلامت و حيات مادر ، جنين و يا هر دو باشد .

از انديكالسيونهاي علمي سزارين مي توان به مواردي اشاره كرده از جمله :

-         اختلالات بند ناف ، براي حفظ سلامت جنين .

-         جفت سرراهي ، حفظ سلامت مادر و جنين .

-         نمايش هاي غير طبيعي جنين .

-         سزارين تكراري .

-         تومورهايي كه سرو يكس را مسدود كرده است .

-         بيماريهاي زمينه اي مادر از جمله ديابت حاملگي .

-         عدم پيشرفت كه با توجه به سيرليبر و مراحل زايماني بايد  آن را تائيد كرد.

-         دكلمان جفت جهت حفظ سلامت جنين و حتي مادر .

-         دسترس جنين ، براي حفظ سلامت جنين اليگوهيدروآمينوس و پلي هيدروآمينوس

-         سابقه اعمال جراحي روي رحم و واژن

-         ديسك بين مهره اي حتي در ريسك بين مهره گرديي . توصيه به c/s مي شود.

-         ناهنجاريهاي جنيني

 

مقدمه :

از آنجايي كه كارشناسان ناظر بيمارستان  به عنوان ناظر مستقيم بر درمان بيماران بيمه شده مي باشند ، بايد اطلاعات كافي در خصوص مسائل درماني داشته باشند تا بتوانند بر حسن اجراي مفاد قراردادهاي ارائه خدمات درماني به بيمه شدگان تحت پوشش نظارت دقيق و صحيح داشته باشند . نظارت دقيق بايد با ديد گسترده و در نظر گرفتن استانداردهاي معتبر علمي صورت گيرد .

يكي از مسائلي كه در حال حاضر كه بايد با حساسيت ويژه مد نظر كارشناس بيمارستان قرار گيرد توجه به انديكاسيونهاي سزارين است .

طبق آمار 1379

35% از كل زايمانها به صورت C/S ( در شهر 42% و در روستا 5/22% ) و طبق آمار دانشگاهها 60 % در مراكز خصوصي و 35% در مراكز دولتي مي باشد.

طبق گزارش WHO 15-5% ختم حاملگي ها بايد با C/S باشد . انجام C/S لازم صرفاً با انديكاسيونهاي كلاسيك نظرات كارشناسي علمي انجمن متخصصين زنان و زايمان ارائه شده و با ذكر جزئيات در پرونده ، توسط پزشك انجام پذيرد .

سزارين نقش مهمي در كاهش مرگ و مير و عوارض ناشي از زايمان در مادر و جنين داشته است در ابتدا سزارين براي نجات جان مادر انجام مي شده ولي امروزه براي حفظ سلامت جنين و حياتش به طور افزاينده اي مورد استفاده است . مسئله نگران كننده در مامايي مدرن ميزان بالاي C/S علاوه بر صرف هزينه بالا در سيستم مراقبتهاي سلامتي عوارض بيهوشي و جراحي را در مادر به دنبال دارد و اين مي طلبد كه با نظارت دقيق و هوشمند از C/S هاي بدون انديكاسيون ممانعت به عمل آوريم .

موارديكه ي تواند به تشخيص نظارتي صحيح در مورد انديكاسيون درماني سزارين كمك كند عبارتند :

1)       توجه به شرح حال از طريق صحبت با بيمار و حتي المقدور با همراهيان  ايشان

2)       توجه به پرونده و مستندات پرونده از جمله شرح حال

شرح حال بيمار :

حضور بر بالين بيمار و جويا شدن حال او نه به صورت  معرفي صريح كارشناس ، مي توان كمك بزرگي در تشخيص بگذارد . بيماران به طور معمول در برخورد اول ، به خصوص در بيمارستانهاي آموزشي انديشه و فكرشان به كارشناسي بيمه و تاييد يا عدم تاييد معطوف نمي گردد و معمولاً حقايق را مطرح و آشكار مي سازند.  كه مي تواند زمينه ساز و روشن كننده ديدكارشناسي در بررسي پرونده باشد

پرونده بيمار

هر پرونده بايد شرح حال داشته باشد و اطلاعات بايد تا جاي ممكن كامل باشد.

پرونده باليني بايد شامل موارد زير باشد.

-         اطلاعات عمومي درباره بيمار

-         هدف مراجعه

-         تاريخچه شكل فعلي و سابقه گذشته پزشكي

-         سابقه خانوادگي

-         داروهاي مورد استفاده

-         هر اطلاعاتي كه مي تواند در تصميمات درماني براي بيمار مفيد باشد (احمدي ، 1380)

در صورت ناقص بودن پرونده كارشناس مي تواند از پزشك معالج در مورد موارد مبهم توضيح بخواهد و درخواست كند تا در پرونده اطلاعات لازم درج گردد تا با توجه به مستندات پرونده اي كارشناسي صورت گيرد و جاي اعتراضي باقي نماند.

انديكاسيونهاي سزارين را مي توان به 3 دسته تقسيم كرد:

1-      انديكاسيونهاي مادري

2-      انديكاسيونهاي جنيني

3-      انديكاسيونهاي مادر و جنين

كه در صورت وجود هر عامل براي حفظ جان و سلامت مادر و جنين لازم است اقدام به سزارين نموده كه هر كدام از عوامل مربوط در اين مقاله توضيح داده مي شوند.

 

انديكاسيونهاي سزارين

تغييرات ضربان قلب

افزايش يا افت ضربان قلب

تغييرات ضر بانات قلب جنين بيش از 160 در دقيقه را تاكيكاردي و كمتر از 120 در دقيقه را برادي كاردي گويند.

پاسخ سيستم قلب و عروق جنين به استرس نمايانگر يك رابطه پيچيده بين وضعيت بيداري ، تغييرات گازهاي خوني ، غلظت يون هيدروژن، رفلكس هاي ناشي از بارور سپتورها و گيرنده هاي شيميايي و سطوح هورمون ها مي باشد. در طي پاسخ جنين به هيپوكسمي، انقباض انتخابي عروق ، برون ده قلبي را به سمت مغز، قلب، جفت و غدد آدرنال منحرف مي كند. در صورت بروز انقباض منتشر عروق ، افزايش فشار خون با تحريك بارور سپتورها و عصب واگ، باعث براديكاردي مي شود. در صورت عدم شدت وعدم تداوم براديكاري، جنين نرمال قادر به تحمل آن است. اما در روند آسيفكسي، عليرغم بروز انقباض منتشر عروقي ، فشار خون بالا نمي رود و براديكاردي تدريجي و طولاني مدت است. اين حالت را افت ضربان تاخيري late decelaration گويند و اغلب خطرناك است.

قبل از شروع وضع حمل، با هر انقباض جفت از خون پر مي شود. در هنگام انقباض ، خروجي وريدهاي مادري بسته مي شود اما شريان هاي داراي ديواره ضخيم فقط كمي تنگ مي شوند. در هنگام شل شدن رحم، خون در وريدهاي مادري جريان مي يابد. بنابراين با هر انقباضي ، خون از درياچه هاي خوني جفت خارج نمي شود و در هنگام شل شدن رحم هم (مرحله اول) بيشتر كوتيلدون ها فاقد جريان خون هستند. بنابراين طولاني شدن انقباض (مثل تتاني رحم) باعث هيپوكسي جنين مي شود.

فشرده شدن آئورت و وريد اجوف، از علل شايع اختلال ضربان قلب جنين (FHR) در حين زايمان است (احمدي ، 1380)

افت زودرس ضربان قلب  به صورت فرورفتگي هاي كم عمق و هم شكل كه نماي انقباضات رحمي را تقليد مي كنند. اين تغييرات معمولاً زماني كه دهانه رحم حدود CM 6-4 ديلاته شده است ديده

مي شود و از نظر پيامدي ، خوش خيم است.

افت دوره اي متغير ضربان به صورت خفيف – متوسط . علل دوره هاي افت متغير ضربان به تعداد كم و به تنهايي از اهميت باليني چنداني برخوردار نمي باشد. ولي دوره هاي مكرر و شديد سبب هيپوكسي، اسيدوز متابوليك و مرگ جنين مي شود.

علل دوره هاي مكرر و شديد افت، شامل پرولاپس بند ناف ، پيچيدن بند ناف به دور گردن، پارگي رحم ، كنده شدن جفت، افزايش تون رحم و تاكي سيستول مي باشد. اين عوامل مي تواند سبب افت هاي طولاني مدت شوند.

افت هاي متغير و طولاني شده ضربان كه علت ، تحت فشار قرار گرفتن بند ناف است. افت ديررس ضربان قلب كه بيانگر ناكافي بودن ميزان اكسيژن رساني رحمي – جفتي در طي انقباضات مي باشد. اگر كاهش اكسيژن خون جنين به كمتر از 18-15 برسد سبب انقباض بستر عروق روده ها و اندام ها و انتشار جريان خون به مغز، قلب و غدد فوق كليوي مي شود. در صورت تكرار افت دير رس ، پيروات و لاكتات توليد شده كه منجر به اسيدوزمتابوليك، آسفيكسي و احتمالاً مرگ جنين مي شود (كرمي و ستوده ، 1382)

اگر تعداد پايه ضربان قلب جنين كمتر از 110 ضربه در دقيقه باشد به آن برادي كاردي و اگر تعداد پايه ضربان قلب جنين بيشتر از 160 ضربه در دقيقه باشد به آن تاكي كاردي گويند. متوسط تعداد ضربان جنين، در طي 3 ماهه سوم ، بين 120 و 160 ضربه در دقيقه است. در مورد محدوده پايين طبيعي اين تعداد، در سطح بين المللي اختلاف نظر وجود دارد و برخي از محققان محدود پاييني را 110 ضربان در دقيقه پيشنهاد مي كنند از ديدگاه كاربردي تعداد ضربان قلب بين 100 و 119 ضربان در دقيقه به شرط فقدان ساير تغييرات ، معمولاً نشانه اي از وجود عامل مخاطره آميز در جنين در نظر گرفته نمي شود اين حد از تعداد اندك ضربان پايه قلب جنين و كه البته بالقوه طبيعي است) به اعمال فشار بر روي سر در موقعيتهاي اكسي پوت خلفي يا عرضي ، به خصوص در طي مرحله دوم ليبر، نسبت داده مي شود. در 2% از حاملگي هاي كه تحت پايش قرار گرفته اند ، چنين برادي كارديهاي خفيفي قابل مشاهده هستند و به طور متوسط حدود 50 دقيقه طول مي كشد.

تاكي كاردي، اكثر صاحبنظران تاكي كاردي خفيف را به صورت تعداد پايه ضربان قلب بين 161 و 180 ضربه در دقيقه و تاكي كاردي شديد را به صورت تعداد پايه مساوي يا بيش از 181 ضربه در دقيقه تعريف مي كنند ويژگي كليدي براي تشخيص مخاطره جنين در موارد تاكي كاردي ، افتهاي همزمان تعداد ضربان قلب مي باشد. (ويليامز، 1380)

جفت سرراهي PLACENTA PREUA

يك مورد از هر 200 حاملگي ( 4% در 5% موارد) به صورت جفت سرراهي گزارش شده است.

خونريزي  قابل اعتماد ترين علامت جفت سرراهي است كه خونريزي بدون درد است و خون قرمز و روشن است كه خونريزي براي اولين بار در اواخر سه ماهه دوم يا اوايل سه ماهه سوم ايجاد مي شود ولي خونريزي اصلاً شديد نيست در حملات بعدي خونريزي شديد تر شده تشخيص آن با سونوگرافي واژينال 100% ارزش تشخيص دارد ولي سونوگرافي ابدومينال 7-2% منفي كاذب دارد.

درمان در موارد خونريزي شديد حتي هفته 37 بايد به حاملگي به صورت فوري ختم داد ولي در مواردي كه بيمار خونريزي شديد ندارد و يا حاملگي آنها به ترم نرسيده، فرصت مي دهيم كه تا جنين MATURE شود و يا جفت MIGNATION شود.

موارديكه با وجود جفت سر راهي مي توان زايمان واژينال انجام داد شامل :

1-      مرده زايي .

2-      مالفورماسيون هاي عمده جنيني .

3-      جنيني كه قابليت حيات ندارد.

4-      زايمان فعال همراه با انگلاژمان سرجنين .

5-      ترديد در خصوص درجه جفت سرراهي، حتي در اين مورد تلاش طولاني براي زايمان واژينال عاقلانه نمي باشد (كرمي و ستوده منش ، 1382)

تقريباً همه بيماراني كه جفت سرراهي كامل دارند و اغلب بيماران مبتلا به انواع ناكامل ، وضع حمل به طريق C/S در مقايسه با وضع حمل واژينال خطر كمتري دارد.

دكولمان جفت PLACENT ABRUPTION

دكولمان جفت يعني جدا شدن زودرس جفتي كه به طور طبيعي كاشته شده و اغلب در سه ماهه سوم رخ مي دهد. در دكولمان جفت ناشي از تروما، كندگي مي تواند پيشرفت كند كه در صورت ديسترس ناگهاني جنين يا از دست رفتن تون قلبي جنين ، سزارين الزامي مي باشد (كرمي و ستوده 1382)


دكولمان جفت با درد شديد و ناگهاني همراه است. خونريزي ممكن است خفيف يا شديد باشد اصولاً خونريزي در سه ماهه سوم ايجاد مي شود وشيوع آن يك در هر 800 زايمان است.

خونريزي واژينال شايعترين علامت ، كه مقدار آن از يك لكه بيني تا خونريزي ماسيو متغير است انقباضات رحمي نيز شايع است كه خود را به صورت درد نشان مي دهد (وجه افتراق با جفت سرراهي)

درمان

در صورتي كه خونريزي وضعيت مادر را به خطر بيندازد پس از STABLE شدن وضعيت بيمار بايد به حاملگي ختم داد و در صورتي كه وضعيت مادر مخاطره آميز نيست ، نوع اقدام بستگي به وضعيت جنين دارد و چنانكه جنين دچار ديسترس شده باشد، بايد به حاملگي ختم داد و در صورتي كه جنين ديسترس نداشته باشد و ترم باشد، در صورت نياز بايد با INDUCTION به حاملگي ختم داد و در صورتي كه جنين ديسترس نداشته باشد و پره ترم باشد بايد مادر را تا زمان ترم تحت مراقبت قرارداد و در صورتي كه خونريزي زياد و يا ، ديسترس جنيني وجود داشته باشد ، C/S توصيه مي شود.

نمايش بريچ

جنين هاي ترم با نمايش بريچ را  مي توان با احتياط و به طريقه واژينال زايمان كرد زيرا علاوه بر اينكه عوارض نوزادي در زايمان واژينال با C/S تفاوتي ندارد، عوارض مادري كه گروهي كه زايمان واژينال داشتند ، بسيار كمتر خواهد بود با اين وجود ممكن است در زايمان واژينال به خصوص مرحله دوم شكست داشته باشد، به خصوص بيماراني كه بيهوشي اپيدورال دارند به علاوه C/S بعد از شكست در اين افراد با مطلوبيت كمتري همراه است.

بهترين طريقه زايمان در جنين هاي كمتر از GR 1500 با نمايش بريچ C/S است و C/S براي جنين هاي GR 2500-1500 هيچ فرقي با زايمان واژينال ندارد.

به طور كلي در نمايش هاي غير سفاليك و غير طبيعي تا زماني كه مشكل براي مادر پيش نيايد يا پيشرفت زايمان متوقف نشود و عارضه اي جنين را در گير نكند (از جمله ديسترس جنين) زايمان طبيعي توصيه مي شود (كرمي و ستوده ، 1382)

 

عوارض زايمان با نمايش بديچ

در وضعيت بديچ مهمترين علل مرگ و مير پري ناتال و با وضع حمل واژينال مرتبط بوده و شامل موارد زير هستند.

1-      آنوكسي ناشي از تاخير در وضع حمل .

2-      آسيبهاي زايماني كه وخيم ترين آنها ، آسيب طناب نخاعي، پاره شدن كبد ، طحال و غدد آدرنال .

3-      ناهنجاريهاي تكاملي كه در مقايسه با جنينها كه با پرزانتاسيون ورتكس به دنيا مي آيند ، ناهنجاريها 2 تا 3 برابر شايع ترند. (ويليامز، 1380)

ديابت حاملگي

در ديابت به طور ايده آل بايد زايمان نزديك ترم صورت گيرد . نسبت  L/S خون را در 37 هفتگي اندازه مي گيريم اگر 2 يا بيشتر بود، زايمان  در 38 هفته انجام  مي شود. براي آنهايي كه سن حاملگي شان مطمئناً مشخص است (زايمان پس از 38 هفته كامل انجام مي شود تا اين زمان جنين در معرض خطر ، نيست و در رحم به رشد خود ادامه مي دهد و عارضه ديگري هم وجود ندارد (خصوصاً هيپرتانسيون  مادر و هيدرآمينيوس شديد)

اگر هيپرتانسيون شديد ايجاد شد زايمان را حتي با L/S كمتر از 2 انجام مي دهيم. (ويليامز، 1380

تمام زنان ديابتي كه C/S مي شوند نياز بيشتري به پيشگيري از عفونت رحم توسط آنتي بيوتيك دارند.

فشار خون حاملگي

فشار دياستوبيك mmhg90 يا بالاتر و فشار سيستوليك HG MM 140 و بالاتر به عنوان هيپرتانسيون حاملگي محسوب مي شود. البته اگر در طي حاملگي mmhg 30 به فشار سيتوليك و MMHG 15 بر فشار دياستوكيك قبل از حاملگي افزوده شود، نيز فشار خون حاملگي تلقي مي شود.

اگر فشار سيستول بالا باشد فرد 50% شانس ابتلا به پراكلامپسي دارد و اگر فشار دياستوليك بالا باشد شانس بروز پراكلامپسي 30% و اگر هر دو بالا باشند اين احتمال به 65% مي رسد براي تاييد فشار خون بالا حداقل 2 بار و حداقل به فاصله 6 ساعت بايد فشار خون بالا تاييد شود.

پرتئينوري زماني تلقي مي شود كه  آزمايش ادرار با فاصله 6 ساعت دفع پروتئين به ميدان MG 100 وجود داشته باشد يا در ادرار 24 ساعت MG 300 پروتئين وجود داشته باشد.

ادم در اندام تحتاني به ويژه در اواخر حاملگي طبيعي است ولي اگر دست و صورت و شكم باشد غير طبيعي است و اگر اين ادم پس از استراحت باقي بماند به نفع پراكلامپسي است.

براي ختم حاملگي در پراكلامپي و اكلامپسي چنانچه امكانات حمايت و مراقبت بيمار وجود داشته باشد و كنتر انديكاسيون ديگري وجود نداشته باشد زايمان مي تواند به طريق واژينال صورت گيرد. (ويليامز، 1380)

پره اكلامپسي به  صورت سندرم HTN همراه با پروتئينوري وادم توصيف مي شود. پروتئينوري يك علامت ديررس پراكلامپسي است و نشانه ضايعه  گلومرولي است.

موثرترين درمان پره اكلامپسي زايمان جنين و جفت است در مواردي كه بيمار هفته هاي آخر حاملگي خود را سپري كند و وضعيت سرويكس مناسب باشد بايد القاي زايمان صورت گيرد.

القا و انجام زايمان طبيعي تا زماني كه كنترانديكاسيون براي آن وجود نداشته باشد ارحج است تعيين يك زمان نهايي مثلاً 8 تا 12 ساعت پس از شروع با اكسي توسين، روش عاقلانه اي است چرا كه اگر تا اين زمان زايمان اتفاق نيفتد بايد اقدام به C/S كرد.

پلي هيدروآمينيوس و اليگوهيدرو آمينيوس

ميزان متوسط مايع آمينوتيك در هنگام ترم CC 800 است  حجم و غلظت سديم در مايع آمينوتيك عليرغم بلعيده شدن توسط جنين و اضافه شدن ادرار جنين ، ثابت مي ماند.

اليگو هيدروآمينيوس هموراه نشانگر وجود اختلال است اما پلي هيدروآمينيوس مي تواند در حاملگي طبيعي نيز رخ دهد.

اصطلاح پلي هيدروآمينيوس به وجود مايع آمينوتيك بيش از CC 200 اطلاق مي شود اليگوهيدرآمينوس مي تواند باعث آترزي ريه شود.

PROM سد موعد

دراين حالت خطر بلوغ يا آنوماليهاي ناشي از تحت فشار قرار گرفتن جنين وجود ندارد بلكه عفونت مادر و نوزاد و جلوگيري از انجام سزارين مهمترين مسائل مي باشند اگر بلافاصله پس از PROM سر موعد در تمام بيماران القاي زايمان انجام شود، ميزان C/S افزايش مي يابد. از سوي ديگر انتظار نيز موجب افزايش ميزان عفونت مي شود.

در غلب زنان ترم (90%) زايمان به طور خود به خود در عرض 24 ساعت پس از PROM صورت مي گيرد بهتر است كه فرد به مدت كمتر از 12 تا 24 ساعت تحت نظر باشد و در صورتيكه زايمان شروع نشد، اكسي توسين شروع شود. اگر PROM در زمان ترم رخ داد، در صورتيكه بعد از 12 تا 24 ساعت، انقباضات زايماني وجود نداشته باشد القاء زايماني صورت گيرد.

سزارين تكراري

سزارين قبلي هميشه نمي تواند دليل سزارين در حاملگي  بعدي شود. مواردي كه سزارين اوليه به دلايل زير باشد،  ختم حاملگي بعد، حتماً بايد با C/S باشد.

1- C/S اوليه به دليل CPP بوده باشد.

2- زناني كه ممكن است زايماني طولاني و خسته كننده داشته باشند (مانند خانم هايي كه با پارگي پرده هاي جنين ، پرزانتاسيون بالا، سرويكس سفت و افاسمان نيافته ، به بيمارستان مي رسند)

3- خانم هايي كه سابقه عمل C/S كلاسيك يا ميومكتومي دارند.

4- زناني كه بعد از رسيدن سن قابل حيات جنين به درد مداوم در منطقه توش رحمي دچار مي شوند.

وجود عامل X  مي تواند دليل C/S باشد.

5- فاكتور X مي تواند عوامل زير باشد .

1-      خانم نخست زايي كه سنش بالا باشد.

2-      سابقه نازايي

3-      پرده هاي جنين پاره شده اما زايمان شروع نشده

4-      ديابت

- انديكاسيونهاي زايمان واژينال به دنبال C/S قبلي

1-      بيمار بايد موافق باشد

2-      برش رحمي حتماً از نوعي عرضي پايين رحم باشد.

3-      انديكاسيون C/S الزامي قبلي وجود نداشته باشد.

4-      دوره پس از عمل خوش خيم باشد.

5-      در حاملگي اخير عوارضي مثل ماكروزومي ، سوء وضعيت MAL POSITION ، چند قلويي وجود نداشته باشد.

بيماريهاي طبي مادر

چنانچه به وخامت گراييدن هر نوع عارضه طبي حاملگي ، بيمار يا جنين رادر معرض خطر قراردهد و تحريك زايمان ناكام بماند، وضع حمل از طريق C/S انديكاسيون دارد. پره اكلامپسي شديد ، اكلامپسي و ديابت نمونه هايي از اين عوارض هستند.

اعمال جراحي انجام شده روي رحم و واژن

بعد از ترميم ناهنجاريهاي رحمي توسط جراحي، ميومكتومي عميق و متعدد يا پيوند مجدد لوله هاي فالوپ  كه به جدار رحم روي مي دهند، ترميم سيتوسل – ركتوسل و وجود سركلاژي كه از طريق شكم قرارداده شده است، از ديگر انديكاسيونهاي C/S است.

ناهنجاريهاي جنيني مثل هيدروسفالي ، استخوان سازي ناكامل مي تواند انديكاسيون C/S باشد.

 

CPD

عدم تناسب بدن ابعاد جنين و لگن مادر كه مي تواند به دليل ماكروزومي جنين يا ناهنجاريهاي لگن يا تومور باشد.

زايمان ديسقونكسيوني

تعداد فزاينده اي از اعمال C/S به واسطه عدم پيشرفت زايمان انجام مي شوند. بسياري از موارد عدم پيشرفت زايمان معلول عدم تناسب بين ابعاد لگن و اندازه جنين در نظر گرفته مي شوند با اين حال در تعداد قابل ملاحظه اي از بيماران عدم پيشرفت نتيجه زايمان ديسفونكسيوني است (احمدي ، 1380)

واژ CPD تقريباً به هر گونه زايمان واژينال نا موفق گويند كه اغلب زماني به كار برده مي شود كه پيشرفت زايماني كافي نبوده و اين ممكن است به دليل تجويز ناكافي اكسي توسين بوده و ارتباطي به بزرگي جنين يا كوچكي لگن مادر نداشته باشد.

شيوع زايمان سخت (ديستوشي)

زايمان سخت در زنان اول زا شايع تر از زنان چند زا است و مرحله اول زايمان شايعتر از مرحله دوم زايمان است و علت ديستوشي به انقباضات ضعيف رحمي و عدم تناسب لگن مادر و اندازه جنين نسبت داده شده است.

تست NST

در اين تست مادر را به مانيتورينگ وصل مي كنند و به محض حركت بچه دكمه را فشار مي دهند در صورتي كه در عرض 20 دقيقه 2 حركت بكند و در هر حركت ضربان قلب 15 تا افزايش مي يابد و 15 ثانيه طول مي كشد اين حالت را Reactive گويند ، اگر جنين حركت بكند ولي افزايش ضربان قلب نداشته باشد non reactive كه نشانگر زجر جنين است.

- در ريسك بين مهره گردني ، توصيه به c/s مي شود.

حاملگي پر خطر

حاملگي پر خطر به بار داري اطلاق مي شود كه در آن مادر ، جنين، يا نوزاد ، قبل يا بعد از زايمان ، در معرض خطر قرار داشته باشند. عوارض مختلفي مي توانند بر روي حاملگي پرخطر موثر باشند از جمله سوء تغذيه ، عدم مراقبت كافي در دوره بارداري (پري ناتال) ، حاملگي ناخواسته، اختلالات ژنتيكي و بيماريهاي زمينه اي مادر يا جنين ، اختلالات مامايي كه مادر و جنين را در معرض خطر قرار مي دهند عبارتند از: پره اكلامپسي ، اكلامپسي ، دكولمان جفت ، نارس بودن جنين ، نوزاد SGA و ساير اختلالات

سن مادر 20 تا 29 سال در معرض كمترين خطر قرار دارند.

سن مادر بالاي 35 سال و زير 20 سال در معرض خطر قرار دارند.

 

اختلالات بند ناف

1) اتصال VELAMENTOUS

در اين حالت ، عروق نافي قبل از رسيدن به صفحه كوريوني از يكديگر جدا شده و درون غشاهاي جنيني حركت مي كنند وقتي اين عروق به جنين مي رسد VASOPREVIA ممكن است هنگام زايمان پاره شده و حتي باعث مرگ جنين شوند. اتصال و لامنتوس در يك درصد جفتها ديده مي شود و 20 تا 25% جنين ها در اين حالت دچار نقايص ساختماني مي شوند.

-         كوتاه بودن بند ناف باعث دكولمان جفت مي شود.

-         بلند بودن بند ناف باعث پيچيده شدن دور گردن و TORSION مي شود (پناهي و نعيمي، 1376)

2) پرولاپس بند ناف

پرولاپس بند ناف يكي از اورژانس هاي مهم مامايي است د راين عارضه خونرساني به جنين مختل مي شود بند ناف ممكن است بين سر جنين و سرويكس يا ديواره لگن گير كرده و عروقش فشرده شود و يا در داخل يا خارج از واژن قرار گرفته و به علت سر بودن اين نواحي عروقش به شدت منقبض شده و خونرساني به جنين را مختل كند

در اختلالات بند ناف سزارين درمان انتخابي مي باشد به شرطي كه فعاليت قلبي جنين وجود داشته باشد (كرمي و ستوده ، 1382)

عوامل مستعد كننده پرولاپس بند ناف

1-      پره ماچوريتي

2-      نمايش غير طبيعي

3-      هيدروآمينوس

4-      چند قلويي

5-      عضو نمايش انگاژه شده

6-      عدم تناسب جنين با مادر

7-      انجام بعضي مانورها براي تسهيل زايمان

پرولاپس بند ناف : پايين افتادن بند ناف به دورسگمان تحتاني رحم اطلاق مي شود. پرولاپس بند ناف ، به دليل فشرده شدن متناوب جريان خون و هيپوكسي جنين حاصل از آن باعث ميزان قابل توجهي عوارض مرگ و مير حوالي تولد مي گردد.

هر عاملي كه مانع تماس مناسب عضو پرزانته با سرويكس شود، پرولاپس بند ناف را تحريك مي كند علل شايع عبارتند : نارس بودن (كمتر از 34 هفته) ، پرزانتاسيون غيرطبيعي (بريچ، پيشاني) پوزسيون اكسيپوت خلفي ، تومورهاي لگن ، جفت سرراهي ، جفت پايين LOW-LYING ، عدم تناسب سرجنين با لگن مادر، هيدرآمينيوس ،چند قلويي ، پارگي زودرس پرده ها قبل از انگلاژمان. (احمدي ، 1380)

3) پيچ خوردن بند ناف به دور گردن

چرخش بند ناف به دور جنين مي تواند باعث افزايش طول آن شود. در 21% موارد يك حلقه در 5/2% موارد دو حلقه و در 2% موارد 3 حلقه بند ناف دور گردن نوزاد هنگام زايمان وجود دارد. وجود حلقه هاي منفرد يا متعدد بند ناف دور گردن بر اساس مطالعات مختلف باعث عوارض يا مرگ و مير نمي شود. در يك مطالعه گزارش شده كه طول زياد بند ناف مي تواند از فاكتورهاي مهم مرده زايي باشد (احمدي ، 1380)

در اختلالات بند ناف سزارين درمان انتخابي مي باشد به شرطي كه فعاليت قلبي جنين وجود داشته باشد (كرمي و ستوده ، 1382)

اندازه طبيعي بند ناف

زجر جنين

زجر جنين مي تواند به دو صورت مزمن و حاد باشد.

زجر جنين به صورت مزمن در دوره پره ناتال تظاهر مي كند و فاكتورهايي در بروز زجر جنين مزمن دخالت دارند، از جمله سن زياد مادر – بيماري مادر مثل هيپرتانسيون

سابقه حوادث مامايي در حاملگي هاي قبل مثل سابقه عدم رشد كافي جنين ، بيماري هاي ژنتيك

زجر جنين حاد جنين در دوره پره تال مشكلي ندارد و هنگام زايمان به طور ناگهاني دچار زجر مي شود كه از عوامل موثر بر آن

1-      دفع مكونيوم

2-      تغييرات ضربان قلب بيش از 160 يا كمتر از 120 در دقيقه

3-      اسيدوز ، PH كمتر از 20/7 به عنوان اسيدوز محسوب مي شود. در صورتي كه PH به كمتر از 15/7 برسد، اقدام اورژانسي جهت C/S بايد صورت گيرد.

ارزيابي الكترونيكي جنين تشخيص ديسترس جنين را آسان كرده است.

البته عدم صحت جواب آزمايش (موارد مثبت كاذب باعث افزايش C/S شده است.

مراحل زايمان

زايمان 2 مرحله دارد :

مرحله اول شامل سه فاز

1-      شتاب دهنده

2-      فعال

3-      كند شونده

- فاز شتاب دهنده كه فاز فعال زايمان شروع مي شود.

اگر زايمان به طور مناسبي پيشرفت كند هيچ مداخله درماني به جز فراهم كردن آرامش بيمار و تشويق او لازم نيست در غير اين صورت درمان فوري ضروري است.

انقباضات رحمي غير مؤثر – افزايش اسيدوز در ميومتر – ضعيف شدن انقباضات رحمي در صورت احتمال خطر سلامت مادر يا بچه بايد C/S صورت گيرد (كرمي ، 1382)

الف : فاز اول زايمان LATENT PHASE حدود 8 ساعت انقباضات رحمي نامنظم و با قدرت كم كه سبب نرم شدن سرويكس و ديلاتاسيون تا 2 ساعت مي شود. حداكثر آن در مولتي پار 14 است و در پرايمي پار 20 ساعت است.

ب: فاز فعال Active phase حدود 6 ساعت كه خود 3 فاز دارد.

1- Accelaration سبب ديلاتانسيون تا 4 سانت مي شود.

2- maximum slope ديلاتانسيون از 4 ساعت به 8 سانت مي رسد.

3- deceleration ديلا تاسيون از 8 سانت به 10 سانت مي رسد.

كلاً انقباضات در فاز اكتيو منظم و قوي است (3 انقباض در هر ده دقيقه هر كدام 90 – 45 ثانيه) طولاني شدن مرحله latent تاثيري در مورتاليتي و موربيدتي جنين ندارد.

مرحله دوم

حدود 2 ساعت در زنان مولتي پار معمولاً 20 دقيقه و در پرايمي بار 50 دقيقه است توقف در حين فاز فعال زايماني موجب نگراني مي باشد، زيرا ممكن است اين پيشامد مبين عدم تناسب ابعاد جنين و لگن در زنان پريمي گراويد باشد. در صورتي كه انقضباضات نامنظم و ديلاتاسيون پيشرونده گردن رحم متوقف گردد بنا به تشخيص پزشك بايد اكسي توسين تجويز و در صورت عدم جواب، C/S ضرورت پيدا مي كند.

تقريباً هميشه بايد طي 6-4 ساعت بعد از تحريك با اكسي توسين ، تصميم به انجام C/S گرفت در طي اين مدت ممكن است وضع حمل صورت نگيرد ولي پزشك مي تواند به طور منطقي امكان وقوع آن را تعيين كند (پناهي، 1376).

در زمان تجويز اكسي توسين در موارد high risk بايد مونيتورينگ الكترونيك و اندازه گيري مستقيم انقباضات رحمي صورت گيرد.

 

نتيجه گيري :

آنچه از مطالب ارائه شده در رابطه با انديكاسيون سزارين نتيجه مي شود ، اينكه با توجه به نقش كليدي كارشناس ناظر بيمارستان در تاييد يا عدم تاييد پرونده هاي سزارين ، هر كارشناس بايد بكوشد كه با افزايش اطلاعاتش و استناد به منابع علمي و ديدگاه كارشناسي ، بتواند با موارد سزارين غير ضروري و غير علمي مقابله كند كه علاوه بر جلوگيري از تحميل هزينه هاي گزاف به سازمان مي تواند گامي در جهت حفظ سلامت جامعه بردارد . در صورتيكه كارشناس ناظر از يك پشتوانه علمي برخوردار باشد ، به طور مسلم در جامعه طرف قرارداد درماني جايگاه بهتري براي سازمان و خود كسب مي كند .

منابع :

-         احمدي ، كامران : 1380، زنان و مامايي، تهران

-         پناهي ، محمد و محمد حسن نعيمي : 1376 ، زنان ومامايي ، تهران : طيب

-         كانينگهم ، كنت، لونوگيلسترپ وسترم هوث1380: بارداري و زايمان ويليامز ، ترجمه بهرام قاضي جهاني و همكاران ، ويرايش 21، تهران : گلبان

-         كرمي ، مجتبي و اكبر ستوده منش : 1382 ، دنفورث، بيماريهاي زنان،  تهران : طب

گزارش از : knmsio.ir

 

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : سه شنبه دوم آذر 1389
دکتر محمود فتاحي بافقي 

طي دوکارآزمايي تصادفي شده‌ي جديد به مسأله‌ي عمل جراحي براي فتق ديسک و اسپونديلوليستزيس spondylolisthesis پرداخته شده است.

 

            پژوهشگران آلماني تعداد 283 بيمار که به علت فتق ديسک دچار علائم سياتيک شده بودند و طي شش تا دوازده هفته از شروع علائم مراجعه نموده بودند را به صورت تصادفي در دو گروه درماني جراحي و غير جراحي قرار دادند. 89% بيماران گروه جراحي در طي دو هفته از شروع بررسي تحت درمان جراحي ميکروديسککتومي Microdiskectomy قرارگرفتند.

 

             39% بيماران گروه غير جراحي نيز نهايتاً به علت عدم بهبود علائم در طي يکسال از شروع بررسي تحت درمان جراحي قرارگرفتند. در بررسي‌نتايج درمان گروه جراحي شده در طي چهار تا دوازده هفته اول (يک تا 3 ماه) ميزان ناتواني کمتري نسبت به گروه غير جراحي داشتند. پس ازآن نتايج درمان با گذشت زمان به هم نزديک شد به طوري که بعد از يک سال اختلافي بين دو گروه از نظر ميزان ناتواني وجود نداشت.

 

            در بررسي ديگر، درآمريکا، 300 بيمار با سن متوسط 66 سال که دچار اسپونديلوليستزيس دژنراتيو کمر بودند و ثانويه به آن دچار تنگي کانال نخاعي Spinal stenosis  ولنگش نوروژنيک neurogenic claudication يا راديکولوپاتي شده بودند به صورت تصادفي تحت درمان جراحي يا غير جراحي قرارگرفتند. عمل جراحي عبارت بود از لامينکتومي دکمپرسيو خلفي lamienectomy with fusion همراه با فيوژن posterior decompression در طي يک سال، حدود 40% بيماران گروه درماني خود را عوض کرده و به گروه ديگري رفتند. نهايتاً نتايج درمان پس از دو سال مورد بررسي قرار گرفت که نتيجه‌ي‌ درمان در بيماران عمل شده به طور قابل ملاحظه‌يي بهتر بود.

 

با توجه به يافته‌هاي اين دو بررسي مي‌توان نتيجه‌گرفت: در سياتيک ناشي از فتق ديسک عمل جراحي زودرس، باعث بر طرف شدن سريعتر علائم مي‌گردد ولي پيامدهاي درمان پس از يک سال، مشابه افرادي است که ابتدا درمان غير جراحي شده‌اند و در صورت عدم پاسخ بالاجبار تحت عمل جراحي قرارگرفته‌اند.

 

          در مورد اسپونديلوليستزيس دژنراتيو علامت‌دار که با تنگي کانال نخاعي همراه است به نظر مي‌رسد انجام عمل جراحي نسبت به درمان غير جراحي رويکرد مناسب‌تري باشد، هر چند به علت عوامل محدود کننده در اين بررسي، شامل جابجايي بيماران دو گروه واشکال در تصادفي کردن randomizationکامل بررسي، بايد با احتياط بيشتري اين نتيجه‌گيري انجام شود

 



ارسال توسط سید معین سیحون

۱- الیزابت اسکیم: مدت کوتاهی بعد از مرگ مادر، الیزابت اسکیم با پزشک مادرش -دکتر وولف- ازدواج کرد. از آن زمان، او شیفته اختراع تازه آن هنگام، یعنی اشعه ایکس شد. وی کار قبلی‌اش را که کتابداری بود رها کرد تا در آزمایشات شوهرش شرکت کند. آنها یک ماشین اشعه ایکس خریدند و نخستین آزمایشگاه اشعه ایکس را در سانفرانسیکو احداث کردند. متأسفانه آنها از عوارض اشعه ایکس آگاه نبودند و خودشان را در آزمایشات در معرض اشعه قرار می‌دادند و موضوع آزمایشات می‌شدند. سرانجام الیزابت اسکیم در نتیجه سرطان درگذشت.



۲- لوییس اسلوتین: وی در پروژه منهتن که هدفش درست کردن نخستین بمب هسته‌ای بود شرکت داشت. در یکی از آزمایشات او به صورت تصادفی ظرفی محتوی بریلیوم را در درون محفظه دیگری رها کرد که باعث یک واکنش خطرناک شد. بقیه دانشمندانی که در اتاق بودند، هاله آبی یونیزاسیون را مشاهده کردند و موجی از گرما را حس کردند. میزان اشعه‌ای که او دریافت کرد، تقریبا به اندازه اشعه‌ای است که در صورت فاصله ۱۵۰۰ متری از یک اتفجار اتمی، نصیب آدم می‌شود. اسلوتین را بالافاصله به بیمارستان بردند، اما او نه روز بعد درگذشت.



۳- اتو لیلینتال: او را پادشاه گلایدر می‌شناختند. لیلینتال، یکی از پیشگامان هوانوردی بود و نخستین انسانی بود که چندین پرواز موفق با گلایدر داشت. عکس‌های او در همه روزنامه‌ها و مجلات چاپ می‌شدند و منجر به این عقیده عمومی می‌شدند که هوانوردی، امری ممکن خواهد شد. اما در جریان پروازی در سال ۱۸۹۶، ستون مهره او بعد از سقوط از ارتفاع ۱۷ متری شکست. آخرین حرف او این بود: فداکاری‌های کوچک باید انجام شوند.



۴- ماری کوری: ماری کوری، نیازی به معرفی ندارد، او و شوهرش پییر، در سال ۱۸۹۸ رادیوم را کشف کردند و در پی این شکف، مشغول خواص این عنصر بودند. متأسفانه، مشخص شد که تماس مداوم با اشعه می‌تواند منتهی به بیماری شود. ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در نتیجه ابتلا به لوسمی درگذشت.



۵- جان گادفری پاری توماس: او یک مهندس و اتوموبیل‌ران ولزی بود. آرزوی زندگی او شکستن رکورد سرعت مالکوم کمپل بود. به همین منظور او اتوموبیلی به نام «بابز» ساخت. اما در جریان تلاش برای شکست رکورد، یکی از زنجیرهای اتوموبیل او پاره شدن و به گردنش برخورد کرد و منجر به مرگ فوری او شد.



۶- الکساندر بوگدانف: در تلاش برای جوانی همیشگی، او شروع به آزمایشاتی روی انتقال خون شد. او تزریق خون را روی خودش امتحان کرد و ادعا کرد که طاس شدنش متوقف شده و دید چشمش بهتر شده است. اما او اصلا خون‌های اهداکننده‌ها را آزمایش نمی‌کرد و در یکی از آزمایشان خون فردی مبتلا به مالاریا و سل را به خودش تزریق کرد و در نتیجه عوارض این تزریق درگذشت!



۷- جان فرانسیس دو روزیه: او معلم فیزیک و شیمی بود. وی یکی از کسانی بود که نخستین پرواز بالون را نظاره کرده بود و همین مطلب شوق پرواز را در او ایجاد کرده بود. او نخستین کسی بود که با بالون به ارتفاع ۹۰۰ متری رسید. او کارش را در این مرحله متوقف نکرد و در تلاش بعدی در نظر داشت از فراز کانال لنگلیس، از انگلیس به فرانسه برود. متأسفانه بعد از اینکه او ۴۵۰ متر اوج گرفت، بالونش منفجر شد و منجر به مرگ او شد.



۸- کارل اسکیل: او یک داروساز بود و شخصی بود که عناصر شیمیایی زیادی مثل اکسپژن، کلورین، تنگستن، منگنز و مولیبیدن را کشف کرده بود. اما او عادت عجیبی داشت: چشیدن کشفیاتش! او گرچه در یک نوبت، بعد از چشیدن سیانید هیدروژن، نمرد! اما دفعه بعد از چشیدن جیوه درگشت!



۹- هنری وینستنلی: او فانوس دریایی معروفی را در ادیستون در بریتانیا احداث کره بود. وی که از استحکام سازه‌اش مطمئن بود، ترجیح داد که در حین یک طوفان در درون آن بماند. متأسفانه فانوس دریایی او در هم شکست و وینستنلی و ۵ نفر دیگر در این میان کشته شدند.



۱۰- کارل سوسِک: او کپسولی اختراع کرده بود که طبق ادعای او می‌توانست شخصی را به سلامت از آبشار نیاگارا بگذراند! در سال ۱۹۸۵، یک شرکت سرمایه‌گذاری حاضر شد که به او برای آزمایش کپسول ویژه‌اش کمک کند. به همین منظور در یکی از مناطق تگزاس آبشاری ۵۵ متری ساخته شد. کپسول او می‌بایست بعد از فرود درون چاله‌ پایین آبشار مصنوعی می‌افتاد. اما متأسفانه کپسول به لبه این چاله برخورد کرد و سوسک روز بعد درگذشت!


 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : یکشنبه سی ام آبان 1389

گفتگوهای کودکانه با خدا

 

خدای عزيز!

به جای اينکه بگذاری مردم بميرند و مجبور باشی آدمای جديد بيافرينی، چرا
کسانی را که هستند، حفظ نمی‌کنی؟

امی

 

خدای عزيز!

شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را
نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.

لاری

 

خدای عزيز!

اگر يکشنبه، مرا توی کليسا تماشا کنی، کفش‌های جديدم رو بهت نشون ميدم.

ميگی

 

خدای عزيز!

شرط می‌بندم خيلی برايت سخت است که همه آدم‌های روی زمين رو دوست داشته
باشی. فقط چهار نفر

عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچين کاری کنم.

نان

 

خدای عزيز!

در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری تعطيلات، چه کسی
کارهايت را انجام می‌دهد؟

جين

 

خدای عزيز!

آيا تو واقعاً نامرئی هستی يا اين فقط يک کلک است؟

لوسی

 

خدای عزيز!

اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرف‌های زشتی را که توی بازی بولينگ
می‌زند، تو خانه هم استفاده کند،به بهشت نمی‌رود؟

آنيتا

 

خدای عزيز!

آيا تو وافعاً می‌خواستی زرافه اينطوری باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟

نورما

 

خدای عزيز!

چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟

جان

 

 

خدای عزيز!

آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که « نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که
آنها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟ » اگر اين طور باشد،

من بايد حساب برادرم را برسم.

دارلا

 

خدای عزيز!

بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزی که من به خاطرش دعا کرده
بودم، يک توله سگ بود.

جويس

 

خدای عزيز!

وقتی تمام تعطيلات باران باريد، پدرم خيلی عصبانی شد. او چيزهايی
درباره‌ات گفت که از آدم‌ها انتظار نمی‌رود بگويند.

به هر حال، اميدوارم به او صدمه‌ای نزنی.

دوست تو (اما نمی‌خواهم اسمم رو بگم)

 

خدای عزيز!

لطفاً برام يه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هيچ چيز از تو نخواسته بودم.
می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.

بروس

 

خدای عزيز!

برادر من يک موش صحرايی است. تو بايد به اون دم هم می‌دادی‌ها! ها!

دنی

 

 

خدای عزيز!

فکر می‌کنم منگنه يکی از بهترين اختراعاتت باشد.

روث

 

خدای عزيز!

من هميشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمی‌کنم.

اليوت

 

خدای عزيز!

از همۀ کسانی که برای تو کار می‌کنند، من نوح و داود را بيشتر دوست دارم.

راب

 

خدای عزيز!

من دوست دارم شبيه آن مردی که در انجيل بود، 900 سال زندگی کنم.

با عشق کريس

 

خدای عزيز!

ما خوانده‌ايم که توماس اديسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دينی
يکشنبه‌ها به ما گفتند تو اين کار رو کردی.

بنابراين شرط می‌بندم او فکر تو را دزديده.

با احترام دونا

 


خدای عزيز!

لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه می‌کنم.

دين

خدای عزيز!

فکر نمی‌کنم هيچ کس می‌توانست خدايی بهتر از تو باشد. می‌خوام اينو بدونی
که اين حرفو بخاطر اينکه

الان تو خدايی، نمی‌زنم.

چارلز

 

خدای عزيز!

هيچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بيان. تا وقتی که غروب خورشيدی رو
که روز سه‌شنبه ساخته بودی،

ديدم، معرکه بود.

اجين



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : یکشنبه سی ام آبان 1389

اریترومایسن ، پنی سیلین ، سولفونامید ، تتراسایکلین ، ونکومایسین و .... جز دسته ای بزرگ از ترکیبات شیمیایی هستند که باعث متوقف کردن رشد باکتریها (باکتریواستاتیک) و یا از بین بردن باکتری ها (باکتریوسیدال) در یک دوز پایین می شوند . در علم میکروب شناسی به این دسته از دارو ها که بروی باکتری ها اثر می گذارند آنتی بیوتیک می گویند . هر دسته از انتی بوتیک ها بر روی باکتری خاصی تاثیر دارد و این دارو ها بر روی ویروس و یا سایر میکروارگانیسم ها تاثیری نخواهند داشت . با این حرفا ،  این سوال در ذهن ایجاد می شود که ما از کجا بدانیم چه آنتی بیوتیکی بر روی چه باکتری هایی موثر است ؟ جواب سوال ما تست آنتی بیوگرام است که به صورت روتین در آزمایشگاه های میکروبیولوژِی انجام می گیرد . این تست به ما نشان می دهد که کدام یک از آنتی بیوتیک ها بر روی میکروب ما موثر است . همانطور که می دانید نمونه های گرفته شده برای بخش میکروبیولوژِی متفاوت هستند . اما نمونه ها هر چی که باشند (خون ، مایع مغزی-نخائی ، مدفوع ، ادرار ، خلط و..) در آخر  معمولا آنتی بیوگرام می شوند تا داروی موثر تجویز شود . در واقع باید بگوئیم که در عفونت های میکروبی آزمایشگاه دارو را تجویز می کند نه پزشک ... در این پست تقریبا هیچ نکته ای را قلم ننداختم و فکر کنم کامل است . منتظر نظرات شما هستم .

 خلاصه ای از پروسه آنتی بیوگرام دیسک دیفیوژن

بعد از کشت نمونه دریافتی در محیط کشت مناسب ، اگر شرایط مناسب باشد و باکتری در نمونه ما باشد ، باکتری موجود در نمونه رشد خواهد کرد . بعد از رشد باکتری ، از ان لام (مقداری نمونه + سرم فیزیولوژِی) تهیه می کنیم و رنگ آمیزی گرم انجام می دهیم . اگر باکتری ایزوله ما ، جز باکتری های پاتوژن باشد ، باید تست آنتی بیوگرام را انجام دهیم . مقداری از نمونه را برداشته و  در محیط کشت آنتی بیوگرام کشت می دهیم ، سپس دیسک های آنتی بیوگرامی را روی محیط کشت گذاشته و جواب را بعد از ۲۴ ساعت برسی کرده و نتایج را گزارش می کنیم .

  • بعد از معرفی ابتدایی آنتی بیوگرام ، وارد بحث تخصصی آزمایشگاهی می شویم .

اصول آنتی بیوگرام

اصول آنتی بیوگرام بر پایه دو اصطلاح میکروب شناسی است یعنی :

  • Minimum Inihibitory Concentration (MIC)
  • Minimum Bactericidal Concentration (MBC )

منظور از MIC ، غلظتي از يك آنتي بيوتيك است كه مي تواند رشد باكتري را در شرايط آزمايشگاهي مهار كند. و منظور از MBC ، حداقل غلظتي از دارو است كه باكتري را از بين مي برد. در اغاز باید بگم که باید آزمایش کننده چهار اصل زیر را قبل از آغاز آنتی بیوگرام مشخص کند :

  • Which organisms to test?کدام ارگانیسم برای تست                                                        
  •  
  • What methods to use?کدام روش تست                                                               
  •  
  • What antibiotics to test?کدام آنتی بوتیک  
  •  
  • How to report results? چگونگی گزارش نتایج

روش های مختلف انجام تست تعیین حساسیت داروئی

  • Disk diffusion (Kirby Bauer)
  • Broth micro-dilution MIC (NCCLS متد رفرنس)
  • Etest

وسائل و موارد مورد نیاز برای تست انتی بیوگرام "دیسک دیفیوژن"

  1. محیط کشت که آنتی بیوگرام بر روی آن انجام می شود که "آگار مولر هینتون" می باشد .
  2. لوله حاوی نیم مک فارلند .
  3. لوله حاوی یک سی سی سرم فیزیولوژِی استریل
  4. دیسک های انتی بیوگرام
  5. باکتری خالص در محیط کشت مناسب
  6. سواب ، انس ، شعله ، هود ، چراغ
  • محیط نیم مک فارلند

محیط نیم مک فارلند محیطی در تست آنتی بیوگرام است که میزان کدر بودن نمونه خود را با ان مقایسه می کنیم . این محیط حاوی ۱.۵*۱۰۸ باکتری است . نحوه تهیه این محیط در آزمایشگاه به شرح زیر است :

روش تهیه محیط نیم مک فارلند

این محیط به مدت ۶ ماه در تاریکی و در ظرف در بسته که به وسیله اتش بسته شده است می تواند مورد استفاده قرار گیرد . اما با این اوصاف ، اگر در هر زمان رسوبی در لوله مشاهده شد ، محیط غیر قابل استفاده خواهد بود . زمانی که می خواهیم از این محیط استفاده کنیم باید انرا به خوبی حل بزنیم و جهت مقايسه كدورت لوله كشت با لوله مك فارلند، استفاده از يك زمينه سفيد با خطوط سياه و نور كافي توصيه مي‌شود این اقدام بويژه جهت باكتريهايي مثل هموفيلوس، گنوكك و پنوموكك كه در محيط آبگوشت به خوبي رشد نمي‌كنند توصيه مي‌شود.

  • روش کار

روش های مختلفی برای تعیین حساسیت باکتری ها به انتی بیوتیک ها وجود دارد اما من در این قسمت تست روتین و ساده دیسک دیفیوژن (Disk diffusion ) را معرفی می کنم .

بعد از ایزوله کردن باکتری ، مقداری از کلونی باکتری را به وسیله انس (نه لوپ) برداشته و در سرم فیزیولوژی استریل حل می کنیم . باید در نظر داشت که چون ، در تست آنتی بیوگرام میزان کدر بودن برای ما خیلی مهم است ، بنابراین در انتخاب مقدار نمونه باید دقت کنیم تا نمونه را بیشتر یا کمتر از نیم مک فارلند برنداریم . اگر میزان کدورت کمتر از نیم مکفارلند باشد ، مقداری دیگر از نمونه را در سرم فیزیولوژی استریل حل می کنیم و یا اگر میزان کدر بودن ، بیشتر از نیم مک فارلند باشد در این صورت باید مقداری سرم فیزیولوژی استریل اضافه کرد تا به کدورت مناسب و برابر با نیم مک فارلند برسیم . بعد از تهیه محلول هموژن خود ، با سواب استریل محلول را به هم زده و بعد از آبکشی کردن سواب ، (برای آب کشی ، سواب را با قدرت به دیواره لوله تکیه داده و فشار دهید تا آب آن گرفته شود .) آن را به محیط کشت مولر هینتون انتقال می دهیم و به طور کامل به وسیله سواب ، محیط کشت را به صورت چمنی کشت می دهیم به طوری که هیچ محلی در محیط از قلم نیافتد  . بعد از کشت ، دیسک های انتی بیوگرام که قبل از نیم ساعت از تست ، بیرون یخچال قرار داده شده اند را انتخاب و بر روی محیط کشت انتقال می دهیم . باید ذکر کنم که نحوه قرار دادن دیسک ها در محیط کشت مولر هینتون ، به صورت دایره ای  است و فاصله این دیسک ها از هم دیگر حدود 12 میلیمتر باشد و باید از دیواره هم فاصله داشته باشند . در ضمن فاصله این دیسک ها را می توان با توجه به تجربه خود کم و یا زیاد کنیم . دیسک های مورد استفاده هم باید با نوع باکتری ایزوله شده ما مناسب باشد مثلا هیچ وقت برای باکتری گرم منفی ، پنی سیلین قرار نمی دهیم چون نسبت به آن مقاوم هستند و یا اینکه آنتی بیوتیک کلروامفینیکل را برای کشت ادرار قرار نمی دهیم چون این انتی بیوتیک نمی تواند وارد مجاری ادراری شود و... بعد از قرار دادن دیسک ها ، در پلیت را بسته و به مدت 24 ساعت آنها را در دمای 37 درجه سانتیگراد ، انکوبه می کنیم (لازم به ذکر است که بنابه به تحقیقات تازه محقین ، دمای انکوبه برای آنتی بیوگرام به ۳۵ درجه کاهش یافته است و مدت زمان آن هم به ۱۶ تا ۱۸ ساعت کاهش یافته است ) . بعد از 24 ساعت پلیت را زیر چراغ برسی می کنیم  .آنگاه مي‌بايد قطر هاله عدم رشد را با خط‌كش اندازه گيري کرد و با توجه به جدول همراه دیسک ها ، گزارش تست انتی بیوگرام خود را برای هر یک از انتی بیوتیک ها ، به صورت حساس (Susceptible ) ، مقاوم (Resistant) و یا نیمه حساس (Intermediate) گزارش می شود .

نحوه خواندن و گزارش کردن

بعد از انکوبه ، محیط ما باید به صورت زیر باشد :

آنتی بیوگرام

همان طور که مشاهده می کنید در اطراف برخی از دیسک ها هاله روش وجود دارد که این نشان دهنده حساس بودن ان بکتری به ان دیسک است و باید حساس گزارش شود . همچنین در اطراف بعضی از دیسکها هیچ گونه هاله ای نیست در این حالت این باکتری را باید نسبت به ان دیسک مقاوم گزارش داد . اگر طبق جدول خود هیچ یک از حالات فوق مشاهده نشود در اینصورت نیمه حساس را گزارش می کنیم .

و چند نکته مهم  :

  • در اندازه گیری از خط کش معمولی و یا ویژه این کار استفاده کنید .
  • همیشه امتداد خط کش باید از وسط دیسک عبور کند .
  • همیشه قطر اندازه گیری می شود .
  • باید در تست انتی بیوگرام ، نگاه بدبینانه ای داشت . یعنی اینکه کوتاهترین مسیر را برای تعیین حساسیت انتخاب می کنیم .
  • اگر در اطراف دیسک خط هایی کشیده شده باشد در این صورت باید از اخرین خطی که بعد از ان دیگر کلونی نیست تعیین حساسیت کرد.
  • اگر در اطراف دیسک حتی یک کلونی هم باشد باید از همان جا تا دیسک را اندازه گیری کرد نه کل هاله را .
  • همیشه به محل هاله دقت کنید بازم می گم همیشه و کوتاهترین مسیر ار انتخا کنید .
  • دیسک ها و هاله ها را در زیر نور برسی کنید .

 محيط كشت در آنتي بيوگرام

محيط مورد استفاده در روش دیسکی مولرهينتون است كه بايد pH آن بين 4/7-2/7 تنظیم شده باشد .
و در پليت به قطر 100 ميلي متر حدود 30-25 ميلي ليتر محيط مولر هینتون میریزیم و قطر مورد نظر حاصل مي‌گردد. جهت اجتناب از خشك شدن سطح محيط بايد پليتها را در كيسه‌هاي پلاستيكي نگهداري نمود.پس از تلقيح محيط آنتي بيوگرام در فاصله حداكثر 15 دقيقه مي‌بايد ديسكهاي آنتي بيوتيك را در سطح آگار با فاصله مناسب از يكديگر  قرار داد.سپس به مدت 18-16 ساعت در انكوباتور 35 درجه سانتي‌گرام نگهداري نمود. روشهای اصلاح شده در باکتریهای سخت رشد نیز یکی دیگر از روش ها است در بعضی از باکتریهای سخت رشد از محیط های کشت اختصاصی استفاده می شود مانند : محیط کشت HTM در هموفیلوس ها .
 
نکات بسیار مهم در آنتی بیوگرام
  • تست همیشه در زیر هود و در کنار شعله انجام شود .
  • باکتری ایزوله شده باید ، خالص رشد کرده باشد .
  • در زمان برداشت نمونه باید سعی شود که از یک کلونی برداشت شود .
  • قبل از انتقال سواب به محیط کشت مولر هینتون ، محیط کشت را از عدم رشد کلونی های باکتری در محیط کشت مولر هینتون برسی کنیم . اگر کلونی در محیط کشت دیده شد ، محیط را عوض می کنیم .
  • همیشه به وسیله انس نموه را برداشته و سپس به لوله حاوی سرم فیزیولوژی استریل اضافه کنید .
  • برای اینکه به کدروت مورد نظر نیم مک فارلند دست یابید ، از مقادیر کم کلنی شروع کنید و یا کلونی را ابتدا به دیواره لوله انتقال دهید و سپس کم کم کلونی را به محیط آبگوشت اضافه کنید تا به کدورت مورد نظر دست یابید .
  • همیشه بعد از باز کردن در لوله و بعد از بستن ان ، سر لوله را در معرض شعله قرار دهید .
  • اگر پنبه سر لوله ها ، به سطح هود افتاد باید آنها را دور انداخت .
  • اگر سوآب را به خوبی آب گیری نکنیم در این صورت به علت تبخیر مایع بالایی در انکوباسیون ممکن است رطوبت در سر طرف مولر هینتون قرار گیرید .
  • همیشه بعد از اینکه محیط کشت را با سواب کشت چمنی دادیم ، سواب را به ظرف حاوی مواد ضد عفونی یا استریل کننده انتقال دهیم .
  • اگر نمونه مورد نظر ما مشکوک به سودوموناس است (بوی شبیه گل یاس) در این صورت سواب را ایتدا در روی ضعله قرار دهید و سپس به محیط ضد عفونی کننده انتقال دهید .
  • هیچ وقت سواب را به دور محیط کشت حرکت ندهید .
  • همیشه قبل از باز کردن محیط کشت ، سر پلیت را با ضعله ضد عفونی کنید .
  • برای راحتی کار ، ایتدا دیسک ها را بر روی پلیت تعیین مکان کنید و سپس به محیط اضافه کنید .
  • تا زمانی که دیسک ها را در روی محیط مولر هینتون ، فشار نداده اید می توانید جای انها را تغییر دهید . اما بعد از فشار هیچ وقت نباید آنها را تغییر داد .
  • همیشه دیسک ها را از بالا توسط یک گیره به محیط اضافه کنید .
  • فبل از گذاشتن دیسک سعی شود که هر دو طرف را برسی کنید تا اگر دیسک حاوی نام نباشد ، از به کار گیری ان خودداری کنید .
 
خطا های تست انتی بیوگرام
  • اگر بیشتر از یک کلونی برداشت شود ، نتیجه تست ما کلا اشتباه خواهد بود . چون در این صورت با تست آنتی بیوگرام ، چند کلونی را از نظر حساسیت برسی کردیم که ممکن است یک کلنی حساس باشد و دیگری نه . پس دقت شود .
  • اگر محیط کشت ما بعد از انکوبه ، به صورت خط خطی باشد نشان دهنده این است که مقدار کلونی ماکمتر از نیم مک فارلند بود .
  • اگر در دور تمام دیسک ها هاله تشکیل شد و یا در اطراف هیچ یک از دیسک ها هاله ای تشکیل نشد برای برسی نتایج باید تست را تجدید کرد .
  • اگر PH محیط مولر هینتون مناسب نباشد نتایج ما اشتباه خواهد بود .
  • نگه داری غلط دیسک ها و استفاده از محیط های تاریخ گذشته موجب خطا می شود .
  • تهیه اشتباه محیط نیم مک فارلند هم میتواند باعث اشتباه شود .
  • تأخير زياد بين استاندارد كردن كدورت كشت و تلقيح پليت
  •   همراه بودن سواب با مقدار زيادي مايع آبگوشت به هنگام تلقيح محيط آنتي بيوگرام (نگرفتن مايع اضافي با جدار لوله)

این نکته ها یادم بود اگه بازم یادم اومد اضافه می کنم

  • دیسک های مورد استفاده در آنتی بیوگرام

همان طور که در بالا هم گفتم ، باید از دیسک های مناسب باکتری ایزوله شده استفاده کرد . انتخاب نوع دیسک ها بسیار مهم است چون از یک طرف باید قضیه مقاوت داروئی را در نظر بگیریم و از طرف دیگر باید سلامت فرد را هم در نظر بگیریم برای نمونه :

بسیاری از باکتری ها کم کم به آنتی بیوتیک ها مخلفت مقاوم می شوند که این می تواند عمر آنتی بوتیک ها را کم کم به سوی افول هدایت کند .

و یا اینکه مصرف خود سر و یا اضافی که حاصل اشتباه فردی و یا اشتباه تکنیکی در تست انتی بیوگرام است می تواند عوارض گوناگونی داشته باشد . مثلا استفاده زیاد از سولفونامید ها باعث بیماری های عصب شنوایی و یا بیماری های کلیوی خواهد شد و یا اینکه مصرف زیاد پنی سیلین باعث تروبوسایتوپنی و مصرف زیاد تتراسایکلین باعث گرانولوسیتوپنی خواهد شد .

  • نگهداری دیسک ها : دیسک ها باید در یخچال و یا در فریز نگه داری شوند . اگر دیسک ها به صورت STOCK هستند در دمای فریز باید نگه داری شوند اما دیسک ها به صورت روتین تا یک ماه در دمای یخچال نگه داری می شوند .
  • کنترل کیفی :  به كمك سوشهاي استاندارد و با مراجعه به جدول مربوطه مي‌بايست نسبت به كنترل كيفي روند آنتي بيوگرام اقدام نمود.

چند نکته :

اگر باکتری ایزوله شده کوکسی گرم مثبت مانند استافیلوکوک طلائی (اورئوس) باشد در این صورت دو دیسک کلیندامایسن و اریترومایسن را در کنار هم و مقداری نزدیک تر قرار می دهیم . چون کلیندمایسن باعث می شود تا ژن القا کننده در اریترومایسن فعال شود . در واقع دیسک کلیندمایسن فعال کننده ژن خاموش اریترومایسن است .

  • آمینوگلیکوزید ها بر روی باکتری های بی هوازی تاثیر می گذارند .
  • کلروامفینیکل در نمونه ادراری استفاده نمی شود چون وارد ادرار نمی شود .
  • ونکومایسن ، اریترومایسن ، کلیندمایسن ، پنی سیلین و چند تا دیگه بر روی باکتری های گرم مثبت تاثیر می ذارند .
  •  دیسک ایمیپنم هم برروی گرم مثبت و هم بر روی گرم منفی تاثیر دارد ولی باید در عفونت های شدیدی استفاده شد تا مقاومت ایجاد نشود .
  • سفالکسین که بر روی گرم مثبت و منفی تاثیر دارد به صورت خوراکی است .
  • تتراسایکلین آنتی بوتیک وسیع الطیفی است و معمولا به صورت موضعی استفاده می شود .

در اخر هم باید ذکر کنم که دیسک ها را بر اساس نوع بیمارستان و یا نوع محل تست می توان تغییر داد و یا مکان و فاصله انها را هم تغییر داد و این که بسیاری از مراحل تست به صورت عالی انجام گیرند باید تجربه کافی داشت و همیشه سعی کنید که به بهترین نحو کار خود را انجام دهید .



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : جمعه بیست و هشتم آبان 1389

(30) پيدا كردن آنكه چون بود مر واجب الوجود را علم بچيزهاى بسيار بى‏آنكه اندر ذات وى بسيارى افتد؟

اوّل چيزى‏1 ببايد دانستن كه علم واجب الوجود نه چون علم «13»

__________________________________________________

 (1- 2) هستى بخش. موجد.

 (3) رك: ص 54 س 9 و ح 1.

ما بود و نه بر قياس علم ما، و ديگر «1» كه اندر ما دو گونه علم است:

يكى بسيارى واجب كند «2» و يكى نكند. آنكه بسيارى واجب كند ورا علم نفسانى خوانند، و آنكه واجب نكند و را علم عقلى خوانند، و شرح اين هر دو سپستر بحقيقت «3» گفته آيد، و ليكن «4» اينجا جمله‏اى بمثال بنماييم:



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد

.
************ ********* ********* ********* **
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوي، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!
************ ********* ********* ******
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه
بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله.
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.
************ ********* ********* ********* ********
بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته
بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد
برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389
امروزه‌ انواع‌ مختلفي‌ ازنشريات‌ علمي‌، مجلات‌ تحقيقي‌، خلاصه‌ پژوهش‌ كنفرانسها ، گزارش‌ يافته‌ ها ،جمع‌ بنديهاي‌ ساليانه‌ علمي‌ وجود داشته‌ و منتشر مي‌ گردند . اما سنگ‌ بنا و مبناي‌ اصلي‌ تمام‌ آنها بخصوص‌ درتحقيقات‌ علمي‌ امروزي‌ پژوهش‌ علمي‌ پايه‌ و نو مي‌باشند كه‌ توسط‌ اكثر مجلات‌ علمي‌ چاپ‌ مي‌گردند.دراينجا نيازي‌ نيست‌ كه‌ بطور دقيق‌ پژوهش‌ علمي‌ پايه‌ را تعريف‌ كرده‌ و شرح‌ دهيم‌، ولي‌ بطور خلاصه‌ پژوهش‌علمي‌ پايه‌ و نو به‌ پژوهش‌ اي‌ گفته‌ مي‌ شود كه‌ تاكنون‌ چاپ‌ نشده‌ و مربوط‌ به‌ تحقيق‌ انجام‌ شده‌اي‌ باشد. هر مجله‌اي‌ براي‌ خود تعريفي‌ از اين‌ نوع‌ پژوهش‌ دارد، ولي‌ تقريبا تمام‌ تعريفات‌ حول‌ همين‌ عبارت‌ پژوهش‌ پايه‌ وتحقيقات‌ پايه‌ مي‌ چرخند .

 

بطور كلي‌ چرا بايد پژوهش‌ تحقيقي‌ نوشت‌؟
دلايل‌ دخيل‌ درنوشتن‌ پژوهش‌ كدامند ؟ آيا به‌ اين‌ علت‌ است‌ كه‌ با چاپ‌ تعدادي‌ پژوهش‌ ترفيع‌ علمي‌ خواهيدگرفت‌ ؟ آيا استاد راهنماي‌ شما مي‌ خواهد بعضي‌ از نتايج‌ كاري‌ كه‌ توسط‌ شماانجام‌ مي‌ شده‌ و يا مي‌شود راببيند ؟ و آيا شما مي‌ خواهيد با استفاده‌ از داشتن‌ پژوهش‌ به‌ كنفرانسي‌ برويد ؟ ممكن‌ است‌ در جامعة‌ علمي‌امروزي‌ اينها دلايل‌ كافي‌ و معمول‌ براي‌ چاپ‌ پژوهش‌ باشند، ولي‌ در اصل‌ دلايل‌ واقعي‌ نيستند .



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
دانلود بیوشیمی مصور هارپر ویرایش 28 - Harpers Illustrated Biochemistry

بیوشیمی مصور هارپر مهمترین منبع اصلی برای دانشجویان علوم پزشکی در بیوشیمی است. ویرایش قبلی این کتاب،یعنی ویرایش ۲۸در سال ۲۰۰۶ چاپ شده بود . در سال ۲۰۰۹ آخرین ویرایش این کتاب نیز چاپ شد که برای استفاده علاقه مندان برای دانلود در سایت قرار می دهیم.فرمت فایل CHM است و به صورت رنگی است . تعداد فصل های این ویرایش 54 است .

Harpers Illustrated Biochemistry 28e

دانلود بیوشیمی مصور هارپر

  • حجم فایل ، 21.53 مگابایت است .
  • برای دانلود دانلود کنید .                  


ارسال توسط سید معین سیحون

"در ادامه معرفی کتاب های آزمایشگاهی نوبت به کتاب "تشخیص ۱۰ دقیقه ای " رسیده ... همان طور که از اسم کتاب مشخص است روش های ازمایشگاهی را در تمام زمینه ها هماتولوژی ، میکروبیولوژی،انگل ، قارچ ، بیوشیمی و ... بررسی می کند و به طور خلاصه به معرفی انها می پردازد کتاب بسیار جالبی است و باتوجه به حجم کمش برای دانلود پیشنهاد می شود . علاوه بر اینکه تست های ازمایشگاهی را بررسی می کند ناهنجاری های مربوط به تمام اعضای بدن را هم به صورت جداگانه مورد بحث قرار می دهد. لازم به ذکر است که فرمت فایل هم CHM است ."

            10 minute diagnosis

  • حجم فایل ۱.۳۶مگابایت است.
  • برای دانلود ایبوک کلیک کنید. 

 



ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : شنبه پانزدهم آبان 1389

Henry Bence Jone پروتئین بنس جونز

 پروتئین بنس- جونز متشکل از دایمرهایی از زنجیره های سبک کاپا یا لاندا ایمنوگلوبین ها است.این پروتئین در ابتدا به وسیله هنری جونز در سال 1847 به علت خواص قابلیت انحلال غیر معمول آن شناخته شده است.
این پروتئین وقتی تا  `c60-40 حرارت داده شود رسوب می کند اما وقتی جوشانیده می شود دوباره محلول می گردد.وزن مولکولی این پروتئین کوچک است،44000 دالتون، بنابراین از داخل گلومرولهای سالم به آسانی فیلتره می گردد.
برای درک پروسه ترشح زنجیره های سبک در ادرار لازم است به منشا تولید این زنجیره ها پی ببریم.در بیماریهای اساسی یک کلون بدخیم از ایمنوسیتهای تولید کننده ایمنوگلوبولین تشکیل می گردد. تمامی سلولها در کلون نتیجه پرولیفراسیون یک سلول منفرد هستندو بنابراین دارای خواص یکسانی می باشند.




ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : شنبه پانزدهم آبان 1389

تاریخچه بانک خون

اگر تاریخچه بشریت را مرور کنیم به این نکته پی می بریم که خون نقش بسزایی در حیات بشری دارد که به طوری نویسنده کتاب (ترجمه شده از کتاب تاریخ بانک خون) از ان به عنوان "نیروی حیات" نام برده است . انسان های غار نشین در نقاشی های خود خون را در زمانی که زخمی می شدند در نقاشی های خود می گنجاندند . در کتاب انجیل گفته شده است که : "حیات جسمانی در خون است" و یا چینی ها (۷۷۰-۲۲۱ قبل از میلاد) اعتقاد داشتند که روح در خون است . خون نقش بسیار مهمی در مراسم قبیله ای و کهن مردم جهان داشت . رومی ها و مصری ها با خون استحمام می کردند و اعتقاد داشتند که خون ناراحتی های فیزیکی و روحانی آن ها را بر طرف می سازد . رومی ها حتی خون را به گلادیوتورهای زخمی تجویز می کردند و به انها می نوشاندند چون اعتقاد بر ان بود که نوشیدن خون به عناون یک نیروی حیاتی انها را سرزنده خواهد کرد . همچنین برخی از هندوهای شمال امریکا برای مجازات خود از خودشان خون می گرفتند چون فکر می کردند که خون نیرومندترین قدرت است .



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
 
تاريخ : شنبه پانزدهم آبان 1389

طبق آمار سازمان جهانی بهداشت بیش از ۱۷ میلیون نفر در سال ۲۰۰۵ در اثر ابتلا به یكی از انواع بیماری های قلبی - عروقی مانند حمله قلبی جان خود را از دست داده اند و بر خلاف عقیده عموم بیش از این مرگ و میرها در كشورهای كم درآمد و یا با درآمد متوسط و همچنین به میزان برابر بین زنان و مردان رخ می دهد.
در سایت سازمان جهانی بهداشت در پاسخ به این سوال كه چطور می توان از بروز حمله قلبی یا سكته قلبی جلوگیری كرد ضمن انتشار مطلب فوق آمده است كه اخبار خوب حاكی از آن است كه وقوع ۸۰ درصد از حملات قلبی قابل پیشگیری هستند.
در ادامه این مطلب آمده است داشتن یك رژیم غذایی سالم، داشتن تحرك و فعالیت بدنی منظم و نیز خودداری از استعمال تمام انواع محصولات دخانی كلیدهای اصلی این موفقیت هستند.
این سه راهكار ساده نه تنها به میزان قابل توجهی درصد بروز سكته قلبی را كاهش می دهند بلكه در بیشتر موارد در پیشگیری از ابتلا به دیابت نوع دوم، اختلالات مزمن در مجاری تنفسی و نیز انواع خاصی از سرطان ها موثر هستند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط سید معین سیحون
آخرین مطالب

پیج رنک

آرایش